پنجشنبه ۲۸ خردادساعت ۲۰:۵۲Jun 2026 18
جستجوی پیشرفته
رکنا ۱۳۹۶/۰۴/۱۹ - ۰۷:۰۹

اصرار به ماندن در خانه وحشت / وقتی پدرم در زندان بود مادرم ...

رکنا: با دیدن ماموران انتظامی، هراسان و حیران به این سو و آن سو می دوید. دست و پایش را گم کرده بود. دوباره زندان را مقابل چشمانش می دید. از شدت ترس به ماموران خیره شد اما وقتی فهمید که نیروهای انتظامی برای انجام ماموریتی دیگر وارد خانه اش شده اند، بغضش ترکید و در حالی که فریاد می زد با آن ها کاری نداشته باشید روی زمین نشست و به روزگار تیره اش های های گریست.. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)

برچسب خبرهای مرتبط