سایر منابع:
سایر خبرها
یک مرد هندی همسرش را بخاطر دیرآوردن غذا کُشت!
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از پایگاه اینترنتی ایندیپندنت؛ آشوک کومار یک مرد 60 ساله هندی است که در غزای آباد ، دهلی زندگی می کند. او پس از آنکه تعلل سونینا ، همسر 55 ساله اش را در حال آوردن شام مشاهده می کند با اسلحه به سر زن شلیک می کند. رینکو پسر 32 ساله آن ها که شاهد ماجرا بود، گفت: پدرم در حالی که هوشیاری نداشت ساعت 9 شب به خانه آمد و به سرعت از مادرم غذا خواست. پدرم اکثر اوقات
150 دقیقه اعترافات قاتل آتنا کوچولو
جسد اهالی تجمع کردند که برای آرام کردن آنها مجبور شدیم تحقیقات را متوقف کرده و به آنجا برویم. بعد از بازگشت اهالی به خانه هایشان، بازجویی از قاتل را آغاز کردیم. مرد جوان در جریان 150 دقیقه بازجویی به تشریح قتل پرداخت. عامل قتل درباره انگیزه اش گفت: روز حادثه دخترک قصد شستن دست هایش را داشت. او را به کارگاه برده و دچار وسوسه شیطانی شدم. او مقاومت کرد که دستم را مقابل دهانش گرفتم و باعث
جنگ خندق 17 شوال
/> حسان گفت:ای دختر عبد المطلب خدایت بیامرزد!به خدا تو خود می دانی که من مرد این کار نیستم و کشتن او از من ساخته نیست. صفیه گوید:وقتی من این پاسخ را از حسان شنیدم کمرم را محکم بستم و آن گاه عمودی(که چوب یا حربه دیگری بوده)به دست گرفتم و از قلعه پایین آمدم و با همان عمود بدان یهودی حمله کردم و او را کشتم سپس به داخل قلعه رفته و به حسان گفتم:من او را به قتل رساندم اکنون برخیز و جامه و اسلحه اش
عادت کرده ایم آلودگی ها را زیر فرش پنهان کنیم
منفی به ازدواج چیست: قطعا ریشه اش به گذشته ها بر می گردد. درواقع ما احتیاج فراوانی به خوانش دوباره گذشته هایمان داریم تا ببینیم بالاخره چه زمانی خواهیم توانست عشق و مهرورزی را یاد بگیریم؟ دراین میان این نکته که در فرهنگ ما، عرف و اجتماع هرگونه صحبت درباره مهرورزی را عیب می دانند؛ البته مشکل بزرگی است. اینکه پدر و مادر ها در این جامعه جلوی بچه ها نمی توانند دست های همدیگر را بگیرند، مشکل بزرگی است. ما
اعتراف مرد رنگرز به قتل هولناک آتنا کوچولو
باقی نگذاشته بود که آتنا در مقابل مغازه او ناپدید شده و وی حقیقت را انکار می کرد. این مرد حتی برای تحقیقات تخصصی در اختیار پلیس آگاهی مرکز استان قرار گرفت اما با این حال مدعی بود که بی گناه است. او ادامه می دهد: در این مدت 2بار دستور بازرسی مغازه و محل زندگی مظنون پرونده صادر شد. مأموران با حکم قضایی راهی آنجا شدند و همه جا را با دقت گشتند اما هیچ سرنخی به دست نیامد. پرونده تبدیل به
مروری بر خاطرات مردمی از قیام گوهرشاد / ماجرای آژانی که از ننه خاور می ترسید و روضه خوانی که مردم رو قسم ...
زندان بود و بعد به سمنان تبعیدش کردند. هر روز باید می رفت خودش را به شهربانی معرفی می کرد. آنجا خلع لباسش کردند و کلاه پهلوی سرش کردند. از سمنان یک کاغذی به دست مادرم رسید که رویش نوشته شده بود من زنده ام. مادرم بعد از شش ماه فهمید که پدرم زنده است و کجاست. مادرم تمام این مدت را با چند تا بچه به خانه پدرش در یکی از روستاهای اطراف مشهد رفته بود. می گفت هر وقت مأموران امنیه می آمدند به روستا، یکی از
نبض قتل های 96 در اختلافات خانوادگی؛ 85قتل، 7همسرکشی
خانوادگی 2زن 1مرد حسین آباد جیرفت 7 9فروردین پسری که از دست والدینش شاکی بود که به او می گفتند با دوستان ناباب می گردد پدر و مادرش را به قتل رساند اختلافات خانوادگی 1زن 1مرد پردیس تهران 8 10فروردین پلیس در پی کشف جسد مردی 6ساله در قصابه از توابع مشگین
سرگذشت نشر؛ از فروش قسطی تا کتاب تستی/ اولین ها و آخرین های قبل از انقلاب ایران
بود. نشر طهوری از اولین ناشران راسته انقلاب بود. سیداحمدرضا طهوری، خاطراتش را از زمان کودکی که همراه پدرش به کتابفروشی می رفت، شروع کرده و می گوید: مادرم، فیروزه صدر طهوری، در خانه مثل یک صحاف به پدرم کمک می کرد. طهوری پدر اما از خیابان شاه آباد (جمهوری) کارش را آغاز کرد و آن طور که حدادی می گوید از نخستین کتابفروشی هایی بود که به مقابل دانشگاه تهران کوچ کرد. عبدالغفار طهوری وقتی
قدم به قدم تا رهایی
تماشای چهره فرسوده و جسم ناتوانش در آیینه، آزارش می دهد و روز به روز بیشتر آبش می کند؛ نه تنها جسمش، غرورش نیز قطره قطره در مقابل چشمانش آب می شود. اعتیاد، بلایی است که در جانش رسوخ و روحش را خسته و بیمار کرده است. روزی عزیز دل پدر و مادر بود اما اکنون لب های کبود و حلقه های سیاه اطراف چشم، او را از چشم انداخته و خانه نشینش کرده است. این روزها، صحبت کردن با پدر و مادر و اقوام، سربه سر
کی روش؛ یک مربی درخشان
مستقیم وی را هدف انتقاداتش قرار داد. 3. درگیری با ماموران ضد دوپینگ قبل از جام جهانی 2010: در این اتفاق چند چیز دخیل بود و من برای اولین بار در زمانی اشتباه در مکانی اشتباه بودم! ماموران کنترل دوپینگ ساعت 7 صبح وقتی که بازیکنان پیش از بازی با کیپ ورد در حال استراحت بودند به هتل آمدند. اگر شما جای من بودید چه می کردید؟ سپس در تعطیلات موزامبیک بودم که خبر از محرومیتم دادند. به دادگاه عالی
سرنوشت شوم مادرپیر از دست پسر و عروسش
به گزارش گروه رکنا،یک چشم زن میانسال اشک بود و چشم دیگرش آه. دل پردردی داشت و از کارهای پسر جوانش به ستوه آمده بود. زن 55ساله در بیان مشکل زندگی اش گفت: چند سال قبل در ای شوهرم را از دست دادم. بعد از مرگ همسرم سعی می کردم زندگی ام را با چنگ و دندان حفظ کنم و سایه سر بچه هایم باشم. من برای آنها هم پدر بودم و هم مادرم. زن دل شکسته افزود:دلم خوش بود که پسر بزرگم در کنارم است. چهار پنج سال گذشت
پایان ماجراجویی 3 معتاد فراری در ساختمان نیمه تمام
خطاب به مأموران تهدید کرد که اگر به او نزدیک شوند، خودش را خواهد کشت. فرمانده انتظامی مشهد با تأیید این خبر به خبرنگار ما گفت: مأموران اکیپ گشت کلانتری شهید هاشمی نژاد که در محل حضور یافته بودند، با مشاهده این صحنه، با تیزهوشی و مذاکره مبتنی بر اصول روانشناسی مرد 44 ساله را از تصمیم اشتباهش منصرف کرده و او را وادار ساختند از پشت بام پایین بیاید. سرهنگ محمد بوستانی تصریح کرد
می خواهم فیلمی دفاع مقدسی را جلوی دوربین برم
نزدیک فیلم جدیدم را تولید کنم؛ کاری که آن نیز در حوزه دفاع مقدس است. در خاتمه سخنانم تاکید می کنم که بیان ارزش های جنگ همیشه جزء آرمان هایم من بوده و هیچ گاه از بیان آن نخواهم گذشت. در این گزارش با محسن کاسه ساز، فرزند ارشد وی در تشریح وضعیت پدر خود بیان کرد: بیماری پدر من از بهمن ماه سال 95 آغاز شد، البته ما خیلی اتفاقی متوجه این مسئله شدیم، چون طی 8 روز چند کیلو وزن کم کرد و به شدت کم غذا
اصفهان به این خبی ، به این پاکیزگی ، دِ نریز مسلمون !
، باری بر دوش ماموران زحمتکش شهرداری برای جمع آوری آنها می افزاید. به همین منظور ، به سطح شهر رفتم تا از نزدیک با جزئیات این سوژه مواجه شوم . از اتفاق در خیابانی در بافت تاریخی شهر ، جایگاهی قرار داشت که در آن به تازگی چای توزیع شده بود و تعداد زیادی لیوان های یک بار مصرف هم کف خیابان به حال خودشان رها شده و با وزش باد این سو و آن سو می رفتند . برای من که به زیبایی اصفهان تعصب خاصی دارم، دیدن این
این زن آواره به شوهرش دارو خوراند و او را با همدستی مرد کثیفی کشت و حالا.....
اتاق خبر 24 : نیلوفر بخاطر همدستی با مرد مورد علاقه اش به 10 سال زندان محکوم شده است و حالا درحالیکه قاتل اصلی اعدام شده است او در آستانه آزادی قرار گرفت. فروردین ماه سال 86 بود مرد 32 ساله ای با نام مسعود وقتی شام خورد چشمانش سیاهی رفت و بخاطر خواب آلودگی برخلاف شب های قبل دیگر به تماشای تلویزیون ننشست و به اتاق خواب رفت. بچه ها که تعجب کرده بودند از اینکه پدر شان زود
دانش آموز دوم راهنمایی بودم که پسر همسایه مان مرا به اتاقک برد!
موادمخدر آشنا شدم. البته اولین بار زمانی که دوم راهنمایی بودم پسر همسایه مان در چناران مرا به داخل اتاقک منزلشان برد و آن جا مواد مصرف کردیم ولی با این وجود علاقه ای به مصرف مواد نداشتم. بعد از پایان تحصیلات در یک شرکت مشغول کار شدم و اواخر سال 79 ازدواج کردم. همسرم در یک مهدکودک کار می کرد که خواهرم او را برایم خواستگاری کرد. اگرچه از همان آغاز زندگی مشترک اختلافاتی با هم داشتیم ولی به زندگی
ردیابی قاتل در انبوهی از برف و یخ
کند. یک نقطه شروع و مهم مشکل اضافی اینجا است که پدر و مادر مقتول (جیل بیرمنگام و تانتو کاردینال) هم اصلاً نمی توانند حدس بزنند که چه کسی قاتل دخترشان بوده و با کدام نیت و انگیزه این کار را انجام داده است. در عین حال آنها فرزند دیگری دارند که یک پسر جوان ناآرام و معتاد به موادمخدر است و به زندان افتاده و باند او از گروههای حاکم بر مجتمع بازپروری خلافکاران و معتادان منطقه است و به هر
از دستگیری عامل انتشار عکس های خصوصی دانشجویان تا فرود اضطراری هواپیما+فیلم
مبارزه با موادمخدر شهرستان بافق با اطلاع از اینکه یک دستگاه خودرو پژو 405 قصد حمل موادمخدر از استان های جنوب شرق به سمت مرکز را دارد موضوع شناسایی و دستگیری قاچاقچیان در دستور کار پلیس قرار گرفت. وی گفت: ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر شهرستان، پس از هماهنگی های لازم، به صورت نامحسوس اقدام به کنترل خودروهای عبوری کردند که پس از مدتی خودروی موردنظر شناسایی و متوقف شد. کمالی
احمد توکلی: مخالف نخست وزیر شدن ولایتی بودم/اصولگرایان به آزادی و نقش مردم کم اهمیت می دهند
خاطره ها هم ناخوشی های آن روزها بود. چند خواهر و برادر بودید؟ ما جمعا چهار فرزند بودیم، دو پسر و دو دختر. و شما فرزند چندم؟ من آخری بودم. عموما بچه های ته تغاری برای پدر و مادر عزیزتر و در عین حال لوس تر هستند. این موضوع در مورد شما هم صدق می کرد؟ اصلا در خانه ما لوس بازی باب نبود. پدرم اهل لوس کردن بچه ها نبود و از این جهت هیچ کدام
ایران یک پارادوکس بزرگ است/ جست وجوی معنویت جوهر ایرانیت یا ایرانی بودن است
/> قبل از آن شاه صحرانشین بوده و موظف بود روی اسب بنشیند و از کشور و مرزهای آن مراقبت کند؛ به عبارت دقیق تر توازنی میان احترام و تمجید از یک سو و تراس و هراس از سوی دیگر برقرار بود و از این حیث شاه باید خودش را نزد مردم ظاهر کند. به همین خاطر است که در اواخر دوره صفویه که شاه در دربار محصور می شود، احترامش را از دست می دهد. زیرا شاه در عین اینکه باید مرد بزرگی باشد و سخاوتمند باشد، باید
شخصیت های کاریزماتیک تاریخ چه کسانی بودند؟
میشیگان کوچ کردند، اما در سال 1931 برتری طلبان نژاد سفید پدر مالکوم ایکس را ترور کردند و به قتل رساندند. مادر او، لویی، هرگز نتوانست از اندوه ناشی از مرگ پدر مالکوم بهبود یابد و درنهایت در بیمارستان روانی بستری شد. به این ترتیب مالکوم سر از مواد مخدر و گروه های خلاف کار درآورد. پس از اینکه در سال 1946 به زندان افتاد، شروع به مطالعه کرد. در این مدت، هرچیزی را که به دستش می رسید، با ولع می
شوهرداران بی شوهر
نادرست نمی توانند از همسرانشان جدا شوند، بیان داشت: این زنان نه مطلقه محسوب می شوند و نه می توانند طلاق بگیرند. حتی دختران عقد کرده ای وجود دارند که هنوز دختر خانه هستند و در منزل پدر زندگی می کنند اما همسرانشان فراری هستند و به افغانستان یا پاکستان رفته اند. خانواده های این دختران تلاش بسیاری می کنند تا مرد یا خانواده او را پیدا کنند تا بتوانند حتی به صورت لفظی هم که شده طلاق دخترشان را بگیرند
مدارس جدید طفل را لامذهب نمی کند
میکردند که در موقع عبور او از کوچه و بازار کلمات زشت بر زبان آورند. یکروز هم که آن خدمتگزار فداکار بفاصله چند متر مقدم بر صف ما از مدرسه بخانه میرفت از پشت بام مشرف بکوچه یک سینی از خاکستر بر سر او ریختند و آن مرد شریف با کمال شکیبائی سر و صورت و کلاه و لباس خود را پاک کرد و براه خود ادامه داد. این نوع حرکات در روحیه اولیای اطفال تاثیر داشت و شاید در اثر این قبیل تبلیغات و هرزگیها پدر من تصمیم گرفت
گزارشی از دردهای نهفته کودکان کار در گوشه ای از شهر جنت طراز
گل می فروشند، از حرف زدن طفره می روند و از اینکه مبادا برایشان شر درست نشود واهمه دارند. دخترک با قد و قامت خردش مدام از اینکه پدرش آنها را در حال حرف زدن با غریبه ها ببیند می ترسد ولی با تمام وحشتش به ما اعتماد می کند و دلیل کار کردنش را اینگونه بازگو می کند: پدرم طاقت خماری ندارد و هیچ کسی هم به خود او کار نمی دهد، از وقتی که مادرم دق کرد و مرد؛ ما مجبور شده ایم بجای مادرمان سر چهارراه
مردی که با چشمان بسته نور حسین(ع) می بیند + صوت
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) حاج علی اصغر زنجانی، مداح روشندل دوران انقلاب، جنگ و پس از جنگ، مردی که برای فرار از دست مأموران ساواک مدت ها مهمان شهرهای مختلف کشورمان شده بود، در خانه اجاره ای خود در یکی از محله های متوسط شهر تهران میزبان ما بود. مصاحبه با سؤال ساده ما و پاسخ بزرگ حاج علی اصغر زنجانی شروع شد؛ وقتی بچه بودید دوست داشتید مداح شوید؟ من برای رسیدن به جایی
حبس، مجازات مادر و پسری که پدر خانواده را کشتند
به گزارش شرق، 31 مرداد 92 جسد مردی در بیابان های ورامین پیدا شد و مأموران تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند. با مشخص شدن هویت جسد، پلیس همان ابتدا به نرگس، همسر این مرد، مشکوک شدند و او را مورد بازجویی قرار دادند. نرگس ابتدا منکر قتل همسرش شد؛ اما با توجه به تحقیقاتی که مأموران انجام دادند و مدارکی که به دست آمد، مشخص شد مقتول با زنی رابطه پنهانی داشته است و همین امر هم باعث اختلاف
دسیسه مادر و پسر برای قتل پدر
هم چند ضربه زد. دخترم هم به کمکمان آمد وقتی ازمرگش مطمئن شدیم، جسدش را لای پتو در صندلی عقب ماشین اش گذاشتیم به بیابان های رمزآباد در ورامین بردیم و همانجا رهایش کردیم. با اعترافات این زن، دختر و پسرش نیز بازداشت شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند. محسن هم در بازجویی به قتل پدرش با همدستی مادر اعتراف کرد و گفت: خواهرم تنها برای انتقال جسد پدرم به ما کمک کرد و در زمان قتل فقط
استقبال گسترده از نمایشگاه فلسطین در قلب لندن
وگو با خبرنگار ایرنا گفت: پدر و مادر من، زمانی که فلسطین به زور به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد در این کشور زندگی می کردند. ما در فلسطین خانه و مزرعه بزرگی داشتیم اما صهیونیست ها آن را به زور از ما ربودند. پدر و مادرم سپس به لبنان پناه بردند و سال ها در پناهگاه سازمان ملل زندگی کردند تا درنهایت جان خود را از دست دادند. وی افزود: پدرم تا زمانی که زنده بود کلید خانه مان را به امید بازگشت نگه داشت
فوران شور زندگی در روزگار کهنسالی
داده بودم فرستادم. وقتی این عکس از تلویزیون پخش شد خانواده این پیرمرد به طور اتفاقی این برنامه را تماشا کرده و سراغ او آمدند. لحظه دیدار دوباره آنها بسیار زیبا بود و اشک های این پدربزرگ را که دوست نداشت از باغ مهربانی به خانه بازگردد هیچگاه فراموش نمی کنم. سرگذشت پر فراز و نشیب هر کدام از پدربزرگ های مجموعه هفت باغ مهربانی زندگی پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته اند. تلخی داستان
قتل پسردایی برسر پول جوجه کباب
سپهر، متهم 23 ساله بازداشت شد.او به جرمش اعتراف کرد و گفت: پدر بزرگم در لواسان زندگی می کند و هر سال سیزده بدر به خانه او می رویم. امسال هم مثل هر سال قرار بود به آنجا برویم. شب گذشته با آرمین تماس گرفتم و با هم قرار گذاشتیم برای ناهار سیزده بدر جوجه بخریم. صبح امروز چند کیلو جوجه خریدیم و همراه خانوده ها به منزل پدربزرگ رفتیم. با هم ناهار را آماده کردیم و خوردیم. بعد از ناهار پدربزرگ سهمی از پول