سایر منابع:
سایر خبرها
سرگذشت سیاه 4 برادر!
درس هایم نیز تاثیر می گذاشت و من مدام سرزنش می شدم، این بود که در دوران راهنمایی ترک تحصیل کردم و نزد پدر و مادرم ماندم. از آن روز به بعد همواره با دوستانم به گشت و گذار می رفتیم تا این که برای اولین بار طعم موادمخدر را چشیدم. آن زمان 16 سال بیشتر نداشتم و با دوستانم به پارک وکیل آباد رفته بودیم که هنگام پایین آمدن از کوه، پایم شکست.یکی از دوستانم مرا به خانه خودشان برد و برای آن که درد پایم کمتر
خشونت هایی به رنگ خون
لجبازی ها لحظاتی بعد شکل هولناکی به خود گرفت و ناگهان تیغه های خنجر و چاقو در تاریکی شب درخشید و با فریادهای توهین آمیز گره خورد، در همین حال سرنشینان خودروها چهره های خشم آلود خود را به یکدیگر نشان می دادند و چاقو به دست به طرف مقابل حمله می کردند.در این میان سرنشینان یک دستگاه پژو به سوی سرنشینان پژوی دیگر حمله ور شدند و درحالی که چاقوها را در هوا می چرخاندند، راننده 30 ساله را با واردآوردن چند
چاره اندیشی برای نقاط کور شهری وظیفه کدام نهاد است؟
. مسیر رفت و آمدش جوری نیست که بتواند فقط از خیابان اصلی رفت و آمد کند. داخل ساختمان کمین کرده بودند. سه نفری جلویم سبز شدند. همیشه از کنار آن ساختمان رد می شدم. به نظر خالی بود. چاقو را که توی دست شان دیدم، جا خوردم. ظاهرشان خیلی معمولی بود؛ کم سن و سال. توی کیفم مقداری پول و سکه طلا داشتم. فرار کردم. دنبالم دویدند. شانس آوردم که همان موقع یک ماشین داخل کوچه پیچید. من همچنان فرار می
خانه ای خالی از نان خشک در خانه به دوشِ تبریز/ آمد پاک شود، توبه شکست و ساقی هم شد!
جوان اینست که توبه کردم اما نشد، این جوان قبلا فقط معتاد بود و ساقی، با گزارشات مردمی و درخواست خانواده اش به کمپ ترک اعتیاد برده شد، توبه کرد و چند ماهی را بعد از آن از مواد مخدر پاک بود و به کار باز و بست داربست مشغول بود و کمی از بار خریدهای نسیه اش کم شده بود، شغلی که علاوه بر خطر کار در ارتفاع، در تابستان بایستی گرمای میله های داغ شده و در زمستان دمای میله های یخ بسته از سرما را تحمل کند که می
پدر "آتنا" : قاتل،همان روزی که دخترم را کشت برایم ترشی آورد
اصلاً ندیدید؟ پدر: چرا فقط یکبار، صبح روز بعد که پلیس به راسته دستفروش ها آمده بود او نزدم آمد با من دست داد و بدون اینکه حرفی بزند رفت، خیلی هم آرام و خونسرد بود. اصلاً به اسماعیل رنگرز شک نداشتید؟ اصلاً! اما وقتی از آشنایی شنیدم که او در دو پرونده قتل تحت تعقیب بود دنیا روی سرم خراب شد و همان زمان پلیس اسماعیل را بازداشت کرده بود. وقتی شنیدید جسد پیدا شده
حمله بی رحمانه مرد معتاد به مهسان در خانه خود / مادر داغدیده شرط عجیبی برای بخشش گذاشت
کار گفت. شرطی که در روزهای گذشته خبرساز شد. چطور از قتل دخترتان باخبر شدید؟ دخترم چهار سال قبل از مرگ، در آستانه اشرفیه ازدواج کرد و سال 87 که در تهران به قتل رسید، هشت ماهه باردار بود و می خواست تا یک ماه بعد پسرش را به دنیا آورد که برای همیشه هر دویشان مرا ترک کردند. دامادم اعتیاد داشت و چند بار ترک کرده بود، اما دوباره اعتیادش را از سر گرفت. مدتی دخترم به خانه مان آمد تا
قتل جوانی که پدرش را کتک می زد
به گزارش شریان نیوز ،روزنامه شرق: مردی که در حمایت از پدرزنش با برادرزنش درگیر شده و به ضرب چاقو او را به قتل رسانده است، ضمن اعتراف به قتل توضیح داد که قصد داشته مقتول را نصیحت کند. اولین روز سال 96 جسد ناشناس مردی در یکی از مسیرهای فرعی جاده جاجرود کشف و موضوع به کلانتری 146 حکیمیه اعلام شد. با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام بررسی های اولیه مشخص شد جسد متعلق به جوانی
پدر آتنا چه چیزی می خواهد؟ سنگسار در ملاء عام...!
اسماعیل رنگرز، همه در آهنی کوچکی را با انگشت نشان می دهند و می گویند اینجا خانه مادر قاتل آتنا است و پس از نشان دادن در حتی فاصله می گیرند و می روند بدون اینکه کلامی با تو صحبت کنند. مردم شهر، اسماعیل رنگرز را حالا به عنوان قاتل سریالی می شناسند که چندین قتل انجام داده که تنها به تعدادی از آنها اعتراف کرده است. برخی می گویند رنگرز آن روز حادثه قصد داشته که پسردایی آتنا (کودک 10
سعید امامی خودکشی نکرد/ استفاده از ساواک در وزارت اطلاعات فقط در حد مترجم بود/اگر حاکم شرع هم حکم به ...
منتظری مسئله اعدام سیدمهدی هاشمی نبود؛ یعنی علت اختلاف و برکناری ایشان. پس چه بود؟ ما جریان مهدی هاشمی را برای ایشان کاملا توضیح دادیم؛ چون من خودم دادستان قضیه بودم. گفتم ایشان چند قتل مرتکب شده، به قتل ها اعتراف کرده و کاری نمی شود کرد. اعترافات مهدی هاشمی تحت فشار نبود؟ نه دیگر. اگر هم تحت فشار بود در دادگاه کیفرخواست که خوانده شد، دفاعی نکرد و گفت من کیفرخواست را
امپراطوری مافیای زباله بیخ گوش پایتخت
کنند. یک کیلو زباله می فروشند و بعد چند صوت شیشه نصیبشان می شود! مرد خودش دیده که یک روز یک زن جوان برو رودار، لای زباله ها پرسه می زده به هوای چند گرم هرویین. حالا هم شده یکی از ضایعات جمع کنی های اساسی! قصه ضایعات جمع کنی ها، اما وقتی پیچیده تر می شود که پای پیمانکاران هم وسط می آید. مرد می گوید اینجا، در ظاهر همه چیز قانونی است. یعنی اینها حتی، خودروهای بازیافت هم در اختیار دارند. چگونه
پدر آتنا: قاتل باید در ملاءعام سنگسار شود/ آتنا برای خرید فرفره رفت و برنگشت!/عکس
بارها پیش من می آمد و وقتی گرسنه یا تشنه می شد به مغازه کبابی که روبه روی بساطم بود می رفت و هرچه دوست داشت می خورد و آقای کبابی آن را به حساب من می نوشت. آن روز آتنا به مغازه کبابی رفته بود و بعد از خوردن غذا همراه با دوغی که به دست داشت از مغازه خارج و به مغازه اسباب بازی فروشی رفت. فرفره آخرین اسباب بازی آتنا او می گوید: صبح آن روز آتنا همراه پسردایی اش اسباب بازی (فرفره
دامادی که قاتل خانواده شد!
صراط: نخستین روز فروردین 96، جسد جوان ناشناسی در جاده ای فرعی واقع در جاده جاجرود پیدا شد که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود. ایران نوشت: پس از تشکیل پرونده مقدماتی، به دستور بازپرس محسن مدیر روستا از شعبه ششم دادسرای جنایی تهران، مأموران آگاهی به تحقیق دراین باره پرداختند و پی بردند مقتول- داوود35 ساله- سابقه دستگیری در رابطه با مواد مخدر داشته است. بدین ترتیب هویت
پدرم استاد فرشچیان را نابغه می دانست/ رتبۀ اصلی را خدا به بنده اش میدهد
می آیند و یکسری چیزها را قاطی می کنند! اینکه هنر نشد! یادم هست که من روی گل و مرغی سه سال کار می کردم و یک روز برادر بزرگم که خدابیامرزدش به من گفت "خواهر داری چشمت را کور می کنی، بجای اینکار اگر60 تابلو بسازی پول بهتری بدستت می آید"، من گفتم "آقا داداش من آن 60 تابلو و آنطور کار کردن را دوست ندارم". یادم هست مهندسی بود با نام بختیار که به خانه ما می آمد و دو یا سه کار از من گرفت و به لندن برد
خواهر، راز قتل برادر معتاد را فاش کرد
مقتول مراجعه و در همان تحقیقات اولیه متوجه شدند آنها هیچ شکایتی درباره ناپدید شدن او ارائه نکرده بودند. آنها در تحقیقات مدعی شدند، داوود به خاطر مصرف موادمخدر هرازگاهی ناپدید می شد و بعد از مدتی دوباره بازمی گشت. این بار هم فکر کردیم دوباره بعد از چند روز بازمی گردد و شکایت نکردیم. این درحالی بود که تحقیقات محل نشان داد، چند روز قبل از کشف جسد، درگیری شدیدی بین داوود و اعضای خانواده اش رخ
قصد کمک داشتم که قتل اتفاق افتاد
ها سبب شد تا گمانه زنی برای اینکه قتل توسط عضوی از خانواده رقم خورده باشد، قوت بگیرد تا اینکه سه روز قبل خواهر مقتول راز جنایت را بر ملا کرد. او توضیح داد 28 اسفندماه بود که مادرم با ما تماس گرفت و درخواست کمک کرد. او گفت که برادرم داوود دارد پدرم را کتک می زند و توان اینکه مانع دعوا شود را ندارد. من هم همراه شوهرم مهدی راهی خانه پدرم شدیم. وقتی وارد شدیم داوود چاقو به دست
مرگ یک زن در عملیات دستگیری زورگیران
در پارکینگ را ببندد با 2مرد جوان روبه رو شد که چاقو در دست داشتند و شروع به تهدید و ضرب و جرح او کردند. آنها با تهدید چاقو مرد جوان را به خانه اش کشاندند تا نقشه ای را که در سر داشتند عملی کنند. یک ساعت بعد مرد جوان روبه روی افسر کلانتری141 شهرک گلستان ایستاده و از دقایق وحشتناکی می گفت که بر او گذشته بود. وی توضیح داد: سارقان با چاقو مرا زخمی کردند و کتکم زدند
چوبه دار در انتظار پسرجوانی که خواستگارخواهرش را کشت
قربانزاده - رئیس دادگاه - و با حضور قاضی غفاری - مستشار - محاکمه شدند. متهم ردیف اول با پذیرفتن اتهامش گفت: روز حادثه من و دوستم سوار موتورسیکلت بودیم. وقتی مقتول را سوار بر موتورسیکلت اش نزدیک خانه مان دیدیم، عصبانی شدم. چون قبلاً به خواستگاری خواهرم آمده بود از او کینه به دل داشتم و با هم درگیر شدیم که دعوا بالا گرفت. بعد هم با شمشیری که همراهم بود، ضربه ای به موتورش زدم اما نمی دانم چه شد
تازه داماد، با ضربات چاقو نوعروس را کشت
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا زن جوانی که چند ماه قبل و پس از دومین ازدواج، راهی خانه بخت شده بود درپی اختلاف های شدید خانوادگی، با ضربات کارد تازه داماد کشته شد. ایران نوشت: ساکنان شهرک مسکن مهردرشهرستان نکا استان مازندران صدای فریاد و مشاجره زوج جوانی را شنیدند. اما دقایقی بعد ناگهان سر و صدا خوابید و سکوت سردی درساختمان حکمفرما شد. همسایه ها که بشدت ترسیده و نگران شده بودند
رسیدگی به قتل زنِ تنها، چند سال بعد از جنایت
الهام خبر ندارم. ما سال هاست از یکدیگر جدا شده ایم و پس از آن دیگر او را ندیدم و نمی دانم چه بر سر او آمده است. زمانی که الهام به قتل رسید، من در خانه پدری ام بودم. همسایه ها هم آن روز من را در محل دیده اند. زمانی که کارآگاهان متوجه شدند همسر سابق الهام نقشی در قتل او نداشته است، او را رها کردند و تحقیقات خود را در این زمینه ادامه دادند. پلیس در همین حین از چند فرد دیگر که با الهام در رفت
داماد برادر زن معتادش را کشت
سیامک معتاد بود و پدر و مادرش را اذیت می کرد و آنها را کتک می زد به همین دلیل چند روز قبل از حادثه مادر و پدر سیامک با من تماس گرفته و گفتند که سیامک آنها را کتک می زند. ساعت 20:30 نخستین روز فروردین ماه سال جاری خبر کشف جسد یک مرد جوان در یک قسمت کوهستانی، چند کیلومتر مانده به جاجرود به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد که دقایقی بعد محسن مدیرروستا؛ بازپرس امور جنایی تهران به همراه اکیپ
پایان 4 ماه فرار داماد قاتل
حساب می برد. آن روز اما برادرزنم به سمتم حمله ور شد و من در دفاع از خودم چاقو برداشتم، شاید اگر او را نمی زدم الان جای من عوض شده و او قاتل من می شد. چرا در این مدت حتی خانواده همسرت هم راز جنایت را فاش نکردند؟ آنها هم صحنه را دیدند که چطور پسرشان به سمتم حمله کرد. او حتی دست مرا با چاقو زخمی کرد. خودشان همه این صحنه ها را دیدند. برای همین است که تا دستگیر شدم رضایت دادند چون هم مرا خوب می شناختند هم پسرشان را. برادرزنم اعتیاد داشت و بارها به زندان افتاده بود.
نجات از قصاص با کمک ماده قانونی نجات بخش
مأموران وی را به بیمارستان منتقل کردند ساعتی بعد جان باخت. زنی که با پلیس تماس گرفته بود مقتول را نمی شناخت و شواهد حاکی از آن بود که او به احتمال زیاد در آن حوالی با فرد دیگری درگیر شده و پس از مجروح شدن برای گرفتن کمک در خانه را زده بود. با این حال یک روز بعد هویت وی مشخص و تحقیقات برای کشف پشت پرده این جنایت آغاز شد. تحقیق از خانواده مقتول نشان می داد او شب حادثه برای تماشای مسابقات
قتل ناخواسته پدر با شلیک ناگهانی
پسر متوفا در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و کارآگاهان با توجه به نظریه تیم بررسی صحنه اطمینان پیدا کردند که شلیک گلوله نمی توانسته از سوی شخص متوفا انجام شده باشد. بنابراین بار دیگر تحقیقات از پسر متوفا درخصوص نحوه شلیک گلوله و مرگ پدرش در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت. سرانجام یک روز بعد پسر مقتول در اظهاراتی جدید عنوان کرد: من و پدرم در اتاق مشغول صحبت بودیم که پدرم از من خواست تا [قبل از رفتن
آتنا؛ قربانی تابوهای خود ساخته
لحظه ای خودمان را جای آتنا بگذاریم درخواهیم یافت مسئله چقدر جدی است. جامعه در حال عادت کردن به این قبیل فجایع است چند ماه پیش ماجرای ستایش اتفاق افتاد، امروز آتنا، چند روز دیگر نوبت کیست؟ کودک آزاری بالاشهر و پایین شهر نمی شناسد وی ادامه داد: حوادثی از قبیل آتنا بالا شهر و پایین شهر نمی شناسد، اختلال پدوفیلیا ممکن است در هر فردی از هر قشری دیده شود، در این صورت فرد باید برای
وقتی سهیلا به خانه ام آمد حال طبیعی نداشت و
رسیدگی به این پرونده از نیمه شب هجدهم آبان ماه سال 91 به دنبال شکایت یک زن سالخورده در دستور کار ماموران کلانتری 103 گاندی قرار گرفت. این زن به پلیس گفت: دخترم سهیلا صاحب یک آرایشگاه در شمال تهران است. او بعد از جدایی از همسرش خانه ای اجاره کرده و به تنهایی زندگی می کند. دیشب میهمان خانه دخترم بودم که یک مرد با تلفن موبایل او تماس گرفت. دخترم همان موقع گفت به دیدن یک دکتر داروساز می رود و ساعتی
این مرد کثیف تر از شیطان پارس آباد است / ناگفته های تلخ دختر مشهدی از پدرش+ عکس
/> مأموران با مشاهدۀ این صحنه و با هماهنگی قضایی وارد عمل می شوند و شوهر این زن جوان را دستگیر و به کلانتری منتقل می کنند. آن شب با بازداشت این مرد به پایان می رسد و قرار می شود فردای آن روز شاکی به همراه سه دخترش به دادسرا برود و از شوهر سنگ دلش شکایت کند. حبس همسر با تهدید به قتل Murder فرزندان صبح روز بعد، مأموران پلیس این شوهر سنگ دل را به دادسرا منتقل می کنند اما طولی نمی کشد
قتل زن آرایشگر از سوی دکتر قلابی
دکتر داروساز می رود و خیلی زود بازمی گردد. مادر سهیلا چند ساعتی در خانه منتظر دخترش ماند، اما خبری از او نشد تا این که صدای باز شدن در خانه به گوش رسید. زن میانسال که فکر می کرد دخترش به خانه بازگشته با صحنه عجیبی روبه رو شد. مرد غریبه ای درحالی که کلید خانه را به دست داشت، وارد و با دیدن مادر سهیلا شوکه شد و سعی داشت خود را خونسرد نشان دهد. مرد مرموز به مادر سهیلا گفت: سهیلا سوار بر
جزئیات تیراندازی در میدان المپیک تهران
سارقان فراری میدان المپیک با زور و تهدید چاقو وارد خانه مرد جوان شده و پس از ضرب و جرح وی اعلام کرده بودند برای دریافت مدارک باید 700 هزارتومان پول بدهد که در نهایت یکی از آنها در جریان تعقیب و گریز مأموران جان باخت. به گزارش تسنیم؛ ساعت پنج صبح امروز مأموران کلانتری 141 شهرک گلستان در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام کردند که طی تعقیب و گریز مأموران با یک خودرو متعلق به سارقان یکی
آقای دکتر قلابی زندگی زنان را سیاه می کرد / او با ناهید در بلوار فردوس چه کرد؟ + عکس
فردوس در حالی که در صندوق عقب 206 جاسازی شده بود، پیدا کردند. بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد، زن جوان بر اثر ضربه های چاقو کشته شده است. بنابراین پرونده با موضوع قتل Murder عمد تشکیل شد و مأموران در تحقیقات خود مرد ناشناس را به عنوان مظنون تحت تعقیب قرار دادند. یک سال از این ماجرا گذشت تا اینکه پلیس توانست از طریق ردیابی تلفن همراه مقتول آن مرد 400 ساله که میلاد نام داشت را بازداشت کند
خواستگار خواهرش را با شمشیر کشت!
موتورسیکلت اش نزدیک خانه مان دیدیم، عصبانی شدم. چون قبلاً به خاطر خواستگاری خواهرم آمده بود از او کینه به دل داشتم و با هم درگیر شدیم که دعوا بالا گرفت. بعد هم با شمشیری که همراهم بود، ضربه ای به موتورش زدم اما نمی دانم چه شد که شمشیر به سرش هم خورد. ولی باور کنید من قاتل نیستم و این حادثه فقط یک اتفاق بود! متهم دیگر پرونده که در نزاع دسته جمعی حضور داشت، در دفاع از خود گفت: من ناخواسته