سایر منابع:
سایر خبرها
طمع دین محمدی برای لژیونر شدن / می گفتند با پیراهن استقلال می توانی یخچال بخری!
هواداران برخوردارید، احساس می کنید علت علاقه هواداران به شما چیست؟ من همواره سعی کرده ام به همه افراد احترام بگذارم چرا که یک روز فوتبال تمام می شود. دوست ندارم زمانی که فوتبال تمام می شود، دوستم نگاهش را از من بگیرد. از اینکه آدم ها به جای دور شدن به یکدیگر نزدیک می شوند برایم لذت بخش است. یک روز 50 نفر به دنبال تو می آیند و از تو امضا می خواهند اما یک روز می بینید که کسی شما را تحویل نمی
اظهار نظر های متفاوت از زمان افتتاح ورزشگاه شهید فتاحی یاسوج/تغییر نام یک شبه ورزشگاه 15 هزار نفری توسط ...
اسلام را با خون خویش آبیاری نموده و مردم جهان را آگاه مینماید. خدایا به جبهه نمیروم تا بگویند قهرمانست بلکه به خاطر رضای تو و اعتلای اسلام به جبهه می روم و اگر در این راه مقدس شهید گردم دوست دارم در تشییع جنازه ام بگویند. شهیدان زنده اند الله اکبر امروز نه روز مقام طلبی است نه روز ریاست جویی و نه روز سرمایه گذاری بلکه روز یاری کردن اسلام و قرآن است آری امروز که ابر قدرتهای
حکایت دو صبح متوالی بعد از شکست
کردن حتی در دقیقه ی 118 و بعد هم پنالتی 'حاج صفی' که از بالای دروازه به آسمان رفت! و پنالتی 'وحید امیری' که به تیر دروازه خورد تا سرنوشت بازی را پنالتی زن عراقی روشن کند. از آن ضربه ی 'چیپ' کاپیتان عراق 'یونس محمود' که به ما خندید و به هم تیمی هایش نشان داد پنالتی زدن به 'علیرضا حقیقی' خیلی کار سختی هم نیست. آه این همه تنش برای چیست؟ چرا اصلا باید به این چیز ها فکر کنم؟ فوتبال در نهایت یک
شهرداری که نهایت اخلاص بود
فشارهای جنگ، کمتر عصبانی می شد. در برابر حوادث و مشکلات، صبر زیادی از خود نشان می داد. او در واقع کلام امام علی(ع) در نهج البلاغه را عمل می کرد. آنجا که می فرماید: وعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِْیمانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَیْرَ فی جَسَد لا رَأْسَ مَعَهُ، وَ لا فی ایمان لا صَبْرَ مَعَهُ و بر شما باد به شکیبایی که شکیبایی ایمان را چون سر است تن را، و سودی نیست تنی را
ضرب المثل با یک گل بهار نمی شود با شهادت طاهره رنگ باخت
گفت: من یک عروسی در این اتاق دارم و یک عروسی هم در آن اتاق. گفتم: حاج خانم! چی میگی؟ این چه حرفیه؟ خواستم او را آرام کنم و امیدوارش کنم، مدام می گفتم نگران نباش! طوری نشده! می گفت: نه! من می دانم، شما به من دروغ می گویید. پس از این که همه آمدند و همسایه ها هم جمع شدند، دیگر مطمئن شد که طاهره شهید شده است. رفتیم بیمارستان و در سردخانه، با همان دوربین عکاسی که برای مراسم عروسی از تهران
روایت شاگرد ممتاز مدرسه زینبیه میانه از بمباران 12 بهمن 65+تصاویر
/> شهید فیروز وکیلی * شغل پدرتان چه بود؟ پدرم شهید فیروز وکیلی کارمند اداره پست بود که در روز بمباران میانه در 12 بهمن 1365 به شهادت رسید. * پدرتان در جبهه هم حضور داشت؟ خیر، پدرم دوست داشت به جبهه برود اما چون پای او از کودکی دچار مشکل شده بود، نتوانست به جبهه برود؛ اما این طور هم نبود که سهمی در جنگ نداشته باشیم، در دوران جنگ تحمیلی ما مثل بقیه مردم کمک
رجعت زنان
سبحان می خواهم که بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله و سلم درود فرستد و برای من، بازگشتی در دوران ظهورت و رجعتی در زمان [حکومت] تو قرار دهد، تا با فرمان برداری تو، مراد خویش را دریابم و دلم را [با انتقام] از دشمنانت شفا بخشم. [40] هم چنین در زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه می خوانیم: ای سرورم! ای اباعبدالله! خدا و فرشتگان و پیغمبرانش را شاهد می گیرم که من، به شما ایمان، و به
شهادت در دمای منفی 20 درجه
نه؟؟ به خدا ای خدا... به خودت قسم، که خسته دلم، سوخته دلم، دیگربرایم سخت شده است، هرروز درآتش فراق یک یک یاران سوختن سخت است. بی سروجان به سر شود بی تو به سر نمی شود ای خدا چه بگویم با تو و از این حرفها کدام را بر زبان بیاورم که هرچه بگویم هم تو می دانی و هم من... منتهی هرچند وقت یک بار که دلم خیلی می گیرد مجبور می شوم درد دلم را در روی کاغذ با تو در میان بگذارم زیرا کسی ندارم که با او این سخنان را بگویم. به گزارش ایسنا، شهید محمد مهدی ضیایی این نوشته را در شب جمعه 24 دی ماه سال 1366 در منطقه ماووت عراق یادداشت کرده است و چند ساعت بعد به شهادت رسیده است. ...
واکاوی "تشیع انگلیسی" از دیدگاه رائفی پور/چه کسانی از اختلاف شیعه و سنی سود می برند؟
شیعیان حتی یک بار هم این کلام را نه شنیده ایم و نه گفته ایم و متوجه شدم نادانی کتابی را نوشته که به شیعیان تهمت هایی را بسته است و از این دست تهمت ها به گفتن نام "امام خمینی" در اذان اشاره می کنند ولی در فضای وحدت سو تفاهمات برطرف می شود و عقل گرایی به جریان می افتد. بسیاری از اختلافات ناشی از سوتفاهمات است، بسیاری از اهل تسنن که به شبکه های وابسته به وهابیت نگاه می کردند و متاثر از این
گفتگو با وحید طالب لو و همسرش سوگل + عکس
دلیل تو حذف شدی. می ترسیدند حضور شما حساسیت ایجاد کند؟ - بله. گفت می رتسند که روحیه دروازه بان اول تیم خراب شود. شما اگر دقت کرده باشی وقتی کارلوس کی روش به ایران آمد از تمام دروازه بان ها به نوعی تست گرفت و حتی تا گلر دوم و سوم تیم ها را هم دید. از ابراهیم میرزاپور که قبل از ایشان دروازه بان تیم ملی بود یا عباس محمدی تا جوان ترین که صادقی گلر دوم ذوب آهن بود همه را دید. فقط
مقام معظم رهبری پیغام داده بودند، فرزندانم شهید و مجروح شدند عیبی ندارد، سعی کنید اسیر نشوند
ساعت عقب افتاد، حاج عباس به پادگان الله اکبر در اسلام آباد رفت. با همسر و فرزند دو ساله اش خداحافظی کرد و رفت به شهادت رسید. در کربلای 5 همان صحنه برای من و علیرضا نوری تکرار شد. یقه ام را گرفت و قسم داد که بروم. گفتم آقاجان تو جانشین لشکری، عقب کار داری، باید کارهایت را انجام بدهی. شما گردان ها و واحدها را آماده کن. شهید نوری دو سه سالی از من بزرگتر بود، هر کاری کردم راضی نشد
متن سخنرانی مصطفی ملکیان در کنگره والاپیامبر رحمت
زندگی مان نیست اصلاح خود است و فقط ذره بین را روی دیگران گذاشته ایم. کسانی که می بینید به نام اسلام بزرگ ترین جنایات را انجام می دهند و اسباب وهن اسلام شده اند دلیلش این است یک بار به خودشان نمی پردازند و ذره بین را روی خودشان نگذاشته اند و بعد هم متمسک به اصل امر به معروف و نهی از منکر می شوند. درحالی که روز اولی که امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شد، هرگز معنایش این نبود که تو مطلقاَ به خودت
خانه اربابی بوهین
روز عید را در خود داشت. بعد، یک بار دیگر نگاهی گذرا به سبزی رو به خاکستری گیاهان افکند، گیاهانی فرسوده از درازی تابستان، پژمرده از هُرم گرما و خسته از رشد و وفور خودشان. به یقین زمزمه رودخانه ویلیا را می شنید که گاه دور می رفت و زمانی نزدیک می آمد. آن رودخانه سالخورده درست پشت پرچین نیم دایره ای کم عمق می زد، سپس انگار برای جبران وقت از دست رفته، جریانش را تندتر می کرد. از همین رو بود که مردم
سعی می کنیم چرخ صنعت نشر را روغن کاری کنیم
محمدعلی جعفریه مطبعه چی، مدیر انتشارات ثالث در دهمین نشست از سلسله نشست های تاریخ شفاهی کتاب بیان کرد: ما ناشران با سابقه، زندگی و وقتمان را در راه کتاب گذاشته ایم و نیامده ایم بعد از این همه زحمت از این کار بیرون برویم بلکه به جای ناامیدی سعی می کنیم چرخ این کار را روغن کاری کنیم تا بهتر بچرخد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دهمین نشست از سلسله نشست های تاریخ شفاهی کتاب که هر هفته دوشنبه ها
حال و روز 6 خواننده موسیقی پاپ ایران
به گزارش نامه نیوز به نقل از چلچراغ، پس از انقلاب سال 57، موسیقی پاپ در کشور ما رو به افول رفت و در روزهای جنگ ایران و عراق چیزی به عنوان موسیقی پاپ (از لحاظ سبک شناسی و نه به لحاظ مخاطب شناسی) تقریبا وجود خارجی نداشت. با اتمام جنگ، آرام آرام سروکله خوانندگانی هم چون عباس بهادری، بیژن خاوری و مهدی سپهر از لا به لای بوته های استودیوهای خارجی صدا و سیما پیدا شد. علی معلم و فریدون
هفت خاطره، هفتاد سال نوجوانی
کردم. ولی چون دروغ گفتند، هیچ وقت نمی بخشمشان. اگر آن موتور را می گرفتم، شاید الآن دکتری، مهندسی، فضانوردی چیزی بودم برای خودم! چند سال بعد خودم رفتم جنگ، توی پادگان به همه می گفتم: پنج سال پیش من یه موتور گازی صفر کیلومتر داشتم، فروختمش و پولش رو ریختم به حساب رزمنده ها! و همه از فهم و شعور من در نوجوانی کف می کردند! به نظر شما من دروغ می گفتم؟ عرفان نظرآهاری، شاعر و نویسنده
ماجرای کور شدن هیتلر و آخرین روزهای عمرش
می دانستند که تا آن زمان توانسته بود زنده بماند. او بعد ها به یاد می آورد که در 29 سالگی در اثر گاز کلر و فسژن چشم هایم همچون دو ذغال گداخته بودند، همه چیز در اطرافم سیاه و تاریک شد . بیمارستان ها و مراکز کمک رسانی به سرعت او را از روستای کوچکی در کنار رودخانهٔ لیس منتقل کردند. گفته می شود که این اتفاق باعث شد تا او از گازهای سمی در طول جنگ جهانی دوم استفاده نکند. مدارک پزشکی نشان می
چهره ها در شبکه های اجتماعی (71)
از تخت جمشید رسید و در همان لحظه به ایرانی بودنش افتخار کرد. با موهای آشفته و چشمان خواب زده ات کاری نداریم، ولی حداقل یک سر و سامانی به آن دو ردیف صدف درخشان می دادی بعد با خنده های جذاب ات ما را تا مرز مرگ می بردی! سلفی طناز های دوست داشتنی؛ عباس جمشیدی، سعید آقاخانی، جواد رضویان و جواد عزتی. البته جواد عزتی و سعید آقا خانی نشان داده اند در نقش های جدی و غیر طنز هم حرف
سردار سلامی : خواب راحت را بزودی از چشم صهیونیست ها می گیریم
غزه فلسطین و سوریه زیر آتش شیاطین عصر حاضر به شهادت برسند و مصیبت ببینند. این مقام سپاه گفت: شهید الله دادی دارای این غیرت ، حمیت ، تعصب با شور و شعور بود ، او یک فرد عادی نبود تراکم و فشرده و عصاره یک مجاهد در راه اسلام و اهل بیت (ع) بود. وی یادآور شد سردار الله دادی در مکتب امام راحل و رهبری عزیر انقلاب اسلامی درس جهاد و شهادت را آموخته بود و سرتاسر دوران جوانی خود را در جبهه های جنگ
صهیونیست ها منتظر انتقام باشند/ زمان و مکانش را ما تعیین می کنیم
به گزارش خبرنگار مهر، سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی عصر امروز در مراسم بزرگداشت شهید الله دادی و شهدای مقاومت اسلامی لبنان که در مسجد امیرالمومنین(ع) شهرک شهید محلاتی برگزار شد، با بیان اینکه صهیونیست ها باید بدانند که ما خلق نشده ایم که فرزندان ما را به شهادت برسانند و امن و آرام زندگی کنند، گفت: به اذن خدا خواب آرام را از چشمان آنها خواهیم ربود؛ کما اینکه طی چند روز اخیر نیز سختگیرانه ترین
دست نوشته عاشقانه شهید شکرپور، چند روز قبل از شهادت
، پیامبر خدا می رود تا تو بمانی علی سکوت می کند و از حق خود می گذرد تا تو بمانی، حسن صلح می کند تا تو بمانی. حسین به شهادت می رسد تا تو بمانی و بر زهرا (ص) و اولادش آن همه ظلم برای این رفت تا تو نروی، آری مکتبم من می روم تا تو نروی، وطنم من می روم تا تو آزاد باشی رهبرم من می روم تا تو تنها نباشی، ملتم من می روم تا مقاوم بمانی و فرزندانم من می روم تا شما پس از من در مملکتی آزاد و سربلند با افتخار زندگی
روزه های سردارالله دادی درهوای گرم یزد برای شهادت/ سردار مژده آزادی بقیع را می داد/ سخن قابل تأمل پسر ...
نظام و انقلاب به ما نیاز داشته باشد،حضور خواهیم یافت. بعد از این سردار به همراه همسر گرامی خود به لبنان سفر کرد. خود ایشان می گفتند هر روز که از خانه بیرون می روم برای آخرین بار نگاهی به خانواده خود می کنم. حتی وقتی به خانه بر می گشت، همسر ایشان به خاطر سلامتی وی سجده شکر به جا می آوردند. شاید ساده به نظر برسد ولی کافی است بدانیم، این شهید فردی است که 32 سال در نظام خدمت کرده
تشریح جزئیات "کرسنت" و آخرین وضعیت رانت 650 میلیون یورویی
با روحیه مستقل و منصفانه رسیدگی کند. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ضمن تشکر از برپایی این نشست، افزود: بنده از سال 64 روزنامه نگار بودم و همیشه به این شغل خود افتخار می کنم. وی افزود: در روزنامه رسالت یک روز مقاله ای نوشتم مبنی بر اینکه رئیس کمیسیون پست و تلگراف به همراه همسر و 4 فرزندش به دعوت MEC یک مسافرت یک هفته ای به شهرهای سئول و نیویورک رفت. این دعوت و این
از تولد در محله ای فقیرنشین تا نویسنده اولین شاهکار ادبی/تولد اولین فرزندم آغاز نوشتنم در حوزه داستان شد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت زنان استان کهگیلوه و بویراحمد(ایل بانو) نرگس احمدپور متولد 10 مرداد1354در یکی از محلات فقیرنشین شهر دوگنبدان دیده به جهان گشود.دارای مدرک دیپلم علوم انسانی،نویسنده و خبرنگار هنری،اولین بانوی بازآفرین شاهنامه در گچساران است.در سن 17 سالگی با پسر عمویش ازدواج کرد و به دلیل مخالفت های او به تحصیل ادامه نداد.وی صاحب یک فرزند پسر و یک دختر ا
عزاداری محرم در قطب شمال
مدت چند نفر از بیماران او این نام مقدس و داستان مظلومیت و شهادت او را شنیده اند و خدا می داند که در آینده نزدیک چند نفر از فرزندان این خانواده برای غربت و تنهایی فرزندان فاطمه و علی سلام الله علیهما اشک خواهند ریخت و بر سینه خواهند زد و چه قدر از اسکیموهای قطب شمال هم لبیک یا حسین خواهند گفت! راهپیمایی عظیم اربعین حسینی فرصتی ویژه برای نزدیک تر شدن عناصر جبهه گسترده پیروان اهل بیت از
هدیه مخصوص رهبری به نوعروس مازندرانی
زندگی تان قضاوت کنید؛ صادقانه بگویید، آیا کارتان را نوعی گذشت می دانید؟ یک بار از صدا و سیما با من مصاحبه کردند و حین سوالات پرسیدند شما با چه هدفی این ایثار را انجام دادید، این حرف خبرنگار برایم خیلی سنگین بود و سخت ناراحت شدم و احساس کردم که به شوهرم و جایگاه جانبازان توهین شده است، حرف ایثار نیست، من او را دوست داشتم و دوست دارم و این لطف خدا و دعای آقاست که من روز به روز و لحظه به
با مشفق کاشانی؛ از سهراب سپهری تا علیرضا قزوه
کنید. با سهراب سپهری از نظر خانوادگی در کاشان ارتباط داشتیم. سهراب سپهری از خانواده لسان الملک مورخ تاریخ قاجاریه است. به قول سعدی: همه قبیله من عالمان دین بودند/ مرا معلم عشق تو شاعری آموخت . او بعد از اینکه دوره دانش سرای مقدماتی را تمام کرد طبق قوانین آن روز، باید 5 سال را در جایی که خود وزارتخانه تعیین می کرد به تدریس می پرداخت منتها سهراب، کاشان را انتخاب کرد و چون از شاگردان بسیار
سیاسی های سینمای ایران؛ از گوزن ها تا پل چوبی
،خونا پای این سنگ ریخته ،زنایی بیوه زن شدن،پدرایی بی پسر شدن،این سنگ رو تا به حال بیست تایی تراشیدن،اگه یه سنگ آسیاب تو یکی از این آبادی ها بچرخه که مال خود مردم باشه ،ماها صاحب همه چی میشیم... آژانس شیشه ای - ابراهیم حاتمی کیا داستان: در مورد رزمنده ای است که برای درمان هم سنگرش همه کار می کند، از خلع سلاح مامور نیروی انتظامی تا گروگانگیری و در نهایت هم موفق می شود همسنگرش را
شجونی: مهندس بازرگان خائن نبود
. شما مهندس بازرگان را فردی مذهبی می دانید؟ بله هر روز صبح قرآن می خواند، نمازش ترک نمی شد، حتی در زندان. ایشان، دکتر سحابی و دیگر اعضای نهضت آزادی همه اهل نماز و قرآن بودند. یک صندلی در زندان داشتیم که شب های چهارشنبه در زندان گاهی سحابی منبر می رفت گاهی شیبانی، گاهی من سخنرانی می کردم، زمانی هم آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان برای ما صحبت می کردند. حرف های مهندس بازرگان خیلی خوب و
رجوی آنجاست که پرسش ها را پاسخ نگوید
رفت چیست، می گفت: شهادت . در یک پنج شنبه روزی، خانواده های زندانیان مجاهدین به ناهار در لوناپارک اوین دعوت شدند، دادستان تهران طی سخنرانی برای آنها، معادله وحشت بار ترور - اعدام را مطرح کرد که مدتی بعد با عقب نشینی مجاهدین، ترور و اعدام متوقف شد. من در آن مقطع از یکسو به دلسوزی طالقانی و دیگر دلسوزان فکر می کردم که مجاهدین را از مبارزه مسلحانه منع می کردند و از سوی دیگر به این معادله پرهزینه و