سایر منابع:
سایر خبرها
اگر جنازه ام برگشت، حاج قاسم مرا به خاک بسپارد
نیستم. خداحافظی کرد و رفت. جبهه رفتن حسین 6 سال طول کشید. هر بار که مجروح می شد چند روزی می ماند و حالش که بهتر می شد دوباره می رفت. دعایت مانع شهادتم شد! یک بار که رفت چند ماهی ماند. هر از چندی خبر سلامتی اش را با تلفن یا نامه می داد. چند روزی از حالش بی خبر ماندیم، تا اینکه گفتند حسین مفقودالاثر شده. یک ماه از این خبر گذشت که متوجه شدیم در بیمارستانی در تهران بستری است.
منوچهر والی زاده و 50 سال خاطره/ بیشتر به دوبلور لوک خوش شانس معروفم تا تام کروز
الرحمن الرحیم می گویم، اثری از خواب آلودگی در صدایم شنیده نمی شود. فردی به من تلفن زد و گفت آقای والی زاده ما با بسم الله الرحمن الرحیم شما از خواب بلند می شویم و به سرکار می رویم. منوچهر والی زاده چهارم تیر ماه سال 1319 در کوچه بوشهری بین خیابان لاله زار و سعدی به دنیا آمد. خودش را اینگونه معرفی می کند: ما خانواده فقیری بودیم. پدرم انباردار شرکت تلفن در سعدی جنوبی بود و ته انبار حیاط کوچکی
فرمانده ای که کردستان را عزادار کرد + عکس
با توطئه تجزیه خوزستان راهی خرمشهر شد و تا پایان این غائله در آنجا ماند. حضور در کردستان و مقابله با ضدانقلاب کاظمی پس از خنثی شدن غائله خوزستان،به لحاظ موقعیت حساس کردستان و ایجاد آشوب و ناامنی توسط گروهک های مزدور آمریکایی (کومله ودموکرات) بنا به پیشنهاد شهید محمد بروجردی ( فرمانده وقت سپاه کردستان) به همراه چند نفر در روز 17 دی ماه 1358 به پاوه رفت. این شهر که در شهریورماه توسط
می خواستم همسر یک جانباز شوم!
به خانه خواهرم رفت. آن جا به خواهرم ماجرا را گرفتم و او هم کلی گریه کرد! بعد از آن به خواهر و مادرم گفتم، آن ها در ابتدا راضی بودند، اما وقتی تصمیم را به شُر خانوادگی گذاشتند، مخالفت ها شروع شد و نظر پدرم هم کاملا تغییر کرد. نظر همه منفی بود و می گفتند تصمیمی از روی احساس است. با در نظر گرفتن اینکه وضع زندگی ما خوب بود و رفاه داشتیم و طعم فقر را نچشیده بودم، همه معتقد بودند که نمی توانم در سختی
بایسته های دولت تراز انقلاب اسلامی/ دولت چگونه برند می شود؟ / وزیر جوان ارتباطات به داد مشترکان می رسد؟
دستگاه ما و نظام جمهوری اسلامی کوشش برای رفع فقر و محرومیت در جامعه و حمایت و کمک به طبقات مستضعف و محروم است. واقعاً باید صحت برنامه ها را به این سنجید و دنبال این قضیه رفت و کارهای دیگر را در اولویت های بعد قرار داد. کارهای مربوط به طبقات محروم و مستضعفان جامعه - که تعدادشان هم زیاد است - حقا و انصافاً یک حرکت اساسی را می طلبد (3/ شهریور/70) و رعایت قشرهای ضعیف، توجه به روستاها و مناطق فقیر، در
اگر نگران آینده فرزندتان هستید او را به اردوی جهادی اعزام کنید/ دهه هفتادی ها پرچمدار جهاد در حوزه آسیب ...
بلباسی نمونه های بزرگی از ثمرات اردوهای جهادی هستند گفت: در زلزله آذربایجان شهید بلباسی از روستایی بالای اهر آمد قرارگاه گفت من یکسری بیل و ابزار می خواهم، رفت در روستایی مستقر شد، آن شب در آن روستا سیل آمد و با بچه هایش رفتند در خانه های روستایی ها کمکشان کردند و اثر کار آنها از ساختن خانه ها بیشتر بود. مسکنی با تاکید بر اینکه همسر شهید شیرازی از امروز پرچمدار عرصه خدمت رسانی است و باید
دایی اسحاق محبوب رزمندگان فاطمی بود
که در سال های جنگ و خون افغانستان مردانه ایستاد و مرید امام خمینی بود از جوانی در جبهه مقاومت اسلامی حضور داشت تا اینکه در چهارمین روز از فروردین ماه 1396 در منطقه قمحانه شهر حما سوریه به شهادت رسید. برای آشنایی با زندگی شهید محمد اسحاق نادری با فرزند ارشدش هجرت الله نادری به گفت وگو نشستیم که از نظرتان می گذرد. گویا شما از خانواده ای مجاهد هستید و غیر از پدرتان دیگر اعضای خانواده نیز
سارق متجاوز پای چوبه دار
مرد جوان که به اتهام سرقت خشن از خانه زن همسایه و آزار و اذیت او به اعدام محکوم شده بود، سحرگاه امروز در زندان رجایی شهر پای چوبه دار رفت. به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران ، دهم فروردین سال گذشته مأموران پلیس منطقه خلج آباد کرج، هنگام گشت به مرد جوانی مشکوک شدند. این مرد که سراسیمه از خانه ای خارج شده بود، وقتی مأموران را سد راهش دید، یکی از آنها را مجروح کرد تا فرار کند اما ناکام
روزهای بی آینه ؛ جهان آشفته یک زن در 6410 روز/ لشکری: داستان این کتاب را باور نمی کنند
کرده بودم، رها کردم و برگشتم. یک سال بعد به من گفتند که خانه موشک خورده است. مجبور شدیم تمام اثاث خانه را به تهران منتقل کنیم. به هر تکه از اثاث خانه که نگاه می کردم برایم خاطره بود. با خودم می گفتم این پرده خانه من است، این تخت بچه من است... اما به یکباره هیچ کدام از این ها دیگر نبود. من همه این ها را از دست داده ام. من چطور می توانم این ها را برای دختران الان که یک به دو می شود، همه شمشیرها از رو
فرماندهان عراقی تحت تأثیرمرحوم ابوترابی بودند
جذب می کرد و حتی با همین خلق و خوی رحمانی خود توانست تا برخی دشمنان و شکنجه گران را نیز تحت تاثیر قرار دهد و متحول کند. این آزاده روحانی عنوان داشت: او معتقد بود که همه اسرا باید مشغول به کاری باشند و از گوشه گیری و انزوا بپرهیزند و چنان بر این ایده اش پای می فشرد که حتی بیگاری برای دشمن را بهتر از بیکاری و گوشه گیری می دانست و حتی خودش هم از عراقی ها می خواست تا زمینی در اختیارش بگذارند که
نگاهی به زندگی سیاسی امام باقر (ع)
مانند: حفظ جان نیروهای خودی، حفظ توان اقتصادی خودیها، اجرای برنامه های مهم تر، حفظ ارزشها و ... صورت می گرفت و امام با رعایت این اصل، رکت سری خود در تداوم وظیفه امامت را طی می کرد . نقل است که حمران نزد امام آمد و گفت: علی بن ابیطالب و حسن و حسین علیهم السلام تا مرز شهادت و کشته شدن پیش رفتند، نظر شما چیست؟ حضرت فرمودند: ای حمران! خداوند پاک و بلند مرتبه، آن برنامه را بر آنان تقدیر و طرح
خون برای امنیت، جان برای آبادی
اردوی جهادی قرار داشت. اردویی که این بار با خبری تلخ، برای همگان همراه بود. این گروه در 2 روستا مشغول فعالیت بود و هنگامی که اعضا بنا داشتند از محل فعالیت خود به سمت روستای محل اسکان بروند، نیسان حامل آنها واژگون شده و هر 13 نفری که پشت نیسان بودند دچار حادثه شدند. امین شیرازی و سیدامیر فارس حسینی 2 تن از اعضای این گروه جهادی به مقام شهادت نائل شده و بقیه نیز راهی بیمارستان شدند
روایت سردار فضلی از حال وهوای شهید بابایی در دیدار با امام خمینی(ره)
شهید نیوز - شهید عباس بابایی، در سال 1329، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. وی دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال 1348، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد. شهید بابایی در سال 1349، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. او طبق مقررات دانشکده می بایست به مدت دو ماه با یکی از دانشجویان
درسی های از دولت یک ماهه، برای دولت 8ساله
کردند و قاضی وقتی که خواست احترامی از حضرت امیر المؤمنین بکند، ایشان گفتند حق نداری؛ در محضر قضا ما یکی هستیم. و بعد هم حکم را علیه او- علیه حضرت امیر- داد و ایشان تسلیم شدند. اسلام [دارای ] یک همچو امری است؛ اسلام یک همچو آزادی، یک همچو دموکراسی دارد. کجا همچو امری است؟ در کجا سراغ دارید که رئیس دولت را در محضر قاضی که از [طرف ] خود او نصب شده است حاضر کند و به دادخواهی با یک یهودی احضار کند و حاضر
روایت ابراهیم یزدی از نقش شهید چمران در جنگ
مستند انقلاب 57 مبنی بر این که توافقی میان بختیار و شورای انقلاب می شود و امام هم راضی بودند، اما در آخرین لحظات موضوع از طرف دفتر امام در پاریس تکذیب می شود، گفت: تمام قرار ها گذاشته شده بود که آقای بختیار استعفا بدهند و مسالمت آمیز این موضوع انجام شود. اما از کسانی که موافق نبودند، می توانم مرحوم ربانی شیرازی را مثال بزنم که در مدرسه رفاه به شدت ناراحت بود و نپذیرفت که این اتفاق بیافتد. بنابراین یک
خاطرات رزمندگان را باید امروز ثبت کرد، فردا دیر است
حالی که واقعیت دارد. فکر نمی کردیم آنقدر زود بعد از اصلاح، مجوز صادر شود. در آستانه روز خبرنگار دوستان فرهنگسرای رسانه با بنده تماس گرفتند و گفتند متوجه شدیم شما کتابی آماده چاپ دارید و چون سه شنبه ها برنامه رونمایی کتاب داریم، می خواهیم این کتاب رونمایی شود. کتاب در بامداد 17 مرداد از چاپخانه ترخیص و در فرهنگسرای رسانه رونمایی شد. این رونمایی که برایش برنامه ریزی نشده بود گمانم کار شهید
بی بی جان و قصه همسر و دو فرزند شهیدش روایت شد
عنوان آشپز در جبهه مشغول می شود ولی بعدها به دلیل تسلط به زبان عربی، توسط شهید خرازی به واحد اطلاعات عملیات معرفی می شود و کار شنود را انجام می دهد. کاظم فرزند دومش در عملیات والفجر یک شهید می شود. همزمان صادق فرزند کوچکش مجروح می شود و همه به گمان اینکه شهید شده برای او حجله عزا می زنند. سه سال بعد از شهادت کاظم، در عملیات کربلای پنج و در منطقه شلمچه محمدعلی خانعلی و فرزندش صالح نیز به
مهدی نقویان: بالاخره بی بی سی فارسی دم به تله داد
بود و حدس می زدم این سئوالاتی که برای بدست آوردن جوابش جذاب است و برای مخاطب هم می تواند جذاب باشد. عزم خود را جزم کردم که در مورد شهید مهدی نوروزی مستند بسازم.20 دی ماه 1393 به شهادت رسیده بود. اگر قرار بود ساخته شود باید سالگرد شهادتش یا 9 دی سال بعد ساخته می شد و به همین دلیل یکسال برای ساخت این مستند من فرصت داشتم.من حقیقت هفت هشت ماه هرجا این طرح را می بردم کسی طرح مرا تحویل نمی گرفت.برای
بازی بچه ها کنار سرهای بریده بدترین صحنه ای است که در تمام زندگی دیدم
اول در اربیل مستقر بودم و شمال عراق را پوشش می دادم و بعد در جنوب عراق در بغداد مستقر شدم و در تمام تهاجم ها و جنگ های داعش همراه گروه های نظامی بودم و آن ها را پوشش دادم از زمانی که یک سوم عراق دست داعش بود تا حالا که این حجم به کمتر از سه درصد رسیده است. **برنامه ای برای خبرنگاری جنگ نداشتم/ پرس تی وی مرا وسوسه کرد چه شد که تصمیم گرفتید خبرنگار جنگ شوید؟ احمد
زندگی سیاسی ابراهیم یزدی
اختلاف برخوردید؟ بازرگان جواب داد: ما بر سر چند مسأله با جبهه ملی اختلاف داشتیم. یکی آنکه می گفتند نام مصدق را نبریم، چون شاه حساس است. دوم اینکه جبهه ملی ها اعتقاد ندارند باید به شاه حمله کنیم. اوایل بعد از کودتای 28 مرداد وقتی نهضت مقاومت ملی شروع به فعالیت کرد، از طرف حزب ایران بختیار در بعضی از جلسات می آمد. به یاد دارم که زمانی بختیار صریحا به من گفت: مصدق، گاندی ایران بود. وقتی گاندی از صحنه
قتل پدر و برادر پس از طلاق دادن همسر
گذشت مصالحه یا اجرای قصاص اقدام کند و در صورت اقدام نکردن، دادگاه می تواند متهم را تا زمان تعیین تکلیف با قرار وثیقه آزاد کند. بعد از موافقت دادگاه با درخواست لقمان، متهم روز گذشته از زندان به دادگاه منتقل شد و بار دیگر ماجرا را شرح داد. او به قاضی زالی گفت: من اشتباه کرده بودم که فکر می کردم برادرم یکی از اوراق دادگاه را برداشته است. بعد از حادثه وقتی مأموران بررسی صحنه جرم، خانه را جست وجو کردند آن برگه را زیر میز مطالعه در محل پیدا کردند. حالا هم درخواست می کنم تا من را آزاد کنید تا شاید بتوانم رضایت عموی بزرگم را جلب کنم. هیئت قضایی بعد از آخرین دفاع متهم وارد شور شد. ...
دلش را در سوریه جا گذاشته بود/ شهید مهرداد سه روز در ماشین آتش گرفته می سوخت
/> "نادره شاه خواه" خاله و زن عموی شهید با بیان این مطلب می گوید: ازهمان کودکی با بچه های کوچه جنگ بازی می کرد وبا درست کردن تیرو کمان دو دسته می شدند و می جنگیدند و با پیروزی انقلاب جذب پایگاه های بسیج در مساجد شد و با وجود سن کم در جبهه ها هم حضور داشت وپس از شهادت برادرم به صورت جدی تری فعالیت های خود را ادامه داد . او با اشاره به اینکه در مدت خدمت در سپاه با همه وجود کار می کرد و
شکنجه های دوران کودکی انگیزه ای برای قتل پدر
تحقیقات اولیه متوجه شدند صاحب گاوداری و یک کارگر افغانستانی او با ضرباتی که به سرشان وارد شده است، به قتل رسیده اند. در ادامه تحقیقات مأموران سرنخی که منجر به کشف راز این جنایت و شناسایی عامل یا عاملان آن شود، به دست نیامد؛ اما تحقیقات در این زمینه همچنان در دستور کار پلیس قرار داشت تا اینکه سال 89 زن جوانی که ادعا کرد دختر کارگر افغانستانی است که در آن جنایت به قتل رسیده، به اداره پلیس
کودکان آبفروش قبرستان
کرد. یه روز با شهرداری دعواش شد. بهش گفتن نباید اینجا بشینی و بفروشی. می رفت میدان، بعد که جاش عوض شد، دیگه کسی ازش تخمه نمی خرید. بعد مریض شد و افتاد خونه. من با برادرم اینجا کار می کنیم. تابستون هر روز هستیم اما مدرسه ها که باز بشه، فقط بعد از مدرسه. پدرمون دوست نداره بیاییم. می گه کارتون سخته. ولی ما می آییم . از خانه آنها تا بزرگترین قبرستان شهر چند ایستگاه فاصله است، گاهی با
زنانی که نامشان در تاریخ جامعه پزشکی ایران ماند
با صدای بلند به تجار گفت من حجت را بر شما تمام کردم حال شما می دانید و وجدانتان. او بعدها در هنگام شرح ماجرا برای یکی از دوستانش گفته بود آن روز انتظار توسری خوردن و شماتت را داشته است ولی پس از نیم ساعت برادرش به سراغش رفت و گفت آقایان با توکار دارند، تو پشت دربمان و به پرسش های آنان پاسخ بده. به هرحال کار آن روز او باعث شد که تجار خرج تاسیس یک درمانگاه مجهز را تقبل کنند. ازاین پس با کمک
محسن رضایی : امام کی فرمود حرفی ندارم با آمریکا رابطه برقرار شود ؟
صنعت نفت و 22 بهمن نیز دو اندیشه دست به دست هم دادند اما پس از آن حرف ها با هم یکی نبود؛ 100 سال است در درون جامعه ایران با یک درگیری فکری، اعتقادی و اندیشه ای برای سامان دادن زندگی، موسیقی، اقتصاد و ... مواجه هستیم. *مردم ما در دو صحنه در درون و بیرون از خانه می جنگند؛ یک مبارزه در داخل خانه این است که تفکرات متفاوتی وجود دارد و نمی گذارد انقلاب در تمام ابعاد مسیر خود را طی کند و یک
11 سال بلاتکلیفی قاتل پدر و برادر
چکش به قتل رسانده است و در بررسی ها مشخص شد که پسر بزرگ خانواده پس از جنایت از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. تیم پلیسی در این مرحله با در اختیار داشتن تصویر پسر بزرگ خانواده گشت های پلیسی را در جریان قرار دادند و خیلی زود مهرداد به عنوان مظنون اصلی پرونده دستگیر شد. مهرداد 45ساله پس از دستگیری پرده از راز جنایت خانوادگی اش برداشت و گفت: یک ماه قبل از همسرم جدا شدم و در این مدت در خانه
دغدغه شهید لاجوردی در اسناد گروهک فرقان
/> سیداسدالله جولایی دوست دیرین شهید لاجوردی که سابقه همراهی آنها به سال ها قبل از انقلاب برمی گردد، همزمان با سالگرد شهادت شهید لاجوردی، در گفت وگو با تسنیم، به زوایای مختلفی از شخصیت شهید لاجوردی پرداخته است. بیشتر تلاش لاجوردی در مقابله با خیانت های سیاه منافقین بود جولایی گفت: هنگامی که این ستمدیده زندان های پهلوی، خودش در رأس زندانبانی کشور قرار گرفت و یا بهتر است بگوییم زمانی که
کسب رتبه 28 کنکور سراسری اما تحصیل در حوزه/ در رضوان پروردگار هستم/ کنار شهید بهشتی دفنم کنید
مدرسه مروی خواندند چند سال با علاقه درس خواند و در کنار درس عزم رفتن به جبهه کرد. جبهه رفتنش فقط در زمان عملیات ها بود و در چند عملیات از جمله کربلای 4 و فاو حضور داشت تا اینکه در کربلای 5 مسعود دوست سعید مجروح شد و سعید او را با آمبولانس به عقب برگرداند. اما در ادامه عملیات به شهادت رسید. در کنار همه فعالیت ها علاقه خاصی به قرآن کریم داشت و در منزل برای بچه ها جلسه قرآن برپا می کرد و
قائم مقام لشکری که در 21 سالگی شربت شهادت نوشید+عکس
موثری داشت. او در سال 1359 به عضویت سپاه پاسداران گنبد در آمد و مدتی بعد از آن بار سفر را بست و به سپاه شاهین شهر اصفهان منتقل شد. با شروع جنگ تحمیلی به سوی جبهه های نبرد شتافت و با نیروهای سپاه پاسداران اصفهان که تیپ نجف اشرف را تشکیل می دادند, همکاری کرد و در همان جا بر علیه نیروهای رژیم بعث عراق جنگید و بین او با نیروهای اصفهان صمیمیتی غیر قابل وصف ایجاد شد. همچنین در جریان همین دوستی