سایر منابع:
سایر خبرها
چگونه دردهای رایج کمررا بدون مسکن آرام کنیم؟
دنبالچه اگر هنگام نشستن درد شدید و ناگهانی در قسمت پایین کمرتان احساس می کنید، احتمالا دنبالچه تان آسیب دیده است. این درد ممکن است موقع اجابت مزاج یا خم شدن هم همراه تان باشد. فشار زایمان یا ضربه ممکن است باعث دررفتگی استخوان دنبالچه تان شده و این درد را ایجاد کرده باشد. چه باید کرد؟ در اولین روزهای درمان از کیسه سرد، چند بار در روز استفاده کنید و بعد از دو یا سه
کِی چی بخوریم؟
هم به نوعی بر اهمیت غذای صبح و شب اشاره شده است. صبح چه بخوریم؟ صبح ها باید غذاهایی با مزاج گرم بخورید تا بدن بتواند انرژی بالای مورد نیاز را برای یک روز پرنشاط تامین کند. درست است که باید در خوردن چربی و شیرینی احتیاط کرد ولی اشکالی ندارد که صبح ها غذاهایی چرب و شیرین را میل کنید. خوردن کره، خامه و عسل در وعده صبحانه، همان طور که در فرهنگ غذایی ما در سال های قدیم جا داشته
اعتیاد اینترنتی
. درمان اعتیاد به اینترنت از آنجایی حائز اهمیت است که وابستگی به کامپیوتر و بی تفاوتی نسبت به دیگران باعث عدم مسئولیت پذیری نسبت به خانواده، ازدواج، شغل و سایر مسائل می شود و به همین دلیل مشکلات کوچک و بزرگی برای خودشان به وجود می آورند که در صورت ادامه این روند، پیش بینی ها آینده ای نگران کننده را نشان می دهد. نشانه های اعتیاد اینترنتی و عوامل درگیر با آن "عباس محمدی اصل"، دکترای
کفش های فانتزی خطرناک هستند
می شود فرد هنگام راه رفتن آرام و کوتاه و با احتیاط گام بردارد و همین موضوع، خستگی زودرس و درد شدید کمر و پا را رقم می زند. دکتر ستار میرزابابایی، متخصص طب فیزیکی می گوید: درست است که کفش تابستانی به ظاهر سبک و ارزان است، اما اشتباه در انتخاب کفش مناسب به سلامت پای شما آسیب می رساند. یکی از دلایل مهم خشکی پوست، استفاده مداوم از صندل است. کافی است یکی دو ماه مدام صندل بپوشید. آن وقت می
دانستنی های مفید درباره امگا 3
به افزایش کلسترول خوب( HDL )میشود که در سلامت قلب موثر است.مشاهده شده که روغن ماهی سبب کاهش تری گلیسرید خون (یک نوع چربی در خون) میشود. گردو سرشار از اسید لینولییک یا ANA است که در بدن به امگا 3 تبدیل میشود ودر نتیجه باعث کاهش کلسترول وتری گلیسرید در بیماران مبتلا به کلسترول بالا میشود. دیابت بیماران دچار دیابت اغلب تری گلیسرید بالا و HDL پایین دارند.اسیدهای چرب امگا 3 می توانند
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
فدائیان خلق پیوست و از سران آنها شد، به طوری که مسئولیت شاخه آذربایجان غربی بر عهده او بود... آن وقت نماینده مجلس و در تهران بودم. یک روز رشید به تهران آمده بود. جایش را شناسایی کردیم. در کمیته انقلاب تهران با آیت الله مهدوی کنی تماس گرفتم و گفتم: یک موردی هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم هست. یکی از محافظان خودم به نام آقای جلیل حسنی را نیز همراه آنها کردم که از بچه های کمیته ارومیه بود
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
خلاقیت مشقت بار مرد برای معیشت
اون آقاهه میرفتم خونش و مدتی که نمیدونم چقدره با خانواده اون زندگی میکردم. حال من حتما در دوری از آدمهای این روزها بهتر میشد. من به پیچیدگی معصومانه این مرد نیاز داشتم.مردی که نمیتونه تصور کنه تایلند چه شکلیه ...مردی که حتما بعد از این همه ساعت چمباتمه زدن در این وضعیت عجیب بدنش خیلی درد میگیره اما اینقدر فکرای مهمتری داره که مثل من به صندلی ماساژ فکر نکنه، شایدم چون دائم سرش پایینه اصلا
پشتوانۀ مذاکره، باید مقاومت باشد
می رسی که دیگر ناراحت نمی شوی. مثل کسی که ورزش می کند و بدن خودش را ورزیده و محکم می کند تا در مقابل ضربات دیگران(مثلاً در ورزش های رزمی) مقاومت کند و بدنش درد نگیرد. به جای فرار از رنج، مقاومت خود را افزایش دهیم/ غالباً درد دل کردن برای دیگران کار خوبی نیست، مقاومت انسان را کاهش می دهد و انسان را از زندگی بهتر دور می کند بعضی ها از رنج فرار می کنند ولی بعضی ها به جای فرار
جدول کالری مصرفی فعالیت های روزانه+کالری غذاهای معمول
اگر می خواهید وزن خود را تنظیم نمایید می توانید از مطالب جدول ذیل استفاده کنید. به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک تمام کارهایی که روزانه انجام می دهیم هرچند سبک و راحت باشند مقداری از کالری ذخیره شده در بدن را از ما می گیرند که دانستن آنها برای کمک به کم کردن وزن مهم است. اگر می خواهید وزن خود را تنظیم نمایید می توانید از مطالب جدول ذیل استفاده کنید. کاربرد این
سه روایت از زندگی سه قربانی اسیدپاشی
10 سال قبل. همه در محله شان به او محبوب خر خون می گفتند، از بس که در مدرسه نمره هایش خوب بود و مدام 20 می گرفت و لحظه ای کتاب از دستش نمی افتاد؛ یعنی اصلاً به فکر ازدواج و این حرف ها نبود. یک روز صبح نامزد سابقش به سراغش آمد و به بهانه اینکه کار مهمی دارد او را تا مقابل حیاط خانه شان کشید: گفتم همه چیز بین ما تموم شده چرا آمده ای، پیشنهاد داد دوباره به هم برگردیم. چیزی توی دستش بود نمی
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
وب سایت موسیقی ما - خسرو خسروپرویز: به عنوان مخاطب و پیگیر ترانه، برخوردم با کتاب بنویس! ساعت پاک نویس همراه با شگفتی بود. چون نگاه دور و نزدیکم در این سال ها، نشانم داده با یک بازار آسان گیر و باری به هر جهت مواجه هستیم که البته فروشندگان و خریداران خود را دارد. اما کتابی که خواندنش را به آخر رسانده بودم، تهی از دیده ها و داشته های ذهنی ام بود. کتابی که ترانه را به مثابه ی یک هنر جدی گرفته و قصد
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی (قسمت دوم)
گوید این است. می خواهند اسلام را خشن نشان بدهند. لازم نیست بروند دروغ بسازند، چهار تا از همین ضعف ها بردارد کنار هم بچسباند، می شود دین هراسی. چرا؟ چون آن کسی که باید در عرصه ی معرفت باشد نیست. بعد نشان می دهد این مفاهیم مفاهیمی اند که هر قطره اش می تواند سیلی از انسان ها را به دنبال خودشان ببرند. هرکسی غیر از این هرجای دیگر برود غلط است. به مدرسه ای رفتم. معلمشان گفت آقای دکتر می دانید چرا شما را
آشپزی به شیوه جدید و به پیشنهاد ما
صورت خلالی درشت خرد کنیم. ادویه ها را با آرد سوخاری در کیسه پلاستیکی می ریزیم و خوب مخلوط می کنیم. سیب زمینی ها را می ریزیم داخل مخلوط ادویه ها و خوب آنها را تکان می دهیم تا کاملا به ادویه ها آغشته شوند. روی سینی فر کاغذ می گذاریم یا آن را چرب می کنیم و سیب زمینی ها را روی آن می چینیم و 2 قاشق روغن را روی کل سیب زمینی ها می ریزیم. حالا سینی را داخل فری قرار می دهیم که از قبل تا دمای 180درجه گرم شده
طفلکی بابا، حالش خوب نیست
رسا نوشت: جانبازان در طول سال های بعد از جنگ تحمیلی مشقات فراوانی را متحمل شدند که بعضی همراه با این مشقات به یاران سفر کرده خود شتافتند و شهید شدند؛ به چند خاطره که در ماهنامه خانه خوبان در رابطه با جانبازان و خانواده های جانبازان ذکر شده است تقدیم خوانندگان رسا می کنیم. آرزوی مرگ بابا مشکل اعصاب و روان داشت؛ آن هم از نوع حادش طوری که مدت زیادی او را در وضعیت انفرادی
طفره روی از رودررویی مستقیم با چیزها
درون پوست و کتف طاهر رد کرده و بعد زبانه قفل را در قفل چفت کرده است، قفلی که در پوست و استخوان طاهر جوش خورده است، قفلی که به مثابه یک تعویذ در نبرد با بیماری داء الصدف در بدن او پرچ شده است، بهترین شمایلی است که به یاری آن می توان کارکرد تعویذی خال ها و انگشت ششم پا در کارهای هوشنگ گلشیری را بازخواند و دریافت. در داستان های گلشیری امر مازاد پرچ شده بر بدن، نشانه دوختگی بدن به یک وضعیت است، اما به
جلاد عراق از آغاز تا پایان + عکس
ابراهیم حسن می دهد. داشتن ناپدری عرصه را بیش از همیشه بر صدام تنگ می نماید. رجوع به خاطرات دیکتاتور پیشین عراق حکایت از موقعیت بغرنج وی در کودکی دارد، زمانی که به شدت از سوی ناپدری تحقیر شده و مدام به کارهای غیر اخلاقی نظیر دزدی مجبور می شده است. صدام با خشونت بزرگ شد و حس کینه جویی و انتقام گیری در نهاد او شعله می کشید . او به سان بچه ای سرراهی و بی پناه بار آمد، فرزندی ناخواسته که خانواده از وجود او
تغذیه کودکان بعد از عمل لوزه
تورم و چرک مکرر لوزه در کودکان باید جراحی لوزه انجام شود و این غدد از دهان خارج گردند. جراحی لوزه در کودکان به نام تونسیلکتومی است. در جراحی قسمت برش داده شده رها می شود و بخیه نمی شود تا خود به خود بهبود یابد. تا یک هفته با کمی درد توأم می باشد ولی بعد از یک هفته بهبود کامل می یابد. جراحی لوزه 300 سال قدمت دارد و جزء جراحی های ساده محسوب می گردد. در کودکان لوزه سوم نیز همراه با دو لوزه
آیا کودکان هم افسرده می شوند؟
ریز مثل بیش فعالی به این علت که پرسروصدا هستند و والدین را به ستوه می آورند، زودتر تشخیص داده می شوند اما اختلالات درون ریز مانند افسردگی چون متمرکز بر درون فرد است و از درون او را رنج می دهند و برای اطرافیان آزاردهنده نیستند، دیرتر مورد توجه قرار می گیرند. حتی ممکن است اولیا و مربیان مدرسه این کودکان یا نوجوانان را به عنوان افراد سر به راه و آرام و بی آزار (به اصطلاح بچه مثبت) تشویق کنند و این خود
مهسا 2 ساله آرزو دارد 50 ساله شود + تصاویر
ابوالحسن وی دستور داد که فوراً دخترم را بستری کنند" 16 سنگ از 5 تا 15 میلی متری در کلیه های دخترم بود مهسا 10 روز در بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه بستری بود و من پسرم را که مدرسه می رفت را تنها گذاشته بودم و زن برادرم از پسرم مراقبت می کرد. چشمان مادر مهسا سرخ شده بود و موجی از نگرانی و دلواپسی مادرانه در وجودش جا خوش کرده بود. مادرش حرف هایش را از سر می
شکنجه شدید یک نوجوان توسط آدم ربایان
تا خون فرزندم پایمال نگردد. در مراجعه حضوری که به بیمارستان داشتیم, مشاهده شد که این پسر بچه در کما بسر می برد و متاسفانه همانگونه که در تصاویر نیز مشخص است تمامی بدن وی مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفته است , قابل باور نیست هرآنچه مشاهده کردیم و از مسئولین امر تقاضا داریم به این مساله رسیدگی و این خانواده را از رنج و ناراحتی دور کنند. واقعا در این کشور ما این دیو ددها زندگی
زندگی پر ماجرای آیت الله آزاد قزوینی از زبان خودش
نشست. سؤال کرد: کجا می روی؟ گفتم نامه ای برای شیخ علی اصغر قزوینی دارم. آن مرد لطف کرد و شب را در خانه او گذراندم. فردا به مدرسه ای که شیخ علی اصغر قزوینی در آن بود رفتم و ایشان حجره ای به من داد و اسکان یافت. در زمانی که امثله می خواندم استادی داشتم، از من خواست اشعار سیوطی را ترکیب کنم، چون از عهده ترکیب برنیامدم به حرم حضرت معصومه (س) رفتم و به این بهانه و دوری از خانه، اشک پهنای صورتم
شهادت ارثیه خانوادگی
برادرتان، یکی دیگر از اقوامتان شهید شد؟ من که سواد درست و حسابی ندارم که بگویم چند سال بعد بود اما بعد از آن برادر شوهرم شهید شد که پسر دایی ام هم بود. بعدش هم پسرم و در فاصله زمانی 3 ماه همسرم نیز به شهادت رسید البته در این بین پسرعموهایم هم شهید شدند. پسرتان چند ساله بود که راهی جنگ و جبهه شد؟ عبدالصمد از 14سالگی از خانه و مدرسه فراری بود. همسایه ها و اقوام مدام به من
وضعیت وخیم نوجوان سیستانی پس از دوماه شکنجه و اسارت+جزئیات و تصاویر(+18)
به گزارش پایگاه انقلاب نیوز ،به نقل از گندم پرس ، لحظه ای عزیزان مسئول فکر کنند که این بچه نه ساله متعلق به خودشان است , آخر چگونه می شود که باور کرد عده ای در اطراف ما زندگی می کنند که حاضر هستند یک پسر بچه را چنین شکنجه کنند و مورد آزار و اذیت قرار دهند , بنده از همه خواهش دارم دراین خصوص با ما همکاری کنند تا خون فرزندم پایمال نگردد. این گوشه ای از درد دل پدری بود که فرزند 9 ساله اش
خانواده های زندانیان؛ بی گناهانی که بار گناه را به دوش می کشند
حالا به فکر دختر محصلی است که هر سال هزینه زیادی برای تحصیل نیاز دارد و پسر معلولی که خرابی دندان هایش مانع غذا خوردن او می شود، هزینه ترمیم آن هم بالای سه میلیون تومان است. فاطمه می گوید: زندگی خیلی سخت شده و من کم آورده ام. پسرم هر روز بزرگتر می شود و رسیدگی به او سخت تر، اگر پدرش بود بار زندگی اینقدر روی دوشم سنگینی نمی کرد. مدام عذاب وجدان دارم به خاطر نداری، به خاطر دندان های پسرم
بشاگرد نمایی از بهشت/پیغام امام(ره) به حاج عبدالله
بود. نماز می خواند و کارهایش را انجام می داد. ساعت ده کاملا سر حال داشت با بچه ها داشت گل کوچک بازی می کرد. من زانوم درد می کرد و برایم پماد آورد. گفت امیر حالم خوب نیست این را گفت و ده دقیقه بعد از دنیا رفت. برای من واقعا سنگین بود و سخت می گذشت. من قلبممشکل پیدا کرده بود و برده بودنم سی سی یو حاج محمود به موبایل هر کدام از ما زنگ می زد کسی بر نمی داشت و تا اینکه یکی گفته بود حاجی حالش بده بیا
وزیر بهداشت : پارازیتی که ما داریم هیچ کجا نیست
اظهارنظر کرده ام کسی نگفته که چرا گفتی، چرا نگفتی. فکر هم می کنم حق مردم است و آنها باید همه چیز را درمورد سلامتشان بدانند. همانطور که نباید دروغ بگوییم و مردم را نگران کنیم اگر مشکلی وجود داشت باید به آنها بگوییم. این حق مردم است. ام اس در سال های اخیر افزایش داشته است. ام اسی هایی برای توانبخشی و درمان شان مشکلات زیادی دارند. اما مرکز جامعی برای آنها وجود ندارد. در تهران تنها یک مرکز هست
گفت وگو با سیما ی شین آباد
ازپزشکی قانون بخواهیم زیرا این کودکان در حال التیام هستند و طی یک سال 20 تا 30بار زیر تیغ جراحی قرار می گیرند و از پوست بدنشان برای ترمیم استفاده می شود بنابراین هر روز خسارات جدیدی بر اینها افزوده می شود. نباید فراموش کرد که موضوع پرونده کودکان شین آباد یک موضوع جدید در نظام پزشکی قانونی ایران است. درقانون جزایی تاکید بر دریافت آخرین وضعیت بچه هاست زیرا درصدهای دیه به تناسب درمان و درد و
انگل ها در بدن شما زندگی می کنند اگر ...
شما تنها نیستید. بی آنکه بدانید، در روده، معده و دیگر گوشه های بدن شما زندگی می کنند و هر روز که می گذرد، به تعدادشان افزوده می شود. انگل ها مهمان های ناخوانده ای هستند که هیچ کس برای شان دعوت نامه نفرستاده و از حضورشان در بدنش خوشحال نمی شود. با این وجود آنها راه شان را پیدا کرده و بدن شما را با عوارض و اختلالات عجیبی روبه رو می کنند که برای درمان شان باید ماه ها و حتی سال ها وقت و پول صرف کنید
مصارف خوراکی و بهداشتی عناب
این میوه دارای موادمغذی، ویتامین ها و مواد معدنی مختلف و منبع عظیمی از آنتی اکسیدان های طبیعی است که در جریان خون، هورمون های بدن، استخوان ها، عضلات، پوست، مو، و انتقال دهنده های عصبی مفید است. به گزارش شفا آنلاین ،جوشانده این میوه برای کاهش گلو درد و بهبود سرماخوردگی مفید است، همچنین استفاده از پودر آن همراه با شیر، برای از بین بردن انسداد روده، و درمان روماتیسم استفاده می شود.