سایر منابع:
سایر خبرها
مصاحبه با مدیار شجاعی فر ، داور جشنواره عکس رویش
اساتید عکاسی فاین آرت برای حضور در کلاس هم دعوت کرده ام! از طرفی بنظر من علت اینکه ما در خوزستان عکاس های مستند بیشتری داریم این است که نقش عکاس های مستند در آموزش و برگزاری رویدادهای عکاسی بیشتر بوده. طی چند سال گذشته در خوزستان عکاس های مستند نسبت به غیر مستندها فعالیت بیشتری داشتند، تولید بالاتری داشتند، آموزش بیشتری دادند و به خاطر امکاناتی هم که داشتند (مثلا در اختیار داشتن فضای
کی روش - برانکو؛ مثل سعدی و حافظ سبک خاص خود را دارند!
سال ها بود که فوتبال ایران این چنین با قدرت در صدر فوتبال آسیا نایستاده بود. اما آیا این دو موفقیت برآیندی از امکانات، سطح برنامه ریزی و سطح فنی فوتبال ایران است؟ ساده انگاری است اگر جایگاه امکانات و سطح برنامه ریزی در فوتبال ایران را همانند تیم ملی فوتبالش در آسیا در صدر دانست. همین طور قهرمانی قاطع پرسپولیس در لیگ برتر و صعود این تیم به نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا آن هم در شرایطی که
دغدغه سینماگران ما دغدغه های مردم نیست
سینمای ما در دو دهه ی گذشته نخواستند سرمایه گذاری کنند. می شد با بسته های حمایتی وسوسه انگیزی این سینما را زنده نگه داشت، اما نخواستند. چرا در حوزه ی فیلم های اجتماعی و بزرگسال هم مخاطب سینما تا این اندازه کم است؟ دلایل گوناگونی وجود دارد. یکی اینکه دغدغه های بسیاری از فیلمسازان ما دغدغه ی مردم نیست. یا این که دغدغه ی دایره ی محدودی از مخاطبان است و همان درصد محدود هم می آیند فیلم
قتل همسر و پسر به خاطر توهم شیشه
نمی شد، جان دخترش ریحانه نیز در خانه ای که با او زندگی می کرد به خطر می افتاد. ناگفته های زندگی این متهم به قتل شیشه ای را در ادامه می خوانید. از خودت بگو؟ محسن. 46 ساله ام. راننده اتوبوس داخل شهری بودم. اعتیاد داری؟ بله. درس خوانده ای؟ لیسانس علوم ارتباطات دارم. چند سال است معتادی و چه مصرف می کردی؟ 20 سال
یک هفته و چند چهره؛ نوید ونیز و کنسرت شیادی
گرفت. شاید فاصله گرفتن از سینمای اجتماعی این سال ها، چیزهای بیشتری از محمد زاده نشانمان بدهد. حیف است چند سال بعد یک حامد بهداد ثانی روی دستمان بماند. فرزاد حسنی یا (مجری هفته) از بخت بد تلویزیون برنامه های تاثیر گذار و پر بیننده زیادی ندارد، از همین جهت است که هر هفته از خندوانه سوژه ای می سازیم و این بار حضور فرزاد حسنی در این برنامه خبرساز شد. فرزاد حسنی را شاید شب مواجهه با
نظری به دلایل جاودانگی منظومه حیدربابای استاد شهریار
شاعری که در جست و جوی آن نا کجا آباد ساکن در نهاد هر بشری ست! و زن: نماد اصل مؤنث ماه و زمین و آب. نماد عشق و آن ولایتعهدی ابدی آدمی در پذیرفتن شکست و جلال! حیدر بابای شهریار مملو از این نماد های جهانی است. پا از اقلیم کوه و رود و دره و درخت بیرون نمی گذارد. روایت عاشقانه مدهوشی جانی خسته است که به زیارت آرامگهی آمده است که هر انسانی را مأمنی است مطمئن. زبان و زمان نمی شناسد که کوه
برای خلق هنر نیازی به چشم سر نیست
سازمان بهزیستی اصفهان انجام دادم تا مکانی را برای این کلاس به ما اختصاص دهند چند جلسه اول را مجبور شدیم در اتاق کوچک انجمن کلاس را با تعداد انگشت شمار برگزار کنیم تا اینکه بهزیستی اتاق کوچکی دراختیار گروه چرم دوزی قرار داد. این اتاق آنقدر کوچک است که نتوانستیم برای آموزش و پذیرش هنرجو فراخوان دهیم. اگر تعداد افراد آموزش دیده بیشتر می شد می توانستیم با رایزنی با کارگاه های چرم دوزی از آنها سفارش
ژولیت بینوش در 53 سالگی از زندگی اش می گوید
/> وی در سال های اخیر با بازیگر آمریکایی، پاتریک مولدوین و بازیگر- کارگردان آرژانتینی سانتیاگو آمیگورنا، کارگردانش در فیل چند روز در ماه سپتامبر (2007) در رابطه بوده است. شایع است که او با حمایت دادگاه ها از زندگی خصوصی خود در مقابل پاپاراتزی ها محافظت می کند. خب من همیشه عشق در زندگی ام بوده، اما خب معلوم است که شما هیچ وقت نمی توانید بفهمید با کی... هیچ وقت دقیقا، هیچ وقت....
تقسیم اصلاح طلبان به دوگانه اصیل و بدلی
صراط: تقسیم بندی به دوگانه بدلی یا اصیل بودن می تواند برای هر جریان سیاسی ممکن باشد و از این منظر اصلاح طلبان هم می توانند که در باب این دوگانه، برای تقسیم بندی جریان خودشان تئوری هایی داشته باشند. اما مروری بر وضعیت آنهایی که اصلاح طلب اصیل خوانده می شوند، نشان می دهد مؤلفه هایی فراتر از آنچه بتواند معنای واقعی اصلاح طلبی دهد، در این اصالت! مؤثر است. به گزارش جوان مولفه هایی که در عمل
روز وصل: امسال در حج 96 چه گذشت؟
، نگاه دارم. از این که گاه مسائل سبک می نماید، عذرخواهم، فکر می کنم همین ها شاید آینده بکار آید. عزیمت به حج روز جمعه بیستم مرداد ماه روز جمعه بیستم مرداد ماه 1396 از فرودگاه امام خمینی عازم حج تمتع شدم. سفر قبلی تمتع بنده، سال 1391 بود، و آن زمان معین روحانی کاروان بعثه، جناب آقای معراجی بودم. این بار در بعثه آیت الله سیستانی هستم. سال گذشته، حج ایرانی ها تعطیل بود و این بخاطر
عبدالله ناصری_ اصلاح طلب: مردم درباره فیش های نجومی قانع نشدند
بیش از این حرف ها بود. من در اینجا خاطره ای بگویم از دیداری که اسفند ماه سال گذشته یکی از چهره های شناخته شده اصلاح طلب با روحانی داشت. روحانی در آن دیدار گفت که تمام امید من شما اصلاح طلبان هستید و حتی تعبیری درباره حزب اعتدال و توسعه به کار برد با این مضمون که حزب اعتدال و توسعه تشکیلاتی نیست که من بتوانم به آن دل ببندم. روحانی در کابینه اش زن نیاورده بود در حالی که به
زندگینامه شهید ابراهیم هادی + تصاویر
آزمایش ها قرار دهم. امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین بپذیری. خدایا هر چند از شکستگی های متعدد استخوان هایم رنج می برم، ولی اهمیتی نمی دادم؛ به خاطر این که من در این مدت چه نشانه هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن هایی که خالصانه و در این راه گام نهاده اند، دیده ام. خدایا، ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی دانم در برابر عظمت
دیوارهای مهربانی از نامهربانی ها حکایت دارند
تعداد زیادی پوشاک و لباس های کهنه و پاره را با نامهربانی تمام گذاشته شده اند، اما جالبتر و البته ناخوشایند تر این بود که پاییز سال گذشته بود که دیواری در شهر حسابی سر و صدا کرد. دیواری از جنس محبت و دوستی که بعدها نامش را مهربانی گذاشتند. دیواری که مردم شهر با عشق و حس کمک به هم نوع لباس ها و مایحتاج خود را که در خانه غیر قابل استفاده مانده بود، با کمک و مساعدت مسئولان زحمت کش شهرداری
مصاحبه با فریدون صدیقی درباره موفقیت های هفته نامه حوادث در دهه 70
نکرده بودم. دوستان دیگری هم که آنجا بودند، هیچ کدام کار حادثه نویسی نکرده بودند. این هفته نامه آغاز کار حادثه نویسی برای تیمی بود که در آن حضور داشت. اصلا سن همه افراد اقتضا نمی کرد که مربوط به آن نسل حادثه نویسی پیش از انقلاب باشند؛ از گزارشگرهای ما خانم عذرا فراهانی بودند، آقای رضا صفایی، آقای مسعود ابراهیمی، آقای اُرُد عطارپور و آقای اردلان عطارپور. آقایان مجید صیادی، کامبیز نوروزی، محسن گودرزی
بانوی جانبازی با 22 کتاب
خبرنگار تسنیم در قم، با دلی رنجور از زمانه و با وجود درد و رنجی که داشت همچون کوهی محکم و استوار به بیان خاطرات زندگی خلاصه شده در عشق معبودش پرداخت و اظهار داشت: در سال 59 همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و موشک باران رژیم بعثی که در آن زمان 12 سال بیشتر نداشتم، دریکی از روزها به همراه خواهرم در حال بازگشت از مدرسه، بین راه بمبی در چند متری ما منفجر و من از ناحیه دست راست مجروح شدم و پس از این جراحت 18 روز
فکر می کردیم عابربانک پاداش داده اند نه پاوربانک!
فدراسیون گوشزد کرده بودم. ما اگر می گوییم فوتسال، برای ورزش ایران افتخار آفریده پس باید به آن توجه کنیم و شخصیتش حفظ شود. این شخصیت می تواند با پاداش، امکانات، برخورد خوب، تغییر کف پوش کمپ و ... حفظ شود. سرمربی تیم ملی فوتسال درباره دادن پاوربانک در مراسم بدرقه به جای پاداش مقام سومی جهان، عنوان کرد: نمی دانم هدفشان از این کار چه بود، شاید می خواستند بازیکنان دست خالی نروند. البته اولش فکر
کلاهبردار مرده ناگهان زنده شد/همه در مجلس ختم این مرد شرکت داشتند
فعالیت داشتند، اعتراف کرد. با اعتراف های این مرد بود که سرکرده باند و چهار همدست دیگرش نیز بازداشت شدند و به جرایمشان اعتراف کردند. بهروز 23 ساله، سرکرده باند به افسر تحقیق گفت: معتاد بودم و به خاطر نگهداری و خرید و فروش مواد مخدر چند بار به زندان افتادم. در آنجا با یک جاعل حرفه ای آشنا شدم و مدتی بعد با هم از زندان آزاد شدیم. او بعد از آزادی به من کارهای مربوط به جعل اسناد ملکی و مدارک
فاجعه انسانی میانمار ، عرصه ای برای محک زدن انسانیت
راستی رسالت هنر و هنرمند در قرن حاضر چیست؟ در زمانه ای که در چارسوی این کره خاکی به خاطر سلطه گری قدرت های استکباری جز ظلم و ستم، تبعیض و نابرابری و جنایت و خشونت چیز دیگری دیده نمی شود و در زمانه ای که عزت و کرامت انسان و ارزش های انسانی مورد تاراج و چپاول صاحبان زور، زر و تزویر قرار گرفته است، به راستی رسالت هنر و هنرمند چیست ؟ در چنین زمانه ای، آیا انسانی که نام انسان بر روی خود نهاده و
مجموعه شعر درباره پدر فوت شده
بنمودند که شکستی قفس، ای مرغ گلستانی من من که قدر گهر پاک تو می دانستم ز چه مفقود شدی، ای گهر کانی من من که آب تو ز سرچشمه دل می دادم آب و رنگت چه شد، ای لاله نعمانی من من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد که دگر گوش نداری به نوا خوانی من گنج خود خواندیم و رفتی و بگذاشتیم ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من
بازار فروش کلیه؛ چهار فروشنده، یک خریدار!
کلیوی را نمی دهد. دو سال پیش، 2285 عمل پیوند کلیه در کشور انجام شده که 1690 مورد آن از کلیه دهندگان زنده تامین شده است. به همین دلیل، مصطفی قاسمی رئیس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی به تهران امروز می گوید: در تمام جهان تامین کلیه از بدن یک انسان زنده برای پیوند، به مدل ایرانی معروف شده است. او می گوید: اکثر کسانی که می آیند کلیه بدهند بیکارند و هزینه های زندگی به آن ها فشار آورده است. رئیس انجمن
نامه ای از یک آموزگار
را هم نمی داد، چه رسد به ساختن آینده خودم، همراه با باسوادکردن دانش آموزان عشایری. تازه در سال تحصیلی جدید که به پایان رسیده تنها400 هزار تومان واریز شده و مبلغ بیمه تنها دو ماه از این سال تحصیلی که به پایان رسیده، واریز شده. واقعا یک جوان که خود با هزینه شخصی مدرک لیسانس را اخذ کرده، به خاطر عشق و علاقه ای که به معلمی دارد با سالی 800 هزار تومان می تواند زنده بماند؟ آیا انسداد مبادی بی سوادی با
وکیل رایگان
تنظیم لایحه و دادخواست. سرتان شلوغ می شود؟ زیاد. پنجشنبه هفته قبل درعرض سه ساعت 50 مورد مشاوره دادم وده مورد لایحه و دادخواست نوشتم و فرصت نکردم حتی یک لیوان آب بنوشم. شما طبق تعرفه، بابت هر نیم ساعت مشاوره حقوقی باید صدهزار تومان بگیرید. مسلما رفتن به بهشت زهرا (س) و صلواتی کارکردن، شما را از این پول دور می کند. وقتی درآن فضا قرار می گیرید زمان و مادیات
آتش سوزی سینما رکس آبادان یا کار طرفداران شاه بود یا رژیم های منطقه
من که تنها شد، گفت: فلانی منظور ما از اینکه از شما خواستیم به اینجا بیایی، این است که ما احساس می کنیم شما باید عمامه را به سر بگذارید. من تا سال 1350 معمم بودم. در سال 50 که استخدام شدم، عمامه ام را برداشتم. آقای بهشتی می گفت: ما می خواهیم شما دوباره معمم بشوید و به روحانیت مبارز بیایید؛ ما به فعالیت و حضور شما احتیاج داریم. در این صحبت ها، من با ایشان یک شوخی کردم و گفتم: من خودم با یک
خشن، متعصب، متصلب
به سمت آن دیار حرکت کرد و امین را در بغداد باقی گذاشت. هارون پس از آرام کردن اوضاع در سوم جمادی الثانی همان سال درگذشت. شب وفات هارون در توس، مردم با پسر او امین در بغداد بیعت کردند. امین پس از 18 روز با مشورت اطرافیان خود مامون را عزل کرد مامون نیز در واکنش به این عمل امین را از خلافت خلع نمود. و پس از یک سری درگیریهای نظامی امین در سال 198 هجری کشته شد.در زمان هارون بغداد به اوج شکوه و
رئیس نهاد رهبری در دانشگاهها: استعفا نداده ام/ روند جدید دانشگاه آزاد، یک فرصت است
. امام کاظم (ع): ارادۀ قوی برترین توشه برای سیر و سلوک در راه خداست اعیاد گذشته و ایام نورانی ماه ذی الحجه را تبریک عرض می کنم؛ همچنین امروز را که روز ولادت باب الحوائج امام موسی بن جعفر (ع) است. در ابتدا جمله ای از امام موسی کاظم (ع) تقدیم می کنم؛ این جمله در دعایی است که حضرت در روز مبعث خوانده اند. وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زَادِ الرَّاحِلِ إِلَیْکَ عَزْمُ
معلولیت انتهای زندگی نیست!
می توانستم راحت انجامش دهم، دچار مشکل شده ام و بدنم ضعیف تر شده است. این مسأله باعث شد از عصا و بعد از چند سال ویلچر دستی استفاده کنم و درنهایت ویلچر برقی جای پاهایم را گرفت. این نوع تغییر وسیله حرکتی هر بار برایم خوشایندتر می شد، چون محدودیت های قبلی برایم کمتر می شد و به واسطه ضعف عضلات بدن سرعت حرکت کردنم با عصا وقتی کم شده بود با ویلچر این موضوع جبران شد. استفاده از ویلچربرقی آزادی عمل فوق
هیچ وقت ظاهر را قضاوت نکنیم!
زمان مردم متوجه می شدند که این نمایش است. برنامه بعدی ما رادیویی بود. بچه های ما به صورت زنده آن جا حضور داشتند، میان مردم می رفتند، مصاحبه می گرفتند و موضوعات مختلف را بررسی می کردند. مثلا در روز عید غدیر در مورد تفریحات سالم یا در سه شنبه های تمیز در مورد محیط زیست با مردم صحبت می کردیم. بعد از این که این برنامه تمام می شد برای بچه ها مسابقه برگزار می کردیم، بعد برای خانواده ها مسابقه داشتیم و
گفتگو با قهرمان نورابادی در رشته پرورش اندام+عکس و بیوگرافی
عمران فعالیت داشتم، اما ورزش حرفه ای مجال سایر کارهارو از من گرفت و عشق و علاقه من به این حرفه بیشتر بود و ترجیح دادم روی ورزش حرفه ایم بیشتر تمرکز کنم. رقابت بعدی شما کی هست؟ به امید خدا مسابقات کارت حرفه ای ترکیه(بالاترین کارت در دنیای حرفه ای بدنسازی) حمایت مسوولان تاکنون از این ورزش در ممسنی چگونه بوده؟ عملا هیچ حمایتی نشده و کم لطفی مسؤولان همیشه شامل حال این ورزش
فضای نقد درون اصلاح طلبان در حال مه آلود شدن است
تمام ندانستن هایت را در پیش چشمانت می آورد. بااین حال، مصاحبه با او فرصتی بود که ارزش چند هفته انتظار را داشت؛ انتظاری که با ساعتی پیاده روی زیر آفتاب تند تابستان همراه شد و سرانجام در دفتر این استاد آرام دانشگاه اما پیچیده عالم سیاست به آخر رسید. مجال ما اندک بود و گفتنی ها بسیار، از شرایط کنونی اصلاحات و فرصت ها و تهدیدهای پیش روی این جنبش تا حال وهوای درونی محمدرضا تاجیک، با او گفت وگو شده است
از زود قضاوت کردن هایت خسته شده ام
با خوشحالی وارد خانه شدم روی پایم بند نبودم، راضیه را صدا کردم راضیه بیا جواب آزمایش خواهرم اومد مشکلی نداره خدا رو شکر سرطان نیست راضیه با لبهای خندان به استقبالم آمد و خدا رو شکری گفت. از دستش دلگیر بودم، حالا وقتش بود تا سکوت را بشکنم، با حالت جدی گفتم: البته فکر نکنم برای تو خیلی مهم بوده باشه تو این یک هفته که وضعیت من و خانواده ام اینطوری بود انتظار داشتم یه کم حس همدردی داشته