سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدم
ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به
16ساعت جدال با مرگ برای معرفی قاتل مادر و خواهر
نشانه رفته بود. او به محض ورود به خانه و با دیدن اجساد شیون و زاری کرد و سعی داشت با نمایشی حزن انگیز، روند رسیدگی به پرونده را منحرف کند. اما استرس و هراسی که در چشمانش دیده می شد از نگاه بازپرس جنایی و کارآگاهان مخفی نماند. بدین ترتیب مرد میانسال به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران بازداشت شد.حال آنکه منکر قتل همسر برادر و برادرزاده 4 ساله او بود و خود را بیگناه می خواند.
تازه داماد در کرج اعدام شد / راز تازه عروس چه بود؟
/> محاکمه تازه داماد پس از اعتراف های هولناک تازه داماد و صدور کیفرخواست، پرونده عباس برای محاکمه به شعبه یکم دادگاه کیفری استان البرز به ریاست قاضی Judge رنجبر و دومستشار-یزدان پوروخنک دار-ارجاع شد. در آغاز جلسه قاضی دهقان نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند. آنگاه اولیای دم (پدر ومادر) در جایگاه قرار گرفتند واز قضات دادگاه خواستار قصاص قاتل The Murderer فرزندشان شدند
جنایت عشقی
بودند. مامور کلانتری با مشاهده سروان میری به سمت او آمد و در گزارش خود گفت: جسد متعلق به پسر 24 ساله ای به نام صفر است. آن طور که پزشکی قانونی می گوید او بر اثر اصابت دو گلوله به قتل رسیده است. مقتول در روستا مغازه داشت و قرار بود بزودی ازدواج کند. او دو روز قبل برای خرید به تهران می رود، اما دیگر بازنمی گردد. خانواده اش ابتدا احتمال می دهند کارش در تهران طول کشیده، اما با طولانی شدن غیبت او ماجرا
ناگفته های نشاندن هواپیمای ایساف در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای ...
که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و
آش نخورده و دهان سوخته
درگیری قبلی بین وی و مقتول وجود نداشته است. از مدت ها قبل با هم بچه محل بودند. گرچه خیلی صمیمی نبودند ولی با هم سلام و علیک داشته اند. در درگیری نیز چاقویی همراه خود نداشته، پس از جروبحث و فحاشی وقتی دوستش دست به چاقو شده، او تلاش کرده آنها را جدا کند و چاقو را از دست دوستش بگیرد، ولی موفق نشده است. متهم حتی کف دست خود را که آثار زخم و بریدگی روی آن بود به دادگاه نشان داد و گفت وقتی خواستم
به برادرم گفتم زنت با دوستت رفت و آمد مشکوک دارد اما او کاری نکرد تا اینکه! + غکس
طرفتر پیکر خونین دختر 11 ساله ای روی زمین افتاده است. دختر زخمی با کلمات بریده می گوید که عمو اکبر با چاقو ما را زخمی کرد. حضور تیم جنایی در قتلگاه زن جوان و دختر خردسالش مأموران پلیس همزمان با انتقال پیکر دختر 11 ساله به بیمارستان ضیائیان، موضوع حادثه را به قاضی محسن مدیر روستا، بازپرس ویژه دادسرای امور جنایی خبر می دهند. دقایقی بعد بازپرس همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس
صدور رای پرونده مرگ دختر 5 ساله در پارک کوهسار
کرده است. گفتنی است؛ به گزارش میزان روز چهارم خرداد سال گذشته زن جوانی گریه کنان در پارک کوهسار به دنبال دختر پنج ساله اش بود که با همکاری پلیس و نگهبانان پارک متوجه شد دختربچه در آبنمای بوستان کوهسار سقوط کرده است. در ادامه با همکاری آتش نشانی جسد بی جان دختربچه که به علت گرفتار شدن در میان پره های پمپ آب کشف شد. همزمان با شکایت خانواده فاطمه کوچولو پرونده ای در
بازداشت عامل جنایت خیابان استاد معین در افغانستان +عکس
گذشته با سرنشیان یک دستگاه خودرو سواری درگیر شد که توسط آن ها چاقو خورد؛ امروز از بیمارستان به ما خبر دادند که پسرم جانش را از دست داده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمد" و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. یکی از دوستان مقتول که شب حادثه و در زمان درگیری همراه مقتول بود
راز 3 شوهرکشی برملا شد
ناشناس پس از کشتن این مرد جوان از تلفن همراه او با یکی از آشنایان وی تماس گرفته و خبر داده که جسد مقتول در فلکه گلسرخ در صندوق عقب خودرو است. مأموران با ردیابی هایی همسر مقتول را شناسایی کردند. سرانجام این زن در جریان بازجویی های تخصصی راز قتل شوهرش را فاش کرد و گفت: همسرش را با تزریق آمپول هوا کشته است. این زن وقتی در برابر کارآگاهان قرار گرفت جزئیات جنایت را شرح داد و گفت: از مدت ها
به فرزندش گفت سعی کردم تو را از جهنم نجات بدهم، خودت نخواستی!
، گفته بودند وضو بگیر و رو به قبله بایست و خدا را سه بار به فاطمه زهرا قسم بده. او هم این کار را کرده و برای فرزندش شفا گرفته بود. حاج آقا با امام ارتباط روحی وثیقی داشتند. دستگیری بعدی ایشان به چه دلیلی اتفاق افتاد؟ در آن دوره در تهران بودند و شب های جمعه در مسجدالجواد منبر می رفتند. یک بار داشتند وضو می گرفتند که جوانی می آید و از ایشان خواهش می کند همراهش برود. حاج آقا همراه آن
نجات از مجازات مرگ پس از 13 سال
سوی مجید، قضات وارد شور شدند و حمزه را به دو بار و مجید را به یک بار قصاص محکوم کردند. حمزه پس از مدتی با پرداخت دیه، رضایت اولیای دم را جلب کرد، اما مجید 13 سال در زندان ماند تا این که خانواده مقتول با دریافت صد میلیون تومان رضایت دادند. مجید صبح دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و گفت: آن زمان 19 ساله بودم. از ترس با بیل چند ضربه به سر احمد زدم و حمزه او را خفه کرد. در این 13 سال هم خودم و هم خانواده ام عذاب زیادی کشیدیم. از قضات تقاضای آزادی دارم. در پایان دادگاه قضات، حکم آزادی مجید را صادر کردند. ...
آلوده به جریان های سیاسی نشوید
/> محسن اسلام زاده در ابتدای صحبتش خطاب به اکران کننده ها گفت: همیشه خجالت زده و مدیون شما هستیم که اگر بحث توزیع نبود خدا می داند که چطور می خواستیم فیلم های مان را در مکان های مختلف پخش کنیم. کارگردان مستند تنها میان طالبان در ادامه به شروع فعالیت های خودش از سال 83 در همین مسیر و فضای توزیع محتوا اشاره کرد: اولین بار که آمدم تهران برای غرفه ای بود که در نمایشگاه کتاب داشتیم. همزمان شد با
آخرین حرف های تازه دامادی که به دار آویخته شد/ باور نمی کردم زنم قبلا با دوستم رابطه داشته
قصاص، قضات شعبه 32 دیوانعالی کشور نیز آن را تأیید کردند و سرانجام پرونده در اختیار شعبه ششم اجرای احکام به ریاست قاضی محمد انبری قرار گرفت. اما باوجود تلاشهای صورت گرفته، اولیای دم بر اجرای حکم قصاص تأکید کردند. لحظه های پراضطراب پای چوبه دار پس از انجام مراحل اداری مربوطه، مرد جوان اعدامی سحرگاه دیروز در ندامتگاه مرکزی کرج پای چوبه دار رفت. این درحالی بود که فتاحی- رئیس ندامتگاه- چند
منصوریان استعفا کرد
. همان زمان ها یک مدل موبایل به نام آلکاتل آمد که حدود دو متر بود. یک روز خوابیده بودم. ما در محله خود زیاد خودمان را جای یکدیگر جا می زدیم و من این شوخی را با بازیکنان تیم ملی در سال 98 زیاد انجام می دادم. یک نفر تماس گرفت، گفت من قلعه نویی هستم و عبداللهی و بهتاش فریبا به من خبر دادند که ما منصوریان را می خواهیم. من به دوستم که تلفن را برداشت گفتم قطع کن این یکی از بچه محل های خودمان است، اما این
مرگ 2 نوجوان عشق تمشک بخاطر سکوت دهیار
را 10 درصد، اعضای اصلی شورای شهر را 50 درصد و سایر اعضای شورای شهر را 30 درصد مقصر دانست. حکم صادره برای همه مقصران به جز دهیار منطقه تأیید شد و پرونده بار دیگر به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع داده شد و روزگذشته روی میز هیئت قضایی به ریاست قاضی اصغرزاده قرار گرفت. بعد از طرح شکایت والدین، دهیار منطقه در آخرین دفاعش گفت: آن زمان حقوق ناچیزی می گرفتم، اما به آن
قتل فرزند به خاطر نشستن روی اُپن آشپزخانه! +عکس
به حرف پدرش بی اعتنایی کرد و شوهرم عصبانی شد. آن ها باهم درگیر شدند و کامران با کارد آشپزخانه به پسرم حمله کرد. خودم را بین شان قرار دادم برای همین چاقو به کتفم خورد و روی زمین افتادم. شوهرم چند ضربه به سر حسن زد و متواری شد. تحقیقات پلیس پس از سه سال به نتیجه رسید و متهم در هرمزگان دستگیر شد. او در جلسه محاکمه، در مقابل درخواست دیه همسر مقتول، به قتل اعتراف کرد و گفت: آن روز
لایه های غیر قابل بیان کهریزک
هم نداشتیم. به این معنی که اصلا با هم دوست نبودیم که خدای نکرده بخواهیم با هم رابطه دوستانه یا خصمانه داشته باشیم. هیچ رابطه ای با هم نداشتیم. فقط من می دانستم ایشان دادستان تهران است و ایشان هم می دانست من رئیس شعبه 76 هستم. مرتضوی به روایت قاضی کهریزک روزنامه شرق نیز در همین روز با تیتر مرتضوی به روایت قاضی کهریزک به نقل از مدیرخراسانی آورد: پرونده قضات بازداشتگاه کهریزک لایه
زن متاهل صیغه مرد دیگری بود/این زن 3 شوهرش را کشته است
از رها کردن آن پا به گذاشته است. تحقیقات برای شناسایی هویت قربانی و عامل این جنایت شروع شده بود که کارآگاهان در ادامه بررسی ها پی بردند ناشناس پس از کشتن این مرد جوان از تلفن همراه او با یکی از آشنایان وی تماس گرفته و خبر داده که جسد مقتول در فلکه گلسرخ در صندوق عقب خودرو است. مأموران با ردیابی هایی همسر مقتول را شناسایی کردند. سرانجام این زن در جریان بازجویی های تخصصی راز شوهرش را فاش
زنم رفت و آمدهای مشکوک داشت و در برابر من سرکش شده بود تا اینکه!+ عکس.
ماجرای این هولناک هفدهم شهریور هنگامی لو رفت که مردی در تماس با 110، از وقوع جنایتی هولناک در بولوار بهمن 26 مشهد خبر داد. در پی دریافت این خبر بلافاصله سیدجواد حسینی که در غیاب قاضی میرزایی (قاضی ویژه عمد) رسیدگی به جرایم مهم را به عنوان بازپرس ویژه جرایم خاص به عهده گرفته بود، عازم محل وقوع قتل شد و به تحقیق در این باره پرداخت. جسد زن 34 ساله ای به صورت نیمه نشسته کنار پشتی قرار داشت و آثار
بعد از بازی مقابل پدیده می خواستم بروم اما دستیارانم گفتند بمان و بجنگ/ از فدراسیون فوتبال و ساکت هیچ ...
پسرم گفتم مگر چند صفحه به نام تو ایجاد کرده اند؟ یک عکس که پسرم در صفحه اش می گذارد در 15 صفحه پخش می شود. احساس می کنم دارند ما را رصد می کنند. یک بار به برج میلاد رفتیم و یک عکس گرفتیم. 10 دقیقه بعد نصف مردم ایران این عکس را داشتند. از صمیم قلبم می ترسم و زمانی که جایی می نشینم، همه اطراف خود را نگاه می کنم. در یکی از مهم ترین جلسات باشگاه، تلفن باز بود! شاید بخواهم برای بهترین رفیق یا یک عضو هیئت
گره کور قتل نسرین در گیشای تهران
شدم. خانه به هم ریخته و همه طلاهای همسرم سرقت شده بود. تلاش چندین ساله پلیس برای به دست آوردن ردی از عامل یا عاملان جنایت Crime بی نتیجه ماند تا اینکه دیروز فرزندان قربانی در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شدند و خواستند تا دیه مادرشان از بیت المال پرداخت شود. پسر قربانی گفت: هیچ مظنونی در رابطه با قتل Murder مادرمان دستگیر نشد. در این سالها منتظر بودیم تا قاتل The Murderer
وسوسه های شیطانی مرد همسایه با قتل زن به پایان رسید
همسایه قدیمی که بخاطر بی پولی به خانه زن همسایه رفته بود وقتی دید آنها نمی خواهند به او پول قرض دهند در اقدامی عجیب دست به قتل زن 70 ساله زد و پول های وی را به سرقت برد. متهم 54 ساله که محمد نام دارد، روز گذشته از زندان Prison به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد. ابتدای جلسه نماینده دادستان به قضات رسیدگی کننده گفت: متهم هشتم دی ماه سال 82 و در حالی که 40ساله بود به اتهام
حمله تند منصوریان به هواداران استقلال!
خانواده نباید فاش شود. یک درس بزرگ گرفتم لازم نیست برای حقانیت و اثبات کارهایی که انجام می دهی فراموش کنید چه حرف هایی زده اید. آن اتفاقات نقطه تاریکی در فوتبال ما بود. از همه افرادی که نام بردم عذرخواهی می کنم از مربی ام و مدیران سابقم در استقلال که چند بار با من تماس گرفتند عذرخواهی می کنم. سرمربی استقلال یادآور شد: یادم است سال قبل تقریبا 17 18 ماه پیش به آکادمی فوتبال با ذوق و شوق
حادثه ها
رسیدگی در اختیار شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت که در آن جلسه متهمان پس از ارائه دفاعیات به قصاص و رد مال محکوم شدند. بااین حال فرشاد که متهم به دو قتل بود، توانست رضایت اولیای دم را جلب کند و از چوبه دار نجات پیدا کرد. کمال نیز با گذشت 13 سال توانست رضایت اولیای دم حسن را جلب کند و از قصاص رهایی یابد. روز گذشته او بار دیگر پای میز محاکمه حاضر شد تا از جنبه عمومی جرم مورد محاکمه قرار
منصوریان استعفا کرد
. همان زمان ها یک مدل موبایل به نام آلکاتل آمد که حدود دو متر بود. یک روز خوابیده بودم. ما در محله خود زیاد خودمان را جای یکدیگر جا می زدیم و من این شوخی را با بازیکنان تیم ملی در سال 98 زیاد انجام می دادم. یک نفر تماس گرفت، گفت من قلعه نویی هستم و عبداللهی و بهتاش فریبا به من خبر دادند که ما منصوریان را می خواهیم. من به دوستم که تلفن را برداشت گفتم قطع کن این یکی از بچه محل های خودمان است، اما این
منصوریان: بعد از بازی مقابل پدیده می خواستم بروم اما دستیارانم گفتند بمان و بجنگ/ از فدراسیون فوتبال و ...
به نام آلکاتل آمد که حدود دو متر بود. یک روز خوابیده بودم. ما در محله خود زیاد خودمان را جای یکدیگر جا می زدیم و من این شوخی را با بازیکنان تیم ملی در سال 98 زیاد انجام می دادم. یک نفر تماس گرفت، گفت "من قلعه نویی هستم و عبداللهی و بهتاش فریبا به من خبر دادند که ما منصوریان را می خواهیم". من به دوستم که تلفن را برداشت گفتم "قطع کن، این یکی از بچه محل های خودمان است"، اما این دوستم گفت "صدای کسی که
منصوریان: هیچ وقت از فدراسیون و ساکت نمی گذرم!
هم بود ما در جنوب شهر نداشتیم. همان زمان ها یک مدل موبایل به نام آلکاتل آمد که حدود دو متر بود. یک روز خوابیده بودم. ما در محله خود زیاد خودمان را جای یکدیگر جا می زدیم و من این شوخی را با بازیکنان تیم ملی در سال 98 زیاد انجام می دادم. یک نفر تماس گرفت، گفت من قلعه نویی هستم و عبداللهی و بهتاش فریبا به من خبر دادند که ما منصوریان را می خواهیم. من به دوستم که تلفن را برداشت گفتم قطع کن این یکی از
ماجرای قتل گروگان 300 میلیونی تهرانی در خانه ویلایی
ناپدید شدن پسر جوان گذشته بود که تماس های مرد ناشناسی با پدر مجید آغاز شد. او مدعی بود که مجید گروگان شان است و شرط آزادی او را نیز پرداخت 300 میلیون تومان پول نقد اعلام کرد.بدین ترتیب پدر مجید درتماس با پلیس از ربوده شدن پسرش خبر داد. با اعلام این خبر بلافاصله پرونده ای در شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران تشکیل شد. کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت، نیزتحقیق برای دستگیری عاملان آدم ربایی و
محکومیت سه سارق به قطع انگشت دست
شکایت شاکیان و سایر مدارک موجود در پرونده کیفرخواست علیه آنها صادر و پرونده برای رسیدگی در اختیار شعبه هفتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی کیخواه قرار گرفت. در این جلسه پس از قرائت کیفرخواست از سوی نماینده دادستان فرانک در جایگاه ویژه قرار گرفت و پس از طرح شکایت و درخواست قطع دست متهمان گفت: هنگامی که پس از چند روز از مسافرت برگشتیم، متوجه شدم سارقان به منزل من آمده اند و تلویزیون