سایر منابع:
سایر خبرها
ادعای مرد کثیف در دادگاه تهران : یلدا نه دختر بود و نه پسر
/> که با وی به خانه اش رفته متوجه شده که او دختر است. این متهم همچنین گفت: یلدا گفته بود دو جنسه است اما پدرش هیچ وقت این ماجرا را درک نکرده و او به همین خاطر از خانه فرار کرده است. دختر جوان اما منکر این ادعا شد و گفت: هرگز چنین حرفی را به زبان نیاورده و خودش را پسر معرفی نکرده است. وی گفت در زمانی که در اسارت مرد میانسال بودم او مرا مجبور می کرد تا لباس های پسرانه
نقشه ربودن پیرمرد ثروتمند به دست دختر جوان
دو مرد نیز در آن بودند. یکی راننده آژانسی بود که همیشه همراه شقایق بود و دیگری خودش را دوست آن مرد معرفی کرد و قرار بود هر دو بین راه پیاده شوند. بعد همگی به راه افتادیم اما ناگهان شقایق مسیرش را تغییر داد و وارد اتوبان تهران - کرج شدیم. زمانی که با تعجب علت را پرسیدم دو مرد جوان به طرفم حمله ور شدند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند، بعد هم با تهدید به خانه ای ویلایی در هشتگرد کشاندند. پس از
رقصنده بر دار
با رضا درگیر شد تا مانع سرقت شود، اما رضا دست به سلاح برد و با کلتی که به دست داشت روبه روی پسر جوان ایستاد و شش گلوله به او شلیک کرد و منجر به مرگ وی شد. بعد هم سرقت را انجام دادو با همدستش فرار کرد. او هیچ گاه فکر نمی کرد خون مقتول دامن اورا بگیرد و همراه همدستش دیر یا زود بازداشت شود. ناگفته های این متهم جوان را که مرتکب جنایت شده بود در برنامه یک پرونده یک روایت رادیو جوان می خوانیم.
طنز؛ روز اول پاییز... پدر بزرگ و پریچهر
ببیند. پاییز آن سال را دوام نیاورد و مرد... من تازه می فهمم پیرمرد چه می گفت. Asr Ahwaz News Agency 5.0 35 Google | Google+ علی رضازاده در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت: آن شب شام خانه پدربزرگ و مادربزرگم دعوت بودیم؛ برعکس همیشه زودتر رسیدم. بعد دانشگاه با بچه ها رفتیم بیرون و بعدش هم دیگر خانه نرفتم. آمدم برای شام. مادر بزرگ توی آشپزخانه بود و داشت
مادر من خدایی دارد که نگه دار اوست
ساعت قرآن می خواندیم. بعد از آن هر کس مشغول کاری می شد. بیش تر اوقات قالی بافی می کردیم یا در کارهای خانه به مادرم کمک می کردیم. در این ازدواج یکی از درهای باغ بهشت به روی دخترت باز می شود 18 ساله بودم که برایم خواستگار آمد. مادرم از آن ها وقت گرفت تا استخاره کند. پیش همان بزرگی رفت که در مکتب، قرآن را از او یاد می گرفتیم. در جواب استخاره به مادرم گفته بود در این ازدواج خیری
ماجرای تلخ زندگی دختر 16 ساله و سیخ داغ در مشهد / پسر همسایه در خانه را باز کرد
دختر 16 ساله در حالی که برگه شکایت از پسر همسایه را روی میز کارشناس و مشاور کلانتری سپاد مشهد می گذاشت، به زندگی همراه با بدبختی خانواده اش اشاره کرد و گفت: در کلاس دوم ابتدایی تحصیل می کردم که با کلمه سرطان آشنا شدم. مادرم مجبور بود برای تامین هزینه های زندگی در منازل دیگران یا مزرعه روستاییان کار کند چرا که پدرم به مواد مخدر Drugs اعتیاد داشت و همواره بیکار بود. مادرم با پول زحمت کشی، شکم شش
بازیگران درخشان تاریخ سینما (36): جرمی جان آیرنز
کاشی دست شویی پرداخت، با این حال تلاش برای کسب نقش در تئاتر را کنار نگذاشت. در نمایش موزیکال جذبۀ الهی با ایفای نقش "یحیای تعمید دهنده"، مورد ستایش قرار گرفت. در سال های بعد فعالیتش را در دو حیطۀ تئاتر و تلویزیون به طور موازی ادامه داد. نخستین حضور سینمایی او ایفای نقش فرعی یک طراح رقص در نیژینسکی (1980) بود. پس از آن در مجموعه ای از اقتباس های ادبی (عمدتاً در نقش های رمانتیک) ظاهر شد
شقایق یوسف
یوسف همان طور که نشسته بود، بر کتف راستش فروریخت و سرش را با اندوهی تمام در آن مه هروئین بالا گرفت و بغض کرده، حرف هایش را ادامه داد: بعد از تولد شقایق، بانو هم خیلی کمک کرد که ترک کنم، اما نشد. 10 بار هم که شما مرا بردید. لامصب عاجزم کرده . شقایق هشت ساله، چُرده و نحیف با سوءتغذیه تمام درحالی که از سنش کوچک تر می آمد، با چشمانی زمردین و موهایی گندمگون، به وهم هروئین پدر خیره مانده بود توکل به
نشان دادن ساز در تلویزیون فقط جسارت می خواهد
سال را داده بودند به راحتی جا به جا شد. بعد اینکه صالحی امیری مگر چه کاری انجام داد که نشد دوباره بیاید، دقیقا درست مانند زنان که نتوانستند بیایند؛ اینها در هاله ای از ابهام برای خود نیز قرار دارد. شما چطور انتظار دارید وزارت ارشادی که افراد داخل اش همان افرادی هستند که رویکردشان همانند همان دوره است؛ بیایند و کار خاصی انجام بدهند؟ من در دوره خاتمی تمام فیلم ها را در سینما می دیدم اما
برشی از کتاب سالتو
حاضر می شود خانه شان در منیریه را بفروشد. بعد می پذیرند که فقط یک آشپز بوده و ربطی به ساواکی ها نداشته. او هم از پول های باقی مانده کمی می دهد به کسی تا او را ببرد مصر، پیش اعلی حضرت. می گفت به خودم گفتم، حتی اگه آشپز نخواستن مثل بچگی ها می شم توپ جمع کن تنیس شون. طرف شبی آنها را می آورد این جا و می گوید یک هفته بمانند تا بیاید دنبال شان، اما دیگر نمی آید. بعدها چندباری مرد را در تلویزیون دید که
آن سوی قتل های خانوادگی
خیابان یخچال تهران کشف شد. یک زن جوان 36ساله همراه با پسر 12ساله اش قربانی حمله پدری شده بودند که ظاهرا پس از ارتکاب به این دو جنایت با همان چاقو به زندگی خودش پایان داده بود. اما این پایان این پرونده تکان دهنده نبود. فردای آن روز تیم جنایی در مسیر تحقیقاتشان به جسد غرق در خون یک زن و مرد سالخورده برخوردند. پدر و مادر پیری که در محل کار پسرشان مانند قربانیان دیگر این پرونده با ضربات چاقو به قتل رسیده
نیم قرن حبس برای ربایندگان مربی شنا
به گزارش بولتن نیوز، اوایل مرداد 95، زنی به نام پونه با مراجعه به یکی از کلانتری های پایتخت از سه مرد به اتهام آزار و اذیت شکایت کرد. او گفت: من مربی شنا هستم و به تنهایی زندگی می کنم. شب گذشته، سه مرد جوان به زور وارد خانه ام شدند و پس از بستن دست و پایم مرا بشدت کتک زدند. آنها همه طلاهایم را دزدیدند و مرا به زور سوار پرایدشان کردند و در خانه ای متروک، چهار روز مورد شکنجه و آزار قرار
پسرجوان: دوست داشتم معلم شوم نه قاتل
به گزارش جام نیوز ، مرد 23 ساله که محمد نام دارد، سه شنبه گذشته پسر 21 ساله را که نگهبان انبار کفش در خیابان امین الدوله بازار حضرتی بود به قتل رساند و یک ساعت بعد از جنایت، تسلیم پلیس شد. او با دستور قاضی سجاد منافی آذر، بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی تهران برای تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران رفت و انگیزه اش از جنایت را مسائل ناموسی عنوان کرد. محمد درس خوانده بود تا
جنایت در تهران، دستگیری در افغانستان
؛ برادر متهم در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: آخرین بار زمانی که برادرم را دیدم او با حالتی مضطرب و گریان گفت که: بدبخت شدم؛ بیچاره شدم و از این قبیل حرف ها. من غلط کردم که مشروب خوردم؛ تمامی این حرف ها را با حالتی پریشان گفت و در پایان خودرو 206 مرا گرفت و از خانه خارج شد. در ادامه تحقیقات، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اطلاع پیدا کردند که بهمن با کمک فردی افاغنه به نام غلام و از طریق
حسین منزوی خود؛ عشق بود آیا می شناسیدش...
توضیحاتی که دادم، از دوران کودکی خاطرات بسیار کمی به یادم مانده و بعدها نیز بیشتر دیدارهای ایشان در تهران صورت می گرفت و من حضور نداشتم. ولی از دوستان و آشنایان پدرم که در زنجان ملاقات کرده ام، آقای مهدی آذرسینا که در جلسه بزرگداشت هنرمندان زنجان دیده بودم شان و آقای زرگر به یادم مانده اند. وی ادامه می دهد: در خصوص محافل ادبی باید بگویم که جلسات آن زمان کم نبودند، اما پدرم در همه آنها حضور پیدا
نقشه شرم آور پرستوی 25 ساله برای پیرمرد پولدار تهرانی + عکس
آمد و ادعا کرد کاسکو او از قفس پریده و وارد باغم شده است. او شماره تلفنش را به من داد تا در صورتی که کاسکو را پیدا کردم با او تماس بگیرم. مدتی بعد وی به همراه سه مرد دیگر مقابل در خانه ام آمدند و مرا ربودند. آنها مرا شکنجه کردند و کتک زدند. ضربه ای که در این ماجرا به سرم وارد شد موجب شده تا بینایی چشم چپم را از دست بدهم. پرستو همچنین برای اینکه سند خانه ام را به نام او بزنم مقداری اسید
نطفه و لقمه حرام کوفیان را در برابر حجت خدا قرار داد
، معنای اول این است که حرف و سخن خوب از کسی شنیده می شود که وجودش خوب و پاک باشد، دیگر معنی آن این که رفتار و کردار نیک از کسی صادر می شود که باطن خوبی داشته باشد و عکس آن هم در مورد افراد بد سیرت صدق می کند، معنی سوم این که انسان های پاک با هم ازدواج می کنند و زن ناپاک هم نصیب مرد ناپاک می شود از این آیه در توضیح این که چرا برخی در کربلا حسینی و بعضی یزیدی شدند ایتفاده می شود، عده ای
فرنوش: پیرمرد وعده ازدواج داده بود
آن چند روز آنها مرا به شدت شکنجه دادند و بر اثر ضربه شدیدی به سرم، چشم چپم نابینا شد. فرنوش نیز با ریختن اسید روی پشتم خواست مرا مجبور کند، سند خانه ام را به نام او بزنم، اما با کمک یکی از آنها به نام حامد توانستم از آن جهنم فرار کنم. با طرح این شکایت هر چهار متهم شناسایی و دستگیر شدند و پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. روز گذشته هر چهار
درخواست قصاص برای قاتل سرهای بریده
محل شدند. لحظاتی بعد از اعلام این خبر قاضی سجاد منافی آذر، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم در محل به تحقیق پرداختند. نخستین بررسی ها نشان داد سرهای کشف شده متعلق به زن و مرد جوانی است که پس از قتل دراین محل رها شده اند. همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه قسمت هایی از اعضای مثله شده سرهای بریده در تهران و مرکز دپوی زباله ها در کهریزک کشف شد.
اجر جانبازی، آزادگی و شهادت هر سه نصیب او شد
زمانی بود که امام فرمود حصر آبادان باید شکسته شود. غلامرضا هم شب به خانه رفته بود و به پدر و مادرش گفته بود ما 400 دانشجو هستیم که می خواهیم بعد از نمازجمعه تهران به جبهه اعزام شویم. مدتی در واحد عقیدتی سیاسی پادگان ولیعصر خدمت می کرد. یک روز با موتور در خیابان طالقانی تصادف خیلی شدیدی کرد ولی آسیب زیادی ندید. بعد از تصادف به من می گفت باید در آن حادثه می مردم و نمی دانم خدا مرا به چه علتی
تخم مرغ فروش قتل را انکار کرد
مرد تخم مرغ فروشی که متهم است شریکش را در جریان حادثه ای مرموز در چاه 10متری به کام مرگ کشانده است، ادعای بی گناهی کرد. به گزارش خبرنگار ما، رسیدگی به این پرونده از ساعت 17 عصر روز چهارشنبه 22 شهریور ماه امسال با کشف جسد بی جان مرد جوانی به نام شاهرخ از چاه 10متری در بزرگراه ستاری حوالی پل صنایع دفاع به دستور قاضی مدیر روستا بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران به جریان افتاد.
روضه شب سوم محرم حکایت حُرّ ؛ حماسه توبه و تصمیم
شما رسید و فرستادگان شما آمدند و گفتند نزد ما بیا که امامی نداریم. حال اگر بر همان عهد و پیمان هستید بگویید، و اگر بر عهدتان نیستید و آمدن مرا ناخوش دارید از همینجا باز می گردم". سپس به حرّ فرمود: "می خواهی با اصحاب خود نماز گزاری؟" گفت: "نه، ما همه پشت سر شما نماز می خوانیم". امام پس از نماز به خیمه خود رفت و حرّ نیز به جمع سپاهیان خویش برگشت. هنگام نماز عصر، دوباره امام
غارت اموال عمومی در روز خیلی روشن!
ببینم چهره اش چطور است. آیا شاخی، چیزی دارد؟ به او می رسم و می بینمش. دارد پشت فرمان بستنی اش را لیس می زند. مرد میانسالی است. می خواهم سرش داد بکشم. به خودم نهیب می زنم: وسط خیابان جای این کارهاست؟ می خواهم فرهنگسازی کنم. دوباره به خودم نهیب می زنم اینجا می خواهی کار فرهنگی بکنی؟ خل شده ای؟ می خواهی وسط رانندگی فرهنگسازی کنی؟ داد بزنی؟ که چه بشود؟ بگویی تو در خانه خودت هم این طوری هستی؟ این حرف ها
اشیایی که قربانی عصبانیت ما می شوند
متوقف شوید و افق دیدتان آن قدر تنگ باشد که باخت در آن بازی را مساوی با پایان زندگی تصور کنید در آن صورت شما در معرض خود آسیب زنی یا دیگر آسیب زنی قرار خواهید گرفت. بسته به اینکه تیپ روانی و شخصیتی شما خودآزار یا دیگرآزار باشد، ممکن است بعد از پایان بازی سکته کنید همچنان که گاهی در اخبار می شنویم که پسر جوانی یا مرد میانسالی به خاطر هیجان های زیاد ناشی از باخت تیم محبوبش جان خود را از دست می دهد و اگر
انکار اسیدپاشی به پیرمرد ثروتمند در جلسه محاکمه
روز 20مرداد ماه سال95 مردی 70ساله درحالی که به سختی راه می رفت و از درد به خودش می پیچید نزد مأموران پلیس پایتخت رفت و گفت چند نفر او را ربوده اند و برای تصاحب اموالش او را مورد ضرب و شتم قرار داده و حتی رویش اسید پاشیده اند. او گفت: بعد از فوت همسرم به تنهایی زندگی می کنم. مدتی قبل دختر جوانی زنگ خانه ام را زد و به این بهانه که طوطی اش وارد خانه ام شده داخل حیاط آمد. از آن به بعد گاهی
سوران حسینی: کول بر یک پدیده و یک اتفاق نیست، یک فرآیند غلط است
این باشیم که کارخانه مانند باران از آسمان ببارد نمی بارد، توجه ویژهٔ دولت نیاز است. عملکرد دولت در بحث اقتصادی متاسفانه بیشتر در حد شعار بوده. این یک واقعیت است که نتوانستند چشم انداز خودش را، جدا از سند چشم انداز 20 ساله ای که تدوین شد، عملی کند. همه چیز تأثیر دارد، مهم ترین عامل در توسعه یک شهر و یک کشور مردم هستند. مثلاً در تهران می گویند ما یک خانه داشته باشیم کافی است. ما چقدر خواسته هایمان را
پای تا سر همه آیینه زهراست وجودم
ترانه ی دنیا غروب ها در چشمهای منتظران گرگ و میش عصر محو است در شکوه تماشا غروب ها در چشمهای دخترکان شوق دیگری ست شوق دوباره دیدن بابا غروب ها بعد از هزار سال همان شوق شعله ور در چشمهای منتظر ما غروب ها بعد از هزار سال من و کودکان شام تنها نشسته ایم همین جا غروب ها اینجا پدر! خرابه شام است، کوفه نیست
وظیفه پدر در تربیت دختر، دیدگاه ائمه
واپسین به خیمه ها می آید، موقع بازگشت و ادامه نبرد، رقیه(س) مانع رفتن او می شود، امّا امام از مرکب پیاده شده و او را مورد نوازش قرار می دهد، حتی بر زمین می نشیند و با فراغ کامل او را نوازش می کند. این آموزه، درس بزرگی برای پدران است که هرگز خانواده و نیازهای عاطفی دختران را مورد بی توجهی قرار ندهند و ... اینکه پدر هم به اندازه مادر برای رشد روانی کودکان مهم و با ارزش است و برقراری تعادل
لشکری می رسد از راه خدا رحم کند...
جهانی چند لایه با یک فرهنگ مادی درست کردند و بعد هم تدبیر کردند که این مدنیت را بسط بدهند و توحش منظم را جهانی کرده و همه را مثل خودشان بکنند. یک دهکده واحد درست کردند و در این بسطی که در تمدن خودشان دادند به همه جا رفتند و حتی زندگی مومنین را هم تحت تأثیر قرار دادند. الگوی خوراک ما الگوی پوشاک ما مصرف همگی آمیخته شده و شبیه آنها خانه سازی کرده و زندگی می کنیم؛ یک مدل جهانی درست کردند و شبیه آنها
مقاومت جوانان خرمشهری با دستان خالی
سازمان ملل این جریان پایان می یابد ولی متأسفانه سکوت مجامع غربی و چراغ سبز آن ها به رژیم بعث صدام، باعث شد این جنگ هشت سال خرابی و آوارگی و کشتار مردم بی دفاع را در بر داشته باشد. احمد ادامه می دهد: تعداد زیادی از مردم شلمچه که از مناطق خود به سمت جزیره مینو آمده بودند در روستاهای آخر این جزیره مورد استقبال مردم روستاها قرار گرفته و در خانه های آنان ساکن شدند. چند روزی از جنگ می گذشت