سایر خبرها
اورسن ولز؛ سرگذشت یک نابغه
معرفی می کرد. گرچه این حرف ها شبیه داستان سرایی های ژورنالیستی اند که به مرور در آنها اغراق بیشتری هم می شود اما به قول فرانسوا تروفو (فیلمساز و منتقد) حداقل در سایهٔ آنچه که امروز از ولز می دانیم همه باور کردنی اند . اورسن که در خانواده ای مرفه زندگی می کرد، در کودکی مادر و در نوجوانی پدرش را از دست داد. اما آنقدر خوش شانس بود که یکی از دوستان خانوادگی شان به نام دکتر برنشتین سرپرستی اش را
2 جنایت در 9 روز +عکس
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، این دختر گفت: پلیس آخرین شماره هایی را که با پدرم تماس گرفته بودند بررسی کرد و فهمید مصطفی آخرین نفری بود که با پدرم تماس گرفته است. مصطفی همان موقع فرار کرده و برای دومین جنایت به تایباد رفته بود تا پدرش را بکشد. ما برای اعدام مصطفی لحظه شماری می کنیم. او مرد خطرناکی است باید زودتر اعدام شود. پشیمان نبودن او از جنایت ها بیش از هر چیزی ما را ناراحت می کند. مرد میانسال که در فاصله 9 روز دست به دو جنایت تکان دهن
ناگفته های داود فنایی از دوران فوتبالش/ نمی دانم در مغز تتلو چی می گذرد؟
تیم ملی نوجوانان و تیم ملی جوانان ایران و تیم ذوب آهن بود و در حال حاضر مربی دروازه بانان پیکان است. گزیده این گفت وگو را با هم می خوانیم: - با بچه محل های مان تیم تشکیل داده بودیم و من فوروارد بودم. در پست فوروارد توپ پاس نمی دادند و نمی توانستم بازی خودم را به نمایش بگذارم. پس تصمیم گرفتم درون دروازه بایستم تا توپ به من هم بدهند. - دروازه بانی پست خیلی متفاوتی
خالق کارت های معروف صدآفرین کیست؟
خاطره ای که از روز اول مدرسه و نقاشی دارم، این است که وقتی روز اول مدرسه رفتیم، معلم کسی را به عنوان مبصر انتخاب کرد و گفت تا زمانی که من نیستم، هرکدامتان یک نقاشی بکشید. وقتی از کلاس بیرون رفت برای خودم خرگوشی را کشیدم، بچه های دیگر هم خوششان آمد و هرکسی از من می خواست برایش نقاشی کنم، من هم خوشم آمده بود و برای چند نفری کشیدم. مبصرمان که دو سال هم بزرگتر بود، وقتی این کار من را دید، گفت که من تقلب
بازگشت خاطرات خون آشام -10
سرسره و اسکیت بودم. چون خون آشام با شرم و حیایی هستم، دلم نمی آید بچه ها را نیش بزنم که. یک گوشه نشستم و بازی شان را تماشا کردم که. ته دلم خداخدا می کردم بچه ای چیزی بیفتد زمین، زخمی بشود و خونش بریزد و من از آن خون های ریخته شده چند مک بزنم. این جوری گناه ندارد که. اعتراف می کنم که خون بچه ها را خیلی دوست دارم. بچه ها خیلی پاک هستند که. برای همین خونشان هم پاک است که
محاسبه نفس خود را زیاد کرده و تا می توانیدخودسازی کنید
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار فرهنگی , روزگاری رهبر کبیر انقلاب اسلامی(ره) در مورد وصیت نامه شهدا می فرمود: این وصیت نامه هایی که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید. 50 سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. چند سال پیش بود که رهبر معظم انقلاب هم در یکی از دیدارهای رسمی شان به خواندن وصایای شهدا توصیه داشتند.
یوسف کرمی: قرار باشد بازیگری کنم، فقط یوسف کرمی خواهم بود
واقعی بود، برای شان تداعی شد که آن فیلم ها هم واقعی است. بچه ها واقعیت را راحت می پذیرند و آموزش از طریق فیلم های اکشن و رزمی راه خوبی است. فرزندان شما تکواندوکار هستند، از آنها در فیلم استفاده نکردید؟ نه با وجود این دخترم خیلی دوست داشت در فیلم باشد این اتفاق نیفتاد. در فیلمبرداری دیداری هم با هادی ساعی داشتید... بله من و هادی از دوستان قدیمی هستیم و
اصولگراها به خدا و امام حسین(ع) نزدیک ترند/ اگر امام زمان(عج) همین امروز ظهور کنند، برای کمک به نهضت خود ...
، از امکانات دولتی هم استفاده نکردند. من خودم 5 سال در زمان شاه زندان بودم و 5 ناخن من را کشیدند اما یک سانت زمین نگرفتم، یک پیچ و مهره ماشین نگرفتم، یک ریال وام نگرفتم. من چهل درصد معلولیت دارم. می توانم یک ماشین پورشه وارد کنم که 500 میلیون تومان سود برای من دارد اما اگر این کار را انجام دهم پس به چه می گوییم اصول گرا؟ * خب اصلاح طلبان هم این کار را کردند ... بشارتی: نه!
دلنوشته هایی که دوستت دارم را فریاد می زنند
احساس دوست داشتن از زیباترین و لذت بخش ترین احساسات انسانی است که تقریباً بیشتر انسان ها زمانی آن را تجربه و لمس کرده اند. آن که دلنوشته می نویسد همیشه و با هر کلمه می گوید: کاش یک روز دلنوشته هایم را بخوانی تا بدانی چقدر دوستت دارم. در ادامه تعدادی دلنوشته با موضوع دوست داشتن برای شما آماده کرده ایم. دوست بارانی من! تا به حال گفته ام که هرگاه گل اطلسی را می بینم یاد تو می
زیباترین دلنوشته ها برای همسر
کرد؟ روزی که با تو از عشق خود گفت وگو کردم، امیدوار بودم دریچه تازه ای به روی زندگی خودم باز کنم. پیش از آن، همه چیز داشتم به جز تو. آنچه مرا از زندگی مأیوس کرده بود همین بود که نمی توانستم قلبی به صفا و صداقت تو پیدا کنم که زندگی مرا توجیه کند؛ که دلیلی برای زندگی کردن و زنده بودن من باشد... حالا من از زندگی چه دارم؟ به جز تو هیچ! تو را دوست می دارم. تو عشق و
دلنوشته های زیبای مادر به دختر
که کلافه دور خانه می گردی و روزهایی که می گویی با دوستم بیرون بودم و اسم دوستت را به من نمی گویی، همه چیز را می فهمم. نگو این طور نیست و نگو از کجا می دانی؟ فراموش نکن من روزگاری هم سن و سال تو بودم. دختر عزیزتر از جانم! نیاز به کنایه نیست، مقام دوست داشتن و دوست بودن را... آه! گلایه را کنار بگذارم. کاش می شد دور تو حصاری از خودم می کشیدم. گروه فرهنگ و هنر ستاره '); d.write('
دلنوشته های غمگین برای پدر فوت شده
خودم را برایت لوس کنم. بابای خوبم! دیشب توی خواب گریه کردم. بیدار که شدم، گفتند اسم تو را صدا می زدم. دلم می خواهد پیش من باشی و مرا در پناه خودت بگیری. وقتی می خوابم تو را می بینم. چقدر خوابیدن را دوست دارم. پدر از دست رفته ام! به تو فکر می کنم و آرام می شوم. دلم می خواهد برایت بنویسم، بدهم فرشته ها تا برایت بیاورند. می نویسم و می آیم سر آرامگاهت می خوانم. تو
دلنوشته برای پسرم در سنین مختلف
از لحظه های شادی که با هم داریم بگویم؛ وقتی از خواب برمی خیزی، چشمانت را نیمه باز می گذاری و من با شوق رنگ چشم های تو را با رنگ چشم های خودم و پدرت مقایسه می کنم. وقتی خواب هستی شکل بینی و گوش هایت را مقایسه می کنم و از این مقایسه هر روزی لذت می برم. گاهی خمیازه می کشی و زبانت را که از شیر سفید شده از از دهانت بیرون می آوری، بعد یک دفعه می خندی. آن وقت دیگر هیچ آرزویی ندارم
دلیل ازدواج نکردن هانیه توسلی در 37 سالگی + عکس
بهرام بیضایی را رونویسی می کردم و آرش را حفظ بودم. اگر آن شور و علاقه ای را که آن سال ها به بازیگری داشتم، اکنون نسبت به چیز دیگری در خود حس می کردم بدون شک در آن بهترین می شدم. هانیه توسلی در پاسخ به فریدون جیرانی که از او پرسید به آن چیزی که دوست داشته رسیده است یا نه گفت: اگر صادقانه بگویم نه. من اصلا بازی خودم را قبول ندارم و هنوز آن نقشی را که باید بازی نکرده ام. نقشی که بتوانم حداکثر
زندگی نامه شهید ریحانی
خودم حل کرده بودم الآن اینجا ننشسته بودم بلکه جای دیگری بودم پیش بچه ها بودم پیش دوستان و برادرانی که آنها را از دست دادم و حتی قدر و ارزش بعضی ها را که بجای پدر و برادر من بودند ندانستم ولی بعد از این می خواهم مسائل را حل کنم پس بارخدایا ما را نیامرزیده از دنیا مبر . طرفهای غروب و بالای کوهها هنگام اذان دارم این دفترچه را به عنوان وصیتنامه سیاه می نمایم . به خدا نمی دانم آیا برای خودم
باغ سنگی 10 سال پس از مرگ درویش خان
نیست که قبلا بود. معصومه می گوید: قبلا خشت و گلی و گنبدی بود اما کل وسایلش را از آن جا برداشتند و شکلش عوض شد. من آن زمان بچه بودم والا نمی گذاشتم همه چیز را عوض کنند و وسایلش را بردارند. هر گردشگری می آید از درویش خان و وسایل به جامانده اش حرف می زند، ما هم عکس نشان می دهیم. از اداره میراث فرهنگی درخواست کرده ایم که یک کمد شیشه ای بدهند تا موزه ای کوچک از وسایلش درست کنیم؛ از عصایی که خودش فلزکوب
آمریکا پیوسته درپی ضربه زدن به ایران است / مسئولان محکم جلوی دولت مستکبر آمریکا بایستند
ارزشی و مذهبی و حبل متین را زیر سوال می برید، گوش دهید اگر تبل حسین (ع) نغورد ابرقدرت های ظالم و مستکبر قرن ها جلو تر پیشینیان شما را غورت می دادند و امروز هم همه شما و ما در پناه امام حسین (ع) و پرچم عزای آن حضرت نفس می کشیم. وی تاکید کرد: همه قوا و مسئولان بجای حاشیه پردازی ها به فکر معیشت مردم، بی کاری و مدیریت سالم و انقلابی باشند، هر روز به دستگاهای ارزشی و کارآمد تهمت زدن و نقشه
خاطره بازی با ناصر ابراهیمی، رفیق علی پروین
صحبت می کردم که علی آقا با چشم های قرمز شده و لحن خودش می گفت: ناصر ول کن این فلان فلان شده ها رو... مامان نصرت من اگر تو زمین بود دو تا گل نمی خورد. به این فلان فلان شده ها انگار تریلی وصل کردی. در این بین چند تا از آن تیکه کلام های معروفش را هم گفت و بچه ها رفتن توو زمین و بازی را 4-2 بردیم. علی پروین همه بازیکنان را دوست داشت، بازیکنان هم عاشقش بودند. یادم است در سال 71 یا 72 وقتی
تا دو دهه پیش در ایران بی خانمان نداشتیم، چرا حالا داریم؟
اجبار در خیابان ها بمانند و از سر ناچاری خیابان خانه و خانواده آنها باشد؛ تکدی گری داشتیم اما بی خانمانی نبود. او ادامه داد: اما حالا بی خانمان ها را همه جا می بینیم. وقتی هم دیدن مطرح می شود ابتدا ترحم برمی انگیزد و بعد از آن دیگر ترحم هم نیست بلکه افراد می خواهند از آن فرار کنند. بنابراین باید در این که چقدر بازنمایی این اتفاق و شیوه های بازنمایی آن می تواند حساسیت ایجاد کند یا بی
محسن امیریوسفی گفت می خواهد از زندگی همسرم فیلم بسازد/ پیمان قاسم خانی می دانست نمی توانم تنها زندگی ...
مطلوب. بله و این موضوع برای شما تبعات منفی ایجاد می کند و باعث روبرو شدن شما با یک سری کامنت بد می شود. واقعیت این است که من در مورد مسأله ازدواجم دیدم که چقدر همه نظر می دهند. من در مجله تخصصی کشور یعنی مجله فیلم دیدم که یکی از منتقدین راجع به خواستگاری همسر من و ازدواج ما و پخش عکس ها و... مطلبی نوشته ، واقعا تعجب کرده بودم چون ما از ابتدا با مجله فیلم به سینما علاقمند شدیم
قول کاپیتان پرسپولیس به هواداران/ سید جلال حسینی: پرسپولیس را فینالیست لیگ قهرمانان آسیا بدانید
اگر دوباره به میدان برمی گشتم آسیب می دیدم برای همین تشخیص دادند بازی نکنم. فردا: شایعاتی هم درباره دوپینگی بودنت مطرح بود؟ – فقط می توانم بگویم متأسفم. سئوال بعدی لطفا! فردا: همه درباره زندگی حرفه ای ات حرف می زنند در این باره توضیح می دهی؟ – من هر روز 7 صبح مشغول صبحانه خوردن هستم و خیلی شبها با اینکه خانواده ام دوست دارند جایی برویم یا برنامه ای داشته باشیم قبل
شایان مصلح: به من بگویید کربلایی شایان
گوید، شیرین کرد. شایان مصلح، اولین نمونه از نسل فرزندانی است که بین آوارهای زلزله رودبار بزرگ شدند و زندگی کردند و حالا می خواهند از اعتبار شهرشان دفاع کنند. داستان پیراهن شماره 69 پرسپولیس را که تنت کرده ای، خیلی ها نمی دانند؟ من فقط چند روز بعد از سالگرد زلزله رودبار در سال 1369 به دنیا آمدم. زلزله ای که تاریخ شهر من به دو دوره بعد و قبل از آن تقسیم می شود. خانواده ما شاهد
ماجرای مردی در زندان
برای آنکه همسایه ها متوجه نشوند بی صدا و بدون اعتراض برگشته بودم. همه زندگی ام در آن خانه گذشته بود. همسرم، فرزندانم وتمام امیدم... مگر راهی برای برگشت داشتم؟ چند بار زنگ زدم اما باز پشت در ماندم. به پسر بزرگترم گفتم به مادرت بگو اگر از من خسته شده بی سروصدا در را باز کند تا شب را در زیرزمین خانه بمانم. اما بچه ها در حمایت از مادرشان به من توجهی نکردند. افسوس که ندانستند چه آتشی در حال جان گرفتن
از تهدیدهای شوهر سابق همسرم خسته شده ام
هر چه از او خواستم برود و شکایت کند، قبول نکرد و گفت شکایت فایده ای ندارد. من هم دیگر تحمل این همه مزاحمت را ندارم. می ترسم اتفاق بدی رخ دهد. مونا باید اول مشکلش را با شوهر سابقش حل می کرد و بعد از آن به فکر ازدواج دوباره می افتاد. من گناهی نکردم که در زندگی ام باید با یک مرد روانی درگیر باشم و یک لحظه هم آرامش نداشته باشم. زندگی با این زن فقط برایم عذاب و سختی داشته و هر روز و هر شب با هم اختلاف
قتل پیرزن 77 ساله
چگونگی اطلاع از قتل مادرش گفت: ساعت حدود 8 صبح بود که مهین با موبایلش به من زنگ زد و گفت قرص های مادر را دادم و او را خواباندم و دارم می روم. او از من پرسید شما کی می آیید؟ گفتم حول و حوش ساعت 12 ظهر که ناهارش را بدهم. ساعت چند دقیقه ای از 12 گذشته بود که با دخترانم به اینجا رسیدیم و وقتی در را باز کردیم و وارد آپارتمان شدیم، احساس بدی به من دست داد. با عجله به اتاق خواب مادر رفتم و وقتی با بهم
ناگفته های زندگی قاتل ملیکا +عکس
/> دایره دوستان رضا محدود بود. مادرش می گوید: پسرم دو سه تا دوست بیشتر نداشت و همه شان را می شناختم. معمولا نمی گذاشتم تنهایی جایی برود و بیشتر وقت ها او را با خودم به پارک سر کوچه می بردم. پدرش هم خیلی سختگیر است و اجازه بیرون رفتن به او نمی داد. رضا از پدرش خیلی می ترسید. وقتی رفته بودم کلانتری او را ببینم، گفت پدرش نباشد تا بتواند حرف بزند. با من مثل دوست بود و همه چیزش را برایم تعریف می کرد. آن
فال روزانه جمعه 21 مهر 1396
های خوبی برای شما تبدیل خواهند شد. اگر مجرد باشید شاید حتی یکی از این دوست ها به عشق زندگیتان تبدیل شود . آبان امروز شاید در خانه خودتان و یا یکی از دوستان نزدیکتان یک دور همی یا مهمانی برگزار شود که می تواند برای شما به چیزی فراتر از یک مهمانی پیش پا افتاده تبدیل شود. شما با افرادی وارد گفتگو خواهید شد که ارتباط با آنها می تواند به رابطه کاری و یا اجتماعی مفیدی برای شما
جشن های 2500 ساله: مهمانی بزرگ یا سراشیبی سقوط؟
برگزاری این جشن ها نظر مردم تهران را درباره این جشن ها پرسیده بود: ... یکی از نکات جالبی که دیدم و بعداً در گزارش هایم درباره ا ش نوشتم این بود که بسیاری از مردم از آن جشن راضی نبودند و از آن انتقاد می کردند، انتقاد می کردند که وقتی پول ندارند بچه هایشان را به مدرسه بفرستند یا شکمشان را سیر کنند چرا آن همه پول باید صرف جشن شود. من آنجا بودم و افرادی را دیدم که گفتند می خواهند به یک میتینگ بروند
تجاوز برادر به خواهر در تهران باعث قتل شد
:15 بامداد، متهم زنگ زد و گفت کار را تمام کردم و حقت را گرفتم. تناقض در دادگاه جولان می داد. قاضی نفسی تازه کرد و رو به متهم گفت: چگونه او را کشتی؟ شیوه قتل؛ همان موضوعی که متهم در این سه سال (از 5/11/92) بیش از هر چیز دیگری آن را در ذهن خود مرور کرده است: من تا وقتی موضوع تعرض را نمی دانستم، با مقتول هیچ مشکلی نداشتم. چند بار به خانه شان رفته بودم و با هم تخته بازی کردیم. تا اینکه شب
علی دایی: مطمئنم پرسپولیس و استقلال خصوصی نمی شوند
رفت و آنجا تست داد و در آنجا قرارداد امضا کرد. دایی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره اینکه در زمان بازیگری شما نیز شب زنده داری در بین بازیکنان وجود داشت، گفت: نمی شود گفت که زمان ما اینجور مسائل نبوده و من علم غیب ندارم که در مورد آن موقع صحبت کنم. من خودم زمانی که فوتبال بازی می کردم به ندرت ساعت 12 شب را می دیدم اما الان همه چیز عوض شده است. ما اصلا فرهنگ حرفه ای نداریم. خود من خیلی