سایر خبرها
ناگفته های مرد شماره 2 جنایت کهریزک
کند، چگونه صحت یا عدم صحت آن را بررسی می کردید؟ ادعاهای اقرار تحت فشار تاکتیک معمول همه متهمان است اما اگر دلایلی بود چون در برابر وجدان خودم مسئول بودم، می پذیرفتم و بارها سر همین موضوع با کارشناس مربوطه به اختلاف خوردیم و متهم را برخلاف نظر کارشناس اطلاعاتی آزاد کردم چون احساس می کردم به او اجحاف شده است. ناگهان شما پس از این پرونده ها در برابر حوادث سال 88 قرار گرفتید.
اگر خودمحوری جای خدامحوری را بگیرد، به قهقرا می رویم
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، مرتضی رضایی کارشناس الهیات و معارف اسلامی و یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است. وی که در عرصه معامله با خدا جانش را سپر گلوله های دشمن کرد تا عزت اسلام را خریده باشد، زاده سرزمین دلیرمردان کرمانشاه و متولد دی ماه است. وی سال 61 زمانی که 20 سال بیشتر سن نداشت به عنوان بسیجی وارد جبهه شد و نامش را به عنوان یکی از دلاوران جانفشان در دفتر تاریخ کشور
ماجرای صحبت های درگوشی یک شاعر با رهبر انقلاب
همان سال 89 دیگر. بله، 89، 90، فکر می کنم اردوی اوّل سال 90 بوده. امسال چندمین دوره آن است؟ ششمین دوره برگزار شد. اوائل سال بود. تا حالا شش دوره برگزار شده است؛ ما دوره ی اوّل بودیم. خیلی از بچّه هایی که الآن شما به عنوان بچّه های شعر جوان انقلاب، این ها را می شناسید بچّه های دوره ی اوّل همان جا بودند. مقدور هست چند نفر از ایشان را اسم ببرید؟
نیوشا ضیغمی قبل عمل زیبایی
حس نکردم. به همین جهت این موضوع را به زمان دیگری موکول کردیم. هرچند که مدتی قبل شایعه شده بود که من در انتظار بچه دار شدن هستم و به زودی صاحب فرزند دختری می شوم. شنیدن این شایعات بی اساس در نوع خودش واقعاً ناراحت کننده است. در زندگی شخصی ام زمانی که درگیر کار خاصی نباشم؛ گاهی درست عین یک زن خانه دار رفتار می کنم و درگیر کارهای خانه نظیر طبخ غذا، شستن لباس و اتوکشی و گردگیری خانه هستم
رازگشایی امام خمینی از چرایی تأکید بر اقامه عزای سید الشهدا/ حسین یاراحمدی
کسی که برای خدا و برای رضا ی او جان خودش و دوستان و اولاد خودش را فدا کرده است، اینطور ساخته جوانانی را که می روند در جبهه ها و شهادت را میخواهند و افتخار به شهادت می کنند و اگر شهادت و اگر شهادت نصیب شان نشود متأثر می شوند، و آنطور مادران را می سازد که جوان های خودشان را از دست می دهند و باز می گویند باز هم یکی دو تا داریم. این مجالس عزای سیدالشهداست و مجالس دعا و دعای کمیل و سایر
قاضی حیدری: کهریزک در زمان موسوی لاری تاسیس شد/تنها حکم بازداشت قبل از انتخابات که آقای مرتضوی داده بود، ...
ایجادشده در فضای امنیتی کشور، تعریف ما از رفتار معترضان و افرادی که دست به خشونت های خیابانی می زدند تغییر و اقدامات آنها اقدام علیه امنیت ملی تلقی شد. واقعا نظر شخصی خود شما در آن زمان چه بود؟ به اعتقاد شخصی من نظر مقام معظم رهبری در هر زمینه ای فصل الخطاب و در عین عمل به دستور رسول اکرم(ص) و امام معصوم است و مخالفت با آن مخالفت با امام معصوم و مشمول مجازات مقرر شرعی در قبال آن
علی نصیریان: برای استقبال از مصدق تا فرودگاه مهرآباد دویدیم
سال 35 به بعد شروع شد و من و کسانی که کلاس های تئاتر رفته بودیم و در هنرستان هنرپیشگی درس خوانده بودیم، جمع شدیم و شروع بکار کردیم یک فرد ارمنی به نام آقای سرکیسیان ما را جمع کرد و به صورت یک ورک شاپ شروع به تمرین و کار کردیم. شهیدی فرد: خانواده تان هم اهل تئاتر بودند؟ نصیریان: نه. در کودکی پدرم دست مرا می گرفت و به نقالی می برد. من تعزیه می دیدم. تعزیه یک نوع نمایش بود و
غریبانه های خواهر مدافع حرم محمد علی بختیاری/خواهرشهید برای شناسایی بیاید
دوستانش ناراحت شوند هوای همه را داشت و به میل شخصی و اصرار زیاد برای دفاع ازحرم به سوریه اعزام شد و به آرزوی خود که شهادت در راه حضرت زینب(س) بود رسید. دلتان برای افغانستان تنگ می شود ؟ شریفه با اشاره به اینکه محمد 7-8 ساله بود که مادرمان را از دست دادیم و سال ها قبل پدرمان هم فوت کرده بود می گوید: تا چند سالی که در افغانستان بود و برادرم خرج زندگی کردنش را می ماند درس خواند و
مدیران نباید بر اساس طایفه گرایی انتخاب شوند/ در انتخابات از رأی مردم دفاع کردیم
برویم، ولی تا سال 65 بیش از 16 ماه در جبهه های مختلف داوطلب بودم، تا اینکه در عملیات والفجر 8 و عملیات کربلای 5 مجروح شدم، و عملیات کربلای 5 که بچه های شمال بودند، با آن ها بودم. در هر دو عملیات مجروح شدم. یک بار از ناحیه پا، و در شلمچه از ناحیه چشم مجروح شدم. خاطره ای از آن دوران دارید؟ از آن دوران جوان های پاک و بسیار و شایسته و رعنایی بودند که همراه با هم می رفتیم، جبهه، و
با پدرم بسیار به من خوش می گذرد
دارم، پدرم است. دوستان زیادی دارم اما هیچ کس جای خانواده و بخصوص پدر و مادر را برای من نمی گیرد. 18 ساله بودم که مادرم را از دست دادم، سنی که برای همه سن خاصی است، از دبیرستان فارغ التحصیل می شوی و تصمیم داری وارد دانشگاه شوی، اما من در این شرایط مادرم را از دست دادم و تنها پناهم پدرم شد و خدا خیلی به من کمک کرد که توانستم اتفاق به این بزرگی را بپذیرم و به زندگی عادی برگردم . یک دختر جوان
اخلاق نیکویش او را به شهادت نزدیک کرده بود
/> شما چه واکنشی به خبر شهادتشان نشان دادید؟ من می دانستم شهید می شود ولی بیشتر نگران اسیر شدنش بودم. خودش هم دوست نداشت اسیر و مجروح شود. من شش روز از ایشان خبر نداشتم و در این شش روز خیلی بی تابی کردم. قرار بود لحظه تحویل سال به من زنگ بزند و هیچ خبری از او نبود. می دانستم آدمی نیست بخواهد من را بی خبر بگذارد. بعد از شش روز به من گفتند مجروح شده و من منتظرم شنیدن خبرهای بعد بودم که دایی ام خبر شهادتش را به من داد. آدم آن لحظه زیرپایش خالی می شود و خیلی برایم سخت بود. *جوان
گفت و گوی سوشیانس شجاعی فرد با جواد علیزاده، کاریکاتوریست پیشکسوت
کردم، اطلاعات هفتگی و بعد هم مجله کاریکاتور و البته شانسی که آوردم یکی از کاریکاتورهایم در یک مجله آمریکایی چاپ شد که بازتاب داشت. به هرحال یک جوان کم سن و سال کارش در یک نشریه آمریکایی چاپ شود، آن موقع مهم بود. بله، ما کارهای مان را با پست می فرستادیم و یک روز از مجله کاریکاتور دعوتم کردند به کار و یادم نمی رود نخستین باری که رفتم مجله کاریکاتور (دفترش جایی در خیابان سرهنگ سخایی بود) به آقای دولو
جنگ به روایت سه کودک جنگ زده!
عکس پدرم را که تنها یادگاری ما از او بود را نجات دهم. تصورم این بود که اگر خانه ما بمباران شود، تنها تصویر پدرم از من گرفته خواهد شد، پس رفتم تا تنها یک قاب عکس را نجات بدهم. پدر آمنه سال 62 در مهران به شهادت می رسد. انگار روز قیامت شده بود فرید نجمی یکی دیگر از جنگ زدگان خرمشهری که در آن زمان نوجوانی 9 ساله بود از حال و هوای آن زمان می گوید: تابستان بود و گرم بازی های کودکانه
مقایسه ائمه جمعه دههٔ 60 و 90
23 مهر، سی و پنجمین سالگرد شهادت آیت الله اشرفی اصفهانی است، در ابتدای کلام مقداری درباره شهدای محراب بفرمایید و اینکه چه نقشی در تقویت نهضت امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی داشتند؟ امام خمینی (ره) درباره شهادت پدرم فرمودند منافقین کسی را از ما گرفتند که آزارش به موری نرسیده بود. این شهید عزیز محراب از آن شخصیت هایی بود که اینجانب یکی از ارادتمندان این شخص والا مقام بوده و هستم. ایشان را قریب شصت سال می شناختم. او از مصادیق بارز رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه بود و رفتن او ثلمه بر اسلام وارد کرد و جامعه روحانیت را سوگوار نمود. مقام معظم رهبری نیز فرمودند آیت الله اشرفی اصفهانی یکی از شخصیت های کم نظیر انقلاب اسلامی ایران بودند . در سی و پنج سالی که از شهادت ایشان می گذرد، بزرگانی از مراجع تقلید دار فانی را وداع گفتند اما امروز خبری از آنها نیست اما شهدا شمع محفل جامعه و نجات دهنده انسان ها هستند. عالمی که 80 سال عمر کرد با جایگاه و خدماتی که داشت نماد زهد، ورع و تقوا بود، زیارت عاشورای روزانه و زیارت جامعه اش تعطیل نمی شد. ساده زیستی اش زبانزد عام و خاص بود. علما می بینند حیثیت شان زیر سئوال می رود و مورد اتهام قرار می گیرند یا آنکه نمی توانند انتظارات عمومی را اجابت کنند، کنار می روند چون پیش خود می گویند وقتی نمی توانیم مشکلی را حل کنیم، چرا زیر بار مسئولیت برویم. کنار می رویم تا حداقل انتظار مردم از ما کمتر باشد . یک ماه قبل از ...
آرزوی دانشجوی شهید برای حضور در کربلا و فدای جان ناقابلش
انقلاب به همراه دوستانش در پادگان، اقدام به دفاع از حرکت های امام خمینی(ره) کردند که مورد حمله گارد شاهنشاهی قرار گرفتند و آسایشگاه آنان زیر رگبار مسلسل های مزدوران شاهد شهادت مظلومانه بسیاری شد اما خود شهید قسمتی دیگر یافت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سیاهکلی مدتی حفاظت از کاخ نیاوران را بر عهده داشت و مدتی هم در بیت امام فعالیت کرد و در اواخر سال 58 ازدواج کرد و پس از ازدواج به دزفول
شهیدی که فیلم شیار 143 براساس شهادت او ساخته شد
بود. وی در مسجد محل فعالیت های مختلفی داشت و در درس هم موفق بود. محمود مهندس برق بود و در جبهه هم در همین زمینه فعالیت های مختلفی داشت. محمود درست یکسال قبل از شهادت ازدواج کرد و به دامغان رفت. 22 فروردین 1360 ازدواج کرد و درست یکسال بعد 22 فروردین 1361 به خاک سپرده شد. خدا به محمود یک فرزند عنایت کرد که هنگام شهادت فرزندش تنها پنج روز داشت. داود فرزند دومم حافظ کل قرآن بود و باوجود سن کم
وقتی مسعود دهنمکی آماده شهادت نبود
روی در خانه شان چسبانده شده بود و من جا مانده بودم. بعد از کلی تعارف داخل خانه رفتیم. مادر محمدرضا آلبوم عکس محمدرضا را آورد و ما آنها را دیدیم. بعد گفت: چند شب پیش خواب محمدرضا رو دیدم. گفت به اون دوستم که یه دست لباس خاکی یادگاری داده ام، بگو آماده باشه که به این زودی ها شهید می شه... نمیدونم کدوم دوستش رو می گفت. با شنیدن حرف های او همه به هم نگاه کردیم. از بین جمع، فقط من و علی
150نفر رفتیم کمتر از 15 نفر برگشتیم /خاطرتات تلخ و شیرین از کربلای 5
زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این عملیات حضور موثر داشت. سومین عملیات طی چند روز گردان 158 قائم (عج) یکی از 15 گردان آفندی لشکر انصارالحسین (ع) به فرمانداری برادر علی اکبر امیرپور، طی 2 مرحله عملیات در منطقه 5 ضلعی برای تصرف مواضع دشمن بعثی که در خاکریزهای نونی شکل (بسیار مرتفع و مستحکم) مستقر بودند، تعداد زیادی از نیروهایش را به دلیل شهادت یا مجروحیت از دست داده بود
نمی خواهم عکس همسرم منتشر شود
اتاق خبر 24 : شاهرخ استخری برعکس بسیاری از بازیگران جوان که ترجیح می دهند مسیر هنری زندگیشان را با چالش مواجه نکنند، از 5 سال پیش زندگی مشترک خود را آغاز کرد و خیلی زود صاحب دختری زیبا به نام "پناه" شد که چندی پیش تولد 4سالگی اش را جشن گرفت. بعد از ازدواج و پدر شدن زندگی شاهرخ تغییرات بزرگی کرده و نگاهش به زندگی و مقوله های مختلف ان قدر تغییر کرده که می توان ساعت ها با او در این رابطه حرف
آرزویمان دیدار با حضرت آقا است / حسرت دیدن اشکمان به دل دشمنان خواهد ماند
گرفته است را در نبود پدرش گذرانده. همسر شهید با اشاره به اینکه شهید ذورقی هرگاه متوجه میشد اسلام و انقلاب در خطر است در آنجا حضور پیدا میکرد بیان داشت :ایشان با وجود اینکه بنده ابو محسن را باردار بودم برای ادای تکلیف به سوریه اعزام شدند ، با وجود اینکه میدانستند بعد از رفتن شاید مسیر برگشتن هموار نباشد. شهید ذورقی در وصیت خود نوشته است که خوشحالم در این راه به شهادت میرسم،و این
شمخانی و رضایی بعد از شهادت پدرم جرأت نمی کردند با امام ملاقات کنند/ آقا و آقازاده ام اما سوءاستفاده ...
آیت الله اشرفی اصفهانی چهارمین شهید محراب است که 23 مهر سال 61 به دست منافقین به شهادت رسید. او در سال 1335 بنا به حکم مرحوم آیت الله بروجردی رئیس حوزه علمیه کرمانشاه شد و با اوج گرفتن نهضت امام خمینی، نقش بی بدیلی را در استان های غرب کشور ایفا و حرکت های وسیعی را در کرمانشاه پایه گذاری کرد. از نمونه مبارزات آیت الله اشرفی اصفهانی با رژیم پهلوی برگزاری مجلس بزرگداشت شهادت سید مصطفی خمینی بود که
از دل رئوف شهید سنجرانی تا غیرت و فرهنگ لوتی گری
(ع) بزرگ شدند و مدال افتخار شهادت را به گردن آویختند. همان هایی که جان در کف گرفته و بی هیچ پروایی جانانه به دیار معبود شتافتند. شهید رضا سنجرانی، از شهیدان مدافع حرم اهل بیت(ع) یکی از همین مردان بزرگ است که برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) به سوریه اعزام شد و در شب سوم محرم به شهادت رسید. در عصر یکی از روزهای ماه محرم، با حضور در منزل پدری شهید سنجرانی، با پدر و برادر این شهید به گفت وگو
پدر شهیدان محمد و مهدی خیامی آسمانی شد پیوست
امام خمینی(ره) کاشان برگزار شد. مهدی خیامی متولد پنجم آذرماه 1345 کاشان، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، در حرفه جوشکاری مشغول به کار شد؛ با شروع جنگ تحمیلی همیشه از جبهه سخن می گفت و عاشق امام و جبهه بود. پس از آموزش در یکی از پایگاه های مقاومت محل ثبت نام کر؛ همیشه می گفت ای کاش سنم زیادتر بود و برای جبهه ثبت نام می کردم. پس از چند بار تلاش ناموفق جهت ثبت نام برای اعزام به جبهه
شهدای مدافع حرم راهی را رفتند که عباس من و شهدای دفاع مقدس رفتند/این مسیر اهدنا صراط مستقیم است/ دوست ...
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس ، حامد کوماهی - قطعه شهدای بهشت زهرا را همیشه دوست دارم. احساس آرامش نزدیکی به خدا و عطر دل انگیز بهشتی در آنجا آکنده است. اینبار گذرم به قطعه 26 گلزار شهدا افتاده است. محرم حال و هوای این بهشت زمینی با سایر روزهای سال فرق می کند. گویا اصحاب اخرالزمانی امام حسین علیه السلام در این ماه عاشورایی ترند. برای رفع خستگی لحظاتی در کنار مزار شهیدان بهشت زهرا روی یک صندلی نشستم. مشغول خورد
بازیگران معروف دنیا هم سریال بازی می کنند
... – بله، به عنوان مثال در سال گذشته زمانی که من سر سریال 8 ونیم دقیقه بودم، 3 کار سینمایی به من پیشنهاد داده شد و امسال هم دقیقا سر همین کاری که قرارداد بستم 2 پیشنهاد داشتم که یکی از آن ها شهرستان بود و نمی شد رفت و دیگری هم تداخل زمانی داشت، به همین دلیل زمان بندی کار سریال باعث می شود که برخی از پیشنهادات دیگر را از دست بدهیم. با این وجود من امسال در تابستان 2 سینمایی هنر و تجربه کار کردم
کنگره بزرگداشت آیت الله سید مصطفی خمینی در نجف اشرف و تهران بزرگ برگزار می شود/ محتشمی پور: ابعاد وجودی ...
با مبارزات او برگزار شود چراکه شخصیت حاج آقا مصطفی در حوزه علمیه نجف و قم بسیار برجسته بود ولی در کنار امام بودن، ایشان را تحت الشعاع عظمت فکری، علمی و مبارزاتی قرار داده و لذا رژیم شاه که به شدت از او هراس داشت و احساس می کرد امام عمر شریف خود را کردند و پیر شدند و ممکن است چند صباحی بیشتر زنده نمانند اما حاج آقا مصطفی خمینی با سن کم و عظمت فکری که دارند اگر زنده بمانند ممکن است سال ها رهبری
ارتباط یزدی با دولت مصر و آموزش نظامی در این کشور/ ادعای یزدی درباره هجرت امام به پاریس و تکذیب این ادعا ...
سال 54 به بعد که سازمان مجاهدین اهمیت و اعتبار و نقش گذشته اش را از دست داد، به تدریج نهضت آزادی خارج ازکشور هویت جدیدی یافت و کوشید خود را به مثابه یک جریان اصیل اسلامگرای پیرو امام خمینی، طرح و تثبیت کند. هر چند که در داخل تشکیلات نهضت خارج، تا مدت ها نسبت به امام خمینی مواضع تردیدآمیز غلبه داشت. آقای محمد هاشمی برادر حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی که پیش از انقلاب عضو شورای مرکزی انجمن
یادگار گرامی امام: متحجرین، بزرگترین مشکل امام درآغاز مبارزه بودند
آمد. پس علت دوم می تواند این باشد که قلم در دست کاتبان منصف نبوده است.وی با تأکید بر این که اگر کمک یاران امام نبود توفیقات انقلاب به دست نمی آمد، گفت: نباید بگذاریم این یاران مشمول اتفاقی شوند که برای صحابه افتاد و روایت صادقانه از زندگی آنها داشته باشیم و نقش افراد را در جای خودش به درستی حکایت کنیم. اگر به این مسأله توجه نکنیم گرفتار همان مشکلاتی می شویم که گذشتگان داشتند. یادگار امام با
شهادت را در جبهه می جست و در شارجه به آن رسید!
فریده موسوی اتفاق غریبی است که چند سال در جبهه های دفاع مقدس به دنبال شهادت باشی و عاقبت آن را در شارجه امارت به دست بیاوری! این اتفاق عجیب برای شهید حمید باصری افتاده است. یکی از رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از نوجوانی در جبهه های جنگ حضور یافت و بارها تا مرز شهادت پیش رفت، اما قسمت بود بماند و در کسوت یک نیروی امنیت پرواز در حادثه سقوط یک فروند هواپیمای ایرانی در روز 21 بهمن
ماجرای آیه وجعلنا... و رهایی از تیر خلاص
، شروع به شلیک کردیم. آن قدر هوا سرد بود که انگشت های دست هایمان جمع نمی شدند تا ماشه را بچکانیم .خرج گلوله های RPG هم یخ زده بود و هر چه می چکاندیم عمل نمی کرد! هنگامی که وارد سنگرهای عراقی ها شدیم، دیدیم یازده نفر از آن ها به هم چسبیده و یخ زده اند! یک چراغ سر فتیله ای آن جا بود که بچه ها آن را روشن کردند و مقداری گرم شدند! عراقی ها داشتند به سمت ما بالا می آمدند که آقای دارایی زودتر رفتند تا به