سایر منابع:
سایر خبرها
برخورد با فرقان از صفر تا 100 با مجاهدین انقلاب بود
دوساعته خبرنگاران تسنیم با مجتبی شاکری عضو قدیمی "گروه توحیدی صف" است که از منظرتان می گذرد: * تسنیم: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، مبدأ مبارزه شما با رژیم پهلوی از چه زمانی آغاز شد و چگونه با گروه توحیدی صف آشنا شدید؟ - شاکری: بسم الله الرحمن الرحیم. قبل از پیروزی انقلاب و در سال های 1356 ما با جمعی از دوستان جلساتی را داشتیم و بحثمان هم این بود که نمی شود فقط در
گران کردن نان کار خوب دولت احمدی نژاد بود
/> - خودم از قدیم به محیط زیست علاقه داشتم. زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی دولت دوم خودش را تشکیل می داد، من پیشنهاد کردم که به محیط زیست بروم و شخص دیگری را برای وزارت کشاورزی در نظر بگیرند. ایشان اول پذیرفت و بعد شب معرفی کابینه شان به من گفتند که شما در وزارت کشاورزی باشید و دکتر منافی در محیط زیست باقی بماند. من علاقه داشتم که در محیط زیست باشم. - اعتقاد داشتم که جوانان بیایند چون سن ما
گفت وگو با برادر مجری جنجالی تلویزیون
تلویزیون درباره وضعیتش در تلویزیون گفت: اگر من درباره وضعیتم از مدیران سیما پیگیری نکردم به این دلیل است که معتقدم اگر کسی مرا بخواهد، درباره ام پیگیر می شود. همان طور که شما مصاحبه با من را خواستید و پیگیر من شدید. نمی شود من به رسانه ها زنگ بزنم و بگویم با من مصاحبه کنید. من بارها به برادرم گفته ام اگر باکسی مشکل داری، همه را وارد این دعوا نکن. تو با این رفتار داری به همه توهین می کنی. وقتی به
گفتگو با جانبازمدافع حرمBMWسوار
بودم. اما باز هم بعضی ها هستند که ته ذهنشان این سوال وجود دارد که چقدر می گیرید سوریه می روید؟ یعنی آشکارا این سوال را از شما می پرسند؟ بله علنا می پرسند چقدر گرفتی رفتی سوریه؟! البته الان کمتر شده اما باز پیش می آید که بپرسند. اینها نمی دانند که وقتی کسی داوطلبانه می رود ریالی نمی گیرد. من که خودم شرایط مالی خوبی داشتم، یک حقوق کارمندی داشتم و در کنارش کار آزاد
انصافاً سپاه به قول خودش عمل کرده؛ حقاً و انصافاً سپاه در این راه ایستاده است
شده. ما اینجا چه کاره ایم؟ من هیچ نمیخواهم ادعا کنم و بگویم انقلاب اسلامی همه کاره بود حالا بعضی هم حساسند از این که گفته بشود منشأ این انقلابها، انقلاب اسلامی است نه، اصلاً چنین ادعائی هم نمیکنیم، لازم هم نیست چنین ادعائی بکنیم؛ اما مسئله این است که امروز همان حرکتی که ما ملت ایران سی سال قبل، سی و دو سال قبل شروع کردیم، عیناً همان حرکت را با یک تفاوتهای منطقه ای و بومی و جغرافیائی و تاریخی، در
حسین بهزاد؛ هنرمندی که تاریخ را - دیدنی - کرد
بود که پدرش او را به شاگردی در دکان ملاعلی قلمدان ساز گذاشت. بعد از مدت کوتاهی پدرش و استاد ملاعلی هر دو به مرض وبا درگذشتند و حسین بهزاد در همان جا نزد میرزا حسن پیکر نگار که شاگرد بزرگتر ملاعلی بود باقی ماند و دوازده سال به عنوان شاگرد برای حسن پیکر نگار کار کرد. بهزاد بعد از اقامتی کوتاه در مدرسه شرف مظفر، شاگرد آقا ملا علی قلمدان ساز شد و بعد شاگردی حسن آقا پیکرنگار را کرد، نقاشی
موتورسواران بی جریمه
بیشتر به خودم وارد می شود. همین دیروز جلوی چشمم خودرویی با موتورسیکلتی تصادف کرد اما تا چند ثانیه بعد از تصادف، راننده اصلا متوجه موتورسوار نشده بود و یا اصلا آن را ندیده بود. از وقتی که یادش می آید، تصادف یا جریمه ای نداشته. اصغر خانی کارمند با خنده این جمله را ادامه می دهد: سال 78به خاطر سرعتی که داشتم تصادف کردم و متأسفانه یک سال گرفتار دردسرهای آن بودم. از آن به بعد طی این 18سال سعی
بازیگر سینما: انتخاب بازیگر بر اساس تعداد فالوورهای اینستاگرام
زودی ضبط آن شروع می شود، خانه امید یک کار اجتماعی و طنز در مورد خانواده است که پدر خانواده به حمایت از فرزندان و نوه هایش می پردازد و هر بار یک اتفاق می افتد . سماواتی درباره تجربه همکاری با مجید قناد بیان کرد: وی از بزرگان کار کودک هستند، من در خدمت وی شاگردی کردم، بسیار خلاق و مسلط هستند و از تجربیاتشان بسیار بهره بردم. کار کودک کاملا تخصصی است، خودم هم قبلا کار کودک کرده بودم و در
طنز/ عشق من کالباس!
آفتاب نیوز : روزنامه ایران نوشت: متأسفانه ما یک معضل بزرگی به اسم دانشگاه داریم که بدجوری روی دست مان باد کرده و نمی دانیم با آن چه کار کنیم. اساساً دانشگاه یک جایی است که عده ای جوان دور یکدیگر جمع می شوند که خب درست نیست و این نشان می دهد که یک جای کار ایراد دارد، لابد پس فردا هم می خواهند بروند سینما و کنسرت و این قبیل مسائل که صحیح نیست. دانشجوها هم اساساً یک قشری هستند که قبل از انتخابات
در دو دهه ریاست میرسلیم بر فدراسیون ورزشی چه گذشت
/> انتشار 16 کتاب خمجانی در ادامه صحبت های خود درباره این که چرا میرسلیم با وجود این همه سال مدیریت می خواهد بماند، چنین واکنشی داشت: به هرحال باید کسی در مجموعه مدیریت کند که به مسائل نجات غریق آگاه باشد! آقای میرسلیم تقریباً هر روز در فدراسیون حضور دارد و با اینکه باید در جلسات مجمع تشخیص هم برود، اما بعد دوباره به فدراسیون می آید. از سال 68 تاکنون در تمام مکان های آبی کشور منجی حضور داشته
سیاست های شهری کنونی قادر به حل مشکلات نیست
نشود تا جواب مشخص شود، اما همان روز برادر عزیز ما یک نسخه از این گزارش را به آقای یاشار سلطانی داده بود. اصلا من در عمرم ایشان را ندیده بودم. بعد از دو سه روز دیدم در فضای مجازی منتشر شده است. بنابراین بنده موافق انتشار گزارش در آن زمان نبودم و معقتد بودم باید پاسخ شهرداری بیاید و در صورتی که قانع کننده نبود بعد منتشر شود. بعد از 5 ،6 ماه از آن تاریخ آقای یاشار سلطانی در جلسه ای برای
اظهارات متفاوت رونالدینیو درباره دلیل جدایی اش از بارسلونا
دیگر در نوکمپ ماند و دو نفر دیگر بارسلونا را ترک کردند و مشخص بود که دلیلش چیزی نیست جزو برخوردار نبودن از اعتماد گواردیولا. با این حال رونالدینیو الان دلیل دیگری برای خروجش از بارسلونا عنوان می کند. او به TV3 کاتالونیا گفت: من خودم تصمیم به رفتن از بارسلونا گرفتم. در آنجا به اهدافم رسیده بودم و نیاز به یک چالش جدید داشتم. رابطه ما با گواردیولا همیشه خوب بود. من با برادرش (پِرِه) در
مامان شوکت، عشق و دیگ سمنو...!
حرف را شب تاسوعای سال 62 به ما گفت و روز بعد از عاشورا رفت. نیمه صفر دقیقا همان موقع که به دنیا آمده بود به شهادت رسید. تازه 20 ساله شده بود. همیشه آخرین ها از همه سخت تر است، لحظه های وداعی که آخرین روزهای بودن را رقم می زند؛ اما برای آنها دیدار جور دیگری به پایان رسیده است. دفعه آخر مثل همیشه نبود، با حالت پرواز رفت، به سرعت خداحافظی کرد، دفعه آخر وقتی داشتم چیزهای سفرش را آماده می کردم، افتادم و
خوشحالم به کشوری با تمدن غنی و میراث فرهنگی ماندگار سفر کردم
بعدی من به عنوان یکی از بهترین مراحل زندگی خودم در یادم خواهد ماند. صادقانه من در طول چهار سال لیسانسی که در دانشگاه درس می خواندم و رفته رفته فارسی یاد گرفته بودم، هر سال، هر ترم، هر روز، هر دقیقه و هر وقت دلم می خواست به همه آن چیزی که من دارم معرفت پیدا کنم و با چشم خود معماری، فرهنگ، مردمان این سرزمین را ببینم. اصلی ترین رویای خودم این بود که من در سرزمین ایرانیان با آنها
3 ویژگی کسانی که حق تلاوت قرآن را رعایت می کنند
. به موسی گفتند: بگیر! گرفت و همان چوب نازک شد. مردم مکه در مقایسه با ساحران زمان حضرت موسی(ع) بسیار متکبر بودند جادوگرها فهمیدند که حرکت حضرت موسی(ع) از نمونه جادو و سحر نیست، چرا جادوگرها متوجه حقانیت حضرت موسی(ع) شدند؟! چون عقلشان کار می کرد؛ چون دیدند این امکان وجود ندارد که چوب خشک به یک موجود زنده، آن هم اژدهای عظیم تبدیل بشود و تمام ابزار ساحران را ببلعد، چاق نشود، بعد
افروز کربکندی: به خاطر پدرم دروازه بان شدم
می رفتم. وی افزود: در واقع علاقه من به فوتبال از همان زمان شکل گرفت تا وقتی که وارد دبستان شدم؛ آن سال ها در مقطع ابتدایی ورزش فوتبال نبود و من والیبال بازی می کردم چون این رشته هم جزو علایقم بود؛ پاسور تیم بودم و در رقابت های استانی و کشوری شرکت می کردم. ملی پوش اصفهانی تیم ملی فوتبال بانوان رده بزرگسالان ادامه داد: تا اینکه در سال اول راهنمایی رشته فوتسال به سایر رشته هایی
حالم خوب است چون دغدغه مندم
، روشنفکری هم کم رمق شد و با کم رمق شدن روشنفکری خبرنگار هم از رسالت خبرنگاری اش فاصله گرفت و جناحی شد اینجا دیگر جای من نیست. می توانستید بنویسید؟ مقاله، یادداشت، نقد کنید، جریان سازی کنید! خب شما از کجا می دانید من ننوشتم؟ بالاخره کمتر دررسانه ها هستید! به معنای مصاحبه کمتر شده است؛ اما کماکان مقاله و کتاب و ترجمه و دلنوشته ادامه دارد. چرا؟ عرض
دونده بریتانیایی؛ از مالاریا تا المپیک در 10 ماه
وطن است و من عاشق سفر کردن به این کشور هستم. پدر و مادر من در آن جا متولد و بزرگ شده اند. وقتی پدرم در سال 2012 از دنیا رفت، به خودم قول دادم تا آنجا که می توانم به نیجریه سفر کنم و حتی به بازنشستگی در آنجا هم فکر کرده ام. من بستگانی داشتم که از مالاریا مردند و به همین دلیل همیشه شکر می کنم که جان سالم به در بردم و الان می توانم داستانم را تعریف کنم. در رابطه با عملکردم در
نقاش خودآموخته قرآن را به تصویر کشید + عکس
در روز 10 ساعتی را برای نقاشی کردن می گذارد . یادم هست که وقتی بچه بودم، پدر روی روزنامه یا هر کاغذ دیگری که کنار دستش بود، نقاشی می کشید و بعد بی توجه، نقاشی را همان جا رها می کرد. نقاشی های زیادی را هم به بچه های فامیل می دادند. به طوریکه حتی اعضای خانواده می گویند اگر همه نقاشی ها را هم جمع کنند، باز هم می توان یک نمایشگاه دیگر را برپا کرد . مجموعه را برای این نمایشگاه حاضر
دعاهای صحیفه، چراغ هدایت بعد از حادثه کربلا
درد زایمان و از نبود امکانات از دنیا رفت. بعد از شهادت امیرمؤمنان (ع)، دوران بسیار تاریک خفقانی، ظلم، ستم، کشتار، تبعید، و شکنجه بنی امیه شروع شد. معاویه بر تمام مملکت حاکم شده بود و در این دوران، حضرت زین العابدین (ع) ده سال عمر خود را گذراند. بعد شهادت حضرت مجتبی (ع)، ده سال ایام امامت ابی عبدالله (ع) شروع شد که ظلم بنی امیه در آن ده سال فوق العاده اوج گرفت، و بالاترین ظلم
اختلافات را با تدبیر از جبهه انقلاب دور می کرد
عهده من بود- شروع می شد. اوایل 10، 12 سال بیشتر نداشتم و نوجوان بودم. در آن جلسات شهید هاشمی نژاد به سؤالات جواب می دادند. به تدریج با ایشان انس پیدا کردم و ایشان هم هر جا سخنرانی داشتند، به من می گفتند قرآن بخوانم و من با اشتیاق می پذیرفتم. ظاهراً این کانون در قوچان هم جلساتی را برگزار می کرد. در آن جلسات هم شما حضور داشتید؟ بله، بعد از ظهر جمعه ها با پیکان سرمه ای ایشان به قوچان می
الویری: درآمد شهرداری از تراکم فروشی ناگزیر است و حذف نمی شود
آفتاب نیوز : از ابلاغ نخستین بخشنامه ضد فساد شهردار تهران مبنی بر ممنوعیت صدور هولوگرام، تقریباً یک ماه می گذرد. محمد علی نجفی البته هنوز این تصمیم مهم و جسورانه، به نتیجه نرسیده در همین مدت کوتاه به سراغ بخشنامه دیگری رفت و در اقدامی شجاعانه، تصمیمات شورای معماری و شهرسازی مناطق 22 گانه تهران را در قالب بندهایی، محدود و قانونمند کرد. به گزارش روزنامه ایران، چراکه پیش از این، اغلب
به پیشنهادات خارجی پاسخ مثبت بدهم باید مقابل ایران بایستم که آن روز مرگ من است/حقوق پیشنهادی یک ماه ...
چه طور اتفاق افتاد؟ بعد از انقلاب و در سال 59 در تهران در کنار تیم والیبال نشسته در حال تمرین بودم که سرمربی تیم والیبال نشسته برای مسابقاتی که در تبریز قرار بود برگزار شود، من را به جای خودش و خیلی اتفاقی به مسابقات فرستاد و عملاً از همان جا فعالیتم را آغاز کردم و بعد از یک سال خودم به عنوان بازیکن این رشته وارد شدم و در اولین اعزام تیم در سال 85 میلادی به مسابقات جهانی نروژ اعزام و
تهمینه میلانی: از حکم پرونده ی کیارستمی خون گریه کردم
برایم اهمیت ندارد که چه کسی کار خوبی انجام می دهد و من حتما به او برای انجام این کار تبریک می گویم و خودم را در این موفقیت سهیم می دانم. اگر کارگردان زن دیگری در کارش موفق باشد، آیا خوشحال می شوید؟ در حال حاضر کدام کارگردان زن نسل بعد شما خوب کار می کند؟ بله بسیار خوشحال می شوم. نسل بعدی هنوز نیاز به کار دارند چون نسل ما که کارهای بیشتری در کارنامه داریم، پخته تر هستیم ولی
گفتگوی خواندنی با همسر فرمانده شهید حججی
ارتفاعات مکحول در عراق بود و در عملیات محرم در منطقه حلب (سال 94) بسیار مؤثر عمل کرد. در گفت وگو با فاطمه کاظمی همسر شهید مرتضی حسین پور، برگ هایی از زندگی این فرمانده شهید را مرور می کنیم. فصل آشنایی شما و شهید مرتضی حسین پور چطور رقم خورد؟ مرتضی دوست صمیمی برادرم بود، 22 سال داشتم که اولین بار به خواستگاری من آمد. ابتدا جواب منفی دادم و نپذیرفتم. دلیل مخالفتم نظامی بودنش بود. من در
نمایشگاه بین المللی با امکانات محلی/ تهران دربست!
، علی رغم ارائه کارت خبرنگاری اجازه ورود ماشین را ندادند و از من خواستند که پیاده بقیه مسیر را طی کنم. چیزی که بیش از همه در این موقعیت معلوم بود نبود کوچک ترین تابلوی راهنما، افراد راهنما یا حداقل یک بنر اطلاع رسانی بود تا به سمت سالن ها راهی شوم. سایر بازدیدکنندگان هم به همین شکل دچار سردرگمی شده بودند اما از آنجایی که من در گذشته برای نمایشگاه کتاب به شهر آفتاب آمده بودم، دوستان را به سمت سالن های
سرمقاله های روزنامه های 24 مهر
، باید به هر قیمت و هزینه که شده، با خارجی ها ببندیم. تعامل متوازن و هوشمندانه با دیگر کشور ها - ضمن صیانت از امنیت و مصالح و عزت ملی - یک حرف است و مستاصل و بیچاره نمایی کشور، حرفی دیگر. قطعا مرحوم هاشمی رفسنجانی پیشاهنگ استقبال از سرمایه گذاری بود. اما همو 9 آبان 95 در گفت و گو با روزنامه اعتماد و درباره نقدش به 3 سال عملکرد دولت تاکید کرد از همان سال اول تأکید داشتم شما نقدینگی در کشور
صاحبان اتومبیل های لوکس باید سهم بیشتری از هزینه های شهری بپردازند/ حاضر به واگذاری شهر آفتاب و شهروند ...
اظهار داشت: آقای قالیباف در تلویزیون از من به عنوان افشاگر املاک نجومی نام برد که بنده تکذیب می کنم. داستان این بود که ما در تابستان 95 با دوستان اصلاح طلب از جمله اعضای شورای قبل جلسه داشتیم. یکی از اعضا گزارشی به من داد که مربوط به املاک شهرداری بود. در آن گزارش دیدم نامه از طرف سازمان بازرسی کل کشور خطاب به شوشتری است و همان جا به او گفتم چون این گزارش نهایی نیست، به نظر من افشا نکنید. وی از آن
رفیق کشی به خاطر پایپ!
/> او درباره روز حادثه گفت: آن روز از یکی از دوستان مشترکمان خواستم با عباس تماس بگیرد و از او بخواهد به پارک بیاید. شرب خمر کرده بودم و در حال خودم نبودم. عباس درحالی که در دستش پایپ بود به پارک آمد. هنگامی که می خواستم پایپ را از دست او بگیرم روی زمین افتاد و شکست. عباس خیلی عصبانی شد و فکر کرد از عمد این کار را کرده ام. در همان حین از او سراغ پولی را که به من بدهکار بود، گرفتم برای
تجربه یک روزه با لباس محلی در تهران
اتحاد خبر : تا به حال فکر کرده اید یک روز لباس محلی تان را بپوشید و سوار مترو شوید و مثلاً بروید میدان انقلاب برای خرید؟ با شال کمر و پاتول و کلاه پیچ کردی یا کلاه نمدی و زیرجامه و جبه تهرانی یا لباس بلوچی و اگر خانم هستید با روسری گل ونی لری یا دامن قاسم آبادی. به گزارش روزنامه ایران نوشت؛ شما کجایی هستید؟ پدر و مادرتان کجایی هستند؟ حتی اگر خیلی خیلی خیلی تهرانی هم باشید لباس محلی