سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های مرد شماره 2 جنایت کهریزک
، اول دانشکده وزارت اطلاعات (امام باقر) در رشته ضدجاسوسی و دوم هم دانشکده علوم قضایی. از تحصیل در دانشکده وزارت اطلاعات منصرف شدم. این بار چرا انصراف دادید؟ چون هم زمان شد با دستگیری سعید امامی و مصطفی کاظمی به اتهام پرونده قتل های زنجیره ای که از هم محلی ها و هم استانی های ما بود. انصراف شما چه ارتباطی با آنها داشت؟ یکی از آنها سفارش قبولی مرا به صورت
غارون روستایی فراموش شده در کهگیلویه و بویراحمد/جاری شدن اشک مادر بعد از باز کردن درب قابلمه خالی+تصاویر
در این سنگلاخ ها کار سختی نیست اما باز هم زن است توان و قدرت یک مرد را ندارد. دستان ترک خورده این زن نشان می داد چقدر سختی کشیده و روزانه چند بار هیزم را جا به جا می کند در ده سرتنگ غارون متوجه شدیم که در زمستان در این مناطق تا دو متر برف می بارد و اهالی این روستا هیزن ذخیره می کنند که در آن مدتی که خانه زیر برف است از سرما یخ نزنند اما به راستی اگر همه یخ بزنند کسی متوجه می شود.
خودکشی عروس جوان دو هفته پس از ازدواج | راز مرگ محبوبه چیست؟
ایران نوشت: دختری که برای ازدواج با خواستگارش، خانواده خود را تهدید به فرار از خانه کرده بود، دو هفته بعد از جشن عروسی به زندگی اش پایان داد و راز زندگی عجیبش را به گور برد. اما یک سال پس از این اتفاق مادرش به دادگاه خانواده رفت و مهریه دختر جوانمرگش را خواست. یکی از روزهای سرد پاییزی، زن میانسالی وارد مجتمع قضایی خانواده- ونک- شد و به سمت شعبه 261 دادگاه خانواده رفت. چند هفته دیگر نخستین
ناگفته های علی اکبر حیدری فرد: اعزام به کهریزک دستور من بود/ سعید امامی سفارش مرا کرده بود
کردم. پس از شش ماه در دو نهاد بورسیه شدم، اول دانشکده وزارت اطلاعات (امام باقر) در رشته ضدجاسوسی و دوم هم دانشکده علوم قضائی. از تحصیل در دانشکده وزارت اطلاعات منصرف شدم. این بار چرا انصراف دادید؟ چون هم زمان شد با دستگیری سعید امامی و مصطفی کاظمی به اتهام پرونده قتل های زنجیره ای که از هم محلی ها و هم استانی های ما بود. انصراف شما چه ارتباطی با آنها داشت؟ یکی از
گفت وگوی تپش با قاتل خونسرد؛ با افتخار دو قتل را مرتکب شدم!
موجب رنجش خاطر ما شد. چقدر درس خوانده ای؟ سواد ندارم. زن و بچه داری؟ سال ها پیش از همسرم جدا شدم، اما دو پسر دارم از وقتی که بازداشت شده ام از آنها خبر ندارم و نمی دانم چکار می کنند. شغلت چه بود؟ شغل درست و حسابی نداشتم. انگیزه ات از قتل رفیقت چه بود؟ او به خواهرم نظر داشت. به همین دلیل او را به بهانه ای به
غریبانه های خواهر مدافع حرم محمد علی بختیاری/خواهرشهید برای شناسایی بیاید
کرده به جرات می توان گفت که بیشتر اهالی گلدسته از افغان هایی هستند که به کشورمان مهاجرت کرده اند مثل همین خانواده شهید بختیاری که از 20 سال پیش به ایران آمده اند و در گلدسته و اطراف آن زندگی کرده اند. شریفه می گوید 30 ساله است و مادر 6 فرزند. اما سریع شک می کند که آیا واقعا 30 ساله است یا بزرگتر است.می گوید:سواد نداریم که ،نمی دانم چند سالم است و ادامه می دهد: ما 4 خواهر هستیم
دو برگ از کتابی که پسرِ مطهری توصیه کرد دادستان بخواند
به گردن دخترش دید، فهمید که گردنبند مال او نیست، پرسید: این را از کجا آورده ای؟ جواب داد: از بیت المال عاریه مضمونه گرفته ام، یعنی عاریه کردم و ضمانت دادم که آن را پس بدهم. علی فوراً مسئول بیت المال را حاضر کرد و فرمود: تو چه حقی داشتی این را به دختر من بدهی؟ عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! این را به عنوان عاریه از من گرفته که برگرداند. فرمود: به خدا قسم اگر غیر از این می بود، دست دخترم را می بریدم.
دومینوی رسوایی جنسی هالیوود
به لرزه درآورده بلکه تمام رسانه های آمریکایی را که با وجود آگاهی از این موضوع، هیچ گاه اجازه انتشار آن را نداده اند نیز در مظان اتهام قرار می دهد. سکوتی که دیگر نیست پس از انتشار گزارش نیویورک تایمز و نیویورکر، انبوهی از واکنش ها و افشاگری ها از سوی هنرپیشه های زن و مرد هالیوود منتشر شد. آنجلینا جولی از ستاره های زن سینما پس از مطرح شدن موضوع تجاوزهای واینستین، با انتشار متنی
در اتاق خواب کیارش چیزی دیدم که خشکم زد
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ زن میان سال درحالی که بیان می کرد اگرچه پسرم از منزل فرار کرده است اما باز هم امنیت جانی ندارم، به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد افزود: روزگاری زندگی آرام و شیرینی داشتیم. همسرم در یک شرکت خصوصی کار می کرد و من هم به امور خانه داری مشغول بودم. چند سال از زندگی مشترک من و قاسم در زیر یک سقف می گذشت و ما صاحب دختر و پسری
قتل همسر به خاطر درخواست طلاق
مادرزنش بوده و باوجود اینکه هردو آنها را کاردآجین کرده است، اما مادرزنش زنده مانده و همسرش جانش را از دست داده است. مأموران پلیس جسد زن 27 ساله را به پزشکی قانونی انتقال دادند و زن میان سال که زخمی شده بود نیز به بیمارستان انتقال یافت. ساعاتی بعد از این حادثه، متهم به قتل از سوی مأموران بازداشت شد. او گفت: اتهام قتل را قبول دارم، اما واقعا قصدی برای کشتن همسرم نداشتم. متهم گفت
درخواست قصاص داماد آدمکش
افغانستان رفتم و خواستم به من کمک کنند که همراه همسرم به افغانستان برگردیم. روز حادثه با پدر زنم به سفارت افغانستان رفتیم و قرار شد من همراه زن و بچه هایم به افغانستان برگردم. وقتی مادر زنم از موضوع با خبر شد شروع به داد و فریاد کرد و من هم که خیلی عصبانی بودم با چاقو به همسر و مادرزنم چند ضربه زدم. مرد جوان به دنبال این اعتراف روانه بازداشتگاه شد. سپس مادر مقتول به عنوان شاهد ماجرا و ولی دم
گفت و گو با جواد مجابی به مناسبت تولد ایشان
نگاری به من اجازه می داد تا با بدنه جامعه در تماس باشم. از سوی دیگر به واسطه امکانی که این شغل در اختیارم می گذاشت در اغلب جشنواره ها و فستیوال های هنری شرکت می کردم و در جریان همه اتفاقات فرهنگی- هنری نیز قرار می گرفتم. در حدود چهل سالگی که خانه نشین شدم ترجیحم بر این بود که کم تر حرف بزنم و بیشتر به حرف های دیگران گوش بدهم تا چیزی فرابگیرم و این علت کم حرفی ام در جلسات عمومی تمام این سال ها بود
شکایت زن افغان از همسرش به اتهام کودک آزاری
بار که قصد شکایت داشتیم با اسلحه به مرگ تهدیدمان کرد. حالا هم اگر حضانت دخترم را به من واگذار کند و طلاقم بدهد از شکایتمان صرف نظر می کنیم. سپس نوبت به رحمان رسید. او خود را بی گناه دانست و گفت: همسرم 15میلیون تومان پول پیش خانه را گرفته و مرا ترک کرده است. او به خاطر پس ندادن این پول شکایت کرده در حالی که من هیچ وقت دخترم را آزار نداده ام و با طلاق هم مشکلی ندارم. سپس مادر راحله با
اعتراف فرزاد به قتل هشتمین زن در شمال ایران
پرونده قاتل سریالی زنان گیلان در حالی با صدورکیفرخواست به دادگاه فرستاده خواهد شد که متهم در بازجویی های پلیسی راز قتل زن دیگری را نیز فاش کرد. به گزارش مازنی خبر ، این مرد 40 ساله که فرزاد نام دارد 3زن را بین سال های87تا 88به قتل رساند و پس از آن توبه کرد که دیگر دست به جنایت نزند اما در سال 95توبه اش را شکست و دوباره دست به جنایت زد. تحقیقات در این پرونده از سال گذشته و به
آفتاب یزد روحانی را به عمل به وعده ها دعوت کرد
... و در ادامه، شهید مطهری در نقل دیگری می گویند: درباره علی علیه السلام نقل می کنند که روزی گردنبندی به گردن دخترش دید، فهمید که گردنبند مال او نیست، پرسید: این را از کجا آورده ای؟ جواب داد: از بیت المال عاریه مضمونه گرفته ام، یعنی عاریه کردم و ضمانت دادم که آن را پس بدهم. علی فوراً مسئول بیت المال را حاضر کرد و فرمود: تو چه حقی داشتی این را به دختر من بدهی؟ عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! این را به عنوان عاریه از من گرفته که برگرداند. فرمود: به خدا قسم اگر غیر از این می بود، دست دخترم را می بریدم. ...
با دام های شیطانی نهفته در بازاره مکاره فضای مجازی آشنا شوید!
است. به این ترتیب پسر جوان بازداشت شد و به جرم خود اعتراف کرد. دختر 13 ساله، قربانی دوستی در اینستاگرام این بار دختر 13 ساله که در فضای اینستاگرام دل به پسری بسته بود، هرگز تصور نمی کرد که او سارق باشد و نیت شیطانی در سر داشته باشد. چندی پیش مرد جوانی نزد پلیس رفت و از پسری شکایت کرد که دخترش را قربانی نقشه سیاه خود کرده بود. او به ماموران گفت: مدتی پیش متوجه شدم دخترم دچار
محسن امیریوسفی گفت می خواهد از زندگی همسرم فیلم بسازد/ پیمان قاسم خانی می دانست نمی توانم تنها زندگی ...
هستند ، من در حین اداره این کلاس متوجه علاقه و دانش مذهبی بچه ها شدم که هم پیشینه خانوادگی و آگاهی دارند و هم قلمشان خوب است. به همین خاطر گروهی تشکیل دادیم که هر روز روی شخصیت ها صحبت می کردیم. من همان ابتدا دوست داشتم درباره حضرت رباب را بازی کنم چون ارادت ویژه ای به ایشان داشتم. اما درباره جرقه باید بگویم که همسرم جرقه اصلی این را که یک کار درباره عاشورا بنویسم زد؛ اوایل آشنایی به من گفت که تو
ناگفته های زندگی قاتل ملیکا +عکس
آمد. رفتم آنجا ببینم چه خبر است، دیدم ملیکا دست هایش از پشت بسته شده. من هم گوشواره هایش را در جیبم گذاشتم و دوباره به پارک برگشتم. اصلا هم به خاک دست نزدم. مادر ملیکا: از حقم نمی گذرم در سوی دیگر مادر ملیکا حضور دارد. او چهار سال پیش از شوهرش جدا شد و همین یک دختر را داشت. می گوید: آن روز ملیکا به خانه دوستش رفته بود تا با تبلت بازی کند. با تاریک شدن هوا نگرانش شدم. همه جا
تجاوز برادر به خواهر در تهران باعث قتل شد
مادر مقتول نشسته بود. صدایش می لرزید: ما مرده ایم آقای قاضی شمارش روزهایی که از قتل (مقتول 24 ساله) گذشته را می دانست: 859 روز است که متهم پسرم را کشته و من در این مدت، هر شب با لباس های او می خوابم یاد جنازه او افتاد که سرش با سنگ له شده بود: متهم دختر مرا دزدیده و برده بود خانه اش. ای کاش به جای پسرم ، خودم یا پدرش می رفتیم دنبالش تا خودمان کشته می شدیم. او مخالف ازدواج متهم با خواهرش بود، برای
عاقبت دوستی با زن شوهر دار+عکس
غریبه ای به نام شهروز مظنون شده و او را تحت تعقیب قرار دادند، اما ردی از او به دست نیامد. یک سال از ماجرا گذشته بود تا اینکه کارآگاهان متهم 38 ساله را بیست و نهم بهمن ماه سال 91 حوالی خیابان ولیعصر شناسایی و بازداشت کردند. مرد جوان ابتدا جرمش را انکار کرد، اما در چندین مرحله بازجویی بالاخره لب به اعتراف گشود و به قتل زن جوان اقرار کرد. وی در بازجویی ها گفت برای گمراه کردن پلیس به خانه
پشیمانی قاتل در آخرین جلسه بازپرسی
به گزارش نخست نیوز : این مرد میانسال که مغازه باتریسازی در غرب تهران داشت، 28 آذر سال گذشته در جریان درگیری با همسرش او را با پنج ضربه چاقو در خانه شان در محله شهران زخمی کرد، اما پس از انتقال به بیمارستان، او فوت کرد. با دستور قاضی محسن مدیرروستا، بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران، مرد همسرکش بازداشت و با اعتراف به جنایت روانه زندان شد. در حالی که او ادعای جنون می کرد، به پزشکی
مادر مأمور پلیس قاتل پسرش را بخشید
مقتول راهی دادسرای جنایی تهران شد تا برگه ای را امضا کند که حکم زندگی دوباره برای قاتل پسرش بود. او آمده بود تا اعلام کند که از قصاص گذشته است. زن میانسال که همراه همسرش در دادسرا حاضر شده بود درحالی که عکس پسرش را در دست داشت، گریه می کرد و می گفت: آمده ام تا قاتل پسرم را ببخشم؛ چون خودش این را خواسته است. او گفت: 3ماه پیش وقتی پای چوبه دار حالم بد شد با خودم گفتم حتما حکمتی در
تجاوز به پسر معلول در خیابان | ماجرای تجاوز وحشتناک به پسر معلول در تهران
این که مشکل حرکتی دارد، موفق به فرار نمی شود و در کنار خیابان مورد تعرض قرار می گیرد. مادر شهروز هم در ادامه صحبت های همسرش گفت: پسرم وقتی به خانه رسید، رفتار عجیبی داشت. صورتش سرخ شده بود و با کسی حرف نمی زد، من بلافاصله متوجه رفتار غیرعادی او شدم. ابتدا سعی داشت موضوع را از من مخفی کند اما وقتی اصرار من را دید، همه اتفاقاتی که برایش رخ داده بود را برای من تعریف کرد. من شوکه شده بودم، نمی دانستم
20 مهر زنان قرآنی: مریم؛ سرور زنان عالم
سفارش کرده است. و مرا به نیکوکاری به مادرم سفارش نمود. او مرا زورگو و نافرمان قرار نداده است (مریم، 32) موضع مردم به نفع مریم تغییر کرد. در یک لحظه، دختری که تا چند دقیقه پیش در مظان اتهام بی عفتی قرار داشت تبدیل به یک قدیسه شد و خداوند این چنین تائیدات خویش را به مریم نشان داد. داستان مریم در این جا به اتمام می رسد اما تمجیدات الهی از این بانوی بزرگ به این جا ختم نمی شود.
حادثه ها
رسیدگی شود. در ابتدای جلسه، مادر لیلا در جایگاه ایستاد و گفت: سال ها پیش با رامین ازدواج کردم و از او یک دختر 12ساله و یک پسر پنج ساله دارم. از زمانی که به خاطر دخترم خانه را ترک کردم دیگر پسرم را ندیدم. از رامین می خواهم من را طلاق دهد و حضانت فرزندانم را نیز به من بسپارد. او پدر خوبی نیست و فرزندانم را آزار می دهد. سپس رامین در برابر قضات ایستاد و گفت: همسرم دروغ می گوید و من هرگز به فرزندانم آسیبی
ازدواج پسر مجرد جوان با زن مطلقه+عکس
کوچک ترین اشاره ای از یک خانمی که اتفاقا می تواند ایفاگر نقش مادر هم باشد، دل خوش می کنند. در داخل خانه حتی حضور یک مادربزرگ و خاله مهربان هم این تصور را در مرد جوان خانه به وجود می آورد که کاش همسرم مثل مادربزرگم باشد! حس ابراز وجود در میان مردان گاهی پسرها تصمیم به انجام کاری می گیرند که تا به حال کسی در خانواده آن را انجام نداده است؛ مثلا با خانمی که 10 سال از خودشان بزرگ تر
زندگی از چشم کودکان کار؛ از تامین هزینه اعتیاد پدر تا قطع انگشتان
کودکان خیابانی جذب شده است می گوید: شوهرم پیر و سالخورده است و 3 فرزند دارم. 2 پسر و یک دختر که یکی از دخترانم را 16 روز در مرکز افسریه و یک پسرم را 12 روز در مرکز پسرانه یاسر نگه داشتند. بعد از این اتفاق دیگر اجازه ندادم بچه هایم برای کار به خیابان بروند. حالا همسرم سیب زمینی و پیاز در خیابان می فروشد و تا حدی مخارجمان تامین می شود. هرچند ماهی 400 هزار تومان اجاره خانه داریم اما حاضرم در سخت ترین