سایر منابع:
سایر خبرها
طارمی: نوبت من است که آقای گل بشوم
/> *امسال دوست دارم آقای گل بشوم و بتوانم روند خوب سال گذشته را هم در این فصل در پرسپولیس داشته باشم. تمام سعی ام را می کنم که بتوانم بهترین بازیکن سال ایران شوم و عنوان آقای گلی برای پرسپولیس را به دست آورم. این انگیزه از کجا می آید، قصد داری فصل آینده لژیونر شوی یا اینکه می خواهی خودت را در ترکیب تیم جا بیندازی؟ *آرزوی هر فوتبالیستی است که به تیم ملی برسد و اینکه بتواند در
یادداشت هایی پیرامون اشعار رهبر معظم انقلاب
علی محمد حاجی علیانی از مؤلفان و فعالان فرهنگی در استان کرمانشاه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در کرمانشاه، عنوان داشت: شعر خوب، پنجره ای گشوده به قلمرو روشنایی و دشت های امید و سرچشمه آرزوهای شیرین است. حاجی علیانی با اشاره به یک شعر خوب ابراز کرد: نسیم اردیبهشتی شعر و خنکی صبح احساس، طراوت و شادابی را به دل ها و رابطه ها ارزانی می دارد به ویژه هنگامی که سراینده آن دانشمندی
آفلاین رویاها
من را بیش تر به شماره می انداخت، من هراسان از زندگیم که قرار بود به دست مردی کلاهبردار پر پر بشه ؛ نمی دانستم چه کار کنم ... ناگهان پنجره باز اتاق توجهم را جلب کرد ، یک دفعه به ذهنم رسید؛ این دفعه برای اولین بار بخت با من یار شد با سرعت تمام دستهایم را به کمر افشین فشار دادم او هول شده بود، نتوانست خودش را نجات دهد. با دیدن پیکر خون آلود افشین، من هم بین همهمه آدم ها گم شدم.بهوش که
شباهت های بازی تاج و تخت و سیاسیون ایران (2)
پایبندی تام و تمام به آداب و قواعد درست، زایل می شود؛ مثلا ند استارک، آن قدر مشتاق بود که در مقام دستیار شاه رابرت شرافت مندانه و مطابق سنن و قواعد درست حکم براند که برآورد درست از توازن قوا و برآیند نیروها را فراموش کرد و دست به کارهایی زد که از یک سیاست مدار باهوش و توان مند چون او بعید بود. او سرش را در این راه از دست داد. اینجا درست یاد آن گروه از اصلاح طلبان و تحول خواهان می افتیم
امتناع و کبر ورزی ابلیس در سجده بر آدم
وقار و کرامت ظهور کرد و ابلیس که از گروه جن بود در این عرضه پر خطیر با انتخاب و اختیار خودش کفر درونیاش را که محصول کبر و حسد بود و ارتباطی به ذاتش و فطرتش نداشت آشکار نمود و هم چون دیگر عاصیان و متکبران به نافرمانی و تمرد از خواسته حق دست یازید، ولی راه توبه به روی او باز بود و می توانست به شرف توبه نائل گردد و از چاه ظلمت کبر درآید و گناهش را جبران نموده از صفحه پروندهاش پاک نماید و او را موجودی
شغل دوم هنرپیشه های ایرانی چیست؟
دیده می شود. به عنوان مثال می توان به شعر طوقی از همین دفتر اشاره کرد: مرا عهدی ست با یادت/ که گرمای حضورت را / میانه نیمه های شب / به دست واژه های شعر بسپارم که بسیار شبیه مَطلع غزل حافظ است! مرا عهدی ست با جانان / که تا جان در بدن دارم / هواداران کویش را ... در مجموع مطالعه مهر مکتوب تنها به مخاطبانی پیشنهاد می شود که از خواندن دلنوشته های یک بازیگر مطرح لذت می برند.
کبریت کم خطر کتابی فراجناحی است
یکی از اشعار خود را از کتاب در دست انتشار خود با نام بوستان شهری به این شرح خواند: کی را که در بند بینی پسر برایش کمی میوه و گل ببر یکی را که در بند بینی صبور به زودی بیفتی به پایش چو مور یکی را که در بند بینی بخواب که فردا برآید بلند آفتاب یکی را که در بند بینی اسیر از او چند خط یادگاری بگیر یکی رفت در بند و بگذاشت ریش
واژه در دست تعمیر از راه رسید
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مجموعه شعر طنز واژه در دست تعمیر سروده سعید سلیمان پور ارومی از سوی انتشارات سروش روانه کتابفروشی ها شد. گرانی و سال اسب، شعر داغ!، اگر بگذارند، سال گاو!، بیچاره فوتبال، نوجوان زیاده دان!، ریاست!، روز عشق!، سوغات حاجی!، گران است گران، شوهر مظلوم، عاشق خر!، فاش می گویم!، نیمه پنهان بلبل!، دل و جام جهانی!، زمین خوار!، ابیاتی از خمسه مهمله!، حکایت نقاش
گفته های تکان دهنده بازماندگان سیل
. آنقدر سرعت حرکت چوب ها به سمت مردم زیاد بود که چند ثانیه بیشتر طول نکشید و از فاصله صد متری رفت زیر پای مردم و تعداد زیادی را به آب پرتاب کرد. می گوید: این سیل نبود. چرا این طور بود؟ یکی از بچه ها فریاد زد حسین فرار کن. شوکه بودیم و فرصتی نداشتیم. هر کدام از ما رو به سمت و سویی پرتاب کرد. منصور که هنوز جسدش پیدا نشده و . . . (گریه امانش نمی دهد) طوری در آب و گل فرو رفت که انگار باتلاقی
ذکر خدا به صورت دل بخواهی فایده زیادی ندارد
اللَّتَیْنِ فِی قَلْبِهِ فَأَبْصَرَ بِهِمَا الْعَیْبَ؛ خصال/1/240) در روایت هست که اگر با دیگران مشورت کردی و دیگران به تو مشورت هایی دادند، و تو بررسی کردی و به باز هم مردد بودی، در نهایت به دلت مراجعه کن؛ دلت هرچه گفت همان درست است. دل مؤمن این گونه است.(إذا هَمَمْتَ بأمْرٍ فاسْتَخِرْ ربَّکَ فیهِ سَبْعَ مرّاتٍ ، ثُمّ انظُرْ إلی الّذی یَسْبِقُ إلی قَلبِکَ فإنَّ الخِیَرَةَ فیهِ؛ میزان الحکمه/حدیث5700
سبزواری دلهای انقلابی را شکوفا کرد
1394/5/5 - 09:44 474165 احد ده بزرگی از شاعران پیشکسوت و انقلابی کشورمان در مورد تاثیر حمید سبزواری در شعر انقلاب به خبرنگار شبستان گفت: حمید سبزواری اوایل انقلاب با شعر خود نفس ها را در سینه حبس کرد. در دورانی که تازه نسیم نفس امام خمینی (ره) در حال وزیدن بود، سرود سبزواری واقعا برای مردم یک باران نور بود و همه دل ها را شکوفا کرد. ده بزرگی با بیان اینکه سبزواری حق بزرگی بر
مفهوم شناسی کلمه هنر در متون اوستایی و پهلوی
، فراز دیگر هنرها و به تعبیری دیگر فضیلت ها ذکر می شود. این بدان معناست که تمامی این صفات ازجمله معانی هنرند و به یک عبارت عین هنر. و بازتاب چنین نظری را می توان در این بیت از غزل 227 دیوان حافظ یافت که عشق را هنر نامیده و ازجمله دیگر هنرها دانسته است: عشق می ورزم و امید که این فن شریف چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود و البته نسبت مستقیم و مترادفی که در این بیت از ابیات حافظ (به عنوان آیینه
وقایع روز پنجم محرم الحرام
گل چون شکیبد در بهار دست منع ای عمه از من باز دار نیست شرط عاشقان خانه سوز کشته شمع و زنده پروانه هنوز عشق شمع از جذبه های دلکشم او فکنده نعل دل در آتشم دور دار ای عمه از من دامنت آتشم ترسم بسوزد خرمنت دور باش از آه آتش زای من کاتش سود است سر تا پای من بر مبند ای عمه بر من راه را بو که بینم بار دیگر شاه را
گفت و گو با حسین مسرت در باره پژوهش های تازه اش در حوزه شناخت زندگی و اشعار فرخی یزدی- همنشین مرغ طوفان
یزدفردا:حسین مسرت متولد 1339، یزد، کتابشناس، فهرست نگار و یزدشناسی است که در حوزه های تخصصی خود مورد اعتماد و مشاوره بزرگانی چون استاد فقید ایرج افشار و دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن بوده است. او به تازگی ویرایش جدیدی از دیوان فرخی یزدی (تهران: نشر مولی، 1392) را منتشر کرده و نگارش کتاب دیگری را در باب زندگی و آثار فرخی (با نام مرغ طوفان؛ تهران: انتشارات همشهری) به پایان برده است. به این بهانه با او
کارنامه رضاخان میرپنج در میزگرد زیباکلام و سلیمی نمین
اینکه دولت مرکزی را وادار به امتیازدادن کنند، از این ابزار استفاده چشمگیری کردند. دولت مرکزی زمانی تن به قراردادهای خلاف مصالح ملی می داد که روزبه روز ضعیف می شد. این سیاست با پیروزی کودتا [1299 خورشیدی] کاملا تغییر کرد. به همان میزان که فعالیت ها قبل از آن برای تضعیف دولت صورت می گرفت، بعد از کودتا تلاش آنها بر این بود که دولت مرکزی را تقویت کنند. همه دست نشاندگان خود را رسما به پذیرش حاکمیت رضاخان
روایت لیلی رشیدی از اسم و نخستین تجربه کارگردانی
هیچ چیز محیرالعقولی دیده نمی شود اما سادگی اثر و واقعی بودن آن سبب می شود تا مخاطب از تماشای خود بر صحنه تئاتر بهت زده شود. این همان جایی است که نمایش اسم مهم می شود. نگاهی به وضع تئاتر امروز که از فقر متن خوب و درام رنج می برد و برای جبران آن دست به دامن چیزهای مختلف می شود کافی است تا دریافت که اسم اهمیت فراوانی دارد. این نمایش در سالن استاد ناظرزاده کرمانی و با بازی لیلی رشیدی، محمد حسن معجونی
قبورنا قلوب من والانا و قبورنا قلوب شیعتنا
، به محض شنیدن نام ارباب بی کفن، قلبش به تلاطم در می آید و اشکش جاری می شود، آیا او تربت نیست؟ چرا؛ او هم تربت است. اصلا مشت خاکی که من و تو باشیم، به خاطر همین که تربت هستیم، اشرف مخلوقات شده ایم. آن قطره خون بود که خاک ما را گل کرد والا کدام گل تاب و توان داشت که خانه ای بشود برای روح: از قطره عشق خاک آدم گل شد صد فتنه و شور در جهان حاصل شد سرنشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به یک شبهه
مبارزطلبی قرآن یک مغالطه (با نهایت معذرت) است چون نوشته هر کس مثل خودش منحصر به فرد است!... سپس می گوید: البته می توان این مبارزه طلبی قرآن را به روش صحیحی تغییر داد و گفت درست است که نوشته های هر کس منحصر به فرد است اما از نظر شأن و عظمت و خلاقیت با هم قابل مقایسه نیست. بعد اضافه می کند: نوشته هایی به زیبایی قرآن در جهان حاضر وجود دارد از جمله شعر حافظ! در
مصطفی ملکیان:از نظر عارفان خداوند اصل ما است/عشق نزد مولوی معنای واضحی ندارد
به میان آمد، بدین معناست که آن شعر عرفانی نیست و ما نباید همه اشعار یک شاعر را عرفانی تلقی کنیم.مثلا عراقی گفته: ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی /چه کنم؟ که هست این ها گل باغ آشنایی چون در این بیت سخن از تنهایی به میان آمده نمی توان آن را عرفانی دانست. اشتیاق غیر از عشق است در فراق اشتیاق است و اشتیاق البته غیر از عشق است.اشتیاق وصف کسی است که از
برای علی هویسی با اندوهی به وسعت اقیانوس...
شنبه ، سوم مرداد ماه، صبحی تلخ برای ایسنایی ها رقم خورد؛ صبحی با خبر درگذشت همکارمان "علی هویسی". خبری که دل مان را بد جور لرزاند و ناخواسته سیل اشک را بر پهنای صورت مان روان کرد. چقدر تقدیر بعضی آدم ها زود رقم می خورد! مگر چه قدر از شب های قدر ماه رمضان و "الغوث الغوث"های امسال "علی" می گذرد که تقدیر برای او که تنها 22 بهار از عمرش می گذشت این گونه رقم خورد؟ آن قدر پرواز
شعر/ لب تشنۀِ آب انتقامیم - مردانِ مدافعِ خیامیم
محضر عشق شوریده غزل، به دفتر عشق - هستی بنهاده بر سر عشق بر کرب و بلا به خون سفر کرد - دل را بِسِپُرد و ترک سر کرد در بزم بلا سبو کش درد - شولای شقایقی به بَر کرد شد غرقه به خون خویشتن او - گردیده رها ز ما و من او آلاله صفت به رنگ خون شد - سرمست ز بادۀ جنون شد گردیده ز بویِ کربلا مست - مردانه علم گرفته در دست میخانه نشینِ چشمِ عباس- قامت بشکسته از غمِ یاس
بنیاد در آینه مطبوعات
خط معنوی آن بی بهره سازید. نامه محمد بابارستمی هم رزم راستین چمران و از مدافعان سوسنگرد، یکی از همان دست نامه هایی است که تاریخ دفاع مظلومانه مان را روایت می کند: انا... و انا الیه راجعون بدین وسیله به عنوان عرض ادب چند کلمه به حضور همگی شهید پروران راه حسین می رسانم، برادران و خواهران مسئول و قهرمان پرور ایران، اکنون که این نامه را می نویسیم ساعت 6 صبح روز تاسوعای آقا امام حسین(ع
از مسئولان هیچ چیز نمی خواهم!/ مطمئن باشید یک نابینا هم می تواند دست در جیب خود بکند
. البته معتقدم که افراد نابینا می تواند در کارهای دستی موفق باشند و بهتر عمل کنند. استاد از گذشته ها می گوید: وقتی 30 ساله بودم بینایی خود را از دست دادم، یک زمانی هم کارمند دانشگاه علوم پزشکی بودم. استاد بایرامی همچنان که سبدی را در دست می بافد، اظهار می کند: همیشه به کارهای هنری بخصوص صنایع دستی علاقه داشتم و سبدبافی را هم خودم یاد گرفتم و 30 سال است که کارهای هنری چون کیف
مسبب 80 درصد لغو کنسرت ها خود شرکت ها هستند/ دفتر موسیقی محل تجمع دلال ها بود
خرج ندادیم. وسواسی که استاد فریدون شهبازیان روی تلفیق شعر موسیقی، روی بیان صحیح، روی ارکستراسیون داشت، چه کسی بعد از ایشان داشته است؟ وجود فریدون شهبازیان باعث می شد که در مرکز موسیقی صدا و سیما با وسواس زیادی کار شود و یک جریان موسیقی سازنده و درجه یک در صدا و سیما شکل بگیرد. من فکر می کنم اگر جریان موسیقی پاپ در صدا و سیما در آن زمان به مسیر درستی رفت، به خاطر وجود شهبازیان و دقت استاد علی معلم
آیا شعر برقعی سوررئال است؟
می یابد. علاوه بر این گاهی برقعی رمزهای شخصی می سازد؛ به عنوان مثال در بسیاری از لحظات معنوی او باران حضور دارد: با همین چشمها خودم دیدم زیر باران بی امان بانو در حرم قطره قطره می افتاد آسمان روی آسمان بانو (قبله، 26) گفتی که ابر باش ولی شعر گریه کن گفتم به روی چشم ولی با دعای تو (قبله، 58) یادم آمد شب بی چتر و کلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم ...امشب چمدانت پر باران شده
تجلیلی از پیر قافله شاعران انقلاب
نکته اول کمتر نیست این است که ایشان این هنر را در خدمت مردم و انقلاب و در خدمت بصیرت افزایی قرار داده است و این خیلی مهم است. اگر امروز نام استاد سبزواری چون ستاره ای پرفروغ در سپهر شعر انقلاب می درخشد، به پشتوانه دغدغه های زلال و مقدسی است که در سینه دردآشنای این استاد فرزانه خانه کرده است. دغدغه اسلام و انقلاب و مردم و پاسداری از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی. استاد، طی سال ها
نوشته ای از استاد علی اکبر شکارچی به خاطر درگذشت سرنانواز چیره دست لرستانی رحم خدا نوری شاد
استاد علی اکبر شکارچی: بزنید چو ور دهل، دهل ور چو/ هر که مرد باری هنی د زنه نی وو مردم شریف و نجیب دورود! هم شهریان عزیز! شما یکی دیگر از بزرگ مردان موسیقی سرزمین خود را از دست داده اید. رحم خدا نوری شاد پاره ی تن فرهنگ و هنر موسیقی این سرزمین است که امروز او را به خاک می سپارید؛ مدتی است احوال پرس او بودم، دقایقی پس از شنیدن خبر درگذشت اوست که این کلمات را با بغض و اندوه
ایرانی ها مادرزادی مهاجر نیستند!
. معمولا آدمیزاد دور از سرزمینش دل خوشی ندارد. تراژدی روشنفکری در ایران قلندرانی چون غلامحسین ساعدی را در غربت جوان مرگ می کند، برخی اجساد مشاهیر ادب ایران زمین همچون صادق چوبک به درخواست خودشان سوزانده می شود، صادق هدایت بعد از تعدد استعفاهای اداری و تحمل سختی های خودخواسته و ناخواسته درنهایت به مانند بسیاری از نویسندگان چپ گرای ایرانی همچون منصور خاکسار دست به خودکشی می زند، اصولا با این
حاشیه های سفر احمدی نژاد به چلیچه/ بچه بسیجیها دستشان را خوانده بودند
مرحوم استاد احمد و فوتبال بازی کردن با احمدی نژاد در کوچه های نارمک و ... شوفر، یخ احتمالی جوانفکر را که باز می کند، از او می شنود که نظرت درباره اتهاماتی که به احمدی نژاد می زنند چیست؟ می گوید حرف مفت می زنند. در همین حین مرتضی تمدن می رسد، سوار بر پرشیای سفید رنگی که پسرش صادق، راننده آن است . از تهران تا چُلیچه لااقل 6 ساعتی راه است اما خبری از بلیط هواپیما نیست، سفر زمینی است، احمدی
بنیاد در آینه مطبوعات
محمد جواد را اینطور روایت می کند: روی خاکریز تپه سبز در منطقه عملیاتی فکه نشسته بودیم که شهید آخوندی به جمعمان پیوست. خیلی ناراحت بود، پرسیدم: چه اتفاقی افتاده؟ نفس عمیقی کشید و گفت: رحیمی را به گردان من معرفی کرده اند، تحمل این مسئله برای من سخت است. او بزرگوارتر از این است که نیروی زیر دست من باشد . بغضش را فرو خورد و ادامه داد: چهره رحیمی دیگر عوض شده، فکر می کنم آسمانی شده و می خواهد ما را تنها