سایر منابع:
سایر خبرها
کدام موشکهای ایران مدنظر آمریکاست؟
یؤمن باللّه جمع بندی کرد و اظهار داشت: تا یکفر بالطاغوت نباشد ایمان به خدا ایجاد نمی شود پس ما چطور می توانیم کفر به طاغوت را از خط امام بگیریم و بعد بگوییم خط امامی هستیم؟ امام می فرمایند: اسرائیل باید از بین برود، اما یک عده رویشان نمی شود این سخنان امام را یادآوری کنند و می گویند این حرفها افراطی است. دانشجو افزود: امام(ره) پایه گذار انقلاب بود و اگر قرار است این نظام پویا
جایگاه جهاد در اسلام
آمده است: انطلقوا بسم الله و فی سبیل الله تقاتلون أعداء الله؛ لا تقتلوا شیخاً فانیاً و لا طفلاً صغیراً و لا إمرأة و لا تغلوا 3 امیر مؤمنان علی(ع) نیز که خلیفه واقعی رسول اکرم(ص) بود مانند آن حضرت پیش از نبرد صفین، خطاب به لشکریانش برخی از مقررات انسانی و اسلامی جنگ را چنین یادآور شدند: شما شروع کننده جنگ نباشید که این خودش حجتی افزون بر حجت حقانیت (دیگر) شماست. دشمنِ فراری را نکشید و ناتوانان را
داستان سیل ماتم در یک کوچه تهران
رفتیم. اگر اون روز همه رو بسیج می کردن، شاید بچه ها پیدا می شدن، الان 6 روزه که نیستن. رفتم کلانتری کن، گفتن خانوم برو، ما از هیچی خبر نداریم. همونجا بودم که یه جنازه رو آوردن، فکر کردم بچه خودمه، دویدم و نگاه کردم، دیدم یه بنده خدای چینیه که توی سیل مرده. افراد خانواده منصور و رامین حالا 6 روز است که اطراف رودخانه کن تا جنوب شهر، به سمت کهریزک را به دنبال دو جوان خانواده هایشان می گردند. تعداد
تهدید کردند که اگر رییس جمهور بخواهد وزیر زن انتخاب کند اعلام می کنیم دولت غیر شرعی است
از نظر کیفی هم رشد خوبی پیدا کردند. در بحث آموزش هم اقدامی که انجام دادیم و من خدا را شکر می کنم به خاطر آن، این بود که توانستیم پوشش تحصیلی دختران را افزایش دهیم. مراکز شبانه روزی دختران در روستاها ایجاد شد. همین طور نگرش مرکز امور مشارکت زنان در آن دوره توسعه همه جانبه امور زنان بود، یعنی ما هم به بحث آموزش، هم اشتغال و هم اصلاح قوانین و مقررات پرداختیم. از کارهای خوب دیگری که انجام
خودکشی دانشجوی نخبه دانشگاه شریف
رشته هوا و فضای دانشگاه صنعتی شریف در سوگ دانشجوی شان، آن را روی دیوار نصب کرده بودند. پدر شایان آن را با دست نشان داد و با لهجه غلیظ آذری درباره حادثه گفت: پسرم دانشجوی هوافضا بود. ساعت 6:30 صبح پنجشنبه هفته قبل متوجه شدم از خانه بیرون رفته. فکر کردم کلاس دارد و به دانشگاه می رود. خودم هم چند دقیقه بعد به نانوایی سر خیابان رفتم و برای صبحانه نان خریدم. طرف های ساعت هفت یکی از همسایه ها مرا دید و
مهندسی برق خواجه نصیر مرا راضی نمی کرد/ماجرای 7 ترم تحصیل در دانشگاه و شرکت مجدد در کنکور
انصراف ندادم در کلاس حاضر نشدم. برایتان سخت نبود بعد از گذشت 4 سال دوباره درس بخوانید؟ برایم سخت تر این بود که مسیری را ادامه میدادم که شاید هیچ روشنی در پس آن برای من وجود نداشت. روزی چند ساعت درس می خواندید؟ روزهای اول شاید اصلا درس نمی خواندم، تا یک هفته فقط تمرکز می کردم و خود را برای درس خواندن آماده می کردم اما از زمانی که شروع کردم 4 الی 5 ساعت تا
گفت و گوی جذاب فوتبالی با نیوشا ضیغمی
بازیگر خوبی باشد. در آینده برای کارهایتان از او استفاده می کنید؟ نیوشا ضیغمی: جناب فردوسی پور بسیار انسان باهوش و مدیری هستند. بنده طرفدار برنامه و خودشان هستم ولی تکلم شان بسیار سریع و در بعضی از موارد نامفهوم است. به نظرم بازیگر خوبی نمی شوند. کمی بحث را توپ و توری کنیم. از والیبال چه خبر؟ نیوشا ضیغمی: همه اش انرژی است و شادی. بچه ها گل کاشتند. بعد از بازی با آمریکا
زشت ترین گوشی های جهان +عکس
شاهکاری دیگر از سلطان طراحی های آبکی! این ناقص الخلقه در فیلم ماتریکس استفاده شد و توانست برای خودش و سامسونگ شهرتی هرچند اندک کسب کند، اما با وجود شهرتش، بخاطر قیمت 500 دلاریش هیچکس حاضر به خرید آن نبود. آخر وقتی نوکیا و سونی اریکسون آن همه مدل زیبا و باشخصیت و با قیمت مناسب داشتند، کدام عاقلی برای این آهن پاره فضایی پول می داد؟ با آن اسپیکر خوشگلش! پس از نیم ساعتی فکر کردن
فرهاد ظریف: از قول من به کواچ دروغ گفتند
به کجا کشیده شد، گفت: یک خبرگزاری داستانی را نوشته بود که صحت نداشت و گفته بود که در آن بازی من قهر کردم و به فرودگاه رفتم و بلیت گرفته ام و به تهران برگشته ام، اما این چنین اتفاقی رخ نداد. من با بلیتی که مسئولان تیم ملی برای من تهیه کرده بودند روز بعد از بازی برای پشت سر گذاشتن دوران درمان به تهران باز گشتم. به همین منظور این خبرگزاری حاضر به تکذیب این خبر نشد و عنوان کرد که منبع موثقی داشته است و
لحظه های شاد جبهه + تصاویر
؛ توی دلم گفتم؛ دارم برات عباس! نخستین بارم بود که سوار چهارپایی مثل قاطر می شدم، دو نفر کمکم کردند که سوار بشوم، نیروها هم هر کدام سوار قاطرهاشان، دنبالم، عباس با طناب سر قاطرم را گرفته بود، بدون آن که کسی از بچه ها متوجه حرف هایش بشود، آمد جلو و دم گوشی گفت؛ حامی! خُب، یاد گرفتی حالا؟ سر طناب را می دهم دست خودت، از اینجا به بعد را باید خودت برانی، یک وقت جلو بچه ها ناشی بازی در نیاری و ضایع مان
تا درب اتاق رییس جمهور رفتم / دلبسته میرحسین موسوی نیستم / اگر رد صلاحیت شوم صبر پیشه میکنم / خطری را از ...
مانور تبلیغی بود یا صحت داشت ؟ در آن موقع همین سایت شما خبر رو کار کرده بود ، من برای وزارت تا درب اتاق دکتر روحانی رفتم ، برای حضور در خواست ورزش و جوانان در دولت جناب آقای دکتر روحانی من از افراد کارگروه تعیین شده برای تدوین برنامه و انتخاب فرد اصلاح برای منصب وزارت و ورزش جوانان بودم، بعد از اینکه چند گزینه نتوانست رای اعتماد بیاورد روز ی از طریق دکتر طهماسب مظاهری به من اطلاع داده شد
هوای نفس مثل کیسۀبوکس است،بایدبه آن ضربه زد
زندگی بهتر به ارمغان بیاورند. کسی که در زندگی خودش توکل را تجربه نکرده باشد، چطور می خواهد یک جامعه ای را با توکل بر خدا پیش ببرد؟! این اصلاً شدنی نیست! کسی که در زندگی خودش برنامه دین را اجرا نکرده و لمس نکرده است، چگونه می خواهد در مدیریت کلان جامعه و در زندگی مردم، برنامه دین را اجرا کند؟! مدیران باید در اوج تقوی باشند و الا مردم چوبش را می خورند. ب) برنامه ای که در آن رقابت
مظلومی: میخ اول را محکم می کوبیم
تان تعریف کرده باشم اما دوباره می گویم؛ سال ها پیش در خارج از کشور مربیگری می کردم و پول بسیار خوبی می گرفتم؛ پولی که خیلی زیاد بود. یک روز وقتی در خانه نشسته بودم، منصورخان پورحیدری تماس گرفت و خواست به استقلال بیایم و به او کمک کنم. من همان موقع ساکم را جمع کردم و برگشتم. پس همان طور که گفتم، هیچ وقت دنبال پول و این چیزها نبودم. لیگ برتر این هفته شروع می شود. استقلال به پیروزی اول
وحید قلیچ: پرسپولیس کاروانسرا شده!
دهم و بمان. باز هم ماندم و سفرم کنسل شد. - سوشا مکانی را اصلا به عنوان دروازه بان قبول ندارم. سوشا سال قبل پاشنه آشیل پرسپولیس بود. با نهایت پررویی هم کاری کرد نیلسون برزیلی را بیرون کنند و حالا هم که دارد یکه تازی می کند. بنده خدا نیلسون تا چند سال دیگر می توانست دروازه بان او لتیم باشد. ببینید کی گفتم، اگر پرسپولیس در نقل و انتقالات دروازه بان شش دانگ جذب نکند، سال بعد هم سوشا همه مان را دق می دهد.
یکی گفت اصفهان 2-2 شده، بنده خدا فغانی پاسوز شد!
وقت شروع شده، اردوی خوبی داشتیم، بازی تدارکاتی هم انجام داده ایم و ان شاءا... آغاز مناسبی در لیگ خواهیم داشت. 4 بازی نخستین لیگ را در اصفهان میزبان هستیم و باید بتوانیم حداکثر امتیاز را بگیریم. پس در نیم فصل دوم باید 4 بازی متوالی را در شهرهای مختلف برگزار کنید. بیچاره شدیم رفت (خنده). نیم فصل دوم خیلی سخت است. در لیگ قهرمانان هم بازی داریم و چند هفته باید در حال مسافرت بوده و در
روایتی از قایق شکسته و پاروی طلایی دو بانو
یک پاروی آهنی تمرین می کردم که درحال حاضر آن پارو را به عنوان یک پاروی قدیمی در هیئت استان کرمانشاه گذاشته اند. پاروی قدیمی و سنگینی که قهرمانی و موفقیت هایم را مدیون آن هستم. مشکلات من در آن زمان تنها معطوف به این نمی شد. من با قایق شکسته تمرین می کردم و هر یک کیلومتری که می رفتم پر آب می شد. اصلا متوجه سنگینی آن نمی شدم و همان طور ادامه می دادم. بعد از تمرین می فهمیدم که چقدر آب وارد قایق شده است
پدرم وقتی در انتخابات هیئت رئیسه خبرگان رای نیاورد خوشحال شد
بندی و تعداد زنان کاندیدا نیست؛ هر چند یکی از موارد ممکن است سهمیه بندی باشد. زنان باید اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند و وارد میدان شوند، ترس از رای نیاوردن نداشته باشند و پا به میدان بگذارند حتی اگر رای هم نیاورند شناخته می شوند و برای 4 سال بعد مجددا می توانند با اطمینان خاطر بیشتری در انتخابات شرکت کنند. اصلا چرا نباید خود زنان یک لیست مستقل داشته باشند؟! خود شما برنامه ای در این زمینه
طبق دستور برادر محسن رضایی بخشش در کار نیست!
تیپ 8 نجف اشرف استقرار پیدا کند. برود و آنجا یک سنگر از تیپ 8 نجف اشرف برای خودش تحویل بگیرد. حالا اگر به تعداد نفرات تیم، سنگر وجود نداشت، اشکالی ندارد. سه، چهار نفر از بچه ها توی آفتاب باشند. وقتی که ما می گوییم بچه ها باید تحمل داشته باشند، میزان تحمل ما که در شرایط آسایش و راحتی مشخص نمی شود؛ تحمل مومن در شرایط سخت است که محک می خورد. در مشقت، و در بدبختی، و در بیچارگی است که تحمل مومن شناخته می
مامور به انجام عملیات در گیلانغرب بودیم که متوجه حضور منافقین شدیم/ ماجرای اسارت یک روزه مهندس فتاح در ...
البته من او را نمی شناختم و دانشیار می خواست به عقب برود. آقای محصولی به ایشان گفت شما که می روید ایشان را به مرکز درمانی برسانید. آمبولانسی نبود و خون زیادی از من رفته بود. من شروع کردم به قرارگاه بد و بیراه گفتن که چرا به داد ما نمی رسند و از این حرفا. ایشان من را تا مسیری رساند و به آمبولانسی منتقل کرد و گفت ببریدش. بعد از عملیات یک روز صادق محصولی برای ملاقات به خانه من آمد و گفت
گفته های تکان دهنده بازماندگان سیل
شریان نیوز: از محله جیحون که وارد خیابان 16 متری امیری می شوی، با حجله های جوانان و مردم سیاه پوشی رو به رو می شوی که فضای محله را غم انگیز کرده است. وقتی از چند روز قبل شنیده ای که حدود10 نفر فقط از این محله در منطقه سولقان حضور داشتند و سیل و کشته شدن تعداد زیادی از مردم و از همه اسفبارتر پرپر شدن رفقای نزدیکشان را جلوی چشمشان دیده اند، تصمیم می گیری برای شنیدن دیده ها و اتفاقاتی که گذرانده اند به سراغشان بروی. محمد یکی از جوانانی است که تصمیم می گیرد چند روز قبل از مراسم ازدواجش آخرین روزه ...
فاطمه هاشمی: پدرم بعد از شکست در خبرگان خوشحال شد!
دفترم می آیند و می پرسند فلان مطلب را خوانده ای که درباره شما یا خانواده تان نوشته شده و از آنجا که می دانیم این حرف ها دروغ است اصلا برایمان اهمیتی ندارد. کسانی از حرفهای برخی افراد و رسانه ها ناراحت و عصبانی می شوند که بدانند یک خلافی مرتکب شده اند و این صحبتها به آنها زده می شود ولی ما که می دانیم منشاء این صحبت ها از پایه دروغ و از سوی کسانی است که از مخالفان انقلاب بوده و حالا خودشان را به
گردان تک نفره زرین 3هزار شلیک موفق داشت
کرده و گلایه می کند آقا جان قرار من با شما شهادت بود. پدر به خواب می رود و در خواب چهارده معصوم را می بیند. امام حسین به کنار پدر می آید و می فرماید: تو سرباز واقعی ما هستی! تو یک سرباز ساده نیستی، ما شما را داریم. برای این زخم پا ناراحت هستی بعد دستشان را روی پای زخمی پدر می کشند و به لطف خدا شفا می گیرند و دیگر نیازی به قطع پای پدر نمی شود. از شهادت عبدالرسول زرین تک تیرانداز لشکر 14
آنهایی که معجزه آسا از سیل سیجان نجات یافتند
،غذای درست و حسابی ندادن. خدا پدرشون رو بیامرزه کمک کردن ولی نه اونجوری که باید باشه؛ اینجا روستاست اگر کسی به ما رسیدگی نکنه تا چندماه دیگه وضعیت مون همینجوری می مونه. نگران پسرم هستم،حیوونکی با محصولات باغی که از پدر خدابیامرزش بهش ارث رسیده زندگیش رو می گذرونه. حالا نگرانه که به خاطر بی آبی باغ به طور کل خشک بشه. شما که خبرنگار هستی بنویس تا مسئول ها فکری کنن. سیل تصویر زیبای
زندگینامه حسنعلی نخودکی اصفهانی
روز کوزه آب را پر کنم. به اصرار پیر تسلیم شدم ! هر روز علی الصباح به در اطاق می آمد و می ایستاد و با کمال ادب می خواست تا او را به کاری فرمان دهم و در این مدت هرگز ننشست . چون چهل روز پایان یافت، گفت: یا شیخ من چهل روز ترا خدمت کردم، حال از تو توقع دارم تا یک روز مرا خدمت کنی. در ابتدا اندیشیدم که شاید مرد عوامی باشد و مرا به تکالیف سخت مبتلا کند، ولی چون یک اربعین با اخلاص به من
داستان جناب خان از کجا شروع شد؟
تلاش مان این بود که بدون بدآموزی و تاثیرات مخرب ، بتوانیم در شکلی جذاب و شاد ، مباحث آموزشی را به بچه ها منتقل کنیم وبه همین خاطر که باور داریم می تونیم برای بچه ها مفید باشیم، همه سختی ها را تحمل می کنیم و مایوس نمی شویم . یک اتفاقی که برای سریال شما افتاد این بود که آدم هایی مثل محمد نادری یا همین جناب خان، که از سریال کوچه مروارید بیرون آمدند خیلی موفق شدند. به نظرتان این اتفاق برای خود
خودکشی دانشجوی نخبه دانشگاه شریف در پارک
او گفت هرگز با دیدن صحنه خودکشی پسرش گریه نکرد و سعی کرد خود را به خدا بسپارد. محلی که پسرش در آنجا برای همیشه به زندگی خود پایان داد، نزدیک خانه شان است تا آن حد که مرد عزادار سرش را به سوی آن چرخاند و گفت: در همین پارک پلیس، آن ور دیوار خودش را دار زد. طناب یکی از بنرها شل شده بود و باد مدام آن را تکان می داد. تعدادی از اساتید رشته هوا و فضای دانشگاه صنعتی شریف در سوگ دانشجوی شان، آن را روی دیوار نصب کرده بودند. پدر شایان آن ر
سفره های خالی، کوچه های بن بست
. نمی شود که سه، چهار سال مهمان یک خانواده عیال وار بود و اخم و تخم داماد نانوا را ندید و هزار گوشه و کنایه را به جان نخرید. شوهر می خواهد خواهر فاطمه را طلاق دهد. با شش بچه قدونیم قد. فاطمه حالا 14، 15ساله شده، اما این بهانه ها را خوب می فهمد. دو تا تکه لباس و گالش هایش را برمی دارد و با همسایه ای که می گوید تهران بهشت است، راهی شهر می شود. اما فاطمه کجا و تهران کجا... . بدبختی های فاطمه از همین
کار شبانه روزی حقوق 350هزار تومانی!
باید بچه را بیندازی. اما من مادر بودم، چطور می توانستم پاره تنم را بکشم؟ همسرم وقتی مقاومت مرا دید یک شرط جلوی پایم گذاشت.گفت اگر بچه را می خواهی از مهریه و نفقه ات باید بگذری. من هم که چاره ای نداشتم قبول کردم و بعد از به دنیا آمدن نازنین از همسرم جدا شدم. زمانی که فرنگیس از محضر بیرون آمد نمی دانست کجا برود. او رفتن شهرام را می دید و دلش می خواست از ته دل فریاد بزند. دوست داشت از او
... شرمنده ایم!
بخرد؛ اما هرچه حساب و کتاب کرده بود، پولش نرسیده بود. شرمنده ام؛ شرمنده حسین مالکی نژاد و آن صدای آسمانی اش که تا آخرین لحظه با لحنی حزین برای بچه ها می خواند؛ اما همان روز اول رسیدن به خط خمپاره60 دشمن کار خودش را کرد! شرمنده خونی هستم که از شریان ملک محمدی 16 ساله فواره می زد؛وقتی قناسه دشمن شریانش را بریده بود! شرمنده گریه های مادر غلامرضایم! خبر شهادت پسرش را
برخی مدارس بردۀ باسواد تحویل شما می دهند! / تفاوت نسخۀ لیبرالی و اسلامی برای کنترل انسان طغیان گر
به خوبی پشت سر گذاشته اند عرض می کنم که مراقب باشند! بعد از یک ماه رمضان خوب، چند تا زمینۀ گناه خوب برای شان فراهم می شود؛ لذا مواظب باشند دست نزنند تا از بهشت اخراج نشوند. کار خدا این طوری است! نگویید: خدا می خواهد من گناه کنم! نه! اتفاقاً می خواهد تو خودت را نشان دهی و رشد کنی؛ منتها خدا مثل پلیس آمریکا عمل نمی کند! یعنی خدا طوری با ما برخورد نمی کند که فرصت خطا و گناه را به ما ندهد.