سایر منابع:
سایر خبرها
فرهاد ظریف: از قول من به کواچ دروغ گفتند/ بعد از المپیک همه چیز را می گویم
هستم آکادمی را نگه دارم و تا زمانی که بچه های پایه نیاز داشته باشند در کنار آنها باشم. این آکادمی برای من صرفا جنبه مادی ندارد و به فکر آن نیستم، بلکه بحث اخلاقی و معنوی آن و علاقه من به والیبال و مردم مشهد است که من را برای این کار ترغیب می کند. وی در خصوص ظرفیت این آکادمی و گروه سنی آن نیز، خاطر نشان کرد: فکر نمی کردم که در آغاز کار این تعداد علاقمند حضور داشته باشد. در ابتدا دو سالن
آمار خداداد عزیزی از بازیکنان قلیان کش
این فوتبال ندارم و به همین دلیل به بقیه دوستانم توصیه می کنم که مثل من نباشند. اگر من این طوری حرف می زنم دلیلش این است که نیازی به بعضی از آقایان ندارم. اما وضعیت فوتبال به نحوی است که اگر همرنگ بقیه نباشی کارت پیش نمی رود. با تمام اعتقادات شما موافق هستیم اما قبول داری که نبودن خداداد در فوتبال برای مردم و هواداران او سخت است؟ فدای سرت که من نیستم! من از فوتبال همه چیز دارم
آنهایی که معجزه آسا از سیل سیجان نجات یافتند
می کند که با او صحبت کنیم. چهره ای مهربان دارد و مثل همان قدیمی ها گوشه چادرش را جلوی دهانش می گیرد. از سیل می گوید البته از سیل 40 سال پیش. آن زمان 39 سال داشته و وقتی باران بی موقعی در تابستان باریده سیلی به راه افتاده که باغشان را ویران کرده: مادرجان وقتی سیل و زلزله ای میاد میگن قهرخداست. زمانی که جوان بودم سیل آمد و باغمان را خراب کرد ولی کسی آسیبی ندید. فقط چندتا خونه و باغ خراب شد. اون
تبریزی: روزی هم ما حوزه هنری را تحریم می کنیم
. از رئیس جمهور پاداش نگیرید فکر میکنم در حال حاضر متوجه آسیبی است که دقیقا در فیلم هم به آن نقد دارد. بحث فرهنگ از ابتدای انقلاب علیرغم شعارهای فرهنگی و انقلاب فرهنگی مثل یک بچه یتیم است که هر سال هم قیم های جدیدی پیدا می کند. جای تاسف دارد که بعد از این سالها حوزه هنری به عنوان نهادی که برای حمایت از فرهنگ شکل گرفته ، یکی از موانع جدی برای عرصه فیلم شده است. اما خوشحالم که مردم در این شرایط باز هم
حضرت آقا به روح الله گفته بود دانه بلند مازندران!
خصوصیات دیده بودید؟ احترام به والدین. بعد از ازدواج روح الله با دختردایی اش، آن قدر مشغله کاری داشت که در خانه استراحت نداشت و فرزندانش او را نمی دیدند. اما هر روز از محل کارش به من زنگ می زد و از حال و اوضاعم می پرسید و می گفت اگر مشکلی داری بیایم و رفعش کنم. من هم می گفتم فقط سلامتی شما را می خواهم پسرم. آخرین روزی که مأموریت داشت گفت: مامان باید برای عرض ادب بیایم و شما را ببینم. آخرین
آچار فرانسه پدر موشکی ایران
. سه دوستی که از سال های جنگ همکاری خود را شروع کردند و بعد عرصه موشکی تا شهادت همکاری خود را ادامه دادند. وقتی دست تقدیر مهدی نواب و محمد سلگی را به یک خانه و ازدواج با دو خواهر کشاند، خانواده سیف(همسران این شهدا) هم در نقش آفرینی شجاعانه و زندگی پر خطر این شهیدان شریک شدند. سلگی و نواب، دو دوست قدیمی حالا باجناق شده بودند، رفاقت تنگاتنگ خود را در خانه و محل کار ادامه دادند. آرزو سیف
امام علی (ع) می فرماید: راجع به قضا و قدر اصلاً فکر نکن
الهی راضی هستند. قرآن می فرماید بالاترین بنده ها این بنده است که برسد به آنجا که مقام رضا و تسلیم در او پیدا شود. البته مشکل است و ریاضت و عبادت می خواهد و باید از خدا بخواهد. خیال هم نکنید که نمی شود، بلکه من خیلی ها را سراغ دارم که مقام و تسلیم و رضا در آنها می رسد به آنجا که مثلاً به حضرت ابراهیم می گویند: آقای ابراهیم بچه ات را در بیابان بگذار و برو. معمولاً مردم می گویند چرا.
داستان جناب خان از کجا شروع شد؟
قابل توجه را تهیه کنیم. اتاق فکری با حضور محمد بحرانی، محمد نادری، امیرسلطان احمدی، بهادر مالکی، نیوشا صدر و خودم تشکیل شد و مجموعه ایی به نام کافه مروارید را طراحی کردیم. این طرح برای ارشاد ارسال شد که با یک سری ایرادات جزیی روبرو گشت ولی همزمان من درگیر فیلم ها و سریال های خودم شدم . یک سال بعد با پایان یافتن تله فیلمی به سفارش سیما فیلم و کارگردانی فرزاد موتمن با نام " و از سرنوشت " دیدم کافه
سفره های خالی، کوچه های بن بست
. ببین زندگی ام را نگاه کن. می دانی چندسال زندان بودم. زندگی ام زیر صفر است. در زیرزمین زندگی می کنم. زیر یک راه پله. یک دست رخت خواب دارم. چندتکه لباس کهنه و یک تلویزیون قدیمی. حتی میز ندارم که تلویزیون را روی آن بگذارم. یخچال و گاز و پنکه و تخت و کمد که پیش کش. ماهی 150 هزار تومان برای همین یک تکه جا اجاره می دهم. دو ماه است همین را هم نداشتم که بدهم. سراغ بچه هایم نمی روم
رضا عطاران، اسیر پول و شهرت نیست!
. . . کسب محبوبیت از دل شخصیت رضا عطاران از آن دسته بازیگرانی است که موفقیت های شان را از دل شخصیت درونی خودشان به دست می آورند. او یک انسان بسیار دوست داشتنی و مردمی است که دلنشین بودن و جذابیتش برای مردم باعث شده تا به این درجه از موفقیت برسد و به یکی از برترین چهره های سال های اخیر سینمای ایران تبدیل شود. شروع از صفر تا رسیدن به اوج عطاران یک ویژگی مهم دارد و آن هم
با من قرارداد ترکمنچای بسته اند/ تیم خلخال دشت را بگیرم بهتر از کار در انزلی است
. من دارم با مربی مذاکره می کنم بعد می شنوم نماینده هیات مدیره با کریستال وارد مذاکره شده است. همه جا حرمت من را شکسته اند واقعا خدا ازشان نگذرد. شما لطفا حرف های من را انتقال بدهید تا حداقل مردم بدانند که بر من چه گذشته است. /ورزش3
داستان سیل ماتم در یک کوچه تهران
بندازم توی آب، فقط دنبال یه چیزی بودم که رگمو بزنم و بمیرم تا دیگه هیچی نبینم. داشتم دیوونه می شدم. الانم دارم دیوونه میشم، خوابم نمی بره. هی فکر می کنم آب داره میاد سمتم. همه رفیقامو آب برد. زن و بچه مردم رو آب برد. اونا چه گناهی کرده بودن که باید توی روز تفریحشون این بلا سرشون بیاد. الان هنوزم باورم نمی شه که زنده ام، چطوری اینجام. تازه داماد و قطعه 319 که خانه همیشگی اش شد انگار که
گفت و گوی جذاب فوتبالی با نیوشا ضیغمی
بازیگر خوبی باشد. در آینده برای کارهایتان از او استفاده می کنید؟ نیوشا ضیغمی: جناب فردوسی پور بسیار انسان باهوش و مدیری هستند. بنده طرفدار برنامه و خودشان هستم ولی تکلم شان بسیار سریع و در بعضی از موارد نامفهوم است. به نظرم بازیگر خوبی نمی شوند. کمی بحث را توپ و توری کنیم. از والیبال چه خبر؟ نیوشا ضیغمی: همه اش انرژی است و شادی. بچه ها گل کاشتند. بعد از بازی با آمریکا
بهنوش بختیاری: کار کودک شرف دارد به سریال های تلویزیون
برنامه عموپورنگ هم درباره مسائل مربوط به میحط زیست است. از طرفی دیگر من خودم شخصا عموپورنگ را خیلی دوست دارم و همیشه برنامه هایش را تماشا می کردم، به نظرم او در کارش موفق است؛ البته ناگفته نماند که در ابتدا با ترس و نگرانی وارد ژانر کودک شدم و می ترسیدم که مبادا بچه ها مرا نپذیرند و سطح برنامه با من همخوانی نداشته باشد، بنابراین در نهایت به دلم رجوع کردم. خدا را شکر تا به حال هم که برنامه پخش شده، می
وحید قلیچ: پرسپولیس کاروانسرا شده!
دهم و بمان. باز هم ماندم و سفرم کنسل شد. - سوشا مکانی را اصلا به عنوان دروازه بان قبول ندارم. سوشا سال قبل پاشنه آشیل پرسپولیس بود. با نهایت پررویی هم کاری کرد نیلسون برزیلی را بیرون کنند و حالا هم که دارد یکه تازی می کند. بنده خدا نیلسون تا چند سال دیگر می توانست دروازه بان او لتیم باشد. ببینید کی گفتم، اگر پرسپولیس در نقل و انتقالات دروازه بان شش دانگ جذب نکند، سال بعد هم سوشا همه مان را دق می دهد.
روایتی از قایق شکسته و پاروی طلایی دو بانو
کردم. خانواده ام نیز شناگر بودند و قایقرانی به تازگی در استان کرمانشاه رواج پیدا کرده بود به همین دلیل از بچه های شناگر برای این رشته استفاده می کردند. من هم دوست داشتم تا این رشته را تجربه کنم اما اصلا تصمیمی برای ادامه آن به صورت جدی نداشتم.به هرصورتی که بود به تمرینات قایقرانی پرداختم و زمانی که متوجه شدم در این رشته موقعیت خوبی برای پیشرفت دارم اشتیاقم بیشتر شد و خوشبختانه به نتیجه هم رسیدم
پدرم وقتی در انتخابات هیئت رئیسه خبرگان رای نیاورد خوشحال شد
بیماری هزینه زیاد صرف کنیم؟! به عبارت دیگر به این مسئله فکر نمی کردند که ممکن است یکی، دو سال بخواهند هزینه زیاد بپردازند اما در بلندمدت حتما رقمی کمتر هزینه می شود. چندی پیش ما در بنیاد فقط روی مخارج داروی تالاسمی مقایسه کردیم که اگر در سال اول دو میلیارد تومان هزینه کنیم بعد از 10 سال چیزی حدود 100 میلیارد تومان صرفه جویی کرده ایم. حتی این مقایسه را با جدول و مدرک به دولت وقت ارائه دادیم.
گردان تک نفره زرین 3هزار شلیک موفق داشت
آقای دکتر زرین ابتدا خودتان را برایمان معرفی کنید و از خانواده شهید زرین برایمان بگویید. من اصغر زرین هستم. هفت خواهر و برادر هستیم. چهار پسر و سه دختر. من فرزند پنجم خانواده هستم و خیلی همراه پدر بودم. برای همین خاطرات زیادی از ایشان به یاد دارم. وقتی پدر شهید شدند من 9 سال داشتم. پدر همواره از خاطراتش برایمان روایت می کرد. از میزان دوستی وصمیمیت ایشان و سردارشهید حاج حسین خرازی هم
نوبت من است که آقای گل بشوم
اخلاق و بهترین مهاجم. خودت فکر می کردی در کدام بخش جایزه می بری؟ *من اصلا نمی دانستم که در چهار بخش کاندید شدم فقط فکر می کردم که پدیده لیگ شوم. -عجیب نبود که نامزد جایزه اخلاق باشی؟ *والا نمی دانم در این مورد چی بگویم! فکر می کنم خیلی از مسایل اخلاقی به خانواده ربط دارد البته اینکه من کاندیدای اخلاق شدم دلیل نمی شود که من خوب هستم و بقیه بازیکنان از لحاظ
زندگینامه حسنعلی نخودکی اصفهانی
شهر را به قصد مجاورت در مشهد رضوی، ترک می گویند و در آن بلده طیبه، مجاور می شوند و از این زمان تا پایان عمر شریفش که سال 1361ه.ق. بوده، فقط دو سفر کوتاه به اصفهان و یک سفر به سلطان آباد اراک داشته اند . برنامه جناب شیخ در مشهد فرزند ایشان نقل می کند : پدرم ، در کلیه ساعات روز و شب، برای رفع حوائج حاجتمندان و درماندگان؛ آماده بودند . روزی عرضه داشتم: خوبست
کار شبانه روزی حقوق 350هزار تومانی!
باید بچه را بیندازی. اما من مادر بودم، چطور می توانستم پاره تنم را بکشم؟ همسرم وقتی مقاومت مرا دید یک شرط جلوی پایم گذاشت.گفت اگر بچه را می خواهی از مهریه و نفقه ات باید بگذری. من هم که چاره ای نداشتم قبول کردم و بعد از به دنیا آمدن نازنین از همسرم جدا شدم. زمانی که فرنگیس از محضر بیرون آمد نمی دانست کجا برود. او رفتن شهرام را می دید و دلش می خواست از ته دل فریاد بزند. دوست داشت از او
برخی مدارس بردۀ باسواد تحویل شما می دهند! / تفاوت نسخۀ لیبرالی و اسلامی برای کنترل انسان طغیان گر
و مثل یک آدم معمولی رفتار می کرد و عبادت می کرد. بعد از سه روز به او گفتم: من با پدرم دعوا نکرده ام، بلکه می خواستم رفتار تو را ملاحظه کنم و ببینم که تو چه ویژگی خاصی داری که پیغمبر همیشه در مورد تو می گوید که یکی از اهالی بهشت هستی؟ او گفت: پیامبر(ص) لطف دارد. ولی من اصرار کردم و با او صحبت کردم تا یک نکته ای را متوجه شدم. او گفت: هر کسی را خدا به او برتری ای داده، من برتری او را می
راهی برای حل اختلافات با خانواده همسر
ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده اش آشنا می کنند. اگرچه عکس این حالت نیز ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی می شود که چندان مناسب و مساعد نیست و اینچنین است که بذر کاشته در دوران آشنایی چند سال بعد بارور و تنومند می شود و بستری برای جنگ پایان ناپذیر فراهم می کند، جنگی که شاید جوان ما هرگز فکرش را هم از سر نگذرانده بود. اگرچه گاهی نیز عدم مدیریت روابط درون خانوادگی
مظلومی باعث جدایی ام نشد
همه بچه ها امسال انگیزه دارند که نتایج سال گذشته را جبران کنیم. مظلومی باعث جدایی من از استقلال نشد اولین بار است که دارم این حرف را می زنم. سالی که مظلومی سرمربی استقلال بود، باعث جدایی من از استقلال نشد. در آن زمان ستاره های زیادی در استقلال بازی می کردند و من به صلاح فوتبالم دانستم که در آن مقطع از استقلال جدا شوم. شاید اگر آقای مظلومی در آن زمان به من اجازه نمی داد که بروم، فوتبالم نابود می شد. به همین دلیل نه تنها آقای مظلومی را عامل جدایی ام از استقلال نمی دانم بلکه بسیار هم از ایشان ممنونم که به فوتبالم کمک کرد. مرجع / ورزش سه ...
ماجرای گُل خوردن صوری از ولیعهد در مدرسه نظام/ به ما گفتند فردا اعدام خواهید شد!/ شاهد سقوط فاو بودم ولی ...
من، یک پیکان به قیمت 36 هزار تومان خرید. تازه به سن گواهینامه رسیده بودم و با اشتیاق فراوان همراه با دوستان سوار ماشین شده و به سمت شمال رفتیم. بعد از برگشت از مسافرت سوئیچ ماشین را به پدرم دادم و برای خدمت سربازی آماده شدم. آموزشی را در عجب شیر پشت سر گذاشتم و بعد به عنوان راننده فرمانده لشکر در لشکر 64 ارومیه خدمت کردم. سربازی من در ارومیه هم داستان های خود را دارد. زیرا در آن زمان
در گفت وگو با کونیکو یامامورا روایت شد؛ زندگی یامامورا از کیوتو تا فکه و از بودا تا اسلام
در عین حال همیشه به همراه پدر و برادرش در تظاهرات شرکت می کرد. بعد از اینکه انقلاب اسلامی هم به پیروزی رسید و جنگ تحمیلی شروع شد، محمد با وجود اینکه فقط 19 سال داشت راهی جبهه ها شد و دریغی نداشت که جانش را در راه اسلام و کشورش فدا کند چون مبارزه و دفاع از دین را از همان زمان کودکی اش یاد گرفته بود. کمی از اخلاق و رفتار پسر شهیدتان برای مان بگویید. محمد بسیار خوش اخلاق و
محمدرضا را از دکمه لباس شناسایی کردم
این گونه سرنوشت محمدرضا را رقم زده بود که این انتظار 16 سال بعد در معراج شهدا به پایان برسد. در ادامه ماحصل گفت وگو با "زهره شایگان" خواهر شهید محمدرضا شایگان و "سیدمحسن خوش دل" همرزم شهید را می خوانید: ایام کودکی برادرتان چگونه گذشت و آیا روحیه انقلابی را از همان کودکی در او احساس می کردید؟ شایگان: محمدرضا کودکی بازی گوش، مهربان، شوخ طبع و با ادب بود. روحیه انقلابی
رضا یزدانی: فقط من مثل فرهاد می خوانم
به طور واقعی از فیلم های کیمیایی وارد سینمای ایران شد. اکنون من از خانواده کیمیایی هستم. یزدانی ادامه داد: کسی را سراغ ندارم که مثل بهزاد عبدی ارکستر بنویسد. در تمام این سال ها وی را به خوبی می شناسم نمونه اش کار جدیدی که در این دو شب تیتراژ سریال تعبیر وارونه رویا که با ارکسترال فلارمونیک ضبط و پخش شد که این همکاری برای من اتفاق خوبی را به همراه داشت. این کار برای من و صدا و سیمای ایران
قصه عجیب یک ازدواج با 61 سال اختلاف سنی!
نصیحت می کنم که قبل از 25 سالگی ازدواج کنند زیرا تشکیل زندگی و سروسامان گرفتن در جوانی پسندیده است. ازدواج به خواست پدر شهربانو وقتی 20 سال داشت پا به خانه مردی گذاشت که 61 سال از او بزرگتر بود اما زندگی در کنار او و فرزندانش را دوست دارد. می گوید آن زمان پدر برای ازدواج دختر تصمیم می گرفت و وقتی خضر به خواستگاری من آمد پدرم قبول کرد تا با او ازدواج کنم. سال های اول زندگی
گفتگو با هنرمند کلاله ای /مجتبی طالبی صدای کلاله در گلستان
که با کمک آنها بهتر و بیشتر می توانیم تاثیر گذار باشیم.همچنین،همکاری با تلویزیون را دوست دارم امّا شوق حرکت و پویایی عوامل و مدیر رادیو به فلسفه ی زندگی من نزدیک تر است و ... *چند سال است در صدا و سیمای مرکز گلستان مشغولید؟ سعی ام بر این بوده است که یک دهه از عمرم را خالصانه در خدمت رسانه و در محضر مردم باشم.ان شاا.. خدا باز حمایتم کند تا در خدمت همین مردم عزیز باشم.