سایر منابع:
سایر خبرها
ترکش های خشونت قتل ستایش و آتنا
... . بعد از کمی سکوت ادامه می دهد: مادر من سید است، خاله ها و پدربزرگم هم حافظ قرآن هستند، خاله هایم استاد قرآن بودند و هستند... ما در چینن خانواده ای رشد کردیم... . از او سؤال می کنیم که شب اعدام چه کردند: می گوید فامیل را جمع کردیم و تا بعد از اعدام در شهری دیگر قرآن خواندیم تا روحش آرام شود. برایش مراسم نگرفتیم که کسی ناراحت نشود... اما یک روز قبل از اعدام آمبولانس گرفتم که جنازه را جای دیگری
تلاش برای نجات همسر از اعتیاد با عشق
نخواند. چند سالی گذشت، لیلا 16 ساله بود که خبر آمد یکی از پسر دایی هایش شهید شده و ربابه خانم با وجود اختلافات به خانه برادر می رود تا خود را در غم از دست دادن پسرش شریک بداند. مادر لیلا با خانواده و دخترش همان لیلای قصه وارد خانه می شوند و منصور با لیلا چشم تو چشم شده و زندگی عوض می شود. او در ادامه از لیلا آدینه وند خواست وارد استودیو شود و از او خواست قصه را خودش ادامه دهد.
تصویر شکسته کودک کار در آینه شهر
چون راه دفاع از خود را نمی داند، نمی تواند به حقوق خود دست یابد. وی تاکید کرد: برای مسائل اجتماعی نسخه دادن سریع، اشتباه است. یزدانی افزود: دولت، سازمان های مردم نهاد و خانواده های این کودکان باید برای حل مشکلات آنان دست در دست هم دهند اما اکنون در گفتمان های برنامه ریزی خلاءهای جدی وجود دارد و به نظر می رسد که باید گفت و گو را سامان داد. **نقش بخش های مختلف در ساماندهی
چه کسی گفته سینمای ایران پاسدار ارزش ها بوده؟
من این است چطور می تواند یک سینما در روش ها، انحصارطلب و مرکزگرا و وابسته به دولت باشد اما در تفکر بگوید من روشنفکر و آزادم؟ می خواهم بگویم این دو لازم و ملزوم هستند شما وقتی سیستم تان این می شود که مردم از حق طبیعی شان که دیدنِ فیلم خوب خارجی است محروم کنید ولی کلیه شورای پروانه ساخت و مجوز ساخت را در دست می گیرید (من درباره گروه سیاسی خاصی صحبت نمی کنم) چگونه می توانید نام خودتان را بگذارید
یک هفته ای خونه بخر
دونم ولی با انضباط مالی این دولت تورمش یهویی نیست منطقیه خوبه . خوب بریم سراغ ستون سوم ” خونه رویایی ” ، این خونه یا مشابه اون حتمن تو یه جایی یا تو یک منطقه ای از شهر شما هست با یک مشاور املاک هماهنگ نمایید بهترین لباستون رو بپوشید البته لباس رسمی نه مجلسی چون مشاورین انسانهای باهوشی هستند اگر لباس مجلسی باشه کمتر وقت با اون مشتری می زارن ! با مشاور املاک مربوطه خونه رویایی را ببینید اینجا لمس هم
گاومیشی در اتوبان مدرس
مصادره کرده و موبایل در دست فک می زند همچنان. روح دخترک دارد از پنجره می گریزد بیرون. 3- پیرزن می گوید: کاش از جای دیگه ش گلوله خورده بود والله . شوفره نگاهش می کند. گاومیش کاری به این حرف ها ندارد. از هفت دولت آزاد است. من درختان اتوبان مدرس را رو به بالا نگاه می کنم. یک لحظه ملانصرالدین را می بینم که سوار بر خرش دارد هّن وهّن می کند و عرق می ریزد. نمی دانم بالا می آید یا پایین می رود. چون روی خرش برعکس نشسته است. پیرزن هنوز دارد پول خردهایش را روی چادرشبش می شمارد و خسته خانه را می جوید. راننده زمزمه می کند: ماشین خوبه که بارش پنبه باشه... . ...
محله ها را از بین بردیم مال ساختیم
؟ . خانم شین که اتفاقا افغانستانی است، جواب می دهد: اون موقع که نبسته بودیم هم نمی ذاشتید تراس رو با آب بشورم. می خندیم و پایان این صحبت ها همان جا در ذهنم شروع ورودی گفت وگوی ما می شود؛ گفت وگویی که قرار نیست درباره کارگردانی، برنامه سازی، بازیگری و فهرست بلندبالای آثار محبوب او در سینما، تئاتر و تلویزیون باشد بلکه قرار است درباره زندگی و شهر باشد. حالتان چطور است؟ حال روحی یا
گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش
از شخصیت ها "قربانی" بود. شب در خواب دیدم دارم به او می گویم ای رفیق جان، به نظرم نباید نام فامیلی شخصیت داستانی ات را در یک رمان پلیسی که قتل ها در آن رخ داده، بگذاری "قربانی" چون موقع خواندن چنین رمانی بیشتر مفهوم قربانی به ذهن می آید و در خواندن اختلال به وجود می آید. از خواب بیدار شدم و حیرت کردم. موقع خواندن اصلا این به ذهن من نیامده بود. زیبایی اولیه ی متن، خوداگاه را فراگرفته بود و زیبایی
جنگ برای ما تمام نشد/ می خواستم از حضرت آقا بازنشستگی همسرم را بگیرم
او دادم تا برای نورعلی ببرد. شب که به خانه برگشت، پرسیدم: - مگه شما تو محل کار، ناهار نمی خوری که از خانه می بری؟ - نه. - برای چی؟ - می گید حق یک سرباز را بخورم! - پس، از این به بعد خودم غذا درست می کنم تا همراهت ببری. یک بار تعریف می کرد که در سرکشی به نگهبان های پادگان، متوجه شده یکی از سربازها سر پست خوابش برده است. به جای اینکه سرباز را بازخواست کند، رو به
بازی فراوانی و معجزه تغییر باورها
دیگه بخر.درست مثل واقعیت و نیازهای واقعی خودت رو خرید کن . و در کل یک سال چیزی حدود 66 میلیارد تومان پول به حسابت واریز میشه و تصور کن خرج کردن این مقدار پول در طی یک سال چه تاثیر شگفت انگیزی در ذهنت می گذاره . امکان نداره این تمرین رو انجام بدی ونتیجه نگیری. ولی دوست من اگه فکر می کنی این تمرین خیلی راحت هست وبراحتی میتونی انجامش بدی ، خوب دست بکار شو.
این عادت های زنانه را هیچ مردی دوست ندارد، مراقب باشید!!
عادت های زنانه ای که خوشایند مردها نیست درسته که بعضی از مردها دخترها رو از روی ظاهرشون برآورد و انتخاب میکنن اما رفتار اون ها نقش تعیین کننده تری داره و در طولانی مدت اهمیتش رو نشون میده. از جمله عادت های دخترانه بدی که مورد پسند مردها نیست و اون ها رو عصبی میکنه. دست بردن به بشقاب غذای مرد به چند دلیل دست بردن به غذای یه مرد حتی برای برداشتن یه دونه سیب زمینی
گزارش شهرونگ به شهرونگیان
تکان نخواهد خورد. یکی از وعده هایی که سال هاست سردمداران آمریکا می دهند، تبدیل شدن دنیا به دهکده جهانی است. به نظرم هیچ دولتی مثل دولت ترامپ روی برنامه و تعهداتش برای تبدیل شدن دنیا به دهکده جهانی موفق نبوده، چون قشنگ معلوم است او عزمش را جزم کرده از دنیا یک روستای مخروبه محروم بسازد.
جن های حمام، خانه سپهبد را خراب کردند! +تصاویر
کانون تعلق این بنا به سپهبد امیراحمدی را به سمت ارزش های معماری بنا هدایت می کردند. در این خانه معماری چند دوره از قاجار تا پهلوی دوم قابل مشاهده بوده است. اصلا فرض را بر این بگذاریم که خانه متعلق به سپهبد امیراحمدی نبوده و به شخصی مورد تایید تعلق داشت است. تخریب آثار تاریخی در ایران یک فرمول دارد. یک نفر مخفیانه یا با توافق پشت پرده و... یک اثر تاریخی را تخریب می کند، همه ارگان ها و
خواجه رندتر از آن است که خود را به ما بشناساند/ چرا نمی توانیم با دیوان سعدی فال بگیریم؟/ حافظ گفت ...
گرفت. همچنین از استاد سعید حمیدیان و استاد میرجلال الدین کزازی استادان پیشکسوت دانشگاه علامه طباطبائی با حضور مسئولان و اعضای هیئت علمی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی تقدیر به عمل آمد. در بخشی از این مراسم، استاد کزازی به تاریخچه فال زنی در فرهنگ ایران و جهان پرداخت و فلسفه تاریخی و روان شناختی فال زنی با دیوان حافظ شیرازی را تشریح کرد و سخنان خود را با سه خاطره از تفالاتی که
من دوقلو دارم، چرا تفاوت رفتاری دارند؟
پرسش: 2 تا پسر دارم دوقلو هستن و 8 سال دارند. یکیش خیلی مودب و بچه عاقلیه اما اون یکیش اصلا به حرفم گوش نمی ده فقط به فکر اینه که خونه مادربزرگشو عمش بره. با اینکه توجهم بهش می کنم هرچیم می خواد براشون تهیه می کنم. می ره خونه عمش بچه اون هرچی داره می گه برام بخر می خرم اما چند روز بعد چیز دیگه ای بهانه می کنه. خلاصه تا جایی رسیده که می خوام طلامو بفروشمو براش یه دستگاه سونی بخرم یکی براشون خریدیم
هفته خاکستری: جمعه حرف تازه ای برام نداشت...
متن ترانه هفته خاکستری اثر شهیار قنبری شنبه روز بدی بود، روز بی حوصلگی وقت خوبی که می شد غزل تازه بگی صبح یکشنبه ی من ، جدول نیمه تموم همه خونه هاش سیاه، روی خونه جغد شوم صفحه ی کهنه ی یادداشت های من گفت دوشنبه روز میلاد منه، اما شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابره که بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه ، آخ اگه بارون
زیاده خواهی کودکان، نشات گرفته از چیست؟
پرسش: پسری ده ساله دارم که بسیار زیادی خواه است هرچه که از همه بهتر و یا خوراکی مورد علاقه اش که از همه بیشتر است می خواهد. چند وقتی هم که پول تو جیبی بهش می دهیم آن ها را پس انداز می کند تا وسیله بازی یا هر چیز دیگر را که می خواهد بخرد جمع می کند. و گه گاهی پدرش با مبلغی پول مثلا بیست یا سی یا پنجاه هزار تومان بین او و من و خودش و دختر کوچکم که شش ساله است قرعه کشی می کند و هرکس که برنده شده
کمک عهدبوقی ها به تام گیتس / هشتمین کتاب مجموعه منتشر شد
قرار است که بعضی وقت ها تصمیم گیری اصلا کار راحتی نیست؛ مخصوصا اگر خواهر اخمو و بداخلاق آدم بالای سرش ایستاده باشد. اما ماموریت جدید مامانِ تام، یک خانه تکانی اساسی است. او به می گوید اگر خودم وسایل دورریختنی اش را دور نریزم، او این کار را برایش می کند. که البته این واقعا فاجعه است! خوشبختانه تام شانس می آورد و عهدبوقی ها به موقع به دادش می رسند؛ مثل همیشه... در قسمتی از این کتاب می
خانواده ستایش:قصاص نمی خواستیم
است. آدم، رفتن ها را نگاه کردن. آدم، به خداحافظی ها پاسخ گفتن. تا روز دادگاه فکر می کردم ستایش تو دعوا سرش خورده به جایی و مرده؛ واقعیت رو به من نگفته بودن. روز دادگاه همه چی رو فهمیدم. از اون موقع بود که دیگه نتونستم بخوابم؛ یک ساله که سر به بالشت نذاشتم. صفیه مثال آه کشیده و بغض نترکیده است؛ جان است جواب تمام درددل هایش. اعدام امیرحسین برای بقیه درس عبرت می شه. من باید جوابگوی ملت افغانستان باشم
منم و هوای تو/ سید مهدی میرداماد
بی زهرا میخره بذار محضرت باشم بذار نوکرت باشم مقام نوکر تو از پادشاهی بهتره هرکی سینه زد برات شبیه غلام سیات موقع جون دادنش سرش رو پای حیدره نفسام حسین حسین حسین حسین تپشام حسین حسین حسین حسین ای آقام حسین حسین حسین حسین همچیم حرم حرم حرم حرم زندگیم حرم حرم حرم حرم میبریم حرم حرم حرم حرم
بهترین دوست، سلام!!
به خاطر دوستی دیرینه ات ممنونم! زینب عطایی، 17ساله از سنقر من درون تو بهمن سال 95، یک روز جمعه داشتم لابه لای روزنامه ها تصویرهایی پیدا می کردم که با تو روبه رو شدم. اول توجهی نکردم، ولی همین طور که ورق می زدم، به نظرم آمد مطالب خوبی در خودت داری. بعدها که بیش تر با تو آشنا شدم فهمیدم تنها مطلب نیست، تو خود مرا درون خودت داری! فاطمه حبیب نژاد، 13ساله از
ساز یحیی موقعی معنی پیدا می کند که در دستان جلیل شهناز باشد
داشتم که از امریکا برای مرحوم هاشمی آورده بودم. در این کتاب تمام چوب های دنیا رو معرفی کرده بود و با جداول و خیلی دقیق مشخصات آنها را از لحاظ فیزیکی و آکوستیکی توضیح داده بود. بخشی از کتاب هم در مورد ساز بود. بعد از توضیحات فراوان آخرش گفته بود: "با تمام این حرف ها یک ساز ایده آل زاییده تصادف است." علتش هم نامشخص بودن بافت های چوب است. البته در همین کار ساخت ساز با تمام شرایطی که هست باز کسانی
علائم اولیه بارداری، این هفده مورد
خوب الان به احتمال زیاد چند هفته ای میشه که از آمیزش جنسی شما میگذرد و شما جونتون به لبتون رسیده و دارید از خودتون می پرسید که : آیا من باردارم ؟ اصلاً علائم اولیه بارداری چیه ؟ آیا من نشانه های حامگلی رو دارم یا نه ؟ خوب برای جواب قطعی دادن به این سوال می تونید از بی بی چک ( بیبی چک ) یا آزمایش خون و سونوگرافی استفاده کنید ولی شاید بخواهید تا زمانی که موقع مناسب برای آزمایش فرا برسه
من صدای بچه های سوریه را می شنوم/ مدافع حرمی که دوست داشت مَحرم حضرت زهرا(س) شود+تصاویر
دانست مدام می گفت من هدف والایی دارم و ذهن من را کم کم آماده می کرد و از سوریه حرف میزد و می گفت آرزومه جانم را در راه بی بی زینب (س) فدا کنم ، خیلی بیقرار بود که حرم اهل بیت(ع) مورد هجوم قرار گرفته. من در ابتدا خیلی مخالفت کردم ، من خیلی به آقا مهدی وابسته بودم و دوستش داشتم و دارم میگفت من صدای بچه های سوری رو می شنوم ،حرم حضرت زینب(س) در خطر است و من باید برم من با خدا معامله کردم و شما
روایتی همسرانه از مسیح بلوچستان +تصاویر
و آن قدر به او آبرو بده که حتی بعد از رفتنش با آبرو باشه. موقعی که دوباره همراه دخترم به طواف می رفتیم پرسیدم: با اون حرفی که زدی، آقاجان چی گفت؟ زهرا جواب داد: خندید و گفت: اینکه ناراحتی نداره، تو چیزی رو از خدا خواستی که من همیشه از ته دل می خوام. به توصیه بچه های حفاظت سپاه، قرار بود بدون محافظ جایی نرود؛ ولی خیلی وقت ها که کشیک حرم داشت با تاکسی یا اتوبوس به حرم می رفت. یادم
کیک خیس شکلات و پرتقال
بریزید. 6٫ وقتی کیک رو از فر خارج کردید، تمام سطح کیک رو با خلال دندان سوراخ کنید و شربت گرم رو روی اون بریزید. کیک رو کنار بذارید تا خنک بشه و بعد اون رو از قالب خارج کنید. Asr Ahwaz News Agency 5.0 35 Google | Google+ وب سایت آشپزباشی: ترکیب شکلات و پرتقال یه ترکیب قدیمیه. تو این دستور اگه از پرتقال های ترش استفاده کنید خیلی بهترم میشه!
مداحی بلند شو علمدار علم رو بلند کن بازم پرچم این حرم رو بلند کن
دارم میترسم جون رقیه مو بگیره آفتاب برادرم تورو به جون دخترم پاشو بیا بریم حرم ... ای با وفا ، سقای دشت کربلا ... بلند شو علمدار به این آه جان سوز به کوریِ چشم اونایی که امروز توی فکر خلخال ، تو فکر کنیزن میخوان آبروی حسینو بریزن میخوان زینبم رو بدن زجر و آزار توی شام و کوفه ، توی کوچه بازار تو جمع یه عده
بررسی شرایط زمینه ساز طلاق
شود. خانمی می گوید: شوهرم دنبال مجردی خودش بود. گاهی من تا 10 روز خونه بابام می رفتم و اون هم می رفت با دوستانش می گشت. می گفت من رفیق باز هستم. من هم می گفتم تو مجرد که نیستی دیگه ... اونم می گفت همینه ... نمی خواهی برو طلاق بگیر . آقای دیگری می گوید: نسل مادران ما بسیار زنان اهل زندگی بودند. هر خانواده با چند تا بچه قدونیم قد زندگی می کرد. مادران ما با هر سختی می ساختند و پشت شوهران شان بودند
آب را گل نکونیما ازین حرفا...
نیمیشد که. خلاصه آقای سپهری بد وضعی شده س. اگه شوما بودین با این روحیاتی لطیفدون دور از جون مثی من دیونه شده بودین. گفت شاید این آب روان برود پای سپیداری... گفتم د دوباره که حرفی خوددونا میزنین؟ کدوم آب؟ کدوم سپیدار؟ چمنا را دارن ور میچیننا جاش ریگی رنگوارنگ میریزن. میشنوین آقای سپهری؟ دیدم دارد شعری صدای پای آب را میخوند. گفتم خیر! من عرقیات خوردم شوما شده ین؟ خلاصه تا سحر برام شعر خوندا بعدم وخسادا رفت. یقین منا نیمیدید اصش. میخواسم فیلم بیگیرم ازش نشونی آقا موص بده ی که نگد چرا حجی اینقده حرف میزند. گفتم: اشکال نداره، کلا مرحوم سپهری کم حرف بوده. گفت: بعله! ...
جوگیری در قدیم
در قدیم به خاطر کمبود امکانات و پایین بودن سطح تکنولوژی ، جوگیری ها در سطوح ساده و ابتدایی اجرا می شدند . در ذیل به نمونه هایی از این دست توجه فرمایید : در هوای سرد : سابق خیلی رایج بود در دمای ده درجه زیر صفر ، زمانی که سگ از سرما بندری می زد ، در اماکن شلوغ مثلا خیابان چهارباغ آدم با افرادی روبه رو می شد که با پیراهن آستین کوتاه می گشتند . اینان سینه پهلو را به راحتی به جان می