سایر منابع:
سایر خبرها
پایانی بر دو سال گمنامی در خاک عراق!
مدتی تو حجره بود و بعد با کسی هم خانه شد. پسرم چه وقتی اصفهان بود، چه در نجف، از حوزه حقوق نمی گرفت. این را همه می دانستند. کار می کرد و امرار معاشش با خودش بود. جوشکاری بلد بود و توی نجف هم همین کار رو می کرد. تا وقتی آنجا بود من نرفتم نجف. می گفت: "مادر هروقت خواستی بیایی دیدن من اول نیت زیارت امام حسین (ع) کن. نه فقط برای دیدن من بیایی". دو سال پیش دوستانش گفتند رفته جبهه. مدتی برای تبلیغ رفته
کاش همه روحانی ها مثل شیخ محمود بودند + عکس
گروه جهاد و مقاومت مشرق - اسمش محمود ملکی بود و عموما بچه ها حاج ملکی یا شیخ محمود صداش می کردند. اول فکر می کردم او هم از آن روحانی هاست که فقط می رود تو وادی رساله و بس. اما طولی نکشید که در جمعِ بگو بخند ما وارد شد. آن زمان فهمیدم که این شیخ، دست همه را از پشت می بندد و کسی هم نمی تواند از عهده زبان تیزش برآید. کسی نمی دانست شیخ محمود چه کاره است!؟ چند روز بعد، حاج قاسم، من و دو نفر
دغدغه های سینمایی برای یک بحران جهانی+عکس
اکران های بین المللی، در ایران همچنان برای سازندگانش تازگی دارد، گفت: از آماده شدن این فیلم حدود دو سال و نیم می گذرد زیرا برای مراحل پس از تولیدش ( تدوین، صداگذاری، موسیقی و اصلاح رنگ) وقت کافی گذاشتیم. ولی با وجود اینکه اکران های متعددی داشتیم، هیچ گاه برای ما تکراری نمی شود و همیشه تازه است چون نه فقط برای من بلکه برای همه اعضاء، این فیلم خاطره انگیز و پر از حس های خوب است. در واقع کوچک ترین تنشی
طنز؛ چرا تاریکی ها رو میریزین توی کافه ها؟
دعوتش کردم به یکی از همین کافی شاپ های تیریپ روشن فکری که مثلا جلوش کلاس بذارم! روز دیدار همین که وارد کافه شدم هیچ جارو ندیدم! فقط یه کورسوی شمع جلوی صندوق معلوم بود. رفتم به صاحب کافه گفتم من وعده داشتم اینجا، گفت بله برید اون گوشه منتظرتونه خانوم! خلاصه با هزار مکافات عین این کورها خودم رو رسوندم به اون گوشه کافه و نشستم با طرف کلی حرف زدم و مخش رو گرفتم به کار و اونم به طرز عجیبی با همه شرایط
دردسرهای خرید یک بنز تشریفاتی از دولت/ توتال از ایران رفت، خسارتی که زد چه می شود؟/ مرکز آمار، سربازان و ...
برای کنترل هزینه های اربعین محقق نشده زائران کربلای معلی در این ایام، ناچار به پرداخت هزینه های بالا برای موارد متعدد هستند. چند سال است که زیارت حضرت اباعبدالله(ع) در ایام منتهی به اربعین حسینی رونق بیشتری گرفته و میلیون ها زائر از سراسر دنیا چند روز پیش از اربعین امام حسین(ع) خود را به آئین پیاده روی از نجف اشرف به کربلای معلی می رسانند تا با سید شهیدان تجدید بیعت نمایند. دولت
دچار بحران و کمبود بازیگر خوب هستیم/ "شنل" تم حقوق زنان را بولد می کند/ نقشی مانند صحرا در سینمای ایران ...
حوالی و اطراف خودم این افراد را دیدم ولی دقیقا نمی توانم خاطره اش را در این گفتگو تعریف کنم ولی مطمئن باشید که وضعیت آنها برایم ملموس بوده که تبدیل به دغدغه ساخت "شنل" شده است. در سینمای ما چند آثار در این حوزه بود که به زندگی مهاجران افغان پرداخته شده، چقدر آن فیلم ها را تماشا کردید و فکر میکنید که "شنل" می تواند این دغدغه را کامل تر و متفاوت تر بیان کند؟ چرا دوباره باران کوثری را تکرار
بررسی تخصصی لپ تاپ گیمینگ MSI GT73VR 7RE Titan SLI
بستن یک سیستم قدرتمند گیمینگ دسکتاپ کار چندان سختی نیست، کافیست بودجه مناسب فراهم باشد تا با نصب یک یا دو کارت گرافیک قدرتمند، یک پاور یک کیلو واتی، پردازنده رده بالای چند هسته ای و واترکولر قوی یک سیستم رومیزی پرقدرت گیمینگ را سرهم کرد. اما کار در جایی دشوار می شود که دنبال یک سیستم قابل حمل به قدرتمندی یک دسکتاپ High End گیمینگ باشید. آنجاست که تعداد معدودی از لپ تاپ ها هستند که توانایی رقابت
مهندس مکانیک اخراجی کارآفرین موفق پرورش مرغ شد
/> *با فروش طلاهای همسرم با 500 جوجه آغاز کردم این فعال اقتصاد مقاومتی می افزاید: بعد از اینکه از کارخانه سیمان به دلیل تعدیل نیرو بیرون آمدم با توجه به آشناییتی که با مرغ بومی داشتم دست روی زانوی خودم گذاشتم گفتم یا علی و تصمیم گرفتم یک سالن پرورش مرغ بومی راه اندازی کنم. دستم خالی بود و شنیده بودم که بسیج سازندگی از طرح های اقتصاد مقاومتی حمایت و به آنها وام می دهد. اما من نباید
امروز غول چراغ جادو در خدمت شما است/ جامعه انیمیشن آرزو کند!
: داداش ما 100 سال توی اون چراغ گرفتار شده بودیم! ولی انگار شما هم همکاری! قشنگ معلومه کلی وقته تو این اتاق تنگ و تاریک زندونی بودی! صدای نامفهومی از گلوی موجود عجیب خارج می شود. غول که انگار به ادامه این مکالمه امیدوار شده است: آها! آها! بگو! اصلا اگه سختته بنویس! ببین من اینجام که آرزوهای تو رو برآورده کنم! موجود عجیب با همان دهان باز به غول نگاه می کند. کم کم صداهای
باب گفت وگوی زنان با علما باز شود
آسیب هایی به حوزه، علما و مراجع زد؛ در حالی که آقای خاتمی بشدت این حریم را نگه می داشت . پس چرا در آن هشت سال برخی بزرگان روحانیت همراهی بیشتری با احمدی نژاد داشتند؟ به خاطر نوع فهمی بود که از مسأله داشتند؛ البته من اعتقاد خودم را می گویم و کاری به برداشت دیگران ندارم. به نظر من علت سکوت برخی از بزرگان دینی در برابر رئیس دولت سابق، این بود که به الفاظ و بیانات آقای احمدی نژاد و
40 سال در فراز و فرود وزارت نیرو بوده ام
و تقاضا شویم. مدیریت تقاضا فقط یک لفظ و عبارت نیست که مسئول یک دستگاه برای تحقق آن عنوان سازمان را تغییر دهد و چند سمت به مراتب سازمانی اضافه کند. مدیریت تقاضا یک شاخه از علم است. اگر آن را مقایسه کنیم با دوران تأمین و عرضه که عمدتاً با علوم طبیعی و فنی و مهندسی سروکار داریم؛ در مدیریت تقاضا ما با علوم اجتماعی رو به رو هستیم. برای اجرای آن ما به تخصص های جدید نیاز داریم. به عبارت دیگر بیش از اینکه
توتال از ایران رفت،خسارتی که زد چه می شود؟/ مرکز آمار، سربازان و دانشجویان را هم شاغل حساب می کند/ حمایت ...
درباره زائران اربعین عمل نکرد کیهان نوشته است: بررسی ها نشان می دهد وعده های دولت برای کنترل هزینه های اربعین محقق نشده زائران کربلای معلی در این ایام، ناچار به پرداخت هزینه های بالا برای موارد متعدد هستند. چند سال است که زیارت حضرت اباعبدالله(ع) در ایام منتهی به اربعین حسینی رونق بیشتری گرفته و میلیون ها زائر از سراسر دنیا چند روز پیش از اربعین امام حسین(ع) خود را به آئین پیاده
سقوط امپراتوری انشا در نظام آموزشی
نظر همکاران در مقاطع تحصیلی مختلف، در چند سال اخیر تغییرات مثبتی در مقاطع ابتدایی و راهنمایی انجام شده است. قبلا بدون هیچ گونه آموزشی در خصوص شیوه های درست نوشتن، مستقیما به ارزیابی و ارزشیابی آموخته های آموزش داده نشده می پرداختند. یعنی برای املا، هیچ آموزشی در کار نبود. اما امروزه قبل از ارزشیابی از املا، ابتدا املا را آموزش می دهند. درباره نگارش هم بر طبق نظر تنی چند از همکاران مجرب و توانا
از آق قلا تا سوته همراه با سختی های تبلیغی یک طلبه (بخش دوم)
دیدم کار پسرم خودم است . طبیعی بود که خیلی خجالت بکشم. * اگه زیاد سر و صدا کنی، شما را هم می زنم!!! چند وقت بود که متوجه شده بودیم ، علی چشمش ضعیف شده، بردمش دکتر . عینک براش نوشت . علی هم به عینک عادت نداشت و خیلی ما را برای گذاشتن عینک اذیت می کرد. هم به خاطر عینکی شدنش و هم به خاطر این که با عینک نمی ساخت. خیلی ناراحت بودم . یک بار که داشتم می رفتم خونه . تو راه دیدم بچه
چطور از شر بی شعورها و بی شعوری خلاص شویم؟
حدی مبتنی بر نوعی منطق فکری است. من دربارۀ ابراز احساسات در زندگی سازمانی تحقیقات زیادی انجام داده ام، از جمله اینکه چگونه باید با آدم های بی شعور برخورد کرد. من آن موقع از این واژه استفاده نمی کردم، اما این اساساً همان کاری بود که من انجام می دادم. من حتی به عنوان مسئول جمع آوری قبض تلفن اندکی تحقیقات قوم شناختی انجام دادم، که در حین این کار تمام طول روز با آدم های بی شعور سر و کار داشتم. همچنین
جشنواره خوارزمی؛ نخبه پروری یا دلزدگی دانش آموزان از پژوهشگری؟
دارم. محمد ماجرای دو دوره حضورش در جشنواره خوارزمی را اینگونه تعریف می کند: سال اول که در جشنواره خوارزمی حضور یافتم مقاله ای را ارائه کردم که تا مرحله بررسی وزارت علوم پیش رفت اما در این مرحله اعلام کردند، مقاله ام در حد دانشجویی است و از یک دانش آموز پذیرفته نیست بنابراین هیچ رتبه ای به مقاله ندادند. پس از آن چند مقاله و طرح دیگر داشتم اما چون خاطره خوشی از جشنواره نداشتم
به بچه های کار قول این نمایشگاه را داده بودم
زنده و سرپا نگه داشته اند. این داستان های واقعی بی نظیر بودند و می خواستم کاری کنم تا دیگران هم ببینند و بشنوند آنچه من دیده و تجربه کرده بودم؛ قدرت انسان و قدرت هنر را. برای همین تلاش کردم این بار آنها به سرزمین ما بیایند. به این فکر نمی کردم که کار بزرگی هست یا خیر یا اصلا قرار هست چطور انجام شود، فقط می خواستم حتما انجام شود. دوست داشتم آدم های بیشتری به افغانستان سفر کنند. دوست داشتم بچه
بلای شومی که برادر دوست نوعروس بر سر او آورد / فریبا همه چیز را به داماد گفت و !!!
را آزار داده و از او فیلم گرفته بود . حبیب تهدید کرده بود اگر فریبا در این رابطه حرفی به من بزند فیلم را در شهریار پخش می کند و آبرویش را می برد. همسرم هم چون بتازگی با من ازدواج کرده بود چند ماه این راز را از من پنهان نگه داشت، اما حبیب دست بردار نبود و مدام فریبا را تهدید می کرد، به او زنگ می زد و پیامک می فرستاد تا از او پول بگیرد. فریبا از نظر روحی به هم ریخته بود که من متوجه ماجرا شدم.
داماد 40 میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!
فراموشی بسپارد. وقتی عروس جوان و وکیل سالخورده وارد شعبه 264 دادگاه خانواده شدند، قاضی پرونده دادخواست طلاق توافقی آنها را پیش روی خود دید. چند لحظه بعد قاضی غلامحسین گل آور رو به شبنم کرد و گفت: انگارهمسرتان حضور ندارند! زن جوان هم جواب داد: بله از کشور خارج شده است به همین خاطر وکیلش به جای او اسناد را امضا می کند. قاضی دوباره پرسید: امکان سازش یا ادامه زندگی با هم ندارید
آن نوحه خوان اهل حرم
به مدد انتقال سینه به سینه این نغمه ها و گردش آن در چند خانواده است که سعی کردند آن را از پدر به پسر انتقال دهند. بخش هایی از این تعزیه ها را زمانی که با مرحوم دکتر عنایت الله شهیدی مصاحبت و مصاحبه ای داشتم، برایشان خواندم. او تعزیه شناس نامی و مولف کتاب سترگ تعزیه و تعزیه شناسی در تهران بود که جایزه کتاب سال یونسکو را برای تالیف این کتاب به دست آورد. همان سال های دهه هفتاد گفت وگویی بلند با
هشتاد سال مشق فرهنگ در باغ ملی
امروز، شنبه ششم آبان 1396 خورشیدی، نخستین موزه های دولتی و خصوصی ایران، هشتاد ساله می شوند؛ موزه ایران باستان (موزه ملی ایران) ، نخستین موزه ملی- دولتی ایران که به سال 1316 خورشیدی گشایش یافت و کتابخانه و موزه ملی ملک ، نخستین موزه وقفی- خصوصی ایران که دقیقا در همین روز از سال 1316 خورشیدی بر آستان قدس رضوی وقف شد تا ماندگار شود و همه مردم بتوانند از گنجینه آن بهره بگیرند. آیین هشتاد سالگی
روش های رفتار با کودکان، مثال ها را بخوانید
بچه: دفتر نقاشیم پاره شد. پدر: وای چه بد بچه: اون رو دوس داشتم پدر: آدم وقتی می بینه دفتری رو که دوس داره پاره شده خیلی ناراحت میشه. بچه: من خیلی مواظبش بودم. پدر: تو واقعاً از دفترت مواظبت می کردی. اتفاق غم انگیزیه. من خیلی متاسف شدم. پدر اینجا از چه تکنیکی استفاده کرد؟ حتماً می گین از تکنیک همدردی و بیان احساس و تشویق توصیفی. این پدر، هر سه این تکنیک ها را به
نماز شهادت را با دهان بسته خواندیم
. با سرهنگ نیاکی که فرمانده لشکر 92 بود، برای بررسی و بازرسی آمده بودند. خودش متر کرده بود. خودش دید در یک روز 200 تا 300 متر کار شده است. بچه های سپاه کسی را گذاشته بودند که دائماً به محسن رضایی گزارش می داد که جاده چقدر جلو رفته. ما فقط دنبال این بودیم که کار کنیم. حسین خرازی آمد و گفت: حالا که شما دارید کار می کنید، بیایید با بچه های اطلاعات کار کنید و اختفا را رعایت کنید . گفتم: چه کار
میزگرد مستند بزم رزم
جایی 2 کلمه می تواند هدف خودش را غالب کند اما من خودم را می شناسم، می دانم که شیطنت نمی کنم و در تدوین فیلم ادا و اصول در نمی آورم. به طور کلی آنچه که در این فیلم برای من اهمیت داشت ایران و موسیقی ایران بود. این 2 برای من عزیز هستند به همین دلیل بحث هایی که در بزم رزم می شد به این معنی نبود که بگوییم چپی خوب است یا راستی. به نظر من در آن دوران همه برای موسیقی ایران تلاش می کردند، هر چند سلایق و
ابوالفضل! کودک بی دست، چشم به راه رأی نظام پزشکی لرستان
میکنه میگه: بعد از عمل سزارین به هوش اومدم بچه رو که پرستار در آغوشم گذاشت دوباره از هوش رفتم ... صابر هم که بغض مردونش رو به سختی نگه داشته، میگه از فرط ناراحتی تا چند روز هیچکدوم غذا نخوردیم تا اینکه این اتفاق رو به عنوان یکی از حکمت های الهی در زندگی پذیرفتیم و چون در ماه محرم این کودک متولد شده بود به یاد ابوالفضل بی دست اسمشو ابوالفضل گذاشتیم تا خودش نگه دار فرزندمون باشه و تا پایان
پسر بنیامین بهادری در آمریکا به دنیا آمد! + عکس و اسم عجیب وی
بن سان نام پسر بنیامین چندی پیش بنیامین بهادری خواننده پاپ کشور که برای مدتی طولانی به آمریکا سفر کرده بود خبری در اینستاگرامش منتشر کرد و نوشت: بیشتر از این نمی تونستم این موضوع رو پیش خودم و نزدیکانم نگه دارم"تا چند هفته آینده یه کوچولو به جمع خانواده ی ما اضافه میشه" خیلی دلم می خواست تو ایران به دنیا بیاد ولی دیدم مادرش تو امریکا راحت تره. هم خانواده اش پیشش هستن و
هیچوقت فیلم اجتماعی نمی سازم/ بازیگر که نباید بیاید تا فیلم بفروشد!
زمان نگارش این فیلم این مسئله برایم وجود داشت به دلیل اینکه بخشی از این اتفاق ها برای خودم رخ داده بود، سال 92زمانی که قصد داشتم اولین فیلم خودم را با نام “دیو باید بمیرد” بسازم با مشکلات زیادی مواجه شدم و نزدیک سه سال برای ساخت آن تلاش کردم که متاسفانه ساخت آن فیلم محقق نشد. از آن جایی که شغل برفاب را می شناختم می خواستم که بخشی از آن اتفاقاتی که برایم رخ داده به همراه یک سری تغییرات و با اضافه
آیت الله روح الله خاتمی نماد مبارزی خستگی ناپذیر و روحانیت روشن ضمیر بود
. حجت الاسلام میبدی در تشریح شخصیت اخلاقی ایشان نیز خاطرنشان شد: در مسئله اخلاق، من بارها دانشجویان را در سال های 54،55 خدمت ایشان می بردم. دانشجویانی که حتی ظواهر بسیار امروزی داشتند اما به قدری ایشان گشاده و باز برخورد می کردند که من کم دیدم دانشجو یا استاد دانشگاهی برود پیش ایشان و جذب برخورد ایشان نشود. ایشان در مسائل اخلاقی بسیار جذابیت داشتند. من خودم آدمی بودم که روابط عمومی قوی داشتم و
مرحوم حاج آقا مصطفی جلوی هیچ کس خودش را نمی باخت/ کسی نزدیک تر و در عین حال گمنام تر از مرحوم عراقی به ...
در سطح ادبیات بود و لذا در مورد ادبیات بحث می کرد. با صدای بلند هم حرف می زد. در انواع ورزش، به خصوص شنا هم مهارت خاصی داشت. *جنابعالی از منبری های برجسته دوران نهضت هستید. نخستین بار دراین جریان کی منبر رفتید؟ من چند سالی در مشهد بودم و جز یکی دو بار، نتوانستم مرحوم امام و حاج آقا مصطفی را ببینم و دورادور جویای احوالشان بودم. بعد از مشهد به تهران آمدم و بعد از دو سال اقامت
غذاها وصنایع دستی فراموش شده ابرکوه در کومه بی بی سیّد احیا شد
دور، بیشتر در وجودم شعله ور می شد. وی بابیان اینکه هنوز دست نوشته های مربوط به 25 سال قبل را نگه داشته ام، افزود: وقتی در جمع پیرمردها و پیرزن ها می نشستم و آن ها درگذشته سیر می کردند، اصطلاحات یا نام ابزاری را به زبان می آوردند که من نه تاکنون اسمش را شنیده بودم و نه می دانستم که چیست و چه کاربردی دارد. همین موجب می شد که برای فهمیدن و آشنایی به سراغ سایر افراد مسن بروم و بیشتر پرس وجو