سایر منابع:
سایر خبرها
اظهارات جدید دروازه بان پرسپولیس !
یک پرسپولیس به همراه قرعه کشی جام جهانی 2018 روسیه، همه و همه بهانه های خوبی شد برای یک مصاحبه نیمروزی با علیرضا بیرانوند. بالاخره همه چیز بین تو و هواداران پرسپولیس به خیر و خوشی تمام شد و آشتی کردید؟ قهر نبودیم که بخواهیم آشتی کنیم. بیشتر یک سوءتفاهم بود که خدا را شکر برطرف شد. چرا آن حرف ها را زدی؟ نمی خواهم دیگر به گذشته برگردم. هرچه بود تمام شد و رفت
مراسم رونمایی از سردیس جوان ترین مدافع حرم دانشگاه برگزار می شود
، اگر قبول کنی افتخار می کنم روز قیامت، مصطفی علمدار من باشد. بعد از شهادت مصطفی، متاسفانه برخی ها گفتند: چرا اجازه دادی، پسرت به سوریه برود؟ یا این که برخی گفتند: فلانی برای پول رفته که من به شدت ناراحت شدم و در جواب آن ها گفتم: پسرم با آگاهی کامل در این راه قدم گذاشته و او را در راه خدا داده ام. جان فرزند را نمی توان با هیچ چیز این دنیا عوض کرد، به آن ها گفته ام: آیا شما طاقت دارید که فرزندتان را
گلچین مولودی ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)
به گزارش خبرنگار تکیه حسینی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ 17 ربیع الاول که مقارن به خجسته زاد روز نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) و میلاد امام جعفر صادق(ع) است یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه امتیاز دارد.به همین مناسبت گلچین بهترین مدیحه سرایی و مولودی خوانیحاج منصور ارضی،میثم مطیعی، محمود کریمی، سیدمجید بنی فاطمه، سعید حدادیان ،محمد حسین حدادیان،سید مهدی میرداماد، جواد مقدم
ماجرای گزارشی که 13 سال قبل منتشر شد!
شفا آنلاین سلامت سال ها پیش در آستانه ی روز جهانی ایدز، پس از پیمودن هفت خان رستم پروسه های زمان بر و رنج آور بروکراسی سرانجام مجوز ورود و مصاحبت با بیماران اچ آی وی مثبت بستری شده در بیمارستان امام خمینی (ره) از سوی دانشگاه علوم پزشکی تهران صادر شد. به گزارش شفا آنلاین ، به هر حال آنچه در طول مسیر رسیدن به بیمارستان و بعد ملاقات با بیماران ذهنمان را درگیر کرده بود، این بود که آیا پس
مصاحبه تفصیلی علامه کورانی/ ایرانیان اصلی ترین یاران امام زمان(عج) هستند/ فرمانده کل قوای حضرت حجت، ...
اعتباری از طرف خداوند نیست، بلکه به بندگان موکول شده است. من در جواب گفتم این حرف ها را وهابی ها در دهان شما قرار داده اند؛ و اصل این صحبت هم در حمایت و دفاع از معاویهاست که معاویه روز چهارشنبه نماز جمعه را خواند. خب این نظرات معاند آمیز باعث شد که غربی ها از امثال سروش خوششان بیاید؛ و غربی ها گفتند می توانیم تکانی به مبانی اسلامی بدهیم. سروش هوس جدید دارد که سخن
پدر و پسری که برای شهادت از هم سبقت گرفتند
به گزارش جهان نیوز ، آنقدر آرام و متین و شمرده شمرده صحبت می کند که در برخورد اول باور نمی کنیم که او به تازگی داغ پدر دیده است، از برادر که حرف می زند جایی از صحبت ها لحنش عوض می شود و آهنگ کلامش تغییر می کند، می گوید مهدی برای ما خیلی عزیز بود، بین سه خواهر و چهار برادر مهدی پسر اول خانه و عزیزدردانه مادر و رفیق خواهر بود، آنقدر که حتی بعد از گذشت دو سال از شهادتش، وقتی از برادر صحبت می کند
زنان اچ آی وی مثبت و انگ بدنامی
اون همه سواد گفت برو خجالت بکش و... حالا بیا ثابت کن من از طریق شوهرم مبتلا شدم. یا اینکه یکبار که تصادف کرده بودم توی بیمارستان پزشکان می خواستن کشاله رانم رگ پیدا کنن و نمی تونستن. وقتی بهشون گفتم دستکش دستشون کنن چون من مثبت هستم بی خیال رگ پیدا کردن شدند و هر چی از دهنشون دراومد بهم گفتن. می پرسم تفریحت چیست: تفریح ندارم. با بچه های باشگاه گاهی اردو می رم. البته الان خیلی کم شده. هر جا
سقوط یک فرشته
است و به هر قیمتی شده مرا بدست خواهد آورد. آنقدر تو سرم خواند تا اینکه دوباره از منزل فرار کردم و این بار 9 روز با بهنام بودم و به همه خواسته های او تن می دادم. تا اینکه بهنام یک روز به من پیشنهاد داد برای اینکه از شر شوهرم خلاص شوم، مقداری مواد مخدر از نوع کریستال را تهیه و در منزل جاساز کنم و وقتی شوهرم منزل است به 110 زنگ بزنم و اطلاع دهم تا بتوانم راحت از او طلاق بگیرم، ولی من پیشنهادش را
بعد از تشویق رهبری سعی کردم جدی تر شعر بگویم
و شماره مرا از طریق دوستان پیدا کرده بود و زنگ زد که در بیت رهبری همین شعر را بخوانم. این اتفاق که رخ داد دوباره به آن فضا برگشتم؛ منتها سنجیده تر. اینکه هر جایی برای شعرخوانی نروم و... چون اوایل، افراد همه جا می روند. اما تشویق زیادی می شدم برای نوشتن شعر و نثر. از شاعرها با حافظ خیلی مانوس بودم بعد سعدی. ولی الان سعدی را دوست دارم؛ در حدی که بعضی اوقات می خواهم با آن فال بگیرم! بعد وقتی به
خانه هنرمندی با هزار رنگ و هزاران اثر هنری
اتفاقاً مزه خیلی خوبی هم گرفته بود و جلوی مهمان ها آوردم. اگر مهمان ها می گفتند سوپ شما بدمزه شده عکس العملتان چه بود؟ (با خنده) می گفتم سبزی نداشتم و همین. خانم کالبدی انگار بعد از سال ها آشنایی و حضور زیاد در خانه حبیبه برومند همچنان از دیدن فضای هنری این خانه و آثاری که هرروز بر تعدادشان افزوده می شود به وجد می آید. او می گوید: آثاری که اینجا وجود دارد این قدر زیبا
مرگ نخل ها مرگ سرزمین شادگان است
از ارزش بسیاری برای اهالی شهرستان شادگان و مردم خوزستان برخوردار است به گونه ای که آن را مقدس می دانند و اگر این درخت قطع شود گویی یک انسانی به قتل رسیده است. شاوردی نخلدار روستای شاورد شهرستان شادگان با بیان اینکه 35 سال است نخلستان دارد، می گوید: 250 نخل بزرگ و نهال در نخلستان دارم، از این درختان نخل 300 محصول از انواع نخل استعمران، گنتار و غیره را تحت پوشش دارم. با احتساب برداشت
میرزایی: برخی فیلم ها مانند انزوا را به راحتی له می کنند/ ماجرای کاندیداتوری در جشنواره کمرا ایمیج
نمی توانم از سرمایه شخصی که هزینه تولید و ساخت فیلم شده است بگذرم و نمی توانم اجازه دهم هر کاری دوست دارند انجام دهند. بعد از جشنواره ما به خانه سینما مراجعه کردیم و درخواست کردیم که آرای مردمی دوباره شمرده شود که در نهایت به بنده گفتند که ما آنها را جمع کردیم، بایگانی کردیم و معلوم نیست که کجاست. واقعاً این موضوع قابل درک نیست. *چرا فروش 3 روز را در 9 روز اعلام می کنند
از لج خانواده مهریه 12000 سکه را امضا کردم
راستش من برای تضمین خوشبختی به مهریه سنگین اعتقادی ندارم و دوست داشتم مهریه همسرم 12 شاخه گل رز باشد اما محضردار تأکید کرد که باید رقم ریالی یا مالی مشخص برای مهریه تعیین کنیم. من هم پیشنهاد دادم 12 سکه بهار آزادی باشد. اما این خانم و خانواده اش اصرار داشتند که مهریه باید هزار سکه باشد و همانجا میان خانواده من و خانواده نگار بحث و گلایه پیش آمد. من هم برای آن که روز اول زندگی مان تلخی پیش نیاید لجبازی کردم و گفتم 12 هزار سکه بنویسند. البته همانجا با صدای بلند گفتم، اگر همسرم یک روز بخواهد مهریه اش را بگیرد حتی یک سکه هم نمی دهم... ...
زمهریر زیر چتر ستارگان با صبح می آید/ سهم شاهرود از بی خانمانی
به افغانستانی ها می فروشد علی هم می گوید من معتاد هستم کسی به خاطر قیافه ام به من خانه نمی دهد در ضمن من چهار سال است که از خانه فراری ام و نمی خواهم جا و مکان درست وحسابی داشته باشم از او می پرسم یعنی بی مکانی تو می ارزد به شب بیرون خوابیدن؟ می گوید با پدر و مادری که من داشتم قطعاً می ارزد. علی زیاد حرف نمی زند می ترسد همین که پایم ازاینجا خارج شود یا پلیس را برایش خبر کنم یا خانواده
شهیدی که حقوق 10میلیونی در امارات را رها کرد
شهید شده ام متوجه سفارش های همسرم در مورد تربیت ثاقب شده ام. خدا را شاکرم که همه آن ملاحظات و مراقبت ها اینگونه ثمر داد. به یاد دارم وقتی ثاقب کودک بود هر روز عصر همه دوستانش را جمع می کرد و دسته عزاداری ابا عبدالله(ع) به راه می انداخت و برای بچه ها مداحی می کرد. جانباز 13ساله پسرم 13 سال بیشتر نداشت که کمر همت بست برای جهاد با دشمنان اسلام. از سال 2007 و با شروع جنگ در پاراچنار پسرم
روشنفکران ادراک حسی هنر را نمی فهمند
نیاورد (نکشید). گفت تو داری همه چیز را بهم می ریزی؛ وقتی مرتضی نیست فراستی بگوید؟ * در مستند انحصار ورثه، آقای زم می گفت اتفاقاً مرتضی می آمد، گِله هایش را به من می گفت و شما آمدی از آن مستند بد، دفاع کردی، گفتی خوب است. نگفتم خوب است، گفتم اصلا کار بدی نیست. انحصار ورثه بخشی از تصویری است که به مرتضی توهین نمی کند، کامل مرتضی را ترسیم نمی کند. * ولی زم را قهرمان می
پسرم یادم می آید، جوانی و قد و قامتش! فرزندی که آبرومندانه و با لیاقت باشد سال ها که استخوان هایش هم تکه ...
در راه نادرست یا معضلی ببیند و بی تفاوت باشد، یک روز آمد گفت: مادر جان دوستم سیگار می کشد، شما بروید و مادرش را مطلع کنید تا مراقبش باشند که سیگار را ترک کند و یا خدای نکرده از سیگار بیشتر نشود، اما این حرف را از زبان من نگویید؛ در همان سنین کم هم نگران حال دوستانش می شد و دغدغه ی آن ها را داشت. خداداد برکت مغازه ام است بعد از حدود دو سال که از ترک تحصیلش می گذشت برای زیارت
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (467)
شام پارچ نوشابه زرد میذاشت! یه ( کوکا خو بِرِی چی؟) خاصی تو چشاش هست 31. خونه عمم مهمونی بود وارد که شدیم گفتم عمه دمت گرم چه بو باقالی پلویی میاد چه شامی بزنیم گفت عزیزم شام قرمه سبزیه بعد شوهر عمم بی صدا جمعو ترک کرد! 32. + دوست داری برگردی به پنج سال قبل؟ - با عقل امروزم؟ + آره - قطعا، آره + خب تبریک می گم، الان پنج سال قبل از سال 1401 هستی. شروع کن!
نگاه عزتمندانه سردار سلیمانی به نامه رییس سازمان سیا/سردار، بدون اذن رهبری قدم از قدم برنداشته است
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور ؛ رئیس سازمان سیا گفته که ما قبل از آزادسازی بوکمال به ژنرال سلیمانی نامه نوشتیم و توسط رابط خود در سوریه به او رساندیم که او نه تنها نامه را نگرفت، بلگه گفت من اصلاً کاری با شما ندارم. این موضوعی است که روز گذشته در رسانه های داخلی هم به آن پرداخته شد از این رو به گفت و گو با محمود قاسمی کارشناس مسائل بین الملل می پردازیم تا از چند و
بازیگر فوتبالیست: کلاه پهلوی کارم را سخت کرد! +عکس
مهرجویی نشان دادند، دستیارهای ایشان گفتند این بازیگر دست کم 40 سال دارد! چون کاراکتر فرخ کلاه پهلوی را از من دیده بودند. بعد از این سریال در دو نمایش بازی کردم که آقای افخمی مرا در این کارها دیدند و برای بازی در فیلمشان (آذر، شهدخت، پرویز و دیگران) انتخاب کردند. وقتی آقای افخمی برای دیدن نمایش ها آمدند به ایشان گفتم من خیلی دوست دارم با شما کار کنم. آقای افخمی گفتند دارم فیلمی می سازم، اما نقشی
#روایت_فتنه/ کوبیدن علم عزا بر پهلوی زن تا زنده سوزی کارمندان بانک
نوشت: سال 88 تو دانشگاه تریبون آزاد برگزار کردیم. طرف اومد به دخترای مذهبی توهین کرد. توهین بدی هم کرد. خون بچه ها جوش اومد. دعوا نزدیک بود، همونی که فتنه گرا میخواستن. من میکروفون رو گرفتم و گفتم ما برای ارزشهای انقلاب خون میدیم، شنیدن توهین سرجاش. فضا برگشت. فاطمه عباسی از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان، با یادآوری حملاتی که توسط فتنه گران به محیط آموزشی شد نوشت و گفت: ریختن تو رینگ
نقاش ایرانی مقیم ترکیه: هنر در ایران ارج و قرب بیشتری دارد/ جوانان قدر فرهنگ و تمدن ایران را بدانند
نگاه کردم، اثری از نقاشی نبود و همه رنگ های تابول به پالتوی من مالیده شده بود. وقتی خانه رسیدم، به مادرم گفتم که کار بدی کردم و پالتویم هم خراب شد. نگو که مادرم در خفا، داستان را برای پدرم تعریف می کند؛ پدر نیز ماجرا را به روی من نیاورد و از من پرسید که 'پسرم نقاشی را دوست داری؟ 'من هم در پاسخ گفتم که بله خیلی دوست دارم. پدرم گفت حالا که این گونه است، بیا تو را پیش یکی از دوستانم که
روایتی از جاذبه سخنان آیت الله خامنه ای و تشکیل جلسات مسجد کرامت
که خیلی جاذبه زیادی داشتند و بچه ها را خیلی تحویل می گرفتند. خیلی با محبت برخورد می کردند و خیلی هم حاضر جواب بودند. هر سؤالی که می شد، پاسخ می دادند. من فکر می کنم که منشأ جذابیت جلسات آقا، منزل ایشان ، بعد آن جلسات تفسیر ایشان ، بعد هم مسجد امام حسن(ع) و بعد هم مسجد کرامت بود که جمعیت فو ق العاده ای می آمد و شرکت می کرد. از همه اقشار می آمدند؛ دانشجو، جوان ، بازاری و... حرف ها هم خیلی پرجاذبه بود. انتهای پیام/
دلو بیفکنیم!/ وقتی در روزی که روز ما بود پشت تریبون ایستادم!
نشسته بودند و رییس دانشکده و دو تا از معاونت های دانشگاه. برای شروع خوب بود هرچند که مخاطب من قرار بود خودم باشم و دانشجوها. قرار بود زبان دانشجوها باشم و بی که شاید شایستگی داشته باشم، ایستاده بودم پشت تریبون در روزی که روز ما بود. گفتم: در کتابی خواندم، سال ها پیش که یکی از رهبران سیاهان آزاد شده ی آمریکا در جنوب کشورش، در سخن رانی اش برای جمع سیاهان مبارز دو کلمه بیشتر نگفت؛ فقط گفت
در حال سقوط آزاد در موسیقی هستیم!
. به محض اینکه پایان نامه ام را دادم و شاگرد اول شدم، روز بعد سوار هواپیما شدم و برگشتم. با چه عشق و ذوقی برگشتم که در کشورم خدمت کنم. گفتم این همه سال خارج از کشورم درس خوانده ام که به موسیقی کشور خودم کمک کنم. چون در آنجا موسیقی دان زیاد بود اما آمدم که در ایران خدمت کنم. درحالی که اگر آنجا می ماندم قطب بزرگ هنری برای موسیقی دانان ایرانی در آمریکا بودم و می توانستم خیلی کمک کنم، اما
زخم های زندگی زخمه های تار
خواست به مطب برود به داروخانه می آمد و با هم حال واحوال می کردیم. صبح همان شبی که از سوی جواد آذر منزل ایشان دعوت شده بودم، طبق معمول به داروخانه آمد و گفت کیوان خبر خوب دارم و گفتم می دانم امشب منزل شما هستیم. گفت تو از کجا می دانی؟ گفتم من یک هفته هر شب با این دوستان هستم. رفتم خانه دکتر کمالی. موقعی که من رسیدم، استاد بیگجه خوانی داشت ساز می زد و استاد شجریان می خواند. مثل همیشه
سیستم سینمای ایران مک دونالدی است
شما داشت؟ عبد آبست: زمانی که شهرام خواست ماهی و گربه را بسازد خیلی ها از اینکه فیلمی به این شکل پلان-سکانس چه خواهد شد تعجب می کردند اما اتفاق افتاد و نتیجه هم خوب شد. این بار این طور نبود و تجربه خوب ماهی و گربه باعث شد نگاه ها به سمت این فیلم جلب شود. نکته ای درباره هجوم هست که دوست دارم اینجا به آن اشاره کنم، علیرضا تو گفتی این فیلم برای 10 سال بعد است اما من می گویم هجوم فیلم بعدا است
گفت و گو با اصغر عبداللهی؛ از فیلمنامه نویسی تا فیلمسازی
فریدون جیرانی دخل و تصرف خیلی زیادی در آن فیلمنامه کرد. فریدون جیرانی شاید خودش خیلی فیلمنامه تصویب شده نداشت اما تقریبا در تمام فیلمنامه ها یک دستی می برد. یادم است یک بار مصاحبه ای از صدر عاملی خواندم که از او پرسیده بودند چرا رفتید سراغ فیلم هایی به سبک من ترانه پانزده سال دارم ؟ جواب داده بود علتش فریدون جیرانی بود. از بس که فریدون جیرانی تعلیق و نقطه اوج می گذاشت و متن را به سمت ملودرام
آیا باید به شنیدن اعداد عجیب در اختلاس های بزرگ عادت کنیم؟
، از جمله رییس بنیاد مستضعفان. پس از هشت جلسه رسیدگی علنی و غیرعلنی حکم اعدام برای خداداد، حبس ابد برای رفیق دوست و زندان و شلاق برای سایر متهمین صادر شد. حکم اعدام خداداد در نخستین روز آذر همان سال به اجرا درآمد، در حالی که سوالات بی شماری درباره ابعاد دیگر پرونده بی جواب ماند یا حداقل افکار عمومی در جریان آن قرار نگرفت. این بار کیهان در دوره نخست دولت اصلاحات، آن قدر موضوعات
فاطمیون با 12 هزار شهید و جانباز، ایرانی ترین افغانستانی ها
پادگان تماس گرفت که دارم به سوریه می روم. من هم به بعد از یکماه تماس گفتم که سوریه هستم، بیشتر بچه ها اینطوری می روند. مالک نیز در این باره می گوید: در هشت سال دفاع مقدس هم زیر سن قانونی بودند، اما هدف؛ مقدس بود و این ها رضایت نامه و شناسنامه ها را دستکاری می کردند تا بتوانند اعزام شوند. شهید حسن عادلی از اعضای فاطمیون 15 سال سن داشت، اما به همه گفته بود 18 سال دارد، او قد کوچکی داشت و