سایر منابع:
سایر خبرها
کی به کی زنگ زد؟ حسن به حسین؟ یا حسین به حسن؟
حسین ها. تو مهمونی ناهار رو می گم. جعفر: آره. ولی اونجا مشروب سرو می شد، حسن آقا محدودیت مذهبی داشتن. جف: حالا چه کنیم که این یخه باز شه، بالاخره اگه بخوایم بعدا مذاکره کنیم این مذاکره ها نیاز به این مقدمه داره که انگار دو طرف در سطح بالا با هم یک حرفهایی زدند. جعفر: حالا نمی شه نامه بفرسن دوباره. جف: نامه انقدر سرو صدا نمی کنه. بعد کی به کی بنویسه و اینها. جعفر: تلفن
پرواداشتن از گناه بر اشرف آفریده ها شایسته است/پیامد تربیت دینی
می سپارند و می گویند! سلیمانی با آن سلطنت، خیل عظیم سواران، حَشم و خَدم، از پَری و پرنده! با موری سر راه برخورد می کند، یعنی، هر چه داری و هر چه هستی، باید زیر پایت را بنگری! موری نیازاری، حرف هایش بشنوی، درس ها بگیری، شاید تو را خنده آید ولی توان فهم و بیان او تو را به سپاس گزاری نعمت های الاهی وامی دارد! می فهماند روش ملک و مملکت داری چون این است، از رعایت حال زیردستان نباید غافل بود
تنها دختر نعلبند ایران +تصاویر
حرفه ای ادامه بدهم چون روزی شش هفت ساعت برای کاراته وقت می گذاشتم و تمرین می کردم، اما بالاخره تصمیمم را گرفتم و دیدم آن هیجانی را که دنبالش هستم در کاراته پیدا نمی کنم؛ به خاطر همین تمرکزم را گذاشتم روی سوارکاری. اما چطور گذر فرناز از اسب سواری به نعلبندی افتاده؟ جواب این سوال خیلی هم عجیب نیست: با اسب و اسب سواری که از بچگی آشنا بودم، به کارهای فنی و آهنگری هم علاقه داشتم، به خاطر
تاثیر لقمه حلال و حرام
باغ آمد و به مبارک گفت: فوری مقداری انار شیرین بیاور تا بخوریم. مبارک چند عدد انار آورد و صاحب باغ چشید و گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور، چند مرتبه مبارک انار اورد و صاحب باغ بعد از چشیدن می گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور. بالاخره صاحب باغ ناراحت شد و رو به مبارک کرد و گفت؛ تو هنوز بعد از مدتی که در این باغ هستی درخت انار ترش را از شیرین تمیز نمی دهی؟ مبارک در جواب گفت
زنی که با همدستی کارفرما، شوهرش را کشت
پای بساط مشروب می نشست. چرا اینجایی؟ دو ماه حقوق طلب داشتم، حدود 800 هزار تومان می شد. وقتی حقوقم را خواستم، گفت به شرطی پولم را می دهد که یکسری قرص خواب آور را در غذای شوهرم بریزم و بعد تنها به دفتر او بروم! برای آنکه یک بار بدون ترس از آمدن شوهرم، حرف های آخرم را به او بزنم و بعد با استعفا دیگر در آن دفتر کار نکنم، با بی میلی، قرص ها را گرفتم. او مدعی بود قرص ها خواب آور
تنها دختر نعلبند ایران +تصاویر
صورت حرفه ای ادامه بدهم چون روزی شش هفت ساعت برای کاراته وقت می گذاشتم و تمرین می کردم، اما بالاخره تصمیمم را گرفتم و دیدم آن هیجانی را که دنبالش هستم در کاراته پیدا نمی کنم؛ به خاطر همین تمرکزم را گذاشتم روی سوارکاری. اما چطور گذر فرناز از اسب سواری به نعلبندی افتاده؟ جواب این سوال خیلی هم عجیب نیست: با اسب و اسب سواری که از بچگی آشنا بودم، به کارهای فنی و آهنگری هم علاقه داشتم، به
ایرانی ها ثابت کردند که تحریم آنها را متوقف نخواهد کرد/آمریکا نمی تواند با 535 وزیرخارجه مذاکره ...
گروه بین الملل مشرق - توافق هسته ای میان ایران و 5+1 در صورتی که به تصویب نهایی برسد، قطعا یکی از بزرگترین اتفاقات تاریخ معاصر در دنیا را رقم می زند. از این رو، مقامات کشورهای مذاکره کننده و به خصوص ایران و آمریکا، درباره این توافق نشست های زیاد و مفصلی را برگزار کرده و مفاد آن را عمدتا با توجه به منافع خود برای مردم تبیین نموده اند. جان کری وزیر خارجه آمریکا جمعه 2 مرداد طی نشستی در
بازیکنی که پرویز مظلومی اشکش را در آورد!
که قصد تیم داری ندارد.من هم عاشق استقلال بودم و از این پیشنهاد ذوق زده شدم اما از فرصت استفاده کردم و گفتم اگر من قرارداد ببندم یک شرط دارم. *چه شرطی؟ یک دوست خیلی صمیمی داشتم به اسم محسن رزمجو که فوتبالیست خیلی خوبی بود. وقتی دیدم کسی را ندارد که حمایتش کند به علی آقا منصوریان گفتم اگر با او قرارداد ببندید من هم قرارداد می بندم که قبول کردند و اتفاقا محسن هم خیلی خوب بازی کرد اما حیف
چوپانی که هزاران هوادار اینستاگرامی دارد
احترام حرف می زند که یکی در میان جمله هایش را با ببخشید شروع می کند. برای همین وقتی می گوید شاید باور نکنید ولی به زور دیپلم گرفتم تعجب می کنیم: به مدیر مدرسه گفتم اگر به من نمره ندهی گوسفندهایم را می آورم تا درختهای باغ تان را بخورند. او هم به من نمره داد! وقتی از او درباره هم سن و سالهایش در روستا می پرسیم. با ناراحتی جواب می دهد که بیشترشان دوست دارند به شهر بروند نه اینکه در روستا کار تولیدی
تصاویر/ تنها دختر نعلبند ایران
. مدام می گفتند برای تو خطرناک است، از اینجا دور شو. از همان موقع، این سوال در ذهن من ماند که نعل های اسب را چطور عوض می کنند و چرا برای من خطرناک است؟ سوال هایی که دیگر برای او بدون جواب نیستند: حالا که خودم این کار را یادگرفته ام، واقعا با این حرف که نعلبندی سخت و خطرناک است موافقم. به عنوان نعلبند باید اعتماد اسب را جلب و رابطه خوبی با او برقرار کنی، درکنارش باید مهارت های زیادی را
خنده های سوشا پس ازدیدن موتورسوار هوادار استقلال!
کری های آبی و قرمز است دیگر! راستش حنیف عمران زاده مصاحبه کرده و گفته من و سوشا مکانی پشیمان هستیم. حرف او را تأیید می کنی؟ اگر اجازه بدهید به این سؤال جواب ندهم. بارها در این مورد صحبت کردم و گفتم من و حنیف رفیق هستیم و مشکلی نداریم. دامن زدن به آن اتفاق هم دردی را دوا نمی کند. ایمان صادقی هم پرسپولیسی شد. نظری نداری؟ ایمان بچه خیلی خوبی است. از پیشرفت
مهدی کوچک زاده: مردم بدانید مجلس تا امروز از دخالت در این مسئله [بررسی توافق] کنار گذاشته شده!
به بحث است، گفتم بله ، دوتا جواب داره، همین چند لحظه قبل در حین بحث فرمودید که ترجمه مورد قبول دستگاه یپلماسی به مجلس واصل شد، آیا این جزو بحث بود یا خیر؟ راجع به همین بحث دارم . . ابوترابی: یعنی من در اینجا نباید صحبت کنم؟ صبح تذکر دادند عرض کردم تکثیر شده توزیع شده کوچک زاده: حالا من هم اخطار دارم هم تذکر دارم تامل بفرمائید، دوم اینکه ماده 197 آیین نامه صراحت دارد که تذکر
بازیگران ماهِ سینمای ایران
بین می برند. خب البته اصلانی بلد است جوری از انتظار برای یک لحظه ی خاص حرف بزند که در کنار خنده، تماشاگر را با ترسش از حقیقت هم رو به رو کند، اما وقتی که چند لحظه بعد، موقع باز شدن در ماشین فرید، تصمیم می گیرد از صحنه فرار کند، از آن حس تلخ و دردناک، تنها ته مایه ی کمدی اش باقی می ماند. وقتی بابک در سکانس ماقبل پایانی حضورش در فیلم، به منیر اس ام اس می زند و از او می خواهد از زندگی اش
دختری که نعلبندی میکند/تصاویر
زنده کرد: نعلبندی را یک بار در هفت سالگی از دور دیدم، خیلی برایم جالب بود اما آن موقع اصلا نگذاشتند جلو بروم و از نزدیک کار را ببینم. مدام می گفتند برای تو خطرناک است، از اینجا دور شو. از همان موقع، این سوال در ذهن من ماند که نعل های اسب را چطور عوض می کنند و چرا برای من خطرناک است؟ : سوال هایی که دیگر برای او بدون جواب نیستند: حالا که خودم این کار را یادگرفته ام، واقعا با
الناز شاکردوست: برای عشقم جان می دهم!
معمولا در زندگی ام بین ساعت 8 تا 9 صبح بیدار می شوم؛ حتی زمان فیلمبرداری فیلم هایم شب ها زود می خوابم تا صبح زود با انرژی بیشتر بیدار شده و سر کار بروم. یک روز از زندگی الناز زندگی روتین من به این شکل آغاز می شود که ساعت 9 از خواب بیدار می شوم، با یک صبحانه طبیعی و سلامت روز را آغاز می کنم، ورزش می کنم و دوش می گیرم؛ بعد از آن سعی می کنم مطالعه داشته باشم حتی به اندازه خواندن
تهیه کننده پاداش به پرستویی پاسخ داد: حرف هایش کذب است
کرده بودند. تو حق نداری با روح آدم های بازی کنی. با غرورشان بازی کنی. من گفتم کار نمی کنم... با آدمی که به من خیانت کرده، به خانواده من اهانت کرده چطور دوباره کار کنم؟ خانواده من تحقیر شوند که من می خواهم کار کنم؟ می خواهم صد سال سیاه کار نکنم. من حقم را می گیرم ولی می ریزم دور. اما حالا مهدی کریمی در گفت وگو با خبرگزاری مهر می گوید حرف های پرستویی کذب محض است: ما در همین دفتر گفتگوهای
خاطرات خبرنگار ایرانی از دیدار با ملاعمر
دارد می رود. * او فارسی حرف می زد؟ ** بله. ولی فارسی را خیلی بد صحبت می کرد. چون افغانی هایی که زبان مادریشان پشتو است و فارسی زبان دومشان محسوب می شود فارسی را خیلی بد حرف می زنند. * به لحاظ ظاهری رهبر طالبان چطور آدمی بود؟ ** از حیث ظاهری آدم چهارشانه و چاقی بود. پای چپش و یک چشمش آسیب دیده بود که اتفاقا چشم چپش هم بود گویی که ترکش خورده بود. ریش
آیا ترساندن کودکان جواب می دهد؟
برم سرکار. هم دردی باعث می شود فرایند مهدکودک رفتن صبح ها آسان تر شود. تهدید می کنید اما عمل نمی کنید با دخترم به خانه دوستم رفتیم و دختر صاحبخانه هر اسباب بازی که دخترم برمی داشت، میگرفت و پیش خودش نگه میداشت. مادرش گفت عروسک رو برگردون به سارا والا برش میدارم بعد هم برگشت و شروع به صحبت با من کرد. بدون شک دختر بچه دوباره هر چیزی را که دخترم میخواست برمیداشت. راه
بنیاد در آینه مطبوعات
که به شدت مجروح بود، یک چوب گرفت دستش و گفت من را برسانید خط. هر چقدر اصرار کردیم راضی نشد و گفت: باید بروم خاکریز را تمام کنم آخرین دیدار ما هم همانجا کنار پنجره ماشین بود. سرم را داخل بردم و گفتم آقا رضا نکنه می خواهی شهید بشوی و بروی دنبال آقا جلیل. اما مثل همیشه لب شیرین کرد و با لبخند گفت: ما کجا و جلیل کجا و رفت ...علیرضا دلبریان دوباره به قاب عکس فرماندهانش نگاه می کند. سری به حسرت می
90/ عالیشاه: حداقل محرومان یک جلسه ای را ببخشند
هواداران باشیم. 90: هدف تو در لیگ پانزدهم چیست؟ خدا به خیر کند به نظر دنبال مصاحبه طولانی هستید. من اهل حاشیه نیستم. این را گفتم که سئوال حاشیه نپرسید. 90: جواب سئوال ما را ندادی (!) اول از همه ما به موفقیت پرسپولیس فکر می کنیم تا سال خوبی در کنار هواداران داشته باشیم بعد هدف دیگری هم دارم. 90: چه هدفی؟ رسیدن به پیراهن تیم ملی. هیچ بازیکنی را پیدا نمی کنید که دوست
قیمت مسکن 2 هفته بعد از توافق هسته ای
پایتخت جای بی پولا نیست یا بر دهاتتون و ...و امثالهم منو به شک انداخته که تو سنت چقدره که دو حالت داره یا سنت زیاده عقلت رشد نکرده یا سنت کمه بابات گفته این خونه بالا بره می فروشه یه چیزی بهت میده یا ... هرچی فقط ازمن به تو نصیحت ادب مرد به ز دولت اوست ... مهم نیست الان مردم هیجان زده اند .اگر کمی صبر کنند قیمتها کاهش خو.اهد یافت. به حرف گربه سیاه آس وپاس بی عرضه حسود باران
وقتی دیپلمات ها کت هایشان را درمی آورند
موقعیت خاص تشریفاتی بود. موقعیتی استثنایی بود که این کار انجام شد. ولی می دانیم که پیامی داشت و ما الان بعد از آن مسائل دانسته ایم که عربستان هم به اندازه اسرائیل نگران است. بعد از این توافق هم شما دیدید که اولین جایی که اوباما تماس گرفت اسرائیل بود و بعد از آن عربستان بود. بنابراین آن مسئله استثنایی بود و [جنبه] تشریفاتی نداشت. آقای ظریف در این دور از مذاکرات چند بار به بالکن آمد و از همین
افت شدید قیمت خودروها
بنده خدا منتظر ارزون شدن باشی عمرتو فناتر کردی اینقد پولاتونو بخوابونین تو بانک تا ایرانخودرو رو جمع کنن و بجاش لکسوس احداث کنن.. خودروی چینی با کیفیت نازلش از خودروی داخلی بهتره . من قصد خرید داشتم اماهیچ عچله ای ندارم و به هیچ عنوان پولم رو برای خرید این آشغال ها نمیدم . ژیان شرف داره همچین گفتی شدید قلبم وایساد!! ماشین 8 تومنی شد 20 تومن نگفتین شدید
امیرحسین صادقی زیرآب رحمتی را زد تا کاپیتان شود
را تکان می دهد و چنین جواب می دهد) بله... من هم حساب می برم... دوستش دارم آخه... علی دایی دوست داشتنی است و به خاطر همین است که همه چیز را کنار گذاشتیم و با هم آشتی کردیم. در آن زمان بعضی ها به علی دایی اطلاعات اشتباه می دادند و من هم از روی خامی حرف هایی می زدم که باعث می شد رابطه مان خراب شود. اما الان این چیزها وجود ندارد و به خاطر همین بود که خودم پا پیش گذاشتم، به سراغ دایی رفتم و با او آشتی
خداداد عزیزی:صحبت های مرا در خندوانه سانسور کردند!
هر بار حرف و حدیث های زیادی به گوش می رسد. بله، خیلی ها قلیان می کشند اما ترجیح می دهند که جور دیگری وانمود کنند اما من دروغ نمی گویم. حتما شنیده اید که روزی از حضرت محمد(ص) می خواهند تا به یک نوجوان بگوید خرما نخورد. حضرت می گوید که این افراد فردا بیایند و فردای آن روز به آن نوجوان می گوید که خرما نخور. از حضرت می پرسند چرا این کار را کردید و ایشان در جواب می گویند که چون خودم آن روز خرما
صحبت های مرا در خندوانه سانسور کردند!
در برنامه خندوانه بگویید؟ برنامه خیلی خوبی بود... کلی خندیدیم و کیف کردیم. خبر دارید که رکورد اس ام اس همان هفته حضورت در خندوانه را شکستید؟ نه خبر نداشتم. اما دم شان گرم خیلی خندیدیم، همراه مهدی هاشمی نسب به برنامه خندوانه رفتیم و خدا را شکر که مردم از این برنامه راضی بودند. قبل از این که شما را ببینیم با جناب خان (محمد بحرانی) صحبت می کردیم و ایشان هم
نمی خواستم فرهاد مجیدی به خاطر من نه بشنود | این قدر بزرگ هستم که درباره آدم های کوچک حرف نزنم
خاطر من نه بشنوند. فرهاد مجیدی این قدر بزرگ و عزیز است که نمی خواستم خدای ناکرده به خاطر امیرحسین صادقی رو بیندازد و پاسخ منفی بشنود. صلاح بود که از استقلال جدا شوم. از آقافرهاد نیز ممنون هستم و می دانم چقدر بزرگ است. جدایی تو ربطی به مسائل فنی نداشت، درست است؟ ول کنید، خیلی حرف زدم. حرف های کلی ام را می زنم. رفتم و به قول معروف هر سلامی یک خداحافظی دارد. با هر آمدنی یک رفتنی است.
عالی جناب گوگل فرموده اند
گاهی نمی شود، که نمی شود، که نمی شود.../ گاهی بساط عیش خودش جور می شود/ گاهی دگر تهیه به دستور می شود.../ گه جور می شود خود آن بی مقدمه/ گه با دو صد مقدمه ناجور می شود.../ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است/ گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود... می نویسم، دوست عزیز! این شعر متعلق به مرحوم قیصر امین پور نیست. جواب می دهند: مطمئنید؟ جواب می دهم بله؛ صد درصد. چند دقیقه ای خبری از صاحب پیام
من،اسدالله عسگراولادی یک کاسب جزء هستم
و فردا صبح هم می خواهم بروم. منشی گفت: ما نمی توانیم به شما وقت بدهیم. من هم در جواب گفتم که می نشینم وقتی که مدیر صدایش زد به او بگوید همچین فردی از ایران آمده و قصد ملاقات دارد. منشی رفت و به او گفت که من نشستم. مشاهده کردم که همان خریدار بزرگ خشکبار آمد و من را به داخل اتاق برد. از همه چیز صحبت کردیم. زبان انگلیسی بلد هستید؟ انگلیسی بلدم. خوبش هم بلد هستم. سخنرانی انگلیسی هم
محمد عباس زاده سرپرست پرسپولیس را نفرین کرد!
/> نقل قول 2015-07-30 10:46 +22 [55] ابی اخ نقل قول 2015-07-30 10:38 +38 [54] clonj12 پسر خیلی خوبیه!! اولین بازی که اومد واسه پرسولیس گل زد فکر کنم مقابل داماش بود اون تک به تک رو چقدر قشنگ زد واقعا کیف کردم همون موقع گفتم یکی از بهترین مهاجم های تاریخ ایران میتونه بشه ولی حیف.. ولی پسر نباید روحیه ات رو ببازی تو باید خودتو به همه نشون بدی