سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های تکان دهنده یک وکیل درباره مرتضوی
شما خطاب به احمدی نژاد منتشر شد که گفته بودید دلیل برکناری مدیرعامل وقت شستا مقاومت او در برابر واگذاری شرکت های شستا به بابک زنجانی بوده و به نوعی ادعای احمدی نژاد مبنی بر عدم ارتباط با زنجانی را رد کرده بودید. پس از آن دیدیم که متنی در کانال تلگرامی حمید بقایی منتشر شد که شما را وکیل چینی خوانده بود. داستان چه بود؟ بله در صفحات مختلف مجازی هم مورد لطف دوستان قرار گرفته بودم. حقیقت این
9دی زمینه های بصیرت ملی را به وجود آورد
ناامنی و تبدیل فرصت بزرگ انقلاب به تهدید صورت دهیم. به نظر من این جلسات در سال 88 از سوی کمیته امنیت داخلی مجلس جلسات مهمی بود و مسائل بسیار مهمی در این مجالس مطرح شد. فارس: در صورت امکان از ناگفته و یا موضوعاتی که در این دیدارها داشتید و به آن ها کمتر پرداخته شده است هم بگویید؟ سروری: زمان بسیار زیادی از این دیدارها گذشته و من به طور طبیعی همه اطلاعات را در ذهن خود ندارم. البته
درس زندگی پای تنور
. به سختی کار می کردم و در کنار آن درس می خواندم و ورزش می کردم. سرانجام در کنکور قبول شدم و با جدیت بیشتری ادامه تحصیل دادم. با علاقه زیادی که به تربیت بدنی داشتم توانستم مقطع کارشناسی رادر 6 ترم به پایان برسانم. همزمان نیز در رقابت های بین المللی کشتی ترکیه شرکت می کردم و در یکی از این رقابت ها که در دانشگاه شهر ارزروم ترکیه برگزار شد قهرمان شدم و جایزه ای که به من دادند بورسیه تحصیل در این
اجرای افسانه باران و کوچه برزیلیا در ششمین جشنواره تئاتر شهر
باران هستند. *اجرای نمایش کوچه برزیلیا نمایش کوچه برزیلیا در دوران جنگ اتفاق می افتد و داستان پسری به نام عبد است که قصد دارد خانواده خود را دور هم جمع کند تا به دختری به اسم لنا برسد. محمد اسماعیل زاده کارگردان نمایش کوچه برزیلیا گفت: نمایش نامه روان و شیرین است و بدون هیچ پیچیدگی داستان را به تصویر می کشد، این اثر از عشق و جنگ، رفتن و ماندن، مرگ و زندگی سخن می
نقدی بر کتاب بازجویی از صدام نوشته جان نیکسون / بازجویی شیطان از دیکتاتور
. دیگر در گزارش های رسمی دشمن فرضی باید تبدیل به دشمن عینی می شد. رسانه ها به اندازه کافی افکارعمومی را آماده کرده بودند. آنها با شتابی که تا آن زمان کم سابقه بود به کمک دولت آمریکا آمده بودند تا گروه های تندروی مسلمان را عامل اصلی این حملات بخوانند. بستر کاملا آماده شده بود چرا که تصور آمریکایی ها از مسلمانان اغلب دارای نقصان بوده است، آنها همواره فکر می کردند و هنوز هم فکر می کنند که مسلمانان به
دلیل مرتضوی برای اینکه مبلغ چک صادره برای زنجانی را زیاد نوشتم: شب بود،خسته بودم ،اشتباه شد
. پس از آن دیدیم که متنی در کانال تلگرامی حمید بقایی منتشر شد که شما را وکیل چینی خوانده بود. داستان چه بود؟ بله در صفحات مختلف مجازی هم مورد لطف دوستان قرار گرفته بودم. حقیقت این است که من هم مثل دیگران ممکن است انتقاداتی از قوه قضائیه داشته باشم. من وکیل آقای علی مطهری هستم، وکیل آقای مهدی خزعلی هستم، وکیل خانم هنگامه شهیدی هستم. مطمئنا در جریان وکالتم بارها نواقصی را دیده ام
سیری در اندیشه سیاسی امام موسی صدر/ آزادی در کنار خیر معنا پیدا می کند
موسی صدر، وقتی آن نوشته را خواندم، چون قبلاً بحث آزادی شهید بهشتی را مطالعه کرده بودم متوجه شدم بحث ایشان شباهت بسیاری با بحث شهید بهشتی دارد، همانجا یادداشتی بر ای آقای دکتر طباطبایی نوشتم و گفتم بحث ایشان خیلی با مباحث آزادی شهید بهشتی شباهت دارد و از بحث امام موسی صدر تعریف و تمجید کردم. آقای دکتر طباطبایی بعداً برای من ایمیلی فرستاد و توضیح داد که چرا این شباهت وجود دارد. برایم نوشت
پاریزی دو نوع خط داشت
/> او درباره سابقه آشنایی و همکاری اش با باستانی پاریزی بیان کرد: سابقه آشنایی ام با زنده یاد دکتر باستانی پاریزی به سال های دهه 60 برمی گردد که در چاپخانه رامین به کار حروفچینی مشغول بودم و اتفاقا کتاب از سیر تا پیاز در آنجا حروفچینی می شد. من که خیلی علاقه مند بودم ایشان را از نزدیک ببینم روزی که برای تحویل فرم های اجازه چاپ و گرفتن فرم های جدید حروفچینی شده تشریف آورده بودند، اول بار ایشان را
چند خبر خوش از فرودگاه کرمان و بم
می خواندم و به هر طریقی که امکان دسترسی به اطلاعات داشتم، آنها را جمع می کردم. قبل از کنکور در آزمون ورودی نیروی هوایی قبول شدم. دوست داشتم خلبان هواپیمای جنگنده بشوم که اتفاقا برای این کار دعوتنامه هم برایم فرستادند. به تهران و ستاد نیروی هوایی رفتم ولی چون در بدنم ترکش دارم و دنده هایم شکسته است، در معاینات پزشکی رد شدم. حتی به خانه یکی از اقوام در تهران رفتم و جریان را برای او تعریف کردم که من
سرود ملی سر زد از افق را چه کسی سرود؟
دوست نداشته اسم مدرسه به نام او باشد اما به اصرار دوستان پذیرفته است. نمونه خواننده: محمد اصفهانی نمی خواستم خورشیدو ازت بگیرم نمی خواستم آسمونت ابری باشه نمی خواستم که چشات بارونی و سرد سهم تو گریه باشه بی صبری باشه آرزوم بوده که آسمون تو شب ها برا تو یه سقف پرستاره باشه روی طاقچه ماه برات مثل یه آینه کهکشونا هم برات
9دی زمینه های بصیرت ملی را به وجود آورد
داخلی مجلس جلسات مهمی بود و مسائل بسیار مهمی در این مجالس مطرح شد. در صورت امکان از ناگفته و یا موضوعاتی که در این دیدارها داشتید و به آن ها کمتر پرداخته شده است هم بگویید؟ سروری: زمان بسیار زیادی از این دیدارها گذشته و من به طور طبیعی همه اطلاعات را در ذهن خود ندارم. البته این نکته را من باید توضیح دهم که در اثناء پیگیری های ما مسئله کهریزک نیز پیش آمد که باتوجه به گزارش
نمایشم بی زمان و مکان است/ لطفا یک قاتل بالفطره باشید!
تا مخاطب نتواند اتفاقات و رخدادها را به موقعیت جغرافیایی خاصی نسبت دهد. آخوندی با اعلام اینکه نمایش به نویسندگی یاسین حجازی و تهیه کنندگی محمد احسان عبدالهی اجرا می شود، یادآور شد: مساله ای که در این اثر نمایشی مطرح می شود مربوط به کل جامعه انسانی است و من نیز علاقه مند بودم این جامعیت از اسم کار گرفته تا طراحی شخصیت ها و فضاسازی اثر انتقال داده شود. نمایش لطفا یک قاتل بالفطره باشید در
این سارق را شناسایی کنید؛ با وعده ازدواج، دختران را سرکیسه می کرد - عکس
یکدیگر ملاقات حضوری داشتیم تا اینکه آخرین بار با یکدیگر به یکی از سینماهای تهران در میدان ولیعصر رفتیم. در مسیر بازگشت به خانه بودم که ناگهان پیامکی برای گوشی تلفن همراهم ارسال شد که با دیدن آن متوجه برداشت پول از حساب عابربانکم شدم. شاکی ادامه داد: بلافاصله در کیف دستی ام به دنبال عابربانک گشتم اما آن را پیدا نکردم و ناگهان به یاد آوردم که چند روز پیش، محسن به بهانه زدن رمز دوم اقدام به
نقل قول باهنر از آیت الله جنتی
را نوشتم، هیچ فرقی نمی کند که اسم هاشمی را نوشته باشم یا احمدی نژاد را. ولی کمی عجیب است اگر به آقای هاشمی رأی داده باشید ولی چند ماه بعد آن طور از آقای احمدی نژاد تعریف و تمجید و حمایت کنید. اینها تحلیل دارد. من سال 88 مطمئن بودم محسن رضایی رأی نمی آورد اما به او رأی دادم؛ چون نه مهندس موسوی را می توانستم بپذیرم و نه احمدی نژاد را اما وظیفه خودم می دانستم که در انتخابات
حقایق جالب و دیدنی درباره برزیل
برترین ها - ترجمه از الهام مظفری: برزیل بزرگ ترین و پرجمعیت ترین کشور آمریکای جنوبی است و همه شما حداقل با جام جهانی فوتبال 2014 و المپیک ریو آن را می شناسید. برخی این کشور را یکی از ابرقدرت های بعدی می دانند و اکنون زمان آن رسیده که بیشتر با آن شوید. زندانیان بافنده Arisvaldo de Campos Pires یک زندان فوق امنیتی در 160 کیومتری ریو دو ژانیرو است. در این زندان نگهبانان کلاه
ریچارد سوم ، الهام شکسپیر از سِنِکا
تاثیری قاطع بر من نهاد. جدا از این تاثیر کلی، زبان تراژدی ها به هیچ کس وامی ندارد. این زبانی است که من در طی چند دهه کار و مطالعه و دقت در کار بسیاری از شاعران و نویسندگان بزرگ خودمان به آن رسیده ام. من در مورد تاثیر مسکوب قبلا حرف زده ام. تاثیر او چیزی غیر از زبان بوده. در مورد بیضایی باید بگویم پانزده ساله بودم که پهلوان اکبر می میرد را خواندم و از همان زمان به این نویسنده و هنرمند بزرگ خودمان دل
پاسخ معاون هنری وزارت ارشاد به معترضان در یک مراسم
ها، علیرغم تمام مشکلات کشور تنها امید ما در این روزها هستید. من به نمایندگی از گروه های اجرایی مقابل شما سر تعظیم فرود می آورم و امیدوارم راه شما ادامه پیدا کند و عمری طولانی داشته باشید. سپس عاشیق محمد علی محمودی، اکبر یزدانی و یعقوب ولیزاده موسیقی قره پاپاغ نقده را روی صحنه اجرا کردند. احسان رسول اف، علی مغازه ای و بهروز وجدانی برای تقدیر از هنرمندان موسیقی اقوام شمال غرب
کلاهبرداری از دختران با وعده ازدواج
داشته باشیم و در صورت توافق و تفاهم با هم، زمینه ازدواج را فراهم کنیم و موضوع را به خانواده های خود اطلاع دهیم. ما چندین جلسه با یکدیگر ملاقات حضوری داشتیم تا اینکه آخرین بار با یکدیگر به سینمایی در میدان ولیعصر رفتیم. در مسیر بازگشت به خانه بودم که ناگهان پیامکی برای گوشی تلفن همراهم ارسال شد که با دیدن آن متوجه برداشت پول از حساب عابربانک خود شدم. بلافاصله داخل کیف دستی ام به دنبال کارت عابربانک
ناصر عبداللهی به روایت ناصر عبداللهی
بیشتر تشویق کرده باشد و الحق که همین گونه هم شد. من که تشنه ی موسیقی بودم، اجازه نداشتم که به این ساز عزیز! دست بزنم، گرچه برادرم از سر مهر، گاه گاهی به من اجازه می داد که از آن استفاده کنم. بزرگتر که شدم پس از آن، به اتفاق یکی از دوستان عزیزم، آقای عظیم قادری نژاد به تمرین موسیقی پرداختم، آن هم با سازی تقریبا همانند ملودیکای برادرم، ولی بزرگتر و مجهزتر از اکوتوریسم، در مدرسه ی راهنمایی بودم که به
فرزندان از اخلاص پدر و شاگردان از نفس گرم استاد می گویند + عکس
کرده بود، ایشان نیز ترغیب شده بودند و در مدت یک سال نیز کل قرآن را حفظ کردند و در همان قرآن تاریخ اتمام حفظشان را نیز نوشتند و نام فرزندان را نیز در آن قرآن ثبت کرده بودند و علت این که نام بنده را حسن گذاشتند نیز این بود که با فاصله یک یا دو روز مانده به ولادت امام حسن(ع) متولد شدم. وی در ادامه افزود: دورانی که دبیرستان می رفتم، محمد و علی دو برادر دیگرم نیز حافظ قرآن بودند. یک بار در خواب دیدم
آمریکایی که مردم در ذهنشان می سازند با آن چیزی که هست خیلی فرق دارد
زلزله از دست داده بود یک مثنوی خواند و همه گریه کردند. آنجا من یک شعر خواندم که مورد استقبال واقع شد. همان موقع بسیاری از شاعرها به من گفتند تو که الان چهار موتوره داری شعر می گویی، بگذار وارد زندگی مشترک شوی و بچه وارد زندگی ات شود آن وقت در کل اینها قطع می شود. بعد خانم های متعددی را برای من مثال زدند. گفتم فکر نمی کنم برای من این طور شود و خدارا شکر نشد. یک دلیل اصلی آن هم همراهی همسرم بود. اولین
هانیه توسلی در خشم و هیاهو هشت نقش بازی کرده است+عکس
ایران آنلاین / هانیه توسلی بازیگر این نمایش هم با اشاره به همکاری خود با رایانی مخصوص در این اثر گفت: من این اجرا را سال 78 دیده بودم همان موقع خیلی دوستش داشتم و در ذهنم مانده بود چراکه معتقد بودم بسیار اکتیو است و بازیگر در آن منفعل نیست بلکه انرژی زیادی لازم دارد در نتیجه وقتی آقای رایانی مخصوص به من پیشنهاد داد و من متن را دوباره خواندم برای همکاری بسیار ترغیب شدم. توسلی ادامه داد
ماجرای عجیب جشنواره ادبی "سیلک"
برای دریافت جایزه در این مراسم حاضر شوم. نویسنده مجموعه داستان "خانه کوچک ما" که اهل خوزستان است و در این شهر اقامت دارد، افزود: من حتی از اینکه کتابم در این جشنواره شرکت داشته متعجب شدم، بعد فهمیدم که ناشر بدون اطلاع این اثر را به جشنواره سیلک ارسال کرده است. وی ادامه داد: در مراسم اختتامیه شرکت نکردم، بعد از آن آقای خسروی تماس گرفت و گفت که باید برای دریافت جایزه ام اقدام
پول سازی با بازی
دوستانی داشته ای که پیشنهادهایی از باشگاه های خارجی داشته باشند؟ تابه حال نه. چون از سال پیش بود که تازه باشگاه ها شروع به استخدام گیمرها کردند، ولی کم کم سراغ گیمرهای دیگر کشورها هم می روند، به خصوص اگر سال قبل کسی در سطح جهانی مقام می آورد، حتما دنبالش می آمدند و پیشنهاد می دادند، چون الان پلیرهایی که جذب می کنند، همه کسانی هستند که در سطح جهانی مقام دارند. همین امسال کسی که در سطح جهان قهرمان
با صدف قرار داشتم، پدرش آنجا بود و مرا به خانه ای برد و!
.هرچه جست وجو کردم خبری از آن مغازه نبود. نیم ساعتی ماندم، همین که خواستم آنجا را ترک کنم، خودرویی مقابلم توقف کرد که متوجه شدم سرنشین آن پدر دختر مورد علاقه ام است. او از من خواست سوار خودرویش شوم. به گمان این که می خواهد درباره ازدواج با دخترش حرف بزنیم، به وی اعتمادکرده و سوار خودرو یش شدم. جوان ادامه داد: او بعد از طی مسافتی مقابل خانه ای در اطراف شهریار توقف کرد و مرا به آن خانه برد. چند
تبعیض تابعیت
ثبت نام نمی کنند یا اگر ثبت نام کنند به اسم کمک به مدرسه هزینه های گزافی دریافت کرده و در بعضی موارد هم بچه افغانستانی را از بچه های دیگر جدا می کنند. مثلا بچه های افغانستانی را اردو نمی برند. یعنی همه را اردو می برند، به جز دانش آموز افغانستانی؟ بله، حتی اردوی معنوی راهیان نور و اردوهای مذهبی، مثلا پسرعمه خودم را بگویم که این طفلک خیلی به شهدا علاقه داشت. مدرسه یک اردوی مناطق عملیاتی
اگر شخص شما را ترور کنند بهتر از این وضع تشریفات است!
شبکه اجتهاد: فراز و فرود جایگاه روحانیت موضوعی است که در هفته های اخیر مورد توجه محافل حوزوی بوده است. برخی معتقدند جایگاه روحانیت در سال های اخیر تضعیف شده است و برخی نیز چنین نگرشی را قبول ندارند. همین مسأله را با آیت الله محمدعلی گرامی مطرح کردم. او در گفت وگوها صراحت مخصوص خود را دارد و نگاه خود را به این مسأله مطرح می کند. البته زمان خداحافظی می گوید خودتان ببینید بخش هایی را که صلاح نمی
شرط زن برای ازدواج مجدد؛ شوهرم را بکش
با همسرش استفاده کردم اصغر در اولین اظهارات منکر هرگونه ارتباط شخصی با ترانه شد اما در ادامه و روبرو شدن با مستندات و دلایل غیرقابل انکار لب به اعتراف گشود و درخصوص انگیزه جنایت به کارآگاهان گفت: ناصر را کشتم چون عاشق همسرش بودم. من و ترانه با یکدیگر در یک شرکت خصوصی همکار هستیم و در این مدت من به او علاقه مند شده بودم اما او همسر داشت، طی صحبت هایی که با ترانه داشتیم، متوجه شدم که او با
گفت و گو با - سارادونا - ، خانم گل فوتبال ایران
/> چون پدرم و البته برادرم که یک سال از من بزرگ تر بود فوتبال بازی می کردند من هم به فوتبال علاقه مند شدم. آن موقع بانوان هنوز فوتبال نداشتند و برای شروع مجبور شدم در بخش فوتسال ثبت نام کنم تا این که سال 83 فوتبال بانوان نیز داخل ایران آمد و خانم ایراندوست تیم باشگاهی ملوان را تشکیل داد. عاشق این رشته بودم و از بچگی تفریح ما این بود که فوتبال بازی کنیم. لایی می خوری یا می زنی؟
بنده علی خوش لفظ هستم
، در همان روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی در جاده ی خون یکی از برادران رزمنده که نامش علی بود، سرش قطع شد و شهید شد. از همان زمان یک نامه برای خانواده نوشتم که من اگر زنده ماندم و شهید نشدم نامم علی است و دیگر مرا جمشید صدا نکنید. من پانزده ساله بودم که به مانند همه ی برادران دیگر برای حمایت از ولی فقیه زمان به جبهه رفتیم. برای من جالب بود آقا با این مشغله ای که دارند، چگونه کتاب را با این دقت