سایر منابع:
سایر خبرها
شهیدی که با پرواز VIP عازم بهشت شد/ زندگی مشترکمان را با هیچ آغاز کردیم
می شد و بعد هم جنگ این یک علاقه درونی بود که به جبهه کشاندشان. اصلا نمی شود بگویی که دلیلش چه بود؟ او از همان اول به آقا اقتدا می کردند, وقتی هر چیزی که رهبر می فرمودند چه حضرت امام (ره) چه حضرت آقا او می گفت سمعاً و طاعتاً. چون می گفت ما ولی داریم و هر چه که ولی بفرماید همان است. تسنیم: ایشان در سال 62 جذب سپاه شدند؟ بله در سال 62 وارد سپاه شدند. یک مدتی در قسمت تعاون بودند و
امروز ما عمل هستیم و بقیه عکس العمل
بعد در واتیکان دو سالن بود که فقط کشیش ها بودند و آنها دیدند. در یک سالن ما بودیم و مسئولان جشنواره. به آنها حرفم این بود که حضرت مسیح مصلوب نشده و زنده است و ما همه منتظران هستیم. با وقوع انقلاب اسلامی وارد یک عصر جدید شدیم و زمان عوض شده است. موتور محرک انقلاب اسلامی هم خونخواهی امام حسین (ع) است و اربعین، که کارگردان اینها خداست. این را نسل شما باید بداند که همان طور که گفتم ما اکشن
سوال عجیب در خواستگاری شهید مدافع حرم!
را نشسته خواندم و بعد هم به خواهرشوهرم و مادرم زنگ زدم و گفتم. خیلی زود هر دوی شان آمدند که علی خواب بود و بیدار شد. حول کرد که چه شده؟ سریعا مرا به بیمارستان امام سجاد(ع) بردند. گفتند هزینه اش 300 هزار تومان است و از وقتش گذشته بچه دارد خفه می شود. درگیر بنایی بودیم پولی هم نداشتیم از بیمارستان آمدیم بیرون. علی آقا تاکسی دربست گرفت رفتیم بیمارستان امام هادی(ع). ساعت 2 بعدازظهر 18
داستان شگفت انگیز زندگی نیکول کیدمن
چیزی به ما یاد داده اند... من گفتم او به من یاد داده که هر روز ورزش کنم و هیچ وقت به جمهوری خواهان رأی ندهم. معلممان از خنده نزدیک بود از روی صندلی خود بیفتد". اما رابطه نیکول با مادرش از آن رابطه های بسیار صمیمی و مهربانانه نبود. به گزارش روزنامه گاردین، مادر نیکول یک بار به او گفت:" من از آن مادران نیستم که تو را بغل کنم. من اینکاره نیستم پس از من این انتظار را نداشته باش". اما حتی بدون
ناگفته های تلخ اولین خبرنگاری که بعد از زلزله وارد بم شد
به آنها معترض شدم. گفتم غسل و کفن و نماز و آداب دفن باید رعایت شود، یکی از جوانان گفت اینها پدر و مادر و برادران و خواهران خودم هستند، اما اگر تا ساعتی دیگر دفن نشوند در این هوای سرد گرگ های گرسنه به شهر حمله ور خواهند شد و پیکر عزیزان ما را تکه تکه خواهند کرد، در آن شرایط چاره ای جز این کار نبود. بعد از حضور در بروات دوباره به بم بازگشتم، در محوطه ساختمانی که تقریبا تا 80
اصولگرایان درباره احمدی نژاد چه می گویند؟
. احمدی نژاد روی یک کرسی ای نشست که ما او را در این کرسی تجربه نکرده بودیم. این فعال برجسته اصولگرا در ادامه با اشاره به سرنوشت برخی از نیروهای انقلاب اسلامی از جمله بنی صدر و قطب زاده افزود: اول انقلاب، حضرت امام آقایی به نام قطب زاده را مدیرعامل صداوسیما کرد. ما در دانشگاه سر قطب زاده کلی با منافقین، همدیگر را می زدیم. ما دفاع می کردیم، آنها فحش می دادند. بعد از دوسال، قطب زاده در جریان
پیکر مهران را با صوت اذان خودش بدرقه کردیم
ندادند وسیله ای همراه خودمان ببریم. من و پدرش قاب عکس مهران را داخل ماشین گذاشتیم. کمی بعد متوجه شدم خانواده ها عکس بچه ها را از داخل قاب بیرون آورده اند و فقط عکس شهیدشان را با خود حمل می کنند. به پدرش گفتم شما بروید قاب عکس را با خود بیاورید تا عکس را برداریم. گفت نه من دیگر نمی توانم به سمت ماشین برگردم. خیلی ناراحت شدم. اجازه نداد خودم هم بروم. بغض کردم. حس کردم مهران شانه به شانه من حرکت می کند
مجموعه شعر عاشقانه طنز
را از خون دل، دریای احمر می کنند در میان گریه هاشان، یک نظر با قصد خیر بر رخ ناهید و مینا و صنوبر می کنند بعدٍ چندی کز وفات جانگداز او گذشت بابت تسلیّت خود! فکر دیگر می کنند دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال جانشین بی بدیل یار و همسر می کنند کج نیندیشید فکر همسر دیگر نیَند از برای بچه هاشان، فکر مادر می کنند
مهم ترین چالش امروز ما فقه الاداره است/ همه نهادها باید شورای عالی فقهی داشته باشند/ بودجه نهادهای حوزوی ...
جمهوری اسلامی خیلی بسیط بوده است؟ -بله! الان هم به عنوان یک چالش بسیط است. وقتی حکومت نداشته باشیم، تصورمان از حکومت واقعاً بسیط است *صحبت معروف امام که اوقاف را به ما بدهید، کشور را اداره می کنیم، این نشان می د هد که دید بسیط بوده است؟ -آنجا این تعبیر نیست، حرف حضرت امام(ره) تا جایی که اطلاع دارم این است که می گویند فقط بازار بغداد برای اداره علمای اسلام
تحقق و اجرای حقوق شهروندی در گرو تقویت گفتمان ملی
ضرورت توجه و تحقق آن در گرو تقویت جوامع مدنی است. روزنامه آرمان در یادداشتی با عنوان حقوق شهروندی از قانون تا اجرا به قلم نعمت احمدی حقوقدان نوشت: حقوق شهروندی در مقاطع مختلف آمده و تکرار شده است. نخستین بار در فصل 3 قانون اساسی به حقوق شهروندی اشاره شده و پس از آن در فرمان 8 ماده ای حضرت امام(ره) شاهد اشاره به حقوق شهروندی هستیم. در سال 82 نیز ریاست قوه قضائیه وقت آیت ا... هاشمی شاهرودی
نویسنده ها و شاعران ما اهل تجربه نیستند
مسئول این کار بود و خودش هم به اصطلاح نویسنده بود گفتم ببینید آقا چیزی که من اینجا نوشتم تقریبا شبیه حرف هایی است که اعلا حضرت سه، چهار روز پیش زد، آن شخص گفت که اعلاحضرت می توانند بزنند ولی تو نمی توانی! بعد از انقلاب من درباره آن نوشتم و از انقلاب اسلامی دفاع کردم. اولین آن زنده باد مرگ بود که هنوز هم توقیف است و آقای خامنه ای هم از آن تعریف کرده بودند و آن را انقلابی و اسلامی خواندند. ولی خب
روایت استاد انصاریان از دیدار با آیت الله العظمی سیستانی
هیچ نیاز مالی ندارم. سالی 40 50 میلیون تومان مقلدین شما به من می دهند. گفتم: بنده هم اهل خمس دادن هستم. اول خیال ایشان را راحت کردم که هدیه ای به من ندهند. گفتم: من از شما یک درخواست دارم. فرمود: بگو، گفتم: درخواستم این است که اجازه دهید برای شما روضه بخوانم، گفتند: دلم خیلی گرفته است. ده سال حرم امام علی (علیه السلام) را ندیده ام، روضه بخوانید! من هم روضه را شروع کردم، ایشان
نصف روز دخترم و نصف روز پسر
از انگ زدن برداریم و تلاش کنیم واقعیت وجودشان را درک کنیم. مجال یک ساعته تئاتر آنقدر نیست که بشود تمام حرف های خانواده را شنید. باقی سؤال ها موکول می شود به بعد از نمایش؛ همان وقتی که بازیگرها و بچه های ترنس دور هم جمع شده اند تا گپی بزنند و بار رنج روزها را کنار هم سبک کنند. شاهین خوش شانس بوده که خانواده ای دارد که حمایتش می کنند. پدرش، مصطفی رازانی می گوید: من سواد آنچنانی ندارم اما
همه از چشم پاکی رسول می گفتند
چشمان یعقوب مربوط به زندگینامه شهید رضا کارگر برزی از اولین شهدای مدافع حرم است. پناهی در گفت وگو با خبرنگار دفاع پرس با اشاره ای کوتاه به سابقه خود در نگارش کتاب های مربوط به شهدای مدافع حرم اظهار داشت: تحقیق در حوزه شهدا را از سال 93 در همکاری با مجموعه نشر بعثت 27 سپاه حضرت رسول (ص) در خصوص شهدای دفاع مقدس آغاز کردم. از ابتدای سال 94 وارد بحث کتاب های مربوط به شهدای مدافع حرم شدم و
نگاه دولت ها به دانشگاه، تهدید یا فرصت
نظر من بعد از انقلاب، نگاهی که حضرت امام (ره) به دانشگاه و جنبش های دانشجویی و بعد کل مجموعه جنبش دانشجویی در سال های بعد داشت این طور نبود. این نگاه تهدیدآمیز به دانشجو و جنبش دانشجویی از بین رفت. اما از دهه 70 فرق کرد و به آن شکل شد که دانشگاه نباید وارد فضای سیاسی شود و در مسائل دخالت کند. حداقل نگاه خود حضرت امام (ره) این گونه بوده که دانشگاه با توجه به شرایط و ویژگی هایی که دارد باید در متن
سخنرانی ویژه آیت الله خامنه ای بدون حفاظت در میان کُردهای مسلح
نداریم. بعد به من گفت آنها نمی دانند که تو قرار است ستوان یک شوی. من هم به شوخی گفتم حالا شاید سروان شده باشم. دوباره سؤال کردند و گفتند نه سروان دادبین! بعد که به تهران آمدیم، فهمیدم بعد از اینکه حضرت امام دستور ارتقاء درجه داده بودند، از آنجایی که فقط چند روز مانده بود من ستوان یک شوم، سرهنگ فروزان لطف کرده بود و گفته بود این چند روز را صبر می کنیم تا دادبین ستوان یک شود بعد درجه ای
چوب والد را از سر بچه ها برداریم!
/> ویژگی که درباره شما زیاد می شنویم روحیه شادی است که سال هاست آن را حفظ کرده اید شاید به همین دلیل است که معمولا گویندگی نقش بچه ها و آثار کمدی را به شما می دهند، از سابقه شما چنین استنباط می شود که کودکی بازیگوشی را سپری کرده اید. به نظرتان دوران کودکی سالم از نظر روانی چه تاثیری روی دوران بزرگسالی آدم ها دارد؟ معتقدم آدم ها در هر سنی باید کار هایی را انجام بدهند که مختص آن دوران
کریمی: پرسپولیس کار شاقی نکرده است
دسته اولی است که در منطقه سقوط قرار ندارد و در کورس قهرمانی هم است. یک بار مدیر یکی از تیم ها از من خواهش کرد تا به آن تیم بروم، چون تازه جراحی کرده بودم، قبول نکردم، اما با کلی اصرار در نهایت پذیرفتم. تیم در حال افتادن بود که نجاتش دادیم، اما در یک بازی در لحظات پایانی گل خوردیم و بازی مساوی شد، دیدم مدیر تیم دو دستی به سر خودش زد، گفتم ببخشید کسی مُرده! گفتم نه سهمیه را از دست دادیم! تیم داشت
خیابانی: با پول اختلاس، کرمانشاه بهشت می شود
خوانیم و فقط آنهایی که مربوط به زلزله باشند را برای شان اقدام می کنیم. کل نامه ها دو یا سه خط است و سی ثانیه خواندن شان زمان می برد. بعد افراد امین مان در هر منطقه را می فرستیم و اگر نوشته ها صحت داشته باشد، به آنها رسیدگی می کنیم. من فقط اجازه دارم این پول ها را خرج بازسازی آثار زلزله بکنم. مثلا در این نامه ها از جاهایی که زلزله نشده هم در خواست کمک شده، یک بنده خدایی از سرطان رنج می برده، درخواست
مهدی هاشمی نسب: به خاطر رفتن از پرسپولیس به استقلال مادرم کتک خورد
عابدینی! سفر عراق یادت هست؟ من اهل بگم بگم نبودم و نیستم. جز از خداوند از هیچ کس ترسی ندارم. اگر در جوانی خطایی کرده ام، مختص همان دوران بوده و باید نزد پروردگار جوابگو باشم اما می خواهم به آقای عابدینی مستقیم بگویم یادت هست برای بازی جام باشگاه های آسیا دورانی به عراق رفتیم که مثل حالا رفت و برگشت آسان نبود؟ یادت هست با هم در بین الحرمین قدم می زدیم و حرم امام حسین (ع) را دیدیم و منقلب
فراموشخانه بم
های شتابزده زیادی انجام شد و از صددرصد آنها 60 درصدش به طلاق انجامید؛ چون کسی نبود آنها را راهنمایی کند، همه فقط به بازمانده ها می گفتند که ازدواج کنید و تعداد ازدواج های شتابزده در دو سال اول بعد از زلزله خیلی زیاد شد. چرا تعداد این ازدواج ها زیاد شد؟ چون تنهایی ها و افسردگی ها زیاد بود. افراد بی کس بودند؛ مثلا دختری بود که اعضای خانواده اش را از دست داده بود و عمو و دایی می گفتند
تقلا برای زنده ماندن
مجتبی پارسا| درحالی که دولت میانمار در پی فشارهای بین المللی توافقی را با بنگلادش مبنی بر بازگشت مسلمانان روهینگیا امضا کرده است، اما هیچ نشانه ای مبنی بر اجازه بازگشت مسلمانان روهینگیا به میانمار وجود ندارد. چندی پیش، بنگلادش و میانمار بر تعهد خود به منظور آغاز روند بازگشت آوارگان روهینگیا به میانمار از ماه ژانویه تأکید کردند، اما ارتش این کشور اعلام کرده است که نباید انتظار داشت تعداد بسیاری از
قصه قدیمی کودکانه، زنان کوچک
تفریح هم بکند! ظاهراً من به جای پدربزرگ برای او مادربزرگ بوده ام. بگذارید لاری شاد و خوشحال باشد چون امکان ندارد او در صومعة آن خانوادة کوچک، بچة شروری بشود. از آن به بعد لاری نیز همیشه به خانة خانوادة مارچ می آمد و مدتی را به بازی و تفریح می گذراند. مگ نیز متقابلاً هر وقت دلش می خواست می توانست به گلخانة آقای لارنس برود. جوزفین هم کتاب های کتابخانة آقای لارنس را با ولع می خواند و ایمی از روی
تداوم بهبودی در ترک اعتیاد، با معجزه NA
کرایه کش بود و یک مینی بوس، یک تاکسی و یک شخصی داشتم که از دستم رفتند و کارم به جایی کشید که خانه ام را هم ازدست دادم و مورد تمسخر و فحاشی زن و بچه قرار گرفته بودم. وقتی خانمم مرا از خانه بیرون کرد دختر 19 ساله ام می گفت تو پدر نیستی، نامردی! برو دنبال کار و رفقایت. این ضربه هایی بود که به من وارد می شد. یک روز طبق عادت همیشه آمدم دخترم را ببرم مدرسه، دیدم که نوشته ای در جیبم گذاشته که “بابا
دشمنان شهید بهشتی چه کسانی بودند؟
مارکسیستی همچون حزب توده و فدائیان خلق تا چپ های مارکسیست - مسلمان که برجسته ترینشان مجاهدین خلق بودند. نیروهای راست هم اعم از سکولار چون جبهه ملی تا لیبرال های مسلمان چون نهضت آزادی هستند. در میانه این هر دو، نیروهای موسوم به خط امام قرار گرفته اند که مهم ترین شان در آن هنگام حزب جمهوری اسلامی است. البته نیروهای خط امام هم خود طیف بندی دارند و از جناح چپ، راست و میانه تشکیل شده است که در آن تاریخ اختلاف
از قافله جامانده ام
/> او که ً نی ریزی و اهل محله امام مهدی است، درمورد انگیزه جبهه رفتنش می گوید: سال چهارم دبیرستان زمانی که تازه انقلاب پیروز شده بود، در تظاهرات و راهپیمایی ها حضور فعالی داشتم و از زمانی که شنیدم دشمن بعثی به ایران حمله کرده، بزرگترین آرزویم این شد که به جبهه بروم. سال 1358 که امام دستور جهاد داد، در بسیج ثبت نام کردم و چون درسم تمام شده بود، زیاد به سپاه و بسیج می رفتم و بیشتر وقتم را
قصه برای کودکان، آلیس در سرزمین عجایب
هستم . ملکه فریاد زد راه خانه ی تو ؟ تمام راه های این جا متعلق به من است ! سرش را بزنید ولی ملکه سریعاً تغییر عقیده داد و از آلیس پرسید : ببینم تو کریکت بازی می کنی ؟ الیس پاسخ داد : بله قربان و بعد ملکه دستور داد خوب بیا بازی را شروع کنیم . مدهتر گفت : ما یک میهمانی غیر تولد داریم ، چون ما فقط یک روز در سال مهمانی تولد داریم ، بنابراین 364 روز دیگر را مهمانی غیر تولد می گیریم مارچ هر از آلیس پرسید
مشکل اصلی همچنان غلبه ی حاشیه بر متن است
نبود که مثل آنها فیلم بسازیم. می خواستیم بگوییم این یک مدل از تبدیل معنا به سینما است. همین، و نه چیز دیگر! به قول شما یک نار و نی از آن درآمد. بعد یک پای این طرف ترش هم شد آن سوی مه. اما اتفاقا خیلی از فیلم های پرفروش مربوط به اکران آن دوره است. ما آن موقع با جمعیت 45 تا 50میلیونی، 60میلیون بیننده در سال تجربه کردیم. در حالی که همین دو سال پیش، با جمعیت 80میلیونی ایران فقط 25میلیون بلیت خریده شده
داستان برای کودکان، پیشی پیشی
را اذیت کند. حضرت علی (علیه السلام) گفته اند که حیوانات را خدای مهربان آفریده است. آن ها نمی توانند حرف بزنند و بگویند که تشنه یا گرسنه اند، برای همین هم ما باید مراقب باشیم که آنها را اذیت نکنیم. ناگهان یک گربه ی بزرگ از روی دیوار، شروع کرد به میومیو کردن. پدربزرگ با خوشحالی گفت: شکر خدا، مادرش هم آمد. بعد گربه ی مادر، پیش بچه اش آمد و هر دو با هم شیر خوردند. همه ی ما منتظر هستیم که حسین زودتر بزرگ شود و چیزهایی را که من بلد هستم یاد بگیرد!
داستان کوتاه برای بچه ها، گنج مادربزرگ
کار میکنید؟ گفتم: می خواستیم توی جعبهی مادربزرگ را ببینیم. مادرم گفت: مادربزرگ میداند؟ گفتم: نه. مادرم گفت: پس نباید به آن دست بزنید. گفتم: ما دستمان نمیرسد. شما آن را باز کنید تا من و مبینا توی جعبه را ببینیم. مادرم گفت: نه شما و نه من، اجازه نداریم به جعبه مادربزرگ دست بزنیم. این کار گناه است. و گناه کار اشتباهی است که خدا انجام دادن آن را دوست ندارد. گفتم: چرا اشتباه