سایر منابع:
سایر خبرها
پیام شهیدی که در خواب پدر تعبیر شد/ روز تولد شهید، جشن شهادتش گرفته شد
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) ، از شش سالگی و پیش از آنکه وارد مدرسه شود، شروع به یادگرفتن قرآن کرد و در سن یازده سالگی با قرآن بیشتر مأنوس یافت. او در یک روز یک صفحه از قرآن را حفظ و تثبت می کرد و درباره با برخی از مفاهیم آیاتی که در زندگی کاربرد دارند، صحبت می کرد. این ها صحبت های علی اکبر معزغلامی، پدر شهید است که با بغضی که در گلو دارد برای
گورخواب های بی گور
پرویز زیر قاب خروجی کمپ اخوان ، زندگی اش را کیسه سیاهی کرد، انداخت روی شانه های خمیده اش و رفت. رفت تا جُل و پلاسش را این بار در ویره پهن کند. لیلا سر از زندان درآورد، پسرش مهدی هم، بین شایعه مرگ و زندگی، دست و پا می زند. فرخنده و پروانه ، از هفت دی پارسال، مثل 10، 15 سال قبلش، آواره بیابان و باغ های خشکیده شدند. آرمان را هر روز در پاتوقی جدید می شود پیدا کرد و سایه مادرجون ، همین یکی دو شب پیش
پدرم روی صورت مادرم اسید پاشیده
هر بار که به خرید می رفتم مرا تعقیب می کرد. او خیالاتی شده بود و فکر می کرد با مغازه داران محل در ارتباط هستم. حتی شب ها زیر بالشت خودش چاقو می گذاشت. آن روز صبح در رختخواب بودم که متوجه شدم فؤاد وارد اتاق شد. او چیزی شبیه یک بطری را پشت خودش پنهان کرده بود. خودم را به خواب زدم که ناگهان متوجه شدم مایعی را روی صورتم پاشید و به شدت سوختم. از صدای فریادهایم فرار کرد و بچه ها بالای سرم حاضر شدند
مجموعه جدید شعر وفات حضرت معصومه (س)
/> کنار دیده درخون نشسته اش صد بار سر عموی رشیدش ز نیزه ها افتاد شبی که گم شد و آن زجر رفت دنبالش به روی ناقه روان بود و بی صدا افتاد ولی به عمه پر از بوی فاطمه برگشت به سوی قافله زخمی تر از همه برگشت مهدی نظری ❆❆❆❆❆❆❆ باز هم می شوم کبوترتان زیر این گنبد منورتان من نمک گیر سفره ات شده ام دست خالی نرفتم از
ده شعر زیبا برای حضرت معصومه (س)
/> هر سال ما اگر که شود سال فاطمه ای عمه امام زمان! کاش در حرم یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا آرامش و قرار دل ثامن الحجج ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا در هر سحر به سوی ضریح اجابتت می آورم دو دست دعا إشفعی
شهید مدافع حرمی که بعد از شهادت گریه کرد + تصویر اشک ریختن
هم بگیرد اگر هم این کار را نکند شهید نامردی است. آخر همه این فیلم ها هم بابا می گفت آقا مصطفی (صدرزاده) من که می دانم تو زودتر می روی، پس نامردی نکنی و سفارش کنی. شهید صدرزاده عاشورا شهید شد و بابای من یک سال بعد روز عرفه، یعنی سالگرد شهید صدرزاده چهلم بابا بود.آخرین حرف ها هم حرف های همسر شهید است که می گوید: تاریخ ها در زندگی ما خیلی خاص است. مادرش عید فطر سال 78 بود که به خواستگاری من آمد، آخرین باری که برگشت 17 اسفند و تولد من بود. نخستین بار هم که برگشت بعد از 109 روز و در شب لیلة الرغائب بود. انتهای پیام/1404 منبع خبر : جهان ...
اسیدپاشی مرد 3 زنه روی همسر دوم
حسین اصغرزاده قرار گرفت. صبح دیروز، در ابتدای جلسه دادگاه راحله 54 ساله در جایگاه ایستاد و گفت: من همسر دوم متهم هستم. 30 سال با هم زندگی کردیم و هشت بچه داریم که یکی از آنها مدتی قبل فوت کرد. سال های اول ازدواجمان همه چیز خوب بود اما همت به مرور دچار بدبینی شدید شد. هرجا می رفتم، مرا تحت نظر داشت و سین جیم می کرد. به خاطر این کارهایش، سه بار به دادگاه خانواده رفتیم تا از هم جدا شویم اما
بسته شعری ویژه وفات کریمه اهل بیت علیهم السلام
شاد کردید شما قلب رضا را به خدا همچو زینب سر بازار نبردید مرا اینکه با گریه معصومه مدارا کردید همه جبران غم زینب کبری کردید بعد از آن خستگی راه توانم دادید بهترین نقطه این شهر مکانم دادید به خدا حق مرا خوب رعایت کردید روز و شب از من بیمار عیادت کردید زحمتی بود اگر غرق ملالم نکنید من دگر رفتنی هستم ،حلالم بکنید
حقایقی در مورد - کریستیانو رونالدو - که نمی دانید!
ام، صحبت هم نخواهم کرد. البته زمانی که پسرم بزرگ شود من حقیقت را به او می گویم. بعضی از بچه ها نه پدر دارند نه مادر و به نظر من یک پدر برای فرزندم کافی ست. او عاشق خانواده اش است رونالدو 4 فرزند دارد. همانطور که در بالا گفتیم، اطلاعاتی از همسر اول او در دست نیست اما پسر بزرگ رونالدو اکنون 7 ساله است. در نوامبر 2017 او به همراه فرزند بزرگش، در تبلیغات شلوار جین یک برند، تیتر
با بیماری مبارزه نکردم، دوست شدم
هنوز بی حس است. سه روز به همین منوال گذراندم تا این که دیدم بی حسی تا ساق پایم بالا آمد. همسرم گفت برویم دکتر. وقتی دکتر رفتیم گفت احتمالا کم خونی است؛ یک سری قرص ویتامین داد و بی کمپلکس و اینها، اما فردایش دیدم نه تنها بی حسی از بین نرفته، بلکه دارد بالاتر می آید؛ بیشتر پای سمت راست. با یکی از دوستان تماس گرفتم، گفت باید بروی بیمارستان. رفتم بیمارستان سینا، یک سری آزمایش دادم و ام آر آی و بعد هم
اخلاص عمل او را در آزمون شهادت قبول کرد
جمعه بازار حصیرفروشان برای مراسم زیارت عاشورا می رفتم. مادرم با آنکه نابینا بود مرا به مراسم عزای امام حسین(ع) می برد و راه و رسم زندگی می آموخت تا اینکه حاج آقا به خواستگاری ام آمد. همسرم از کودکی با یتیمی بزرگ شده بود. اما حلال و حرام خدا را رعایت می کرد از زمان مجردی اش سال خمسی داشت. هر چند بی سوادیم ولی حلال و حرام خدا را می دانیم و رعایت می کنیم. زمان جنگ مثل الان امنیت نداشتیم. بچه هایم
پسرم می گوید: دیگر بابا ندارم؟
گفت راضی کردن فاطمه با من، گفت در هر کاری توکلت به خدا باشد، من هم دیگر چیزی نگفتم. به خودم آمدم و نهیب زدم که تو همیشه می خواستی در میدان عمل باشی و اینجا میدان عمل است. این شد که همان مخالفت کوچکم که بهانه اش بچه ها بودند نیز از بین رفت. الیاس اولین شهید خانواده بود/ مراقبم دشمن گریه ام را نبیند دفاع پرس: بعد از شهادت آقا الیاس هم این حس با شما ماند؟ شویکلو: بله، تا الان یک
متن مداحی وفات حضرت معصومه (س)
/> زده پر دلم به هوای تو که پیمبران به سرای تو همه منتظر به عطای تو که دهی تو حاجت سائلان قم از تو گشته مدینه ای تاج سر و این سینه ای به رضائیان تو نشانه ای حرم تو قبله عارفان اخت الرضا دخت نبی نسلت ز فاطمه و علی ز تلالو ات شده منجلی مه آسمان و ستارگان غم زینبی چو خریده ای پی دلبرت گردیده ای ز رضا ولی تو ندیده ای تن بی سر و سر بر سنان 7) الا ای زینب
مجموعه بهترین اشعار درباره مادر
مادر اگر یک سرفه بی جا نمایی خورد خون جگر بیچاره مادر برای این که شب راحت بخوابی نخوابد تا سحر بیچاره مادر دو سال از گریه روز و شب تو نداند خواب و خور بیچاره مادر چو دندان آوری رنجور گردی کشد رنج دگر بیچاره مادر سپس چون پا گرفتی، تا نیافتی خورد غم بیشتر بیچاره مادر تو تا یک مختصر جانی بگیری کند
فرهنگ + شهروندی
الهام ماهری + فاطمه صفری اول خمیر را ورز می دهد. آنقدر سریع که حرکت دست هایش را به سختی می شود دنبال کرد. بعد خمیر را با همان سرعت پهن می کند و از ظرف پر از کنجدی که کنارش گذاشته، یک مشت برمی دارد و شلخته می پاشد روی نان. آخر دست هم می گذاردش توی تنور و وقتی از جایش مطمئن شد، همه چیز از اول شروع می شود... .این کار هر روزش است. از صبح زود که خمیر را آماده می کند، تا هر وقت که مشتری
کاش آن عروس به زندگی برگردد
بی جان به دستشان داد. شب های دیگری هم در شهر قرار عروسی داشتند اما کارت های عروسی به دست میهمان ها نرسید. یکشنبه عروسی معصومه بود . معصومه 8ماه بعد عروس شد اما 200نفر از میهمان ها در گورها به خواب بودند. در ماه های بعد از زلزله چندین عروس و داماد زندگی مشترک را آغاز کردند با غمی که دل هاشان را چنگ می انداخت تا بگویند زندگی ادامه دارد و زمین را شرمسار کنند . پی نوشت : - عذرخواه بازمانده های این جشن ها هستم که در طول گفت وگو دچار رنج مکرر شدند. خانواده های رحیم نژاد، نظام آبادی، سینایی، زابلی نژاد و بیدرانی . ...
روایت زندگی بازماندگان در آشیانه
مادرش آن زمان خواب بوده، بچه ها را نجات می دهد اما خودش زیر آوار می ماند. نرگس تا دو سال پیش از پدرش خبری نداشت. خواهر و برادرش از او خبر داشتند چون همه در بم بودند؛ پدرش معتاد است و در مرکز ترک اعتیاد زندگی می کند و او تا به حال دو بار او را دیده و میلی ندارد که با او زندگی کند. نرگس معمولا از روز زلزله نمی پرسد. حتی هنوز درست نمی داند از اعضای فامیل چه کسانی را از دست داده
حقوق نماینده مجلسی که پایان ماه کم می آید!
یکی از آن ها گفته بود مرا فرماندار کن و دیگری گفته بود من را در فلان سمت بگذار اما پدر گفته بود من اصلا این کار را نمی کنم. من برای خدمت به مردم آمدم نه برای این که برادرهایم را سرکار بگذارم. این مشکلات برای ما وجود دارد و متاسفانه همه ی عموهای من با ما قطع رابطه کردند. چون گفتند برادرمان حاضر نیست برای ما کار پیدا کند. خانواده ی مادرم خیلی کم تر درخواست می کنند چون هم رودربایستی دارند و هم از
خیلی خوشم آمد که آدم خاکی است و سطح خانواده اش مثل خانواده من بود و غیرتی بودنش جذبم کرد. فقط و فقط در ...
سال 1366 در قریه اوستایان متولد شدم. مادرم می گوید 2 روز به عید نوروز مانده بود و مردم آن شب ها را در منبر (مسجد) بودند. قدیمی ها خصوصا آنانی که در روستاها زندگی می کردند در دینداری و عقایدشان انسان های بسیار محکمی بودند. شب های آخر سال رسم بود که هر خانواده غذایی مانند پتیر (فتیر: نوعی نان)، چلپک (نوعی نان که در روغن سرخ می شود)، بولانی (چیزی شبیه پیراشکی اما در سایز بزرگتر) یا نان و از این قبیل
بسته شعری ویژه ولادت امام حسن عسکری(ع)/2
چه برد و سلامتی هرچند در حصاری و تبعید جای تست تو مظهر مقاومت و استقامتی ای در برابر همه ی کفر یک تنه الحق که مثل فاطمه کوه شهامتی محراب از نماز تو بالا بلند شد ای مقتدای سرو چه خوش قد و قامتی شد خوشه ی طلایی گندم ز گونه ات ای سفره دار عشق عجب با کرامتی ای نور تو هماره نگهدار شیعیان دلسوزی ات امان من النار شیعیان دست قلم به پای
اینجا یک نسل از شهر خفته اند/بم هنوز هم زخم های عمیق در سینه دارد
عزیزان شان و اجساد آنها ماندند. همه جا صدای لا اله الا اللّه و بعد جسد. 14سال از روزی که بیش از بیست و شش هزار ایرانی جان باختند، بیش از سی هزار تن مجروح و صد هزار تن بی خانمان شدند می گذرد. بامداد پنجم دی 1382 زلزله ای 6.4 ریشتری بم را لرزاند و ایرانی ها را داغدار کرد. فاجعه ای که در روز زمین لرزه بم بر این شهر رفت در قرن گذشته در ایران بی مانند بود، غمی سنگین که
برزیگری در ادبیات بومی لری بختیاری
. اما ادبیات برزیگری بختیاری مجموعه ای کامل و گسترده است که موارد زیادی را در برمی گیرد. مردی سالخورده که پسرش برای درو محصول در گرمسیر مانده است به همراه همسر پسرش در حال حرکت به سمت سردسیر است. گله و رمه اش نیز پی او وعروسش (به لری بهیک/بهی/بی) در حال حرکت هستند. دراین رمه مادیانی نازا (کمیت بچه میار) وجود دارد.از قضا عروس پیرمرد نیز، پس ازچند سال ازدواج، هنوز بچه دار نشده است (در لری تولد را زه
روزی جواد جلوی آنها که چهارشنبه های سفید را به راه انداختند خواهد گرفت
از محبتش به فاطمه کم نکرد. همیشه سعی اش بر این بود که نبودن هایش را جبران کند. از لقمه دهان فاطمه گذاشتن تا بیرون بردن و شب ها موقع خواب برایش قصه خواندن. هرطوری که می توانست برای دخترش وقت صرف می کرد. همه روی حرف همسرم حساب باز می کردند و حتی علی رغم اینکه جواد تحصیلات دانشگاهی نداشت ولی به دلیل دید باز و بصیرت بالایی که داشت، همه افراد خانواده و آنها که از نظر سنی بالاتر از جواد بودند
خودکشی رضوانشهر؛ جزئیات جدید | علت خودکشی زن رضوانشهری چه بود؟
به گزارش آفتاب، همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد. لحظه هولناک سقوط یک مادر و دو فرزندش، درست چند ثانیه پس از شنیده شدن صدای فریادهای دخترک 10ساله به وقوع پیوست. ساکنان خیابان بسیج در رضوانشهر استان گیلان، پس از شنیدن فریاد های این دختر بچه که به مادرش التماس می کرد او را پرتاب نکند، بلافاصله در مقابل در مجتمع تجاری جمع شدند. مردم تا بخواهند متوجه ماجرا شوند، دختربچه ای را دیدند که با
زنانی که پس از زلزله رودبار میهمان همیشگی کهریزک شدند
شعار سال: ساعت نه و نیم شب بود که زمین لرزه ای به وسعت هفت ریشتر کرمانشاه را لرزاند. چند روز بعد اعلام شد که این حادثه 118 معلول جدید به کرمانشاه اضافه کرده، 118 نفر روی ویلچر با قامت شکسته و ضایعه نخاعی شدید بدون خانه و کاشانه! آن ها نه تنها عزیز شان را از دست دادند، نه تنها خانه شان روی سرشان خراب شد بلکه تا آخر عمر یک شب نحس زمین گیرشان کرد. هرچند این اتفاق محدود به کرمانشاه نیست. زلزله خیلی
پای خاطرات مسئولین وقت و فعلی بم پیرامون زلزله 5 دی
دیگر به هلال احمر داده شده بود که فقط از طریق گمرک ترخیص می شد و نمی دانم چه میزان از این کمک ها به دست مردم بم رسیده است و هلال احمر باید جوابگو باشد. حال بعد از گذشت چند روز از زلزله و حجم وسیعی از ویرانی ها، یتیم شدن پنج هزار کودک و فوت نزدیک به 40هزار شهروند بمی وداغ سنگینی که بر دل ما مانده بود متاسفانه بعضی از مسئولین به جای کمک کردن ما را بازخواست می کردند که جای بسی تاسف بود. در
نگاهی روان کاوانه به اسطوره سیاوخش
فرهنگ امروز/ سید حسین مجتهدی: الف) روان کاوی اسطوره و درام: نخستین اشاره فروید [ 1 ] به تبیین نظری پیرامون اسطوره [ 2 ] ، در نامه ای به ویلهلم فلیس [ 3 ] به تاریخ 12/12/ 1897، مطرح می شود، که از اسطوره های درون روانی سخن می گوید. " ادراک درونی ناآشکار خود دستگاه روانی" به ایلوزیونی [ 4 ] می انجامد که "طبیعتا" به بیرون برون فکنده می شود و باز نمود درون روان انسان می گردد ( لومان و فایفر، 2013) . بینش اسطوره شناختی بر شرایط روان شناختی منطبق است، که نا روشنی ادراک کلیت روان و دستگاه روانی در آ ...
وقتی ورزش در زلزله بم بیش از 6.5 ریشتر لرزید
به گزارش جهان نیوز ، صبح روز پنجم دی ماه سال 1382 وقتی از خواب بیدار شدیم ساعت ها در بهت فرو رفتیم . 12 ثانیه کافی بود تا رقص مرگ زمین بیش از 40 هزار نفر را به کام مرگ فرو برد. شهر باستانی بم با زلزله ای به بزرگای 6.5 ریشتر تبدیل به ویرانه ای شد . دست های نیاز از میان آوارها بیرون آمد تا ایران یکپارچه همراهی و کمک شود. اقشار مختلف در اولین ساعات پس از زمین لرزه اعلام
شفاعت در روز قیامت چگونه خواهد بود؟
خوردن غذا و انجام شهوات در روز مانع شدم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر. قرآن می گوید من این شخص را از خواب شب باز داشتم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر. پس شفاعت هر دو درباره او پذیرفته می شود. از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:سوره تبارک که سی آیه است برای شخصی که آن را خوانده است شفاعت می کند تا او آمرزیده شود. از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده
روایت امدادگران هلال احمر از اولین روزهای زلزله بم
، قرار بود 30 سال طول بکشه تا این آرامستان پر بشه و سه شبه پر شد. بم هیچ وقت برای ما کهنه نشد. سر کلاس امداد و نجات که میرم، برای شاگردام می شمرم؛ 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9، 10، 11، 12... و دیگر هیچ... زلزله بم 12 ثانیه طول کشید و بعد، بیش از 25 هزار کشته. اون کسی که اون شب، تنها یا با یکی از اعضای خانواده اش پناه آورده بود به فرودگاه و هجوم می آورد به سمت هواپیما که خودش و مجروحش رو جا