سایر منابع:
سایر خبرها
روحانی: تردید ندارم مردم از ما حمایت می کنند
رئیس جمهور با بیان اینکه دشمنان از عظمت ملت ایران و موفقیت ها و پیشرفت کشور عصبانی اند، گفت: برخی گفتند مشکلات را به داخل ایران می کشانیم؛ ملت و مسوولان پاسخ آنها را می دهند. حجت الاسلام حسن روحانی روز دوشنبه در جلسه ای با روسای کمیسیون های تخصصی مجلس شورای اسلامی، ضمن بیان ضرورت تداوم جلسات مشترک با روسای کمیسیون های مجلس و اهمیت این نشست ها در هماهنگی نزدیکتر میان دولت و مجلس ، به موضوع حوادث چند روز گذشته در کشور اشاره کرد و گفت: طی چند ماه گذشته ما یک
مرحوم آیت الله طالقانی و پاسخ به چند سؤال همیشگی
فرزند ایشان می گوید: معترض بودند که چرا در دروس حوزوی و فعالیت های حوزه، توجه ویژه ای به قرآن و مفاهیم آن نمی شود. به همین جهت وقتی در سن جوانی به تهران آمدند، در مسجد پدرشان جلسات تفسیر قرآن را برگزار می کردند و اعتقاد داشتند که قرآن برای مراسم ختم و چهلم و سر طاقچه نیست. آن زمان بسیاری از متدینین و برخی از روحانیون از مرحوم پدر ایراد می گرفتند که شما نباید وارد مسائل قرآنی بشوید و
میه تخم شترمرغه؟ آخرت بشه...
بود، تا اینکه بالاخره بی بی زنگ زد... - بله بی بی جون؟ - گلاب ننه، من حالوم خوب نی، یه سر بیا خونه... - ولی مرغ و خروسا چی بی بی؟ - خبر مرگشون تخم نیذاشتن که، هر چی داشتم می رختم جلوشون ولی انگار نه انگار، دیه دادم صاحابُش رفت... ولی گفته باشم، اومدی فعلاً خبری از تخم مرغ نیسا. - حالا من بیام بمونم بی بی؟ - ها ننه! دُرُسه نیتونی تخم بذاری، ولی لااقل چار تا اَلاجیف می گی که روحیه م واز شه!! گلابتون
45 ماه در قفس یازده شکنجه شدم+عکس
. این ماجرای اسارت و جانبازی کی برای شما پیش آمد؟ در همان دورانی که من در جبهه بودم، دوره دوساله سربازی من تمام شد یعنی ما رسیدیم به مهر ماه 1365 ، اما به خاطر شرایط حساسی که در آن زمان وجود داشت قرار شد که 4 ماه هم دوره احتیاط را بگذاریم البته واقعا شرایط جوری بود که حتی اگر این دوره احتیاط را هم نمی گذاشتند بازهم همه داوطلبانه می ماندند و از کشورمان دفاع می کردند. من در همین
آدم های ماشینی
به گزارش آی سبک ، در کارخانه های بیرون از شهر، برنامه ریزی برای روز معنایی ندارد. مرخصی ساعتی، وقت دکتر گرفتن، کار اداری در طول روز، هیچ کدام اینها جایی در برنامه کار در نقاط دور از شهر ندارند. باید ساعت های کار را سر کرد، دوباره سوار سرویس ها شد و به خانه برگشت، بعد از یکی دو ساعت ماندن در جاده و ترافیک و شلوغی. در تمام آن مدتی که در کارخانه کار می کردم، حتی یک وقت دکتر هم نتوا
روایت پستچی که به خاطر مادر شهید استعفا داد
بعد برادرم مفقود شد. از آن به بعد پدر و مادرم به دنبال برادرم بودند. خیلی در این راه سختی کشیدندو ما دیگر از برادرم خبری پیدا نکردیم. او ادامه می دهد: علیرضا بچه دوم خانواده بود. من 14 ساله بودم که برادرم مفقود شد. او را کامل به یاد دارم. خیلی مهربان بود. قول داده بود که اگر مدرسه قبول بشویم برایمان ساعت بخرد. همان سال وقتی خبر قبولی ما آمد از برادرم خبری نشد، اما مادرم به خاطر قولی که
چه ایرادی دارد یک فوتبالیست هم بازیگر باشد!
ام را بستم و سال 89 فوتبال را کنار گذاشتم. زمانی که بازیکن فوتبال بودم خیلی تمرین می کردم یعنی شاید یکی از آن ده نفری باشم که بیشتر از همه در فوتبال ایران تمرین کرد. اما درنهایت یک بازیکن مثل آندرانیک تیموریان در عرض شش ماه به فوتبال ایران معرفی شد و رفت جام جهانی و من نرفتم. فوتبال و هنر رقابت است. هرکسی بهتر است می رود جایگاه بالاتری. من اگر لیاقت داشته باشم می روم جایگاه بالاتر و اگر نداشته
هنگامی خدا دست به قلم میشه/ گالری تلفن همراه دانشجو ها در ایام امتحانات
ماشین آموختم ——————————————————————— زنگ زدم به بابام بیان کردم من فردا میام خونه عنوان کرد از کی رفتی؟ بیان کردم دو روز پیش عنوان کرد میگم یه چیزی تو خونه کمه ——————————————————————— شما هم تا میاین بشینید درس بخونید یه صدایی تو سرتون میگه “بیخیااال پاشو برو بیرون” یا منحصرا من قراره مشروط شم؟ ———————————————————————
سخنان آیت الله مظاهری پیرامون کم فروشی/ اگر دولت و ملت به وظیفه خود عمل کنند فساد اخلاقی می رود
مجسمۀ توحید است بر او حاکم باشد و پیامبرهای برون حاکم بر او باشند، معنا ندارد که حقّ النّاس کند، معنا ندارد که گناه کند. لذا غزالی در احیاء می نویسد وجدان اخلاقی او اجازه نداد بخوابد. فردا صبح نزد رفقایش رفت و عذرخواهی کرد که من شما را فریب دادم و باید می گفتم شکر امسال گران می شود. ولو من به قیمت روز از شما خریدم، ولی فریب بوده است. همۀ آنها هم از دستش راضی شدند و معامله را فسخ نکردند
رقابت میان نسل قدیم و جدید سینما / درخشنده: نگاه سلیقه ای به فیلم ها نداریم
شدند و از بین این چهار فیلم امپراطور جهنم و شعله ور انتخاب شدند. درباره آشغال های دوست داشتنی هم باید بگویم این فیلم خودش انصراف داد تا در شرایط بدون حاشیه اکران شود. داروغه زاده درباره دلزدگی صاحبان آثار برای حضور در جشنواره اظهار کرد: تمام فیلم های که اماده بودند و توانستند نسخه کامل را برسانند به جشنواره ارایه شدند حتی بسیاری از صاحبان آثار با ما تماس می گرفتند تا فرصت را تمدید کنیم
تلگرام و اینستاگرام؛ بودن یا نبودن، مسئله این است!
است. قرارمان این است که صدها هزار شغل از این طریق ایجاد کنیم. من نمی خواهم بگویم فضای اینترنت خطر ندارد. من اتوبان را هم خطرناک می دانم. باید مراقب بود. باید آموزش داد. روحانی با کنایه گفت: خبر دارم افرادی [برای شبکه های اجتماعی] خواب می بینند، شب می خوابند و تا صبح خواب می بینند، به این ها می گویم به خواب های تان دل نبندید. فضای ارتباط مردم با جهان حفظ خواهد شد. ما دنبال فیلتر کردن شبکه های
باریش گزارش می دهد: گذری بر زندگی شهید مسیحی وهانج رشیدپور بابرودی
، خیلی راحت محبتش را ابراز می کرد، از در که وارد می شد مادر را بغل می کرد و می بوسید و با شوخ طبعی همیشگی اش به پدر می گفت: بیا مچ بیندازیم ببینیم زور کی بیشتر است، همین رفتارهایش باعث شد تحمل جای خالی اش سخت تر گردد، پدر فقط 3سال بعد از وهانج تاب آورد دشمن، مسلمان و مسیحی نمی شناسد وقتی به تهران آمدیم وهانج خیلی زود با بچه های محله اسکندری دوست شد، بچه هایی که همگی مسلمان
فعلا برای خارج از مسابقه تصمیمی نداریم
ساعت فرستاده بودند و اگر چه دیدیم ولی گفتیم تا کامل نباشد قضاوت نمی کنیم. داروغه زاده درباره اظهارنظر ساداتیان و نبود فیلمهای خیلی خوب، نیز بیان کرد: همه اعضا کار سختی داشتند و جلسه های زیادی با هم داشتند. عضو عزیزی که این اظهار نظر را کرده مصاحبه مفصلی داشته و چون درباره فیلمی سوال شده بود خواستیم از داوری زودهنگام پرهیز شود. دبیر جشنواره درباره فیلم آشغال های دوست داشتنی و امپراتوری جهنم هم بیان
2 میلیارد تومان تا فروپاشی یک خانواده
فشار قرار دهد تا اینکه بخواهد طلاق بگیرد... همان موقع همسرش خواست چیزی بگوید، که یوسف صدایش را بالاتر برد و از او خواست سکوت کند. اصلاً به این مرد نمی آمد که زود از کوره دربرود یا صدایش را بلند کند. سپس از قاضی عذرخواهی کرد و ادامه داد: ازدواج ما کاملاً سنتی بود و 15 سال بخوبی و خوشی با هم زندگی کردیم. تا اینکه تصمیم گرفتم شرکتی ثبت کنم تا بتوانم وام صادراتی بگیرم. تا آن زمان یک
اگر پایم سالم بود، جای امنی برای داعش نمی گذاشتم
) را می کرد و می گفت: شب قبل از حادثه عاشورا امام حسین (ع) یارانش را جمع کرد و گفت فردا هیچ یک از ما زنده نمی مانیم، من بیعتم را از شما برمی دارم بعد گفت مشعل ها را خاموش کنند تا هر که خواست، برود و یک عده رفتند و بعد 72 تن از یارانی که ماندند، از بین دو انگشت حضرت جایگاه خود را در بهشت دیدند. چند روز قبل از رفتن بابا، از او پرسیدم دلیل رفتنت به سوریه چیست؟ در جوابم گفت: من بارها و بارها
شور و حال کریسمس و آغاز سال نوی میلادی در اصفهان
روز پنجم و ششم ژانویه در کلیساها برپا می شود. او درباره شخصیت محبوب و معروف بابا نوئل در مراسم کریسمس می گوید: بابانوئل در فرهنگ و ملل گوناگون به نام ها ومعانی مختلفی خوانده می شود که از آن میان می توان به سانتاکلوئز و پدر زمستان اشاره کرد که شخصیتی افسانه ای در جهان مسیحیت است و عده ای آن را مردی در سرزمین یخ ها در شمال یاد می کنند که در روز کریسمس برای کودکان خوب هدیه می آورد. کریسمس
کارگرانی که رؤیای عیدی را با چای تلخ سر می کشند
دل خانواده ها وبستگان شان. حالا در محوطه کاری شان هستیم. کنار کوه ها و دره ای که پر از خاک زغال سنگ است. پر از واگن، ریل، هیزم و... ابزارهایی که خیلی ازشان سردر نمی آورم. مرد جوان آه می کشد. 30 ساله است با یک فرزند دو ساله: زنم که فهمید معدن یورت ریخت، خیلی نگران شد می گفت نرو دیگه. ولی کار دیگه ای برایم پیدا نشد. چند ماه گشتم. راضی شد باز برگردم.اصلاً تو این منطقه کار نیست. یعنی آدم کارش
حمله به کلیسای مارمینا ؛ تخم لق تسویه حساب سیاسی با اخوان المسلمین
با مسیحیان، میلاد حضرت مسیح(ع) و فرارسیدن سال نو میلادی را تبریک گفت تا به جامعه مسیحیان نشان دهد که مسلمانان نیز در کنار قربانیان حادثه کلیسای مارمینای منطقه حلوان هستند. دارالافتا در صفحه رسمی خود در شبکه اجتماعی فیسبوک نوشت: برادران مسیحی با شادی شما شاد و با حزن و اندوه شما غمناک می شویم. عیدتان مبارک. امت اسلامی و جامعه مصر همیشه در صلح و امنیت و خیر باشد. شوقی علام نیز
خاطره خواندنی از دشواری تبلیغ دین
قدری گریه کرد که بی هوش شد. آقای غ. گ. زنگ زد و گفت: میکروفنی که خریده بودید، با خود به قم برده اید؟ گفتم نه! برای مسجد خریده بودم. گفت: میکروفن مسجد نیست! راستی چرا بعضی دوست نداشتند از مسجد اذان پخش شود؟ خبر دیگر اینکه آقای ش. ل. رئیس کانون فرهنگی به اسم شما از مردم پول می گیرد. از این کار او بسیار ناراحت شدم. من گرسنگی کشیده بودم؛ ولی از کسی تقاضای تکه ای نان نکرده بودم
به جای گرانی بنزین، مسکن را رونق دهید/ 3 نگرانی از حذف 30 میلیون ایرانی از دریافت یارانه نقدی/ رای ...
نااطمینانی در جامعه قیمت ارزهای خارجی را افزایش می دهد. این نااطمینانی بارها در اقتصاد ایران تجربه شده است. نمونه اش در سال 88 و حواشی انتخابات آن دوره بود. نمونه دیگر در زمان تشدید تحریم های خارجی بود. اکنون نیز اگر روند تجمعات ادامه دار باشد، به گرانی دلار دامن خواهد زد. شباهت های فتنه 88 و 48 ساعت گذشته کارشناسان می گویند اتفاقات 48 ساعت گذشته در تهران و برخی از شهرهای ایران
جزئیات دیدار سرزده رهبر انقلاب با خانواده شهید ارمنی
به گزارش شهدای ایران ، چند ماه پیش، زنگ تلفن منزل خانواده شهید آودسیان، به صدا درمی آید و آقایی از خانواده جویا می شود که آیا کسی از سران مملکت به دیدار شما آمده اند یا خیر؟ و آنها می گویند تاکنون کسی به منزل ما سر نزده است؛ این بخشی از صحبت های پدر شهید آرمن آودسیان است؛ او و همسرش آنقدر از میزبانی مقام معظم رهبری ذوق زده شده اند که حد ندارد. مقام معظم رهبری شنبه شب، شب گذشته به مناسبت
مدافع حرمی که شهادتش همچون حضرت عباس بود
شهدای ایران :دفعه آخری که رفت همه چیز فرق میکرد بی تابی های فاطمه و مهدی لحظه خداحافظی با پدر قابل تحمل نبود. او رفت و من را با دو فرزند کوچک تنها گذاشت. دنیا محل سختی و امتحان دائم است. آیا در زمان حیات شهید خود به این نکته توجه داشتید که آنها از اولیاء الهی به شمار می روند؟ شهیدی که در سوریه، عراق و در هر مکان و زمانی، شهید شده باشد همانند این است که جلوی در حرم امام حسین (علیه
جای خالی مسابقه داستان اصفهان
درباره اینکه مراد عکاسی که در دهه 50 میلادی به اصفهان آمد اختصاص دهد، عنوان کرد: او عکس های بسیار نابی از این شهر گرفت و در سال2003 از دنیا رفت. همچنین درباره خانم دیالافا که در زمان ناصرالدین شاه به اصفهان آمد و عاشق این شهر شد و خانمی به نام مری اتاکس که در اوایل این قرن به اصفهان آمد، خواهم نوشت.وی با اشاره به حضور علی رفیعی، یکی از کارگردانان بزرگ و از اهالی اصفهانی در این شهر، گفت: علی رفیعی در
کیوسک/ اخبار ویژه روزنامه های دوشنبه 11دی
دولت در گزارشی نوشت: افزایش قیمت برخی کالاهای اساسی در عین حفظ تورم تک رقمی موجب شد که رئیس جمهوری در 4 مهر ماه سال جاری دستور رسیدگی را صادر کند. آن گونه که محمد شریعتمداری وزیر صنعت، معدن و تجارت اظهار داشت رئیس جمهوری دستور رسیدگی به قیمت کالاهایی را داد که بیش از 20 درصد گران شدند. وی گفت: با توجه به این دستور از بانک مرکزی انتظار دارم در بررسی علت افزایش قیمت اقلام ضروری که دولت
کشف رمز تنگ پری در تاریکی مطلق
جرأت ندارم به آنها نگاه کنم. صدایی از فاصله نه چندان دور به گوشم می رسد. چیزی شبیه گریه بچه. متناوب. یک لحظه می شنوم و بعد قطع می شود و دوباره. شاید مال تک خانه ای باشد که در فاصله 200 متری مان چراغش سوسو می زند. می شود رفت و از اهالی خانه درباره اینجا پرسید. به خانه نزدیک می شوم. صدا قطع شده،اما یک لحظه دوباره می شنوم. حالا به وضوح می دانم بچه ای آن حوالی دارد گریه می کند. در خانه را می کوبم. کسی
امام حسین (ع) شاه بیت شعر شعرای آیینی
(ع) نخستین شخصی بود که شاعران را به سرودن شعر در رثای پدر بزرگوارشان و یاران باوفایش تشویق کردند. از جمله این شعرا، بشیر بن جذلَمْ بود. کمیت عرض کرد: این اشعار درباره شما سروده شده! امام چون این جواب را بشنید فرمود تا یاران و همراهانش جمع شوند و به کمیت هم اجازه داد تا شعرش را بخواند [2] . کمیت شروع به خواندن کرد به نحوی که صدای گریه همه بلند شد تا رسید به این اشعار: کأنَّ حسیناً
1199 نفر مسلمان و یک ارمنی!
و نقش شان تکه ای و مقطعی نیست. یک روز با این حاج خانم و عده ای از دوستان و خانواده های شان به پارکی در شمال غرب تهران رفتیم. طنابی بستیم تا با دوستان والیبال بازی کنیم، این حاج خانم هم خواست تا اندکی بازی کند. او تا دست به توپ زد، با پهلو به زمین خورد و جیغ بلندی کشید و زمانی که ما خواستیم کمک کرده و او را بلند کنیم، جیغ دوم را کشید. ما به اورژانس زنگ زدیم، آنها با برانکاردی آمدند و او
نحوه کنترل رفتار کودکان
واقع شده است. این خسارت روحی و روانی و در برخی موارد جسمی را چگونه می توان جبران کرد؟ پرسش های خاص دانش آموزان یکی از مشاوران مراکز مشاوره آموزش و پرورش در گفت وگو با خبرنگار ما می گوید: در کمتر از دو ماه، هفت مادر فرهنگی به من مراجعه کردند و گفتند دختر نوجوانشان به آن ها گفته که ما دوست پسر می خواهیم! وی می افزاید: گاهی فکر می کنیم فرزندان افراد تحصیلکرده و یا حتی مذهبی ممکن نیست
نمایش خودکار بیکار ، روایتی ناتمام از زخم خوردگان هویت
دارم. یک دختر 30 ساله و یک پسر 28 ساله. آنها اولش با تصمیم شاهین و من و مادرشان مخالف بودند و اصلاً توی کتشان نمی رفت اما کم کم مجاب شدند. فامیل هم اول برایشان عجیب بود، حتی ما را سرزنش می کردند اما من و مادر شاهین همه شان را مجاب کردیم که خیلی هم سخت بود. پدر بغض می کند. گوشه چشم را با دست پاک می کند و لب هایش آرام می لرزد. مادر شاهین از کنایه ها می گوید: من خودم از اول می دانستم این
سرزنش کودک در جمع، چه عواقبی دارد؟
را بی اجازه از دخل برداشته و در اصطلاح به سرقت برده اما پدر همان آقا گفته که این بچه ها مشتریان من هستند و دست به چنین کاری نمی زنند. من آنها را می شناسم. اما مرد میانسال دست سجاد را گرفته و او را کشان کشان به سمت مدرسه برد درست در زمانی که زنگ تفریح بچه ها بود و همه دانش آموزان در حیاط مدرسه بودند. برادر سجاد در ادامه می گوید: همانجا آن مرد انگار ه دزد گرفته باشد سجاد را به حیاط مدرسه