سایر منابع:
سایر خبرها
درخواست جدایی بعد از شرکت در یک دورهمی!
اقوام مان داشتیم، کاری کرد که شوکه شدم. وقتی همه در خانه مان جمع بودند، خسرو ناگهان بحث را به ازدواجمان کشاند و شروع کرد به مسخره کردن من؛ اصلا باورم نمی شد مرا در میان جمع مسخره کند. بدتر از آن این بود که در آخر صحبت هایش گفت کاش به حرف خانواده اش گوش می کرد و هیچ وقت با من ازدواج نمی کرد. آن قدر خجالت کشیدم که نمی دانستم باید چه بگویم. در واقع مهمانان هم تعجب کرده بودند. تازه آن شب
روایت جالب یک استرالیایی از سفر به ایران
کند. ما در کوچه پس کوچه ها پرسه زدیم تا اینکه به یک ساختمان خاموش رسیدیم. شامی در کار نبود. رستوران در شب بسته بود اما چند حرف سریع به زبان فارسی آن را باز کرد. من جوجه و سبزیجات خوردم. سعی کردم یک نوشیدنی محلی را هضم کنم؛ یک نوشیدنی که از ماست و چیزهای دیگر ساخته شده که فقط خدا می داند چیست! سپس صورتحساب را دریافت کردم. چیزی کمتر از هشت دلار بود. با این حال، او پیشنهاد کرد که (به جای من) پرداخت
گفت وگو با خانواده های دریانوردان ناپدیدشده
و خدمت بکند تا اینکه بتواند قدمی برای کشورش بردارد و مشکلی را کم کند. کمتر کسی را می بینید با این شرایط در اقیانوس بخواهد چنین نفت کش بزرگی را حمل کند . قاسم قنبری، همکار و دوست دوران بچگی کاپیتان، نیز در اتاق حضور دارد. آن گونه که می گوید، از دوران بچگی با هم بوده اند و حتی در دانشگاه و محل کار هم با یکدیگر هستند. او حرف های خواهر کاپیتان عروجی را تأیید می کند: او از کاپیتان های خیلی
خواب؛ معمایی که هنوز حل نشده
شیرسانان می پایید. در خیلی از موارد با برخورد سرم به فرمان ماشین از خواب می پریدم و متوجه می شدم که میرکت ها و همکارم از دیدرس خارج شده اند. ابتدا به دنبال علائم حیات همه جا را می گشتم اما پس از مدت کوتاهی با وحشت به دنبال علائم مرگ بودم. حالا خیلی راحت می توانم این داستان را تعریف کنم، برای اینکه هیچ کس غذای شیرها نشد. قبل از آن هیچ وقت این مشکل را نداشتم و در بیست سال اول زندگیم رابطه
خانه نیما ابری است
/> مورد مشابه این تجربه آبان سال پیش با تخریب خانه فروغ فرخزاد اتفاق افتاد با این تفاوت که این خانه هنوز به ثبت ملی هم نرسیده بود. پس از این اتفاق رجبعلی خسروآبادی، مدیر کل میراث فرهنگی تهران به شهروند گفته بود: این خانه متعلق به فروغ نیست، منتسب به فروغ است. مالک چند دست چرخیده بود. تیرماه در شورای فنی به شهرداری نامه زدیم که اجازه ساخت وساز ندارند. در همین فاصله آنها به بهانه پروانه ساختی که قبلا
مردم یادشان رفته فطری زندگی کنند و لااقل با خودشان صادق تر باشند/ از اشکنه خوری به پیتزاخوری و نسکافه ...
لرزش دست یا صدا. یادمان رفته که تفاوت حرف زدن یک پیرمرد فقط لقوه و لرزش صدای او نیست بلکه حکمتی است که در کلام او است. آقای احمدجو این تفکیک را درست صورت داده است یعنی اگر سه تا پیرزن با هم صحبت می کنند، سه جور مختلف هستند و شباهت کمی با هم دارند. در واقعیت هم همین طور است. چون انسان ها تجربه های متفاوتی باهم دارند پس زبان و کلام آن ها با هم متفاوت است. طبیعی است. مردها هم
امتحان در خواب!/ شبی که آرامش را آموختم
؛ همین. از همان سال های ابتدایی تحصیل، هر نوع امتحانی به شدت مضطربم می کرد. اضطراب گاهی آنقدر شدید و آزارنده بود که ناتوان می شدم و تا برگه ی سؤال ها را نگذاشته بودند برابرم، لرز می کردم و عرق سرد به تنم می نشست و چشم هام تار می دید. این ها را هیچوقت به هیچ کس نگفتم و تحمل کردم و کنار آمدم. کم کم دیگر عادت کرده بودم و خودش محرک قدرت مندی بود برای درس خواندن و با جزئیات خواندن و بارها
10 توهین معروف ژوزه مورینیو به فوتبالی ها / آقای حراف و البته خاص
نیز در مورد ونگر گفته بود: به نظرم او خیلی چشم چران است، دوست دارد سایر مردم را دید بزند. بعضی آدم ها فقط در خانه خود می نشینند و با یک تلسکوپ بزرگ آنچه در سایر خانواده ها اتفاق می افتد را تماشا می کنند. ونگر نیز مدام و مدام در مورد چلسی حرف می زند. 2. زبان یاد بگیر آقای خاص در مورد کلودیو رانیری نیز گفته بود: رانیری؟ من فکر می کنم در مورد چیزی که صحبت می کند، حق با اوست، اما من باید
رهبری فرد: اگر طارمی در جام جهانی بازی کرد اسمم را عوض میکنم!
هواداران پرسپولیس روبه رو شود. حسابش را بکنید که اگر یک درصد آقای طارمی و تیم جدیدش در جام باشگاه های آسیا به ما بخورند چه اتفاقی می افتد و او چطور می خواهد جلوی پرسپولیس بازی کند. حتما شنیده اید که عنوان می شود طارمی قصد داشته پولی را به جیب پرسپولیس بریزد! (خنده)... او می خواهد پرسپولیس را به پول برساند! مهدی طارمی آدم جالبی است چون بدون عذاب وجدان خاصی رفتار می کند. مثل همان
به خاطر تراکتوری ها خوشحالی نکردم اما از من ناامید شده اند!/ خرج دارم، نمی توانم که سنگ بخورم و پتو دور ...
به گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری میزان، روز گذشته عیسی آل کثیر 2 گل به تراکتورسازی زد اما بعد از گل ها خوشحالی نکرد تا حسابی حاشیه ساز شود. آل کثیر در گفت وگو با خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری میزان ، در مورد این مسئله و دیگر مسائل صحبت هایی را مطرح کرد که متن کامل آن را در زیر می خوانید: *همچنان قصد جدایی از نفت را داری؟ قبل از بازی با تراکتورسازی با مسئولان نفت
تنها دوره ای که کارگران توانستند مزد حقیقی خود را دریافت کنند، دولت سازندگی بود/ در جلسات محرمانه آیت ...
به دست خواهیم آورد. پیش می آمد که در جمع وزیران عصبانی شوند؟ عصبانیت را در بسیاری از افراد مشاهده کرده ام اما آقای هاشمی پخته تر از این حرف ها بود که بخواهد عصبی رفتار کند و اگر هم می شد آن را بروز نمی داد. در حقیقت شاید در طول هشت سال دولت ایشان، من فقط دو یا سه بار دیدم که ناراحتی تند پیدا کرده اند که در همان حالت هم کنترل خود و اوضاع را در دست داشتند. خاطره ای
یک هفته و چند چهره؛ ستایشِ قاتل و نخبه فِیک
بد عهدی نکرده، حتی محرومیتی هم که از کنار انتقال او برای باشگاه ساخته شده متهمانی دارد که امروز پشت طارمی پنهان شدند. مطمئن باشید مدیرانی و واسطه هایی از آن پول گمشده به جیب زده اند و اصلا این ستاره ی کم حرف بعید است چنان نبوغی منفی داشته باشد. برای هضم نخبه ها باید سطحی از پذیرش را داشته باشیم، وگرنه نه که فوتبال، بلکه تمام عرصه هایمان مملو از آدم های معمولی می شود، حالا وقت بدرقه ی شکوهمند یک آقای گل دوست داشتنی است و باقی حرف ها مزخرفات است.
در جایگاه خیال، عقل نباید چون و چرایی کند
ادبی نیز در ادامه بحث درباره موضوع نمادین و خیالی بودن و یا واقعیت تاریخی بودن قصه های قرآن، گفت: هرگاه بحثی از قصه های دینی و قرآن به میان می آید، یک سری پیش فرض ها مطرح می شوند و تا تکلیف این پیش فرض ها مشخص نشود، این حرف ها و جلسات بی فایده است. چیزی که در صحبت های آقای مرعشی پور برای من جلب توجه کرد این بود که ایشان به عنوان قرآن بخش خرافی ندارد و خرافه آن بخش هایی است که از اسرائیلیات
از صحبت های مصطفی 4 دقیقه قبل از شهادت تا علت نقدهای صریح و بدون تقیه
نیز در یک مورد با دانشجویان کشور بحث و گفتگوهایی داشتند و در همان روز خطاب به دانشجویان فرمودند که نقدهایتان را بدون تقیه بگویید. این جمله حضرت آقا یک درس بود و به نظر شما آیا نظر آقا فقط دانشجویان سراسر کشور بودند؟ خیر، بلکه این جمله ایشان خطاب به همه آحاد ملت ایران بوده است. نظر حضرت آقا به همه مردم ایران به ویژه کسانی بود که تریبون و مخاطبی در اختیار دارند و می توانند حرف هایشان را
یحیوی: امیدوارم حسینی رکورد من را بزند
برسد. البته رحمتی می تواند از تجربه اش به حسینی خیلی کمک کند. خود شما چنین شرایطی داشتید؟ من یک دوره این شرایط را داشتم که وقتی دیدم جوانی مثل برومند آمده و فیکس شده جدا شدم و رفتم پاس و بازی کردم. خیلی هم خوب شد. بازی های شما در استقلال چرخشی بود؟ یک دوره زمان بابایی و یک دوره هم زمان برومند این اتفاق رخ داد. پس نظر شما این است که رحمتی باید جدا شود؟ گفتم که
چند خاطره و دیدگاه درباره زنده یاد علی اکبر معین فر
کنیم، رودربایستی داشتیم، چون دشوار می توانستیم به زبان انگلیسی حرف خود را بزنیم. در میان این کارشناسان، مهندس معین فر یکی از معدود افرادی بود که من هنوز هم او را به دلیل مشارکت فعالش در بحث و ارائه راهکارها به یاد دارم. چندین سال بعد وقتی به عنوان عضو تیم بازرسی ایمنی سد سفیدرود که در جریان زلزله منجیل آسیب دیده بود، به ایران رفتم، به من گفته شد مهندس معین فر به عنوان کارشناس
شاگردان استاد شهابی از یادگاری های ماندگار استاد گفتند/ اخلاق برای دانشجو مثل وضو برای نماز
پایین بود به آرامی می خواند. انتهای کلاس همیشه از کسی می خواست دعای فرج را بخواند. استثنا نداشت همیشه کلاسش را با سخن اهل بیت(ع) و نکات اخلاقی شروع می کرد. متن درس را به دقت می خواند، ترجمه می کرد و نکته ها را برای ما شرح می داد. ما علوم قرآن و حدیث می خواندیم و درس ما با استاد شهابی صرف و نحو کاربردی عربی بود، همیشه با دلسوزی وقت زیادی از کلاس را برای حرف هایی می گذاشت که امروز بعد از
از فردین تا تختی همراه با ناصر ملک مطیعی
این جایگاه گردید. * * و برای تکریم تختی رفتید اصفهان. دوستان به من لطف دارند. من از قدیم و زمان حریری تا همین امروز، در اصفهان دوستان بسیار خوبی دارم که لطف دارند. دعوت نمودند و رفتیم مجلسی نگاه کردیم. من هم افتخار داشتم چند کلمه ای از تختی گفت وگو کردم. پهلوان محمد نصیری هم بود، همه همسن و سالان خودم و از همه قدردانم که مرا در این روز خوب سهیم کردند. * * فیلم های
مردی به بزرگی ایران
تقی خان امیرکبیر اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهانی. فراهان همچون تفرش و آشتیان در مجموع کانون واحد فرهنگ دیوانی و اهل قلم بود؛ ناحیه ای مستوفی پرور. چه بسیار دبیران و مستوفیان و وزیران از آن دیار برخاستند که در آن میان چند تنی به بزرگی شناخته شده، در تاریخ اثر برجسته گذارده اند. از این نظر میرزا تقی خان نماینده فرهنگ سیاسی همان سامان است. نام اصلی میرزا تقی خان
امید مردم در طوفانها به هاشمی بود
ارتباطی بود که بین من و ایشان ایجاد شد و لطف پدرانه ای نسبت به من داشتند. بنده در سال های اخیر تقریبا هفته ای یک بار، ساعتی یا چند ساعت، توفیق داشتم به محضر ایشان می رسیدم. تمام انتخابات مختلفی که از سال 84 به این سو برگزار شد تا آخرین انتخابات مجلس خبرگان در روز انتخابات همراه ایشان بودم. از آن انتخابات تلخ سال 84 تا انتخابات خبرگان بعدی را که با حضرت آقای خاتمی در منزل ایشان بودیم. سید حسن
درختان هم آرامش می خواهند
کردند یادم است. خیلی هیجان داشتم. هر روز با لاله دوستم از سر میدان تجریش تا چهارراه پارک وی به عشق همین چراغ ها و نور ها قدم می زدیم. می پرسم: یعنی فقط برای نورهای رنگی رنگی تمام مسیر را پیاده می رفتید؟ سروین خیلی سریع پاسخ می دهد: نه. ما از بچگی با این درختان بزرگ شده ایم. دلیل اصلی همین چنارهاست. فقط نورپردازی چشم نوازترشان کرده است. پس درخت ها مهم تر هستند؟
مقاومت به سبک زنانه
هستند که قدر آن آرامش بعد از توفان را می دانند؛ لذت خوردن یک چای با شکلات؛ بدون درد و آشتی کردن با خودت و زندگی و زنانگی ات... حکایت تخلیه بافت های سرطانی و پروتز و شیمی درمانی که فروکش کرد، با خودم فکر کردم که می شود از امروز خیلی چیزها اولین شود. اولین روزی که موهایم جوانه بزند، اولین روزی که بدون این که قرص ضدتهوع بخورم، بتوانم غذا بخورم، اولین روزی که شیمی درمانی تمام شود و فکر کنم که
اظهار کردند علامت های همجنسگرایی بگذار تا فیلمت در کن دیده گردد
و موسس شبکه سه. وی در حد اینکه چند کتاب و چند آیه قرآن را به ما معرفی کنند در سریال حاضر بودند. اینکه می گفتند هنگام پخش کمکم کن در شهر قم با طلبه ها به صحبت نشسته و مانع از توسیع انتقادات به سریال شده اند، درست هست؟ اصلا این طور نیست. ما خودمان ندانسته وی را بزرگ کردیم تا جایی که به ناگهان مدیریت شبکه یک سیما بدون هیچ پشتوانه ای به وی سپرده گردید. گویا دوباره الان هم مدیر شبکه ای می باشند! وی
مرجان محتشم در برنامه ی دورهمی
بر روحیه شخصی ام، شایعات بی پایه و افرادی که متاسفانه از آب گل آلود ماهی می گیرند، دست به دست هم داد و باعث شد برای پرهیز از حاشیه ها سکوت کنم. از سال 85 هیچ مصاحبه ای نداشتم تا به امروز که با شبکه آی فیلم گفت وگو کردم. در این مدت تاکید داشتم اگر حرفی ندارم باید سکوت کنم، اما این بازار مکاره دنیای مجازی باعث شد عده ای از زبان من حرف هایی بزنند که عاری از حقیقت بود و من از همین تریبون از مردم
بعد از دعوا با شوهر، چطور حل و فصلش کنیم؟
چیزی نگویید که بعدها پشیمان شوید. فقط به این دلیل که عصبانی هستید به این معنی نیست که عشقتان به همسر کمتر شده است. بدون داد و فریاد کردن سر همدیگر درمورد موضوعات مختلف با هم حرف بزنید. درصورت امکان آرامش خودتان را حفظ کنید و همیشه یادتان باشد که احترام در رابطه اهمیت زیادی دارد.
دعوای زن و شوهر، بعدش این کارها را نکنید!
که همسرتان باید بداند. دفعه بعدی که روز بدی سر کار داشتید، قبل از اینکه به خانه برسید، به همسرتان اطلاع دهید. با این روش او می فهمد که احتمالاً آسیب پذیرتر از روزهای عادی خواهید بود. 5. اگر دوباره موضوع دعوا را به میان کشید، بی تفاوت نباشید. اگر فقط چند دقیقه از دعوایتان گذشته است، به همسرتان بگویید بعد از اینکه فکرهایش را کرد، هر سوال یا حرفی دارد می شنوید. اگر بعد از چند روز خواست دوباره
کامدار: کسب 4 امتیاز از 2 بازی امیدوار کننده است
به گزارش خبرنگار فوتبال و فوتسال گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ احمد امیر کامدار درباره پیروزی برابر تراکتورسازی اظهار کرد: خوشحالم که توانستیم سه امتیاز این بازی را کسب کنیم. او ادامه داد: من آذری زبان هستم و به هواداران تراکتورسازی علاقه دارم اما در زمین بازی فقط به دنبال نتیجه گیری تیم خود هستم و با تلاش زیاد توانستیم 2 گل به تراکتورسازی بزنیم. کامدار بیان کرد: کسب 4
رمان رمز داوینچی سرآغاز تحقیق من بود و ماجرای حضرت علی اصغر مرا به اسلام کشاند
(علیه السلام) کردند که من را به شدت رنجاند, چون آن موقع من مسیحی بودم. به ایشان گفتم چرا بدون تحقیق لازم این حرف را می زنید؟ این باعث شد که یکی از همکلاسی هایم که تازه شیعه شده بود و خودش هم قبلا مسیحی بوده, متوجه شود که من هم مسیحی هستم و شروع کرد با من درباره خود انجیل و حضرت مسیح (علیه السلام) صحبت کند. کم کم چیز هایی را در خود انجیل نشانم داد. آنچه که نوشته شده بود, شایسته هیچ پیغمبری نبوده و
دختر بچه بودم که اون آقا تو ماشینش چیزی بهم نشون داد که من ....
را همراه خودم راه بیندازم، مضاف بر اینکه کسی هم نبود که بخواهد همراه من بشود. آن شب چند دور دویدم و یک گوشه پارک که کمی تاریک بود مردی را دیدم که زیر درختی ایستاده و نگاه می کند. دور بعد که رد شدم او را درحالی که شلوارش را پایین کشیده و در سایه تاریک درخت رو به من ایستاده دیدم. شروع به فحش دادن و دنبال کردن او کردم. او با شلوار پایین افتاده فرار می کرد و من هم دنبالش افتاده بودم و فحشش می دادم
میراث "آیت الله" برای بیماران خاص به روایت فاطمه هاشمی
انجام می دادند، مبلغی به عنوان کمک داده می شد. زیرا در آن زمان در این حوزه دلالی وجود داشت و قرار شد که با این مصوبه به دهنده کلیه کمک شود و دهنده و گیرنده هم یکدیگر را نبینند تا دلالی از بین برود که این اتفاق هم افتاد. این درحالیست که امروز مجددا می بینیم که پدیده دلالی در اهدای کلیه بازگشته است. مصوبه دیگری هم درباره رایگان شدن خدمات سه بیماری تالاسمی، هموفیلی و کلیوی و تحت پوشش بیمه قرار گرفتن همه