سایر خبرها
به مناسبت سالروز بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی؛ نگاهی بر فجیع ترین کشتار انسانی تاریخ
دادند. سه روز بعد، بمب دیگری روی شهر ناکازاکی فرود آمد و در حدود 40 هزار نفر از ساکنان آن را کشت. به دنبال این تهاجم، سلطان هروهیتو پادشاه ژاپن در نطقی رادیویی، به خاطر قدرت نابودگر بمبی جدید که توسط آمریکا علیه آن به کار گرفته شده بود، از تسلیم شدن بدون قید و شرط کشورش در جنگ خبر داد. در ادامه این مطلب با دیجیاتو همراه باشید. پروژه منهتن حتی پیش از در
مسیر شفاف سازی شبه دولتی ها از بورس می گذرد/ رشد 8 درصدی ضریب نفوذ بیمه در ایران/ افت 26 درصد شاخص بورس ...
های ساختمانی و طرح های املاک و مستغلات اختصاص یافته و به نظر می رسد با توجه به شرایط اقتصادی کشور بودجه سال مالی جاری شرکت با انحراف 20 درصدی نسبت به پیش بینی ها محقق شود. وی در ادامه با نگاهی به روند بازار سرمایه در سال های اخیر عنوان کرد: شاخص بورس در یک بازه 19 ماهه 26 درصد افت کرده و از اوج خود در 15 دی ماه 92 که در ارتفاع 89 هزار و 500 واحد داشت به ارتفاع 66 هزار و 445 واحدی در روز
سوختن دور شمع ولایت را تکرار کنید
همان نوجوانی آغاز می کند. سال 64 که ازدواج کردیم، مرتضی 19 سال داشت. اما یک رزمنده با تجربه بود. نگران سختی های زندگی با یک رزمنده نبودید؟ خانواده ما هم چندان با مقوله جنگ و بسیج و مسائلی از این دست بیگانه نبودند. خود من در مسجد امام حسن عسکری(ع) میدان صفائیه شهرری فعال بودم و کارهای پشتیبانی پشت جبهه ها را انجام می دادیم. البته مرتضی و خانواده اش در کرمانشاه ساکن بودند و بعد از
پشت پرده مبارزه با دوپینگ در ورزش سوارکاری ایران
؛نتیجه این شد که سطح مسابقات رفته رفته بالا رفت. کمتر مسابقه ای در تهران و در استان ها است که ارتفاع موانع 135 سانتی متر باشد. مبدا امتیاز دهی به سوارکاران پرش ما از 135 سانتی به بالا شده است. در مسابقات قهرمانی کشور امیدوارم هستیم که ارتفاع موانع در پارکور 150 سانتی متر باشد که به مسابقات بین المللی هم نزدیک است. برای اولین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که در سالی که گذشت
از خرج پول توجیبی برای فقرا در کودکی تا در دست داشتن تسبیح هنگام شهادت
بین شان حرف شد. محمدرضا در بین حرف هایشان گفت: به بابا بگم، به بابا بگم. که علیرضا گفت: اگه بگی می زنمت. به هر حال گذشت و من توی این فکر بودم که چه اتفاقی افتاده و نگران بودم که خدای ناکرده به راه کجی رفته باشد. چند روز گذشت و یک بار محمدرضا را تنها گیر آوردم و از او درباره ی آن موضوع سوال کردم. گفتم: محمدجان، بگو بابا، علیرضا چی کار کرده که تو اون روز می خواستی به من بگی؟ محمدرضا گفت: شما به ما که
کلاف سر در گم
اصفهان امروز: یک تپه به ارتفاع شش متر را در نظر بگیرید و مورچه ای را در پائین تپه که تصمیم دارد به قله این تپه برسد و یک دانه ارزن را ازآنجا به پائین آورده و به لانه خود برساند. این مورچه روزانه یک متر از این تپه بالا می رود و در اثر لغزش 98 سانتیمتر سقوط می کند. به نظر شما این مورچه در چه مدت زمانی می تواند خود را به نوک تپه برساند و دانه ارزن را به دست آورد؟ سرگذشت این مورچه، شباهت عجیبی با
کوندرا می خواهد بخندد
صرفا خنده ایی که او را به وجد آورد؛ بلکه خنده ای که پرتو نهفته در آن سراسر چشم انداز وسیع زندگی را روشن می کند، از این نظر کوندرا به خنده، طنز و امر کمیک جنبه ای هستی شناسانه می دهد. او در خندیدن جشن بی معنایی می بیند که به زندگی جنبه بازی می دهد، به خواهرم گفتم بیا با هم بازی خنده بکنیم... و شروع به بازی کردیم اول تظاهر به خنده کردیم، خنده های زورکی خنده های خنده دار و خنده هایی چنان خنده دار که
دست پنهان بقایی
مجلس هم برای این بود که تا آنجایی که در قدرت دارم در گذراندن این اصل کمک کنم. چون حکومت اسلامی را بدون این اصل مستقر نمی بینم. (9) از ویژگی های منحصر به فرد این مجلس حضور عالمان دینی، لیبرال ها و گروه های ملی مذهبی بودکه بدون هیچ محدودیتی از سوی مردم وارد مجلس شده بودند. فواد کریمی نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی در این باره می گوید: در اولین جلسه بعد از افتتاح مجلس آقای
قصه ها ؛ حتی تلخش باید تعریف شود
حرف بزنیم، آنها هم قبول می کنند. دو تا رفیق آمده اند. علیرضا و مجید، هر دو کامپیوتر خوانده اند و در یک شرکت کامپیوتری کار می کنند. مجید یک بار فیلم را دیده و این بار با علیرضا، رفیق صمیمی اش آمده دوباره فیلم را ببیند. چرا مجید دوباره آمده فیلم را ببیند: دفعه اول همان هفته اول اکران فیلم آمده بودم، خیلی فیلم را دوست داشتم. علیرضا که پیشنهاد داد برویم سینما گفتم من پایه ام دوباره قصه ها
وصیت نامه شهدای ورزشکاراستان همدان+ تصاویر
. امیدوارم که مرا حلال کنید و تمام سرکشی هایم را از نادانی و غرور بیجایم بدانید . بعد از شهادتم ناراحت نباشید ، زیرا همانطور که میدانید با رضایت خودم آمدم و کلاً آرزویم این است که خدا از من راضی باشد که رضایت خدا در رضایت شماست و از این خوشحال باشید که فرزندی در این راه دادید و اگر فکر کنید می بینید حداقل شما هم سهمی باید از این انقلاب و جنگ داشته باشید که سهم شما صبر شماست . و اما پیامی
شهیدی که با یک دست دشمن را عاجز کرده بود!+تصاویر
خواند. (راوی: پدر شهید موحد دانش) ** چند روز قبل از شهادت علیرضا من که در خارج از کشور به سر می بردم، خواب عجیبی دیدم؛ در خواب دیدم که تمام کوچه مان را چراغانی کرده و دیوارهایش را از پرچم پوشانده اند؛ خانم فاطمه زهرا (س) جلوی در خانه ایستاده اند و مردم بین خودشان نقل پخش می کنند؛ دریافتم که شاید برای علیرضا اتفاقی افتاده است و همین طور هم بود، چند روز بعد همسرم از ایران تماس گرفتند و خبر
باغ فتح آباد کرمان؛ متروکه ای که در دل کویر، بهشت شد
زیادی از مردم از قشرهای مختلف در جشن تولد دوباره این بنای زیبا و دیدنی حضور پرشور خود را به عمل رسانده بودند. در اردیبهشت ماه سال 93 عملیات بازسازی و ترمیم باغ فتح آباد به دستور استاندار کرمان آغاز شد و روز گذشته تقریبا بعد از گذشت 14 ماه، بسیاری از مسئولان استان برای افتتاح این باغ گرد هم آمده اند. آثار باستانی به منزله نمادی از فرهنگ مردم است حضور و استقبال
سعید سیفی اعزامی از سپاه همدان
بیت المقدس. هیچ کس نمی دانست خط کجاست. حتی عده ای نمی دانستند خاکریز چیست. آن ها جنگ را در کوهستان ةای غرب تجربه کرده بودند و این اولین بار بود که به دشت های ترک خورده و صاف جنوب می آمدند. یکی پرسید: برادر خوش لفظ، شما که قبلاً اینجا بوده ای از خاکریز بگو که سر و ته آن چه شکلی دارد؟ چقدر از یک تپه بلندتر است؟ از سؤالش خنده ام گرفت. گفتم: خاکریز دیدنی است نه توصیف کردنی. روز
زمان محاکمه بابک خان رنجانی 11مهرماه!! کاسبان تحریم چه کسانی بودند؟
داد، به طوری که بعد از اولین روز برداشتن تحریمها روزانه 500 هزار بشکه به تولید ایران اضافه می شود که با این روش ایران به دنبال بازاریابی جدید است تا بتواند اولویت اول خود را که به دست آوردن سهم خود در بازارهای جهانی است، اجرایی کند و تحت هیچ شرایطی از تصمیم خود صرف نظر نمی کند، چرا که با این روش خیلی از کشورها میلیاردها دلار از سرمایه خود را از دست خواهند داد. کم رنگ بودن دیپلماسی ایران در
درخواست وزارت خارجه برای عملیات در عراق
اولین بار با ایشان همسفر شده بود و این برخورد را از وی می دید پیش خود می گفت حتما ترسیده است که اینگونه فریاد می زند. اما من که بارها با ایشان ماموریت رفته بودم می دانستم که این خود ترس است که از مواجهه با شهید دوران وحشت دارد، و این عین واقعیت است که من با عباس آن را تجربه کردم. عباس در کارش جدیت داشت و هنگامی که متوجه شد امکان دارد سروصدای دستگاه در کار و رسیدن هدفش اختلال ایجاد کند
جراح قورباغه های شمیران،شوماخر خاورمیانه
بیشتری است و بارها در شهر دیدم که راننده های خانم هم سرعت می روند و هم خوب رانندگی می کنند و هیچ ارتباطی با جنسیت ندارد و همانطور که گفتم چون خانم ها با احتیاط بیشتری رانندگی می کنند آقایان بعد منفی اش را می بینند و اتفاقاً به عقیده من در برخی اوقات، خانم ها بهتر از آقایان رانندگی می کنند. سین : آیا حسی به نام ترس را تجربه کردید؟ جیم: در مورد خودم نه ولی در باره عزیزانم این حس
از تهیه ترشی تا همسر جانباز شدن / در کنار موجی مهربان
دوست داشتم در کنار آنها یکجور هایی سهیم باشم. آنقدر مشتاق زندگی با حسن بودم که خطبه حاج آقا تمام نشده بله را گفتم! حاج آقا سر سفره عقد به من گفت دخترم صبر کن خطبه تمام شود بعد، بله را بگو! با جان و دل از همسرم پرستاری می کنم سال 90 بود که سر حسن را عمل کردند. بعد از انجام این عمل او به کلی فلج شد. حتی قادر نبود دستش را تا دهانش بالا بیاورد. تمام سیستم بدنش از کار افتاد و نمی
شهید غواصی که بازگشتش را به پدر خبر داد
. اصغر بالویی با اشاره به اولین اعزام فرزندش به جبهه می گوید: بار اول که پسرم جبهه رفت او را به خاطر سن کمش برگرداندند. 13 ساله بود. آن شب تا صبح نخوابید و ناراحت بود. من صبح او را بردم سپاه گفتم این بچه دارد از بین می رود چرا او را به جبهه نمی برید؟ همان روز با رفتنش موافقت کردند. چند ماه دوره آموزشی در پادگان داشت. بعد از دو ماه و خرده ای برای دیدنش رفتیم. دیدم فرمانده اش می گوید من به پسر شما آموزش
بوسه ی امام بر پیشانی اشلو
دومین روز حمله داخل سنگر فرماندهی قرار گاه خاتم الانبیاء (ص( احمد کاظمی نتیجه قطعی شب اول عملیات والفجر دو را به من گزارش داد: آقا محسن، توی هیچ کدام از سه محور عملیاتی الحاق صورت نگرفته... کاظمی که ساکت شد، گفتم: راحت بگو شکست خوردیم! احمد سر تکان داد. متأسفانه همین طوره! برگشتم و به سرهنگ علی صیاد شیرازی نگاه کردم. پرسیدم: برادر صیاد، از ارتش چه خبر؟
معروف ترین جنایت آدم فضایی ها روی زمین
/> الگوی پرواز آنها متفاوت بود و هر از گاهی به یک شکل خاص پرواز می کردند. مثلا اگر یکی از آنها ارتفاع پرواز را کم می کرد بقیه بشقاب پرنده ها هم از ارتفاع خود می کاستند. چیزهایی که خلبان آرنولد دیده بود در روزنامه به چاپ رسید و این اولین باری بود که درباره بشقاب پرنده ها در روزنامه های آمریکا خبری منتشر می شد. چند روز پیش از این اتفاق مردی به نام هارولد دال در کنار ساحل مورای در همان نزدیکی
آشنایی با عجیب ترین هواپیماهای دنیا
بشود گفت غریب ترین جنگنده ای است که تاکنون در عملیات رزمی حضور داشته است. این هواپیما برای نخستین بار در سال 1941 پرواز کرد و با وجود موفقیت موتورهای جت، برنامه اش تا سال 1944 دنبال شد. Me- 163 چرخ نداشت، فقط هنگام برخاستن چرخ ها مثل کالسکه ای همراه با یک راکت کمکی زیر آن سوار می شدند. سپس هواپیما می توانست به کمک موتور راکتی اش، با سرعت فوق العاده 160 متر بر ثانیه خود را به ارتفاع 12 هزار متری
تاجیکستاندا هرنه بولدوخ، ائله دوخ یا هرنه باشاریردوخ، ائله دوخ/شرط توفیق ایران، بهره مندی از همه پتانسیل ...
هایی از اهم فعالیتهابه تناسب این ایام بود. کمی از مراسم عید نوروز در تاجیکستان بگویید. نوروز در سرزمین دری های چشم بادامی چه طعمی دارد؟ نوروز تاجیکستان خیلی شیرین است، بیش از آنکه و پیش از آنکه در خانه و زندگی شخصی و خانوادگی جریان داشته باشد، جشنی بزرگ و ملی و البته اعتقادی است، در روز اول فروردین هیچ تاجیکی در خانه نمی ماند، همه در بوستان سرای مهم شهر جمع می شوند، البته در این
باید مرد باشی
؟ همه مان از همین خاک هستیم و دوباره خاک می شویم." آن روزها من کلاس های آمادگی برای حج می رفتم. جزوه هایم را نگاه می کرد و با من آن ها را می خواند. حتی معاینات پزشکی را هم آمد و انجام داد. ساکش را هم بسته بود. همه چیز توی ساکش آماده بود. یکی دو روز قبل از حرکت بود که فهمیدم نمی آید. به آقای اردستانی گفت: "مصطفی، من همسرم را اول به خدا، بعد به تو می سپارم." گفتم: "مگر تو نمی آیی؟" گفت: "فکر