سایر منابع:
سایر خبرها
زوج های جوان بخوانند
، ایشان در منزل حاج آقا مصطفی تشریف داشتند. آیت الله حاج علی آقا صافی(اخوی آیت الله حاج آقا لطف الله صافی، عضو سابق فقهای شورای نگهبان) نماینده من شدند و خطبه عقد را خواندند. من هم آن طرف اتاق، تقریبا رو به رویشان نشسته بودم. بعد ایشان دعا کردند. در مراسم عقد دخترم هم در خدمت امام خمینی(ره) بودیم، ایشان خیلی دعا کردند. هم برای دخترم و هم برای دامادم یکی از مسائلی که ایشان خیلی
صف کشی آقازاده ها برای اتاق تهران/ماجرای دختر 13ساله ای که لانه فساد را لو داد/سزای پدری که به دخترش ...
. باران تهران نتیجه بارور کردن ابرها بود به گزارش فارس، مدیرعامل شرکت آب منطقه ای تهران از باروری ابرها در تهران خبر داد و گفت: باروری ابرها در تهران جواب داد و ریزش 2 شب پیش باران در تهران بعد از باروری ابرها بود.خسرو ارتقایی در پاسخ به این سئوال که آیا باروری ابرها در تهران انجام شد گفت:باروری ابرها در چند روز گذشته آغاز شد که خوشبختانه ریزش باران در دو شب پیش بخاطر همین باروری
روایت ناگفته شمقدری از دوران ریاست بر سازمان سینمایی: مخالف بستن خانه سینما بودم
خودشان را در اختیار غرب قرار دادند. با وجود اینکه بزرگ ترین انقلاب قرن در این کشور رخ داد، حتی کسانی که ادعای انقلابی گری داشتند (از جمله روشن فکران، هنرمندان و نویسندگان) به آن طرف رفتند و در آغوش همان امپریالیسمی قرار گرفتند که روزی داعیه ی مبارزه با آن را داشتند و حالا هم می بینید که از آنجا دارند علیه این کشور و نظام فعالیت می کنند و وقتی فتنه ای، مثل فتنه ی سال 88، پیش می آید، کاملاً به میدان می
بیژن بنفشه خواه از فوت و فنش می گوید
خودم می گفتم خدایا من رو بکش! . به قول نوجوان ها: بی خیال بابا! تا این حد؟! بله! مسئله ی درس، ذهن و زندگی ام را پر از تنش کرده بود؛ تا آن جا که حتی یک بار با خودم فکر کردم بروم بالای ساختمان بلند مخابرات که نرسیده به سیدخندان است و خودم را بیندازم پایین! بعد در همان گیر و دار با خودم فکر کردم حالا اگر رفتم آن جا، اگر نگهبان همان دم در، جلویم را گرفت و از من پرسیدند کجا؟ چه
گفتگویی متفاوت با نفیسه روشن
قرار شد دور آخر را بزنیم، حس کردم خسته شده است. به همین خاطر تصمیم گرفتم دور آخر را بزنم اما خیلی شیک در محور مرا به زمین پرت کرد و به سمت اصطبلش رفت. تکرار زندگی گذشته از حال و هوای سریال کپی برابر اصل بگویید؟ - چیزی که تا همین لحظه از بازخوردهای مردم گرفته ام، متوجه شدم که راضی هستند. بعد از مدت ها یک سریال دیدیم که کنار یک داستان خانوادگی با دعوا و کشمکش های معمول
حصر موسوی و کروبی قانونی و شرعی است
زد. آقای میرحسین در تهران رأی اول را آورد اما دیدیم که روز بعد از پیروزی آقای احمدی نژاد، ایشان در میدان ولیعصر چه حرف هایی زدند. حرف هایی که گویی پاشیدن بشکه بنزین روی آتش بود. من معتقدم زمینه را این سخنان به وجود آورد. زخم های سال 88 هنوز تازه است اما عامل آن را نباید تنها میرحسین موسوی و کروبی دانست. بلکه بودند افرادی که در کنار این دو باعث نارآرامی شدند. هم اکنون نیز باور من این است که این روند
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/1
منصف تدوینگر، حسین و حسن مهدوی صداگذار، علی باقری عکاس و سحر رضوی تهیه کننده اشاره کرد. فیلم سینمایی ناهید به کارگردانی آیدا پناهنده دومین فیلم بلند سینمایی در اولین روز از آغاز جشنواره فیلم فجر ساعت 14:15 در بخش سودای سیمرغ به نمایش درمی آید. این فیلم داستان ناهید دختری است که زندگی دشواری دارد که برای دست یافتن به خواسته های کوچکش باید از چیزهایی که دوست دارد بگذرد، در
جایی شبیه زندان، با طعم کار و تولید
کارم به زندانی شدن بکشد، نهایت یکی دو روز بازداشتی بود و تمام؛ بعد که راستی راستی به دست هایم دستبند زدند و داخل زندان شدم یک شوک بزرگ بهم وارد شد و یادم نمی آید بعدا چه اتفاقاتی افتاد. هم بندهایم می گویند چند روز مداوم فقط گریه و پرخاش می کردم که هیچ کدام از این صحنه ها را به یاد نمی آورم. هر قدر که ثریا می خواهد کمتر حرف بزند من بیشتر اصرار دارم درد دل کند؛ می دانم مرور خاطرات تلخ زندان
انقلاب اسلامی به برکت حضور امام پیروز شد
سوار بر بلیزر شدند و بنده هم سوار بر یکی از جیپ های توانیر که بی سیم داشت جلوی خودروی امام حرکت کردم و به سمت بهشت زهرا رفتم . وی بیان کرد: زمانی که وارد ورودی بهشت زهرا شدیم به دلیل ازدحام مردم چنان فشاری به خودروی امام وارد شد که ماشین خراب و قادر به حرکت نبود. مردم ماشین را تا نزدیک هلیکوپتر هل دادند و این کار یک ساعت طول کشید. من هم روی کاپوت ماشین امام بدون عبا و عمامه ایستاده بودم
گفتگو با همسر شهاب حسینی
/> - من خودم را از شهاب جدا نمی دانم. در این 18 سال زندگی مشترک ما با هم بزرگ شدیم. هر اتفاقی که برای او می افتاد من در کنارش بودم و از همراهی با او لذت می بردم. این را می خواهم بگویم که همیشه روی شما در موقعیت های مختلف حساب کرده است؟ - خب، من همیشه کنارش بودم اما بعد از بچه دار شدن کمی سرم شلوغ شد اما به جرات می توانم بگویم که او بهترین پدر دنیاست. خیلی به بچه هایش علاقه دارد و گاهی
رجعت روح الله در خاطرات حجت الاسلام "علی اکبر ناطق نوری"
کوپتر بلند شد، این جا نه راه پیش داشتیم و نه راه پس. در اثر کثرت جمعیت به جایگاه هم نمی توانستیم برگردیم. به قول معروف جنگ مغلوبه شد، هرکس زورش بیشتر بود دیگری را پرت می کرد. آقایان مفتح و انواری حالشان بد شد و افتادند. من و حاج احمدآقا ماندیم. پهلوانان زیادی آن جا بودند، هر کدامشان عبای امام را می گرفتند و به سمت خودشان می کشیدند. عمامه ی امام از سرش افتاد. یک عکس قشنگی از امام از اینجا
فارغ التحصیلان دانشگاه انقلاب
بار او به مدت 7سال زندانی شد و سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرد. او در رابطه با مدت حبسش می گوید: آخرین باری که دستگیر شدم 6 ماه انفرادی بودم و بعد به اوین انتقال داده شدم. دادگاه که از جرائم اصلی من مثل درگیری های مسلحانه ام بی خبر بود مرا به 15سال حبس محکوم کرد اما چند ماه بعد یکی از دوستانم دستگیر شد و مرا لو داد و تمامی کارهایی که علیه رژیم انجام داده بودم را گفت. دوباره به کمیته آورده شدم و حدود 4
هیچ کس جز امام به دنبال انقلاب اسلامی نبود/ ماجرای تلاش برای ترور امام در جماران/ امام تا آخر انقلابی ...
/> بشارتی : به خصوص تهرانی، وقتی او را آوردند من پشت میز بودم بلند شدم و زیر چانه او را به آهستگی گرفتم، گفتم دکتر مرا می شناسی؟ به خدا تو هزار شلاق بیشتر به من زدی. ناخن مرا کشیده بودند و پانسمان نکرده بودند چرک بالا زده بود و ضربان قلب من نزدیک 200 شده بود. دست مرا شکست جا نینداخت و الان از سال 53 تا 93 دست چپم درست نشده است. 5 ناخن مرا کشیدند به امام گفتم که ما بعد از انقلاب آبگوشت هم گیرمان نمی آمد
از یک گردان پرستو فقط همین چند نفر ماندند
که آنجا بودند، نمازمان را خواندیم و بعد به یک تانک تکیه دادم و خوابم برد. * پاتک دشمن و غوغای انفجارها نیم ساعت بعد بیدار شدم، روشن شدن هوا برابر بود با پاتک عراقی ها، صدای انفجارها غوغا کرده بود، از شکافی که بچه ها با استفاده از آن به داخل کانال روی دژ می رفتند، وارد کانال شدم، چند تا از بچه های گردان دو را دیدم، خبر بچه های خودمان را گرفتم، گفتند: همه رفتند عقب، بلباسی همه
قصه دور و دراز دلواپسی ها؛ از حمام خزینه تا پیاده روی ظریف
اینجا بردارید و ببرید . بلند گو ومکروفون را برداشتند و بردند ، به من که نوبت رسید دیدم اگر من سکوت کرده و تحمل کنم و حرف نزنم بعد از این دیگر نمی شود از آن بوق شیطان استفاده کرد ، تا رفتم و روی منبر نشستم ، گفتم آن زین شیطان را بیاورید! فیلم محمد رسول الله (ص) در سال 40-1339 مصطفی عقاد که خواست فیلم محمد رسول الله (ص) را بسازد از علمای شیعه و سنی دعوت به همکاری کرد اما هیچ کدام
روزنامه خندان / با من قدم بزن ظریف، با من قدم بزن کری
و با عناصر وابسته به شرق و غرب و آمریکای جهانخوار ارتباط داشته باشم و آب در آسیاب دشمنان قسم خورده نظام بریزم؟ حالا چطور شده که به تحریک آقای "سروش آسمانی" همه چیز را انکار می کنید و حاضرید در این سر سیاه زمستان راهی زندان بشوم؟ من این همه برای اعتلای روزنامه زحمت کشیدم و دود چراغ خوردم و اختلاس نکردم و ننجون خوبی بودم آن وقت شما به خاطر حرف های آقای "سروش آسمانی" بنده را فروختید و
ماجرای تلاش برای ترور امام در جماران
/> فارس: در خصوص نقش رهبری حضرت آقا در این 25 سال بعد از رحلت حضرت امام و هدایت انقلاب اسلامی توسط ایشان توضیح بفرمایید. بشارتی : شما اگر می خواهید ارادت ما را به ایشان بدانید باید یک وقت مستقل بیابید که راجع به خصوصیات آقا و نقش ایشان در تداوم راه امام مستقلاً صحبت کنم. من تنها زندانی بودم که ملاقات نداشتم چون باید درخواست می کردم اما درخواست نکردم چون غرورم اجازه نمی داد، حالا هم این
بهبودی: جولان کتاب های ضعیف درباره انقلاب را با نقد متوقف کنیم/ غلبه نگاه ایدئولوژیک در کتاب های دهه شصت ...
سراغ سران رفتیم و خاطرات آنها را گرفتیم و کمتر به بخش های میانی و سپس به مردم توجه کردیم. حادثه ای که درباره جنگ برعکس شد. در نگارش تاریخ جنگ سطوح پایین، رزمنده ها، جنگ رفته ها و به اسارت رفته ها مورد توجه قرار گرفتند. آنها خاطراتشان را گفتند و کمتر سرداران و فرماندهان درباره جنگ نوشتند و حرف زدند. اما در مورد انقلاب این موضوع واژگونه است. جنگ این اقبال را داشت که از زبان جنگ رفته ها سخن خودش را
نقطه های سیاه وننگین رژیم شاه از زبان سلیمی نمین
بود. در دهه 70 (میلادی) سهم نفتشان را می خواستند، در دهه 60 (میلادی) چنین چیزی وجود نداشت. (خاطرات دکتر علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد از 1341تا 1348 خ، تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران، چاپ دوم، نشرآبی، ص135) بنابراین می توان گفت بعد از جهش چند برابری قیمت نفت نوع مطالبات آمریکا از تهران کاملاً متفاوت شد؛ به عبارت دیگر، افزایش دهنده قیمت نفت رسماً سهم خود را از درآمد نفت ایران مطالبه می کرد
صادف خرازی: سیاست خارجی احمدی نژاد شکست خورد
. وی افزود: شهدای بزرگواری که در مشهد و استان خراسان رضوی وجود دارد و خراسان همه تمدن ایران است و اگر کمی واقع بینانه به تاریخ تمدن و فرهنگ ایرانی بنگریم تمام تحولات علمی، فلسفی، ادبی و تفسیری و اصولی از خراسان بزرگ متاثر است. سفیر سابق ایران در فرانسه بیان داشت: موضوع سخنی که برای من در نظر گرفتند بررسی تطبیقی بین دو زمان متفاوت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دولت های دهم و
ناگفته های نخستین شهردار تهران در سال 57
. فعالیت های اجتماعی و سیاسی من از 1336 با عضویت در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران آغاز شد و در سال های39 و40 در جبهه ملی دوم و سپس نهضت آزادی ایران فعال بودم. در سال50، در ارتباط با کمک به زندانیان مجاهدین خلق اولیه همراه با مهندس سحابی و آقای هاشمی رفسنجانی بازداشت شدم و یک سال زندان بودم و در آنجا با حدود 50گروه سیاسی آشنا شدم. در سال های 56 و 57 در مدیریت و دیپلماسی انقلاب و برگزاری نماز
رقبا بدنبال ایجاد شکاف میان اصلاح طلبان و روحانی هستند
تنفس بخصوص برای منتقدان دولت گذشته باز شده؛ کسانی که در 8 سال گذشته پیش از این دولت هیچ گونه فضایی حتی در حد جلسات محدود هم نداشتند و حق فعالیت و تنفس از آن ها سلب شده بود. یادم نمی رود بعضی از جلساتی که بعضا در استان یا جاهای دیگر برگزار می شد، برخی نهادها، بعد از جلسه تعدادی از حاضران را احضار و تهدید می کردند که چرا به فلان جلسه و دیدار فلان شخصیت رفته اید. برخوردهای بسیار بدی بود که به حمدا
دام 2 زن برای رانندگان مسافربر
می کردند با هم خواهر هستند به بهانه این که کیف پول شان را گم کرده اند از راننده خواستند مقابل خانه ای توقف کند که آنها کرایه را برایش بیاورند. پس از رسیدن به مقصد، دو مرد با پیاده شده از خودرویی به سمت راننده آمده و او را بشدت کتک زدند. دو زن جوان هم قصد سرقت خودرو را داشتند که با دخالت شاهدان ماجرا ناکام ماندند. اهالی یکی از زن ها و دو مرد همدستش را دستگیر کردند اما زن دیگر موفق به
رهبری آیت الله خامنه ای لطف خدا بود
57 شهید شد. من می خواستم طلبه شوم ولی وضع مالی ما آن گونه نبود که بتوان این کار را انجام داد اما به لطف ائمه از سن 19سالگی توانستم وارد حوزه شوم. این عضو شورای نگهبان قانون اساسی در پاسخ به سؤال رنجبران که در خصوص استعداد ریاضی او و چرایی نرفتن به سوی علوم مهندسی پرسید، گفت: ادبیات عرب و تعمق در احکام و روایات اسلام نیازمند استعداد و توجه است. من یادم است استادی که خوب از او استفاده کردم
همراه با علمای اصفهان به شاه نامه اعتراض نوشتیم
/> جنابعالی در سال های تبعیدحضرت امام، به عراق و عتبات سفرهایی داشتید. آیا در آن سفرها هم با امام دیدار هم داشتید؟ از خاطرات این دیدارها بفرمایید؟ یکی از اهداف من پس از زیارت عتبات مقدسه، دیدار با حضرت امام بود. خاطرم هست یک بار نزدیکی های غروب به نجف رسیدم، چون می دانستم برنامه آقا این است که یک ساعت بعد از غروب، به حرم مشرف می شوند، به حرم رفتم و ایشان را در آنجا زیارت کردم و با هم به
حکم اعدام دو متجاوز تایید شد
به گزارش خبرنگار ما، تابستان سال 90 دختر جوانی مأموران پلیس اسلامشهر را از وقوع حادثه با خبر کرد. شاکی توضیح داد: مدتی قبل در یک میهمانی، در یکی از باغ های دماوند با پسری به نام محمد که دوستانش او را ممدخوشگله صدا می کردند آشنا شدم. وقتی جشن تمام شد سوار ماشین او شدم تا مرا به خانه ام برساند. همانجا بود که متوجه شدم قمه بزرگی زیر صندلی گذاشته است. علت را که پرسیدم گفت قمه متعلق به یکی از دوستانش
خصوصیات شیعیان به روایت امام عسکری(ع)
هم می کند، بِالْمَنِّ وَ الْأَذی . نیکی انجام داد، امّا یادش رفت که اوّل باید آن رذیله منّت گذاشتن را در درون خودش از بین می برد. چون این رذیله را در درون خودش از بین نبرده، حالا منّت می گذارد. به ظاهر کار خوبی کرده، حتّی گاهی پنهانی هم کمک کرده، امّا حالا مدّعی می شود که من بودم! لذا اولیاء خدا می گویند: برای همین است که گناه یعنی باورنکردن پروردگار عالم. باور ندارد پروردگار عالم می
نقش تویسرکان در شکل گیری انقلاب اسلامی
(ره)آشناتر می شود در سال 1353 مرحوم شیخ نعمت ا... صالحی نجف آبادی صاحب کتاب "شهید جاوید"که به تویسرکان تبعید شده بودند در مسجد امام سجاد(مسجد نو)کلاسهایی برپا کرده واز تخته سیاه وگچ استفاده کرده و آیات قرآن و احادیث را شرح وتفسیر می کردند که بعد از چند روز مامورین جلسه را تعطیل و ایراد می گرفتند که مگر مسجد مدرسه است که تخته سیاه آورده اید.ایشان هر چند در آن زمان بخاطر نوشتن کتاب شهید جاوید در
بوی بهار و گل و یاسمن آمد
و دعا می کردند امام در صحت و سلامت وارد خاک ایران شود. استرس و اضطراب را می توانستم در میان حرف های حسن حس کنم. آنچنان زیبا و با هیجان صحبت می کرد که من احساس می کردم در آنجا حضور داشتم. یادم می آید تا زمانی که تلویزیون هواپیما را نشان داد که بر زمین نشست و بعد از چند دقیقه امام از پلکان هواپیما در حال پایین آمدن بود هیچ صدایی جز صدای برهم خود تسبیح ها در خانه برادرم شنیده نمی شد. خوب
از خبرهای احمدی نژادی و روحانی ترین خاطره حسن روحانی تا دعوت قبل از رسیدن به ریاست عارف و اعتیاد نیکی ...
تابد، سرم را بلند کردم و یک شیء نورانی را که تقریبا مکعب مستطیل بود و حدود دو متر طول داشت و عرض و ارتفاع آن هم حدود یک متر بود، دیدم که از بالا به سمت داخل حیاط مسجد به آرامی در حال فرود آمدن است. احساس می کردم افرادی داخل این هودج نورانی نشسته اند، ولی چیزی جز تلألؤ نور نمی دیدم. بعد دیدم آن شیء نورانی در شمال شرق حیاط مسجد فرود آمد. آنگاه پس از چند دقیقه توقف، بلند شد و به حرکت