سایر منابع:
سایر خبرها
داستان تولد لینوکس از زبان خالق آن
می کردم دایرکتوری من در سرور FTP نباید خالی باشد و باید چیزی به عنوان مشغول بودن به کار روی آن قرار دهم؛ اما نسخه دوم بسیار به آن چیزی که مد نظر داشتم نزدیک بود و این همان نسخه ای بود که پیامی در مورد آن در گروه خبری Minix قرار دادم. لینوس توروالدس در سال 1996 گفت: نمی دانم اولین نسخه از لینوکس را چند نفر استفاده کردند؛ شاید 10 یا 20 نفر، اما ظاهرا این نسخه به حد کافی بزرگ و قابل احترام بود که منجر به مسیری شود که اکنون بعد از سالها شمار بسیاری از افراد از سیستم متولد شده از یک Task Switcher ساده استفاده می کنند. ...
علت جدایی رضا رویگری از همسر اولش +عکس
لس آنجلس ساخته بودند و برای مراسم افتتاحش از من دعوت کردند. من هم رفتم و چند کار زنده خواندم و سه هزار دلار گرفتم یا برای مراسم شب احیا مرا دعوت کردند تا برایشان مداحی کنم. اینگونه درآمدزایی داشتم. در کل زندگی در آنجا بسیار سخت بود. پس از بازگشت هم ممنوع الکار شدید. درست است!؟ بله، یکی از دوستان{آقای سین. } لطف کرده و پشت سرم خیلی حرف زده بود. اینکه در آمریکا پناهنده شدم، یا
امیر حسین تتلو گیاهخوار است
این کار رو بکنیم. به خاطر همین از سیا خواستم خیلی زودتر شعبه اش رو افتتاح کند. خب سیا شرایطش رو نداشت به لحاظ مالی. اما بعد چند سال تونست مغازه اجاره کنه و قراردادش رو بسته تا هوادارها بتونند لباس ها، گردنبند ها و. . . ما رو داشته باشن. چون واقعا خیلی ها از ما لباس ها رو می خواستن و از روی علاقه می رفتن قلابیش رو می خریدن و ما این رو دوست نداشتیم. به منم هیچ ربطی نداره. من فقط لباس هام رو از والتون
یک گفتگو با امیر تتلو: دوست داشتم حرف هایم را بزنم... راه اش موسیقی رپ بود
/> چرا از ایران رفتی و دنبال چه چیزی بودی که راه حلش رفتن از ایران بود؟ من راستش آنجا اسپانسری داشتم که خرج خانه و زندگیم رو می داد. منم آنجا رفتم برای تامین خانه، زندگی و خرجم چون هیچ درآمدی در ایران نداشتم. شعر می گفتم و آهنگ می ساختم. بعد هم که باهاشون دعوام شد و خرجم رو ندادن، برگشتم ایران! چرا سعی نکردی همون جا بمونی و موفق بشی؟ خب چون آنها می خواستن من
اولین تاریخ نگار فدائیان اسلام چه کسی بود
/> نواب صفوی در تهران از آیت الله کاشانی، آیت الله انصاری، از مرحوم شاه آبادی بزرگ، می پرسد که اگر مشهد رفتم کجا بروم؟ می گویند: آنجا یک شیخ غلام هست معروف به غلامحسین تبریزی. شما اگر مشهد رفتید به منزل او بروید. در اسفند سال 1324 من یک روز صبح می خواستم به مدرسه بروم. اتفاقا پدرم هم مدرسه ای به نام دارالتحریر دیانتی ساخته بود که مقام معظم رهبری هم در آنجا کلاس اول را خوانده است. حتی یادم هست که
متن تک نگاری شایسته تقدیر در مسابقه ریزنگاه به نمایشگاه کتاب
دانشگاهی، یا بهتر بگویم، راهروهای مسقف شده برای استقرار غرفه داران ناشران دانشگاهی، قدم زنان جلو رفتم. غرفه کتابهای درسی دانشگاهی، که به قاعده باید مملؤ از دانشجوهایی باشد که سال گذشته به نمایشگاه آمده و کتاب های ورودی کنکور ارشد و دکتری را خریده بوده اند و انشاالله وارد دانشگاه شده اند!، تا حد زیادی خلوت تر از غرفه کتاب های کنکوری بود. سالن ها، یا همان راهروهای ناشران دانشگاهی، در دو ردیف
ایران جایی برای تفکرات احمدی نژاد نیست / سباست و رنجی که از دوران احمدی نژاد کشید
به گزارش سرویس سیاسی وقت نیوز ، اکنون که دو سال از پایان دولت احمدی نژاد گذشته است برای واکاوی آنچه در هشت ساله دولتداری او بر کشور رفته است شاید زمانی مناسب باشد هرچند که تاریخ باید در رابطه با خرابی های دولت او قضاوت کند. هشت سالی که اظهارات درباره آن گوناگون است، هرچند یاران بهاری احمدی نژاد همچنان با اصرار بر درخشان بودن آن پای می فشرند اما بسیاری صاحبنظران در حوزه های گوناگون آن را هشت سالی
آنهایی که به مقدسات اهل سنت توهین می کنند وهابی اند نه شیعه
نزد هر کسی به کار ببریم. ما واقعیات را درک می کنیم؛ عدالت صحابه را نمی پذیریم؛ عصمت را درباره زنان پیامبر قبول نداریم؛ ولی حق نداریم هر مطلبی را نزد هر کسی بیان کنیم. این، مسئله بسیار مهمی است. تعصبات کور، عامل اتحاد مخالفان بر ضد شیعه نکته دیگر در این زمینه این است که مخالفان شیعه برای نگه داشتن جوانانشان در عرضه دین جاذبه ندارند؛ روحانیت وهابی برای جذب جوانان و مردم مطلب
اولین مسلمانان ایران، گیلانی بودند
بیرون شدم و در نظر داشتم از قصر خارج گردم، در این هنگام اسود از اطاق خارج شد و تا مرا دید بسیار ناراحت گردید وی در حالی که دیدگانش از فرط غضب سرخ شده بود گفت: از کجا آمدی و چه کسی به شما اجازه داد بدون اذن من به خانه وارد شوی؟ دیلمی گوید: وی سرم را چنان فشار داد که نزدیک بود از پا در آیم. در این هنگام آزاد از دور جریان را دید و فریاد بر آورد: اسود از وی درگذر، و اگر وی فریاد آزاد را نشنیده بود مرا
کنکاش درباره سیّدجمال و فراماسونری
بیشتر تهمت ها به علت بزرگی شخصی یا از روی حسادت یا از سوء نظر یا از سوءتشخیص است. یادداشت هایی که بعد از پنجاه، شصت سال از آرشیو وزارت خارجه انگلیس به دست می آید، نشان می دهد که جاسوس های انگلیس در همه جا در اسلامبول، پتروگراد، مصر، ایران، هند و دیگر جاها سید جمال را تعقیب می کردند. مضرومی پاشا از شاگردان و آشنایان سید جمال الدین در خاطرات خود که به کوشش سید غلامرضا سعیدی در مجله
مردی که هم مراجع را راضی می کرد هم لوطی ها را
. سریع با تهران تماس گرفتم و با حاج خانم صحبت کردم. گفت همه خوب هستند و پدرت هم چند وقت دیگر آزاد می شود. یک سال بعد که من آن خواب را فراموش کرده بودم، آن اتفاق افتاد. یا وقتی امام وارد تهران شدند و هواپیما نشست، ایشان قبل از امام از هواپیما بیرون آمد. در هواپیما هم به نوعی گرداننده حاج مهدی بود. آقای عسکراولادی تعریف می کرد: خلبان آمد و به امام گفت بالا تخت هست تا برسیم چند ساعتی فرصت
چرا برخی مردم بدی می کنند؟
. من مجبور شدم آمریکا را بدون PhD ترک کنم. من سعی کرده ام راه خود را که گرفتن حقوق بشر خود بود ادامه دهم. اما هیچگونه نتیجه ای بدست نیاوردم. یک گروه فرهنگی در کانادا بدلیل تلاش من درراهم در رقابت زیاد من را در مسابقه مقاله نویسی به ارزش 100000$ شرکت داد. موضوع مسابقه راهکار عملی برای بوجود آوردن دنیای صلح انگیز و پرانرژی بود. وقتی من در حال تلاش کردن در حقوق بشر خود بودم. من در
ابتهاج؛ مردی که روزگاری الگوی زندگی من بود
فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد بود به اتاق من آمد و گفت: من دیروز که حقوقم را گرفتم در کشوی میزم گذاشتم، امروز که آمدم دیدم نیست. گفتم تو در نیویورک بزرگ شده ای، آیا آنجا هم حقوقت را می گذاشتی در کشوی میزت و روز بعد می دیدی همان جاست؟ گفت: آخر ایرانی ها همه دزد هستند. این را که گفت حال من منقلب شد، برخاستم و چنان به تخت سینه او زدم که عقب عقب از اتاق من بیرون رفت، از راهرو گذشت و در اتاق خودش افتاد
برخی بازیگران با سابقه به نان شب محتاج هستند/ حوادث سوریه و عراق غمگینم می کند
آنکه دیپلم گرفتم به دلیل اینکه قد و هیکل خوبی داشتم به دانشگاه شهربانی رفته و در آنجا قبول شدم. به مادرم گفتم که می خواهم بروم شهربانی. گفت به پدرت گفتی؟! گفتم نه! گفت پس شب حتما پدر رو در جریان بذار! من هم اینکار را انجام دادم. نگاهی به من کرد و با خشم گفت مطرب شدی، هیچی نگفتم حالا می خوای بری آژان شی؟! نظام و ارتش رو ول کردی آژان شی؟! تو می خوای آبروی من رو ببری با این کارات. تو باید صاحب منصب
چرا گنبد فعلی حرم شاهچراغ (ع) دقیقا بر روی ضریح مطهر نیست؟
. معرفت ماحصل خدمت عاشقانه بود عبدالله توکلیان که از اوایل سال 87 بعد ازبازنشستگی خادم حرم حضرت شاهچراغ(ع) شده در مصاحبه با خبرنگار ما می گوید: قبل از آمدن به حرم شناخت کاملی از احمدبن موسی کاظم(ع) وحرم ایشان نداشتم وعشق خدمت به امام رضا(ع) را داشتم اما با توجه به وضعیت خودم و شرایطی که وجود داشت این امر برایم میسر نشد تصمیم گرفتم که خدمت برادر بزرگ حضرت برسم. با گذشت زمان
آمریکا نمی گذارد یک "ایرانی مسلمان" بالاتر باشد/ آرنولد الان بود به جایی نمی رسید
حرفه ای یک مزیت خواهد بود. به نظر می رسد قصد داری این بار به جای سنگین وزن، در رقابت های 212 پوند مستر المپیا شرکت کنی؟ همینطور است. 212 پوند وزن اصلی من است. به نظرم تصمیمی منطقی گرفتم. حتی رونی کولمن، قهرمان 8 دوره مستر المپیا بعد از اینکه از جیمز شنید می خواهم در این وزن به رقابت بپردازم گفت، حالا با حضور بیتو مسابقات دسته 212 پوند ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد.
پذیرایی در استخبارات عراق با طعم کابل و لگد+تصاویر
. خب من وارد جنگ شدم و در سال 64 در عملیات والفجر 8 شرکت کردم. در این عملیات ما دو شب، آن طرف آب بودیم و بعد به خاک خودمان برگشتیم. در بحث جنگ هم شیطنت های خاص خودم را داشتم. افرادی که می گویند که اگر الآن جنگ شد، آیا بچه ها مثل آن روز می روند تا بجنگند و از کشور دفاع کنند؟ من می گویم بله، این جوانان هم می روند و وارد جنگ می شوند و به نحو احسن هم جنگ می کنند و برای نظام و مملکت خود
ملی گرایان از فرط تکرار تحلیل های خود را باورکرده اند
الکلی در یک کشور اسلامی انتقاد کرده و مأموران رژیم، مدعی شدند که عده ای از مردم، پس از سخنرانی نواب صفوی، به یک مشروب فروشی حمله کرده و آن را تخریب نموده اند! و شهید نواب صفوی در یک دادگاه سفارشی نمایشی، به اتهام تحریک مردم به دو سال زندان محکوم شده بود که این حکم مسخره و مضحک دادگاه رژیم شاه، توسط وزیر کشورِ دولتی اجرایی شد که خود به کمک جوانان فدائیان اسلام به قدرت رسیده بود! به نظر
دارایی ام را با خدا نصف کردم
شد تا بارها مورد تهدید و آزار آنها قرار بگیرد. وقتی راهی سپاه شد سال آخر دبیرستان بود. به او گفتم پدر جان درست را تمام کن و بعد برو! گفت نه، در سپاه هم می توانم درسم را ادامه بدهم. آن زمان 17 سال بیشتر نداشت. من هم هر روز به سپاه می رفتم تا او را ببینم. با همت و پیگیری حسین بسیج محل را راه اندازی و محفلی برای جوانان علاقه مند کردیم. پسرم کتابخانه محله را هم افتتاح کرد تا علاقه مندان به
آمده ام شاه پناهم بده
نفر از استادان و راهنماهای گروه مطالبی درباره آن حضرت گفتند که موجب شد شناختی نسبی درباره ایشان پیدا کنم. همانجا بود که از امام رضا(ع) خواستم شناختم را از خودش و مذهب شیعه تقویت کند تا بدانم کدام راه صحیح است. تا اینکه تقریبا یک ماه بعد از برگشت از سفر مشهد با شناخت کاملی که از این مذهب و امامان آن به دست آوردم، به مذهب شیعه مشرف شدم . ملانی فرانکلین: تا او را نشناسند، درک نمی کنند
روناک یوسفی در یک نگاه به همراه مجموعه تصاویر
دفتر دبیرستان می ایستاد، اما چون شاگرد زرنگ بوده، از خطایش چشم پوشی می کردند. می گوید: به خاطر تقلبی که در امتحان به دوستم رسانده بودم، سه روز اخراج شدم و نمره ام صفر شد. دانشگاه به محض اینکه دیپلمش را گرفت، وارد دانشگاه نشد، بلکه وقفه ای در آن به وجود آمد، چرا که در مدرسه به تدریس نقاشی و خطاطی می پرداخت تا اینکه سرانجام تصمیم گرفت دانشجو شود و در رشته مهندسی طراحی صنعتی پذیرفته شد
وقتی صحبت اختلافات مالی، از آلبوم مرتضی پاشایی پیشی گرفت
جاریه کارهایی بودند که خود مرتضی دوست داشت من تنظیم کنم. به قول مصطفی پاشایی که از زبان مرتضی نقل کرده، او گفته دوست دارم کارهایم به کسانی سپرده شود که قبلا با آنها کار کردم و نتیجه گرفتم. خدا را شکر قطعات عصر پاییزی و نگران منی بازخورد خوبی داشت. این تنظیم کننده که با هفت اثر در آلبوم اسمش عشقه حضور دارد درباره بحث خوانندگی مصطفی پاشایی در این مجموعه گفت: مصطفی پاشایی قطعه ده یعنی حالا حالا را
از سیلی محکم کنار ضریح تا مسئولیت در آستان قدس با تایید حضرت!
به مدت 30 سال است که خادم رسمی در آستان قدس رضوی ام که هر 8 روز یکبار باید 24 ساعت در حرم باشم و از آنجایی که خدامی بنده موروثی است پس از من، توفیق خادمی به پسر ارشدم منتقل می شود. چطور شد که خادم امام رضا(ع) شدید؟ در زمانی که مدیر تربیت بدنی دانشگاه فردوسی مشهد بودم سه نفر از کارمندان ما در مکانی سکونت داشتند که ازشرایط نامناسبی برخوردار بودند و من به سبب کمک به این سه نفر
از بهیاری در بیمارستان صحرایی تا حضور در جبهه های فرهنگی امروز
بسیجی و در بعضی مواقع تخریب چی فعالیت می کردم و در آن زمان هنوز مدرک دیپلم را نیز کسب نکرده بودم، مرحله دوم زمان تحصیل در دانشگاه بود که به عنوان بهیار، امدادگر و پیراپزشک در بیمارستان های صحرایی فعالیت می کردم و مرحله سوم بعد از اخذ مدرک دانشگاهی است که در آن زمان بیشتر در قسمت عوامل شیمیایی و مداوای بیماران حضور داشتم. فارس: چه عاملی سبب حضور شما در جبهه بود و در چند عملیات شرکت داشتید
نگاه تحلیلگران عرب به نزدیکی تهران و لندن
می کنند که بر پایه خواسته های شیطان بزرگ عمل می کند. ** آینده ی روابط اقتصادی- سیاسی ایران و انگلیس زیر ذره بین روزنامه ی الحیات روزنامه ی الحیات چاپ لندن با این پیش بینی که بازگشایی سفارت 2 کشور بهبود روابط سیاسی و اقتصادی را سبب خواهد شد به سفر هاموند به تهران پرداخت. الحیات دوم شهریورماه در گزارشی نوشت: ایران و انگلیس سفارت های خود را پس از بسته شدن در پاییز سال 1390
چرا امام رضا (ع) ولایتعهدی را پذیرفت؟
پس چرا به خانه مأمون رفته و انگور میل کردند؟ پیش از پاسخ، تذکر این نکته لازم است که درباره علم اهل بیت (علیهم السلام) و چگونگی آن، آراء و نظرهای گوناگونی ارائه شده؛ از جمله این که امامان معصوم(علیهم السلام) همه امور، اعم از چگونگی شهادت و زمان و مکان آن و سایر امور را می توانستند بدانند ولی دانستن آن ها معلوم نیست؛ یعنی دانستن آن ها بالقوه است نه بالفعل. روایاتی این مطلب را تأیید می
سالار جاده ها
؟ 11 تیر 93 شروع کردم و پس از حدود دو ماه کار تمام شد و پس از چند روز در کافه بازار قرار گرفت. برای ساخت این بازی با چه مشکلاتی روبه رو شدی؟ مهم ترین مشکل من در ساخت بازی کم پولی بود. من از سال اول دانشگاه کار می کردم و خرج خودم را درمی آوردم و اصلا دوست نداشتم از پدر و مادرم پول بگیرم. با این حال حین ساخت بازی پول کافی نداشتم تا به گرافیست بدهم؛ بنابراین
الهام حمیدی
خیلی نزدیک – 1384 - کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم خیلی دور خیلی نزدیک – 1383 در ادامه زندگینامه الهام حمیدی را از زبان خودش بخوانید... سال 1356 به دنیا آمدم. دو برادر کوچکتر از خودم دارم، لیسانس حسابداری دارم و کلاس های آزاد بازیگری را گذرانده ام، از سال 78 کار هنری را آغاز کردم. پدرم بازنشسته و مادرم
چگونه عمران صابی پس از شکست در مناظره با امام رضا(ع) مسلمان شد
، بعد از آن هر چه حفظ کرده بودم از یادم رفت، و هر چه کوشیدم یک کلمه از آن هم یادم نیامد. [7] از علی بن احمد وشا نقل کرده اند که گفت: از کوفه به خراسان می رفتم، دخترم به من گفت: پدر این حلّه را بگیر و بفروش و از پولش یک فیروزه برای من بخر، حله را گرفتم و داخل یکی از لباس ها گذاشتم، چون وارد مرو شدم در کاروانسرایی منزل کردم، دیدم غلامان علی بن موسی الرضا علیه السّلام آمدند، و گفتند: حله ای می
یک دیوار با تروریست ها فاصله داشتم/برای سرم جایزه گذاشتند
خط با تروریست ها داشتید چقدر بود؟ به اندازه یک دیوار! من پشت دیوار بودم. به اندازه یک راهرو آن طرف دیوار یک نفر از جبهه النصره حضور داشت. در آنجا فرمانده ارتش به ما گفت نباید صدایی از شما بلند بشود. وگرنه شخممان می زنند. یادم هست خیلی آرام پیش رفتیم و تا رسیدیم پشت دیوار، دیدیم صدایی می آمد. دوربینم را برداشتم و از همان راهرو صدایش را گرفتم. تا حدی که دوربین دیده نمی شد. در سوریه خیلی