سایر منابع:
سایر خبرها
صدای ناله سورنا در بغض شکسته عشق
های گذشته نیست. پدر ارغوان در پی بردن و آوردن های دخترش به کلاس موسیقی یک زن ارمنی عاشق دختر او "لی لی" که او هم مدرسِ سازی به جز پیانوست می شود. ارغوان به این رابطه پی می برد و به خاطر مادرش که در خانه مریض و بستری است از پدرش دلشکسته شده تا آن حد که بعد مرگ مادرش نیز پدر را نبخشیده و با خاله اش برای زندگی روانه شیراز و سپس وین می شود. همه چیز سرد و یخی و آرام می گذرد. نه جمله عاشقانه ای دیالوگی
لزوم انقلاب فرهنگی در حوزه سینما / جشنواره امسال تیر خلاص بود
با هم چند تا از فیلم های چهار روز جشنواره را یک مرور دم دستی و ساده کنیم.شاید همین برای اثبات این ادعا کافی باشد. ناهید : فیلم شبه فمینیستی که یک قصه و داستان رویی تقریبا جذاب دارد اما در لایه زیرینش بحث اعطای حضانت بچه ها به پدر و ازدواج موقت را به شدت نقد می کند. ارغوان : فیلم شبه روشنفکری که حول محور خیانت و طلاق می گذرد.و باز البته لایه رویی دارد با یک قصه خانوادگی و لایه زیرینی
تصنعی بودن بازی ها بزرگترین نقطه ضعف فیلم ارغوان / فیلمی با پرداخت نامناسب
خبرگزاری فارس - گروه سینما: فیلم ارغوان دومین فیلمی بود که روز یکشنبه در بخش سودای سیمرغ در کاخ جشنواره به اکران درآمد. سومین فیلم بلند کیوان علیمحمدی و امید بنکدار که پیشتر فیلم های شبانه روز و شبانه را کارگردانی کرده بودند. قصه ای که به خوبی پرداخته نشده است قصه این فیلم برگرفته از مجموعه داستان علی اکبر حیدری به نام بوی قیر داغ است که اتفاقا نگارش فیلم نامه این اثر را نیز به
انفجار جمعیت در اکران عصر یخبندان در برج میلاد
نمی کرد که سنتوری اقتباسی از صحرای سرد است. اما بعدها در شناسنامه فیلم این کتاب را برداشتی آزاد از کتاب عقاید یک دلقک دانست. درحالی که محتوای عقاید یک دلقک و سیر داستان آن با آنچه که در سنتوری روایت می شود، متفاوت است. شخصیت ها زندگی متفاوتی با زندگی شخصیت های سنتوری دارند. او می گوید من از همه حقوق مادی اثر صرف نظر کرده ام اما در نظر دارم تا به زودی مدارک موجود را در یکی از سایت های
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/3
نداشته باشد به این مفهوم که هر کدام دنبال مشکلات دیگری را روایت نکنند بلکه هر سوزه داستان و مشکلات خودش را داشته باشد. البته من هر سه زن را یک نفر می بینم و ممکن است که مشکلات مشترکی با هم داشته باشند اما دغدغه هایشان مشترک نیست و موقعیت و دغدغه هایشان با هم فرق دارد. از این نظر من برد کرده ام که سوژه ها با هم همپوشانی ندارند و وقتی وارد بخش بعدی فیلم می شود آدم دیگری همان مشکلات را به
تحلیلی بر چهار فیلم ارغوان، بوفالو، ناهید و قول
هوای عشق" اما در اندازه ای درخور ستایش نشان دادند که فیلم ساختن با موسیقی را به درستی آموخته اند.فیلم در ابتدا قراردادش را با مخاطب بنا می نهد که با واقعیاتی ناسازگار اما نه در بی قانونی و هرج و مرج مواجه است. به عنوان مثال نوع خاصی از دوربین سوبژکتیو در فیلم استفاده شده که گاها سوبژکتیو فاعلی-جایی که پدر ارغوان درمورد چشم ها صحبت می کند در زمان اول- و یا سوبژکتیو مفعولی است-جایی که آوا و
صریح و بی پرده با مسعود کیمیایی
هم مشخص بودند. هیچکدام مولتی می لیاردر نبودند و به اندازه ساخت همان یک فیلم پول داشتند. موسوی: در مستندی دیدم که خانم تهمینه می لانی می گفت: چون نگذاشتند خط قرمز اکران شود، کیمیایی نتوانست سیر طبیعی فیلمسازیاش را طی کند. کیمیایی یک فیلمساز حساس و بهروز سیاسی – اجتماعی بود. طبیعی بود که خط قرمز بسازد ولی چون جلوی اکرانش گرفته شد، نتوانست به راهش ادامه بدهد و مجبور شد فیلمی بسازد که
آثار نجیبانه ای که قرار است گیشه ها را تسخیر کند!
سینمای روشنفکری نموده و اهتمام ویژه خویش را بر احیای فیلم فارسی ساخته است؛ فیلمی البته با قاب بندی های خوش آب و رنگ که به حق نماینده هوش و ذکاوت هنری صاحبان این اثر می باشد. چهارمین اثر اکران شده روز نخست بوفالو بود، اثر روشنفکری که در نیمه اول مرد اصلی خویش را در منجلاب مرداب جامعه امروز و به شوق وصال شوروی غرق نموده و با یحیی داستان خویش را ادامه می دهد. بوفالو سوای خط تعلیق مجهول خود که به
اغراق آمیز و دور از باور مخاطب
پرداخته اند. حکایت دختر نوجوانی که از پدر، به دلیل نظر او به معلم موسیقی اش می برد و تقدیر روزگار که این حادثه را برای خود او در سن جوانی پیش می آورد. اثری بسیار اغراق شده در همه ابعاد. دکوپاژی بسیار گل درشت، میزانسنی فرمایشی، طراحی نور خاص اما نابجا به همراه قصه ای کش دار و ریتمی بسیار کند که از این زئج هنری بعید است چرا که آن ها در آثار قبلی شان ثابت کرده اند عنصر ریتم را به خوبی بلدند اما
ارغوان چشم نواز در برهوت بی داستانی
داستان را با کمک رابطه شخصیتها با موسیقی پر کنیم. درواقع عناصر زیباشناسانه فیلم مثل مکان ها، صداها، رنگ و نورها، اشیاء و موسیقی که منجر به قاب ها و فضاسازی زیبایی می شوند، نمی توانند به اجزای سازنده داستان تبدیل گردند و نقش و کارکرد پیش برنده ای در آن داشته باشند و از این رو بیشتر جنبه تزئینی و دکوراتیو می یابند و نوعی فرم گرایی بر فلیم غالب می شود که با نحوه روایتی که تعریف می کند، همسویی و همراهی نشان نمی دهد. به نظر می رسد فیلم همانقدر که در زمینه تصویری با نوآوری و بداعت توامان است، به همان اندازه نیاز دارد تا در زمینه داستانی نیز دست به تجربه ای تازه و ناب بزندتا با اثری کامل روبرو باشیم. ...
عروسک فولا باربی محجبه مسلمان!
فولا دو شغل معلمی و دندانپزشکی که از نظر مسلمانان مناسب زنان است در نظر گرفته شده است. 3. ویژگی های جسمی در ابتدا فولا طوری طراحی شده بود که موهایی به رنگ سیاه زغالی و چشم هایی به رنگ قهوه ای و خرمایی داشته باشد اما بعدها مدل هایی با رنگ چشم و موی روشن هم ارائه شدند. گروه طراحی این عروسک قبل از شکل دهی به ظاهر آن دهها چهره معروف در جهان عرب را مورد نظر قرار دادند. به طور کلی این عروسک به گونه ای
شکاف یک تراژدی تمام عیار برای تماشاچی+فیلم
پیش برد. لنگرودی که پیش از این در فیلم دیگری با نام فلامینگوی شماره 13 بازی کرده بود آن تجربه را تجربه ای خوشایند دانست و افزود: در آن فیلم با گروهی خوب همکاری داشتم که اهل ادبیات بودند و همین گروه مرا به ادامه کار در سینما علاقه مند کرد. امیدوارم آنچه را که در شعر به دنبالش بودم، بتوانم در سینما هم ادامه بدهم. به هر حال زندگی خیلی سخت است و برایم آرزو است که بتوانم باری هرچند کوچک از
شکاف و دریغ از کورسویی از امید
فیلمبرداری، چه در قاب بندی ها و حتی در برخی قسمت های داستان دست مایه های برگرفته از جدایی نادر از سیمین قابل درک است. تاجایی که می توان گفت سکانس نخست و پایانی شکاف و جدایی، با هم مو نمی زنند! در شکاف، همانند جدایی، مخاطب در جایگاه قضاوت قرار می گیرد، ولی برخلاف جدایی که شخص پشت دوربین قاضی بود، اینبار آن شخص دکتر متخصص زنان است. کارگردان، مخاطب را بر کرسی قضاوت می نشاند که به نظر شما سارا باید چه کار کند
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/2
بیشتری دارد، به همین دلیل قرار دادن مستند در ابتدای فیلم از نظر من توانسته حس باورپذیری را در مخاطب بیشتر کند. این کارگردان در پایان با اشاره به اینکه با تک تک آدم هایی از جنس شخصیت های این فیلم زندگی کرده و ارتباط داشته است، اظهار کرد: داستان زندگی بسیاری از شخصیت های فیلم دور از ذهن ما نیست به عنوان مثال من خانواده ای را می شناسم که موقعیتی مشابه زندگی علی و لیلا را داشتند. پدر این
ارغوان فیلمی خوش ساخت ولی ناظر به دغدغه سازندگان
مجموع به نظر می رسد ارغوان از آن دست فیلم هایی باشد که سلیقه مخاطب در ارتباط با آن به شدت دخیل و تأثیر گذار است. داستان فیلم که خیلی شخصی به نظر می رسد، درباره یک زن و مرد است که در شب از دنیا رفتن یک موزیسین نامدار یکدیگر را ملاقات می کنند و این ملاقات و برخورد روی آینده زندگی آنها تأثیر می گذارد و داستان ادامه می یابد. بن مایه اصلی فیلم گسست و بروز سوءتفاهم در روابط عاطفی
گزینش بازیگر از روی خاطرات خوب!
این مرز حرکت می کند. اسماعیل کاشی: چون شما از من سابقه آن بازی را در ذهن دارید اینگونه قضاوت می کنید. ولی در ارغوان این منِ بازیگر نیستم که خودم را کنترل می کنم برای اینکه دست به هر کاری نزنم، آن شخصیت فرهاد فیلم است که اینگونه رفتار می کند چون موقعیت داستان نمی گذارد و دستش بسته است. در مکانی جرقه های یک رابطه عاشقانه برای او شکل می گیرد که دخترش در کنارش است و در سوی دیگر هم همسر
روز دوم جشنواره با قتل و خیانت پیگیری شد/نمایش عشق های مثلثی بر روی پرده جشنواره فیلم فجر!
دارد و نه به دنیای هنرمندانه موسیقی نزدیک می شود و تنها با نماهایی بی هویت مواجه ایم که میان رفت و برگشت های زمانی در سه دوره تیرماه 1354 و شهریور 1386 و اسفند 1392 بسر می برد و در این میان، شخصیت ها، به صورتی کاملا ناپخته و بی باور درآمده اند و بازی های اغراق آمیز به این حس شکل نیافته نزد مخاطب دامن می زند. ارغوان، فیلمی در خصوص به هم ریختگی تخیل و حقیقت زندگی بوده و داستانی است از شروع
حکایت عکاسی که ماسکش را به یک قربانی داد
کنم که بیننده از فیلم زده شود و احساس کند نمایش بخش های حلبچه بیش از اندازه بوده است به همین دلیل سعی کردم به عنوان فردی که شرایط بعد از بمباران شیمیایی حلبچه را از نزدیک تجربه کرده بود، تماشاگر را زجر ندهم. همچنین سعی کردم یک عاشقانه زیبا از آن نسل در فیلم دیده شود که چگونه پای عشق خود بدون هیچ حاشیه ای می ماندند و به رابطه خود ادامه می دادند؛ عشقی که بتواند داستان حلبچه را هم با خود
ادای دین به استاد بهرام بیضایی
( وسترن ) توجیه پذیر و منطقی است. حضور مرتضی اسماعیل کاشی به عنوان یک چهره جدید در نقش پدر ارغوان نیز تاکیدی بر این حس زیبا شناسی امید بنکدار و کیوان علیمحمدی دارد. آزاده صمدی و مهدی احمدی مثل همیشه خوب بازی می کنند و مهدی احمدی گویی نمادی از روشنفکران سرد و تلخ اندیش سینمای ایران است که با حضورش در شب های روشن شروع شده و تا به امروز هم ادامه پیدا کرده است. الهام کردا هم با توجه به پیشینه تئاتری اش
هنوز هم می گویم سینما یعنی ژانر جناییفیلم بد ساختن ترس ندارد
اصغر عبداللهی، حضور فیلم در دو بخش هنر و تجربه و سودای سیمرغ ، اعترافش به ساخت برخی فیلم های بد توسط خودش و همچنین عاشقانه ای که در فیلم مطرح می شود، صحبت کرده است : بعد از تجربیاتی که در ژانرهای مختلف سینمایی داشتید به نظر می رسد با خداحافظی طولانی بازگشتی داشتید به شب های روشن البته نه از لحاظ ساختار و فرم روایت بلکه از جنبه عاشقانه بودن فیلم. فیلمنامه ای که اصغر عبداللهی نوشته بود شما
جذابیت های عمومی سینما
مربوط به دهه 80 است فضا را با فرم و قاب بندی متفاوت عرضه کردیم و به سمت فضای رمانتیسم رفتیم. ایده این فیلم از داستان کوتاه علی اکبر حیدری با عنوان ممکن است خیلی ها برای مردنش گریه کرده باشند گرفته شده است. موسیقی و عشق دو تم پررنگی که در فیلم دیده می شود در قصه اولیه هم بودند. بازی ها در فیلم تصنعی نیست، از ابتدا که در مقوله بازی صحبت کردیم، یک وحدت هارمونیک در بازی را در نظر داشتیم و درعین حال
چهارشنبه 19 اردیبهشت یک نقد و یک رئالیسم اجتماعی است
وحید را می شناسم و با دردهایی که سال ها در دل دارد، آشنا هستم و همیشه دوست داشتم تا او منبر و یا بلندی پیدا کند تا بتواند دردهای مشترک خود را با مردم در میان بگذارد و از اینکه این فرصت برای او پیش آمده، بسیار خوشحالم. پورصمدی فیلمبردار چهارشنبه 19 اردیبهشت در ادامه گفت: روز گذشته در یک فضای عاشقانه راجع به ارغوان حرف زدیم و امروز درباره یک مستند اجتماعی دور هم جمع شده ایم. امیدوارم
روزهای اوج سعیدآقاخانی و نیکی کریمی
/> ارغوان - کمدی کلاسیک مدرن هیچ چیزی نمی شود درباره اش گفت جز یک جمله پر تناقض و کنایی : فیلم مدرن کمدی کلاسیکی که ردش را چند سال یکبار در سینمای ایران میتوان گرفت. یکی از اساتید نقاشی می گفت:نقاش های تازه کارزرنگ شده اند.بدون اینکه به خودشان زحمت بدهند و فکر کنند یک سطل رنگ به بوم میپاشند و مدعی می شوند که اثری مدرن خلق کرده اند. حالا حکایت ارغوان هم همین است و کارگردان مدعی شده است که
فیلمی کپی برداری شده از داستان های خارجی/ قولی شکل نیافته در بستر روایت
دانیال شده و پوریا در بازگشت به سمت پنهان نمایی و دروغ گویی از اصل حادثه نزد خانواده هایی چشم انتظار می رود. فیلم قول برخلاف هدف در نظر داشته در القای نگاهی اخلاقی، نمی تواند به موفقیت دست یافته و در همان ایده یک خطی ابتدایی درجا می زند و بازی هایی ضعیف و دیالوگ هایی تصنعی، علیرغم وجود قاب های تصویری مناسب، به سرانجام مطلوبی در محصول نهایی نمی رسد. کپی برداری از داستان های خارجی
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/1
نتیجه رسیدیم که دهه 50 را با همان رنگ و نوع قاب بندی بر اساس نقاشی های یک نقاش معروف دانمارکی پیش ببریم. حتی چیدمان اشیاء صحنه را از این نقاش الهام گرفتیم و به یک نوع اغراق رسیدیم تا در کنار بازی بازیگران به تعاملی برسد. حتی در مقوله موسیقی و صداگذاری نیز از بامداد افشار خواستیم که به گونه ای تنظیم کند که یادگار فیلم های همان دوره باشد. علی محمدی در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران در مورد
نگاهی به فیلم ارغوان؛عشقی که درمانگر است
پیدا کرده است. فیلم داستان عاشقانه خود را بر بستر گذر زمان به گونه یی روایت می کند که تلاقی زمان ها برای مخاطب جذابیت پیگیری پیدا کند و از ورای همین تداخل زمان و قرینه پردازی هاست که می تواند به مفاهیم عمیق تری از آنچه روایت می کند و به تصویر می کشد، برسد. حال، گذشته و آینده مقاطع زمانی هستند که قصه زندگی ارغوان در آنها به گونه های مختلف روایت می شود. در زمان گذشته که ارغوان
یک سوء تفاهم خیلی بزرگ !
گذار گونه ملودرام ایران، آثاری با بدنه ضعیف و پایانی غافلگیر کننده به حساب می آیند. حال در ابتدای دهه نود که توجه بسیاری از کارگردانان خلاق و حتی فیلم اولی، به ساخت ملودرام های قدرتمند و البته پرشتاب معطوف است، این زوج، با "ارغوان"، ادای دینی به آن دوران نه چندان دور سینمای ایران کرده اند و البته طبیعی است که نتوانند آن پاسخ درخور را دریافت کنند. در "ارغوان"، یک داستان فرسایشی روایت می
علی محمدی: اغراق و تصنع در ارغوان عامدانه و آگاهانه اعمال شد
فیلم را دوست داریم و فکر می کنیم که مخاطب هم بعد از تماشای آن احساس خوبی داشته باشد. وی ادامه داد: همان روزی که تصمیم به ساخت این فیلم گرفتیم به این نتیجه رسیدیم که دهه 50 را با همان رنگ و نوع قاب بندی بر اساس نقاشی های یک نقاش معروف دانمارکی پیش ببریم. حتی چیدمان اشیاء صحنه را از این نقاش الهام گرفتیم و به یک نوع اغراق رسیدیم تا در کنار بازی بازیگران به تعاملی برسد. حتی در مقوله موسیقی
نظرات تند و کوتاه نویسندگان "کافه سینما" از فیلم های روز اول جشنواره: "قول"، "من می خوام شاه بشم"، ...
همه چیز صرف اجرای میزانسن شده و در عوض داستان و شخصیت ها تا حدی مغفول مانده اند. آریان گلصورت: هیچ کس با قاب بندی های خوش آب و رنگ و استفاده از اسلوموشن وونگ کار وای نمی شود. برای تبدیل شدن به فیلمسازی صاحب سبک، بینش و جهان بینی لازم است. علی ملاصالحی: دو خالق اثر آنقدر سرشان گرم حرکات فرمی و ترکیبنگها، اسلوموشن و نورپردازی های غریب بود که یادشان رفته بود کمی به بازی های تصنعی
علیمحمدی:ایده اصلی فیلم را از تابلو نقاشی گرفتیم/ کرامتی: از تمام تنش های سینما خالی شدم
قصه مربوط به دهه 80 است فضا را با فرم و قاب بندی متفاوت عرضه کردیم و به سمت فضای رمانتیسم رفتیم. به گفته این کارگردان،بردیا کیارس سازنده موسیقی این کار اثری متفاوت عرضه کرده است و برای ساخت موسیقی این کار دست اش باز بوده است. امیدبنکدار یکی دیگر از کارگردانان فیلم ارغوان نیز عنوان کرد:ایده این فیلم از داستان کوتاه علی اکبر حیدری با عنوان ممکن است خیلی ها برای مردنش گریه کرده