سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی از شکنجه معلولان در یک آسایشگاه
آسایشگاه به خانه می بردیم تا روحیه اش کمی شاداب شود. 2 سال بعد وقتی سینا را یک روز خانه آوردم در حمام متوجه شدم جای گاز گرفتگی، ضرب و شتم و کبودی روی دست و بدنش زیاد است! هرچند مسئولان مرکز زیر بار نمی رفتند اما بازرسان این اقدامات را اثبات کردند. سینا 4 روز بعد از تعطیلی مرکز در کما بود و نتیجه پزشکی قانونی گفته های من در مورد شکنجه فرزندم را اثبات می کند. بازسان در گزارش خود سگ درمانی و زنجیر
آقای مشاور وزیر صنعت! چه کسی انگل است؟
امروز طلبکار هم شده اند. 5 - پرسش کرده اید که این کمپین چه فایده ای برای اشتغال جوانان دارد و چه تاج باشکوهی به سر مردم در این جشن بزرگ اتلاف سرمایه های ملی می گذارد؟! در پاسخ باید گفت که هدف این کمپین، ارتقاء کیفیت و تناسب قیمت خودروهای تولید داخل است که هم راستا با سند چشم انداز ایران است که مقرر می کند صادرات یک میلیون خودرو در سال 1404 (ده سال بعد) محقق شود. چنین هدفی، نه
ماجرای دو عکسی که جهان را تکان داد
و تراژیک، اقدام به خودکشی کرد. او سر یک شلنگ را به اگزوز خودرو خود وصل کرد و سر دیگر آن را داخل خودرو برد و این گونه در اثر استنشاق گاز مونواکسید کربن خود را از بین برد. او قبل از خودکشی در نامه ای نوشت: "من افسرده و ناامید بودم... ذهن من با خاطرات زنده ای از خشم و درد و کشتار و اجساد روی هم تلنبار شده و خانه های خالی از سکنه و کودکان گرسنه و رنجور انباشته شده است.. "نیلوفر
دستگیری یک زن به جرم قتل شوهر
اظهارات ضدونقیضی را عنوان کرد تا این که بعد از مدتی سکوتش را شکست و اعتراف کرد با همدستی مردی که ساکن مشهد است این جنایت را رقم زده است. زن جوان در اعترافاتش گفت: من با مردی در شبکه اجتماعی لاین آشنا شدم و ارتباطمان روزبه روز بیشتر می شد به طوری که برای دیدن او چند بار به مشهد رفتم. من اوایل به او گفته بودم مجرد هستم و از شوهرم و بچه هایم حرفی نزده بودم. اما زمانی که علاقه بین ما بیشتر شد
زورگیری از دختران به دلیل توهم
تعدادی از شکات، به زورگیری از آنها و همچنین انجام سرقت های مشابه در دیگر مناطق شهر تهران به ویژه در مناطق شرق و شمال شرق تهران اعتراف کرد. متهم در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: از سال 81 تاکنون به مصرف مواد مخدر از نوع شیشه اعتیاد دارم. آخرین سابقه دستگیری ام به تاریخ 20 اسفند سال پیش برمی گردد و 20 فروردین امسال با تأمین قرار وثیقه از زندان مرخصی گرفتم و پس از آن متواری شدم . متهم
نگاهی به روز مرگی زنان در جامعه ای محافظه کار
افسرده بود. حنین می گوید: تمام روز را بدون هیچ پولی در خانه می گذراندم و کاری برای انجام دادن نداشتم. ما بچه دار شده بودیم اما شرایط هرروز بدتر می شد. بالاخره بعد از دو سال، همسرم با کارکردن من موافقت کرد. تقریبا هرروز به او التماس می کردم تا درباره کارکردن من تجدیدنظر کند و بالاخره پس از دو سال موفق شدم . اولین شغل حنین، فروشندگی لوازم آرایشی بود. کمی بعد او کار در کفش فروشی را شروع کرد و زندگی اش
قتل دختر 7 ساله توسط پدر
از چند لحظه متوجه حضور پدر او در پشت صندلی خودرویش در جلوی حیاط شدم در حالی که یک اسلحه به دست داشت. همچنین این پدر جنایت کار همسر سابق خود را نیز مورد هدف قرار داد که گلوله به دیوار اصابت کرد. پدر بی رحم که تا مدتی پس از جدا شدن از همسرخود تنها زندگی می کرد، پس از نابودی زندگی دختر بی گناهش با شلیگ یک گلوله به سر خود در داخل خودرویش خودکشی کرد. همسایه ها از این رفتار آقای آلرومیس متعجب شدند و این سوال که او چرا دست به این جنایت هولناک زد برای همیشه بی پاسخ ماند.
دستگیری زورگیر پراید سوار/ متهم را شناسایی کنید
به گزارش خبرگزاری مهر ، 22 خرداد 94 خانم جوان 20 ساله ای با مراجعه به کلانتری 123 نیاوران به مأموران اعلام کرد که توسط سرنشین یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ مورد زورگیری و تهدید با سلاح سرد قرار گرفته است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع سرقت به عنف -زورگیری- و به دستور شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 34 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
عامل سر بریدن سپهر کوچولو: اعدامم کنید
هشدارنیوز - مادر سپهر کوچولو که هنوز در شوک مرگ داغ پسر نمکینش است در حالی که به شدت گریه می کرد با قامتی خمیده به اتاق بازپرس منافی آذر در شعبه سوم دادسرای امور جنایی وارد شد. این مادر که هنوز صحنه جان دادن کودکش کابوس وار جلوی چشمانش بود با دیدن قاتل بی رحم پسرش ناله کنان به سمت او خیز برداشت تا قاتل را کتک بزند و وقتی نتوانست و در حالی که ضجه می زد رو به بازپرس گفت قصاص می خواهم
دوئل خونین دزد و پلیس در جنت آباد
دویدم که متوجه شدم یک دزد از روی دیوار پایین پرید و شروع به دویدن کرد. کنجکاو شدم و فوراً خودم را به پایین رساندم. متوجه درگیری بین پلیس و دزدان شدم که دزدان با چوپ و گاز اشک آور به سمت آنها حمله ور شدند. در بررسی های پلیسی مشخص شد علی یکی از دزدان سابقه دار است که قبل از این بارها به اتهام درگیری و سرقت خانه و لوازم خودرو به زندان افتاده است.
جنایت و مکافات
3روز پیش، همین جمعه گذشته، سیزدهم شهریور 1394، در دنیای واقعی و بیخ گوش من و شما، در خیابان سیمون بولیوار، اتفاق افتاد. پیر مرد هفتاد ساله ای که حتی قادر به ایستادن نیست و با کمک ویلچر حرکت می کند، جلوی خانه خود، در برابر چشمان عروس و نوه اش، فرزند جوان خود را به ضرب گلوله، به قتل رساند. قربانی جنایت، قبل از ورود به خانه هدف شلیک گلوله از فاصله بسیار نزدیک قرار گرفت و از پشت به زمین
بازداشت پسری که با ربودن دختر جوان، حساب پدرش را خالی کرده بود تا آیفون بخرد
عنوان آدم ربایی در این شعبه تشکیل و به دستور بازپرس آرش سیفی تیمی از ماموران آگاهی مشغول رسیدگی به این پرونده شدند. یدالله در اظهاراتش به ماموران گفته بود:من ساکن محله دلاوران در شرق تهران هستم . مدتی پیش از همسرم جدا شدم و با مادرم و تنها دخترم ساناز که 15 سال سن دارد با هم زندگی می کنیم . چندی پیش مادرم به من گفت که وقتی با ساناز بیرون رفته بودند او از یک پسر جوان حدودا 22 ساله که در
ربودن مرد معتاد به خاطر اختلاف حساب
ترک مرا ترخیص کردند و وقتی مدعی پولم شدم فقط 400 هزار تومان به من دادند. از "مصطفی" و "فرهاد" به اتهام آدم ربایی شکایت دارم. در ادامه دو مرد جوان در حوالی عبدل آباد شناسایی و دستگیر شدند. روز گذشته با انتقال دو متهم به دادسرای جنایی آنها مورد بازجویی قرار گرفتند. "مصطفی" با رد اتهام آدم ربایی گفت: "مهدی" به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشت. او وقتی خودرو پژو را فروخت ادعا کرد به
می گفت خانم! من با ترور نمی میرم، ان شاءالله در میدان جهاد/ به آقا گفتم همه این دلتنگی ها با دیدار شما ...
لباس رزمی که اندازه محمد هادی باشد پیدا نکردم و کوچکترین سایز را خریدم و کوچک تر کردم و بعد از غسل شهادت با این لباس خدمت آقا رسیدیم . پدرش هنگام تولد محمد هادی دعا کرد که با شهادت از این دنیا برود و خدمت آقا که رسیدم به ایشان گفتم که لباس رزم به تن محمد هادی کردم و آمده ام که چفیه اش را از شما بگیرم. گروه فرهنگی - رجانیوز: "شیر سامراء"؛ شهید مهدی نوروزی فرزند شهید در 15 خرداد 1361 مصادف با نیمه شعبان به دنیا آمد و در روز شهادت امام صادق(ع) برای سومین بار راهی میدان جهاد شد و در 20دی ماه 1393 مصادف با روز میلاد رسول گرامی اسلام و رئیس مکتب شیعه جام شهادت را ن ...
بهای یک خشم کودکانه و دو سال تباهی عمر
بدهد. خودت را معرفی می کنی؟ محمد هستم و 16 سال دارم، تا اول راهنمایی درس خوانده ام، در حال حاضر شاگرد خیاط هستم. سابقه کیفری داری؟ نه من هیچ سابقه کیفری ندارم و آزارم به هیچ کس نمی رسید و سرم به کار خودم بود. چه شد این اتفاق افتاد؟ سر ظهر بود. من در خانه بودم که دیدم هادی که پسر همسایه مان است و 12 سال دارد بالای دیوار می پرید و داخل
زورگیری بی وقفه از دختران در مرخصی زندان!
کرد و گریخت. شاکی دیگر هم به پلیس گفت در حال حرف زدن با تلفن همراهم بودم که سوار خودروی پراید خاکستری شدم. راننده ناگهان چاقو کشید و با تهدید پول و طلاهایم را سرقت کرد. بعد من را از خودرو به بیرون پرتاب کرده و گریخت اما موفق شدم شماره پلاک آن را یادداشت کنم. کارآگاهان با بررسی شماره پلاک متوجه شدند که صاحب خودرو چند روز قبل سرقت آن را به پلیس گزارش داده بود. او گفت کنار یک باجه روزنامه
پرونده کارگردان سینما ورق می خورد
به گزارش خبرنگار ما، نخستین روز شهریور ماه امسال بود که مرد جوانی به اداره پلیس رفت و از یکی از دوستانش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. شاکی که خودش را هنرپیشه و کارگردان سینما و تلویزیون معرفی کرد، در توضیح ماجرا گفت: درست یک ماه قبل که از سفر شمال بر گشته بودم یکی از دوستانم به نام شاپور که در آخرین فیلمم با من همکاری داشت به خانه ام آمد. او با خودش مقداری غذا آورده بود که وقتی خوردم به خواب
اقرار پسر نوجوان به قتل
به گزارش خبرنگار ما، بامداد اول شهریورماه بود که خبر کشف جسد پسر جوانی در میدان تبائین کهریزک به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران گزارش شد. بررسی ها نشان داد جسد متعلق به پسری حدوداً 20 ساله است که در محل دیگری با اصابت ضربات چاقو کشته و بعد جسد به این محل منتقل شده است. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی بررسی ها ادامه پیدا کرد و مشخص شد که اعضای خانواده ای گم شدن ناگهانی پسر 20 ساله شان را
ادعای سرقت و آدم ربایی علیه مدیر نمایشگاه و شریکش
سرقت کرده اند اما به خاطر اینکه معتاد بودم به حرف هایم توجهی نکرد و حدود 34 روز در کمپ بودم. پس از آن اردشیر و فریدون به کمپ آمدند و مرا با خود به تهران آوردند. وقتی خواستم پول هایم را پس بدهند، مرا تهدید کردند و از نمایشگاه بیرون انداختند. پس از طرح شکایت، پرونده به دستور قاضی منافی آذر، بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی در اختیار مأموران اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در نخستین گام اردشیر و
شاگردسابق آیت الله مصباح:دعا می کنم تفکر احمدی نژاد دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود
الله مصباح بودم ولی بعد از آمدن آقای احمدی نژاد که بحث معجزه هزاره سوم و آن حرف ها مطرح شد گفتم که این حرف ها را قبول ندارم و از آن مجموعه جدا شدم. البته جدایی ام از آن مجموعه به معنی خروج از اصولگرایی نیست. من یک اصولگرا هستم به معنای این که روحانی ام، حوزوی ام، امام (ره) و راه ایشان، ولایت فقیه، قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری و ولایت ایشان را قبول دارم. او همچنین
نقشه شوم برای دختر 15ساله در تانگو
از چند روزبه همان رفتار ادامه می داد. یک ماه قبل، با بررسی مخفیانه تلفن همراهش متوجه شدم با پسر جوانی به نام جاوید آشنا شده و بیرون از فضای مجازی هم یکدیگر را ملاقات کرده اند. روز گذشته که دخترم از خانه رفت، متوجه شدم مقداری از طلاهای من سرقت شده است. احتمال می دهم پسر جوان با فریب هستی، او را مجبور به سرقت و فرار از خانه کرده باشد. با شکایت مادر این زن، تحقیقات برای شناسایی سرنوشت دختر
اولین زوج بانکدار ایرانی
دفتر آقای نصیری، بازپرس دیوان کیفر رفتم. تصور می کردم او اطلاعات زیادی از برنامه عمران خوزستان جمع کرده و حالا می خواهد با سوال از من اطلاعات پرونده را تکمیل کند و به همین جهت منتظر بودم سوالات مهمی راجع به ابعاد مختلف برنامه و نحوه اجرای کار و طرز عمل شرکت عمران و منابع مطرح کند، ولی بعد از رد و بدل شدن تعارفات و یکی دو سوال اول متوجه شدم که او اصولاً اطلاع زیادی درباره خوزستان و منابع عظیم این
بیرانوند: رحمتی گفت در نفت بمان
روزنامه نود: همه شما علی بیرانوند را می شناسید. دروازه بان جوان نفت تهران که دو سال قبل در برنامه ماه عسل حاضر شد و با صحبت هایش همه را غافلگیر کرد. بیرانوند که پس از اتمام لیگ چهاردهم حرف و حدیث های زیادی مبنی بر انتخاب تیمش وجود داشت، در نفت تهران باقی ماند تا یک فصل دیگر با علی منصوریان کار کند. وی لابه لای مصاحبه اش دوباره لو داد که از کودکی عاشق استقلال بوده و منتظر
رازگشایی از شب آشفته قاتل 17 ساله
اتاق خبر 24 : از ساعت 5/1 بامداد یکم شهریورماه سال جاری که جسد جوان نا شناسی در میدان تبائین پیدا شد و مأموران کلانتری 170 کهریزک خود را در برابر یک قتل با ضربات چاقو دیدند، معمای پیچیده رقم خورد. هنوز قربانی جنایت خونین شناسایی نشده بود که با دستور رئیس شعبه 101 دادگاه کهریزک، تیمی از اداره 10 پلیس آگاهی تهران وارد عمل شد تا رازگشایی کند و این در حالی بود که خانواده پسر 20
قتل ؛ سرانجام دوستی مخفیانه مرد جوان درلاین
/> سودابه مدعی بود که مهیار ساعاتی قبل تر برای انجام کاری خانه را ترک کرده و نمی داند که چه بلایی سرش آمده است. از سوی دیگر او می گفت که شوهرش با کسی دشمنی نداشت و احتمالا قربانی سارقان شده است. با این حال در ادامه تحقیقات سرنخ هایی به دست آمد که انگشت اتهام را به سمت زن جوان می گرفت. پیامک مرموز کارآگاهان که در پرس و جو از اطرافیان مقتول، متوجه اختلافاتی میان او و همسرش شده و به سودابه
قتل مادر پس از آزادی از زندان!
تلفنی که در همان محل بود گذاشتند و به بیمارستان بردند . من هم که ترسیده بودم اسلحه را داخل حیاط انداختم و به شیراز گریختم در آن جا بود که فهمیدم مادرم جان خود را از دست داده است و من از ترس دستگیری از شیراز به اصفهان و قم و تهران رفتم و از آن جا به مشهد آمدم. متهم به جنایت مسلحانه ادامه داد: چون می ترسیدم در مراکز اقامتی مجاز شناسایی شوم به همین خاطر در یکی از منازل اجاره ای مخفی شدم
زورگیری از زنان مسافر
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، روز 22 خردادماه سال جاری زنی جوان در کلانتری 123 نیاوران فاش کرد از سوی راننده خودروی سفیدرنگی هدف زورگیری قرار گرفته است . با دستور دادیار شعبه دوم دادسرای ناحیه 34 تهران مأموران پایگاه پلیس آگاهی دست به کار شدند . زن جوان در بازجویی های پلیسی گفت : در خیابان مینی سیتی برای تاکسی منتظر بودم که سوار یک خودروی مسافرکش شدم . هنوز چند متری نرفته بودیم که
کشتارگاهی که شیفت قصابانش عوض می شود
و فیسبوک نشر می دهند. اما واقعاً در این کشور منزوی چه می گذرد؟ زندگی در آنجا چه شکلی دارد؟ از زمان سقوط معمر قذافی، شهر ساحل درنا مرتب بین یکی از گروههای محلی مرتبط با القاعده و داعش دست به دست شده است. یکی از ساکنان جوان شهر، خاطراتش را برای 5 ماه در این شهر ثبت کرده است. به منظور حفظ هویت وی، نام او را تغییر داده و از نام مستعار فرح شنیب برایش استفاده کرده ایم. دو گروه
15 زن از چگونگی آزار خود توسط مرد ژله ای گفتند
حوالی ساعت دو بامداد از منزلشان خارج شده و هر بار به طور اتفاقی وارد منزلی شده و اینگونه نبوده که از قبل خانه ای را زیر سر کند. جوان 20 ساله در خصوص وارد شدن به منازل مردم گفته است حوالی ساعت دو به طور اتفاقی خانه ای را انتخاب کرده و به پشت بام منزل می رفتم پس از اینکه لباس هایم را بیرون آورده آن را بر روی پشت بام گذاشته و وارد حیاط می شدم خانه هایی که دریچه هایشان باز بود مشکلی نداشتم
شلیک پدر به پسر معتاد
. من چندین بار او را به کمپ بردم اما فایده ای نداشت. پسرم به خاطر اعتیاد حتی دست به سرقت هم زده بود. وی ادامه داد:یک روز قبل از حادثه او یک نامه تهدید آمیز نوشته و به داخل حیاط انداخته بود. داخل نامه نوشته بود که بالاخره خانه را آتش می زند و همه ما را می کشد. من از کارهای او خسته شده بودم تا اینکه روز حادثه متوجه شدم که قصد آمدن به خانه ما را دارد. برای همین اسلحه ای که از روز قبل زیر