سایر منابع:
سایر خبرها
زورگیر زنان: با دختران خوب نبودم
قبل از دستگیری سرباز بودم البته دو ماهی بود که فرار کرده بودم، اما دستگیر شدم. چرا آن قدر دیر رفتی سربازی؟ می خواستم از کشور خارج شوم برای همین رفتم، وگرنه اصلا نمی رفتم. بعد از ترک تحصیل و قبل از اینکه به سربازی بروی چه می کردی؟ اول در کابینت سازی کار می کردم و بعد در آژانس. آیا سابقه داری؟ بله، سه سابقه دارم. دو مورد سرقت خودرو و یک مورد هم
گره مشکلات هنرمندترین هنرمندان با دندان هم باز نمی شود
هستم از 14 سالگی قالیبافی را شروع کردم و تا 50 سالگی قالی می بافتم. قالی های من تا تهران هم رفته است و از آن جا سفارش می گرفتم. سال 83 به ما گفتند بیایید بیمه شوید. الان 54 ساله ام و می خواهم بازنشسته شوم؛ می گویند: 8 میلیون پول بدهید تا بازنشسته شوید و ما هم ماهی دویست هزار تومان می دهیم! خدا عمرتان بدهد؛ تعارف که نداریم! من اگر 8 میلیون تومان پول داشتم، می گذاشتم در بانک سودش را می
عراق، قطر را تهدید کرد
نیروهای نظامی عراقی را دستگیر و در خیمه ها به شکل فجیعی به قتل رساندند که در همان زمان با برخورد به موقع دولت، این تحصن ها برچیده شد و رهبران این تحصن ها به خارج از عراق گریختند. چند ماه بعد از برچیدن تحصن ها و فرار رهبران فتنه به خارج از عراق، طرح براندازی در دهم ژوئن 2014 (خرداد سال گذشته) با سقوط غیرمنتظره و سریع موصل و تکریت و بخشی از کرکوک و دیاله وارد فاز تازه ای شد. طرح
نگاه ما به کردستان توسعه محور است و نه امنیت محور
عملکرد شما در استان طی دو سال گذشته رضایت دارند چه مولفه ایی در این موفقیت شما موثر بوده است؟ من قبل از خدمت در استان کردستان ، در دو استان معاون سیاسی و در 4 استان نیز استاندار بودم و استان کردستان ششمین استانی است که در آنجا خدمت می کنم واقعیت این است در هر استانی که مشغول خدمت شدم خود را نماینده تمام مردم استان دانسته ام و من خودم را از مردم کردستان جدا نمی بینم. تلاش من بر این بوده است مطالبات مردم
مجری نیمرخ سکوتش را شکست/ بودم ولی دیده نشدم
مرکز مازندران برگزار شد و 5400 نفر در آن حضور پیدا کردند و حدود 4 نفر هم پذیرفته شدند که فکر می کنم الان از میان کسانی که پذیرفته شدند من و یک نفر که اکنون گوینده خبر رادیو است باقی مانده ایم. بعد از آن بود که دوباره تست دادم و در سال 73 برای نیمرخ به کارگردانی محمد حسن زاده انتخاب شدم. درباره سبک هم باید بگویم من خیلی دوست نداشتم مثل بقیه اجرا کنم و علاقمند بودم اجرای متفاوتی داشته
من مادر هستم...
صحبت کرده بودم و چند روز پیش از او خواستم که اجازه دهد سرگذشتش را از زبان خودش روایت کنم. قرار ما عصر روز جمعه بود. سر قرار رفتم و بعد از چند دقیقه او هم آمد. اول نمی دانست از کجا شروع کند. از او خواستم هرچه دلش می خواهد، بگوید و او هر آنچه بر او گذشت را دوباره با جزئیات بیشتر برایم تعریف کرد و از من خواست روایتش را به نام مستعار یاسمن منتشر کنم چون همیشه دلش میخواسته نام دخترش را یاسمن بگذارد.
می خواستم علیه داعش مبارزه کنم در دام پ ک ک افتادم/ تجهیزات داعش و پ ک ک از ترکیه تامین می شد
مردم کوبانی و شنگال را از چنگال مرگ نجات دهد. من در مهر 1393 در اقلیم کردستان در اردوگاه قندیل بودم و بعد از گذشت چهار الی پنج روز به سوریه منتقل شدم. * در مدتی که در قندیل بودم متوجه ارتباط "ی پ گ" با پ ک ک شدم در این مدتی که در قندیل بودم متوجه ارتباط این گروه با گروهک تروریستی پ ک ک شدم. من آمده بودم که با تروریست ها بجنگم، نه اینکه در دامن گروه های
شفاف سازی موجب اقتدار دستگاه قضا می شود
امکانات از بین می رود که نتیجه ای جز صرف هزینه و امکانات ندارد و این برای کشوری که می خواهد به سمت توسعه حرکت کند، قابل تحمل نیست. دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ادامه داد: وقتی زلزله ای پیش می آید، همه ارگانهای کشور بسیج می شوند ولی در این موضوع خیلی راحت نشسته ایم؛ در حالی که درهر ماه هزاران نفر کشته و زخمی می شوند. کرباسچی یادآور شد: به نظر من برای این موضوع باید ارتش ، سپاه و
گفتگو با مسعود فراستی خیلی سخت است
ایران و فرانسه شروع کردم. در 19 سالگی در امتحان اعزام محصل به خارج قبول شدم و به ایتالیا رفتم و پس از یادگیری ایتالیایی در شهر پروجا به بولونیا رفتم و در رشته فلسفه و نمایش در دانشگاه بولونیا درس خواندم. سپس به فرانسه رفتم و در پاریس هنرهای تجسمی خواندم و بعد به دانشگاه پاریس 8 (ونسان) رفتم و جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی خواندم. لیسانس هنرهای تجسمی را از بوزار (هنرهای زیبا) گرفتم. لیسانس
سردار سلیمانی نیروی پرتوان امت اسلام است
اکبر ابوترابی این بود که پاک باش و خدمتگزار؛ لذا آزادگان با پاکی اسیر شدند و با اوج طهارت آزاد گشتند. وی در ادامه با بیان اینکه در طول اسارت طهارت و آزادگی و خدمت روز به روز اوج می گرفت خاطرنشان کرد: جمله ماندگار رهبر معظم انقلاب اشراف ایشان به وضعیت اسارت است که فرمودند آزادگان الماس های درخشانی هستند که در سختی اسارت به الماس مبدل شدند. ابوترابی تصریح کرد: در اسارت فرار
آشنایی با زندگانی امام علی (ع)
عملی را که درباره شما نمایم بصلاح شما خواهد بود ولی این صلاح و خیر خواهی یک مصلحت کلی است و من عموم مردم را در نظر خواهم گرفت نه یک عده مخصوص را،ممکن است در ابتداء امر اجرای این روش بر شما مشکل باشد ولی متحمل و بردبار باشید و بر سختی آن صبر نمائید،خودتان بهتر میدانید که من نه طمع خلافت دارم و نه حاضر بقبول این تکلیف بودم بلکه باصرار شما سرپرستی قوم را بعهده گرفتم و چون چشم ملت بمن دوخته است باید بحق
مجمع روحانیون مبارز در آستانه 30 سالگی قرار دارد/ روحانیون بر مدار چپ
بگوید زمین را طوری خلق کردیم که مردم بتوانند از آن استفاده کنند. این آیه در مقام بیان یک حکم تشریعی نیست، ولی بعضی از همین آقایان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب این آیه را چنین تفسیر می کردند که مالکیت زمین، اشتراکی است والارض وضعها للانام ؛ یعنی زمین مال همه است، بنابراین، زمین اصلا مالکیت خصوصی ندارد. اینها برگرفته از افکاری بود که کمونیست ها داشتند، مارکس هم این حرف را می زد . (خاطرات آیت الله
سفری بی بازگشت به سوی بن بست پناهندگی
کردند. ساعت 4 بعد از ظهر سعید با من تماس گرفت و گفت باید برای رفتن به بدروم به فرودگاه بروم. بلیت را تهیه کردم و به بدروم رفتم. در آنجا با شخصی به نام بهزاد آشنا شدم. او مرا به هتلی برد و چند روزی هم در آن شهر بودم، تا اینکه یک شب اعلام کردند با قایق به سمت یونان حرکت می کنیم و باید وسایل مان را جمع کنیم. او تأکید می کند: سوار اتوبوسی شدیم و یک ساعتی به سمت اطراف شهر حرکت کردیم دقیقاً نمی
امامزاده تنهایی لیلا کجاست؟
عابدینی از اتفاقات جالب بعد از پخش سریال تنهایی لیلا می گوید. او می گوید: بعد از پخش این سریال بسیاری از اهالی یا زواری که برای زیارت می آیند من را محمد صدا می کنند. حتی برخی از مردم به من می گویند زرین . به هرحال از اینکه امامزاده و روستای ما شناخته شد خوشحالم. یک روز بعد از پایان فیلمبرداری متوجه شدم که سیم برقی که گروه فیلمبرداری کشیده بودند به در ورودی آستان اتصالی کرده و مردم
شقایق دهقان: آدم بامزه ای نیستم
. خیلی از کمدین ها چه ایرانی جه خارجی، از تیپی که قبلا بازی کرده اند، استفاده می کنند. من هم همین کار را کردم و معتقدم کارم صددر صد حرفه ای بود. خیلی وقت ها، مردم مرا که می دیدند سراغ ساختمان پزشکان را از من می گرفتند و به من می گفتند ساختمان پزشکان 2 را بسازید. من نه دوست داشتم ساختمان پزشکان 2 ساخته شود نه این که دوباره یک نقش را تکرار کنم. فقط چون خیلی از مردم شنیده بودم که نقش شیرزاد را
معمای ترامادول در ایران
یا حتی لذت بیشتر در اثر انزال دیررس در رابطه جنسی از آن استقبال کنند. مهدی -27 ساله- در یکی از کافه های معروف تهران کار می کند. به گفته خودش اولین باری که ترامادول خورده برای رفتن به یک مهمانی بوده تا نشاط بیشتری پیدا کند. اما حالا می گوید "الان روزی 3 تا باید بخورم تا بتونم کل روز رو کار کنم". مهدی با یک قرص در روز شروع کرده و حالا بعد از گذشت 9 ماه به مصرف 3 قرص در روز رسیده است.
نامه مادر شهیدان کارکوب زاده به عفت مرعشی
و از عمل به آن سرباز می زنید، من به شما نصیحت می کنم که هرگونه آسیب رساندن به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، چه با زبان باشد چه با عمل و چه با توهین، خیانت به حضرت امام و خون مطهر شهدا است. هنوز ما خانواده های شهدا، کارهای شما و خانواده تان را در سال 1388 فراموش نکرده ایم که چه طور خون به دل رهبر عزیزمان شد. خانم مرعشی، این اعتقاد من است که شهدا مدافعان و حافظان این انقلاب
بازیگر چمران : برای این نقش فراخوانده شدم
این رابطه چیست؟ واقعیت آن است که وقتی زندگینامه فردی چون چمران را می خوانیم، متوجه می شویم که او 49 سال زندگی کرده است ولی در همین سن و سال محدود آنقدر زندگی پرباری داشته که انسان با مقایسه زندگی خود با او شرمنده می شود. انسانی که بهترین شرایط زندگی را به لحاظ مالی و امکانات در آمریکا داشته است ولی همه را رها می کند و به لبنان می رود تا سرپرست یک یتیم خانه باشد. بعد از پیروزی انقلاب
تشویق باعث پیشرفتم شد
ژیمناستیک کشورمان به ارمغان بیاوری،فکر می کردی بتوانی مدال کسب کنی ؟ من کار خودم را انجام دادم، حدود 10 سال است که ژیمناستیک کار می کنم، بعد از این که انتخابی دادم، وارد اردوی تیم ملی شده و تمرین های فشرده و خوبی راپشت سر گذاشتم ، در یک سال گذشته هم در مسابقات مختلفی شرکت کرده بودم ،همین باعث شده بود انگیزه بیشتری داشته باشم و بتوانم دراین مسابقات مقام سوم را کسب کنم. قوی ترین
شیطان انسان نما
رفتار و حرکات دور از انتظار فرزندم، دلهره عجیبی قلبم را لرزاند بلافاصله وارد اتاق شهریار شدم و از دیدن چهره رنگ پریده و اشک های خشک شده روی صورتش نگرانی عجیبی پیدا کردم تا آن روز هیچ گاه این حالت را در رخسار فرزندم ندیده بودم. هر چه تلاش کردم دلیل ناراحتی اش را بفهمم موفق نشدم. شهریار در حالی که با 2 دست صورتش را پوشانده بود فقط گریه می کرد و چیزی نمی گفت تا این که ساعتی بعد وقتی کمی آرام
درددودل و گلایه در جشن تقدیر از بزرگان سینمای ایران
بزرگ درویش به نسبت دیگر دوستانی که برای تبلور اسلام پول میلیاردی می گیرند، این است که آنچه صرف کرده پول جیب مردم ایران نیست بلکه یا سرمایه گذار دارند یا آن را از جای دیگر تهیه کرده است. پوراحمد یادآور شد: درویش یازده سال برای ساخت فیلمی همچون رستاخیز تلاش کرد تا یک روز اکران شود و پایین بیاید! این خیلی غم انگیز است. نمی دانم آدم هایی که جلوی وزارت ارشاد جمع می شوند یک بار هم جلوی
رامبد جوان با زرنگی Stand-up کمدی را انداخت گردن من!/ طالب لو: بازی کردنم در جام حذفی بستگی به نظر ...
/> پدرتان حسین طالب لو بعد از برنامه تماس نگرفت که گلایه کند؟! نه، مشغول بوده و نتوانسته تلفن قبل از برنامه مرا بردارد. بعد از پایان خندوانه اتفاقاً به منزل پدرم رفتم و... البته برنامه ضبط شده بود و با یک روز تأخیر پخش شد. حرف های دلی جالبی در این برنامه زدی. خودم هم باورم نمی شد این صحبت ها را انجام داده باشم. بعضی از حرف ها را تا به حال نزده بودم. همسرت بابت
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (164)
من سه تا بودم. یکی رو می فرستادم دانشگاه، یکی می رفت سر کار، خودمم می موندم خونه عشق و حال می کردم. 28. مورد داشتیم پسره تو صف نونوایی از دختره پرسیده چند نفر جلوی شما هستند؟ دختره گفته دوتا خواهر بزرگتر از خودم هستند ولی من برای ازدواج مشکلی ندارم، ما تو خانواده مون اصلا از این رسم ها نداریم! 29. امروز رفتم میوه بگیرم، یه خانمه خیلی شیک اومد گفت آقا پرتقال سامسونگ هاتون
مجیدی سالن سینما در کانادا را با صلوات به وجد آورد
گروه فرهگی"رویکرد" : چند روزی است که سینماها به تسخیر اثر اخیر مجید مجیدی درآمده است. این برای اولین بار است که یک محصول فرهنگی با مشخصات محتوایی شایسته انقلاب اسلامی، این گونه تبدیل به موجی فراگیر در رسانه های دنیا شده است. آخرین فیلم مجیدی هم اینک در سینماهای تهران در حال فروشی بی سابقه است و همزمان چند روز گذشته چندین اکران را در جشنواره مونترال کانادا و به عنوان فیلم افتتاحیه
گفتنی های "مهدی پاکدل" از نقش ابوطالب
را جذب خود می کند. خود من بعد از دیدن فیلم خیلی منقلب شدم و تا چند ساعت واقعا نمی توانستم حرف بزنم. خیلی حالم خوب شده بود و مفتخر بودم در چنین فیلم عظیمی حضور دارم. فیلمی که روح دارد و زنده است و من هم گوشه ای از این زندگی را دیده بودم. این حرف شما دقیقا رو به روی نظر برخی منتقدان و البته مسعود فراستی است که معتقد بود نتیجه به بار ننشسته. ایشان نظرشان را گفته اند، چند وقت پیش
مجری قدیمی سکوتش را شکست/ نیمرخ دیگر جواب نمی دهد
هیچ گاه تمایل نداشتم که همیشه در تصویر باشم و چهره ای هم که مردم از کامیار اسماعیلی می شناسند این است که دوست نداشته خیلی دیده شود. حتی چندان دوست ندارم اطلاعاتم را به نمایش بگذارم و شاید برای همین بود که به سراغ تهیه کنندگی هم رفتم مثل برنامه بوم سفید که در شبکه جام جم ساختیم و بهترین برنامه کودک و نوجوان شد و در آن برای اولین بار در تلویزیون از مجریان نوجوان کمک گرفتم. تا آن زمان همه
نامه مادر شهیدان کارکوب زاده به عفت مرعشی
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، متن نامه مادر شهیدان کارکوب زاده به این شرح است: خانم عفت مرعشی همسر آقای هاشمی رفسنجانی سلام علیکم این روزها خبر اعتراض شدید شما، نسبت به حکم پسرتان مهدی هاشمی را در روزنامه و در اخبار دیدم، من کاری به درست یا غلط بودن حکم صادره از سوی قوه قضائیه ندارم، اگر حکم صادره صحیح است، پس این همه سر و صدا از طرف شما برای چیست؟ و اگر حکم
رسیدن به 190 هزار سو با این برجام 38 سال زمان می خواهد!
نیروگاه 1000 مگاواتی در بوشهر در سال 53 آغاز گردید و در ادامه نیز قرارداد راه اندازی یک نیروگاه 360 مگاواتی در خوزستان با فرانسه بسته شد. کوثری افزود: همچنین در تهران نیز رآکتوری 5 مگاواتی راه اندازی و تکمیل شد که با سوخت 20 درصد فعالیت می کرد اما با انقلاب و فرار نیروهای غربی و آمریکایی از کشور روند ساخت 3 نیروگاه دیگر ناتمام ماند که تا آن زمان پیشرفت ساخت 2 نیروگاه بوشهر حدود 85 درصد و
بدرفتاری خاندان هاشمی با نظام / از ماجرای مک فارلین و قطعنامه 598 تا نامه بدون سلام به رهبری و همراهی با ...
است که برخی کارشناسان معتقدند که این تلاش ها از سال های قبل شروع شده بود. امام خمینی (ره) در پیام خود بعد از پذیرش قطعنامه به تلخ و ناگوار بودن این مسئله اشاره دارند و در همان پیام تصریح دارند که : تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم و به اذعان خانواده و بیت امام (ره) پذیرش قطعنامه تلخ ترین خاطره ای بود
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
اختلافمان را حل کنیم. شاپور با خودش مقداری غذای خانگی آورده بود که بعد از خوردن آن به خواب سنگینی رفتم. وقتی بیدار شدم او را همراه دو مرد غریبه بر بالین خودم دیدم. آنها مدعی شدند مأمور هستند و به بهانه بازجویی مرا از خانه خارج و سوار یک خودرو کردند. بعد هم مرا تحویل کمپ ترک اعتیادی حوالی کرج دادند. ماجرا را برای مدیر کمپ توضیح دادم و گفتم که معتاد نیستم اما حرف هایم را قبول نکرد. 27 روز در آنجا حبس شدم