سایر منابع:
سایر خبرها
برانکو: نام من حلال مشکلات تیم ملی فوتبال کرواسی است
به گزارش ایرنا از باشگاه پرسپولیس، متن گفت وگوی سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس با سایت این باشگاه به این شرح است: س: در گفتگویی با رسانه ها درباره خبر حضور در تیم ملی کرواسی توضیح دادید، اما هواداران پرسپولیس همچنان در تماس های خود با باشگاه ابراز نگرانی می کنند؟ ج: نامزد بودن من برای حضور در تیم ملی کرواسی به این دوره بر نمی گردد. من 15 سال است که نامزد سرمربیگری در تیم ملی کرواسی
گفت وگو با مردی که از زنان جوان زورگیری می کرد
مان رفتند ولی نتوانستند من را دستگیر کنند. یک روز که به خانه پدرم رفته بودم به پلیس زنگ زد و مرا لو داد. اگر همین بلا سر خانواده خودت می آمد چه می کردی؟ اتفاقا همین بلا در شمال سر دختر دایی ام آمد همه داشتیم دیوانه می شدیم. پس چرا خودت این کار را کردی؟ اشتباه کردم، عقلم کار نمی کرد اگر عقلم کار می کرد که با ماشین خودم برای زورگیری نمی رفتم. آیا تابه حال به خانواده ات
ایوانکوویچ: پرسپولیسی می خواهم که دیگران مثل آن بازی نکنند/در کرواسی هر وقت به مشکل می خورند، من به ...
؟ البته شجاعت شما را هم در پافشاری روی این ایده تحسین می کنیم؟ شما خیلی خوب تشخیص دادید که چه اتفاقی در حال روی دادن است. من جزو اولین نفراتی بودم که سیستم 1-3-2-4 را اجرا کردم. بعد در ایران چه در انتخابی جام جهانی و چه در قهرمانی آسیا آن را اجرا کردیم. 10 سال پیش تقریبا 80 درصد تیم ها با این روش بازی می کردند. حال سیستم جدیدی که داریم، روشی است که با توجه به بازیکنان تحت
شقایق دهقان: برای استندآپ کمدیم متن داشتم
. یعنی ذاتا استندآپ کمدین نیستم. مثلا مهران غفوریان، رضا شفیعی جم، جواد رضویان و آقای خمسه بامزگی درونی دارند. می توانند بدون فکر کردن یک ربع شما را سرگرم کنند. ولی من این طور نیستم و باید برای بامزه بودن تلاش کنم. برای مرحله ی بعد چه برنامه ای دارید؟ خلاقیت جدید یا تعریف یک خاطره؟ اصلا هیچ ایده ای ندارم. خاطره تعریف کردن هم اشکال ندارد. در تعریف خاطره هم خیلی وقت ها به یک معضل
قبل از تولدم،پرسپولیسی بودم/غیرفوتبالی ها تیم را به این روز انداختند
گذراندم، برای اولین بار یک نفر از سوی باشگاه پرسپولیس مرا دعوت کرد که آن هم عباس اسماعیل بیگی، رئیس کانون هواداران پرسپولیس بود. حس می کردم خیلی گمنام هستم اما خداراشکر که بالاخره مرا دیدند و از من تقدیر کردند. این اتفاق برایم خیلی هیجان انگیز بود و به عنوان هوادار نمونه افتخار می کنم. خودتان از آن دربی معروف سال 52 که به برد 6 بر صفر پرسپولیس انجامید، خاطره ای دارید؟ متاسفانه من
بعد از یک سال 30 هزار تومان جمع کردم تا دو دندانم را بکشم/ غروب چشمان شیدا پشت ابرهای آستیگماتیسم + ...
کنند؟ پس از تلاوت قرآن، علی محمدی میکروفن را به دست گرفت و گفت: قصد سخنرانی ندارم البته خودم را در این جایگاه نمی بینم. دانشجویان چهار دانشگاه بزرگ ایلام با یکدیگر متحد شده اند تا مشکلات مردم در مناطق محروم را بررسی و رسیدگی کنند و نتیجه را به مسئولان انتقال دهند. وی به تهاجم فرهنگی دشمن اشاره کرد و ادامه داد: براساس بررسی های ما، روستاهای گوراب بالا، فرخ آباد و گوراب پایین
برانکو: پرسپولیسی می خواهم که متفاوت از بقیه باشد/ هرگاه کرواسی بحران دارد یاد من می افتند
نگرانی می کنند؟ نامزد بودن من برای حضور در تیم ملی کرواسی به این دوره بر نمی گردد. من 15 سال است که کاندیدای سرمربیگری در تیم ملی کرواسی هستم اما در تمام این مدت یکسری مسائل با هم جور نشدند که این اتفاق روی دهد. پس نسبت به این مساله بی میل نیستید؟ اوج موفقیت یک مربی به سرمربیگری در تیم ملی کشورش می رسد. در تمام این سال ها هر گاه تیم ملی کرواسی وارد بحران شد، بلافاصله
ماجرای گم شدن4اتوبوس اسیرایرانی+عکس
، آنها قصد داشتند مرا بکشند که سربازهای دیگر جلوی آنها را می گرفتند و بعضی ها هم مرا با لگد می زدند. در آن لحظه به تنها چیزی که فکر می کردم، این بود که نتوانستم اطلاعات جمع آوری شده خودم را به فرماندهانم برسانم. بعد از اسارت ابتدا شما را به کجا بردند و در آنجا با شما چه رفتاری داشتند؟ بعد از اسارت در خط، فرمانده آنها دستور داد تا مرا با ماشین جیب فرماندهی به همراه 5
معلم دینی که رهبر داعش شد + تصاویر
به یاد می آورند نقل می کنند که ابراهیم خجالتی و گوشه گیر بود. فوتبال ورزش مورد علاقه او بود. نگاهی به تصاویری که از وی در آن سال ها برجای مانده اخم و تروشرویی شدید را می توان در چشمان سیاه زیر ابروهای ضمختش مشاهده کرد. در اوایل، نام مستعار ابراهیم، مومن بود. وقتی به مدرسه نمی رفت، بیشتر اوقات فراغتش را در مسجد محل به مطالعات مذهبی می گذراند و وقتی در پایان روز به خانه بر می گشت، براساس
"نور خدا" جانباز پاسداشت کیان مملکت است
یعنی سال ها در انتظار درغروب جمعه دل ها بی قرار عشق یعنی جمعه یعنی عاشقی سیدی از نسل یاس، نسل علی سید جان ! این تمام حق من از زندگی بوده است، پرستاری فرزند زهرا(س) سهم کمی نیست! توخود میدانی که من همیشه از تو دو سوال داشته ام ، یکی اینکه آیا از من راضی هستی و دوم اینکه مرا هم پیش مادرت حضرت زهرا(س) شفاعت می کنی؟ همسر عزیزم ! گاهی برای
اختیارات ولی فقیه از دیدگاه شهید صدر
قرار است که من قبلا از این آقا درس کفایه خواسته ام و پس از مدتی درس را رها کرده ام. به همین دلیل، اکنون مجددا نمی توانم خودم از ایشان درخواست کنم. آقای موسوی از من خواهش کرد که به اتفاق هم، درس کفایه را از ایشان درخواست کنیم، ولی من پس از مدتی درس را رها کنم! به خاطر رفاقتی که با آقای موسوی داشتم، با نظرش موافقت کردم و با این تصمیم به خدمت مرحوم شهید صدر حاضر شدیم و تقاضای درس کردیم. نکته ی جالب
مرگ مشکوک اسطوره ها در صنعت عضله سازی (تصاویر)
درست به من داد، مسیر یک بدنساز حرفه ای بودن. یک دلیل دیگر برای موفقیت من در اولین عنوان آقای المپیا وجود دارد و فلکس تنها دلیل برنده شدن من بود چرا که همه اطلاعات لازم را در اختیار من گذاشت و من در تکستی دیگر آن را به شما می گویم چون یک راااااااه خیلی دراز است." لینک مطلب اینستاگرام کلمن درباره خاطره بالا را نیز می توانید در این جا ببینید: http://generationiron.com/ronnie
سمندر: آرین خو خائن ترین فرد به کاراته کشور است
هستند. وی ادامه داد: عملکرد فدراسیون کاراته در سال گذشته با بی انصافی مورد نقد قرار گرفته است و انشاالله این مسئله نیز باید در آینده جمع شود. من در ژاپن در کنار بچه ها بودم و دیدم که چه زحماتی را متحمل شدند. متاسفم برای منتقدانی که حتی صبر نکردند تیم ملی به تهران برسد و بپرسند چه اتفاقاتی در مسابقات قهرمانی آسیا به وقوع پیوست. ما در این دوره چهار مدال نقره کسب کردیم اما قزاقستانی که در
گنج زاده: وزارت ورزش و جوانان ما را حمایت نمی کند/ طلا را مفت از دست دادم
انجام بازی های تدارکاتی و اردو های خوب حرف های زیادی برای گفتن داشتند و در عمل هم این را ما شاهد بودیم . وی افزود: خودم در دوره های قبلی توانستم با همین حریف ژاپنی مبارزه کنم و درحالی که هشت بر یک عقب بودم در نهایت با نتیجه چهارده بر دوازده او را شکست دادم و در همین دوره نیز تا ثانیه های آخر در فینال برابر هم قرار گرفتیم، ولی حریفم با غافلگیری توانست پیروز مبارزه شود و من طلا را از مفت
تغذیه فکری جامعه توسط سپاه به روایت صفار هرندی
. او متولد سال 1320 بود و رقم هایی که در برخی سایت ها درباره ی تاریخ تولد ایشان آمده اشتباه است. آن وقتی که به شهادت رسیدند، 24 ساله بودند. ** گعده های سرپایی مبارزاتی شهید صفارهرندی در جنوب شهر ارتباط شما با ایشان چگونه بود؟ آن وقتی که به شهادت رسید من نوجوانی دوازده ساله بودم. محیط خانه ی ما به گونه ای بود که به فعالیت های انقلابی نزدیک و منطبق بر علایق من بود
من مادر هستم...
صحبت کرده بودم و چند روز پیش از او خواستم که اجازه دهد سرگذشتش را از زبان خودش روایت کنم. قرار ما عصر روز جمعه بود. سر قرار رفتم و بعد از چند دقیقه او هم آمد. اول نمی دانست از کجا شروع کند. از او خواستم هرچه دلش می خواهد، بگوید و او هر آنچه بر او گذشت را دوباره با جزئیات بیشتر برایم تعریف کرد و از من خواست روایتش را به نام مستعار یاسمن منتشر کنم چون همیشه دلش میخواسته نام دخترش را یاسمن بگذارد.
حمید عسکری: کی گفته مغرورم؟!
، می دانند که اصلا چنین شخصیتی ندارم؛ اتفاقا مخاطبان و مردم را خیلی دوست دارم و برای آنها ارزش زیادی قائل هستم. ایده کاور روی آلبوم با خودت بود؟ ایده را طراح داد اما خودم هم دوست داشتم و فکر کنم کار قشنگی بود. تو جزو آن هنرمندان فوتبالی هم هستی که بار ها از علاقه ات به استقلال حرف زده ای. من از بچگی استقلالی بودم اما همیشه برای هواداران پرسپولیس هم احترام زیادی
ازدواج آیت الله مهدوی کنی به روایت خودش
زیادی توافق و تفاهم وجود داشت. این مسائل باعث شد از زمانی که به تهران آمدم و در مسیر مبارزه با رژیم شاه قرار گرفتم به خصوص در سال های بعد از 1342، همسرم قهراً در این مسیر به خصوص آمادگی رویارویی با وضعیت جدید را داشت. بحمدالله در آن دوره هایی که بنده تبعید بودم یا در زندان به سر می بردم ایشان حفظ الغیب داشتند و به مصداق آیه کریمه حافظات للغیب شئون روحانیت را رعایت می کردند و آبروی یک
فراموشی "اخلاق" در برخی از "فروشندگان"
از آنها جواب داد. وقتی از فروشندگان پرسیدم چرا اینقدر بدخلاق هستید و جواب سلام مشتری را نمی دهید به راحتی گفتند ما خسته ایم و از عذرخواهی هم خبری نبود، من هم رفتاری به راحتی خودشان نشان دادم گفتم: به خاطر اخلاق بدی که دارید از شما خرید نمی کنم و از فروشگاه خارج شدم! این اولین و آخرین برخورد برخی از فروشندگان نیست و نخواهد بود، قطعا برای هر فردی این رفتار پیش آمده اما کسانی که قصد خرید
اعترافات تکان دهنده عضو جداشده پ ک ک: می خواستم علیه داعش مبارزه کنم در دام پ ک ک افتادم/ تجهیزات داعش و ...
کردند که اعراب و اهل سنت در جنگ با داعش کشته شده اند، اعضای گروه می گفتند که پس چرا شما کشته نشدید. من جزو گروهی بودم که به شهر جزئه منتقل شده بود. در آن مقطع گروه های مختلف سلفی و تکفیری حضور داشتند که بعضا با هم درگیر هم می شدند. به عبارت دیگر شمال سوریه محلی برای درگیر و نزاع میان گروه های تروریستی اعم از سلفی، تکفیری و برخی از گروه های مسلح کردی بود. "ی پ گ" شاخه سوری گروه
بزرگداشتی برای قندیل های تاریخی سینما
در ذهن ما بماند ، چون شما می توانید آرزوهای یک نسل را در جامعه بسازید. سپس کامران ملکی عضو هیات مدیره خانه سینما که اجرای مراسم را هم برعهده داشت با دعوت از نوربخش و عباس کبریایی زاده ، (از نمایندگان وزارت تعاون ، کار و رفاه امور اجتماعی و تامین اجتماعی)اعلام کرد: قرار است به زودی زمین و ساختمان بزرگی در اختیار خانه سینما قرار گیرد تا ساختمان اصناف سینمایی ایران در آنجا مستقر شود.
وحید جلیلوند در مصاحبه با هافینگتون پست: با انصافم و تلخ
بتوانند از طریق سینما، هنر، فرهنگ، معماری و ورزش کنار هم باشند، همیشه می توانند زمینه های مشترکی پیدا کنند. ورزش هم می تواند وحدت بخش باشد. * شما آهنگساز هم هستید؟ - سه تار و دف می زنم که نوعی درامز است، یک ساز دایره ای که به دست می گیرید و می نوازید. بیست سال است دف می زنم. وقتی جوان تر بودم درس هم می دادم. سه تار را دوست دارم و وقتی تنها هستم برای خودم بزنم. * نخستین
طلبه امروز باید خود را در قواره بین المللی تربیت کند/ تلاش ما برای تبلیغ دین یک هزارم تلاش وهابیت برای ...
این دین می شوند. در حالی که توان دولتمردان با وجود این حساسیت ها در قبال دین بسیار کم است. رسا برای بومیان فران سه نیز تبلیغ می کنید یا تنها تبلیغ شما شامل حال شیعیان آن کشور است؟ بنده شخصا برای بومی ها نیز تبلیغ می کنم. یعنی برای افرادی که فرانسوی الاصل هستند و مسلمان شده اند، تبلیغ می کنم و سعی می کنم برای آن ها دوره های تربیتی داشته باشم. به برخی از آن ها نیز روش های تبلیغ
90/ به آتیلا بگویید پدرش هیچ وقت فرار نکرد!
را می کند. می رود آن ور آب و خلاص. کت و شلوار و کراوات و عینک دودی و راننده و ماشین آخرین مدل.اگر گفتید چرا؟ چون او پسر ناصر حجازی است. خودش گفته. 2. مدیر شرکت ترکیه ای که داشتم از او خانه می خریدم وقتی فهمید پسر ناصرحجازی هستم پیشنهاد کرد مدیر فروششان شوم! آتیلا حجازی در ترکیه شغل فروش خانه را چرا به دست آورده؟ به خاطر اینکه فروشنده خوبی است؟ تحصیلاتش در زمینه بازرگانی است؟ سابقه فروش املاک
برانکو: در کرواسی حلال مشکلات هستم
برانکو ایوانکوویچ در گفت وگو با سایت رسمی باشگاه پرسپولیس به سوالات پاسخ داد، با این گفت وگو همراه باشید. * در گفتگویی با رسانه ها درباره خبر حضور در تیم ملی کرواسی توضیح دادید، اما هواداران پرسپولیس همچنان در تماس های خود با باشگاه ابراز نگرانی می کنند؟ کاندیدا بودن من برای حضور در تیم ملی کرواسی به این دوره بر نمی گردد. من 15 سال است که کاندید سرمربیگری در تیم ملی کرواسی
مجری نیمرخ : تا الان روی آنتن بودم ولی دیده نشدم
/> - حس انجام دادن یک کار خوب و با کیفیت که همین حالا هم وجود دارد، من اگر نتوانم با کاری زندگی کنم اصلا آن را ادامه نمی دهم. *چه شد که بعد از این همه انگیزه به یک باره کنار رفتید و چند سال حضور نداشتید؟ - احساس کردم دیگر علاقه ای ندارم و نمی توانم ادامه دهم. *چرا این اتفاق بعد از نیمرخ افتاد به گونه ای که درست در زمان اوج شما به یک باره حضورتان کمرنگ شد.
معمای ترامادول در ایران
تاثیرگرفتن از دوستش را قدم اول برای اعتیاد به ترامادول می داند. خودش این گونه تعریف می کند "شوهر مریم بعضی وقت ها ترامادول می خورد. مریم هم خیلی موقع ها خوشش میومد که اونم با شوهرش یه نصفه یا یه قرص کامل ترامادول بخوره. یکی-دوبار که من خونشون بودم منم تشویق کرد بخورم. واقعا خوب بود! انگار همه ناراحتی هام فراموشم می شد! بعدا با اصرار به شوهر مریم گفتم یه بسته به من بده برای موقع هایی که حالم خوب نیست. اما
خداداد: من آقامحسن صدایش می کردم او هم من را آقاخداداد
... دیوانه اند. من همیشه خودم را یکی از مردم می دانم. همیشه با آنها بوده ام و هیچ وقت احساس بزرگی نکرده ام. اگر در مورد خداداد اتفاقی افتاده فقط از روی لطف مردم و نگاه ویژه خدا بوده است. من نه ستاره ام و نه بزرگ... من فقط خداداد هستم. شایعه درگیری شما با محسن تنابنده خیلی عجیب بود. گفتم که... بعضی ها مشکل دارند و بهتر است که سری به دکتر بزنند. من در این مدت که اتریش بودیم چهار
هاشمی: بعضی ها هنوز کابوس سمندون می بینند
اینکه چرا نام سمندون را برای سریالش انتخاب کرد؟ گفت: برای این مجموعه دنبال یک اسم جذاب می گشتم، اسمی که توجه تماشاچی را جلب کند. خودم شخصا اسم سمندون را در یکی از کتاب های قدیمی در اساطیر ایرانی خوانده بودم که نام یک دیو بدجنس بود اما به دلیل اینکه نام سمندون کودکانه تر بود و خیلی به کارم می خورد، این اسم را انتخاب کردم؛ البته نام سمندون بعد از کِش و قوس های فراوان توسط تهیه کننده پذیرفته شد؛ چراکه
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
، قبول ندارم و می دانم که او فقط سیگار می کشد. وی ادامه داد: وقتی نامزدش موضوع را به من گفت از شمال به تهران آمدم و سراغ شاپور رفتم. شاپور موضوع درگیری برادرم با چند نفر را به خاطر یک فیلم مطرح کرد و مدعی شد مشکل امنیتی پیدا کرده است و مجبور شده او را در کمپ یکی از دوستانش مخفی کند. من به شاپور اعتماد داشتم چون مدتی با او کار کرده بودم به همین دلیل حرف هایش را باور کردم اما وقتی از او خواستم آدرس