سایر منابع:
سایر خبرها
شهیدی که علی اکبرِ پدرش شد
/> همه می گفتند نگذار به سوریه برود من می گفتم او عاشق اهل بیت(ع) است چون کار هر مسلمانی به او می افتاد مشکلاتش را حل و فصل می کرد همه می گفتند نگذارید برود ما می گفتیم مهدی که عاشق ائمه(ع) و اهل بیت(ع) است، نمی شود جلویش را گرفت. دوسال بود که می خواست برود می گفتم شما بروی خواهرهایت تنها می شوند. دو تا خواهر دارد. در هیئت ها به من می گفت مادر از ته دلت برایم سر نماز و در این مجالس دعا
پسرم مازراتی ندارد؛بنز دارد!/ تاج کارگزار باند اصفهانی هاست/ به داور بازی تراکتور سفارش کردیم
. من گفتم نگران نباشید رفته هواخوری، استراحت کند. آیا واقعا به اقای کیروش تسلط دارید؟ من همه را در مدیریت خودم همکار میبینم. حتی کسی که چایی می ریزد برای من.ما یک جنگ و جدلی همیشه با هم داریم. چون او همیشه بهترین ها را می خواهد. مثلا او می گوید بلیط من باید بیزینس باشد اما من می گویم با اکونومی برود. یا مثلا می گوید من باید در یک برج چند طبقه ساکن باشم. من می گویم نه در
هاشمی درست می گوید؛ مصباح از سال 42 از مبارزه کنار کشید / هاشمی را روی صندلی آتش سوزاندند اما نه اقرار ...
/> از بچه های چپ خط امامی با کسی ارتباط داشتید؟ مثل بهزاد نبوی؟ بهزاد وقتی من به دانشکده فنی رفتم او در دانشکده پلی تکنیک درس می خواند. بهزاد نبوی جزو همین گروه ها بود و شعاعی هم که شهید شد، بهزاد نبوی به زندان افتاد. بهزاد نبوی و سعید حجاریان و دیگر افراد را کجا دیدید؟ اینها که زندان نیفتادند. بعد از پیروزی انقلاب دو تشکیلات سیاسی به راه افتاد. یکی حزب جمهوری
هادی غفاری: در زندگی یک حکم اعدام هم ندادم
به میدان ولیعصر می شدند. من از پیاده رو رفتم و به ظهیری هم گفتم از پیاده رو برود. بهرام هم بود که بعد از انقلاب دیگر او را ندیده ام. آقای ظهیری از توی پیاده رو رفت. من که وارد خیابان ولیعصر شدم، مردم دنبال من آمدند و سد را شکستند. چون من با سرعت با فیات وارد خیابان شدم، با سرعت تمام به وسط جمعیت زدم. همه گریختند. چهار هزار نفر مسلح از ما چهار نفر فرار کردند. بالاتر از میدان ولیعصر یک خوابگاه بود
قلم به دست در خط مقدم جبهه
اخلاق در خانواده ای متدین که به حکم همجواری منزل با مسجد همیشه بطور دسته جمعی در مراسم ها و نماز جماعت شرکت می کردند. دوران دبستان و راهنمایی را به همراه برادر شهیدش محسن که انس و علاقه شدیدی نیز میان آنها وجود داشت گذراند و مقطع متوسطه را نیز در کنار وی و در دبیرستان فاطمی (شهدای فعلی) سپری کرد. آغاز دوره دبیرستان او با تبلور انقلاب اسلامی مقارن شد و احمد اولین کسی بود که آوای اعتصاب در
از آمریکایی خواندن ظریف توسط یک وزیر و برگزاری جشن پیروزی برجام توسط جان کری تا عذرخواهی یک کمدین از ...
گذشت. آقای ولایتی [در سال 1367] من را خواستند و موقعی که نزد ایشان رفتم، سر نماز بودند. آقای ولایتی به نمازهای خیلی طولانی معروف بود. نماز ایشان اگر به جماعت نخوانند، خیلی طولانی می شود و وسواس عجیبی در نماز دارد. سر سجاده نشسته بود که گفت در جلسۀ هیئت دولت، یکی از وزرای آن زمان به خاطر آنکه ادعا می کرد من آمریکایی هستم، با رفتن بنده به نیویورک مخالفت کرده است و آقای مهندس موسوی تصمیم
میرزا کوچک خان را طور دیگری به ما شناسانده اند
همهٔ رویدادهای جنگل از آغاز تا پایان یعنی از راهی شدن میرزا به سوی گیلان تا آن روز که در کوه های تالش یخ می زند و می میرد پر از ابهام و نکات پنهان و ناگفته است. میرزا را به ما مردی شناسانده اند که برای برپا کردن نهضتی اسلامی به گیلان فرستاده شد و دائم تسبیح می گرداند و به هیچ چیز نمی اندیشید جز اندیشه ای که خودمان برایش ساخته ایم و سرانجام مظلومانه یخ زد و مُرد و سرش را بریدند. این باعث تاسف است که با آدمی چون میرزا و آدم هایی که همراهش بودند و نهضتی آن چنان شگفت به اینگونه ساده و بچگانه برخورد کنیم و حتی زمانی که می خواهیم فیلمی درباره او بسازیم جز دروغ نگوییم. ...
مراحل تربیت عبادی معنوی
، دعاهای کوتاه، اذان، اقامه، تعقیبات نماز و نماز جمعه و جماعت و مانند اینها بسیار ضروری است. این اقدام آموزشی جزو برنامه های آموزشی و تربیتی معصومان علیهم السلام می باشد. آنان در فرصت های گوناگون فرزندان خویش را به یادگیری و خواندن دعا تشویق و ترغیب می کردند. در روایتی، امام صادق علیه السلام می فرماید: هرگاه مسئله ای پدرم را محزون می کرد، ایشان زنان و فرزندان را جمع می کرد. آن گاه خود دعا می کردند
بنیاد در آینه مطبوعات
پرسوز و گداز بود و محمد غرق خواندن آن. همه ساکت نشسته بودند حتی شرترین بچه های کلاس که خیلی اوقات وسط انشا خواندن رفقایشان تکه ای می پراندند و همه را به خنده می انداختند. محمد می خواند مادر! ای فرشته هستی و ای آنکه دلش زنده شد به عشق! این روزها به من می گویند، مادر تو مرده است! اما من باور نمی کنم! نه اینکه مرگ را باور نمی کنم، نه! فقط مرگ تو را که خالق عشق و عاطفه و محبت هستی، باور نمی کنم
جلالی: پنالتی اول پرسپولیس صددرصد غلط بود
دلیل هم بحث تان بالا گرفت. اصلا چنین چیزی نیست. من چه مشکلی می توانم با آقای نصیرزاده داشته باشم. من بعد از بازی به بچه های آن شبکه تلویزیونی گفتم که بازی پرفشاری بوده و من هم دیگر آن آدم قدیم نیستم. به خاطر اتفاقاتی که در تمام این سال ها برای من افتاده، کمی بی حوصله تر و بی طاقت تر شده ام و آستانه تحملم پایین آمده است. اما آنها اصرار کردند و من هم به برنامه شان رفتم. فکر می کنم نباید در
نوار مغز سرم را من نخواندم!/ حرف رهبر عزیز انقلاب فصل الخطاب است/ عکس 5 سال قبل را برای تخریب منتشر کردند
پدرم بودند. ایشان علاقه زیادی به قرآن دارند و هنوز هم پس از گذشت 74 سال در منزلشان جلسه قرآن برقرار است. چه آن زمان که مسجد بودند و چه الان که در خانه هستند اعتقاد ویژه ای به برپایی جلسات قرآن دارند.پس از تلاوت قرآن و گذراندن دوره مداحی سنتی وارد عرصه مداحی به سبک جدید شدم. *تصور برخی این است که با یک کتاب سبک و تمرین لحن می توانند در پشت تریبون قرار بگیرند و مداحی کنند. به نظرشما استاد
روایت آیت الله طالقانی از شکنجه های رژیم شاه
شفاها گفتند که اختیار این زندان در حالی که تعیین محل و سلول ها و حتی پاسبان های مراقب،به دستور مستقیم آنها بود و افسرهای شهربانی،خودشان بیش از همه از آنها وحشت داشتند.در این جا بود که تازه متوجه شدم چرا ما و دوستان و بچه ها را اینجا آورده و یک بند را به این چند نفر اختصاص داده اند و متوجه معنای عبارت آقای رئیس ساواک شدم که می گفت: در دستگاه ما این رفتارها نیست! چون این دستگاه و زندان مربوط به شهربانی
فرهنگ در ایران، بچّۀ ته ته قاری ناخواسته است
توی هم که به من برخورد، و من گفتم که دوست ندارید واقعاً بیایید و تئاتر ببینید، گفت چرا، ولی تو واقعاً داری به من لطمۀ مالی می زنی، پرسیدم چرا، گفت بلیط تئاتر را تو داری لطف می کنی و به من، برای تئاترت، پنج عدد بلیط، به ارزش مجموع پنجاه هزار تومان می دهی، امّا من باید از فلان جا با زن و بچّه تا سالن تئاتر باید پول آژانس بدهم، یا نه ماشین برادرم را بگیرم و پول بنزین بدهم، بیایم و جای پارک گیر نیاورم
تصاویر:حرفهای جالب مهتاب کرامتی و مصطفی کیایی/خوشا شیراز با طعم یونیسف!
بچه هایی بودند که با خودم شروع کردند و اولین فیلم من اولین فیلم آنها هم بود ، خیلی از بچه ها مثل صدابردار ، دستیار ، تدوین ، و یک تیم ثابت هستیم و همه با هم در یک تیم کارمان را شروع کردیم . برادرم محسن هم از اول با این تیم بود و نه اینکه من برادرش باشم که این موضوع را عنوان کنم ولی محسن خیلی بازیگر توانمندی است و شاید هیچ کس به اندازه من قابلیت بازی محسن را نشناسد یعنی زوایای بازی او و
تشرّف به خدمت امام زمان(عج)
کنیم، با خدا عهد ببندیم که اگر نیازمندی به ما مراجعه کرد در حقّ او کوتاهی نکنیم و بقیة عمرمان را در برآوردن نیازهای مردم کوشا و ساعی باشیم . بعد از توسّل و توجّه، هر کسی مشغول راز و نیاز با خدای خود شده، من هم از جمع، جدا شدم و پشتِ تپة کوچکی رفتم و با خدای خود سخنانی گفتم که بماند. به امام زمان عرضه داشتم: آقا جان اگر الان به فریاد ما نرسی، پس کی و کجا به فریادمان خواهی رسید . گریه و
شعر برای شهریار نوعی سحر حلال بود/ توصیه های استاد برای شاعر شدن
گرفتم. با ایشان تلفنی صحبت کردم و گفتم طلبه ای هستم و از قم آمدم و می خواهم شما را زیارت کنم. مرحوم شهریار برای شب به من وقت دادند. من گفتم اگر می شود روز بیایم و ایشان گفتند امروز روزه هستم و حال ندارم. بعد از افطار بیا. همین ایام عید غدیر بود و جشن عمامه گذاری طلاب بود. من کمی دیر رسیدم و ایشان مشغول گوش دادن خطبه های نماز جمعه بود که آقای رفسنجانی سخنرانی می کرد. از بنده پرسید که چرا دیر
جزئیات دستگیری ریگی/دوساعت کشمکش هواپیماهای شکاری
مشخص است و در هواپیما، هنگام آمدن به ایران نیز پاسخ می دهد که در صورت عدم کمک دیگران، من با اتکا به خداوند مسیرم را ادامه می دهم. مصلحی تصریح کرد: سومین اصل مطرح شده از سوی امام، اعتقاد به اراده مردم و نفی تمرکزهای دولتی است و چهارمین اصل اتکا به مردم بود. مخالفت صریح با قلدران و مستکبران و شیطان بزرگ دانستن آمریکا و حمایت از همه مظلومان عالم پنجمین اصل مطرح شده از سوی امام راحل بود
اختتامیه دوره های کارگاهی نهج البلاغه در مشهد برگزار شد + عکس
جمال الدین دین پرور، رئیس بنیاد نهج البلاغه همه فعالیت های خود را لطف خداوند دانست و با اشاره به اینکه منشأ این فعالیت ها از علامه امینی بوده است، ادامه داد: در زمان طلبگی خدمت ایشان رسیدیم و از ایشان شنیدیم که فرمودند: در نجف در حال تحصیل و تدریس بودم که به حرم امیرالمومنین رفتم و از ایشان خواستم که کاری به ما بدهند، بعد از اینکه از حرم خارج شدم فکر تالیف الغدیر به ذهنم خطور کرد و من هم بعد از
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (94)
فن داریم به اسم بُزکِش که در کمال تعجب فحش نیست. 5. شخصیتی که در دوران تحصیل هیچ وقت چهره اش دیده نشد: الان میخواد بازرس از آموزش و پرورش بیاد! 6. یه شیشه سیرترشی شش ساله داریم. سال دیگه که هفت سالش شد می خوایم بفرستیمش مدرسه. 7. فرهنگ متفاوت زندگی شهری و روستایی باعث نمی شود که پشت اتصال شلنگ آب زیر دستشویی هر خانه ای یک اسکاچ کهنه نباشد. 8. اعتراف می
ده شاخصۀایمان درقرآن/ ایمان موسمی چیست؟
حرکتشان تواضع ندارند. اصلاً وضع زندگی اینها مردمی است. امتیاز طلب، انحصار طلب، خودخواه، متکبر نیستند. اگر استاد دانشگاه است ولی گاهی پهلوی خادم مینشیند و یک چای میخورد. اگر یک آیت الله است پهلوی طلبه هم مینشیند. اگر جوان فوق لیسانس است گاهی با بچه مدرسه ای هم توپ بازی میکند. پیغمبر اکرم (ص) با اصحابش مسابقه میگذاشت. اینطور نیست که بگوییم: نه! پیغمبر باید با علی بن ابیطالب مسابقه بگذارد. خیلی خودمانی
زندگی جان نش به روایت خودش
دلخواه و P یک عدد اول باشد، aP با خود a هم ارز است. آن زمان کارهای برقی و آزمایش های شیمی هم انجام می دادم. در ابتدا زمانی که در مدرسه از ما خواستند انشایی درباره اینکه می خواهید در آینده چه کاره شوید بنویسیم، نوشتم که مثل پدرم مهندس برق شوم. بعدها زمانی که وارد دانشگاه کارنگی پترزبورگ شدم، به عنوان دانشجوی مهندسی شیمی ثبت نام کرده بودم. با در نظر گرفتن اتفاقات زمان درس خواندنم در
شکنجه روی ریگهای داغ در ظهر عاشورا
بیرون و می گفتند در آفتاب نگاه کنید و آن ها را می زدند و این ها از حال می رفتند و خلاصه بگویم که خیلی اذیت کردند. یک روز صبح من بلند شدم و رفتم به ارشد آسایشگاه گفتم که برو به این حسن که سروان بود بگو که این بچه ها را آزاد کن وگرنه بد می بینی که خلاصه همین منجر به درگیری شد و ما هم رفتیم در آسایشگاه افسران درگیر شویم که آمدند و ما را بیرون کشیدند و مجبور شدند بچه ها را آزاد کنند. علت
شهید محمد علی جهان آرا که بود+تصاویر
قتلگاه روز عاشورا است. همین طور بچه ها در خون خودشان می غلطند. اسلحه ام را برداشتم آمدم بیرون، شهید جهان آرا تازه رسیده بود. گفتم: دیدی همه بچه ها را از دست دادیم! در حالی که شدیداً متأثر شده بود، مثل کوه، استوار و مصمم گفت: اگر بچه ها را دادیم اما امام را داریم، ان شاء الله امام خمینی (ره) زنده باشد. آن ها بادست خالی در حالی که اسلحه و مهمات نداشتند و سیاست بازانی چون بنی صدر ملعون و
راز ماندگاری استاد شهریار چه بود؟
کتابچه را پاره نکنم و با نگاهی محبت آمیز مرا می نگریست. در سنین پایین و مواقعی که به مدرسه نمی رفتم، حیدربابا و شعرهای ترکی را که برایم قابل فهم بود، به من یاد می داد. کمی که بزرگ شدم و سواد خواندن پیدا کردم، خودم کتابچه شعر او را می خواندم و شعرهایی را که زیاد دوست داشتم، حفظ می کردم. پدرم معمولا تا پاسی از شب گذشته به عبادت و خواندن قرآن می پرداخت و بعد از فراغت با خواندن کتاب های شعر و بیش تر
مایلی کهن:مشکل پرسپولیس مدیریت اش است!
،صادقی،اخباری در ذهن من هستند که در مقطعی که من حضور داشتم به سایپا اضافه شدند. وی ادامه داد:من کارم را بلد بودم.در آن مقطعی که حبیب کاشانی مدیرعامل بود یکی از موفق ترین مدیران بود.تا من به سایپا رفتم گفتم قرارداد انصاری فرد را تمدید کنید.انصاری فرد درخشید و پرسپولیس و حبیب کاشانی خواهانش شدند.من گفتم باشگاه پرسپولیس باید 350 میلیون بدهد.50 درصد در صورت ترانسفر در سال اول،30 درصد در سال
روایتی کم نظیر از یک تخریب چی + تصاویر
چون دست به تحرکاتی زدند، دشمن متوجه حضور نیروهای ما در میدان مین شد و آنجا را هدف گرفت. * آتش سنگین دشمن در میدان مین با شروع آتش سنگین دشمن، مجروح شدم، این سومین دفعه ای بود که مورد اصابت ترکش دشمن قرار می گرفتم و این بار از ناحیه کتف، انفجاری که در نزدیکی من صورت گرفت، باعث شد از حالت عادی خارج شوم و گنگی به من دست بدهد، دیگر چیزی را نفهمیدم، بعد از بهبودی نسبی، بچه ها برایم
مصاحبه اولین لژیونر عراق در سری A با مجله فیفا
فروختن آن به باشگاه های بزرگ هستند و امیدوارم این اتفاق برای من هم رخ بدهد. اولین احساست از حضور در شهر اودینزه و باشگاه جدیدت چه بود؟ علی رغم مشکلات قابل درک زبانی، در ایتالیا کاملا احساس می کنم که در خانه هستم و دوست دارم که خانواده ام را هم خیلی زود به اینجا بیاورم. خیلی زود با همه صمیمی شدم و این مسئله که بازیکنانی از سراسر دنیا در اودینزه هستند، جا افتادن در تیم را بسیار
بهزاد فراهانی و گل و قداره اش
علت خاصی دارد؟ نه چون سه تا متن نوشتم و بردم آنجا که هر سه را رد کردند بعد هم خودشان گفتند این را کار بکنم من هم گفتم باشه! گروه بازیگران در گل و قدارۀ امروز تغییر کرده اند؟ بله تقریبا همه تغییر کرده اند. من و سیاوش (چراغی پور) همان نقش قبلی مان هست و نقی (سیف جمالی) که البته نقشش تغییر کرده است. دو نفر از همراهانمان را هم از دست داده ایم؛ مرحوم مسجدجامعی و کاشانی
پیشینه حق رأی زنان در مجلس شورای ملی (1290 1341)
برد و چون به جنگ بنی مصطلق رفت به شیوه خود قرعه کشید و به نام من اصابت کرد و مرا به همراه خود برد. و شاید سرّ این که امام مظلوم حضرت ابی عبدالله (ع) زنان حرم خود را به جبهه پرشور و پرخطر کربلا برد احیای این سنت جدش رسول خدا (ص) بود. 4 تجویز شرکت بانوان در جماعت و نماز جمعه که یک اجتماع سیاسی و عبادی مهم اسلامی است دلیل موقعیت اجتماعی بانوان است در نظر اسلام، زیرا جمعه و جماعت
شما چگونه و به چه صورتی می خواهید ازدواج کنید؟ داستان ازدواج بزرگان
شما می دانید این دختر که می خواهید با او ازدواج کنید، چطور دختری است؟ این صبح ها که از خواب بلند می شود، هنوز نرفته که صورتش را بشوید و مسواک بزند کسی تختش را مرتب کرده، لیوان شیرش را جلو در اتاقش آورده و قهوه آماده کرده اند. شما نمی توانید با مثل این دختر زندگی کنید، نمی توانید برایش مستخدم بیاورید اینطور که در خانه اش هست. مصطفی خیلی آرام اینها را گوش داد و گفت: من نمی توانم برایش مستخدم بیاورم، اما قول می دهم تا زنده ام، وقتی بیدار شد، تختش را مرتب کنم و لیوان شیر و قهوه را روی سینی بیاورم دم تخت و تا شهید شد. ...