سایر منابع:
سایر خبرها
جنایت زنانه برای رسیدن به عشق دوران جوانی
/> بعد از آن ستاره به من گفت از شوهرش جدا شده و حالا تنها زندگی می کند. ارتباط ما اول تلفنی بود، کم کم احساس کردم مثل همان سال ها ستاره را دوست دارم. رابطه ما بیشتر شد و او را صیغه کردم. با هم به سفر می رفتیم و خیلی خوب بودیم برای اینکه با ستاره به صورت دائم ازدواج کنم باید از نیلوفر جدا می شدم اما ما پسری داشتیم که او خیلی آسیب می دید. ماجرای جدایی را به نیلوفر گفته بودم اما قبول نمی
گفتگوی جنجالی کفاشیان با رضا رشید پور
خواهد. رشیدپور: ما که نمی دهیم... کفاشیان: چند روز پیش با بچه های فدراسیون که تصمیم گیر هستند صحبت می کردم.به آنها گفتم 90 درصد کار ما تیم ملی است.کی روش وقتی تیم ملی را به جام جهانی برد 12،13 میلیون دلار گیرمان آمد.کم نیست. بودجه چند سال فدراسیون است.تیم های ملی ما وقتی بازی می کنند همه جا مورد توجه اند. درآمدزایی می کنیم. اگر همه جا قهرمان شویم ولی تیم ملی موفق نباشد می
من رحیمه 13 سالگی ازدواج کردم
، نشسته، سلام و علیکی می کند و تعارف به نشستن. به گزارش اعتماد، رحیمه یکی از صدها دختری است که در سنی نامربوط به عقد درآمده، به عقد مردی که نه او را می شناخت و نه علاقه ای به زندگی با او داشت. 19 سالش است به اعتبار حرف خودش و بی اعتبار شناسنامه ای که وجود ندارد. بیشتر از 16 سال نباید داشته باشد. دوسال پیش، به زور مادر و پدرش ازدواج کرده، آنهم نه به خاطر کم کردن یک نان خور از سر
کفاشیان: پسرم بنز دارد نه مازراتی!/ تاج کارگزار باند اصفهانی هاست!
زندگی ام آپارتمانی است که در آن ساکنم و یکی دو اپارتمانی که مثلا 25 سال پیش برای بچه ها خریدم. از ان موقع به فکر اینده شان بودم رابطه شما با بچه هایتان چگونه است؟ رابطه خوبی داریم با هم چند فرزند دارید؟ سه فرزند. یک دختر و دو پسر چون باباها خیلی دختری هستند و برعکس چند سوال درباره دخترتان میپرسم. چند سالش است؟ 24 سال سینماگر
اعظمیان:فیلم من زندگی عاشقانه منوچهر مدق است
برای شما چه بود؟ شروع فعالیت من از اوایل دهه 70 در انجمن سینمای جوان اصفهان بود اما در این سال ها به دلایلی نتوانستم به راحتی کار کنم. از دوران دانشجویی چند فیلمنامه نوشتم و به دوستان داده بودم که خیلی خوش شان آمده بود. از اولین کارها تا به حال هم اصرار به ساخت آثاری در زمینه دفاع مقدس داشته اید. بله! در همان دورانی که مشغول تحصیل در دانشکده سینما تئاتر بودم، چند فیلمنامه ام
رضاییان: بازیکنی که روی او خطا شده نباید ضربه پنالتی بزند!
با وجود آنکه چند روز از بازی با سایپا گذشته ولی کماکان بحث بر سر پنالتی مشکوک سایپا و توپی که به تو اصابت کرد، ادامه دارد. چه فایده؟! مگر این بحث ها برای پرسپولیس امتیاز می شود؟ یک تصمیم اشتباه، تیمی بزرگ را وارد بحران می کند و آن وقت تمام دنیا هم بگویند پنالتی نبوده است، چه فرقی می کند؟ راهکار چیست؟ من که واقعاً نمی دانم چه بگویم؟ آن از بازی با ذوب آهن اصفهان که توپ به سینه محسن بنگر خورد و داور به اشتباه عل
بیرون زمین زلزله هستیم داخل زمین پس لرزه
نیکی یاد می کند و می گوید: من از 7 سالگی زیر نظر فخرالدین کار کردم و شما هم باید از 7 سالگی دروازه بانان آینده تان را به مربیان کاربلد بسپارید. باید از همین سن آموزش های ابتدایی شروع شود. دوست داشتم برای پرسپولیس بازی می کردم آندره پانادیچ: اصول مان را تغییر نمی دهیم، نتایج را عوض می کنیم آندره پانادیچ، نیاز به معرفی ندارد. دستیار اول برانکو که سال ها در سطح اول فوتبال حرفه ای
نکونام:چون سوت و کارت دست داور است، باید با بازیکنان بد حرف بزند؟
تبریک می گوییم. پرسپولیس را در آزادی بردید و پیش بینی ها را به هم زدید. بعد از دو شکست، بازی مهمی را بردیم. برایمان بسیار اهمیت داشت که بعد از دو هفته ناکامی برنده باشیم. برای ما بازی خوبی بود و سه امتیاز را هم که به دست آوردیم. کادر فنی واقعاً در این تعطیلات روی تیم خوب کار کرد. برنامه ریزی درستی داشتند که توانستیم بازی را ببریم. دقیقاً به همان شکلی که کادر فنی گفت، توانستیم برنده بازی باشیم. در نیمه اول بازی تا حدود زیادی متعادل ب
هاشمی درست می گوید؛ مصباح از سال 42 از مبارزه کنار کشید / هاشمی را روی صندلی آتش سوزاندند اما نه اقرار ...
سازمان شما کجا بودید؟ فراری بودم. از زندان که بیرون آمدم، فراری شدم. چند بار دستگیر شدید؟ یک بار. چه سالی؟ سال 50 وقتی سازمان لو رفت، من به خانه بهرام بازرگانی رفتم و دستگیر شدم. محکومیتم شش ماه بود. بعد از آزادی فراری شدم. سازمان تا سال 50 و 51 تا وقتی که رضا رضایی بود قوتی داشت. وقتی رضا رضایی شهید شد، تقی شهرام بالا آمد. وقتی تغییر ایدئولوژی
صالحی: دیگر چه باید می کردیم؟
پابرجا می ماند. اگر تحقیر این است که اب سنگین را ادامه می دهیم، اگر اینها تحقیر است، خب من دیگر چه بگویم، دیگر نمی دانم چه کار باید می کردیم. البته ما دوست داشتیم هرچه الان داریم را داشته باشیم و چیزی نیز اضافه می گرفتیم، مثلا، اراک مثل سابق باشد و اراک جدید هم بسازیم و نطنز دیگر هم بسازیم، همچنین تحریم ها را برطرف کنند، عذرخواهی هم کنند و دست ما را هم ببوسند؛ این که خیلی عالی بود، ای کاش
معین فر را نزدم، هویدا را نکشتم، اعدام نکردم
. من پشت تیربرق قایم شدم. سه ، چهار دقیقه با آجر صحبت کرد، بعد آجر را بوسید. من نتوانستم خود را کنترل کنم و پرسیدم داشتی با آجر حرف می زدی؟ مگر آجر هم شعور دارد؟ گفت برای تو نه. گفتم مگر آجر احساس دارد؟ گفت برای تو نه. این خانه معشوق من است. بعدها هم با آن دختر ازدواج کردند. اسلحه برای شما این حکم را داشت؟ بله، برای من این ابزار دفاع از هویت ملی یک ملت بود. نه خودم، من خودم
آشنایی با زندانیان سیاسی در آمریکا
شبانه روز در سلول را با روی کاغذ آوردن برنامه های آینده اش و ایده های درخشان دربارۀ اقتصاد سیاسی سپری می کرد. نام جورج جکسون، با به تحریر درآوردن کتابی با عنوان "خون در چشم من" (Blood in My Eye ) در سراسر دنیا پیچید. جورج در کتابش نوشت: "لحظه ای از تعصب دست بردار، بیا دور هم جمع شویم و موقعیت خود را درک کنیم. بفهمیم که فاشیسم همچنان اینجا هست. بیا بفهمیم که مردم می میرند در
مادر شهید افغانستانی مدافع حرم: علی اکبرِ پدرش شد
خندد گفت اجازه شهادتم را از آقا امام رضا(ع) گرفتم . گفتم مادر اگر شما بروی من تنها هستم و دیگر کسی نیست مرا به اینجا بیاورد با لبخند به من گفت خدا هست . با خواهرهایش خیلی مهربان بود با خواهرهایش خیلی مهربان بود از کودکی آن ها را بیرون می برد، مدرسه می برد و می آورد. 13 سال تمام است که در این شهر هستیم زهرا و فاطمه را همه می شناسند و همه دیده اند مهدی همیشه کنارشان بوده است
نوار مغز سرم را من نخواندم
پول بگذار. حکمتش چیست؟ اگر مستمندی دستش را دراز کرد به او کمک کنی . چند سال پیش مداحی عجیب و سخیفی با عنوان "نوار مغز سرم " بین مردم دست به دست می شد و همان ایام هم به شما منتسب شد. شما هم فورا انتساب این مداحی به خودتان را تکذیب کردید. چه شد که این کار به شما نسبت داده شد؟ واقع مطلب را نمی دانم.شاید حسادت! حسادت چه کسی؟ نمی دانم . من فکر می کنم آن هایی
دختر شینا قصه مردانگی زنان جنگ است
نباید دست دست کنم. او به من اطمینان کرده بود و ریز و درشت زندگی اش را در اختیار من قرار داده بود، نباید این اطمینان بی سرانجام می ماند. من با اینکه به شدت بعد از فوت ایشان مریض شدم و ناراحت بودم، اما کار را شروع کردم. آغاز کار دشوار بود. وقتی قلم را به دست می گرفتم، حالم بد می شد. پنج ماه از شروع کار گذشت. با خودم گفتم که روایت این خاطرات پس از 27 سال، حتماً حکمتی دارد. من به خدا توکل
جیرانی: من و افخمی وسط ایستاده ایم؛ از برچسب و قضاوت نمی ترسیم
هیچ کس نمی پذیرفت که تو جزء هیچ کدام نیستی. ما از روز اول در برنامه هفت گفتیم که ما سیاسی نیستیم و قرار است که در وسط قرار بگیریم و تریبون همه سینمای ایران هستیم.اما دقت کنید به اینکه کارمان را کی شروع کردیم. در سال 89 در اوج درگیرها، اختلافات و دعواهای بعد از ماجرای سال 88 برنامه را شروع کردیم. اوج همه دعواها و درگیریهای و جدا شدن ها فضا مثل الان نبود که همه با هم دیگر دوست شدند و نزدیک
شعر برای شهریار نوعی سحر حلال بود
بالاتر از اینهاست و باید تلاش کنم. به عنوان صحبت پایانی خاطره ای را که از دیدار با شهریار دارید، بیان کنید؟ من در جوانی که درس طلبگی می خواندم، به تبریز رفتم و شماره و آدرس منزل ایشان را گرفتم. با ایشان تلفنی صحبت کردم و گفتم طلبه ای هستم و از قم آمدم و می خواهم شما را زیارت کنم. مرحوم شهریار برای شب به من وقت دادند. من گفتم اگر می شود روز بیایم و ایشان گفتند امروز روزه هستم و حال
گفتگو با شهرام قائدی بعد از کاهش وزن (عکس)
این نقطه از جایی که آمدم که بعد از 25 سال، سالن سینما ندارد، سالن تئاتر ندارد، هیچ گونه امکانات فرهنگی ندارد، واقعا یک معجزه بود. گاهی که به این مسائل فکر می کنم، هم حال می کنم هم تنم به لرزه می افتد. فرار از مخمصه با حرف مادر شهرام: مادر من یک مادر پیر فوق العاده مهربان است که گاهی صحبت هایی می کند که من به خنده می افتم و می گویم الهی دورت بگردم چرا آنقدر از جهان بی خبری
رئیس خانه مداحان: حدادیان و ارضی با ما مشورت نمی کنند
تا اعضا جابه جا شوند. در شورایی که گفتید هر دو هفته یک بار تشکیل می شود عموما درباره چه موضوعاتی تصمیم گیری می کنید؟ عنوان آن شورا "ستایش گری" است. همانطور که گفتم هر 15 روز تشکل هایی که نام بردم دور هم جمع می شوند؛ هر کدام بر مبنای اساسنامه هایشان وظایف مشخصی دارند. متاسفانه در فضای مجازی، باب شده که می نویسند چهل روز به محرم مانده و ما چله سوگواری برگزار می کنیم
روایتی از شادی شیعیان کشمیر با شنیدن آزادی خرمشهر
کاغذ پوستر که آماده شد، آن را وسط اتاق محل استراحتم پهن کردم؛ رویش نشستم و با قلم درشت نوشتم: خرمشهر آزاد هو گیا و پس از آن شروع کردم به نوشتن ریز اخباری که از بعد از ظهر ضبط کرده بودم. در اثنای کار، دوستم از خواب برخواست. نگاهی به ساعت کرد و بعد نگاهی به من انداخت. گفت: فلانی اگر کسی تو را در این حال و روز ببیند باور می کند که تو اینور دنیا، این ساعت از شب، مفت و مجانی برای انقلاب ایران کار می کنی؟ .
رقابت تنگاتنگ بین ژوله و حیایی در گروه مرگ خندوانه!
کارگردان می خواستم از من کلوزآپ بگیرد، بعد یک عینک آفتابی با قابی بزرگ می زدم. از همان ها که پشتشان معلوم نیست، از همان هایی که تو وقتی می بینی نمی فهمی آن پشت مهناز افشار است یا احمد پورمخبر. بعد در شبکه های اجتماعی هم صفحه باز می کردم ولی اعلام می کردم که هیچ صفحه ای ندارم، بعد هم با 20 تا صفحه قلابی می رفتم پای پست های این و آن می نوشتم فقط ژوله! این نویسنده پس از این خواننده شدنش را
امام جمعه دابودشت : نهضت ملی امر به معروف و نهی از منکر ایجاد شود
بسم الله الرحمن الرحیم خطبه اول : اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی لله . در این لحظات سراسر نور ، شور و شعف ، در ماه عظیم و پربرکت ذی الحجة، در این میعاد پر شور و شعور محضر شریف همه ی شما اعزه ی مکرم و با بصیرت ، برادران و خواهران ، خانواده ی معزز شهدا ، ابتدای امر خودم و بعد همه ی شما سروران عزیز و ارزشمند را به تقوای الهی دعوت می کنم . تقواست که موجب عزت
کشاورزان اینجا ترویج را نمی شناسند
اینجا کشاورزان بر اساس تجربه های شخصی خود کار می کنند، تجربه ای که به پشتوانه ی آن گه گاهی سال های پرمحصول دارند و در اکثر ایام از این که دخل وخرجشان با هم نمی خواند گله مندند و از طرف دیگر خیل عظیم بیکاران رشته های کشاورزی به دنبال یافتن کار اداری مطلوب خود هستند و بدتر از آن دستگاه عریض و طویل جهاد کشاورزی بسیاری از برداشت محصول ها که حاصل تجربه ی ناقص کشاورز است را نتیجه ی ترویج و آموزش خود می داند، این برداشتی کلی از درددل های کشاورزان دهستان میش خاص از توابع بخش تازه تأسیس سیوان است که ب
گفت و گویی متفاوت با استاد شهرداد روحانی
/> خانه ای از جنس خاطره وقتی برای اولین بار بعد از بیش از بیست سال به ایران آمدم به دوستم گفتم خیلی دوست دارم که به خانه دوران کودکی ام بروم و ببینم که آیا آن خانه هنوز سر جایش هست یا نه؟ دوستم پذیرفت و ما راهی محل قدیمی مان در تهرانپارس شدیم. خیابان و کوچه ها تغییر کرده بودند و اکثر همسایه ها خانه های شان را کوبیده بودند، اما در کمال تعجب خانه ما سر جایش بود با همان ظاهر، تردید همه وجودم را
گفتگوی خواندنی سید حسن نصرالله عراق +تصاویر
نجف ممنوع است. پس باید بدانید ما در وسط این پیچیدگی ها قرار داریم. نکته ای را هم از سید حسن نصرالله بگویم که ما ایشان را سید مقاومت جهان بعد از آقا می دانیم و درحالی که فکر می کنیم کار ایشان به ظاهر نظامی است اما ایشان مدام در دیدارهای مختلف به بنده تأکید می کنند که تمرکز شما باید بر فعالیت فرهنگی عمیق باشد. به دنبال ایجاد بسترهای فرهنگی و اعتقادی برای تشکیل حزب الله در عراق
می گویند زن و بچه که نان نمی دهد، باید هم از این شعرها بگوید!
هم صحبتی با کسی که همچنان هم شعری جوان و پرشور دارد و هم چمدانی پر از تجربه را بچشد. این چند سال، رسم مهرخانه در روز شعر و ادب فارسی، گفت وگو با یکی از زنان شاعر کشور بوده است، امسال هم پروانه نجاتی ما را به یک گفت وگوی شهریوری در هوای غزل آلود شیراز مهمان کرد. - قبل از هر چیز سلام و بعد از سلام چند جمله مختصر و مفید درباره خودتان. سلام. من پروانه نجاتی هستم. شاعر و
مردی که شبانه از قلب اصفهان میهمان "بهشت هشتم" شد
عیادت او به منزلش رفتیم، به او گفتم باید خوب شوی تا با هم کشتی پهلوانی بگیریم و او گفت خوب می شوم و بعد از آن با هم کشتی می گیرم؛ در همان لحظه استاد دیوان خود را باز کردند و چند بیت خواندند که آن اشعار در مورد امام حسن (ع) بود. این پهلوان اصفهانی با بیان اینکه حاج مرتضی اشتری شخصی بسیار شوخ طبع بود، گفت: استاد فردی خوش رو بود و مطالب طنزآمیز مناسب و خوب نقل می کرد؛ در سفر حج و مشهد که با
چگونه با ورشکستگی و بیکاری همسرمان برخورد کنیم؟
. مردی سختکوش، اما بیکار در اوایل ازدواج، درست زمانی که تازه صاحب فرزند شده بودیم، همسرم ناگهان کارش را از دست داد و بیکار شد. شوهر من کارمند یک شرکت حمل و نقل بود، یک روز در کمال ناباوری، کارفرمایش بی هیچ بهانه ای تنها به خاطر تعدیل نیرو، عذر همسرم را خواست و از او تقاضا کرد هر چه سریع تر برای تسویه حساب به امور مالی شرکت مراجعه کند. همسرم مات و مبهوت و شوک زده به خانه آمد، تا او را دیدم
فروش قسطی و بدون سود خودرو در بازار راکد
فروش محصولات خود می پرداختند، به صدا درآمده است. خودروسازان که با وجود حمایت های پدرانه و غیرمتعارف دولت در سال های گذشته حرف چندانی برای گفتن در بازارهای فراملی نداشتند، در بازارهای ملی هم دیگر خواهانی ندارند. مصرف کنندگانی که از وضع نامناسب خودروهای داخلی جانشان به لب آمده، تصمیم گرفتند تا به پادشاهی خودروهای غیرکیفی، اما گران بازار پایان دهند. تغییر در رفتار بازار بعد از توافق وین
آیا کفاشیان در وزارت اطلاعات کار کرده است؟
؟ کفاشیان: کی روش در حوزه کاری خودش بهترین را می خواهد.چند روز پیش با بچه های فدراسیون که تصمیم گیر هستند صحبت می کردم.به آنها گفتم 90 درصد کار ما تیم ملی است.کی روش وقتی تیم ملی را به جام جهانی برد 12،13 میلیون دلار گیرمان آمد.کم نیست.بودجه چند سال فدراسیون است.تیم های ملی ما وقتی بازی می کنند همه جا مورد توجه اند.اگر همه جا قهرمان شویم ولی تیم ملی موفق نباشد می گویند خوب نبودیم.