سایر منابع:
سایر خبرها
هم دلی جانبازها با آقای جانباز/ این رو به من نگید به نماینده های مجلس بگید
شان می گویند: کربلای 5 نخاعی شدم و در عملیات بدر چشمم را از دست دادم . آقا هم یک لحظه سکوت می کنند. جانبازِ بعدی از سیستان و بلوچستان است. آقا با اشاره به فرزند جانباز می پرسند: چند تا از این ها داری؟ جانباز ایرانشهری می گوید: دو تا دختر، دو تا پسر . از پسرها که همراهِ پدر آمده اند از درس شان می پرسد. دیگری می گوید: ما هزار تا صلوات نذر کردیم که بتوانیم شما را ببینیم . گویا
خوش و بش حضرت آقا با جانباز جهرمی + عکس
ظاهر ساده چقدر خستگی را از تن این جانبازها بیرون می کند به گزارش پسین جهرم، احمد قنبری نژاد که دو دست و یک چشم خود را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است به همراه دو نفر از جانبازان 70 درصد استان فارس که از ناحیه دست و چشم به درجه جانبازی نائل شدند، به محضر رهبری انقلاب شرف یاب شده است.
از قیافه درهم پرستو صالحی و دردهای آزاده نامداری تا همدلی جانبازها با آقای جانباز
دهد. صفحه اینستاگرام منتسب به رهبر معظم انقلاب با انتشار عکسی از ایشان در حاشیه دومین کنگره تجلیل از جانبازان 70 درصد، گفتگوی یکی از جانبازان با رهبر انقلاب را منتشر کرد. لازم به ذکر است تیتر یک امروز سایت رهبری "همدلی جانبازها با آقای جانباز" گذاشته شد. گفتگوی یکی از جانبازان با رهبر انقلاب درباره برجام: سید محسن محسنی درباره برجام نظر می دهد و این که
خندوانه دل ها را لرزاند .... / دعا میکردم یا شهید شوم یا سالم برگردم تا کنار خانواده ام باشم...
به گزارش تبریزمن خندوانه دیشب یه فرق بزرگ با شبای قبل داشت، کنار همه خنده هایی که روی لب ها آورد دل هایی رو هم تکون داد تا بیشتر یه یاد اونایی باشیم که از سلامتی و جونشون گذشتن تا من و شما اینجا بخندیم، کسایی که بعضی هاشون برگشتن اما خودشون لبخندشون رو جا گذاشتن و شدن جانباز اعصاب و روان... . کسانی که به قول جوان آن روز که می رفتن، هیچ کس نپرسید پدرتو بیشتر دوست داری یا وطنت رو، همسرت یا
متن کامل بیانات رهبری در دیدار جانبازان
و خیلی اجر دارد، امّا این اجر همین طور به طور دائم رو به تزاید و رو به افزایش است. خدا را شاکر باشید به خاطر این افزایش اجر. دوّم اینکه شماها که جانباز هستید، همین الان در حال مبارزه اید، همین حالا با همین جانبازی خودتان در واقع دارید جهاد میکنید؛ چطور؟ مقصودم جهاد فرهنگی نیست؛ مقصودم این نیست که شما یک جایی سخنرانی ای بکنید یا یک حرفی بزنید یا یک کاری بکنید یا یک انفاقی بکنید یا یک
سود یا نیاسود
آقای یکی یدونه - یه بچه!... وقتی حسودی اش بشه، چی میشه؟! حالا اگه دختر باشه که دیگه خیلی چی میشه؟! مثلا یه عروسک! تو دست دختر همسایه. حتی اگر به پدرش نگه که برام بخر، تا آخر عمر هم که باهاش صحبت کنی، اون عروسکه تو دلش مونده. حالا اگر براش خریده باشن، چی؟ تا آخر عمر راجع بهش حرف می زنه که یه عروسکی بود چنین و چنان، بابام برام خریدش. از اون به بعد بود که طعم پدر داشتن رو چشیدم! پسرا هم
آنچه در دیدار صمیمی جانباز بصیر ایلامی با مقام معظم رهبری گذشت+ تصاویر
به گزارش ایلام پویا ، در دیدار چند روز پیش مقام معظم رهبری با جانبازان قطع نخاعی و بالای هفتاد درصد، جملاتی شنیدنی بین مقام معظم رهبری و "شیرعلی رحمانی" جانباز ایلامی رد و بدل شد. شیر علی رحمانی امروز پس از بازگشت از بیت رهبری در گفتگوی اختصاصی با ایلام پویا ، گفت: حس بسیار عجیب و البته سنگینی داشتم. رحمانی اظهار کرد: دیدار با حضرت آقا معرفت می خواهد، بعد از امام زمان (عج) و
سنت شکنی تلویزیون در تمجید خندوانه ای از جانبازان اعصاب و روان
دفاع مقدس، جانبازان اعصاب و روان بستری در بیمارستان میلاد شهریار بودند. جانبازانی که همه با لباس یک شکل و چفیه ای بر دوش رامبد جوان را در این قسمت برنامه همراهی می کردند. آن ها نه ویلچر داشتند و نه ماسک اکسیژن، نه قطع عضو بودند و نه نابینا، اما به عوض چهره های رنگ و رو رفته، تیک های شدید عصبی، بدن های نحیف و بیمار، دست و پاهای لرزان و بی رمق و نگاه های نه چندان عمیقشان به اطراف همه نشان از
نظر رهبری در مورد انتزاع طبس از یزد :من هم توی دلم راضی نبود...(117نظر)
به گزارش واحد دریافت پایگاه خبری یزدفردا "
صحنه های شهادت همسنگرانم هنوز در ذهنم باقی مانده / جوان امروز؛ انقلابی تر از گذشته
را ندارم و جذابیت های جبهه من را سمت خود کشاند. وی افزود: من دو مرتبه به جبهه اعزام شدم، دفعه اول داوطلبانه رفتم و مدتی را خدمت کردم و بعد که زمان سربازی ام فرا رسیده بود، سرباز ارتش شدم، لباس سربازی پوشیدم و در قالب خدمت سربازی در جبهه حضور پیدا کردم این جانباز سال های حماسه و افتخار گفت: در جبهه رفتن من بیش از هر کس برادرم که در نیروی انتظامی فعالیت می کرد و سالها در مرزها
عوالم فمینیستی
واسشون جور می کنی؟ اصلا نظرت چیه از فردا بری روی موضوعات زیر کار کنی: - در نوشابه خیلی سفته و زور خانم ها به باز کردن اون نمیرسه. از حالا به بعد باید نوشابه کوچک رو تو کاسه و نوشابه خونواده رو تو تشت به مردم بدن که نیازی به زور زدن نداشته باشه. - پارک دوبل جنایتی تاریخی علیه زنان بوده که خشونت مردانه در تمام مراحل اون مخصوصا اون مرحله که همزمان باید فرمونو بپیچونی، دنده عقب بری و عقبو
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (96)
. می رن تا می رسن به یه ساختمون تاریک هیشکی هیشکی رو نمی دید و فقط صدای تند تند نفس کشیدنشون می یومد. یکیشون زد رو شونه بغلیش و گفت فکرشو بکن حالا راننده چه حالی داره؟! یارو گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده؟! 26. یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه، شما فکر کن مثل مورچ ها رفیق باز بودن . یه سوژه که پیدا می کردن 800 تا از رفیقاشونو می کشوندن اونجا! 27. خونواده م
آقای رئیس جمهور! به مسؤولان بگویید هوای ما را داشته باشند
میلیون هزینه دارد ابوالفضل در مورد هزینه های درمان می گوید: یک خانواده جانباز شیمیایی حداقل 5 میلیون تومان هزینه ماهیانه دارد و تنها اسپری هایی که تهیه می کنیم قیمت هر عدد 60 هزار تومان است که هیچ کمکی از بنیاد ارایه نمی شود. حسین ، اما قصه اش متفاوت است. او می گوید: دو بار بعد از جنگ ازدواج کرده ام، مرتبه اول همسرم پس از 5 سال به دلیل بچه دار نشدن و مشکلات عصبی طلاق گرفت و مرتبه
تپش قلبم با دیدار آقا آرام شد
بود. او می گوید پیش از دیدار با آقا استرس و تپش قلب داشتم، ولی زمانی که آقا را ملاقات کردیم، به آرامش رسیدم. ** در مرحله اول خواستگاری بله را گفتند متوجه می شوم او 2 سال بعد از جانبازی ازدواج کرده است. این ها را هم شاید بتوان تنها در دوره هشت ساله دفاع مقدس مشاهده کرد. دخترانی که همه ی آرزوهای کودکی خود را فراموش کردند تا هم دمی باشند برای پسرانی که چند پیش از جوانی
اشک و شرمندگی/ واکنش کاربران خبرآنلاین به حضور جانبازان اعصاب و روان در تلویزیون
شامپوی دونه انار و شامپو بدن مهمتره یا تبلیغات برای این عزیزان؟ممنون از عوامل خندوانه. کاربر دیگری اما در کامنتش نوشت که در بیمارستان های مخصوص جانبازان اعصاب و روان اجازه بازدید و عیادت مردم عادی داده نمی شود: من چند سال پیش رفتم به یکی از مراکز نگهداری جانبازان اعصاب و روان در سعادت آباد متاسفانه هر چه اصرار کردم اجازه ندادند ملاقاتشان کنم حتی گفتم این موبایل و کیفم پیش شما و حتی حاضر
جانباز 70 درصد: هنوز برای سلامتی ام دعا نکردم / همسرم تا 7 ماه زیر تختم در بیمارستان می خوابید
بازگردانده ام، خدا این امانت داری را قبول کند. حرف آخرتان. می خواهم به همه آنانی که مردم ما را نشناختند بگویم، ایران کشور امامت و فقاهت است، آنهایی که خواب اروپایی شدن و آمریکایی بودن را می بینند، جای شان در این کشور نیست، چند روز پیش به ذهنم رسید که اگر مقام معظم رهبری ندای هل من ناصر ینصرنی سر دهد، ما چه کار می توانیم بکنیم؟ بعد خودم جواب خودم را دادم، این که اگر از دست مان
انتقاد حافظی از کیفیت پایین خودروهای داخلی
جانباز و ایثارگر عضو شورای شهر تهران، اظهار کرد: امیدوارم عملکرد ما به گونه ای باشد که در برابر این عزیزان سربلند باشیم. وی با اشاره به اینکه قشری از این جانبازان با آسیب نخاع و قطع عضو توانایی حضور در صحنه را دارند، افزود: این افراد در جامعه اثرگذار هستند و از سوی دیگر می توانند حقوق خود را مطالبه کنند اما قشری از جانبازان با آسیب های اعصاب و روان هستند که در مراکز خاص نگهداری می شوند و
فرهنگ در رسانه
دیداری نامه ای نوشته بودم برای آقا و توی جیبم بود. موقع روبوسی به آقا گفتم توی جیبم است و خود آقا از جیبم برداشتند. دیگری از جمله ای که چند سال پیش از آقا شنیده می گوید: دست ها رو زودتر فرستادی بهشت تا بعد خودتم بری... جانبازها از شهرهای مختلف هستند. زاهدان ، کرمان ، تهران ، مشهد ، علی آباد و زنجان و ایلام و خوزستان و... و در عملیات های مختلف هم جانباز شده اند. چند جانباز نیروی انتظامی هم البته هستند
قرص که می خورم، می آیم رو فرکانس انسان های معمولی!
، رو فرکانس انسان های معمولی می آیم! اما تا حالا شده شما قرص استفاده کنید تا بیاید رو فرکانس ما؟؟؟ خیلی راحت با یه بوق و جرقه من وارد تشنج می شوم و کنترلم خودم را از دست می دهم و بعد از به هوش آمدن شرمنده می شوم.... برخی داروها را که کمیاب است در صورت موجود بودن در داروخانه ها، آزاد می فروشند اما به ما نمی رسد! با این اوضاع باز هم دم بچه های جبهه گرم که حداقل کمکم می کنند، خودم توانایی
مجاهدت؛ تفسیر خالصانه یک زندگی
81 ساله نشان می دهد اما خودم را 30 ساله می بینم و تمام شبانه روزم را در باغ سپری می کنم و درختان این باغ را همچون فرزندانم دوست دارم. وی می گوید: من در سال های گذشته به عنوان باغدار نمونه استانی معرفی شده ام ولی متاسفانه الان برخی از مسئولان نسبت به ما و اشتغال ما بی اهمیت شده اند و گویا ما را فراموش کرده اند. راست می گفت؛ نحوه کار کردن، پویایی و فعالیت شبانه روزی همه نشان از
تندیس 86 ساله خدمت/ مصیب لاکتراش قدیمی ترین خبرنگار بالاجاده
/> بله.من خودم سهمیه داشتم برای فروش.هنوز هم دارم.اون موقع پسرم و بعدها به کمک یکی دو تا از نوه هام تو بالاجاده دور میزدن و میفروختن اما الان به اسم من برای یکی از دکه روزنامه فروشی های کردکوی میفرستن . حاجی! شما وسطای صحبتتون شعرای زیاد خوندید و ما از اطرافیان هم شنیدیم که اهل شعرید چطور این همه شعر بلدید؟ هر چی که هست آدم از مطالعه به دست میاره. من حتی از یه تیکه کاغذ
والدینی که کودکانشان از مدرسه فرار می کند، بخوانند
نذاشتم. عروسک خرس اجازه نمی دم بچه ها بیارن، فقط عروسک دختر کوچولو. رنگ لباس بچه ها هم باید طوطی باشه! نه! نه! طوطی که نه، طوسی. مبین، 5 ساله ببین می دونی که کلاس اول با آمادگی فرق داره؟ آدم می ره آمادگی که کلاس اولشو یاد بگیره. ببین هر کلاسی بخوای بری باید اولش بری آمادگی که همه چیزا رو بفهمی. من از اول اینو می دونستم... باید اینها رو به بچه هایی که نمی دونن بگی
حال کمند امیرسلیمانی خوب است/نفیسه روشن در روز پائیزی/لهراسبی عازم کنسرت/عکس زیبای رامبد جوان
و دوست داشتنی و خلاقه و از همه مهم تر تونسته از حریفی قدرتمند و محبوب به اسم امین حیایی رد بشه پ.ن چهارم: خسته نباشید اصلی رو میگم به رامبد و همه گروه خندوانه که موفق شدن این همه هیجان و انرژی و لذت رو به جامعه بدن که به نظرم خیلی کار ارزشمندیه پ.ن پنجم: خیلی خوشحالم که الان دو تا فیلمنامه نویس داریم در چهار نفر نهایی و امیدوارم سجاد هم بهشون اضافه بشه که باعث بشه که تهیه کنندگان و
خدا می خواست زنده بمانم!
گفت وگو: منیره غلامی توکلی به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس ، 24 مهر درگیر در شهر به اوج رسیده بود. بیمارستان ها همه تخلیه شده بودند و درگیری محله به محله بین نیروهای رژیم بعث و مدافعان شهر ادامه داشت. آن روز ساعت یک و نیم بعد از ظهر من و مریم کهندل همراه با دو نفر از مردان مدافع "محمدرضا مبارز" از همدان و "رضا لیامی" از خرمشهری های ساکن تهران، سه مجروح از نیروهای ژاندارمری به
معضلی به نام دانشجوی خوابگاهی/حکایت وام ازدواجی که لیلی و مجنون گرفتند
شعبان (میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردم یه سنتی دارند که میرن کوهنوردی (یه کوهی بنام بُنیز) جوری که توی اون روز وقتی از دور به اون کوه نگاه می کنی سیل جمعیت رو مثل کلونی مورچه ها می بینی. یادمه بچه بودم؛ با خانواده رفتیم بنیز و از قضا من توی اون جمعیت خیلی زیاد گم شدم! چون خیلی گریه می کردم، چندتا سرباز که اونجا گشت می زدن متوجه من شدن و منو (یادم نیست چطوری) بردن پیش خانواده. آقا چشمتون روز بد نبینه، یَک کتک جانانه هم اون روز خوردیم که مزه اش هنوز که هنوزه بعد از بیست سال زیر دندونمون هست ...
معرفی نرم افزارهایی با موضوع فرهنگ شهادت معرفی نرم افزارهایی با موضوع فرهنگ شهادت
پشت صحنه جنگ است؛ خاطرات زنی که در طول هشت سال ازدواجش با یکی از سرداران دفاع مقدس، با دشواری های دوری همسر و بزرگ کردن فرزندانش، کنار آمد و به تنهایی زندگی را اداره کرد، چهار دختر و یک پسر به دنیا آورد و همسرش فقط موقع به دنیا آمدن یکی شان در کنارش بود. دختر شینا از معدود کتاب های خاطرات است که زندگی پرفراز و نشیب یک دختر جوان روستایی را در برابر چشمان ما به نمایش می گذارد، دختری که آن قدر می
کربلایی زاده: دوست دارم جای شرک باشم
کمدین 36ساله تئا تر و استندآپ کمدین شب های اخیر خندوانه با اینکه نتوانست از گروه اول بالا بیاید، اما به خوبی جای خود را میان شب نشینی های مردم باز کرده است. همشهری جوان: امیر کربلایی زاده از چهارم دبستان استعداد هنری اش را در نمایش های کلاسی دبستان شکوفا کرد و تا سال های دانشجویی خودش را جاانداخت و جای پایش را روی صحنه تئا تر سفت کرد و سال 91 به عنوان بازیگر برگزیده خانه تئا تر معرفی
بانوان بسکتبالیست معلول قطع نخاع!زندگی جاریست! با ورزش! با لبخند! با عشق، در تنگنا با محرومیت!
یزدفردا :محمد رضا شوق الشعراء:کعبه اینجاست! چرا راه دور می روید!؟قطع نخاع و فلج شدن، بر اثر یک حادثه ای که ممکن است برای هر کسی در هر لحظه پیش بیایید و ویلچر نشینی، باعث نشده تا از آدمها و جامعه و زندگی فاصله بگیرند. آنها زنده هستند و نفس می کشند و تلاش می کنند؛ و زندگی جاری است، هر چند که با نقصی بزرگ همراه باشد. ساعت 17 و سی دقیقه رسیدیم باشگاه جانباز، در کوچه ای از کوچه های امام شهر
بمباران قبرستان، اجساد شهدای دفن شده را بار دیگر تکه تکه می کرد/فقط روز اول و دوم 64 زن و کودک دفن کردند
!! کسی فکر اشغال شهر و هشت سال دفاع را نمی کرد. صحنه های دلخراش زیادی در وجب به وجب شهر مخصوصا در بیمارستان ها می دیدی نوزادی که دست قطع و به پوستی آویزان شده بود، بندهای پاره پاره و شیون مادران داغدار.. بیمارستان مملو بود از این مجروحان بود و مجالی برای عزاداری نبود و تلفات بیش از اندازه بود و مردم به فکر نجات خود بودند و در قبرستانان شهر همانطور که خانم زهراسادات حسینی در کتاب "دا
روستایی با 114 شهید/ فردو بهشت غیرهسته ای
شهرها و روستاهای کشور دارد، کوچه های روستا به نام چند شهید است: کوچه برادران شهید رنجبر ، کوچه شهیدان اویسی و... اهالی می گویند فردو رکورددار تعداد شهید در کل کشور است. روستایی که از 400 خانواری که در سال های جنگ ساکن آن بودند، 114 نفر شهید، 250 جانباز و چند مفقودالاثر یادگار دارد برای فردویی ها که به آنها می بالند و در بین صحبت های شان دایم اشاره ای به آن می کنند. پیرزن آرام، آرام وارد