سایر منابع:
سایر خبرها
بیش از 30 فیلم برای تعطیلات عید قربان
، باب بارنکوئیست و برنی از بازیگران این فیلم هستند. ماجرای میمون قهرمان از این قرار است که میمونی به نام جک در تیم هاکی بازی می کند و باعث می شود که تیم هاکی بسیار توانمند شود. او پیروزی های پی در پی را برای تیم به ارمغان می آورد و در اثر توطئه تیم های رقیب از باشگاه فرار می کند و با پسر بچه اسکیت بازی آشنا می شود. جک این بار هم قهرمان مسابقه اسکیت می شود ولی دوباره به تیم هاکی برمی گردد.
عرفه، سردار روزها/ اعمال، اذکار و فضیلت روز عرفه
الله نیست، او تنها و بدون شریک می باشد، ملک و فرمانروائی و حمد و ستایش فقط سزاوار اوست، و او بر هر چیزی تواناست. بنابراین روز عرفه، روز دعا و نیایش و روز التماس عفو و بخشش است و بهترین ذکر در آن گفتن: لا إله إلاّ الله است، و پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم نیز روز عرفه را بهترین روز می دانستند و در آن روز بهترین و پرمحتواترین ذکر را انجام می دادند، زیرا سردار روزها روز عرفه، و سردار همه
همه چیز درباره ابو عمر الشیشانی
ارتباط با او مساعدت کنند، گفتند پسر او به آنها هشدار داده است اجازه ی مصاحبه ی خارجی ها با پدرش را ندهند، و حضور خارجی ها در تنها مسیر ورودی به این دره ی کوچک به راحتی جلب نظر می کند. موفقیت های باتیرشویلی در جنگ با روس ها در سال 2008 نقل محافل محلی است. در آن زمان، اوضاع منطقه وخیم بود. میخاییل ساکاشویلی رییس جمهور گرجستان و پوتین که نخست وزیر وقت روسیه بود، جنگی لفظی را علیه یکدیگر
تصمیمات و اظهارات غلط دولتمردان تنش در جامعه را زیاد می کند
مهربانی به قول قرآن کریم به جای مودت و رحمت با خشم و عصبانیت تامین کنند. اگر فرزند خانواده شاهد پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر بود یک چنین کسی حتما و بدون تردید زمینه مستعدی دارد و خودش کاندیدا است که عضو جامعه پرخاشگری باشد و این آماری که شما از تخلفات و خلافهای اجتماعی و عمومی ذکر کردید از قول معاون قوه قضائیه، این آمار اگر بررسی میدانی و مورد به مورد هم بشود نوعا آدم هایی پرخاشگری می کنند که
از مدیر کلی که با مادرش به مدرسه رفت تا مسئولی که مدرسه را دوست نداشت
بازخوانی : اولین روز مدرسه یکی از پرخاطره ترین روزهای زندگی است که همیشه سوژه جالبی برای خبرنگاران بوده است. از این رو خبرنگار یزد آوا با تعدادی از مسئولین استان در این زمینه مصاحبه ای داشته است که در ادامه می آید. برای من جدا شدن از پدر و مادر سخت بود/ از مدرسه فراری نبودم عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس و تبریک آغاز سال تحصیلی در بیان
اجابت دعای مادر برای طلب فرزند صالح
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) ، صبا صفایی، متولد اردیبهشت ماه 85 شهر تهران است. او در خانواده ای چهار نفر زندگی می کند. مادرش، خانه دار است و پدرش نیز کارمند بانک مرکزی است، محمدعلی نیز برادر شش ساله اوست. او حفظش را در خردادماه سال گذشته به اتمام رسانده است و در حال حاضر به تثبیت محفوظاتش می پردازد. صبا به صورت کاملاً اتفاقی و از چهارسالگی وارد عرصه قرآنی شده است. مادر صبا
برادرم به جرم تضییع بیت المال مرا به داخل هور انداخت
نبودن های جانمحمد بسیارعذاب کشید، یک روز و یک شب نبود که اشک چشمانش خشک شود. می آمد در خانه می نشست و می گفت منتظرم که جانمحمد بیاید. آنقدر برای دوری از او اذیت شد که هفت عمل جراحی انجام داد و آخرین عملش که دکترها از مادر دیگر قطع امید کرده بودند، عمل قلب باز بود و دکتر امید نداشت که مادر بهبود یابد. مادرم می گفت: در سی سی یو بودم که پسر شهیدم آمد و سمت چپم نشست و دست گذاشت روی قلبم. بعد بلند شد و
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
یونیورسیتی ترکیه شدم. * چه سالی دیپلم گرفتید؟ – فکر می کنم در سال 73-72 دیپلم گرفتم. * بعد از آن به ترکیه رفتید؟ – بعد از آن رفتم ترکیه. * چه شد که به ترکیه رفتید؟ – من همزمان با تحصیلم کار هم می کردم. به بازار می رفتم. در کار سکه و طلا و جواهر بودم. در بازار کارگاهی داشتم که طلاسازی می کردم. * در آن زمان خودتان کارگاه داشتید یا برای کسی کار می کردید؟
حقیقت عرفه شناخت امام زمان(عج) است
روایت است وقتی امام سجاد(ع) دیدند در روز عرفه شخصی در میان مردم تکدی گری می کند، ناراحت شده و فرمودند: امروز، روزی است که خداوند حتی به بچه ها در رحم مادر لطف و عنایت می کند! بنابراین، باید بسیج همگانی برای رفتن به در خانه خدای متعال و مناجات و درخواست و گدایی کردن از او شکل بگیرد و چه خوب است در این روز مشاهد مشرفه و اماکن مقدسه محل حضور جمعی مردم و بالا بردن دستهای خالی نزد خدا باشد
فرهنگ در رسانه
که نوزادش قبل از آمدن آقا سوژه عکاس ها بود. از آقا می خواهند که درِ گوش نوزاد اذان و اقامه بگویند. آقا نوزاد را می گیرند و می چرخانند و شروع می کنند به اذان و اقامه گفتن. مادر بچه اشک می ریزد. جانباز بعدی سر می گذارد روی شانه آقا و هق هق گریه می کند. آقا هم همینطور او را در آغوش می گیرند تا یک دل سیر گریه کند. همسرش می گوید 30 سال انتظار کشیدیم و آقا پاسخ می دهند باعث شرمندگی ماست. جانباز می گوید
خاطره انگیزترین سکانس های سینمای ایران
در آغوش می گیرد. گل های داوودی این فیلم که یکی از محبوب ترین ملودرام های سینمای ایران است، قصه جوان نابینا و در شرف ازدواجی به نام جواد را روایت می کند که در انتظار آزادی پدر زندانی اش به سر می برد، اما براثر اتفاقی پدرش پیش از آزادی در زندان می میرد. باقی ماجرا به پنهان کردن این واقعیت از سوی مادر و سرانجام برملا شدن آن مربوط می شود. سکانس پایانی فیلم و دیدار جواد و همسرش
گفت وگویی با پدیده خندوانه
است. پدرش نظامی بوده و برای همین بارها به شهرهای مختلف سفر می کردند و هرکدام از برادرها و خواهرها در یک شهر به دنیا آمدند. ما در اصل باید 13 تا بچه می بودیم. فکرمی کنم پدرم می خواست قبیله درست کند. اما متاسفانه بچه ها با کوچک ترین اتفاق از بین می رفتند و تعدادمان کمتر شد. مثلا یک روز بعد از ظهر خواب بودیم؛ یکی از برادرهایم توی حوض افتاد و خفه شد. یک برادر داشتم 40 روزه بود که فوت شد. البته از 13 تا
پشت پرده زندگی ترنس ها
جنسیتی، مسأله بی اهمیتی نیست. مدیر انجمن حمایت از بیماران مبتلا به اختلال جنسی می گوید: لباس پوشیدن بچه های ما متفاوت است. آنها بعد از تغییر جنسیت، با مشکل پوشش مواجهند چون معمولاً به زنانی با سایز درشت و مردانی با سایز ریز تبدیل می شوند و لباس های قبلی شان کاملاً بی مصرف می ماند. البته این مسأله فقط مربوط به بعد از عمل نیست و قبل از آن هم مدت یک سال به توصیه روانپزشک، لباس مخالف بر تن می کنند و با
همدلی جانبازها با آقای جانباز/ میزبانی شانه های رهبر جانباز از اشک های فرزندانش/ آقا گفتند این را به ...
توی جیبم بود. موقع روبوسی به آقا گفتم توی جیبم است و خود آقا از جیبم برداشتند. دیگری از جمله ای که چند سال پیش از آقا شنیده می گوید: دستها رو زودتر فرستادی بهشت تا بعد خودتم بری... جانبازها از شهرهای مختلف هستند. زاهدان و کرمان و تهران و مشهد و علی آباد و زنجان و ایلام و خوزستان و... و در عملیاتهای مختلف هم جانباز شده اند. چند جانباز نیروی انتظامی هم البته هستند. امیر سرلشکر صالحی
شبی نبود که به بخشش یا قصاص فکر نکنم
ماه مهلت دادیم. بعد از آن بود که دوباره حرف و حدیث ها شروع شد که 600 میلیون پول گرفته اند. درست است که وضع مالی ما خوب نیست اما خدا و برادرم را با پول معامله نکردیم. آیا شما پسر بزرگ خانواده هستید؟ ما قبل از کشته شدن محسن چهار برادر و دو خواهر بودیم که محسن کوچک ترین ما بود و من فقط از او بزرگ تر بودم، اما چون من کارهای پدر و مادرم را انجام می دهم، در کارهایشان بیشتر از همه
سهم زنان از جنگ
منتظر بودیم. بالاخره آمد. خیلی خوشحال بودیم. رسول حتی بغل بابایش نمی رفت و غریبی می کرد. مأموریت لبنان گذشت و سال های بعد هم همین طور بود. چند ماه خانه بودند و چند ماه جبهه. همه جنگ این طور گذشت. بچه های دوم و سوم هم به دنیا آمدند. من با این سه بچه آن روزها تقریبا نصف سال را تنها بودم. خیلی نگران بودیم اما هنوز هم فکر می کنم که حس انسجام و وحدتی که بین مردم می دیدیم خیلی احساس شیرینی
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
. اسارت برادرم هم ماجرای خاص خودش را دارد. *تسنیم: ماجرای اسیر شدن برادر را هم تعریف کنید. وقتی جزیره مجنون بودیم؛ برادرم پانزده سالش بود که به جبهه آمده بود. من آن موقع مسئول دسته و مسئول کمین یک جزیره جنوبی بودم. یک جاده عرض سه متر را شما حساب کنید داخل یک جزیره. ما درون این جاده مستقر بودیم نصف جاده دست عراقی ها و نصفش دست ما بود. فقط در جاده خشکی بود کناره ها دیگر همه اش آب بود
حاج حمید مشوق من در فعالیت های هنری بود + گزارش تصویری
تمرین بودم. بحبوحه روزهای ابتدایی جنگ بود و هنوز نظم خاصی بر جنگ حاکم نبود. ناگهان خبر شهادت حسین علم الهدی و یارانش را به ما دادند. همه بچه ها ناراحت شدند و هیچ کس دست و دلش به ادامه کار نمی رفت. او استاد نهج البلاغه من بود و بسیاری از مفاهیم دینی را از این شهید آموختم. - شما مادر چهار دختر هستید. اولین فرزند شما چه زمانی به دنیا آمد؟ اولین فرزندم مریم، سال 59 به دنیا آمد. فرزندانم
وصیت نامه اش با یا علی اکبر لیلا آغاز شد و شهادتش را هم از امام رضا(ع) گرفت
/> مهدی صابری یکی از شهدای افغانستانی مدافع حرم است. بیست و چهار پنج سال بیشتر نداشت اما فرمانده توانای گروهان حضرت علی اکبر(ع) نیروی مخصوص تیپ فاطمیون بود،تیپی که امروز تبدیل به لشکر شده است. در ماجرای گرفتن تل قرین که اهمیت فوق العاده ای در از بین بردن کمربند حائل رژیم صهیونیستی در بلندی های جولان داشت، اواخر سال 93 به شهادت رسید. همه او را به یک دلبستگی خاص می شناختند؛ آن هم حُبّ
ختم غریبانه یک شهید مدافع حرم+تصویر
از افراد جمع هنوز شهادت "مهدی" را باور نکرده اند. همه آرامند. مادر چند روزی بیشتر نیست که برای تشییع پیکر فرزند از افغانستان به تهران آمده. حرف هایم را خوب متوجه نمی شود تا از او درباره فرزندش سوال می کنم زن عموی شهید جواب می دهد " مادرش نمی تواند صحبت کند تازه از افغانستان برگشته" حرف که از جوان تازه به شهادت رسیده می رسد مادر اشک هایش جاری می شود اشک های جاری شده ی مادر مثل آتشی بر دل
نمونه های جالب از مبارزات فرهنگی امام باقر(ع)
حکمرانان مهیا کرد تا هر چه می خواهند بکنند و سرانجام کار را به خدا وا گذارند؛ زیرا که معصیت و گناه هیچ آسیبی به ایمان نمی رساند.(4) از این رو، حکمرانان خلفای بنی امیه تلاش زیادی در تقویت پایگاه های اعتقادی مرجئه کردند که از آنان حجاج بن یوسف ثقفی را می توان نام برد.(5) این فرقه از چهار گروه تشکیل شده که عبارت اند از: یونسیه ، عبدیه ، فسانیه و ثوبانیه که هر یک اعتقادات خاص خود را دارند.(6) این فرقه
یک مرد با خانواده اش بعد از 61 سال دیدار کرد
سال 1333 پسری به نام عبدالمنان در یک خانواده کشاورز در روستای چمترخان شوشتر به دنیا آمد. عبدالمنان چهارساله بود که همراه خانواده اش برای کار در نخلستان ها و باغات به خرمشهر سفر کرد و در خرمشهر به دلیل سختی کار و راه، به خانه یکی از دوستان خانوادگی شان رفت تا زمان برگشت پدر و مادرش از او نگهداری شود، ولی خیلی زود پدر و مادرش را از دست داد. زن و مرد صاحبخانه که بچه دار هم نمی شدند با
شهیدی که لباس دامادی اش را بخشید
تو سنگر خورد به شکمم و دل و رودهام ریخت بیرون، خودم دل و رودهام را جمع کردم داخل شکمم. بعد هم از شدت خونریزی شهید شدم. جنازهات کجاست؟ مرا داخل یک تابوت مشکی رنگ گذاشتند و بردند؛ من الان در کنار آب زمزم هستم. * 32 سال است دنبال آقا محمد می گردم چند ماه بعد، صبح که از خواب بیدار شده بودیم، چند نفر از بچه های سپاه به منزل مان آمدند؛ می خواستم برایشان صبحانه
فکر می کردند سیروس ذکا ء جعلی است
هایی که نمی توانست به کلاس بیاید مرا مأمور درس دادن به بچه ها می کرد که این برایم حکم مشوق را داشت. شانسی هم که آوردم اینکه در همان سال ها انستیتوی ایران و فرانسه را در تهران تاسیس کردند. یکی از اولین افرادی که آنجا ثبت نام کرد من بودم. دوره چهار ساله انستیتو فرانسه را گذراندم و دیپلم آنجا را گرفتم. در دانشگاه تهران هم حقوق خواندم و لیسانس این رشته را گرفتم و در سال 1950 برای تحصیل به فرانسه رفتم
طلبه شهیدی که مجوز جبهه اش را از امام(ره) گرفت
مرکزی شهر در خیابان شهید کتان باف. این منزل در حدود سال 1340 توسط پدربزرگ ما خریداری شده بود و حاج آقا پدرمان بعد از بازگشت از نجف در همین منزل ساکن شد. خانه ای قدیمی و دوره ساز در خیابان نوذر که پس از انقلاب اسلامی خیابان شهید کتان باف نام گرفت و علت نامگذاری هم این بود که اولین شهید اهواز در مبارزات با رژیم طاغوت در تقاطع این خیابان به شهادت رسید و نام ایشان محمدتقی کتاب باف بود. متأسفانه
پاییز 94 با برنامه های مختلف رسانه ملی همراه باشید
مهرآرا در این مجموعه ایفای نقش کرده اند. سریال آمین درباره سرهنگ شیرازی، فرمانده تیم ویژه (آمین) است که مسئول رسیدگی به پرونده یک مجرم و خلافکار فراری به نام همایون تمدن است که سال گذشته در یک عملیات گروگانگیری، برادر سرهنگ را به شهادت رسانده است.پلیس با کشف یک کانتینر مواد مخدر به ردی از همایون می رسد.هم زمان فرزند همایون برای مراسم سالگرد مرگ همسرش، مریم نوین وارد ایران شده و ماموران