سایر خبرها
درگیری مرگبار نوجوانان به خاطر متلک گویی
کردند و همه آنها انگشت اتهام را به طرف هومن گرفتند و گفتند تنها کسی که در آن محل چاقو داشت، هومن بود. وقتی هومن بازداشت شد و به اداره آگاهی انتقال یافت، به قتل اعتراف کرد و گفت: درگیری بر سر یک دختر بود، من هم نقشی در این درگیری نداشتم، اما در حمایت از دوستانم دست به این قتل زدم. ما از مدرسه به خانه می رفتیم که چند نفر از بچه مدرسه ای هایم به دختری به نام رعنا متلک گفتند و
اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران (1)
رسیدم این همه کار کردم چه شد؟ پول خوشبختی نمی آورد. قانع بودن و سر روی بالش گذاشتن و به یک خواب عمیق رفتن از همه چیز مهم تر است. از خدا خواستم از این شرایط نجاتم دهد. یک روز در محل کارم رویم نشد به کارگر بگویم آن جعبه را به من بده. روی صندلی رفتم و با سینه خوردم زمین. کارم به سی سی یو کشیده شد. دکتر ها به خانواده ام گفته بودند زنده نمی ماند اما اگر فقط یک دقیقه دیرتر به بیمارستان می
ناگفته های اولین مجری نابینای تلویزیون (+عکس)
برایتان جالب باشد اگر بدانید این برنامه در منزل شخصی خانم مجری تصویربرداری شده است. علایی بارها در حین ضبط برنامه برای مهمانانش چای دم کرده و شربت و شیرینی آماده کرده است. و به قول خودش همه چیز در این برنامه واقعی واقعی است. نمی توانستم قبول کنم نابینا شدم مسیح علایی متولد متولد 22 مهر سال 57 در تهران است. پدرش یکی از همافران ارتش بود. بنابراین از دوم ابتدایی با خانواده اش به
از توهین به روستاییان توسط پدر تا بی شرف خواندن ملت از سوی دایی ! + تصاویر
اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ *وی در همایش بزرگداشت بانوی انقلاب اسلامی به مسائل پایان جنگ پرداخت و با انتساب مواضع جدیدی به حضرت امام (ره) گفت: امام(ره) دو سه ماه بعد از پذیرش قطعنامه 598 گفتند جام زهر برای من شیرین شد. *هاشمی که نقل خواب ها و خاطراتش جنجال های زیادی برپا کرده است
دخترانی که ضدانقلاب از آنها سوءاستفاده کرد+تصاویر
همین مساله سبب شد تا احساسات خانواده مقتول که مادرشان را در این زمینه به طرز فجیعی با اصابت ضربات متعدد چاقو از دست داده بودند، جریجه دار شود و در همین راستا نسبت به بخشیدن مجرم سفت و سخت تر عمل کنند و در ادامه برای حفظ آبرو تنها به اجرای حکم تاکید کنند. همین موضوع سبب شد تا دل آرا دارابی که بنابرقانون می توانست بخشش خانواده مقتول شامل حالش شود، حکم اعدامش اجرا شود. تلاش ضد انقلاب برای
7 خاطره خواندنی رهبر انقلاب از دوران دفاع مقدس
فدای شما شنیده نشد که خانواده شهیدی بی تابی و ناشکری کند. البته گریه کردن ایرادی ندارد؛ امّا ناشکری نکردند. برای خدا دادند و این، آن چیزی است که مردان بزرگ عالم را تحت تأثیر قرار می دهد. زمانی من به مازندران آمدم. در یکی از شهرهای مازندران، بعد از سخنرانی، وقتی می خواستم سوار اتومبیل شوم، دیدم خانمی به اطرافیان اصرار می ورزد که با من صحبت کند. گفتم که بگذارند بیاید. خانم جلو آمد و گفت
اسیر زرق و برق خانه خدا نشوید
، حج به او واجب می شود. در اینها حتما حکمتی وجود دارد. پیشنهادهای من به شما به در و دیوار و ساختمان و زرق و برق بیت الله الحرام نگاه نکنید، جاذبه اصلی خانه خدا را ببینید. به این فکر کنید چه چیز باعث می شود از همه جای عالم بیایند و دور کعبه جمع بشوند؟ اسرار سعی و صفا و مروه چیست؟ استفاده معنوی از قبور معصومین در مدینه؛ روی این موارد تأمل کنید وگرنه بهتر از زیبایی شهر و جلال و
قتل بر سر متلک گفتن به یک دختر!
عصبی بودم نفهمیدم چکار می کنم و با چاقو قادر را زدم سپس پا به فرار گذاشتم که توسط دوستان قادر دستگیر و به مأموران کلانتری تحویل داده شدم. بنابه این گزارش صبح دیروز، آرمان در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و دو قاضی مستشار تحت محاکمه قرار گرفت. در ابتدای جلسه خانواده قادر در جایگاه قرار گرفته و خواستار قصاص نفس قاتل پسرشان شدند. سپس آرمان پشت تریبون دفاع گفت
هزاران شیعه فوعه و کفریا در آستانه مرگ حتمی
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین به نقل از شفقنا، محمد الشیخ کارشناس حوزه رسانه و اهل سوریه، فراس العضل دکتری رسانه از دانشگاه تربیت مدرس در رشته اطلاعات رسانه ای از سوریه و سید مالک عابده کارشناس سوری درباره آخرین تحولات سوریه و وضعیت دو شهرک شیعه نشین فوعه و کفریا در به بررسی آخرین تحولات پرداختند . لطفا در ابتدای این نشست خود را معرفی کنید و بفرمایید اهل کدام منطقه از سوریه هستید؟ محمد الشیخ هستم و با شبکه های مختلف خبری اعم از العالم، شبکه دوبی و شبکه شیعیان کویت همکا
عرفه، سردار روزها/ اعمال، اذکار و فضیلت روز عرفه
هایی که در شکم مادرانند، امید سعادت و خوشبختی می رود. فضیل بن عیاض در روز عرفه در عرفات ایستاده بود، شامگاه آن روز ناگاه گریه و زاری مردم توجّه او را جلب کرد و گفت: آیا به نظر شما اگر همه این افراد پیش کسی بروند و از او یک دانه (مثلاً گندم) بخواهند آیا او این خواسته ناچیز آنان را ردّ خواهد کرد؟ گفتند: خیر، گفت: به خدا قسم آمرزش گناهان نزد پروردگار از دادن یک دانه گندم هم آسانتر است.
فداکاری یک شهید برای اشتغال همکارش
نفر از بچه ها هم مجروح شدند، یادم می آید بچه ها از این که نمازخانه گردان خراب شده بود خیلی ناراحت بودند و آن روز به هم قول دادیم نمازخانه را بهتر از قبل درست کنیم و همین کار را هم کردیم. * خدا را شاکر شدم وقتی ... عبدالله بابایی رزمنده دفاع مقدس می گوید: سال 64 به مدت شش ماه به لبنان اعزام شدم، البته قبل از رفتن به لبنان مدتی را در طرح جنگل مبارزه با منافقین جبهه های جنگ
بمباران قبرستان، اجساد شهدای دفن شده را بار دیگر تکه تکه می کرد/فقط روز اول و دوم 64 زن و کودک دفن کردند
برگرداندند. بخشی از ساعدم رفته بود و پوست و گوشت نداشت و روی مغزم یک عمل کوچکی انجام داده بودند، وقتی ریکاوری رسیدم دیدم یک پسر 19 ساله سرباز مرده بود.. و 4 روز در بیمارستان طالقانی بستری بودم، وضعیت بدی داشتم و هذیون می گفتم و عراق دائم فرودگار را بمباران می کرد. خانواده از وضعیت شما خبر داشتند؟ قبل از من 9 مهر برادرم مجروح شد و در آن شرایط خواهر و برادر دیگرم بالای سرم بودند
تطبیق نظرات کتب آسمانی درباره کار و مالکیت
. نظام اسلامی دعا و مراقبه در تمام روز و یا زندگی زاهدانه را بدون انجام تلاشی برای خود و دیگران مجاز نمی شمارد. یک بار با پیامبر(ص) از مردی سخن گفتند که تمام وقت خود را در مسجد به عبادت می گذراند. پیامبر(ص) پرسید چه کسی غذای او را تأمین می کند؟ پاسخ دادند: برادرش، پیامبر(ص) فرمود در این صورت، برادر او از او بهتر است و این نکته را مورد تأکید قرار دادند که دین اسلام از صرف تقوا و تعبد
بزک BBC فارسی روی چهره کودتاچی ایرانی
بهتر است که سکوت کنم. داوود آلیانس یک یهودی ایرانی تبار که در لندن تاجر شده است، در جلسات با ماموران موساد شرکت می کند. آنها به مادرم توضیح می دهند: ما نقشه داریم اما به زمان نیاز داریم، باید زمینه را آماده کنیم، آیا موافق هستید؟ ، مادرم موافقت می کند. ....... چند روز بعد داوود آلیانس به دیدن ما می آید. پدربزرگم می گوید: پس آدم ما در انگلیس شما هستید؟ . در پیامهایی که موساد به پدربزرگم در
از رنگ خون خدا عکاسی کردم
که رسیدیم یکی منو هول داد داخل خانه و در رو بستند. یک فیلمبردار تلویزیون هم بود. فقط ما دو نفر بودیم و اعضای اصلی خانواده. مادر، همسر و خواهرش سه زنی بودند که فکر می کردند این آزاده مفقود الاثر است و شب قبل ناگهان خبر رسیده بود که او هم در بین اسراست. این سه خانم چادر هایشان را محکم چسبیده بودند و به شدت این مرد را می بوسیدند و اشک می ریختند. تا زمانی که فیلم را ظاهر کنم داشتم دیوانه می شدم مبادا
بزک BBC فارسی روی چهره کودتاچی ایرانی در لندن+تصاویر
، بدین خاطر این پیشنهاد را می پذیرد. اینچنین موساد با او رابطه را آغاز کرد. سرویسهای مخفی اسرائیلی قبلا با مادرم تماس گرفته بودند و گفتند: می خواهیم به شما کمک کنیم، آیا مایل هستید؟ . زمانیکه من انگلیس بودم، مادرم دو بار به تل آویو رفته بود. با اطلاع از این موضوع شوکه شدم و با کمی پرخاشگری از او پرسیدم: به اسرائیل رفته بودی، چه کار کنی؟ چه کسی را آنجا می شناسی؟ . مادرم به من جواب نداد
برادرم به جرم تضییع بیت المال مرا به داخل هور انداخت
شیراز بود و بعد راهی مهاباد –کردستان شدم. مدتی بعد با حضور درجبهه های جنوب افتخار همرزمی با برادرم را پیدا کردم. 9 ماه در یگان دریایی گردان رسول با ایشان همرزم بودم. مدتی بعد همراه ایشان به تیپ 48 فتح کهگیلویه و بویر احمد رفتم. سال 1367 خواستم تا مجدداً همراه ایشان به عملیات بروم که ایشان موافقت نکردند و گفتند: من از این عملیات بر نمی گردم و شهید می شوم تو در کنار مادر بمان. برادرتان
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
ترک را هم جابه جا می کند. * پس شما چند بار با هواپیمای اختصاصی مسافرت کردید؟ – دو بار با هواپیمای اختصاصی مسافرت رفتم. مسافرت هایم را عموما با هواپیماهای معمولی می روم. البته با بیزنس کلاس . آن دو بار سفری هم که با اختصاصی رفتم ماجرا داشت. یک هواپیمای اختصاصی باید مقدار ساعت معینی در ماه پرواز کند. این هواپیما کمتر پریده بود. به ما گفتند شما مسافرت می روید بگذارید تا این هواپیما شما را
روزهای نامزدی، ازدواج و بازگشت پیکر عیسی؛ "9 دی " های متفاوت همسر یک شهید
جوانهای روستا شهید شده اند و خانواده ها عزادارند، وجدانم قبول نمیکند که لباس عروس بپوشم. البته نه اینکه فقط من اینکار را کرده باشم، بلکه خواهر و خواهر شوهرم نیز بدون لباس عروس به خانه بخت رفتند. عیسی لباس مناسبی برای روز عروسی نداشت. پدر شوهرم گفت: لباس سپاه را بپوش. عیسی قبول نکرد و گفت: بیت المال است. برای همین عیسی کت پدرش را پوشید، عکسش هست هنوز. قبل از اینکه وارد خانه شویم، عیسی
آخرین نفری بودم که حاج همت را پیش از شهادت بوسیدم/ فکر کردند زنده نمی مانم، خبر شهادتم را دادند!
کرده بودند برای فرار از این مهلکه آوردن مهمات را بهانه کرده ام! از چاله تا خاکریز خودی شروع به دویدن کردم و همه ی تانک ها با مسلسل، به سمتم گلوله شلیک می کردند. با سختی خود را به عقب رساندم، مهمات را تهیه کردم و دوباره پیش بچه ها برگشتم. سه نفری که در چاله بودند گفتند "احمدی حلال کن ما گفتیم دیگر برنمی گردی". از بین 10 نفر، من زنده ماندم و یکی دیگر از رزمندگان نیز به شدت
خاطره روز اول مدرسه
ادامه از صفحه 3 سریع گفتم مادرم مرا آورده ناظم گفت برو با پدر یا مادرت بیا، دیگر نمی توانستم حرکت کنم تمام حرف های شب قبل در خانه شعرخوانی مادرم و ذوق و شوق خودم برای روز اول مدرسه از جلوی چشمانم رژه می رفت. داشتم آمدنم به مدرسه را در ذهن خودم جلو می بردم. از خجالت و ناراحتی سرم را پایین انداختم. چشمانم فقط موزائیک های دفتر و کفش کتانی را که برای اولین بار پوشیده بودم می دید
وصیت نامه شهیدی که پایش به خرمشهر نرسید
خواهرم است که دلم می خواست ایشان بعد از تمام کردن کلاس نهم به قم برود انشاء الله کاری کن که او این عمل را انجام دهد و سفارشی عظیم تری که به شما دارم که مادرم، چون خودت فرزند یک روحانی بوده ای. دلم می خواهد که تو مرا بخاک بسپاری و حتی پدرم خاک و گل بروی قبرم بریزد تا همه بدانند که شما سرشار از شوق هستید و ایمان. فامیل بداند که باید فرزند بدهد و ابرقدرتها بدانند که با شهید دادن خانواده ها
شهید همت در سپاه مظلوم بود
حدود 20 روز بعد آن جریان که سپاه تشکیل شد. چون سپاه زیر نظر خود امام بود، من علاقه مند بودم که در آن شرکت داشته باشم. به مسجد مسلم بن عقیل رفتم و به آقای مشایخی که خدا رحمتش کند و علیرضا موحدی که شهید شد، مراجعه کردم. آنها من را از قبل می شناختند. به آنها گفتم که من نیمه وقت می آیم چون می خواهم درسم را ادامه بدهم. اما ایشان گفتند که نه، اگر می خواهد این طور باشد، پس در همان کمیته فعالیت داشته باش و
فرهنگ در رسانه
نفر از جانبازان قطع نخاع گردنی هم مشرف شده اند. یکی از جانبازها می گوید خادم همین کاروان کربلای جانبازها بوده است. آقا می گویند بیا جلو یه ماچ درست و حسابی بکنمت! جانباز بعدی خاطرات جالبی تعریف می کند. می گوید که یک بار 48 ساعت به عنوان شهید در سردخانه مانده است. می گوید 65 بار در داخل و خارج عمل شده است. خاطره ای هم از یکی از سفرهایش به آلمان دارد: وقتی وارد آلمان شدیم، گفتند شما که
بادیگاردهای مشهور ایرانی را بشناسید
گفتم به من نیازی نیست، شما حکم دارید. - بهزاد: آقای صفایی روز اول موضوعی را سربسته مطرح کردند که اگر قرار باشد شما 100 ضربه شلاق بخورید با 500 تومان جریمه، من کاری می کنم هزار ضربه شلاق بخورید با دو میلیون تومان! اگر باهوش باشید می فهمید داستان را. مطلبی هست که بخواهید در مورد آن صحبت کنید؟ - سعید: نه، همه سوال ها را پرسیدید. راجع به دعوا و ... که هر روز از ما می پرسند
قتل خواهر بخاطر رابطه نامشروع
روزنامه شرق: مردی که به دلیل سوءظن به خواهرش او را به قتل رسانده و جسدش را دفن کرده بود، با رضایت اولیای دم از قصاص نجات پیدا کرد و به حبس محکوم شد. زنی یک سال قبل به مأموران خبر داد دخترش به دست دامادش به قتل رسیده و در خانه اش دفن شده است. وقتی مأموران تحقیقات را از این زن شروع کردند، او مدعی شد دامادش به دلیل اینکه سال ها با دخترش اختلاف داشته او را کشته و بعد از اینکه جسدش را در
بالای سر فرزندان زهرا(س) فریاد می زدیم "یازهرا"+تصاویر
فرزندانتان جلوگیری نکنید. انسان روزی به دنیای فانی می آید و روزی به دنیای آخرت می رود و مرگ هم برای همه است. پس چه بهتر که مرگ در راه خداوند و در سنگر عشق باشد در سنگری که هزاران نفر از عزیزان ما همانند پروانه به دور شمع سوختند و با سوختن آن ها هزاران نفر دیگر روشن شدند. ای برادران! آیا می توانید ببینید که دشمن به وطن ما و اسلام ما و به خانه ما تجاوز کرده و جان هزاران نفر از زن و کودک و پیر و
ذیحجه ماه توبه و بیعت با اوصیاء
خاطر بخشش طعام خود در حالیکه خودشان گرسنه بودند به مسکین و یتیم و اسیر در سه روز متوالی، نازل گردید. 36 (وَ یُطِعمُونَ الطَعامَ عَلی حُبِّهِ مِسکیناً وَ یَتیماً وَ أسیراً) 37 (و غذای خود را برای دوست داشتن خدا (در راه خدا) به مسکین و یتیم و اسیر اطعام می دهند). 2- در این روز امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از 25 سال خانه نشینی در سال 35 ه ق اولین نماز جمعه را خواندند
رواج دریافت دیه میلیاردی برای رضایت دادن
قصاص طلب می کنند مازاد دیه است، می افزاید: این وجه برای آن است که خانواده داغ دیده از قصاص بگذرند. به عبارت دیگر اولیای دم یا صاحبان خون می توانند هر رقمی که دلشان می خواهد را تأمین کنند و قاتل اگر بتواند یا بخواهد، آن را می پردازد. در غیراین صورت به قصاص تن می دهد . این دیگر بخشش نیست از طرف دیگر عده کثیری از منتقدان این شیوه جدید رضایت گرفتن معتقدند باب شدن این میزان دیه
انصاریان: من بلال فروش بودم
/> راضی ام. ما در ی خانه 40 متری بزرگ شدیم. پدرم کارمند بود و هر کاری برای خانواده می کرد ولی بچه ها در پایین شهر دوست دارند تابستون ها کار کنن و پول توجیبی شان را دربیارن. من و محمدمان از میدان شوش بلال می آوردیم می فروختیم. بعد هم تراشکاری، قالبسازی و در بازار پادو بودم. طلا فروشی و پارچه فروشی هم کار کردم. اما الان شرایطم با قبل قابل مقایسه نیست. مهم تر از همه اینکه دستم جلوی کسی دراز نیست.