سایر منابع:
سایر خبرها
خواننده لس آنجلسی از همسر اولش گفت!
، پسرش و وطن اش خوانده است. یک شخصی عکسی را در تلفن همراه به من نشان داد که متعلق به دختری بود که ابرو و مژه هایش ریخته بود. بسیار تکان خوردم. به همسرم گفتم عکس دختربچه 7،6 ساله ای را دیده ام که سرطان گرفته. بعدش هم رفتم بیمارستان سرطانی ها و از آنها بازدید کردم. گریه ام گرفت. سپس با فامیل همسرم در آمریکا تماس گرفتم و چون می دانستم او هم یک دختر دارد، شروع به خواندن کردم: الهی قربونت برم
فرمان زندگی و فرمان اتوبوس در دستان یک مادر
رفتم و با دعای پدر و مادرم و تلاش های شبانه روزی خودم توانستم گواهینامه ام را بگیرم و بتوانم یک راننده اتوبوس بشوم. من در اتوبوسرانی حدود چهار سال هست که مشغول هستم اما در حرفه رانندگی حدود 8 سال هست که من یک خانم راننده در شهر مشهد مقدس هستم. سین: چند ساعت در روز کار میکنید؟ جیم: ساعت کار در اتوبوسرانی حدود 8 ساعته که به صورت شیفتی 15 روز شیفت صبح و 15 روز شیفت عصر مشغول به کار
اهدای سلول های چشم همسرم هم افاقه نکرد
شیمیایی از سوی عراق غیر قانونی بود چرا که این کشور جزو 120 کشور امضا کننده پروتکل ژنو پیرامون منع استفاده از سلاح های شیمیایی بود. در طول هشت سال دفاع مقدس رزمندگان زیادی به این سلاح آلوده شدند و هنوز هم با گذشت سال ها از جنگ، با این ویروس زندگی می کنند. در همین راستا خبرنگار ایثار و شهادت خبرگزاری تسنیم خراسان رضوی، همزمان با بزرگداشت هفته دفاع مقدس، گفت وگویی با علیرضا یوسفی؛ یکی از
زنی که دیر به خانه بیاید، باید او را کشت!
چرا پریسا چنین رفتاری از خود نشان می داد؟ خب تا حدودی طبیعی بود، چون او از داشتن مادر محروم شده و طلاق پدر و مادر در او اثرات روانی مخربی گذاشته بود و اعتیاد پدرش تا حدودی مزید بر علت شده بود. پریسا از هر طرف به بن بست رسیده بود و چندان از نامادری اش هم دل خوشی نداشت. از زمانی که فهمید من با مادرش آشنا شده و صحبت کرده ام با من مانند گذشته صمیمی نبود. از روز حادثه بگو؟ سکوت
جراحی دندان و مرگ دختر چهار ساله
افتادند. این ماجرا تا ساعت 6 بعد از ظهر ادامه داشت تا اینکه یکی از پزشکان بالاخره از اتاق عمل بیرون آمد و گفت که دختر بچه به دلیل آمبولی جانش را از دست داده است. به یک باره دنیا روی سر پدر و مادر فاطمه زهرا خراب شد. آنها برای به دنیا آمدن او 18 سال صبر کرده بودند و حالا باورشان نمی شد دختر شان به دلیل جراحی دندان جانش را از دست داده است. در حالی که دیگر اعضای خانواده هم خود را از آران و
7 خاطره خواندنی رهبری ازدوران دفاع مقدس
عقیق : به مناسبت هفته دفاع مقدس، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای هفت خاطره رهبر انقلاب اسلامی از دوران دفاع مقدس را بازنشر داده است. *زنی که تمام هستی اش را به جبهه فرستاده بود من در سفر همدان که در دو سه روز، سه چهار روز قبل بودم، بعد از آن که سخنرانی کردم و آمدم، یک نامه ای به من دادند از یک خانمی که یک تکه هایی از این نامه را گفتم برای شما
پخش بیش از 30 فیلم برای تعطیلات عید قربان از سیما
، مهران رجبی، ریما رامین فر، مهران غفوریان، امیر جعفری، علی صادقی و امیر نوری از بازیگران این فیلم تلویزیونی هستند. میش روایت کننده سلسله اتفاقات و ماجراهای عجیب و طنزی است که برای شخصیت اصلی داستان یعنی سروان فرخ ثنایی، کارمند اداره گذرنامه می افتد. ماجرا از این قرار است که تولد 9 سالگیِ دختر فرخ یعنی رُز نزدیک است و از قضا این روز با عید قربان مصادف شده است. داییِ فرخ که در طالقان زندگی می کند
خرید قولنامه ای یک دختر در مشهد
پارسینه ؛ هنوز چشمان دخترک معصوم درانتظار یافتن پدر و مادر واقعی اش اشک بار است. دختر کوچکی که 2سال قبل تصویرش در قاب دوربین خبرنگار ما نقش بست تا شاید او نیز آغوش گرم پدر ومهر مادر را حس کند، اما با گذشت چندین ماه از این ماجرا ،هنوز چشمان مهلا به در شیرخوارگاه حضرت علی اصغر (ع) مشهد خیره مانده است شاید روزی خبری خوش، غبار از چهره غمگین او برگیرد. سیزدهم دی سال 1392 به نیمه شب نزدیک می
اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران (2)
پاسگاه امضا بدهم اما با شما عکس نمی گیرم. آخر شب هم رفتم خانه. مطلب مرتبط: اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران (1) از بین کارهایی که خواندید کدام بهترین است؟ مرد تنهای شب از همه بیشتر گل کرد. خودتان کدام آهنگ تان را بیشتر دوست دارید. آهنگ بانوی شرقی را که برای همسرم خواندم خیلی دوست دارم. من اصولا برای هر مشکلی که برایم پیش می آید
مجلس عروسی در مسجد! +تصاویر
/> "هر دوی ما مایل نبودیم جشن خاصی گرفته شود. یک عقد کنان ساده در منزل پدرم برگزار کردیم و عاقد آمد و عقد کرد و بعدازظهر هم در مسجد جشن کوچکی گرفتیم. چند روز بعد عروسی و روز عید قربان هم با خانواده ها به قم رفتیم و بعد از برگشت توی یکی از اتاق های خانه ی پدر همسرم ساکن شدیم." دختر تازه عروس هیچ گاه فکر نمی کرد خاطره سفر به قم، بهترین خاطره زندگی اش شود و حرف هایی که احمد آن روز توی صحن
چهره ها در شبکه های اجتماعی (تصاویر)
! عبدالرضا اکبری و پسران در تمرین تیم هنرمندان. سامیار کوچولو، پسر شیلا خداداد که هنوز در دوران پساترکِ پستانک است و اعصاب ندارد! سیاوش خیرابی در حال دور دور کردن در دبی. واقعاً درآمد این بازیگران چقدر است؟! سام درخشانی در تست گریم کار جدیدش، کاری که پس از 6 ماه انتظار پیدایش کرده است. سلفی محسن افشانی و دکتر پوستش که از قضا دختر عمه اش هم هست
زنان بد سرپرست و معادله مجهول سرپرستی
کند. این زن بد سرپرست که سنی کمتر از سی وپنج سال دارد به همراه کودک یک ساله و دختر 10 ساله خود در مقابل ساختمان 10 طبقه کمیته امداد بساط می کند تا با این کار از این دو فرزند و همسری که اعتیاد به مواد مخدر دارد حمایت کند. وی توقع چندانی از همسرش باوجوداینکه مدت ها بودنش را درزندان تحمل کرده و با اعتیادش ساخته است ندارد و از همین رو می گوید: من و بچه هایم را کتک نزند از او خرجی
انتقام گیری از دختر 17 ساله با کوکتل مولوتف!
حمله آتشین روی میز دادیار مهدی صفریان از دادسرای ناحیه 2 تهران قرار گرفت، اعظم مادر خانواده به وی گفت: سحر دختر نوجوانم است که دو سال پیش با پسر جوانی آشنا شد. پس از گذشت مدتی سحر متوجه شد که افشین به درد زندگی کردن نمی خورد و تصمیم به جدایی گرفت اما از همان زمان مزاحمت های افشین شروع شد تا اینکه تهدید ها جدی تر شد. وی افزود: شب حادثه در حال استراحت بودیم که با شنیدن صدای شکستن شیشه
از بله عروس تا بله شهادت
شهید را انتخاب کرده بودم که ماجرای دامادی و خواستگاری و خبر شهادت احمد بود . از مادر می خواهم درباره احمد و این که چگونه پایش به جبهه باز شد برایم بگوید: احمد از همان زمان نوجوانی و جوانی اش، آن هنگامی که در افغانستان بودیم، روحیه جهاد داشت. در همان سنین در جنگ علیه شوروی به مجاهدان افغانستانی کمک می کرد و با این موضوعات بیگانه نبود. سال 60 که به ایران آمدیم حدود 22 سال سن داشت که در
پدر، مادر و پسری که نوبتی جبهه می رفتند!/ بی بی شیمیایی شد!
که می خواهیم این بچه را به یک خانواده ای که بچه دار نمی شوند، بدهیم و ما هم چون دیدیم ثواب این کار بیشتر است، قبول کردیم؛ اما همین جدایی یک داغ روی دل ما گذاشت. * پسرم با شناسنامه دوستش به جبهه می رفت سی سالی می شود که از شهادت پسرش می گذرد و چند روز دیگر سالگرد فوت پدر این خانواده است و همین داغ ها باعث می شوند تا مادر پرانرژی سال های جنگ با هر با اسم بردن از پسر و همسرش
انتقام گیری از دختر 17 ساله با کوکتل مولوتف!
، خانواده دختر به کلانتری مراجعه کردند و از پسری به نام افشین که دخترشان را تهدید کرده بود، شکایت کردند و خواستار بازداشت او شدند. وقتی ماجرای این حمله آتشین روی میز دادیار مهدی صفریان از دادسرای ناحیه 2 تهران قرار گرفت، اعظم مادر خانواده به وی گفت: سحر دختر نوجوانم است که دو سال پیش با پسر جوانی آشنا شد. پس از گذشت مدتی سحر متوجه شد که افشین به درد زندگی کردن نمی خورد و تصمیم به جدایی
همسرم تشنه لب در شب ضربت خوردن حضرت علی(ع) به شهادت رسید/ همسرم خیلی دوست داشتنی بود
دیر گرفتم و متوجه شدم خبر شهادت همسرم نشدم. تا این که ساعت 12 به من خبر دادند و روز جمعه 19 رمضان هم زمان با ضربت خوردن حضرت علی بعد از نماز جمعه مراسم تشییع و خاک سپاری انجام شد. و هنوز بعد از گذشت چندین سال هر روز علاقه ما بیشتر و دلتنگی هایمان بزرگ تر می شود. همسر شهید سرگلزاری در پایان گفت و گوی خود با خبرنگار انتظامی دفاع پرس گفت: من هر ساله ماه رمضان سالگرد ایشان همه فامیل را برای
بمباران قبرستان، اجساد شهدای دفن شده را بار دیگر تکه تکه می کرد/فقط روز اول و دوم 64 زن و کودک دفن کردند
بود. در دفاع از شهر اصلا زن و مرد مفهومی نداشت، مرحوم مریم امجدی خدمه توپ 106 بود و خانم ها هم جنگ تن به تن داشتند و من اسلحه به دست داشتم، در وسایل امداد نارنجک داشتیم... مردها به فکر خطراتی بودند که از جانب مردان بعثی، دختران و زنان را تهدید می کرد خانواده هایی بودند که در سوسنگرد و بعدها خرمشهر توسط سربازان عراقی آزار دیده بودند مثلا خانواده کلانتر که پدر و مادر و یک دخترشان صدیقه اسیر
مجاهدت؛ تفسیر خالصانه یک زندگی
است که در این خانواده به وضوح مشاهده می شود و در عین حال پدر و مادر قصه ما، همه جوانان را به داشتن این ویژگی ها در زندگی توصیه می کنند. پس از آنکه گشت و گذاری در باغ می زنیم، همه با هم بر سر مزار فرزندان حاج محمدعلی در روستای مهنان می رویم، تا با نثار فاتحه ای، ادای دِینی هرچند ناقابل در مقابل ایثارگری شهدا کرده باشیم. گزارش از سمیرا نیستانی عکاس: علی رازی پایان پیام/ 71
نجات پسر نوجوان از مجازات قصاص
مجرمیت یاسر موجود و او گناهکار است و برایش درخواست صدور حکمی شایسته دارد. سپس اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست قصاص کردند. مادر مقتول گفت پسرم فقط 17 سال داشت و گناهی مرتکب نشده بود. او خواسته بود مانع بی احترامی گروهی به یک دختر شود اما کشته شد، بنابراین من هم درخواست قصاص دارم. در ادامه یاسر در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را پذیرفت. او در شرح ماجرا گفت روز حادثه من
فرهنگ در رسانه
مردم درخواست می شد به دیدن جدایی بروند. اتفاقی که دوقطبی را در سینما رقم زد با وجود آنکه اخراجی ها باز هم عنوان پرفروش ترین فیلم سال را به دست آورد اما دن کیشوت های دنیای مجازی هنوز هم به دنبال میدان نبردی تازه بودند، نبردی که این بار در شبکه نسیم که شبکه نشاط و سرگرمی مردم ایران است برای آنها مهیا شد! حتی ابراز تأسف رامبد جوان از اینگونه برخورد ها نیز باعث نشد آنها از تلاش خود برای سیاسی کردن ماجرا
خاطره انگیزترین سکانس های سینمای ایران
در آغوش می گیرد. گل های داوودی این فیلم که یکی از محبوب ترین ملودرام های سینمای ایران است، قصه جوان نابینا و در شرف ازدواجی به نام جواد را روایت می کند که در انتظار آزادی پدر زندانی اش به سر می برد، اما براثر اتفاقی پدرش پیش از آزادی در زندان می میرد. باقی ماجرا به پنهان کردن این واقعیت از سوی مادر و سرانجام برملا شدن آن مربوط می شود. سکانس پایانی فیلم و دیدار جواد و همسرش
قتل خواهر بخاطر رابطه نامشروع
محمد موضوع را فهمید از ایران خارج شد؛ اما مأموران فهمیدند ماجرا چیست . مادر مینا نیز در ادامه تحقیقات درباره اینکه چرا دامادش را به عنوان قاتل معرفی کرده است، گفت: از اینکه محمد از همسرش دفاع نکرد و دخترم کشته شد، ناراحت بودم؛ ضمن اینکه می دانستم دامادم دیر یا زود می رود و پسرم بازداشت می شود. به همین خاطر او را به عنوان قاتل معرفی کردم تا پلیس دنبالش باشد و پسرم را از دست ندهم. من
گذری بر تجربه های سخت زنان جنگ زده
جا عبور می کرد. یک روز بچه یکی از همسایه ها گریه کرد و بهانه شکلات گرفت. مادرش نیز در آن شرایط نمی توانست خواسته بچه را برآورده کند. بنابراین مجبور شد تربچه را ریزریز کرده و به آن شکر بزند و به دست بچه بدهد تا بلکه او آرام شود. البته همه بچه ها در سنین کودکی خواسته هایی دارند و برای پدر و مادر سخت است که توانایی رفع و رجوع بسیاری از آن خواسته ها را نداشته باشند. بسیاری از اوقات پیش می آمد که سوار
مازراتی پسرم دروغ است؛بنز دارد!
دختر و دو پسر چون باباها خیلی دختری هستند و برعکس چند سوال درباره دخترتان میپرسم. چند سالش است؟ 24 سال سینماگر محبوبش چه کسی است؟ نمی دانم تا به حال نپرسیده ام چه موسیقی بیشتر گوش می کند؟ پاپ یا سنتی؟ خب من خیلی نوع موسیقی ها را نمی شناسم. اما گاهی وقت ها که سوار ماشین می شوم دیدم اهنگ شاد گذاشته است.مثلا شجریان سنتی است؟
اخبار حوادث
اعتراف زن جوان به قتل 2 فرزندش برای این که فرزندانم را از مشکلات زندگی رها کنم، آنها را کشتم. این بخشی از اعترافات زنی است که هفته گذشته دو فرزند دختر و پسر خود را در مشهد به قتل رسانده بود. به گزارش جام جم، رسیدگی به این پرونده از سه شنبه هفته گذشته همزمان با گزارش این جنایت هولناک به پلیس مشهد آغاز شد. در ادامه تیمی از کارآگاهان همراه جواد حسینی، بازپرس ویژه قتل مشهد راهی محل
جولان لوازم التحریر خارجی در بازار لرستان در نبود نظارت
کتاب های درسی که در مقایسه با سال های گذشته قابل مقایسه نیست و خیلی بالا رفته است، تنها یک دست کتاب درسی دوره ابتدایی بیش از 30 هزار تومان قیمت دارد و این اصلاً قابل قبول نیست. مریم ابراهیمی که به همراه دختر 9 ساله اش برای خرید لوازم التحریر به بازار آمده در پاسخ با این سؤالم که امسال قیمت های لوازم التحریر چطور است؟ با گلایه کیفی را که برای دخترش خریده باز می کند و چند دفتر 40 برگ از آن
قاطعیت رهبری فتنه 88 را نقش برآب کرد
بازشناسی منش مبارزاتی وی صورت گرفته، به خوانندگان ارجمند جوان تقدیم می دارم. امید آنکه برای تاریخ پژوهان انقلاب مفید باشد. در آغاز گفت وگو مختصری به سوابق خانوادگی و تحصیلی خود اشاره بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. در سال 1304 در بروجرد متولد شدم و همانجا به مکتب رفتم و تحصیل کردم. 10 ساله بودم که پدر، مادر و جدم به مشهد رفتند. پدر و مادرم تصمیم گرفتند در مشهد بمانند، اما
زندگی با ترکشی درجمجمه
بیدار است و مدام با ترکشی که در سرش است کلنجار می رود تا آنها را راضی کند. راضی کند تا بخوابد، شاید خواب یاران سفر کرده اش را ببیند؛ آنها که در روزگاری با هم می زیستند که همچون آن دیگر نخواهد آمد. مردانی که رسم مردانگی شان با گذشت بیش از 30 سال همچنان سر زبان هاست و وقتی حرفی از آنها به زبان می آید اشک ها در چشم ها حبس می شوند. زندگی با حسرت یاران سفرکرده خمیده قامت است. صورتی
تنها پسرم را خودم به جبهه فرستادم/ عاشقانه های من و اصغر تمام نشدنی است/ آرزویم دیدار با مقام معظم رهبری ...
دیگران که من را قاتل تنها فرزند پسرم می دانستند، قد خم نکردم و فقط خدا را شکر گفتم" شما را دعوت می کنیم به میهمانی محضر مادر شهید اصغر راستگار عبدالهی، شهیدی که 21 سال چشم مادر را به در دوخت! آناج: چطور شد که تنها پسرتان را به جبهه فرستادید؟ اصغر اولین فرزند و تنها پسرم بود که در سال 1348 به دنیا آمد. خداوند بعد او دو دختر به ما هدیه داده بود اما من وابستگی و علاقه ی