سایر منابع:
سایر خبرها
مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی از توپ های صدام بدتر است
جمهوری اسلامی است؟ هنوز بله، قدرت در اختیار ما بود. دشمن در موضع پدافندی بود و ما داشتیم عملیات انجام می دادیم و او در حوزه دفاعی عمل می کرد. ما جاهایی عملیات انجام می دادیم که بخواهیم امنیت راتامین کنیم. بعد از عملیات والفجر 4، اولین بار است که در قطعنامه 540 که این ها دادند، یک بند به برنامه اضافه کردند که می گویند: ما حاضریم علل جنگ را هم بپذیریم. یعنی اجازه می دهند که دبیرکل سازمان
قاری مشهدی: مرده و زنده را در کامیون می ریختند
تمام روده و معده و شکمش بیرون ریخته بود. خودتان هم روی زمین افتادید؟ تاحدی فشار جمعیت را تحمل کردم اما کم کم احساس کردم که قلبم دارد می ایستد. در آن شرایط آدم فکر می کند مرگ سراغش نمی آید و هنوز امیدوار است. به مرور زمان، نفسم بند آمد و قلبم کند زد. داشتم با خدا صحبت می کردم. دیدم باید تسلیم شوم؛ همه اطرافیانی که مردند، مثل من آدم بودند. دست و پایم می لرزید. چطور
پروین: دایی و یحیی بهترین مربیان پرسپولیس هستند
. لیدای ما در سنگاپور به دنیا آمد. سال 58 در سنگاپور بازی داشتیم که تحریم کرده بودند. حاج خانم ما تک و تنها بچه ها را اداره می کرد به غیر از محمد که خودم بودم. بهترین کادو را به حاج خانم بعد محمد پروین و لیدا و لادن پروین می دهم. الان که دو نوه هم داریم. دو داماد خوب هم داریم به نام آرش و حسام. اسطوره پرسپولیس افزود: عشق به این چیزها می گویند که وقتی خانه می روی زن و بچه ات را می بینی دور هم
راهبردهای خروج زنجیره فولاد از رکود
این مشکل را نداریم چون خصوصی سازی، معدن و کارخانه را به طور یکجا روی تابلو برد و حالا مالک مس، مالک معدن هم هست. تصور کنید معدن مس دست گروه دیگری بود، کارخانه مس دست گروهی دیگر؛ در این صورت مدام دعوا بود، انحصار بود. می گفتند سنگ مس را از این قیمت کمتر نمی فروشیم و در نهایت تمام فشارها روی کارخانه بود. البته باید این نکته را متذکر شوم که وقتی صحبت از سنگ آهن داخل کشور می کنیم شامل دو بخش است. ما
کار می کردیم تا به جبهه کمک کنیم
لازم بود خانم ها حضور داشتند مهین خمیس آبادی، که در ایام جنگ به مهین خانم شهرت یافته بود، در پاسخ به این سوال که چطور شد وارد فعالیت های جهادی پشت جبهه شد، گفت: وقتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ را به ما تحمیل کردند، اول خیلی ناراحت بودیم، به مسجد می رفتیم و گریه می کردیم تا این که وقتی به خانه یکی از اقوام در سرآسیاب (از توابع شهریار) رفتم، متوجه شدم تعدادی مجروح خوزستانی آورده اند که
وزیری که به پیشنهاد آیت الله وارد کابینه شد
اما فقط دو روزنامه فرستاده می شود. جواب خاصی نمی دادند اما خب برخی هم نیم خواستند مواضع خلاف میلشان به جبهه برود. *فارس: چطور خبر پذیرش قطع نامه را شنیدید؟ *نبوی: مثل همه مردم از رادیو. خب بعد از آمدن از دولت به نوعی بایکوت شده بودیم. حتی به مهندس غرضی گفتم اگر می خواهی من در وزارتخانه بمانم تا کمکت کنم اما او تحویلم نگرفت و فهمیدم باید بروم. آقای غفوری فرد جزو هیئت
گفت وگویی خواندنی با هما روستا
مکان رفت و آمد داشته باشند و همه چیز آنطور که استاد سمندریان می خواهد پیش برود. به همین خاطر حجم کار ها برای من به شدت بالا رفته و گاه از خدا می خواهم که به من توان بدهد تا بتوانم از پس انجام این کار ها برآیم. روزهای دانشجویی من در اروپای شرقی تئا تر خیلی جدی است. به هر حال دیگر نمی خواستم زمان را از دست بدهم. چون رومانیایی بلد نبودم، ابتدا باید یک سالی زبان می خواندم و بعد از
زندگی و زمانه سید حسن خمینی
خاطرات خود از جنگ سخن گفته که منتشر نشده است. او می گوید: یک بار خدمت امام رسیدم. امام یک عادت داشت، با کسی روبوسی نمی کرد. من یک بار با امام روبوسی کردم. آن هم ایشان صورت من را جلو کشید و بوسید و وقتی بود که از منطقه برگشته بودم. خودم هم یک مقدار اِبا داشتم، چون یک ذره شیمیایی شده بودم و نمی خواستم جلو بروم؛ اما ایشان به زور دست شان را انداختند گردن من و من را جلو کشیدند و بوسیدند . حسن خمینی دوره
مردمان سایه ای کیستند؟
است در حال کندوکاو در مورد زوایای پنهان واقعیات هستید، بهتر است کمی در مورد مردمان سایه ای برای مخاطبان برنامه صحبت کنید. من بلافاصله توضیح دادم که در قبایل سرخ پوست، داستان های بسیاری در مورد برخورد با این پدیده وجود داشته است. بعد داستان برخورد با یک حکیم را تعریف کردم که از من پرسیده بود هرگز پیکری مات یا سایه مانند را از گوشه چشمانم دیده ام یا نه؟ پاسخ من به این سوال مثبت بود چون آنها را بارها
روزبه نعمت اللهی، عاشق فیگور گرفتن روی استیج
خوبی دارند اما چه کسانی روی آن علمی کار می کنند و تخصصی آن را دنبال می کنند؟ یک سال که من دبیر جشنواره ای بودم شاید 2700 اثر برایم آمد و خیلی از خواننده ها آمدند که خیلی خوب می خواندند ولی اعتماد به نفس پایینی داشتند و یا راه غلطی را رفته بودند و خیلی ها هم بودند که احساس می کردند صدای خوبی دارند و با اعتماد به نفس آمده بودند ولی وقتی به آن ها انتقاد می کردیم ناراحت می شدند، چون احساس می کردند ما
مهرانه مهین ترابی: عاشق اصفهان ام
و معمولا نمی دانم چطور است که وقتی چشمم به چیزی می افتد تازه می فهمم که ندارمش و بعد خرید می کنم، به طوری که اگر داخل خانه باشم ممکن است سالی یک بار هم به خرید نروم. از این بابت اخلاق های عجیب و غریب دارم و یک خرده تنبل هستم. به فرض من اگر کفش می خواهم در همان اولین مغازه خرید خودم را انجام می دهم؛ آن طور نیستم بگردم دنبال یک چیز خاص. خرید را بیشتر به جنبه احتیاجش نگاه می کنم.
جلسه آیات حائری و مصباح درباره هاشمی رفسنجانی
حرفتان را بزنید، بازهم آقای مصباح دلایلی آورد و در نهایت من از ایشان خواستم یک جلسه خصوصی دو نفره با آقای هاشمی را بپذیرید اما هرچه گفتم، ایشان قبول نکرد و در نهایت مقرر شد ایشان درباره این موضوع (جلسه با هاشمی) به من خبر دهد. آیت الله حائری درباره برخی گمانه زنی ها مبنی بر اینکه آیت الله مصباح یزدی از او خواسته در انتخابات خبرگان، هاشمی رفسنجانی را همراهی نکند، تاکید کرد: آقای مصباح در این مورد هیچ مطلبی به من نگفتند، چون خود من بنا ندارم در انتخابات خبرگان کاندیدا شوم مگر اینکه از من بخواهند که بیایم. من هنوز هیچ تصمیمی نگرفته ام، اما اگر خواستند، تصمیم می گیرم. ...
اظهار نظر امیر تتلو درباره صدای محسن چاوشی!!
رشیدپور دوست داشتم جای علی کریمی را بگیرم. چرا نشود؟ مگر علی کریمی 8 پا دارد؟ می خواستم صبح تا شب تمرین کنم. چون قبل تر این کار را کرده بودم و این باور را دارم که اگر بخواهم می توانم. تیموریان هم عین من دم(!) {موهای دم اسبی} دارد. ریش هایش هم کم پشت است وگرنه ریش هایش را هم بلند می کرد. ای کاش وقتی می خواستم فوتبال بازی کنم لااقل یک تست از من می گرفتند. آن موقع روزی چهار ساعت می دویدم
مورد عجیب خانمِ آقایِ گل
من است. در صوتی که ایشان می گوید من مشکلی برای ادامه کار ندارم. اما با این کار آقای توتونچی عملا دیگر کاری از من ساخته نیست. من جزو مربیان برتر پایه هستم، خودم هم از اول برنامه ام این بوده که بعد از این که بازیکنی را کنار بگذارم، مربی بشوم. این شرایط من را اذیت کرده و نمی توانم بابت این قضیه سکوت کنم. چرا که به خاطر این کار مهرم را بخشیدم. سر بازی های گوانگ جو آقای توتونچی به من گفت
وزیری که به پیشنهاد آیت الله وارد کابینه شد/تنها یک سوم بودجه کشور در خدمت جنگ بود!
محرمانه بودجه دهد به همین دلیل کار من و آقای توکلی به دادگاه کشید البته چون حرف ما حق بود تبرئه شدیم. * یکی از اتفاقات مهم آن سال ها استعفای میرحسین بود شما نمی دانستید چرا اینچنین درخواستی داده است؟ *نبوی: خیر. بنده بعد از خروج از دولت دیگر خبری از داخل نداشتم. * در حالی که در اغلب مواقع امام با مواضع شما مخالفت می کرد در روحیه تان خللی وارد نشد و چطور توانستید
روایت آیت الله حائری از جلسه خصوصی با مصباح درباره هاشمی
چیزی نگفت. در نهایت باز هم من گفتم: حاج آقا، درباره این موضوع من دیگر به شما پیغام نمی دهم، تماس و خبر از شما!. آیت الله حائری درباره برخی گمانه زنی ها مبنی بر اینکه آیت الله مصباح از او خواسته در انتخابات خبرگان، هاشمی رفسنجانی را همراهی نکند، تأکید کرد: آقای مصباح در این مورد هیچ مطلبی به من نگفتند، چون خود من بنا ندارم در انتخابات خبرگان کاندیدا شوم, مگر اینکه از من بخواهند که بیایم. من هنوز هیچ تصمیمی نگرفتم اما اگر خواستند، تصمیم می گیرم.
قاتل: زنم دیر به خانه آمد، او را کشتم!
برد من از ماجرای زندگی اش تا حدودی باخبر هستم و قصد ازدواج با دخترش را دارم خودش را مادر واقعی او معرفی کرد. مادر پریسا مدعی شد بعد از طلاق حضانت دخترش با پدرش بوده و او به دلیل تنهایی به دامان اعتیاد پناه می برد و سخت معتاد می شود و پس از وارد شدن در باتلاق اعتیاد زندگی اش دستخوش حوادث گوناگونی از قبیل سرقت، بی بندوباری، روابط نامشروع و سرانجام زندان می شود. از خانواده خودت بگو.
علامه ای که رازموفقیتش را دردعای مادرمیداند
حال عبادت است. از او می پرسند که اینجا چه می کنید؟ ایشان جواب می دهند من طلبه ای از مشهد هستم که چون در تهران جایی نداشتم با هماهنگی خادم مسجد به اینجا پناه آورده ام. آقای شریعتمداری به علامه می گویند شما اگر در تهران جایی ندارید به منزل ما که نزدیک مسجد است تشریف بیاورید و با اصرار فراوان ایشان را به منزل خودشان می برند. در این زمان مورد اعتراض فرزندشان قرار می گیرند که چرا ایشان را که نمی شناسید
واکاوی پرونده سرقت اشیای تاریخی در بهبهان/ متهم اعتراف کرد
بگذاریم چون روز اول قول دادند که بیمه کنند و بیمه نکردند و آقای (م) چون قبلا برای او کار می کردم، من را سر کار برد و قرار بود من را بیمه کنند اما نکردند. بعد از سه ماه آقای (م) گفت که بیمه ات نمی کنند. از اینجا برو. بعد گفت که اگر می خواهی اینجا بمانی باید کاری کنی که اینجا ناامنی جلوه کند تا بگذارند اینجا بمانی. باید شیشه ای بشکنی، پرونده ای آتش بزنی و اتاقی آتش بزن تا تو را بیمه کنند. فردای آن
تئاتر آپارتمانی یا تئاتر در آپارتمان!
آپارتمان، آن اجرا را بدل به نمایش آپارتمانی می کند یا این که باید هویت فضا و رفتار ما با مکان و نوع زندگی ما در این محیط نیز در این گونه اجرا مورد بحث قرار گیرد. تئاتر محیطی آپارتمانی بنا به پیشرفت داستان و کنش نمایش قابل گسترش به اجزای مختلف آپارتمان چون آشپزخانه، اتاق خواب، پذیرایی و... نیز هست و هویت اجزای آپارتمان در این گونه اجرا مهم است. به نظر می رسد ما باید با بازکردن و مطرح
برادرم به جرم تضییع بیت المال مرا به داخل هور انداخت
ایشان همرزم بودم. مدتی بعد همراه ایشان به تیپ 48 فتح کهگیلویه و بویر احمد رفتم. سال 1367 خواستم تا مجدداً همراه ایشان به عملیات بروم که ایشان موافقت نکردند و گفتند: من از این عملیات بر نمی گردم و شهید می شوم تو در کنار مادر بمان. برادرتان مسئولیت هایی هم در جبهه داشتند، به عنوان یک فرمانده چه خصوصیاتی داشتند؟ جانمحمد در کل انسانی بسیار مهربان، خوش اخلاق و شجاع بود که به
به بچه ها می گفتم از ادبشان خجالت می کشم/ هنوز با یاد آن ها زندگی می کنم
مناسبت آغاز سال تحصیلی با ایشان ترتیب دادیم، سخنان بسیار شنیدنی و زیبایی شنیدیم که بسیار خواندنی شد. *** لطفا خودتان را معرفی کنید. اینجانب محمدرضا واثقی متولد سال 1329 هستم و در سال 1383 از آموزش و پرورش بازنشسته شده ام. مدرک لیسانس زیست شناسی از دانشگاه اصفهان دارم و دبیر سابق مدرسه های آران و بیدگل بود ه ام. آقای واثقی و آران و بیدگل! لطفاً بیشتر توضیح
اسب تراوای یونانی و صهیونیستی!
فارس: آیا داستان اسب تراوا را شنیده اید؟ یونانیان باستان پس از آن که نتوانستند شهر تراوا را بعد از ده سال محاصره تسخیر کنند، به یک کار شگفت انگیز دست زدند: اسب چوبی بسیار بزرگی ساختند و تعدادی از جنگ آوران خود را درون آن نهاده سپس بقیه لشکریان را به عقب کشیدند، اهالی تراوا پنداشتند یونانیان شکست خورده و عقب نشینی کرده اند. با این توهّم اسب را با شادی و نشاط به عنوان غنیمت، به شهر خود (تراوا
مسیر میانبر زوج جوان کار زا به میله های زندان کشاند
ایستاد. چون زن دیگری مسافر پراید بود سوار آن شدم و اصلاً فکر نمی کردم آنها زورگیر باشند.پس از دقایقی و در حالی که هوا تاریک شده بود راننده جوان ادعاکرد لاستیک خودرو پنچر شده و در کنار جاده توقف کرد که ناگهان زن جوان از صندلی جلو پیاده شد و به عقب آمد و برق چاقویی که در دستش بود مرا شوکه کرد تا خواستم سر و صدا کنم راننده جوان با اسلحه ای که داشت مرا تهدید کرد و خواست تا آرام باشم. ترسیده بودم و به
افشای در گوشی های خبرگان
نیاپرست است. منتها به نظرم بین این ها تفاوت فکری و اند یشه ای د رباره مسائل مختلف وجود د ارد . وی گفت: د ر این جلسه به آقای مصباح گفتم، شما که می گویید امام(س) با هرکس چند د قیقه می نشست او را می شناخت، چطور همین امام، آقای هاشمی را نشناخته است. مگر همین امام نبود که از آقای هاشمی تقد یر می کرد و ایشان را د وست می د اشت اما هر چه گفتم، آقای مصباح گفت، بحث من د رباره گذشته نیست، د رباره حال فعلی
شب نشینی باکری و اندرزگو میان کارتن خواب ها
بار در پارک طالقانی یک زن کارتن خواب دیدیم و خیلی تعجب کردیم. شاید باورتان نشود ولی حالا در تهران 500 زن کارتن خواب داریم. با این حال عمو اکبر حالش خوب است. محمد باقری قول داده پنج اتوبوس در اختیار موسسه طلوع بگذارد تا کارتن خواب های بهبود یافته را به پابوس امام رضا(ع) بفرستد. بعد هم عمو اکبر خبر می دهد قرار است در آینده نزدیک 250 کارتن خواب بهبود یافته ساعت 7 شب کوه های تهران را با مشعل روشن کنند
ناگفته هایی از جنگ به روایت یک فرمانده
یکم به منطقه عازم شدیم. این بار عراق خیلی جدی وارد مخاصمه شده بود و پس از تصرف ارتفاعات، با سیم خاردار منطقه را محصور و مین گذاری کرده و با احداث سنگر سعی در تثبیت موقعیت خود در منطقه بود. واقعیت موضوع خبر از یک رویارویی جدی بین ارتش ما با عراق می داد اما ظاهرا ایران نمی خواست پرستیژ خود را به عنوان یک ابر قدرت منطقه ای خراب کند. به این خاطر فرماندهان ارتش بنا نداشتند به صورت علنی به این گستاخی صدام
ننزیچ: از تصمیم داور خنده ام گرفت / بازیکنان استقلال با تمارض داور را تحت تاثیر قرار می دادند
/> صحبتی در این باره نشده است، ولی من نمی خواستم تنشی در زمینه مسابقه ایجاد شود. فارس: نظرت درمورد شرایط راه آهن چیست؟ رفتن فرهاد کاظمی و حضور مهدی تارتار را چگونه ارزیابی می کنی؟ در شرایط فعلی تیم ترکیبی از بازیکنان جوان و باتجربه است. بازیکنانی چون بهادر عبدی و سیامک کوهنورد در تیم با تجربه هستند و به سایر افراد کمک می کنند. احساس می کنم تارتار شخصیت این را دارد که تیم
آنهایی که سرمربی نشدند دوست ندارند تیم ملی فوتسال قهرمان شود
خاطر بود که با آن همه امکانات، سه بار به ما باخته اند. من نگفتم چون امکانات ژاپنی ها بیشتر است، ما نمی توانیم قهرمان شویم. تکیه ما به چیزهایی است که دیگر کشورها ندارند مثل بازیکن یا حمایت رسانه ها. افتخاری با بیان اینکه تیم ایران چشم و دست و پا بسته، پا به مسابقات جام ملت های آسیا نمی گذارد، یادآور شد: تمام تلاشمان را می کنیم تا با امکاناتی که داریم، به موفقیت برسیم. من حتی اگر شده از
دبیرکل جمعیت هلال احمر: اگر تدبیر درست اندیشیده می شد، شاهد فاجعه منا نبودیم
آن ها داشتند باعث شد تا در وقوع این فاجعه لازم باشد که کسی خود آن ها را مدیریت کند. آن قدر صحنه را وا داده بودند که نمی دانستند چه اقدامی انجام دهند. در بخش دیگری از این برنامه او در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا در صورت حضور نیروهای امداد ایرانی شاهد کم تر شدن جان باختگان و مجروحان در حادثه منا بودیم یا خیر؟ توضیح داد: من در صحنه نبودم ولی به صحنه آشنا هستم. حدود یک و نیم میلیون