سایر خبرها
اگر بعد از طلاق احساس گناه می کنید...
دائما شما را به خاطر سرنوشت فرزندتان و تصمیم طلاق، سرزنش می کنند. تحقیقات چه می گویند؟ برخی والدین قبل از طلاق به خاطر احساس گناه نسبت به فرزند، حاضر به طلاق نیستند، برخی نیز بعد از طلاق همچنان احساس گناه می کنند؛ چون فکر می کنند باید تحت هر شرایطی به خاطر فرزندشان می ماندند. می خواهیم این چالش سخت را با کمک تحقیقات علمی روان شناسان بررسی کنیم. شاید به کاهش شدت احساس گناه شما
فساد داخلی یا تحریم خارجی؟!/ گلوله هایی که می نویسند
یده وقتی ببینه، در دل ایجاد می شه، برای همین می گن: اگر بخواید بنیان های خانواده پاک بمونه، دیده هاتون رو پاک و سالم نگه دارید. اما کتمان کند، از اینجا به بعد دیگه وظیفه تو هست، که ابراز نکنی، تبدیل به نامه و صحبت و فلان و فلان نشه، و عفت بورزد ، ” وَ ماتَ ” خوب دقت کنید، این که می گم خدا ما رو درک کرده به خاطر همین هست، می گه: اگر با این وضعیت مرد، چون من ِخدا می دونم چه کار مهمی رو انجام داده ، من شما رو خلق کردم، می دونم کتمان و عفاف خیلی کار مهمیه. ” فَهُوَ شهیدٌ ” انگار رفته جهاد کرده و شهید شده. بر گرفته از بیانات حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد ...
دلایل کاهش تمایل جوانان به ازدواج
مشاوران خانواده پرداخت. ازدواج اولویت نخست اما گام آخر جهیزیه و خانه ی تازه، هلهله ی میهمانان و سرانجام شنیدن کلمه ی بله از زبان عروس خانم مدتی است که بنا به دلایل گوناگون کمتر دیده و شنیده می شود و سن بله گفتن رو به افزایش است تا آن جا که بنا به گفته ی علی اکبر محزون مدیرکل دفتر اطلاعات آمار، جمعیت و مهاجرت سازمان ثبت احوال، افزایش سن ازدواج در مردان از 6.7 درصد در سال 1384 به
طلبه قمی به همراه خانواده در اعتراض به لغو نشدن تحریم ها تحصن کرد
به گزارش پایگاه 598 ، حجت الاسلام عمار عمارلو طلبه حوزه علیمه قم به همراه همسر و 3 فرزندش در اعتراض به لغو نشدن تحریم ها در توافق ایران و کشورهای 1+5 برجام مقابل مجلس شورای اسلامی تحصن کرد. وی در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص این تحصن گفت: ساعت دو و نیم نصفه شب با همسر و فرزندانم از قم حرکت کردیم تا این تحصن را با عده ای اندک مقابل مجلس انجام دهیم. این طلبه در توضیح علت تحصن
چشم به راه مادر، در حالی که پدری نیست
. شب حادثه با پدرم حرف زده بودم. او و مادرم حال شان خوب بود. روز بعد - پنجشنبه – در خانه بودم که طرف های ساعت 4 بعدازظهر یکی از همرزمان پدرم با من تماس گرفت و گفت سجاد از پدرت خبر داری؟ دلم ریخت. گفتم نه، خبری شده؟ گفت متاسفانه شبکه خبر اسم کشته ها را زیرنویس کرد که اسم پدر تو هم در بین آنها بود. سریع با گوشی پدرم تماس گرفتم اما جواب نداد. رسیدم خانه. آنجا با مدیر کاروان تماس گرفتم اما او گفت خبر فوت
دنزل واشنگتن از میزبانی ماندلا می گوید
، پائولتا 32 ساله بودیم که نلسون ماندلا ، رئیس جمهور اسبق آفریقای جنوبی، را برای یک ضیافت ناهار به خانه مان دعوت کردیم. آن روز در خانواده از قدرت مندترین شخصیت های آمریکا عکس گرفتم. آن روز همه آنجا بودند. واشنگتن و خانواده اش در سال 1995 پس از این ضیافت، یک بار دیگر نلسون ماندلا را در آفریقای جنوبی ملاقات کردند. *بچه که بودم والدینم به ما اجازه تماشای فیلم نمی دادند
شوهرم می گوید باید با تنوع طلبی زنانه من کنار بیایی!
تماس گرفتم، گفتم می خواهم حمید به دنبالم بیاید. بار دوم کار تمام شد و تا چشم به هم زدم دیدم 4 ماه از دوستی مان گذشته و حمید می خواهد به خواستگاری ام بیاید. روز خواستگاری پدرم مخالفت کرد چون حمید نه کار مشخصی داشت و نه تحصیلات حسابی. اما خانواده اش انقدر اصرار کردند و قول آینده روشن را دادند که پدرم با من که عاشق حمید شده بودم همدل شد و رضایت داد. تنها یک هفته بعد از زدواجم بود که وقتی از
تکفیری ها مخالف همه مذاهب و فرقه های اسلامی هستند/ دشمن به دنبال نفوذ از طریق برجام و معبر اقتصاد است
مراسم حج نیز هستیم، این فاجعه فرصتی است برای تجدید نظر در میزبانی خانه خدا، درآمدی که آل سعود از سفر حجاج به عربستان دارند اگر برای آنها هزینه کنند هرگز شاهد چنین رخ دادهایی نخواهیم بود. وی با اشاره به حادثه سقوط جرثقیل در مسجد الحرام تصریح کرد: حتی یک بچه هم تشخیص می دهد که نباید در چنین مراسمی که با ازدحام جمعیت همراه است نباید این ابزار و وسایل که احتمال خطر از سوی آنها می رود به این
از ناسزاهای رکیک تا تیپ های پسرانه دختر ایرانی
سعی داشت وارد استادیوم شود اینها تنها چند نمونه از خبرهایی است که در مدت زمانی کوتاه از دختران نوجوانی که با بروز رفتارهای پسرانه دست به گانگستر بازی زدند منتشر شده است . از اینها که بگذریم فقط کافی است یک روز بعد از ظهر گذری به پارک های سطح شهر تهران بیندازید تا با دختران بسیاری مواجه شوید که با پوشیدن لباس های پسرانه از کلاه، شلوار گرم کن، کتانی و بلوزهای گشاد و کوتاه گرفته تا بروز
خرمشهر، جان پیرمرد بود
با حضور مردم و جمعی از شخصیت ها تشییع و در قطعه 25 بهشت زهرا (مخصوص خانواده های شهدا) به خاک سپرده شد. ایسنا - حسام الدین قاموس مقدم تقدیر از پدر شهید جهان آرا توسط رئیس دفتر مقام معظم رهبری دیدار وزیر آموزش و پروش با سیدهدایت جهان آرا وزیر اطلاعات در مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر مرحوم جهان آرا
هما روستا از زبان خودش
باشم بعد از اینکه حمید عزیز از میان ما رفت بسیاری از شاگردان او دوست داشتند که من جای خالی او را در محیط آموزشگاه پر کنم و این مکان را هم گسترش دهم. من خودم هم دوست داشتم این کار را انجام دهم اما واقعیت این است که جای خالی حمید را هیچ کسی نمی تواند پر کند. من فقط دارم تلاش می کنم چراغ این مکان روشن بماند و همچنان هنرجویان به این مکان رفت و آمد داشته باشند و همه چیز آنطور که
ابنیه تاریخی؛ هویت ملی و فرهنگی کشور
صدای صنعت- خانه های تاریخی، بخشی از حافظه ی تاریخی و هویت ملی یک کشور هستند که مشخصه های فرهنگی مردم ایران زمین در لایه لایه آنها ریشه دوانده است. امروز حفظ و نگهداری از این آثار با ارزش تاریخی و فرهنگی، حفظ و صیانت از داشته هایی است که اگر از دست بروند دیگر مجالی برای به دست آوردن و تکرار آنها نیست. امروزه احیای این ابنیه وظیفه ی خطیر ارگان های دولتی و سرمایه گذاران بخش
تصاویر و گزارشی از نخستین مدرسه کودکان کار ایران
و پرورش قرار نگرفته و تا یک ماه دیگر من اجازه چنین فعالیت هایی را می گیرم و بعد از آن است که چنین روند آموزشی را شروع می کنیم. جایی برای کودکی این مدیر جوان 27 ساله در پایان به این نکته اشاره می کند که شعار مدرسه صبح رویش جایی برای کودکی و می گوید در اینجا قرار است دو بخش گم شده در وجود کودکان کار پیدا شود: بچه های کار دو بخش کاملا فراموش شده در وجودشان دارند یکی کودکی کردن و
ناگفته های نوجوانی که 6 ماه با شهید همت زندگی کرد
/> داستان اعزام به جبهه سردار علی ثابت هم شنیدنی است... می گوید: کلاس دوم راهنمایی در مدرسه موسوی واقع در خیابان 17 شهریور تهران درس می خواندم. با ابروهای پرپشت و عینکی بزرگ که تمام صورتم را گرفته بود. ریش و سبیل هم نداشتم به قول معروف بچه بودم. یادم هست که یک شب تصمیم گرفتم به هر قیمتی شده به جبهه بروم. صبح زود به قصد رفتن از مدرسه از خانه خارج شدم و خودم را به راه آهن تهران رساندم. آن زمان
فاجعه منا عمدی بود یا نبود؟
دهنده سوء مدیریت است. دولت عربستان باید میزبان خوبی برای زائران خانه خدا باشد و همچنین از لحاظ حقوقی و سیاسی مسوول این حوادث است و باید پاسخگو باشد. 2 علی لاریجانی، رئیس مجلس متأسفانه وقتی تمام ابعاد قضیه مطالعه می شود نشان می دهد که در انجام این امر هم سهل انگاری داشتند، هم خدمات رسانی نکردند و تدبیر لازم بعد از حادثه نداشتند که جلوی تبعات گرفته شود و متأسفانه به جای اینکه اظهار
نه فقط برای شیدا، برای جامعه موسیقی
تسکین دهم. در این میان او امیدوار است که دیگر اهالی موسیقی نیز این اقدام را انجام دهند. در این میان مسعود جاهد - آهننگساز و نوازنده و همسر شیدا جاهد- به سایت موسیقی ما می گوید: حمایت های دولتی را از لحظه ای که بیماری سخت همسرم آغاز شده تا کنون به چشم خود ندیده ام. کمک ها فقط در حد بیمهٔ تکمیلی بود که در مقابل هزینه های هنگفت سهم چندانی را به خود اختصاص نمی دهد. من به شخصه از هنرمند عزیز
عروس قاتل بخشیده شد
زن جوان که همسرش را با قرص برنج به قتل رسانده بود، 2 بار تا پای چوبه دار رفت، اما سرانجام توانست در جلسه صلح و سازش از خانواده مقتول رضایت بگیرد. صلح پایان کابوس های زندان نامش فرناز است، زنی با مدرک لیسانس روانشناسی که وقتی با اتهام قتل روبه رو شد 38 ساله شده بود؛ یک زن جوان که پس از جدایی از همسر اولش، دوباره تن به ازدواج داده بود؛ این بار اما سناریوی هولناکی را برای جدا شدن از
مردی که 20 بار عمل کرد و امام جواب نامه اش را داد/ امانت دار خوبی برای انقلاب باشیم
قرار می دهند. اکنون اگر دوباره جنگی رخ دهد، همسر شما اجازه می دهد که همسرش و فرزندانش در جنگ حضور پیدا کنند؟ قطعاً بله؛ چون دفاع از حریم اسلام، نظام اسلامی، کشور و نوامیس واجب است و برای همه ی ملت به خصوص فرزندان من یک تکلیف شرعی است. در جبهه بیشتر دل تنگ چه کسانی می شدید؟ چون اون زمان مجرد بودم فقط دل تنگ خانواده و مدرسه بودم. بعد از اتمام جنگ
اجرای برجام؛ مهمترین موضوع مذاکرات با آمریکا
این باره دارد ازجمله جلوگیری از کمک به گروه های افراطی و تأمین مالی آنها و جلوگیری از اعزام نیرو برای گروه های افراطی و اقداماتی از این قبیل که فقط در چارچوب اقدامات بین المللی انجام شدنی است. وزیر امورخارجه افزود: جامعه جهانی همواره به نقش جدی ایران در منطقه اعتراف کرده است اما برخی ملاحظات سیاسی موجب شد این واقعیت را در اقداماتشان نادیده بگیرند. ظریف اضافه کرد: اکنون به این
به اجسام نیز ناسزا نگویید
توجه شما به اعضای خانواده باشد. این کار می تواند زمینه ارتباط کلامی مؤثرتری را در میان اعضای خانواده فراهم سازد. خلاصه کردن مطالب دیگران، طرح سؤال از مطالبی که بدان می پردازند و انعکاس احساسات آنان، کمک می کند تا توجه افراد نسبت به یکدیگر تقویت شود. در مواردی که انجام رفتاری نامطلوب زمینه پرخاشگری فرد را فراهم می سازد، مواجهه همراه با متانت مشکل گشاست. هر موضوعی را که موجب اوقات تلخی شما
پایین بودن اطلاعات موسیقایی والدین یک خطر است
محمدرضا آزاده فر مولف کتاب اطلاعات عمومی موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره نوبت سوم چاپ این کتاب بیان کرد: انگیزه من برای تالیف این کتاب که کمتر از 9 ماه به چاپ سوم رسید، پر کردن خلأ آموزش عمومی موسیقی در ایران است. وی افزود: تقریباً در تمامی کشورهای دنیا مردم در آموزش رسمی مدرسه ای خود در کنار دروسی مانند تاریخ، جغرافیا و ریاضی، موسیقی را نیز به عنوان یکی از علومی که کسب دانش در
مادری که می خواهد تاریخ ساز شود
قبول شوم. هنوز هم زیست شناسی را دوست دارم و هر از چند گاهی کتابی از این رشته مطالعه می کنم. گریه می کردم تا تیراندازی را کنار بگذارم در زمانی که یک دختر 18 ساله بودم و به تازگی به رشته تیراندازی روی آورده بودم به هیچ عنوان از این رشته خوشم نمی آمد. حتی به مدت یک ماه در خانه گریه می کردم و می گفتم نمی خواهم تیراندازی را ادامه دهم و تنها دوست داشتم ادامه تحصیل دهم و به تیراندازی به
اطلاع رسانی حادثه منا به سبک جهان سوم
بود. -تا قبل از مراجعه حضوری شما کسی از حج و زیارت یا از کاروان پدر با شما تماس گرفته تا شما را از وضعیت آنها مطلع کند یا حداقل خبر مفقودی شان را تایید کند؟ :نه، اصلا! کار و اطلاع رسانی شان این مدت افتضاح بود. - یعنی هر اطلاعاتی که الان دارید از رسانه ها گرفتید؟ : بله. کلا صبح تا شب از پای شبکه خبر تکان نمی خوریم که شاید چیزی از وضعیت حادثه دیده ها و پدرم اعلام
آن روی زندگی خوابگاهی
بستگی به روحیه و مهارت شخص دارد. آیا شما می دانید که برای ورود به خوابگاه باید چه مهارت هایی داشته باشید؟ شوک اول ثبت نام کرده اید و وارد خوابگاه شده اید و می بینید که شما مانده اید و در و دیوار خوابگاه با یک سری وسایل شخصی که باید در یکی دو کمد محدود جایی برای آنها پیدا شود. در این میان نخستین چیزی که همان شب اول برایتان سخت و دردناک خواهد بود جداشدن از خانواده است. برای
نگاهی به زندگی معلم جانباز مازندرانی و گله هایی از نبود دادرسی
زندگی تان با جانباز جنگ بگویید. 25 سال است ازدواج کرده ایم و برای درمان همسرم مجبور شدیم از روستا به شهر مهاجرت کنیم، این خانه را هم با کمک اقوام ساختیم، شاید باور نکنید پسرم که سال سوم راهنمایی است کیف و کفش ندارد که به مدرسه برود، کیف سال گذشته را که پاره شده بود، دوختم تا پسرم بتواند از آن استفاده کند. باز هم خدا را شکر می کنم که قدرت کار کردن دارم، ما زندگی سختی داریم، همسرم
درگیری مرگبار، قبل از ورود به خانه معتادان
. شناسایی متهم به قتل به دنبال این اظهارات، کارآگاهان به تحقیق از مستأجر خانه پدری مقتول پرداخته و موفق به شناسایی هویت قاتل 26 ساله شدند. با شناسایی محل سکونت پدر قاتل، کارآگاهان به تحقیق از وی پرداخته و اطلاع پیدا کردند که ضارب از مدتی پیش و بدنبال متارکه از همسرش و به دلیل مشکلاتی که برای پرداخت مهریه برایش به وجود آمده است. از خانواده جدا شده و به صورت مجردی
علامه امینی کوه ابتکار بود
شهرت بیشتری داشته باشد، آقای فروزش می باشند در دوره ای نیز پست وزارت داشتند؛ البته ایشان ازاین گونه افراد صدها شاگرد دارد که چهره رسانه ای ندارند، زمانی که بنده به تهران آمدم و کتابخانه مجلس و دانشگاه تهران را دیدم، شیرینی کتابخانه را در کنار بزرگانی مثل مرحوم غفاری چشیدم البته در آن زمان برنامه های دیگری هم بود مثلاً حضرت آیت الله مکارم شب های جمعه هر هفته در حسینیه بنی فاطمه و صبح جمعه در مسجد
گفتگو با حامد حدادی، آسمانخراش ایرانی
دیرک ها با سنگ بود. با ارتفاع نمی زدند. فوتبال ما چهار سنگ داشت و یک توپ. از دوستان آن روزهایت کسی معروف و ستاره شده است. - فکر نمی کنم. فکر کنم فقط من بودم. به دوستانت سر می زنی؟ - پدرم خانه مان را عوض کرد اما هر وقت می روم به دوستانم سر می زنم. همه ازدواج کرده اند و بچه هم دارند. برخی هم شهرهای دیگر رفته اند. برنامه ای برای ازدواج نداری؟
جبهه، قصه و شعبه ای از کربلا بود/ فراهم کردن ملاقات مادرم با امام(ره)
نداشتند، در روایت است که امام صادق(ع) بعد از روضه می فرمودند آن زمان که برای مظلومیت مظلومین کربلا و حادثه ای که برای امام حسین(ع) پیش آمد اشک بریزی، این عمل تو موجب شادی ات می شود چون یک عمل پسندیده را انجام داده ای، رزمندگان پس از روضه خوانی، روحیه شادتری پیدا می کردند و باب مزاح را با یکدیگر می گشودند، اما آن زمان که پاسی از شب می گذشت به دنبال مناجات و عشق بازی با معبود خود بودند. این
روایت دیدار پس از 18 سال اسارت !
همسایه. شب ها با یک بالش و پتو توی آشپزخانه می خوابیدم. غذا از بیرون می آوردیم اما حتی نمی رسیدم به این جماعت چای و میوه و شیرینی بدهم. آن قدر گل می آوردند که فقط روزی چندسری گل می دادم سربازها از خانه ببرند بیرون تا جا باز شود. خبرنگارها و فیلمبردارها که شده بودند عضو رسمی خانواده ی ما و بیست وچهار ساعت آن جا بودند. هرکس می آمد دیدنش می گفتند: تعریف کن! زجر می کشیدم و تمام مدت خودخوری می کردم. دوست