سایر منابع:
سایر خبرها
مستند شش قرن و شش سال پنج شنبه در موزهٔ سینما رونمایی می شود
موسیقی ما - پنج شنبهٔ این هفته در حالی سی دی فیلم شش قرن و شش سال به کارگردانی مجتبی میرتهماسب دربارهٔ محمدرضا درویشی و تلاشش در عرصهٔ شناسایی عبدالقادر مراغی توسط موسسهٔ فرهنگی – هنری آوا خورشید با مدیریت بابک چمن آرا در موزهٔ سینما رونمایی شود که از دو هفته8 بعد از آن قرار است پخش آنلاین این فیلم در اینترنت نیز به نمایش درآید. سال 2014 میلادی به نام او مزین شد، به درویشی گفتم بالاخره
افشای بعیدی نژاد ازحج نیمه تمام 70 سال پیش
خود را مقابل دهان گرفت اما قدری از ماده تهوع از گوشه جامه اش بر سنگ های مسجدالحرام ریخت. شُرطی های سعودی به گمان آن که او قصد نجس کردن مسجد را دارد، وی را دستگیر کردند و همراه چند مصری به عنوان گواه، به شرطی خانه بردند و از آن جا نزد قاضی فرستادند. مصری ها به ناحق گواهی دادند و قاضی به قتل آن حاجی بی گناه حکم کرد. وی را روز بعد 14 ذی حجه پیش چشم مردم در مروه در خیابان با ضرب شمشیر، به
هاشمی دچار خود پدر پنداری شده است
حبس شده است آیا از مسیر انقلاب خارج می شد. عده ای معتقدند داستان حرکت ایشان به سمت شمال در موضوع دستگیری فرزندش شبیه داستان افراد حال حاضر است. چقدر این تشابه واقعیت دارد؟ طالقانی: اجازه بدهید من یک مثال بزنم؛ جواب آنهایی است که این حرف ها می زنند؛ سال 52 مرحوم طالقانی در یک مقطعی آزاد بود، یک اعلامیه ای از یک جایی کشف شود و بعد ریختند در خانه ما و من هم بیرون بودم، دایی من با زن دایی ام
خاطرات شنیدنی دانش آموز جبار باغچه بان / دردِدل های ناظم ناشنوای بازنشسته
تحصیلم را در آن مدرسه تمام کردم و توانستم مدرک ششم دبستان باغچه بان را کسب کنم. * ناظم سخت گیری بودم شهیدی به ناظم شدنش در مدرسه باغچه بان اشاره می کند و می گوید: چند سال بعد و زمانی که دیگر بزرگ شده بودم، باغچه بان از من خواست که به عنوان ناظم در مدرسه اش کار کنم و من هم پذیرفتم. وی ادامه می دهد: من ناظم سخت گیری بودم ولی سعی می کردم که دوست بچه ها نیز باشم؛ بلاخره
مهدی فخیم زاده: سینمای ایران باید بستری شود
! (می خندد) فرانسه را برای این انتخاب کردم که بتوانم دنبال کار بازیگری بروم. سال دوم دانشکده ادبیات فرانسه بودم که کنکور دانشکده هنرهای دراماتیک دادم و آنجا قبول شدم و هر دو رشته را باهم خواندم. بازیگری و سینما کاری است که دیر ثمر می دهد و آدم را دیر تحویل می گیرند. مدت ها پیس کار می کردیم. خودم چند متن را ترجمه کردم و با بچه ها کار کردیم. بعد از مدت ها کار تئاتر به صورت خیلی اتفاقی در
11 نکته مهم درباره فاجعه منا
از آن قتلگاه جان سالم به در ببرند، همگی می گویند که از لحظه وقوع حادثه تا حدود سه ساعت بعد از آن، جمعیت روی هم ریخته شده بود و کسی به دادشان نرسیده است. اکثر کسانی که در آن حادثه جان خود را از دست دادند، در فاصله ساعت 8:45 تا ساعت 12 که اولین گروه نیروهای امدادی از راه رسیدند، دچار مرگ تدریجی شدند. حجاج که برای رسیدن به آن نقطه حدود 8 کیلومتر پیاده روی کرده بودند، بعد از گیر
از زیر آب تا نوک کوه!
نیستید؟ نمی دانم شاید بیشتر بیش فعالم تا باهوش . عکس هایش بیشتر در فضای نجوم و با یک تلسکوپ غول پیکر است؛ من از همه کوچک تر بودم. 2خواهر دارم که 10 و 12سال از من بزرگ تر هستند. برادرم هم 6 سال از من بزرگ تر است. وقتی آنها در دانشگاه تحصیل می کردند، من تازه داشتم دوران راهنمایی را طی می کردم، شب ها در خانه هر کدام از اعضای خانواده ام حرف جالبی در راستای علم و رشته خودشان داشتند و من فقط
این عشق جهانی است
چه اینکه حضرت امیرالمومنین امام علی(ع) تنها امام شیعیان نیست. او آمد تا همه انسان ها را در هر دوره ای از تاریخ و هر سرزمینی تا رسیدن به سعادت هدایت کند. اما باید با همه ارادتت باورش کنی تا سعادت حقیقی را درک کنی و بچشی. ما را نمی رسد جز آنکه علی(ع) را دوست بداریم و به او عشق بورزیم، چه او جوانمردی است بس عالیقدر و بزرگ نفس، از سرچشمه وجدانش خیر و نیکی می جوشید و از دلش شعله های شور و حماسه زبانه می زد ؛ این جملات فقط بخشی از نوشته های کارلایل، فیلسوف بزرگ انگلیسی است. اینطور است که 14قرن دانشمندا ...
نصیری: در زمان رضازاده همه دوپینگی بودن
/> چه پولی آخر؟! چرا نباید دو سه سال مربی ایرانی را بر سر کار بگذاریم. مربی ایرانی را 6 ماه بر سر کار می گذاریم و از او توقع قهرمانی دنیا را داریم. خب این انتظار منطقی نیست. بعد مربی خارجی می آید و همه باید برای او دولا راست شوند و هر چه می گوید همه بگویند چشم! البته منظور من در تمام رشته هاست و فقط در مورد فوتبال صحبت نمی کنم و کاری هم به کی روش ندارم. ما اصلا خارجی پسند هستیم. استاد ما که این همه
قرائت وصیت نامه شهید زرتشتی در خندوانه
: روزی که شهید ما آلفرد برای جبهه می رفت درباره دلیل خود از این اقدام به مادرش بیان کرد: من برای کشورم می روم و اگر اکنون نروم دیگر نه من در کنار تو خواهم بود و نه تو در کنار من خواهی بود و بعد در عملیات کربلای 6 به شهادت رسید. همچنین مهمان دیگر این برنامه به نمایندگی از خانواده شهدای ارامنه از برادر خود گفت و توضیح داد که وقتی برادرش بعد از سه سال اسارت به منزل آمد 50 درصد جانبازی داشت
فاجعه منا فجیع تر شد / مصافحه خبرساز/ فرار وزیر خارجه عربستان از ظریف/ انتقاد شدید شریعتمداری از سخنان ...
کاندیدای حضور در مجلس خبرگان اعلام آمادگی نماید. نکته قابل توجه این است که همگان از حضور سیدحسن خمینی در انتخابات مجلس خبرگان استقبال می کنند؛ از اصلاح طلب تا اصولگرای میانه رو با علم به غیرسیاسی بودن مجلس خبرگان از او می خواهند تا در انتخابات این مجلس حضور پیدا کند. نامه هم در این راستا نوشت: آیت ا... جوان همچون عموی خود آیت ا... مصطفی خمینی میراث دار شخصیت کاریزماتیک امام خمینی است. رهبر کبیر
عبور از انقلاب؛ از نرمالیزاسیون حجاریان تا انقلاب آرام ساورز
به گزارش " اطلاعات روز "- به نقل از خبرنامه دانشجویان -؛ ساورز که اکنون به عنوان مشاور در دولت دیوید کامرون مشغول است معتقد است که طیف جدید مسئولان سیاست خارجی ایران که طی سال های 2003تا 2007 به عنوان مذاکره کننده ارشد انگلستان با آنها طرف بود با دارا بودن نگاهی متفاوت در مقایسه با نهادهای انقلابی داخل کشور عملا فضای داخلی را به سمت عادی شدن ایران در فضای جهانی میبرد. در این میان اما
از تمبر سردار حاج قاسم سلیمانی رونمایی شد
به خاطر رضای خدا رفته ام نه برای اینکه مرا به تصویر بکشند هر وقت فیلمبرداران می آیند در گوشه ای پنهان می شوم تا از من فیلمی گرفته نشود. مادر شهید در ادامه می گوید علیرضا تاکید زیادی برای حفظ حجاب داشت و می گفت : چادر و حجاب را حفظ کنید. وی در پایان سخنانش گفت: من یک فرزند پسر بیشتر نداشتم و اگر 10 فرزند پسر هم داشتم هر 10 پسر را برای جهاد در راه خداوند می فرستادم
اجازه دفن جان باختگان ایرانی را در عربستان نمی دهیم
به گزارش خبرگزاری صداوسیما به نقل از خانه ملت، عوض حیدرپور شهرضایی در واکنش به اظهارات خصمانه وزیر خارجه " رژیم مهمان کش عربستان سعودی " که تهران را عامل بی ثباتی در سوریه همچنین حجاج ایرانی را باعث ایجاد مشکلاتی در مناسک حج می داند، گفت: دولت عربستان درقبال فاجعه مصیبت بار منا، مقصر است و باید پاسخگو باشد و می بایست خسارات مادی و معنوی حجاج را پرداخت کند. نماینده مردم اصفهان در مجلس ادامه
مرتضی مبلغ:روحانی یک اصولگرای تمام عیار نبود. جنس او متفاوت از دیگر اصولگرایان است/فشارهای زیادی روی ...
در عرصه های مختلف ورود کردند. اینکه سوال کردید تجربه 92 در 94 می خواهد اتفاق بیفتد در کلان این طور است. ادامه بحث منافع ملی در مجلس نیز مطرح است. الان کشور با سختی های زیادی رو به رو است. سال های زیادی طول می کشد تا بتوان میراثی که از هشت سال دولت نهم و دهم باقی ماند را جبران کرد و به جای اول باز گرداند. الان می بینیم که جریان افراطی به جای اینکه شرمنده باشند و از تخریب و آسیب رسانی به کشور دست
شخصیت برانکو به پرسپولیس ضربه می زند، او هم باید مثل دایی باشد
/> - زمان ما بازیکن بود پول هم نبود اما غیرت و تعصب بود، همه به عشق پیراهن می آمدند بازی می کردند. الان یک تیم قهرمان لیگ می شود سال بعد در آسیا بازی دارد اما 4، 5 بازیکن آن به خاطر پول تیم را ول می کنند و می روند. زمان ما این چیزها نبود. * زمان شما پرسپولیس گلچین بهترین ها بود اما الان بهترین ها دیگر به پرسپولیس نمی آیند... - چرا نمی آیند؟ * به خاطر پول...
موسیقی فقط برای پولدارها نیست
مختلفی ادامه دادم. گروه موسیقی مهرآور را تشکیل دادم و با گروه های موسیقی خنیا به سرپرستی هنرمند پرتلاش سرکار خانم پری ملکی، گروه تنبورنوازان سیمرغ به سرپرستی آقای قرشی و گروه مهر به سرپرستی دوست خوب و هنرمندم ناصر ایزدی و ... همکاری داشتم. در سال 1381 موسسه فرهنگی هنری راد نو اندیش را تاسیس کردم. در آلبوم موسیقی بهانه تو با آهنگسازی ناصر ایزدی قطعه ای را با پیانو همراه با آواز هنرمند گرانقدر استاد مهدی
معمای مرگ دختری که جسدش پیدا نشد
/> روز حادثه دختر جوان چند بار با من تماس گرفت و سؤالاتی در مورد زندگی در سوئد پرسید. به او گفتم بحث طولانی است و به خانه بیاید. وقتی به خانه آمد کمی با هم صحبت کردیم، حدود 20 دقیقه بعد از خانه بیرون رفت، من هم در خانه را بستم، یک دفعه صدایی شنیدم بیرون آمدم و دیدم او روی پله ها افتاده است. فکر می کنم پایش سر خورده و به زمین افتاده بود. او را بلند کردم و به داخل خانه بردم نمی دانستم باید چه کاری
شیطنتی که باعث سوختن ریش فرمانده شد
به خرمشهر اسیر شدم. در جایی از کتاب هم نوشته ام که وقتی ما را گرفته بودند و به عراق می بردند گفتم چرا به لب مرز نمی رسیم. این فاصله اشغال شده توسط عراق برایم خیلی زیاد به نظر می رسید. نمی دانم چگونه در آن سن و سال این قضیه برایم مهم بود. یعنی اینکه چرا عراقی ها این همه جلو آمده اند و این قدر از خاک ما را گرفته اند. اسارت طوری است که آدم از قبل ذهنیتی برای آن ندارد، آدم یک دفعه با ماجرا
عاقبت لشکرکشی مسلحانه در تهران
است که بعدا مسعود رجوی در جمع بندی یک ساله خود تصریح می کند که از ابتدا می دانسته که الگوی تظاهرات بی نتیجه خواهد بود ولی باز هم آن را تست کرد: اما با این همه علیرغم اینکه از سی ام خرداد به بعد برای ما روشن بود که آن الگو و سقوط شاه لااقل در این مقطع دیگر قابل تکرار نیست، ولی باز هم تست کردیم و آزمایش کردیم. بالاخره تعداد قابل توجّهی هوادار مسلّح، از سه نقطه مرکزی تهران، در
اخبار ویژه روزنامه های چهارشنبه 8 مهر
به گزارش ایران خبر ، برخی خبرهای ویژه روزنامه های چهار شنبه 8مهر به شرح ذیل است. ** شرق اصلاح قانون انتخابات باز هم به کمیسیون بازگشت شرق: روز گذشته بررسی طرح اصلاح قانون انتخابات مجلس در دستور کار بهارستان بود. اما پس از تصویب اولین ماده از این طرح 16ماده ای، ایرادات متعدد ماده دوم و مواد بعدی باعث شد که مواد 2 به بعد طرح، با رأی نمایندگان جهت بررسی بیشتر به کمیسیون
8 ساعت زیر تیغ آفتاب، بدون محدودیت سنی +تصاویر
خلیج فارس: هشت ساعت کار در روز، بزرگ و کوچک هم ندارد، هر کسی هر چقدر کار کند، پول درمی آورد. به گزارش خلیج فارس به نقل از ایسنا؛ کارگری در کوره های آجرپزی برای آماده کردن یکی از سنتی ترین مصالح ساختمانی ایران که اتفاقاً اصلاً هم ایمن نیست و موقع زلزله می تواند به تنهایی عامل خسارت جانی باشد، هنوز ادامه دارد. این داستان یک شغل است. هشت ساعت کار زیر تیغ آفتاب، بدون بیمه، بدون قرارداد های ثابت، و بدون محدودیت سنی. با تنفس مدام بخار گازوییل و ذرات سبک خاک رس توی هوا. اسم من بهزاد است. تابستان که تمام شود برمی گردم قزوین برای اینکه به مدرسه بروم. چهار ماه در سال اینجا کار می کنم، از اردیبهشت تا آخر شهریور. کلاً در روز هشت ساعت بیشتر کار نمی کنیم، ولی هرچه بیشتر کار کنیم پول بیشتری درمی آوریم. پدرم در شال (شهری در نزدیکی تاکستان) کار می کند؛ من هم اینجا با مادربزرگم هستم. از ساعت پنج صبح که هوا خنک است شروع می کنیم. الان هم که ساعت هشت شده می خواهم برگردم پیش مادربزرگم که صبحانه بخورم، ولی کسی را به خانه مان راه نمی دهم، چون ما تنها هستیم. من 36 سال دارم و دو تا هم نوه دارم. ما زود ازدواج می کنیم چون از چهل سالگی به بعد زندگی روی سر پایینی است و آدم باید تا وقتی که جوان است و انرژی دارد زن بگیرد و زندگی کند. ما دخترهایمان را هم زود شوهر می دهیم که تا جوان هستند و حوصله دارند زندگی شان را راه بیندازند. من خیلی سال است که توی کوره کار می کنم، دستم را ماشین همین کوره برده است و حالا برای همین تمام سال را اینجا می مانم و وقتی کوره کار نمی کند هم اینجا نگهبانی می دهم، اما بیمه ندارم، چون اتباع خارجی را بیمه نمی کنند. درآمدم شکر خدا خوب است، آدم باید به چیزی که درمی آورد راضی باشد. اسمم خدیجه است، لباس کار را پوشیده ام که بروم سر کارم. ما آجرهایی را که کنار هم چیده شده اند روی هم می چینیم و می شماریم. هرچه بیشتر آجر بزنیم بیشتر پول درمی آوریم. من هنوز مدرسه نمی روم، شاید امسال که به قزوین برگردیم، بروم مدرسه. این ها خانه هایی است که کارگرهای افغانی کوره آجرپزی در آن ها زندگی می کنند. این خانه ها از همان خشت هایی ساخته شده است که خودشان می سازند. عمرشان بیشتر از 30 سال است. از سال 1350 تا الان همین شکلی که هستند، مانده اند. می گویند این خانه ها چون خشتی هستند مقاوم ترند و در سرما و گرما، دما را حفظ می کنند. تا همین چند سال پیش کوره های آجرپزی رونق بیشتری داشتند. هر کدامشان بیشتر از 200 کارگر داشتند. می گویند خشت زن ها بیشتر کُرد بوده اند و با زن و بچه چند ماهی به اینجا می آمدند و خانوادگی کار می کردند، گل رس را قالب می زدند و بعد خشت ها را روی شکمشان می کشیدند و می گذاشتند که خشک شود. حالا دستگاه نیمه اتوماتیک خشت زنی آمده است که خودش گل را قالب می گیرد و خشت بیرون می دهد؛ نتیجه اش کم شدن تعداد کارگرهاست و سریع تر شدن خشت زنی. وقتی خیلی خیلی بچه بودم از افغانستان به ایران آمدیم. من حتی درست آن روزها را به یاد ندارم. 30 سال است که اینجا زندگی می کنم، هشت بچه دارم، دو تا دختر بزرگم ازدواج کرده اند باقی شان هنوز کوچک هستند، این ها که کار نمی کنند، اینجا می چرخند و بازی می کنند، حالا یک وقتی هم کمک می کنند. یکی از دخترهایم هم نامزد کرده است، پسرم دوست ندارد که از من عکس بگیرید؛ ولی عکاس ها برای اینکه از بچه هایم عکس بگیرند زیاد اینجا می آیند. اینجا فقط سه - چهار ماه کار می کنیم، وقتی برگردم قزوین دوباره باید بروم مدرسه، امسال می روم کلاس پنجم. امسال را که درس بخوانم دیگر به مدرسه نمی روم. دوست ندارم هفت صبح بیدار شوم و تا ظهر در مدرسه بمانم، پدرم هم می گوید همین قدر که سواد داشته باشم بس است دیگر. بعد از مدرسه می خواهم همین طور از صبح تا شب توی خانه بمانم و تلویزیون ببینم. اینجا کارگری می کنیم دیگر، از چی ما می خواهی عکس بگیری؟ چند ماه پیش یک عکاس آمد از ما عکس گرفت بعد عکس ها را توی اینترنت پخش کرد، همه فامیلمان عکس ما را توی موبایل هایشان داشتند و به ما می خندیدند. اصلا دوست ندارم عکسم را بگیری که ببری چاپ کنی توی اینترنت، من خودم عکس هایمان را توی کامپیوتر پسرخاله ام دیده ام ، اگر از ما عکس بگیری همه به ما می خندند. روزی 30 - 40 هزار تومان درمی آورم. آجرها را می چینم و می شمرم و علامت می گذارم. همه پول ها را به پدرم می دهند، پدرم هم آخر سر روزی پنچ هزار به من می دهد که برای خودم باشد. خانه مان در همین شال است. سه - چهار ماه سال را اینجا آجر می زنم، باقی سال را هم کارهای دیگر می کنم؛ باغبانی و این چیزها. ولی خوب با همین درآمد کارگری هر شش تا بچه ام را فرستاده ام دانشگاه آزاد، اینجا دانشگاه دولتی نداریم، فقط پیام نور هست و دانشگاه آزاد، حالا این پسر از همه کوچکترم فقط توی خانه مانده است، این هم سال دوم حسابداری است. درسش که تمام بشود می تواند برای خودش یک کار حسابی پیدا کند، اما فعلاً تابستان ها با موتور می آییم اینجا که آجر بچینیم. روی هم رفته دوتایمان 60 - 70 هزار تومان در روز کار می کنیم. پنج صبح که هوا خنک است می آییم تا ساعتِ یک کار می کنیم؛ بعد دیگر نمی شود اینجا ایستاد، برمی گردیم خانه مان. 40 سال است که کارگری کرده ام ولی بیمه ندارم، اگر بیمه داشتم حالا 10 سال بود که باید بازنشسته شده بودم. بیشتر از 30 سال است که اینجا کار می کنم. وقتی از افغانستان آمدیم، آنجا جنگ بود، حالا هم جنگ است. دیگر تمام خانواده و زندگی ما اینجاست. دخترانم را ایجا شوهر داده ام و پسرهایم اینجا زن گرفته اند؛ الان دیگر نه کسی را در افغانستان دارم و نه جایی را می شناسم. خدا را شکر اینجا امن است، خودمان و بچه هایمان اینجا امنیت داریم. زندگی مان هم می گذرد. ما کارت داریم یعنی می توانیم اینجا بمانیم و کار کنیم، اما باز هم هر چند وقت که برای سرکشی می آیند چند نفر را می برند بعد دوباره ولشان می کنند. حالا البته کارگرها کمتر شده اند. زمانی تمام این دور و اطراف کوره بود و در هر کدامشان هفت - هشت خانواده زندگی و کار می کردند حالا بیشتر کوره ها تعطیل شده است یا ماشینی شده اند و کارگرها را کم کرده اند، هر کجا بروید دو - سه خانواده بیشتر باقی نمانده است. در تاکستان هنوز بیشتر کوره های آجرپزی حفره ای هستند، در حالی که کوره های تونلی مصرف سوختشان کمتر است، چون درآمد کوره آن قدر ها زیاد نیست و هزینه ها هم بعد از هدفمندی یارانه ها بیشتر شده است. کوره دارها نمی توانند کوره هایشان را به روز کنند. نمونه های دیگری هم از کوره های آجرپزی در دنیا هست که از فناوری های روز استفاده می کنند و در زمینی با وسعت کمتر در سوله ای که تمیز است و خبری از گرد وخاک رُس در آن نیست آجر درست می کنند، بازدهی شان هم چهار برابر روش های سنتی است. اما تا به حال از چنان فن آوری هایی در ایران استفاده نشده است. مصالح سنتی مثل آجر خشتی را بیشتر در معماری روستاها استفاده می کنند، اما گاهی می شود که حتی همین آجرها هم فروش نمی رود و کوره دارها مجبور می شوند چند روزی کار را تعطیل کنند تا آجرها انبار شده روی زمین فروش برود. بیشتر کارگران افغانی که امروز در کوره های آجرپزی زندگی می کنند نسل سوم مهاجران هستند، اما هنوز خیلی چیزها را از ملیت اصلی شان نگه داشته اند. از جمله اش این همه رنگ در خانه و گهواره ای که در همه اتاق ها می شود شبیهش را دید. هیچ کدام از این خانواده ها کمتر از چهار بچه ندارند. خدا را شکر زندگی ما خوب است. هرچقدر کار کنیم همان قدر پول درمی آوریم. در ماه هایی هم که کوره تعطیل می شود در قزوین کارگری می کنیم، هر کاری که پیش بیاید ولی بیشتر بنایی است. اینجا هم خدا را شکر زندگی مان خوب است، اگر بچه هایمان مریض بشوند در شال درمانگاه رایگان هست، اما برای رفتن به تاکستان و قزوین باید ماشین گرفت. زندگی همین است دیگر، آدم باید راضی باشد و چشمش به دست خدا باشد. ...
محاکمه پسر زیر 18سال که به قتل یک دخترمتهم است پایان یافت/جسدمقتول که در سطل زباله انداخته شد گم شده
پسرجوان خیلی زود تحت بازجویی قرار گرفت و آشنایی با غزاله را پذیرفت. وی گفت در سفری به آنتالیا با هم آشنا شدیم و بعد از آن فقط با هم تلفنی در ارتباط بودیم اما از گم شدن وی هیچ اطلاعی ندارم. این در حالی بود که کارآگاهان در بازرسی از خانه آرمان متوجه آثار خون در اتاق این پسر شدند و همین کافی بود تا او را بازداشت کنند. آرمان وقتی دید راز جنایت هولناکش برملا شده است چاره ای جز بیان
هدف فیلم وحدت بین همه دنیاست
به گزارش افکارخبر ، آهنگساز فیلم سینمایی محمد رسول الله (ص) آی آر رحمان با حضور در جمع خبرنگاران به بهانه نمایش این فیلم در بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم نوجوان همدان گفت: زمانی که با مجید مجیدی ملاقات کردم در زمان تدوین این فیلم سینمایی نبود مدتها قبل از تدوین با وی ملاقات داشتم در حقیقت یک سال قبل از آن در ارتباط با موسیقی با مجیدی صحبت کرده بودم. وی افزود:در صحبت هایی که
روایت سردار از سرزمین مجاهدت های خاموش
سردار سرتیپ غلامرضا جلالی را به بهانه هفته دفاع مقدس دعوت به گفت وگو کردیم و ایشان نیز باروی گشاده پذیرفت. گفت وگو در سازمان پدافند غیرعامل انجام شد و سردار ترجیح داد بخش عمده ای از گفت وگو را به روزهای سخت ابتدایی انقلاب اسلامی و ماجراهای کردستان و آذربایجان غربی ببرد. با سردار جلالی مروری کوتاه کردیم بر آنچه در ده سال اول انقلاب بر شمال غرب کشور رفته است.
تعداد کشته های حادثه حج 4200 نفر اعلام شد
زیارت نیز با اشاره به اینکه در حال حاضر فرآیند تشریفات برای انتقال اجساد به کشور تمام شده است، اظهار کرد: مشکلی در خصوص پروازهای انتقال جان باختگان داریم که امیدواریم این مشکل حل شود. انتقال 10 مصدوم حادثه منا به بیمارستان های تهران از سوی دیگر حسن عباسی (سخنگوی اورژانس تهران) از استقرار 20 دستگاه آمبولانس در دو فرودگاه امام خمینی و مهرآباد خبر داد و گفت: از ساعت 20 دوشنبه شب آمبولانس ها
صعود نرخ دلار در هیاهوی فتح الفتوح نیویورک/ کارچاق کنی یک روزنامه اجاره ای به روایت سایت حامی هاشمی/ ...
نام خود و... مصاحبه طلوع صبح با هاشمی در مورد لقب علامه به سید حسن خمینی، کپی پیست گزارش های مختلف سایت انتخاب و... تنها بخشی از سابقه این روزنامه در یک ماه اخیر است! انتخاب می افزاید: این روزنامه در آخرین اقدام خود- با وجود دریافت تعداد زیادی تذکر- باز هم مصاحبه آیت الله هاشمی با هفته نامه طلوع صبح را به نام خود جعل و منتشر کرد تا سیاهه جعلیات این روزنامه اجاره شده، تکمیل تر شود. در
خداوند رکن رکین مثنوی است/ مولانا شاگرد مکتب اسلام و قرآن بود
شیخ پرّان یعنی شمس تبریزی روبه رو شد. جلال الدین محمد با شمس مصاحبت گزید و از فکر و اندیشۀ عقلانی به فکرت و عرفان روی آورد. یک سال بعد، شمس از قونیه بار سفر بست و رهسپار دمشق شد. جلال الدین دچار درد فراق شد تا اینکه یک سال بعد، دوباره شمس به قونیه آمد. در سال 345 شمس برای بار دوم از نزد مولانا می رود و دیگر باز نمی گردد. مولانا پس از غیبت شمس به صلاح الدین زرکوب روی می آورد. عامی مردی که قفل
هیئت هایی که کار قرآنی انجام نمی دهند با یک بال حرکت می کنند
اما پس از 24 سال هنوز به فکر آموزش مداحی نیافتاده اید، این سخن آقا برای ما گران تمام شد که چرا ما تا به امروز به این فکر نیافتاده ایم و فقط به آموزش به طور سنتی اکتفا کرده ایم، از همان سال به نحو جدی تری به مداحی نگاه شد و تا اکنون 25 کتاب انتشار یافت، به دور از انصاف است که آسیب ها و عیب ها را ببینیم اما حسن ها دیده نشود، زیرا هم اکنون روند عملکرد مداحان رو به رشد است. دریافت
سر مطهر امام حسین (علیه السلام) درکجا به خاک سپرده شد؟
فرمود: آیا آنچه به تو وعده داده بودم، نمی خواهی؟ گفتم آری، یعنی رفتن نزد قبر امیرمؤمنان که درودهای خدا بر او باد . پس امام و (پسرش) اسماعیل و من سوار مرکب شدیم تا آنکه از ثَوِیّه (مکانی میان حیره و نجف کنار تپه های سفید) گذشتیم. پس امام (علیه السلام)، اسماعیل و من فرود آمدیم و همگی نماز خواندیم. امام(علیه السلام) به اسماعیل فرمود: برخیز و بر جدّت حسین(علیه السلام) سلام بده. گفتم: فدایت شوم مگر حسین