سایر خبرها
ماجراهای فردوسی پور، جناب خان،بوسه هایی از طرف مایلی و قلعه نویی و البته مرگ با سقوط هواپیما!
مسابقه پیامکی برنامه نود هم که این روز ها سوژه حاشیه ساز ها شده است، گفت که هر پیام دقیقا به همان مقدار خرج برای بینندگان دارد که آنها به همدیگر پیام معمولی می دهند. عادل رو به دوربین خندوانه به پدر و مادر خود هم احساساتش را ابراز کرد. حرف زدن درباره مهربانی های پدر و مادرش برایش خیلی سخت بود و او فقط از این گفت که خیلی آنها را دوست دارد. عادل و رامبد و جناب خان و امیر فردوسی
بیرجند شهر خوش آتیه گردشگری
آن با مشهد، زاهدان، کرمان و یزد نیز کمابیش یکسان و حدود 500 کیلومتر است. این شهر تا 250 سال پیش آبادی کوچکی بود از توابع شهر قائن؛ و قائن هم مرکز قُهستان (کوهستان شرق ایران) بود. بیرجند از زمانی رو به پیشرفت گذاشت که بعد از قتل نادرشاه افشار، یکی از سردارانش به نام اسماعیل خریمه عَلَم، قائنات را تصرف کرد و بیرجند را به عنوان مقر فرمانروایی خود برگزید. از آن پس، خانواده علم پسر بعد از پدر بر
فرزندخواندگی آسان شد
های واگیردار و صعب العلاج، بیماری های روانی و اعتیاد سرپرستان یا تنها سرپرست و مجهول الهویه بودن کودک در سازمان پذیرش می شوند. * تعداد کل کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در حال حاضر حدود 24 هزار نفر است * تعداد فرزندان سپرده شده به خانواده 15 هزار نفر * تعداد فرزندان معلول بی سرپرست 625 نفر * تعداد فرزندان مستقیم در خانه های دولتی و غیردولتی 10 هزار نفر
د فن د یپلماسی زیر سیمان افراطی گری!
بررسی برجام تشکیل د اد که حتی ترکیب آن کمیسیون هم محل بحث و جد ل بود . مهمان ها یک به یک به کمیسیون آمد ند و نظر خود شان را د ر کمیسیون اعلام کرد ند . اما د ر این کمیسیون ترکیب طوری بود که د ولتی ها همواره مورد حمله و تیم سعید جلیلی گل سر سبد کمیسیون بود . د عوا تا اعلام گزارش کمیسیون ویژه اد امه د اشت و بحث ها بر سر گزارش برجام میان اعضای کمیسیون نیز بالا گرفت و 5 عضو این کمیسیون، بیانیه ای را امضا
مقام معظم رهبری و ̋حافظ ̋
، شرح حال و وصف حال خود را سرودند. شاعری که دیوان او تا امروز هم، پرفروشترین کتاب و پرنشرترین کتاب، بعد از قرآن است و دیوان او در همه جای این کشور و در بسیاری از خانه ها - یا بیشتر خانه ها - با قداست و حرمت، در کنار کتاب الهی گذاشته شده است. شاعری که لفظ و معنا را و قالب و محتوا را با هم به اوج رسانده و در هر مقوله ای که سخن رانده، زبده ترین و موجزترین و شیرینترین را گفته است. [زبان فاخر
کشف جسد مادر توسط پسر7ساله اش
حجت الله درودگر دادستان ساوه گفت: جسد این زن پس از به قتل رسیدن و مخفی شدن توسط قاتل در زیرزمین خانه، پس از سه روز توسط پسر هفت ساله اش کشف شد. وی بیان کرد: پدر این پسر علت نبود مادر به مدت سه روز را سفر عنوان کرده بود. وی اظهار کرد: این کودک متوجه بوی بدی در خانه شده و از طریق پنجره زیرزمینی که در آن قفل شده بود، جسد مادرش را مشاهده می کند. به گفته وی، با اطلاع از به قتل رسیدن این زن
قتل پدر به دست پسر با بیل
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از باشگاه خبرنگاران، هشتم آبان ماه سال 92 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند که بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و با حضور در محل حادثه به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران در محل حادثه که یک خانه بود، کارآگاهان متوجه شدند که مرد 59 ساله ای با دسته بیل و توسط پسرش به قتل رسیده است. بنابراین بلافاصله پسر جوان
طلاق پایان زندگی نیست؛ کودکان را دریابیم
تادیب و تربیت فرزندان بعد از طلاق می تواند چالش های بسیاری را ایجاد کند. گذشته از اینها، خود طلاق برای همه استرس زا است و برای کودکان طبیعی است تا مشکلات رفتاری فزاینده ای را هنگامی که والدین شان از هم جدا می شوند از خود بروز دهند.همچنین، تک والد (پدر یا مادر مجرد) بودن اصلا کار ساده ای نیست. بدون شخص دیگری که مسئولیت مسائل را به عهده بگیرد یا از شما حمایت و پشتیبانی کند، تربیت فرزندان مسئولیت
مظلومی: می خواستم دایی را آبی پوش کنم
به گزارش مشرق ، مصاحبه مفصل ما با سرمربی استقلال، به دشواری رقم خورد. مظلومی که دوباره به جمع آبی پوشان بازگشته، ترجیح می دهد حرف هایش را در نشست های عمومی مطرح کند، بااین حال پیگیری های ما به نتیجه رسید و مظلومی در گفت وگویی نزدیک به یک ساعت به سوالات ما پاسخ داد. این شما و این پرویز مظلومی که بدون سانسور و احتیاط حرف هایش را به زبان آورد: دور اول حضورم در استقلال نیمه تمام
200 هزار مادر ایرانی سوء تغذیه دارند
است: به طور مثال سه برابر کتاب های درسی برای کودکان، کتاب های کمک آموزشی خریده می شود؛ کودکان برای رفتن به مدارس شناخته شده خوب، استرس مصاحبه دارند؛ نوع درس دادن تا نوع تکلیف، استرس زاست. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت اکنون با پدیده کودک و تنهایی در جامعه روبه رو هستیم، درحالی که بخشی از شکل گیری شخصیت کودک در همین شب نشینی ها اتفاق می افتد: امروز کودک بدون پدر و مادر و بدون درک گفت
جوان مطرح کرد: غرور آفرینی عماد در غوغای تصویب برجام
که قائم مقام بانک مرکزی به شکل تلویحی نیز آمار صندوق بین المللی پول را تأیید کرد. روزنامه جوان در گفت و گو با قدسیه سرخه ای همسر آیت الله مهدوی کنی: ازدواج ما الهی و عاشقانه بود، نوشت: حدود 12 ساله بودم که به منزل حاج آقا آمدم. حدود 40 سال قبل از ازدواج ما، رسم بود که با کشتی به مکه می رفتند و پدر حاج آقا و پدرم مرحوم آیت الله حاج شیخ زین العابدین سرخه ای، در کشتی با هم آشنا می شوند. سفر به مکه
اروپا رویای پناهجویان
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از ایسنا، دیدن بازی فرزندانت در حیاط مدرسه. مدرسه ای که هدف بمب و موشک قرار نمی گیرد. رفتن بر سر کاری که حقوقش نه تنها شکم سیر کن باشد بلکه بتواند جامه عملی باشد برای آرزوهایت. ولی همیشه این مسیر به آرامش ختم نمی شود. گاهی فرزندت را که به امید زندگی بهتر با خودت همراه کردی بر ساحل دریا در سرزمینی غریب به خواب ابدی می رود و گاهی هم به جای یافتن کار
پسر جنایتکار مادرش را با تبر تکه تکه کرد + عکس
عمر مارک پتیگن 31 ساله به اتهام قتل مادر خود نایلا پتیگن 64 ساله در 29 سپتامبر توسط پلیس بازداشت شد. براساس گزارش پلیس، پس از دریافت تماس از طرف همسر قربانی آقای سالاند که از جواب ندادن همسرش به تلفن اظهار نگرانی کرد آنها خود را به محل جنایت که خانه این قربانی که یک معلم بازنشسته واقع در فرمونت، کالیفررنیا بود رساندند و با جسد غرق در خون او که در اتاق خوابش رو به رو شدند.
بُعد جهانی حافظ بر پایه بهره گیری از قرآن کریم شکل گرفته است
لاابالی/ خدا داند که حافظ را غرض چیست/ وعلم الله حسبی من سوالی را در وصف حضرت صاحب الزمان(عج) سروده و از غیبت و انتظار وی یاد کرده، ولی آن قدر اشارات و استعارات این شعر زیباست که بی اختیار بر زبان ما جاری می شود و به واقع لسان الغیب بودن حافظ را نشان می دهد. رمز تفأل از دیوان حافظ نشئت گرفته و برخاسته از خلق و خوی مردمی وی است. وی از زبان عاشق بی قرار ، معشوق بی وفا ، پدر فرزند گم کرده ، مادر
مرگ در آزادی...
پسرخاله مجتبی نیز در این دیدار به همراه او به ورزشگاه رفته بودند که در نهایت آن ها به خانه بازگشتند اما مجتبی برای همیشه از میان آن ها رفت. حاج محمدعلی درباره آن اتفاق شوم می گوید؛ من سه پسر و یک دختر داشتم. یکی از پسرهایم به نام مجتبی 24 ساله بود که فوت شد. به هیچ وجه نمی توانم از بی کفایتی مسئولان اجرایی و بی نظمی موجود در ورزشگاه آزادی بگذرم. من کاری به این نداشتم که چه اتفاقی افتاده
خواستگارهای قلابی 35 دختر دم بخت را بیهوش کردند + عکس
به گزارش کرج رسا ، زن نقش عروس را بازی می کرد و با شناسایی دختران پولدار آنها را برای برادرشوهر قلابی اش خواستگاری می کرد و مرد در نقش خواستگار ظاهر می شد و با نوشیدنی مسموم نقشه سرقت را عملی می کرد.تحقیقات پلیس برای دستگیری زن و مرد سارق، 12مردادماه شروع شد. دختر جوانی که 15میلیون تومان طلایش به سرقت رفته بود، نخستین شاکی پرونده بود. او به مأموران گفت: من در فروشگاه پوشاک کار می کنم و
تصوف در آسیای صغیر و بالکان (2)
، برخی از تکیه ها را عملاً به صورت محل تجمع فراریان از سربازی، سرباران جامعه، راهزنان و یا افراد تنبل و ولگرد درآورد. بدینسان، رفتارهایی از این قبیل نخستین نشانه های روند شیوع فساد در این مراکز بود. از این رو رجال دولت و بیشتر اهل تصوف، به مرور از این وضع ناخوشنود شدند و عاقبت، نظر خود، مبنی بر ضرورت اصلاحات در تکیه ها، را ابراز کردند. در نتیجه در مجلاتی چون محبّان، جریده ی صوفیه، حکمة، محراب و تصوف
وقف 9 واحد مسکونی به امید برداشتن باری از دوش چند زوج
/> با یکی از تازه عروس هایی که یک ماه می شود در یکی از واحدهای آپارتمان ساکن شده است صحبت کردیم. عروس خانوم 19 سال بیشتر سن ندارد و آقا داماد نیز 23 ساله است و می گوید: ما یک سال و نیم می شد که عقد کرده بودیم و با توجه به درآمد همسرم که کارگر بافندگی است هر چه می گشتیم نمی توانستیم خانه پیدا کنیم تا اینکه مادر شوهرم که در همین نزدیکی زندگی می کند به ما گفت که برای ثبت نام در خانه های حاج
چهار میم مهم در ازدواج
عوامل فرهنگی اجتماعی توجه نمی شود، تنش و کشمکش بین خانواده زیاد رخ می دهد. پس از آنجا که دو نفر (زن و شوهر) از دو خانواده در حال معاشرت و رفت و آمد با دو خانواده هستند اگر بدون نظر پدر و مادر ازدواج صورت گیرد همه معادله های خانوادگی به هم می خورد و میزان تنش و اختلاف نظر در این خانواده ها بیشتر دیده می شود. در نتیجه این مسأله هم روی کیفیت زندگی و هم بر روابط زن و شوهر اثر می
تصوف در آسیای صغیر و بالکان (1)
کیکاووس سروال فتوت و خرقه ی درویشی پوشاند. شیخ مجدالدین مذکور پدر صدرالدین قونیوی و دوست محیی الدین ابن عربی معروف به شیخ الاکبر بود. از این رو، پس از درگذشت وی، دوستش ابن عربی پرورش صدرالدین را به عهده گرفت و زمینه ی انتشار اندیشه های ابن عربی با واسطه ی صدرالدین قونیوی در آناطولی و ایران فراهم آمد. ابن عربی که خود در اوایل 602 در قونیه به سر می برد، در همان جا با شیخ اوحدالدین کرمانی
یادی از سردار رشید اسلام به قلم دکتر بهداروند
سردار حاج حسین همدانی/ سرویس منتظران بی همگان به سر شود یادبود پرواز شهید سردار حسین همدانی سلام حاج حسین! سوریه دو روز پیش غوغا بود. صدای شلیک خنده از قلع و قمع شدن داعش تمام مقرهایمان را گرفته بود.بعد از نماز ظهر در حالی که جوراب هایت را بالا میکشیدی گفتی ابوعلی [...] سردار حاج حسین همدانی/ سرویس منتظران بی همگان به سر شود یادبود پرواز شهید سردار حسین همدانی سلام حاج حسین! سوریه دو روز پیش غوغا بود. صدای شلیک خنده از قلع و قمع شدن داعش تمام مقرهایمان را گرفته بود. بعد از نماز ظهر در حالی که جوراب هایت را بالا میکشیدی گفتی ابوعلی والله به لطف خدا، کار این تکفیری ها تمام است. به سمت حرم وگنبدعقیله بنی هاشم اشاره کردی و گفتی به این خواهر بی برادر قسم. خبرت; بی خبر تمام سپاه را عزادار کرد. امروز صبح روی تمام صفحه تلفن ها این عبارت نقش بسته بود: سردار عاشق; حسین همدانی ،راهی کربلا شد. تااین خبر را شنیدم اول گفتم شاید بازهم راهی کربلا شدی ولی وقتی از حاج حسین کاجی سراغ گرفتم گفت نه آقا، این دفعه واقعا سردار رفت کربلای آسمان. اصلا باورم نمی شد .باورم شد که مزد حمایت از دختر غریب رسول الله چیزی غیر از شهادت نیست. آخرین بار که در قرارگاه فرماندهی ات باهم حرف زدیم تابلویی را در گوشه اتاقت نشانم دادی و گفتی این عبارت یا سیدتی زینب کلنا عباسک (یا حضرت زینب(س)، همه ما عباس تو هستیم) عجیب با دل من بازی می کند. آن روز من و تو با دیدین این عبارت خیلی گریه کردیم. یک بارتو جمله را می خواندی یک بار من، شاید سی بار این جمله را خواندیم و گریه کردیم، عجب روزی بود حاج حسین. باورم نمی شود این قدر زود رفته باشی. آخر رفتن مقدمه می خواهد، علامت می خواهد، بهانه می خواهد. یادش سبز احمد سوداگر که وقتی قرار شد جایش را در فرماندهی لشکر 27 رسول الله به تو بدهد، من، تو، عزیز، احمد، سعیدسلیمانی، قبل از جلسه در محوطه لشکر باهم حرف میزدیم. احمد از دست خیلی ها عصبانی بودولی به رویش نمی آورد. تو آرام گفتی دکتر، احمد را بدزدیم و ببریم، خندیدم و گفتم بدزدیم؟ چطور؟ - احمد متوجه من و تو شد و گفت چه خبره؟ شما با هم چه میگویید؟ - تو با خنده گفتی احمد جان خبری نیست. من و دکتر کارت داریم - با من، چه کاری؟ آقا عزیز مشغول حرف زدن بود و اصلا متوجه ما نشد. همراه هم به کناری رفتیم، تو دست احمد را گرفتی و گفتی احمد آقا ! برادر خوبم، دنیا مال دنیایی هاست. بخدا من ساک سفرم را بسته ام، کار من و تودر آن دنیاست. دلت دریا باشد. دنیا; چشم هم بگذاری تمام میشود. حرف های دیگری هم زدی که آنها را نمی گویم. یکمرتبه احمد چهره اش رنگ و حال و هوایی دیگری پیدا کرد و گفت حاج حسین زنده ام کردی. قول میدهم همینطور فکر کنم. من که شاهد حرف های تو بودم خم شدم و دست تو را بوسیدم و گفتم احمدآقا،بخدای لاشریک له دوست یعنی سردار همدانی و بس. البته مدتی بعد تو هم ازفرماندهی لشکر رفتی و دو روز بعد در دفتر احمد با خنده گفتی دیدی احمد منم رفتم. خنده هایت دیدنی بود. دنیا را به بازی گرفته بودی. سردار عزیز روزها مثل برق و باد آمدند و رفتند. احمد یک روز عصر به سادگی یک کلام ناب بی هیچ گفت و شنودی راهی شد و او را بدرقه بهشت کردیم. در اولین برخورد بعد از شهادت احمد وقتی همدیگر را دیدیم در حالیکه گریه کردی گفتی احمد راحت شد. نمیدانم الآن در بهشت با بچه ها چه می گوید نمی دانم. چقدر گریه کردی و از دیوار گلایه پایین نمی آمدی. من محو حرف های تو شده بودم و اصلا حرفم نمی آمد که بگویم. درب منزل احمد وقتی داشتی خداحافظی میکردی گفتی:دکتر جان! بعد از حاج احمد من دیگر شورای راهبردی نمیایم. من هم گفتم تو نیایی غلامپور، اسدی، فضلی، قربانی هم نمی آیند و جلسه تعطیل می شود، راضی هستی؟ تا این حرف را زدم،انگار از حرفت پشیمان شده ای دست راستت را روی سینه ات گذاشتی و گفتی باشد باشد به احترام حاج احمد می آیم. آن روزها چه زود گذشت وتنها خاطراتش در دل و جانمان مانده است و بس. حاج حسین! دیروز اصلا باورم نمی شد که سردار ما بی هوا به بهشت برود. وقتی مطمئن شدم خبر درست است در گروه های اجتماعی خبرت را منتشر کردم و از قضا بچه های ناب و دوست داشتنی بسیجی اندیمشک برایت چهارده هزار صلوات نذر کردند. شنیدم قراراست بدن مطهرت را بیاورند. گفتند اول به طواف عقیله بنی هاشم میبرند .بهترین کار تا آمدن جسد مطهرت پناه بردن به آلبوم عکس های جلسات شورای راهبردی بود. یادش بخیر آن روزها در جلسات وقتی خیلی با هم حرف می زدیم حاج احمد می گفت حاج آقای بهداروند، سردار همدانی اگر حرفی هست بما بگویید ماهم بدانیم. من میخندیدم و می گفتم نه سردار ، خبر خاصی نیست فقط حرفهای خصوصی است. بی شما دیگر آن جلسات اصلا صفایی ندارد. صندلی خالی تو و احمد روزگار مرا بی سامان می کند. عاقبت ساعت ده شب جمعه پرواز دمشق تهران تو را همراهش آورد.. تمام فرودگاه را قدم زدم تا وقتی آمدی اولین کسی باشم که بتو تبریک شهادت را بگویم. چه غوغایی بود. آقا عزیز ، رشید و خیلی دیگر از فرماندهان آمده بودند. تا تابوتت وارد سالن فرودگاه شد هر کس تلاش می کرد دستش را به مرکب چوبی برساند. تمام فرودگاه مهرآباد غرق در گریه و فریاد یا حسین بود. هر کس تابوت را می دید دست به سینه با ادب می ایستاد و احترام می کرد. شاید آنها هم میگفتند سردار ما خوش امدی. در گوشه کنار فرودگاه من خانم های کم حجابی را دیدم که با آمدن تابوتت برایت گریه می کردند. تمام سربازها و هر کسی درجه ای داشت تا چشمانشان به تابوت تو افتاد احترام نظامی می دادند. جرات نکردم نزدیک بیایم. در حالی که به عکس جلسه راهبردی نگاه می کردم گفتم حاج حسین خوش آمدی. وهب که نام او کنیه تو در دمشق بود (ابو وهب) چه حالی داشت. تمام بچه های تو آمده بودند. از لشکر 27 تا لشکر 10 تا قرارگاه تا خانواده ات تا.... برای لحظه ای تو را روی زمین نهادند تا کمی استراحت کنی. می دانستم که خسته هستی، من از شب نخوابیدن های تو خوب خبر داشتم. همه دور تو مثل آن روزها جمع شدند.هر کس باتو حرفی می زد . یکی گفت حاج حسین دست مریزاد. دیگری می گفت حالا اول آرامش توست. یکی میگفت سلام مارو به شهدا برسان. وهب هیچ حرفی نزد . جای حاج صادق آهنگران خالی بود. یاد دیدار با رهبری افتادم که وقتی حاج صادق می خواند ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش تو وحاج قاسم سلیمانی چقدر شانه هایتان از شدت گریه تکان می خورد. با سلام و صلوات تو را به معراج الشهدا بردند. همان جایی که بارها برای بیعت با شهیدان نیمه شب ها می رفتی و ساعت ها کنار تابوت های بی نام و نشان می نشستی و می گفتی مادر شما کجاست؟ خانه ات محل آمد و رفت فرماندهان شد. همه آمدند از عزیز تا محسن تا رحیم... هرکس از مردی تو میگفت و از نبودنت که چقدر نفس گیر است. همسرت گفت حسین بمن قول شفاعت داده و من منتظرم درب بهشت به سراغم بیاید. من اصلا دل تنگ نیستم، حسین آرزوی رفتن داشت و من دعایش کردم. دیدن چهره محسن وعزیز دیدنی بود.وهب می گفت تو گفتی که این آخرین ماموریت من است. من اگر شهید شدم، مرا در همدان دفن کنید. حاج حسین! چطور دلت آمد این حرفها را به وهب بزنی؟ هیچ پدری خبر یتیمی را جلو جلو به فرزندش می دهد؟ فدای رفتنت سلام ما را به همه شهدا برسان و بگو سید علی محتاج دعای شماست؛ دعا کنید حاج قاسم تنها نماند. دعا کنید حرم حضرت زینب(س) همیشه باز بماند. دعا کنید مملکت ما عاری از فرهنگ شهادت نشود. تا صبح معراج الشهدا با آمدن تو چه حالی داشت. تمام محوطه را بوی حرم عقیله العرب گرفته بود. مثل همیشه آرام گوشه ای خوابیده بودی و حرف نمی زدی. عروج تو را به آقا سید علی این مرد میدان حماسه و شرف تبریک می گویم. تا تو و امثال تو هستند او مقتدر است و دانا. ختم کلام حاج حسین! برای ما هم دعا کن. درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo. ...
بخشش در پایان سناریوی قتل پدر
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، عصر 9 آبان ماه سال 92 رهگذران هنگام عبور از کنار باغی در یک روستا حوالی شهریار با جسد مردی روبه رو شدند که انگار شکنجه شده بود. وقتی ماجرای این جنایت مرموز به پلیس و بازپرس ویژه قتل مخابره شد تجسس ها کلید خورد و مشخص شد قربانی علی نام دارد و از مدت ها پیش معتاد بوده است و قاتل کسی جز پسر 20 ساله اش به نام اصغر نیست که با ضربات بیل او را از پای درآورده
باید منتظر موجی از ورشکستگی باشیم!
کارگران هم از شغل شریف قتل غیرعمد به خانه داری تغییرشغل می دهند. حیف پول الملک یبقی مع الالکفر و لا یبقی مع الظلم. .....یعنی یک سرزمین با کفر باقی می ماند ولی با ظلم پایدار نخواهد ماند. والسلام. خودرو آشغال و گران و بی کیفیت و نا امن ارزانی همان تولیدکننده اش والسلام. عیب نداره . شرکتهای جدید تاسیس میشه جاشون را پر می کنه. ورشکستگی که فاجعه
تصاویر/ لباس عروسی که 11 نسل آن را پوشیدند
ادامه دادند. ابیگل که برای مراسم عروسی اش حاضر می شود، می گوید وقتی دختر کوچکی بوده است، در خانه پدر و مادرش عکسی از 6 عروسی که این لباس را پوشیده اند، را می دیده است و همیشه فکر می کرده اگر خودش عروس شود همین لباس را خواهد پوشید. لزلی مادر ابگیل که خودش هم با این لباس ازدواج کرده است، برای اولین بار لباس را بر تن خاله اش اوگدن دید، در آن زمان 5 سال داشته و به نظرش این لباس
چگونه فرهنگ تکلیف محوری را جامعه پذیر کنیم؟
نمی کند دین ندارد (بحارالانوار، ج 69، باب 105،ص 198، ح 26) اسلام برای همگان، مسؤولیت هایی مشخص و متناسب با موقعیت شان قرار داده است، مانند مسؤولیت فرمانروایان در برابر مردم و برعکس، مسؤولیت پدر و مادر در برابر فرزندان و برعکس، مسؤولیت زن و شوهر در برابر یکدیگر، همسایه در برابر همسایه، افراد در برابر بستگان و دوستان، آموزگاران و دانش آموزان و نمونه های دیگر. در اسلام، مسؤولیت های عامی
ازدواج ما الهی و عاشقانه بود
منزل را ندارم! تمام راه ها بسته شده بودند و اتوبوسی نبود. قیامتی بر پا شده بود. من شاهد عینی ماجرا بوده ام. امامزاده یحیی که محل زندگی پدری ام بود، پل ارتباطی بین چهارراه سیروس و خیابان ری بود. دیدم هیچ راهی نمانده است و نمی توانم جایی بروم و نهایتاً به خانه پدری رفتم. می خواستم ببینم چه به سر حاج آقا و همین طور پدر خودم آمده است، چون آن روزها منزل آیت الله بهبهانی روضه بود و پدرم به آنجا می رفتند
تصوف در مصر
ممالیک (648-922) حمایت از صوفیه و ساختن خانقاه ادامه یافت، زیرا ساختن خانقاه نشانه ی تدین فرمانروا و اعتقاد کامل او به اسلام بود (30) و از این رو امرا در ساختن خانقاه با هم رقابت می کردند. (31) تأسیسات صوفیه در خانقاه به تدریج افزایش یافت، چنان که خانقاه دارای آشپزخانه، حمام، کتابخانه، محل خلوت مشایخ، تدریس و محل سکونت مدرسان شد و در آنجا طبیب و چشم پزشک و قاری و مؤذن ساکن شدند. حتی گفته اند در
فروپاشی مدبرانه پایگاه شرک در صلح حدیبیه
درجه یک اسلام در بین قبایل جزیرةالعرب بسیار مشهور بوده و به عنوان اهل حرم، تقدس و اعتبار ویژه ای در حجاز کسب کرده بود. (20) آنها خود را اهل حمس می نامیدند و با برتری جویی، به عنوان مهم ترین قبیله در بین قبایل عرب مشهور بودند؛ (21) حال آنکه این قبیله مهم، از سوی دیگر دشمن درجه یک اسلام بود و این مسئله کار را برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) سخت می نمود. اما این تهدیدات وقتی شرایط پیچیده تری برای
جهان شخصی نویسنده
دیگر. او بیشتر وقت ها خانه نیست و در یکی از روزهایی که استلا به تنهایی در خانه است غریبه ای زنگ خانه را می زند. زن در را به روی غریبه باز نمی کند اما غریبه دست بردار نیست. یودیت هرمان چنان که حسینی زاد در مصاحبه پیش رو می گوید، در این داستان همه چیز را از چشم دوربینی روایت می کند که گویی در دست راوی از نقطه ای به نقطه دیگر می رود و همه چیز را ثبت می کند. البته به گفته حسینی زاد منتقدان آلمانی از این
حادثه ها
ساوه از به قتل رسیدن زنی 35ساله در این شهرستان خبر داد. حجت الله درودگر گفت: جسد این زن پس از به قتل رسیدن و مخفی شدن توسط قاتل در زیرزمین منزل مسکونی اش، پس از سه روز توسط پسر هفت ساله اش کشف شد. وی بیان کرد: پدر این پسر هفت ساله علت نبود مادر به مدت سه روز را سفر عنوان کرده بود. وی اظهار کرد: این کودک متوجه بوی بدی در منزل شد و از طریق پنجره زیرزمینی که در آن قفل شده بود، جسد مادرش را مشاهده کرد