سایر منابع:
سایر خبرها
همه چهره هایی که ناگهان مشهور شدند!
/> علی مسعودی * موقعیت قبلی: مسعودی کارش را با نوشتن چند آیتم از برنامه ساعت خوش در سال 1374 شروع کرد و در طول این سال ها، داستان و فیلمنامه سریال هایغی چون کوچه اقاقیا، سریال سه در چهار و ... را نوشته است. * چطور معروف شدند: مسعودی هرگز فکرش را نمی کرد که با خندوانه شهرتی فراگیر نصیبش شود. او سال پیش در چند برنامه، استندآپ اجرا کرد اما چهره ناآشنا و نوع اجرایش چنگی به دل نمی زد.
40 روز رِشتید تا پنبه کنید؟!
رشته های تابیده را وا بتابند و از هم بگسلند. به همین دلیل هم ضرب المثل شد برای پنبه کردن رشته ها. به تعبیر شاعر آسیا بود ولی راه عمل را گم کرد- آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم کرد ! گزارش کمیسیون منتخب نمایندگان خواستار مشروط کردن برخی مفاد برجام است، مکانیسم یکطرفه داوری در آن را خطرناک می داند، راستی آزمایی انجام تعهدات غرب را فاقد مکانیسم می شمارد، مخالف خروج 98 درصد ذخایر اورانیوم غنی
ساختمان ترانه*
در ترجیع بند تأثیر بیشتری خواهد داشت.) نمونه ی دوم (بند-ترجیع بند همراه با پیش ترجیع یا سَکّو) (بند با حرف A ، سَکّو با حرف B و ترجیع بند با حرف C مشخص می شود.) تا روز مبادا... (شهیار قنبری / عبدی یمینی) پسِ پشتِ پنجره عادتِ مرگه باغِ پاییزیِ ما مسلخِ برگه واژه پوسیده، دلِ غزل گرفته جایی که شبنمِ گُل، خودِ تگرگه وقتی میرغضب خداوندِ زمینه وقتی هر
دیدار نهضت خدمات رسانی لشگر آزادگان با خانواده مرحوم محمدرضا هراتی+عکس
عراقی سر رسید و الاغ نمایش ما را دید. بیشتر ما سه از تعجب داد زد: حمار(خر) اینجا چکار می کند؟ بعد هم رئیسش را صدا زد و شروع به دویدن کرد. ما هم سریع بساط تئاتر را جمع کردیم و پراکنده شدیم. افسر عراقی به همراه سربازها رسیدند و آسایشگاه را بهم ریختند تا الاغ را پیدا کنند. سرگرد عراقی می گفت: من به حرف سربازم اطمینان دارم. حتما حمار در آسایشگاه هست! ما هم می گفتیم درها بسته بوده حمار از کجا
پرستوهای انگلیسی در دربار قاجار چه می کردند؟
در حرمسرا به صدور فرمانی تصمیم می گرفت و این کار را به زنان باسواد حرم واگذار می کرد. پولاک در مقام پزشک مخصوص ناصرالدین شاه قاجار از اعتبار زیادی برخوردار بود. او با همه عظمت ظاهری ناصرالدین شاه قدرت او را محدود می داند و می گوید: به این خیال واهی دل خوش دارد که فرمانروای منحصر به فرد مملکت است در حالی که حقیقتا همچون توپ بازی در دست دیگران است. حال این دیگران ممکن است مادرش، همسرش، وزرایش و یا
خانه اش آباد هر که بنای استقبال از محرم را نهاد
خدای ندیده کافر باش تا ملاقات او مسافر باش ناگهان روی دوست را دیدن دیدن و دیدن و پسندیدن عشق شرط قبول بندگی است عشق عشق است، عشق زندگی است چشم دیدش که دل پرسیدش ای خوش آن دل که او پسندیدش دل آیینه ها گواه علی است ای خوش آن دل که بارگاه علی است گر دلت پیش او پسند افتد تا ابد مست و
بهترین لپ تاپ های بازار با قیمت 2.3 میلیون تا 3.3 میلیون تومان - مهر ماه
با قدرت رونمایی می شوند و امکانات جذابی را به نمایش می گذارند. اما سری اینسپایرون همیشه جزو لپ تاپ های جذاب دل به شمار می روند که قیمت مناسب در کنار مشخصات فنی قابل قبول از اهداف تولید آنهاست. اینسپایرون 3543 از جدیدترین محصولات این برند است که تقریبا از همان طراحی ساده یا شاید زمخت دل بهره می برد ولی سعی شده در عین سادگی زیبایی هم داشته باشد. ظاهر این دستگاه با اینسپایرون 3542 تفاوتی
روایت خواندنی خلبانان دفاع مقدس از عملیات های سرنوشت ساز جنگ
افتاده مثل سرگرد پوررضایی و ستوان1 بهمن سلیمانی که الان کاپیتان هواپیمای ایرلاین است؛ این دو در دل خاک عراق هواپیمای منهدم شده را ترک کردند و با ابتکار نهاجا و هوانیروز، آن ها توسط خلبانان بالگرد هوانیروز رسکیو شده اند . ذولفقاریان: نکاتی که بنده بیان می کنم به دلیل ابهاماتی است که وجود داشته است . امیر خلیلی: ببینید! اول باید صورت مسئله تصحیح شود . امیر خلیلی: نکته
هدف گیری ملی پوشان به 6 دروازه
آزاد بود و به تیم صاحب توپ اضافه می شد. سعی کروش برای انتقال انرژی مثبت! کارلوس کروش حرف هایش را در هتل به بازیکنان زده بود و برخلاف روزهای گذشته داخل زمین درباره برنامه های تمرینی صحبتی نکرد اما دیروز هم کارلوس سرحال بود. با ورود به داخل ورزشگاه آزادی به سمت خبرنگاران رفت و با تک تک نمایندگان رسانه ها دست داد و خوش و بش کرد. مترجم کروش به او گفته است رسانه ها خبر از شادابی
من نه منم!
آیا اصلا درست است که ما برای خودمان حریم احترامی بسازیم؟ آیا این خودخواهی نیست که به خود اهمیت بدهیم؟ احترام به خود یا دوست داشتن خودمان فقط در یک صورت دچار لغزش و فرورفتن در باتلاق خودشیفتگی نمی شود که در چارچوب مفهومی به نام عزت نفس قراربگیرد. اگربیش از حد به خودتان ایراد می گیرید یا به طور کامل احساس خوبی درباره خودتان ندارید باید سریع دست به کار شوید و برای افزایش عزت نفستان اقدام کنید زیرا
سرمقاله های روزنامه های 20 مهر؛ سرانجام برجام
- علاوه بر تأثیر ژرف بر هبوط گفتمان و گویش سیاست ورزان - سنگ بنای برخی سنت های بدیع را در سپهر سیاسی ایران بنیان گذاشت که ظاهرا به این زودی از لوح دل برخی زدوده نخواهد شد؛ یکی همین یکشنبه های پرماجرا و حاشیه مجلس است. حالا که برجام به هر سعی و مشقت، از خان بهارستان عبور کرده، وقت آن است که به مخاطراتی بیندیشیم که این سند - و البته نویسندگان آن - در صورت فرستاده نشدن آن به صحن مجلس با آن
دو سه ماه بعد از قبول قطعنامه امام به بنده فرمودند اگر جام زهر آن روز برایم تلخ بود، امروز شیرین است
تصویب در شورای امنیت سازمان ملل تا قبول آن از سوی امام راحل اشاره کرد و گفت: همه ی کسانی که هشت سال تمام در بلندگوهای خود برای فریب افکار جهانی می دمیدند که ایران جنگ طلب است، قبول کردند که بپذیرند و اعلام کنند عراق شروع کننده جنگ، صدام متجاوز و ایران مستحق دریافت غرامت است. آیت الله هاشمی رفسنجانی، با بیان مصادیقی از تداوم پیروزی های ایران در جنگ و فتح دل های مردم عراق، گفت: به جای
معروفیت خبرنگار گمنام و تسویه حساب های ظریف
و نمایندگان مجلس گمنام باشد که در صدد تسویه حساب های شخصی با دستگاه دیپلماسی هستند. برای اینکه خبرنگار عزیز اصفهانی در جریان این امر قرار گیرد که تسویه حساب های حزبی در جریان است کافی است نقل قول های زیر را بخواند : گزارش ضرب وشتم خبرنگار اصفهانی به کمیسیون امنیت ملی ارسال شد حسینعلی حاجی پیرامون آخرین پیگیری های صورت گرفته درخصوص ضرب وشتم خبرنگار اصفهانی در جریان سفر مسئول سیاست
صحبت های یک زن بدحجاب در رابطه با رهبری
آقای مهمان نواز، هم بقیه ی آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند خانم بدحجاب ؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی بینند. گفتا شیخا هر آنچه گوئی
ماجرای خودسانسوری مجری قندپهلو
دوران انحرافات ادبی اش می نامد و می گوید: در همان ایام دبیرستان، طنزهایی می نوشتم با عنوان ثابت نشنو از نی که روزانه در تابلو مدرسه نصب العین می شد تا مایهٔ عبرت سایرین گردد. پیش از ورود به دانشگاه، همکاری طنز خود را با نشریات تهران آغاز کرد و در مجله جوانان امروز، در کنار محمد پور ثانی و عباس خوش عمل مشغول به فعالیت شد. او از سال 1372 ساکن تهران شد و دو سال بعد نیز همزمان با نوشتن
سرمقاله ها:
گذاشت که ظاهرا به این زودی از لوح دل برخی زدوده نخواهد شد؛ یکی همین یکشنبه های پرماجرا و حاشیه مجلس است. حالا که برجام به هر سعی و مشقت، از خان بهارستان عبور کرده، وقت آن است که به مخاطراتی بیندیشیم که این سند - و البته نویسندگان آن – در صورت فرستاده نشدن آن به صحن مجلس با آن روبه رو می شدند. پیش از این در نوشته ای با عنوان تهران پارلمان دارد گفته شده بود: دستاورد برجام تنها رهاوردش
وقتی ژوله خود را در بغل خدا رها کرد
لوکیشن نشنیده است؛ حتی برای کات دادن. اگر قرار است چیزی به بازیگری بگوید، در گوشش عنوان می کند. برای همین همه او را محترمانه آقای مدیری صدا می کنند. اما اینکه در آینده قرار است او یا من چه کار کنیم مشخص نیست. کار مستقل از ارادت و احترام من نسبت به او کم نمی کند. یعنی هیچوقت اینطور نبوده که شما بخواهید بروید کاری انجام دهید و او مانع شود و بگوید صبر کن تا در کار بعدی با هم باشیم؟
دو درس مهم امام صادق (ع) به آمران معروف
؛ اشک هم از چشمش دارد می ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته به این اهداف و آرمان هاست. او یک نقصی دارد، مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص های این حقیر باطن است؛ نمی بینند. ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم می کند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.
حالا محمد همدانی، پسر شهیدِ جدیدِ جمع است
ارابه ای بی چرخ و چوبی ظاهر می شود که دست به دست به معراج رسیده است، محمد با التماس به مردی نگاه می کند که پرده را کنار زده، که پرده برداری نکند از صورت جدید پدر، حرف نمی زند، اما انگار می خواهد بفهماند که جلوی دختر شهید این رفتار درست نیست. انگار دارند سرب داغ توی چشمم می ریزند، انگار دارند شب سوم را تعزیه خوانی می کنند، انگار یکی روضه شام می خواند. الشام الشام الشام. دو
علی مشهدی از درآمد خوب و زندگی عجیبش می گوید
به گزارش صبحانه ، علی مسعودی متخلص به علی مشهدی آدم خوشحالی است؛ هر چند که زندگی سختی داشته. با همه این خوشحالی و انرژی فراوانی که دارد وقتی سرش را روی زمین می گذارد به ثانیه نکشیده خوابش می برد؛ مثل وقتی که برای عکس گرفتن به آتلیه آمده بود، میان آن همه سر و صدا چرت کوتاهی زد. علی مسعودی از رفقای نزدیک عطاران هم هست و در کارهای او حضور جدی داشته؛ از نویسندگی تا بازیگری. این روزها علی
مذاکرات در نهایت عزتمندی و اقتدار انجام شد
/> وی خطاب به نمایندگانی که سر و صدا می کردند، گفت: اگر اهل حقید گوش کنید، حرف حق ممکن است برای برخی ها تلخ باشد. گوش کنید کسی که 40 سال است در مسائل علمی کار می کند، حرف حقی برای شما می زند. قرار است که سیمان روی سر ما ریخته شود، گوش کنید. صالحی اضافه کرد: اگر راکتور فعلی اراک به کار بیاید 8 کیلو پلوتونیوم در سال تولید می کند. با توجه به 30 سال عمر راکتور، می شود 240 کیلو پلوتونیوم. می
هنوز جای جبران باقی است
فاقد ایمان نیز می توانند از آن بهره بگیرند. ولا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوهًٍْ انکاثاً. مانند آن کسی نباشید که رشته تابیده را پس از محکم کردن وا تابید و گشود . مفسران ذیل این آیه به زنی به نام رایطه (یا ریطه) اشاره کرده اند که خود و فرزندانش صبح تا ظهر پشم ها را می تابیدند اما ظهر به بعد دستور می داد تا رشته های تابیده را وا بتابند و از هم بگسلند. به همین دلیل هم ضرب المثل شد برای پنبه کردن
گوش نوازترین ترنم به دنیای خاموشی
سرشار از سخنان ناگفته است. دنیای دیگری دارند. بی سر و صدا و تهی از هر چه واژه زشت. گوش هایی دارند از بد روزگار ناشنوا. بچه های ناشنوا همان هستند که می بینید. آنجا هیچ حرفی، هیچ حسی و هیچ تفکری ناگفته نمی ماند. آنجا حرف ها را می بینید؛ چه تلخ، چه شیرین.سرنوشتی که تصور آن برای هر کدام از ما دردناک است. کافی است دست هایتان را محکم روی گوش هایمان بگذاریم و بعد به اطراف نگاه کنیم. به لب هایی که مدام باز
باید از اسلام دفاع کنیم چه در سوریه و چه جای دیگر
کرد وقتی تصمیم به رفتن گرفت من سعی کردم مانع او شوم، اما قبول نکرد. گفتم حداقل صبر کن و مدتی دیگر برو، چون قرار بود تا مدت کوتاهی دیگر فرزند دوممان به دنیا بیاید؛ اما علی به هیچ وجه کوتاه نیامد و حرف هایی به من زد که هر منطق و استدلالی در مقابل آن رنگ می باخت؛ به من گفت واقعه ی عاشورا را فراموش نکن که خیلی ها بهانه ها آوردند و زمانی که باید شتاب می کردند وظیفه ی خود را به بعد موکول کردند
مقام معظم رهبری و ̋حافظ ̋
ستاره ی فرهنگ فارسی است - شعر فارسی، - در طول این چندین قرن تا امروز نداریم هیچ شاعری را که به قدر حافظ، در اعماق و زوایای جامعه ی ما و ذهن و دل ملت ما نفوذ کرده باشد و حضور داشته باشد. شاعرِ همه ی قرنهاست و همه ی قشرهاست. از عرفای بی خود از خودِ مجذوبِ جلوه های الهی، تا ادیبان و شاعران خوش ذوق، تا رندان بی سر و پا و تا مردان و زنان معمولی جامعه ی ما، هر کدام در حافظ سخن دل خود را یافتند و به زبان او
دومین شب از شب های شعر آئینی" بر آستان اشک" برگزار شد + متن اشعار و گزارش تصویری
همت اوست من و دل گر فدا شدیم چه باک غرض اندر میان سلامت اوست فقر ظاهر مبین که حافظ را سینه گنجینه محبت اوست و مهدی زنگنه هم شب دوم بر آستان اشک را این گونه آغاز کرد: روح پدرم شاد که می گفت به من خوش باد دمی که دیده آید به سخن عمری به زبان بی زبانی چون اشک یک چشم حسین گفت، یک چشم حسن حبیبی
90/ تمام دغدغه های بسکتبال در یک سئوال
سعیده فتحی اول از محمود مشحون بابت بیانیه سراسر مهرش! تشکر می کنیم. بیانیه ای که بواسطه ادبیاتش ترجیح می دهیم درباره آن حرفی نزنیم چون نه در شان ماست و نه در شان جامعه بسکتبال. از رئیسی که به خوش صحبتی در میان ورزشی ها معروف است بعید بود که با چنین ادبیاتی بیانیه دهد و از آنجایی که ما نمی خواهیم چهره خوب مشحون در خاطرمان بد و بدتر شود این بیانیه را نخوانده فراموش کردیم. بهتر است همچون این
شب به یاد ماندنی موسیقی کلاسیک اصفهان/ صدای سراج در زیر و بم تالار رودکی پیچید
است و درمان نیز هم/ دل فدای او شد و جان نیز هم . شعر معروف مولانا به همنوایی گروه از زبان سراج شنیده شد. هزاران سال با فطرت نشستم/ ز خود ببریدم و از وی گسستم/ ولیکن سرنوشتم این سه حرف است تراشیدم، پرستیدم شکستم وا فریاد از عشق وا فریادا کارم به یکی طرفه نگار افتادا معاشران گره از زلف یار باز کنید/ شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید/ حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند/ و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید . این ها قطعاتی پایانی کنسرت بود که با همنوایی گروه و آواز تاج تن رودکی را لرزه انداخت و علاقمندان به موسیقی کلاسیک با رضایت خاطر تالار رودکی را ترک کردند. ...
کی روش از آل اشپورت پول گرفته بود
باید بیشتر به صحنه بیایند و حرف اول و آخر را بزنند و مسئولیت ها را بپزیرند. فارس: کی روش در مثال جالبی گفته بود که اکنون در کشوری عربی حضور داریم و فکر می کنم خوب باشد که من از یک ضرب المثل بسیار قدیمی که اعراب استفاده می کنند بهره ببرم. عربها می گویند بهتر است که ما هزار نفر دشمن بیرون از خیمه مان داشته باشیم تا اینکه بخواهیم یک دشمن را داخل خیمه مان ببینیم. این طبیعی است
داستان موسی و هارون در قرآن
متعال بر محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل فرمود که نه خواندن می دانست و نه نوشتن. در داستان حضرت موسی (علیه السلام) صحنه ی دریافت کلمه الهی در وادی ایمن و در کنار آتش مقدس بارها در قرآن تکرار می شود. آن صحنه در جایی، وجود شنونده و خواننده را آکنده از ترس و وحشت و هیبت خداوند می کند و در جایی دیگر محبت و امید را به دل او القا می نماید. ما در فضای همان قصه هستیم و با همان