سایر منابع:
سایر خبرها
آخر هفته و فیلم های سینمایی و تلویزیونی
: کارلیتوس پسر بچه یتیمی است که در یتیم خانه ای در اسپانیا زندگی می کند و دارای استعداد بسیار بالایی در زمینه فوتبال می باشد. او در زندگیش دو آرزو دارد، یکی اینکه یک خانواده خوب سرپرستی او را بر عهده گیرند و در نتیجه او دیگر مجبور نباشد در پرورشگاه زندگی کند، دوم هم اینکه روزی بتواند به عنوان یک فوتبالیست حرفه ای مشغول بازی شود. استعداد درخشانی در فوتبال دارد ... فیلم سینمایی در جستجوی خانه به
دوران تهدید،فریاد و اشک به سر آمده است+تصاویر
اسماعیل کوثری در کنار وی بودند می گفت:آخه این چه بی آبرویی بود کردین برای چی رای دادین و همزمان هم رسایی با گوشی اپل خود در حال فیلمبرداری از وی بود.بعد از آن زارعی را به قسمت اورژانس مجلس بردند که حداد عادل و کوثری نیز وی را همراهی کردند. طرح سه نفره درحالیکه در صحن پایداری ها در بهت و حیرت فرو رفته بودند کوچک زاده برای اولین بار در طول تاریخ مجلس نهم به جایگاه خبرنگاران آمد
وقایع ماه محرم الحرام
گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت، تا آنجا که شب ها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند. پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد، وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد، و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود
معلم قرآن بود و درس شهادت می داد
می گرفت. می گفتم شما برای چه این قدر روزه می گیری؟ مگر روزه قضا داری؟ می گفت دوست دارم. یا مثلاً نماز هایش را مدام به سجده بود. از آشپز خانه می آمدم و می دیدم به سجده است. می گفتم چه می گویی؟ می گفت هیچ. من از او شیطنت ندیدم. خیلی بچه آرامی بود. بچه درسخوانی هم بود؟ من متو جه نمی شدم کی درس می خواند. در تعجب بودم چطور درس هایش را می خواند؟ مثلاً ما اگر می خوابیدیم روی پله های
عزاداری امام حسین(ع) در گذر تاریخ
برگزاری مراسم عزاداری منع می کردند. در سال 407 هجری در آفریقا و در ماه محرم معزبن بادیس لشکریان خود را به قتل شیعیان دستور داد و اهل سنت را نیز در این امر آزاد گذاشت. جمع کثیری را در آفریقا کشتند و در آتش سوزاندند خانه های آنها را خراب کردند. جمعی به قصر منصور پناه بردند اما در محاصره قرار گرفتند و هر کسی از قصر خارج شد. کشته شد و همگی به قتل رسیدند و جمعی به مسجد جامع پناه بردند در
اشعار شب اول محرم؛ حضرت مسلم(ع)
/> رفت و زد تکیه به دیوار زنی رفت آمینی سراغ ایمنی زن چو آبش داد راهش نیز داد راه بر افغان و آهش نیز داد نور شه از خانه چون بیرون نشست خصم آمد دست آن دلدار بست رفت از جور کسان بر بام قصر کوفیان را شد تمام آن روز نصر سر بریدند از رسول شاه دین سر به بام افتاد و پیکر بر زمین سر به سوی شام رفت و تن به خاک گفت با
شبا هت عملکرد منافقین با داعش عربی
منافقین دندان افراد زنده را می کشیدند افراد کوچه و بازار را می کشتند. 12هزار نفر از 17 هزار نفر شهدای ترور افراد عادی هستند. این گروه بعد از سال 61 و ناکامی گسترده ، دست به کشتار وسیع مردم زداند و بیشتر ترورها نیز در ماه حرام رمضان انجام شد. برخی اوقات برای کشتن مرد خانواده وارد خانه ای می شدند و زن مانع می شد مرد فرار می کرد بعد از فرار مرد، همسرش را می کشتند. آزادی که آمریکایی ها می
مرد سیاست و کارهای اجرایی نبودم
که پدرم برای تأسیس داروخانه اش به قزوین برگشت، ما هم به خانه پدربزرگی برگشتیم. پدربزرگم مرحوم شیخ ابوالقاسم عزیزی از تجار معروف قزوین بود. من در خانه پدر بزرگم بزرگ شدم، خانه ای بزرگ با جمعیتی بزرگ تر. پدر بزرگ ومادربزرگ در حیاط بزرگ خانه و خانواده عموی بزرگم در یک حیاط و ما هم در حیاط کوچک تر، حدود ??-?? نفری با هم درآن خانه زندگی می کردند. من هفت سال از بهترین روزهای زندگی ام در همین
کامیون عراقی رزمندگان را به وجد آورد
چند نفر به سمت نوک قله حرکت کردیم، وقتی بالاتر رفتم دیدم محمدرضا بغل سنگی نشسته است. خیلی خوشحال شدم که برایش اتفاقی نیفتاد، مدتی همان جا نشستیم بعد محمدرضا یک گلوله آرپی جی به سمت سنگری که جلوی حرکت ما را گرفته بود، شلیک کرد بعد قبضه آرپی جی را داد به من و گفت: بگیر یک گلوله به آن ببندد. من وقتی گلوله را تن قبضه گذاشتم دیدم محمدرضا افتاد پایین، هر چه او را صدا کردم دیدم جواب
مصاحبه ای با دکتر محمد کیانوش راد/فعال سیاسی اجتماعی
تلویزیون و در منزل عمویم دیدم و مثل اکثر مردم، از ایستادگی گلسرخی لذت می بردم و استنادش به اسلام علی (ع) مرا سرمست می کرد. بد نیست بدانید به دلیل مخالفت مادرم، ما بعد از انقلاب و با پیروزی انقلاب اسلامی، تلویزیون خریدیم. اگر چیز خوبی در من باشد همه اش از پدر و مادرم است و بدی هایم از من است. به هر حال از نوجوانی در جریان مسایل کلّی مبارزه بودم و به تدریج به صورت جدی از سال 54 وارد
علی مشهدی:من 14 سال پیش خیلی دلم شکسته بود...
میان گذاشت. دچار بی معرفتی دوستان شدید؟ نه؛ راستش من نه به کسی التماس می کنم و نه چیز دیگری. معتقدم خدا هر اتفاقی را سر موعدش رقم می زند. شاید 10 سال پیش جنبه الان را نداشتم. چرا می گویند آدم باید 18 سالگی به بعد گواهینامه بگیرد؟ شاید من هم باید سر زمان مشخص چیزی را داشته باشم. من 14 سال پیش خیلی دلم شکسته بود. به ناامیدی و یاس عجیبی رسیده بودم. به وضعیتی رسیدم که جز لباس
گلچین شب دهم محرم حاج محمود کریمی
وارث: روضه روز عاشورا شد علم افتاد زمین قائله ای بر پا شد علم افتاد زمین و از ان لحظه دگر باب جسارت وا شد نیزه ای بالا رفت و چه دشوار میان دو سه نیزه جا شد دوره کردند او را سر این که چه کسی سر ببرد دعوا شد یا اخا را تا گفت پسر ام بنین هم پسر زهرا شد ساعتی بعد حسین در سراشیبی گودال تک و تنها شد *******
عروسی خوبان میان کارتن خواب ها
ایران آنلاین / لادن می گوید: شب قشنگی است. از دوازده سالگی حسرت به دل یک عروسی بودم. وقتی 12 سال داشتم شوهرم دادند. یادم هست که لباس عروسی نداشتم یک پیراهن یقه ملوانی تنم کردند. دو سال بعد هم طلاق گرفتم. دختر قشنگی بودم، اما بیش از بیست سال از عمرم کارتن خوابی کردم. الان هم کسی را ندارم و در این مرکز زندگی می کنم. لادن یکی از سی و اندی زن کارتن خواب سرای مهربانو است که به عروسی عطیه و مهدی دعوت
هنر ایرانی با شیب تند رو به انهدام است/ می ترسند مردم با کتاب گمراه شوند
سنی و حیثیت و آبرو. موجود عجیب و غریبی است. اسمش هست تبانه ها به معنای کسی که دائماً تب می کند. همچنین در حال تکمیل بیست و ششمین مجموعه شعر خودم هستم. نزدیک به 6 تا دیوان شعر. تعدادی از این اشعار زیر چاپ است و نزدیک هشت تا از این اشعار هنوز اجازهٔ نشر نگرفته. دو کتاب مفصل نوشته بودم که هرکدام چیزی نزدیک به پانزده سال طول کشیده بود و سی سال به آن فکر کرده بودم. یکی از آن ها
ازدواج با جانباز آرزوی دوران نوجوانی ام بود/ بعد از خواستگاری با هیچ کس مشورت نکردم تا پشیمانم نکنند
/> ** پدرم مسن ترین رزمنده شهرمان بود در یک خانواده مذهبی به همراه سه برادر و دو خواهر بزرگ شدم. برادر بزرگم پیش انقلاب 23 سال داشت و در ایران نبود، اما زمانی که در شیپور انقلاب دمیده شد، برادرم نیز به صف انقلابیون پیوست. برادر دیگرم علی که سه سال از من بزرگتر است نیز همپای برادر و پدرم در پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران دفاع مقدس حضور داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، شهر گراش میزبان
قصه تلخ قاچاقچی و دخترم!
دستوری به من نمی داد. توانایی فکر کردن را از دست داده بودم. فکر کردم قبلا دخترم را از دست داده ام... فکر کردم فقط 10 سال دارم. او تصمیم گرفت که به کارکنان فرودگاه چیزی نگوید، چرا که مایا برای سوار شدن مشکلی نداشت و اگر او زبان باز می کرد، ممکن بود خطری جدی موجه دختر شود. برادر زیزیت در خارج از فرودگاه بود. او سعی کرد تا خواهرش را آرام کند. آن ها قرار گذاشته بودند که پول را
گفتگویی متفاوت با همسر آیت الله مهدوی کنی
چند دقیقه بیشتر طول نکشید و بعد ایشان را بردند. فقط خوشحال بودیم که ایشان زنده بودند. این ماجرا دو سال و خرده ای ادامه داشت، اما در ملاقات های بعدی،دیگرایشان را در قفس نمی آوردند، بلکه چند مانع بود و ایشان را با فاصله می دیدیم. تا مراحل آخرف که فشارهای انقلاب باعث شد کمی آسان تر گرفتند و ایشان به ما نزدیک شد و همدیگر را بغل کردیم و بچه ها را بوسیدند و چون روی بچه کوچکمان حساسیت کمتری بود، حاج آقا
رزمنده ای که درجه سرلشکری خالکوبی کرده بود!
هشدارنیوز - حمید داوودآبادی نویسنده دفاع مقدس سه خاطر از سردار شهید حسین همدانی روایت کرده است که در ادامه می خوانید: دیدار اول: رزمنده ای که روی شانه اش درجه سرلشکر خالکوبی کرده بود! اصلا ندیده بودمش. هیچ شناختی هم ازش نداشتم. آخه اصلا باهاش کاری نداشتم. فقط می دونستم بعد از جنگ، مدتی فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله (ص) بوده. چون فقط زمان جنگ توی لشکر بودم و بعد از آن دیگه
چرا استاندار ساروی نداشته ایم ؟
اتفاقات افتاده است. برای عید فطر امسال آقای مهندس باقری شهردار اسبق ساری مهمان من بود. هماهنگ کردم و با هم به پارک ملل رفتیم. وقتی پارک ملل را دید واقعا تعجب کرد و احسنت گفت. خیلی وقت ها فردی بعد از ده سال به داخل شهر می آید و به وضوح تغییرات رخ داده در شهر را متوجه می شود. اما زمانی که شهردار قبلی وارد شهر می شود، می توان گفت با احسنت گفتنش غرور خودش را می شکند و خود را هم زیر سؤال می برد. امروز
برگزیدگان سومین جشن موسیقی ما؛ تقدیر از درویشی
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از موسیقی ما، در ابتدای این مراسم احسان کرمی که اجرای سومین دوره از جشن موسیقی ما را بر عهده داشت به شعار این جشن-همدلی اهالی موسیقی ایران- اشاره کرد و گفت: سال گذشته که برای اولین بار مجری این مراسم بودم، سخت ترین اجرایم را تجربه کردم؛ اما امسال به خاطر حضور هنرمندان به ویژه اساتید ردیف اول، بی تردید کار سخت تری پیش روی خواهم داشت. او در ادامه به اتفاق
بازگشت بینایی سهیلا در بارسلون
اینکه امروز بیشتر از یک سال از روزی که این حادثه برایش اتفاق افتاده می گذرد، ادامه داد: در روزهای اول که حالم اصلا مساعد نبود، تنها به این دلیل که مثل بقیه قربانی ها بینایی ام را از دست نداده ام، مدام مرا به آگاهی و دادسرا و جاهای مختلف احضار می کردند و سوال می پرسیدند. آن روزها من مدام در حال رفتن به این اداره ها بودم و به دلیل وضعیت نامناسبی که داشتم همه جا با آژانس می رفتم و برمی گشتم و هزینه های
ماجرای خوش شانس ترین آدم دنیا +عکس
.” یحیی می گوید: در زندان، مرگ را با چشمان خودم دیدم. او در زندان هم شانس آورد. یک ماه بعد، قاچاقچیان او را به طبقه بالا بردند و قرار شد به شرطی که او دهان خود را بسته نگه دارد، می تواند ظرف هایشان را بشورد و آشغال ها را جمع کند. یحیی حدود یک سال در آن کار بود. قاچاقچیان سرانجام به نتیجه رسیدند که او به اندازه کافی به آن ها خدمت کرده و پول سفرش را در آورده است. چند هفته بعد، او
بیاد هما روستا به انگیزه کوچ همیشگی اش
، خانواده اش ازجمله هما کوچولو نیز او را همراهی کردند. پس از تثبیت در آن دیار، هما که به هنر نمایش علاقه مند شده بود تحصیلاتش را در مسکو و بعدها در بخارست در همین رشته به پایان رساند. با درگذشت پدر، خانواده روستا در برلین شرقی سکنی گزیدند. در اینجا نیز هما از فرصت پدیدآمده سود جست و به آموختن زبان آلمانی روی آورد. این زبان آموزی سالیان بعد در باورپذیری نقش خواهر یک رزمنده شیمیایی که برای مداوا به
زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم
هم منتظرند تا پا جای پای برادران بزرگتر و پدر کبیرشان بگذارند. زیدان در گفت و گوی مفصلی که با اکیپ داشته درباره بچه هایش و البته موسسه فوتبالی دنون نیشن که مخصوص بچه های 10 تا 12 ساله فوتبالیست در دنیا است گفت و گوی مفصلی کرده که خلاصه ای از آن را از نظر می گذرانید. به نظر می رسد وقتی بچه ها دور و برتان هستند خوشحال تر از حد معمول هستید. همین طور است؟ در کل در حضور بچه ها بله
از نهیب مادر شهید به مجری تا نشاط پدر پیر و مادران قد خمیده شهدا در پایان انتظار
جدا جدا عکس های بسیاری گرفتند. آری قابی زیبا که تمثال امامین ما در آن بود. قابی که تصویر پیر جماران خمینی بت شکن و سید خراسان خامنه ای عزیز را در خود جای داده بود تقدیم چشم و چراغ ملت گردید و اینگونه مراسم پایان انتظار نیز پایان یافت. از نهیب مادر شهید به مجری تا نشاط پدر پیر و مادران قد خمیده شهدا در پایان انتظار مراسمی که تاسالها بر دل و جانم حک گردیده و بعید است از لوح
دلایل ناکامی بسکتبال ایران در آسیا
موضوع بر عهده من نیست و نمی توانم درباره آن پاسخگو باشم. من می توانم درباره مسائل فنی حرف می زنم. بائرمن نشان داد وقتی کره جنوبی و ژاپن را با چهل امتیاز اختلاف شکست می دهد، مربی خوبی است. عدم سرمایه گذاری روی بسکتبال یکی از مسائلی است که به بسکتبال ایران ضربه زده زیرا باعث رفتن ستاره های ایران به لیگ چین شده است. این بازیکنان در طول سال بیش از 20 شکست تجربه می کنند و نمی توانند دوباره
عجیب ترین همسرکشی هایی که طی یک سال و نیم گذشته اتفاق افتاده + جدول
و رضا 5 سال بعد به قتل اعتراف کردند. در جلسه دادگاه که در فروردین 93 برگزار شد، مهری گفت: بعد از جدایی از همسر اولم وضعیت خوبی نداشتم. رضا که یکی از اقوام ما بود. حسن را به من معرفی کرد و ما با هم ازدواج کردیم، اما پس از ازدواج فهمیدم حسن مرد بداخلاقی است و مرا کتک می زد. چند بار از این وضعیت به رضا گله کردم. روز حادثه رضا از شمال به خانه ما آمد و با حسن به طبقه پایین رفتند. وقتی رفتم آن ها را
هوشنگ امیراحمدی: باید به جای جشن در ایران، عزا می گرفتیم تا موضع جمهوریخواهان تقویت نشود / ظریف یک فرد ...
عجولانه و بدون برنامه وارد میدان مذاکره شدیم و بی توجه به اخلاق امپریالیستی طرف مقابل در باره تاثیر تحریمها آه و ناله راه انداختیم. کمی هم ما را از جنگ ترساندند و جدا سازی مشکل هسته ای از سایر مسائل را به ما تحمیل کردند. سوم، خود توافقنامه است که بنظر من دارای سه بعد قصد، روح و جسم است. من با قصد امریکا مخالفت داشتم و دارم چون فکر میکنم در جهت "خلع سلاح" و نمادینه کردن صنعت غنی سازی کشور و
عمو صدام
این که مادرم از دانشگاه فارغ التحصیل شد و پدرم از آکادمی خلبانی اسکاتلند. من یک سال بعد، در همان ماهی که پدرم کاپیتان خطوط هوایی عراق شد، به دنیا آمدم. پنج سال بعد از من، حیدر به دنیا آمد و پنج سال بعدش، حسن. با تولد هر فرزند، پدرم یک نهال نخل در حیاط خانه ی جدیدمان در کوی هواپیمایی می کاشت. پدرم باغبان خانواده بود و حیاط پر از ثمره ی کارهایش؛ درخت های پرتقال و لیموترش و لیموشیرین.
برای حضور هنرمندان خارجی، باید فرش قرمز انداخت
ویزای توریستی، ویزای کار می گیرند .این در حالی است که لغو کنسرت های خارجی در کشور، تبعات بین المللی دارد. اگر همه زمینه ها برای برگزاری کنسرت فراهم شود و کشور میزبان هم از هنرمند خارجی برای برگزاری کنسرت دعوت کرده باشد، در صورت لغو آن اجرا، باید غرامت بپردازد، زیرا هنرمندان مطرح، فعالیت های هنری خود را از چند سال قبل برنامه ریزی می کنند و این موضوع به آن ها ضرر مالی می رساند. مصداق این