سایر منابع:
سایر خبرها
اشعار ویژه شب پنجم محرم الحرام _ حضرت عبدالله بن الحسن (ع)
من ناصرت بیچاره ام کرد من مرده ام آقا مگر تنها بمانی؟! قلبم، سرم، دستم همه نذر دو چشمت من می دهم جان در ره تو تا بمانی آقا نبینم در ته گودال باشی ای زینت دوش نبی بالا بمانی بالا نشینی و تو را پایین کشیدند زیر لگدها زیر دست و پا بمانی لعنت به این آب فرات و خنده هایش راضی شده لب تشنه در این جا بمانی
پاسداشت کوچکترین سربازکربلادرهمایش سراسری شیرخوارگان حسینی
فرزندانشان در راه دین و اسلام تربیت کنند و اعلام کردند: یا صاحب الزمان فرزندم را نذر یاری قیام تو می کنم، او را برای ظهور نزدیکت برگزین، مولای من سربازانت را نظاره گر باش که همه این سربازان فدای قدوم تو هستند. همچنین در این مراسم مادران با قلب هایی محزون حاجت خود را از خدا طلب و ارادت خود را به امام حسین(ع) و 72 تن از یاران باوفای آن امام مظلوم به خصوص طفل شش ماهه حضرت ابا عبدالله حسین (ع) نشان
امام حسین(ع) در لحظه ورود به کربلا چه کرد؟/ وقایع منزل سیزدهم تا رسیدن به نینوا در دوم محرم
تا دو روز ذکر شده است. مجموع منازل: 25 تا 28 منزل ذکر شده است. نحوه برخورد با مسافران: معمولا امام با مسافران که عمدتا از کوفه عازم مکه بودند چند گونه برخورد داشتند: 1.کسب خبر از راه و وضعیت کوفه 2.طرح فساد و گمراهی و نیرنگ ها و جنایات بنی امیه. 3.دعوت به همراهی و یاری در حرکت و قیام 4.پاسخ به پرسش های دینی و شرعی آنان 5
سربازان در گهواره، نذر قیام آخر شدند/ گریه های بی امان شیرخوارگان حسینی در پاسخ به "هل من ناصر ینصرنی" ...
از ته دل وجود مادران بر می خاست و تنها دعایی که در ذهنشان متبادر می شد تعجیل در ظهور منتقم خون حسین (ع) بود تا شاید مرهمی بر زخم دل حضرت رباب (س) باشد. برخی مادران به امید شفای کودکشان، برخی دیگر برای گرفتن حاجت و بعضی هم برای ابراز ارادت آمده اند. * مادر افغانی که ساعت 5 صبح برای شرکت در مراسم از خانه بیرون آمده بود در میان جمعیت خانمی از کشور افغانستان با نوزاد
شیرخوارگان حسینی زنجان، نذر امام زمان(عج)
بار دیگر محرم فرا رسید و جمعه نخست آن به منزل تمام شیعیان پا نهاد. از ساعت شش صبح امروز جمعه نخست ماه محرم، مادران کودکان و نوزادان به دست و در آغوش، با لباسی سیاه، رخت سبز حسینی بر تن فرزند راهی مصلی خاتم الانبیای زنجان شدند. بنا بود مراسم راس ساعت هشت صبح شروع شود، اما مادران به سبب استقبال انبوهی که از این همایش می شود، از همان ساعتی که نور خورشید بر بام خانه اشان افتاد، راهی مصلی شدند. هر
اشعار ویژه شب چهارم محرم - ابناء الزینب
خواهم داد جگرش سوخت اگر من دو جگرخواهم داد میخ اگر خورد به تن، تن به تبر خواهم داد چادرش را به کمر بست اگر می بندم دلِ تو مادریُ روضه ی او سوگندم قنفذ از راه از آن لحظه که آمد می زد تازه میکرد نفس را و مجدد می زد وای از دست مغیره چقدر بد می زد جای هر کس که در آن روز نمی زد می زد مادرم ناله به جز آهِ
اشعار ویژه شب سوم محرم - حضرت رقیه (س)
زخم جگر ...زخم پا ...کبودی گونه مرهم این قلب غصه دار نیامد شامل حالم شدند لطف لگد ها راه اگر پای پر زخار نیامد تاب غمت را نداشت جسم نحیفم شانه ی من پا به پای بار نیامد جان در آغوش بردن تو ندارم مادری ام عاقبت به کار نیامد محمد حسن بیاتلو: همه شادند دخترت گریان همه خوابند دخترت بیدار خیلی امروز مردم این شهر
خداحافظ، عزیز شیرخواره .... می دونم این آخرین دیداره
غش می کند به صد تعجیل راه چاره یابد جگر می سوزد این لب سابی او شدم بی تاب از بی تابی او ببر میدان تو این لب تشنه را زود که شاید زخم دشمن آیدش سود ***** کودکی خردسال روی دستان مادرش بی تاب است و صورتش رنگ باخته و به زردی گراییده ولی آمده است تا تن رنجورش را در رکاب ولایت اهدا کند . کودکان همه در این مکان مقدس
شب اول ماه محرم در مسجد ارک تهران +تصاویر
/> غزل حضرت مسلم دو سه روز است بی کس و کارم مثل ابر بهار می بارم جان تو مضطر و گرفتار با تو آقا نگفته ها دارم . رد اشکم به خاک جا انداخت کوچه گردی مرا ز پا انداخت . به نماز من اقتادا نشده آشنا با من آشنا نشده در یک خانه روُم وا نشده چه کنم با غم دوا نشده
سوگنامه حسینی
تا وصیت می کند، یک؛ زره من را بفروشید و قرض هایم را بدهید. دو؛ نامه ای به حسین بنویس بگو نیاید چون من او را به کوفه راهی کردم، حسین جان دست زن و بچّه ات را گرفتی کجا می آیی؟ مقرم می نویسد وقتی داشتند حضرت مسلم را از پله های دارالعماره بالا می بردند، همینطور تسبیح و تکبیر و استغفار به زبان می گفت. بالای بام رسید اوّل ایستاد و دو رکعت نماز خواند، بعد بلند شد رویش را سمت مدینه کرد السلام
نوای لالایی علی اصغر درآسمان همدان پیچید
محرم فرا می رسد، قصه غصه رباب (س) بار دیگر برلبان مادران شیعه جاری می شود، قصه حسین (ع) و مظلومیت او هنگامی که طفل شش ماهه اش را نزد دشمن برد تا او را سیراب کند، جان و دل را می سوزاند. حمیدبن مسلم نیز در این باره می گوید، به کودک مقتول در دست پدر نگاه می کردم، دیدم زنی از خیمه بیرون آمد و سراسیمه صدا می زد: آه فرزند مقتولم، آه میوه ی دلم ... و به دنبال وی، دختران حرم رسول خدا(ص) بیرون
خورشید عشق را به دیار مرده قلب هایمان دعوت کنیم!
زدند و بدنش را به زیر افکندند. هانی بن عروه را نیز... دست بسته به بازار بردند و به قتل رساندند، در حالی که می گفت: الی الله المنقلب والمعاد اللهم الی رحمتک و رضوانک بازگشت به سوی خداست... معبودا، اینک به سوی رحمت و رضوان تو بال می گشایم. بعد از آن به فرمان ابن زیاد، عبدالاعلی کلبی و عارة بن صلخت ازدی را نیز که از یاوران مسلم در قیام کوفه واز شجاعان شهر بودند، به قتل رساندند. آنگاه جنازه مطهر مسلم و
--- کاروان وارد کربلا شد ---
/> منزل ششم- ذاتُ عِرق/این ها مرا ترسانیده اند منزل هفتم- حاجِر/نامه مسلم به امام منزل هشتم- فَید/شهری در نیمه راه مکه به کوفه منزل نهم- اَجفُر/به خدا سوگند تو را می کشند،از این سفر صرف نظر کن منزل دهم- خزیمیه/پس کیست بر شهدا بعد از این زمان بگرید؟ منزل یازدهم- زَروُد/پس از این خیری در حیات نیست منزل دوازدهم- ثعلبیه/روزی که هر گروهی
بنیان های مدرنیته ژاپنی
وابستگی به فروش ثروت ملی برای نان شب و روز، و هم به خاطر عدم توانایی در تحقق اصلاحات سیاسی مطرح شده، ناکام گردید. بهرحال باید پذیرت که اصلاحات سیاسی و اقتصادی، دو بال یک پروازند. به نظر نمی رسد که تحولات خرداد 1384 نیز پاسخگو باشد. زیرا سر سازشی با سنت مقابله مثبت با عصر صنعتی و پیشرفت هم سنگ با جهان واقع ندارد، از برنامه های بلند مدت بیزار است و با همان شعارهای سوداگرایانه، از جمله آوردن نفت سر سفره
معارف حسینی 1
بگذار آسوده خاطر باشم. همسر زهیر می گوید: قبول می کنم ولی من هم از تو خواهشی دارم و آن اینکه: اذکرنی عند جدّ الحسین در پیشگاه رسول خدا (ص) مرا هم فراموش مکن . زهیر به حضور حسین (ع) برمی گردد و او را همراهی می کند و در روز عاشورا جاودانه می شود . چون می روی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم چون
این دل شده هیأت اباعبدالله(29)/با احتیاط لاله ی ما را پیاده کن
بر آشنایی می دهد خواهرم اینجا اسیرت میکنند در همین ده روزه پیرت میکنند میشوی تو غرق ناله غرق آه میزنم من دست و پا در قتلگاه شعله ها بر باغ و گلشن میزنند در همین جا سنگ بر من میزنند دخترم را در غریبی میکشند گوشوار از گوشهایش میکشند خصم حیدر تیغ بر رویم کشد شمر بی شرم و حیا مویم کشد
چهار زنی که امام حسین (ع) از آنان استمداد طلبیدند/ نقش رقیه؛ همسر مسلم (ع) در کربلا
". بعضی منابع، او را اولین شهید کربلا دانسته اند و برخی نیز گفته اند بعد از علی اکبر علیه السلام، دومین شهید بوده است. حتی زمانی که امام حسین علیه اسلام بیعت خود را از یارانشان برداشتند، یکی از کسانی که به حرف آمد و سخنانی ایراد کرد همه را تکان داد، او بود که گفت: "من جانم را فدای تو می کنم، ای حسین!، خون ام را به پای تو می ریزم، ولی از غیرت و حمیت خود دست برنمی دارم!" این جوان در 26 سالگی شهید شد و
حجت الاسلام کرمی :حادثه عاشورا شوک عظیمی به جامعه اسلامی بود که تمام عقل ها را متحیر گذاشت
جامعه ایی اتفاق بیفتد در بین همه ی مردم می پیچد، بازتاب دارد، خبرش در خبرگزاری ها پخش می شود. حالا حساب کنید جان حجت خدا و خانواده و یارانش را بگیرند! چه اتفاقی باید بیافتد؟ اصلا قابل توجیه هست؟ حال شاید تعدادی یگویند حادثه عاشورا برای 50سال بعد از رحلت است شاید کمی قابل درک باشد اما حادثه ی ثقیفه چه؟ هنوز بدن پیغمبر روی زمین بود اما اتفاقی در جامعه افتاد که هیچ قابل توجیه نبود. به
این دل شده هیأت اباعبدالله(28)/شال و لباس مشکی مارا بیاورید
یاد گودال و تن و نیزه و سر افتادم شمر تا رفت، تنش زیر لگدها افتاد خواهرش در وسط دسته ی بدها افتاد تازه از دست سنان و همه راحت شده بود روی آن پیکر سم دیده چه ردها افتاد تا که افتاد حسین، حضرت زهرا غش کرد آنقدر خورد زمین زینب کبری، غش کرد جعفر ابوالفتحی آمد محرّم نبض عالم ایستاده از حرکتش
مداحی و اشعار دوم محرم ورود کاروان به کربلا
خار مغیلان ندیده اند یک لحظه هم ز خیمه ی طفلان جدا نشو جان رباب از دم گهواره پا نشو تو هستی و اهالی این خیمه راحتند در زیر سایه ات همه در استراحتند تو هستی و به روز حرم شب نمی رسد چشم کسی به قامت زینب نمی رسد یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند احساس می کنم همه دلواپس هم اند احساس می کنم که جوابم نمی دهند با آب آب
قدم به قدم با قافله امام حسین(ع) از مکه تا کربلا / گزارشی از وقایع 12 منزل مسیر کاروان
عبیدالله زیاد نوشت: شنیده ام از مکه قصد سرزمین تو کرده است. 1.در راه نگهبانان قرار بده. 2.جاسوسان بگمار تا مسائل را اطلاع دهند. 3.همه روزه اخبار را برای من بنویس. 4.هرکس با تو جنگ کند با او بجنگ. بزرگانی که همراه نشدند: 1.محمد حنیفه برادر اباعبدلله الحسین (ع) که دلیل نپیوستن او را برخی عدم توفیق یا هم افق نبودن با شهدای کربلا دانسته اند نیز نوشته اند هنگام خروج امام
حجت الاسلام حسن آقامیر: مواظب باشیم دیگران را به گناه نیندازیم
جهالت آوردند تا به زخم دلت نمک بزنند کوفه بال و پر شما را بست کُنج دیوارِ خسته افتادی تنگی کوچه هاش باعث شد یاد پهلو شکسته افتادی ضربه هاشان به پهلویت می خورد دردهایت یکی دو تا که نبود چقدر زود دوره ات کردند کوفه گودالِ کربلا که نبود آب در حسرت لبانت سوخت لب پاره مُعَذَّبی آقا گریه هایت به کوفیان فهماند فکر فردای زینبی آقا
اشعار شب دوم محرم؛ ورود به کربلا
داشتم بی علی اکبر من و باران سنگ از روی بام با تو دست هیچکس حتی به سمت من نرفت بی تو ما را می برند اشرار تا بزم حرام (سید پوریا هاشمی) امروز محرمان حرم سایه ی سرم شام دهم زمان نفس های آخرم امروز بین حلقه شیران هاشمی شام دهم به حلقه زنجیر پیکرم امروز دخترک سر دوش عمو ولی شام دهم به گریه که عمه گل سرم امروز
سردار محرم؛ مولود محرم، شهادت محرم، عملیات محرم
گلهای سرخِ زخم بر پیکر نورانی اش شکفتن گرفت و در عاشورای سال 61 در محور شرهانی آخرین زخم عاشقانه را به جان پذیرفت و مظلوم و تشنه لب همچون سرور خود آقا ابا عبدالله الحسین(ع) به میعاد نور و ستاره رفت و به دیدار حضرت دوست شتافت. قسمتی از وصیتنامه شهید مشفق اگر می خواهید که روح من شاد باشد گوش به حرف دشمنان اسلام ندهید و همیشه گوش به حرف امام خمینی بت شکن دهید که حرف او همانا گفته
آمرین به معروف تنها مانده اند
کردند و رابطه خاصی بین ما در جریان بود. من نزدیک 20 سال بود که با ایشان ازدواج کرده بودم و تنها 7 – 8 سال پرستاری مداوم ایشان به عهده خود من بود، اما من هر کاری که برای ایشان انجام می دادم ایشان تشکر و اظهار شرمندگی می کرد و می گفت که من خجالت می کشم که به تو بگویم حتی برایم یک لیوان آب بیاوری. همه می دانیم شخصی که بستری باشد نیاز به شستشوی مرتب و حداقل یک روز در میان دارد. اگراتفاقی می افتاد و
گلچین شب هفتم محرم حاج سید مجید بنی فاطمه
/> پسرم می دونم آخرش هم تو پر میگیری اگه با بابا نری میون گهواره می میری لالایی لالایی لالایی علی لالایی لالایی لالایی لالایی علی لالایی عمر شش ماهه ی تو شده تفسیر خزون یکی یکی همه رفتند پسرم کسی نموند تو یکی زنده بمون شاید این معجزه ی اول وآخرت باشه که میخای یه لشگر رو با گریه آتش بزنی من رو باش که دلخوشم دریا رو
گلچین شب سوم محرم حاج سید مجید بنی فاطمه
از اون شب اما نگو بابا فقط زیر کتک میگفتم عمو مجنون باید با لیلی باشه ماهی باید با دریا باشه بابا همش خودت میگفتی دختر باید با بابا باشه بابا بیا برس فریادم روزی هزار دفعه جون دادم از روی نیزه ها میدیدی از روی ناقه ها افتادم تنت رو خاکه دشته سرت کجاها گشته یا تو تنور مهمونه یا که مهمونه تشته زخم لبت خداروشکر یکم بهتره لای موهات پر غبار و خاکستره مجنون باید با لیلی باشه ماهی باید با دریا باشه بابا همش خودت میگفتی دختر باید با بابا باشه ...
هلند، خانه خراب بزرگ دنیای فوتبال؛ آقای بلیند، تو مقصری!
مصدومیت بازیکنان در نهایت چاره ای غیر از تسلیم و چهارم شدن در گروه اول برای لاله های نارنجی باقی نگذاشت. آیا دنی بلیند به عنوان مرد اول کادر فنی مقصر بود؟ بدون شک، بله. او هرگز کاریزمای لازم برای روح دادن به تیمی اشباع شده و البته سر خورده از به لب چشمه رفتن و تشنه برگشتن در دو جام جهانی متوالی را نداشت. بازیکنان بزرگ تیم هرگز سرمربی را بزرگ تر از خودشان ندانستند و انگار الزامی به گوش
مداحی، مقتل و اشعار اول محرم
آل پیغمبر به دست فرقه دور از ثواب زین سفر بگذر که ترسم عابدینت را برند با غل و زنجیر نالان جانب شام خراب زین سفر بگذر که می ترسم یزید دون زند چوب خیزران بر لب لعل تو در بزم شراب از جفای کوفی و شامی مگو دیگر صغیر ز آتش نظم تو جان خلق عالم شد کباب "مصیبت نامه، صغیر اصفهانی" مسلم ام... مسلم ام
آداب و رسوم مردم ایران در ماه محرم + عکس
امشب شام غریبانست پسر زهرا، پسر زهرا، تن عریانش، به بیابانست، مگر امشب شام غریبانست ساعتی پس از این مراسم محله کلوان همانند محله کوی سنگ شمع به دست یه طرف محلات دیگر نایین حرکت کرده و با خواندن این اشعار به طرف حسینیه ها به حرکت در می آیند: امشب به صحرا بی کفن، جسم شهیدان است، شام غریبانست امشب نوای کودکان، بر بام کیوان است، شام غریبانست و بدین