سایر منابع:
سایر خبرها
تیم مذاکره کننده در طول این دو سال خون دل بسیاری خوردند / برجام با هدایت های شخص رهبری و شجاعت رئیس ...
فراوان، مجاهدت ها، شجاعت های دولت و شخص رییس جمهور با هدایت مشخص رهبری و مجاهدت های تیم مذاکره کننده و بعد از دو سال و نیم مذاکره برجام در مجلس نیز به تصویب رسید و امروز امیدواریم با اجرای هر چه سریع تر آن گره از مشکلات کشور گشوده شود. هاشمی رفسنجانی افزود: من در جریان قطعنامه پایان جنگ قرار داشتم و می دانم مذاکره کردن با قدرت های دنیا به چه اندازه مشکل است. ما در این مذاکرات چیزی را از دست
گفتگوی ویژه با ستاره جدید فوتبال ایران
اصراری یکی از مسئولین فوتبال کرج در کمپ استعدادیابی باشگاه سایپا حاضر شدم و توانستم نظر مربی تیم فوتبال جوانان باشگاه را جلب کنم. این گونه شد که وارد وادی فوتبال شدم و از آنجایی که این باشگاه همیشه توجه ویژه ای به تیم های پایه خود دارد و از معدود باشگاه هایی است که اجازه می دهد بازیکنان کم سن و سالش در مسیر رشد قرار گیرد، با نظر مجتبی تقوی سرمربی وقت تیم بزرگسالان سایپا به ترکیب این تیم اضافه شدم و
عکس/ حاج حسین همدانی در کودکی
عقیق : شهید حاج حسین همدانی خود را این گونه معرفی می کند: من حسین همدانی هستم؛ متولد 24 آذرماه 1329 در شهرستان همدان. فرزند سوم خانواده ای هستم که عبارت بودند از پنج سر عائله: دو خواهر بزرگ تر از خودم و یک برادر کوچک تر... حاج حسین همدانی پس از 35 سال پوشیدن لباس پاسداری از نهضت حسینی، سرانجام روز پنجشنبه 16 مهر 1394 شمسی، در میدانِ دفاع از حرمِ بانوی مقاومت ، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)، مزدِ خوبان را دریافت کرد و پای بر بساط عندربهم یرزقون نهاد. مبارک باد بر آن پیرجنگاور همدانی، گوارای وجود آن سالارِ انصارالحسین ، برازنده ی روح بلندپرواز آن سردارِ قرارگاه زینب . ...
هاشمی رفستجانی : در ایران هم مانند لابی های امریکا کسانی فعال بودند تا برجام به نتیجه نرسد
به گزارش وقت نیوز ، رییس مجمع تشخیص مصلحت نطام عصر امروز پنج شنبه در آیین سالگرد شهادت شهید محراب آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی با اشاره به مساله برجام در مجلس اظهار کرد: بعد از تلاش های فراوان، مجاهدت ها، شجاعت های دولت و شخص رییس جمهور با هدایت مشخص رهبری و مجاهدت های تیم مذاکره کننده و بعد از دو سال و نیم مذاکره برجام در مجلس نیز به تصویب رسید و امروز امیدواریم با اجرای هر چه سریع تر آن گره
وظیفه مبلغان محرم، بیان اهمیت مجلس خبرگان و معرفی کاندیداهای واجد شرایط !
شهرها ناظر بودم. اما الحمدلله امروزه شرایط به گونه ای است که هم مبدأ سامان دارد و هم مقصد. آیا خاطره ای از سفرهای تبلیغی خودتان دارید؟ درخصوص تبلیغ خاطره ای برایتان نقل می کنم که بیان کننده اهمیت این موضوع است. بنده در مناسبت های مختلف سفرهای زیادی به نقاط مختلف کشور داشتم؛ اما از یک زمانی تصمیم گرفتم که وقتم را بیش تر به درس و بحث اختصاص بدهم. در همان زمان ها، آیت الله محسن
حمیدرضا آذرنگ: بدون تمرین رفتم جلوی دوربین
شاهگوش و حالا دندون طلا. نقش عنایت سرخوش را که خواندید چه تصویری از آن داشتید؟ - من برای رفتن به استقبال شخصیت دورخیز نمی کنم. سعی می کنم در موقعیت قرار بگیرم بعد که با هم یکی شویم. روزی که عنایت سرخوش را خواندم بزرگترین وحشتم این بود که قرار است نقش سیاه بازی کنم. هنوز خیلی از آدم های متخصص هستند که کار آدم را (در سیاه بازی) قضاوت می کنند. ضمن اینکه نمایش آئینی ما هم هست و
خاطرات خواندنی باستان شناسان از حفاری های استاد/ ملک شهمیرزادی: سخنان پاپ فرانسیس را داریوش هخامنشی 2500 ...
وی چنان جذاب بود که بنده که در رشته دیگر درس می خواندم و تنها به دلیل دوستی که در این رشته داشتم، با وی به صورت آزاد در این کلاس ها حضور پیدا می کردم و در نتیجه نوع بحث، مباحثه، نگرش و تحقیق استاد چنان جذاب بود که بنده را مفتون می کرد و یکی از دلایلی شد که در تصمیم خود مصمم شدم به رشته باستان شناسی روی بیاورم و در این رشته تحصیل کنم. مشاور رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی افزود: در واقع شیوه
این جا دست ها می بینند و می آموزند
جدید، مادری از شهرهای اطراف برای ثبت نام دخترش آمده بود و می گفت من پول ندارم که بچه ام را با خودم ببرم، چه اشکالی دارد که او پیش شما بماند؟ به او گفتم این بچه نیازهای عاطفی هم دارد که باید برآورده شود. بالاخره بعد از صحبت هایی که با این مادر داشتم گفت اگر توانستم ماهی یک بار به بچه سر می زنم. این مسایل زیاد اتفاق می افتد و ما اگر بتوانیم گوشه ای از مسایل اقتصادی بچه ها را حل کنیم، پدر و مادرها
اشعار شب دوم محرم؛ ورود به کربلا
دلم تکیه گاه شانه های خسته ام در هر مقام پابه پایت آمدم یک عمر همدل همنفس پابه پایت آمدم هرجاکه رفتی گام گام باتو این پنجاه سال احساس عزت داشتم با تو در محمل نشستم در کمال احترام با تو تا اینجا رسیدم بی غم و بی دردسر با تو میگویند از امنیتِ من خاص و عام اسم اینجا را که گفتی سینه ام آتش گرفت شعله ور شد خاطرم از غصه های
مهدی ترابی: هدفم حضور در جام جهانی است
در زیر می خوانید. - فوتبال را از کجا شروع کردی؟ - من در حقیقیت یک فوتسالیست بودم و مدتها فوتبال در سالن بازی می کردم تا اینکه متوجه شدم باشگاه سایپا در کرج مشغول تست گیری است. با تاکید و اصراری یکی از مسئولین فوتبال کرج در کمپت استعدادیابی باشگاه سایپا حاضر شدم و توانستم نظر مربی تیم فوتبال جوانان باشگاه را به خود جلب کنم. این گونه شد که وارد وادی فوتبال شدم و از آنجایی که
مقتل نویسی که آوازه شهرتش همه گیر نشد
تصمیم گرفت در محضر اساتید برجسته حاضر شده و اصول مداحی را هم یاد بگیرد. معطر کار در آجیل فروشی را رها کرد و پی کسب درس معرفت و اصول مداحی رفت. او در این موقع 25 سال بیشتر نداشت. این نوحه خوان ادامه می دهد: دو تا استاد داشتم، حاج مرزوق که عرب زبان بود. 30 سال نزد ایشان شاگردی کردم. چند سالی هم مرشد توکلی استادم بود. این حرف مال 70 سال پیش است. آن موقع مثل حالا نبود که مداح از روی کاغذ نوحه بخواند
روشندلی که دلش را با آیات قرآن جلا داد/ از امتحان الهی سرافراز بیرون آمدم
سال 1369 شهرستان ایوان(استان ایلام) حافظ کل قرآن و در حال حاضر در رشته علوم قرآنی در مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور ایلام مشغول به تحصیل هستم. درباره روش حفظ خود در طول این مدت توضیح بفرمائید؟ در ابتدا باید بگویم که بنده از کودکی علاقه زیادی به حفظ قرآن داشتم و همین امر موجب شد تا قبل از اینکه به مدرسه بروم با خواهرم در خانه شروع به حفظ قرآن کنم و از همان ابتدا با توجه به اینکه با
اولین مدیرکل تربیت بدنی بوشهر نقاب در خاک کشید+ عکس
راهنمایی کرد تا درکنکور دانشسرای تربیت بدنی شرکت کنم. با قبولی در کنکور توانستم وارد اولین دانشسرای تربیت بدنی کشور شوم. بعد از فارغ التحصیلی در 21 خرداد 1321 که به بوشهر بازگشتم مصادف شد با جنگ جهانی دوم و شلوغ شدن اوضاع آن روزهای کشور. پدرم به دلیل نگرانی از این اوضاع و احوال اجازه رفتن دوباره من را به تهران برای ادامه تحصیل در مقطع بالاتر نداد تا اینکه در مهر ماه 1321 حکمی به عنوان دبیر، دبیرستان
دختر کردستانی که قرآن را با دو چشم نابینا حفظ کرد
آزمون سراسری دانشگاهها ثبت نام کردم و موفق شدم رتبه 5800 را کسب کنم و با تعیین رشته توانستم زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان قبول شوم. وی ادامه داد: از سال 78 در 12 سالگی شروع به حفظ قرآن کردم و تا نیمه اول سال 81 به مدت دوسال و نیم کل قران کریم را حفظ کردم . با توجه به شرایطی که دارم شخص خاصی برای یادگیری تجوید نداشتم اما در فضای نرم افزار استاد تجوید ما استاد منشاوی بود.
ترابی: من یک فوتسالیست بودم
چیزی که تصور داشتم تمام بازیکنان با روی گشاده از من استقبال کردند. بازیکنان با تجربه تیم که سال ها در میادین بین المللی حضور داشتند بدون هیچ چشم داشتی به من توجه ویژه کردند و از هیچ کمکی برای انتقال تجربیات خود دریغ نکردند. بارها و بارها کنار بازیکنانی مثل آندو تیموریان، اشکان دژاگه و سایر باتجربه تیم نشستم از آنها چیزهای زیادی را یاد گرفتم. البته این روند در تیم سایپا هم همین طور بود و همیشه
میان معرکه نوشید، جام وصل را
سریعاً به ایشان رساندم. دیدم مقداری وجوهات و نذورات برای دفتر حضرت آقاست. گفت بیم آن داشتم دستم از دنیا کوتاه شود و فردا سال خمسی من است! او به زیارت مشهد مقدس، قم و سایر امامزادگان علاقه مند بود. مجالس وعظ و خطابه را دوست می داشت و بعد از مطالعه خلاصه نویسی از اندوخته های علمی خود را ترک نمی نمود. ایشان وقتی برای سخنرانی بزرگداشت شهدای روحانی به تالار جامعه مدرسین در قم تشریف
حاج حسین همدانی وقتی کشتی گیر بود +عکس
صادقانه باید بگویم که به محض اینکه از آب و گل درآمدم و دست چپ و راست خودم را شناختم، کار کردم. از همان کلاس اول ابتدایی در بازار همدان کار می کردم و درس می خواندم. به کشتی علاقه زیادی داشتم. حدود سال 1341 در حالی که دوازده سال بیشتر نداشتم برای تماشای مسابقات کشتی آزاد به سالن های ورزشی همدان می رفتم. ابتدا فقط علاقه داشتم، اما سه سال بعد تصمیم گرفتم به صورت عملی و پیگیر وارد این ورزش پهلوانی شوم. تا
سه روایت از دیدار با سردار همدانی
دیرینه اش رسید و همسایه اهل بیت (ع) و دوستان شهیدش شد. و من همچنان، ذوق زده، عکس خودم با حاج حسین همدانی را بعد از عکسم با "غضنفر رکن آبادی"، به عنوان آخرین هایی که توفیق داشتم در کنارشان عکس بگیرم و آسمانی شدند، قرار دادم. و گذاشتم کنار هفتاد هشتاد عکسی که در کنار شهدا گرفته ام. واقعا اونا که رفتند، به این عکسها نگاه می کنند؟! یعنی با دیدن این عکسها، منم یادشون میاد؟ ای رها گردیدگان، آن سوی هستی قصه چیست؟! منبع: دفاع پرس
هادی ساعی:ناخواسته وارد این حرفه شدم
توانایی تان از شما دعوت به همکاری کرده اند؟ بله البته نقشی که در فیلم سینمایی بازی کردم، کار سخت اما لذت بخشی بود و دوست داشتم. به هر حال چنین نقشهایی به آمادگی جسمانی و توانایی خاصی نیاز دارد. ضمن اینکه من همواره دوست داشتم کارهای سخت را تجربه کنم. اصلاً چطور شد که به بازیگری علاقه مند شدید؟ من خیلی به بازیگری علاقه نداشتم، اما چند پیشنهاد در این زمینه داشتم که باعث شد ناخواسته وارد
عکس/ همدانی ها حالش را ببرند
مشرق: علی همدانی یکی از کارگران شرکت نفت آبادان ، به تاریخ جمعه، 24 آذر ماه 1329 شمسی (مصادف با 5 ربیع الاول 1370 قمری) در شهرستان آبادان صاحب دومین فرزندش شد و نامش را حسین گذاشت. او سه سال بعد درگذشت و چهار فرزند و همسرش، به همدان بازگشتند. حسین با رنج و زحمت و محرومیتِ یتیمی، بالید و قد برافراشت. خدمت سربازی اش را در رسته ادوات گردان 158 از تیپ 55 هوابرد شیراز به عنوان خدمه ی خمپاره انداز 81
دهۀ اول محرم هیئت کجابرویم؟ +جدول
المسلمین دکتر رستمی مهدی روحی ، محسن صلواتی از ساعت 8:30 الی 11 حسینیه ثار ا... 29 یزد یزد حجت الاسلام و الممسلمین آیت الهی امام جمعه موقت ،سید کمال باقری و ... روح ا... خدابنده ساعت 20:30 حسینیه آقا 30 هیأت رزمندگان تهران بزرگ حجت الاسلام و المسلمین حاج مهدی طائب حاج علی کریمی ، سید حمید میر عماد از ساعت 7:30 صبح حسینیه فاطمه الزهرا(س) حجت الاسلام و المسلمین ابو فاضلی حاج مهدی ارضی بعد از نماز مغرب و عشا حسینیه فاطمه الزهرا(س) حجت الاسلام و المسلمین ریاضت حاج محمد کمیل 22:30 ساعت حسینیه فاطمه الزهرا(س) منبع: وارث ...
رهبر عزیزمان مرزبان بزرگ راه امام و آرمان امام و آیینه تمام نمای امام راحل هستند
اسلامی است پس از بند شش ابتدا قید شود : الف) تدوین مبانی و اصول اعلام شده انقلاب از سوی مقام بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران. " بعد از رحلت حضرت امام از احمد آقا درباره انجام خواسته مذکور سوال کردم. حاج احمد آقا بعد از پیگیری های من اعلام کرد روحیه حضرت امام با عنوان شدن نامش به عنوان بنیانگذار انقلاب هماهنگی ندارد و درنتیجه خواسته من محقق نشد . اما چند سال بعد و در زمانی
روایت خواندنی از چاپخانه های قدیمی تهران
برای من موقعیت هایی در آنجا پیش آمد که کم کم به درجه مدیریت رسیدم. و در سن 18 سالگی مدیریت شعبه دیگر همین چاپخانه را بر عهده گرفتم. و نزدیک دوازده نفر حروف چین با سن های چهل و پنجاه سال زیر دست من کار می کردند. عکاس خبری کیهان با آنکه کامل وقتش را برای چاپخانه گذاشته بود و زندگی اش را پای دستگاهای چاپ می گذارند ولی با تاکید به ما گفت: من دوباره به مدرسه برگشتم. دوسالی را شبانه
آیت الله مهدوی کنی درقامت یک دوست
رفت و آمد داشتند. خاطرم هست از طریق این دوستان در آن دوره جزوه ای به دستم رسید در حالات مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج ملا علی کنی. این جزوه را که خواندم، بسیار مجذوب حالات آن بزرگوار شدم و از جمله شعری را که در آن جزوه بود هنوز بعد از ده ها سال حفظ هستم. شعر این بود: قریه کن برای ما وطن است/ آب و خاکش ز شرح و وصف غنی است/ بهترین میوه ز بار و برش/ حاج ملا علی فقیه کنی است . علاوه بر این شوهر خواهرم
ترابی: امیدوارم روزی به همراه این تیم ملی در جام جهانی حضور پیدا کنم
حضور شما چه طور بود؟ برعکس چیزی که تصور داشتم تمام بازیکنان با روی گشاده از من استقبال کردند. بازیکنان با تجربه تیم که سال ها در میادین بین المللی حضور داشتند بدون هیچ چشم داشتی به من توجه ویژه کردند و از هیچ کمکی برای انتقال تجربیات خود دریغ نکردند. بارها و بارها کنار بازیکنانی مثل آندو تیموریان، اشکان دژاگه و سایر باتجربه تیم نشستم از آنها چیزهای زیادی را یاد گرفتم. البته این روند در
مصاحبه ای با دکتر محمد کیانوش راد/فعال سیاسی اجتماعی
گفت. سهم شما و خانواده کیانوش در پیروزی انقلاب 57 چقدر است؟ در برابر فداکاری های شهدا و رزمندگان ما شرمنده ایم و هیچ کاری هم نکرده ایم اما من هم در حدّ سن و سال خودم، پیش از انقلاب نیز فعالیت داشتم. خب من از سنین کودکی نام مصدق و امام خمینی را کراراً شنیده بودم. و قرآن و رساله را نزد مادر از کودکی آموختم. مادرم نزدیک پنجاه سال است به تعلیم قرآن در منزل به طور منظم و هفتگی مشغول است
عکس/ همدانی ها حالش را ببرند
آن روزها، حسین همدانی یکی از فرمانده محورهای تیپ 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه) بود. این تصاویر به احتمال قوی درست در روز سوم خرداد 1361 شمسی برداشته شده اند. ، علی همدانی یکی از کارگران شرکت نفت آبادان ، به تاریخ جمعه، 24 آذر ماه 1329 شمسی (مصادف با 5 ربیع الاول 1370 قمری) در شهرستان آبادان صاحب دومین فرزندش شد و نامش را حسین گذاشت. او سه سال بعد درگذشت و چهار فرزند و همسرش، به
خوبی ها را باور می کنم!
موسیقی حال او را بهتر می کند." آن قدر تحت تاثیر او قرار گرفتم که در جواب گفتم: "خوشحال می شوم بدون پول برای او بنوازم." همان طور که با هم قدم برمی داشتیم به من گفت: "دوست من اصلا صحبت نمی کند طوری رفتار می کند که انگار در این دنیا نیست. اگر به نظرتان رسید که اصلا به شما گوش نمی دهد لطفا ناراحت نشوید." وقتی کنار آن خانم رسیدیم، زن جارو به دست گفت: "آنی من یک هدیه
گفتگویی متفاوت با همسر آیت الله مهدوی کنی
روشنگر و مدرسه علوی در خیابان ایران کجا؟ صبح زود بچه ها را به مدرسه می بردم و خودم هم به مدرسه مطهری می رفتم و درس می خواندم. حاج آقا هم تمام روز را، در دانشگاه کار می کردند. ما فقط شب ها دور هم بودیم و دوست داشتم غذایی را که حاج آقا دوست دارند، خودم بپزم و با همه این شرایط همگی دور هم باشیم. من تا یک سال، به خانه دانشگاه نیامدم و اصرار داشتم جایی غیر از خانه خودمان نمانم. حاج آقا هم به من اصرار نمی
رمز موفقیت ما دست هایمان است نه چشم هایمان
بهداشتی برسانم، از کمک پدر و مادر برای حفظ تعادل استفاده می کردم، اما بعد از چند روز به خودم نهیب زدم که باید هر طور شده به محیط خانه، محیطی که می شناختم مسلط شوم و هر راهی را از ذهنم عبور دادم، در نهایت به این نتیجه رسیدم که روی زمین بخزم و حاشیه فرش ها را پیدا کنم و از راه همان حاشیه ها، مسیر اتاق ها و سایر قسمت های خانه را پیدا کنم؛ این فکر نتیجه داد و بعد از مدت کوتاهی توانستم به طور کامل در