سایر منابع:
سایر خبرها
اولین گفت وگوی حُر با امام حسین(ع) به روایت علامه عسکری
نوشتید و به فرستادگانتان گفتید، از شما منصرف می شوم. حر گفت: به خدا قسم ما از این نامه هایی که درباره آن صحبت می کنی بی خبریم! حسین(ع) گفت: ای عقبة بن سمعان! دو خورجینی که حاوی نامه های آنهاست بیرون بیاور. و او خورجین های پر از نامه را بیرون آورد و جلوی آنها پخش کرد. حر گفت: ما جزو کسانی نیستیم که به تو نامه نوشته اند بلکه ما مأمور شده ایم که وقتی تو را دیدیم از تو جدا نشویم تا تو را نزد عبیدالله بن
خادم حسین ع از خودش دم نمی زند
که در منزل شخص بزرگواری که در آنجا روضه بود و هنوز هم مجلس روضه بر پا هست به ذکر و مدح اهل بیت علیهم السلام پرداختم. به خاطر دارم که نخستین شعرم را با توسل به امام زمان(عج) قرائت کردم. تشویق های اطرافیان و تمایل خودم برای ادامه پیدا کردن مسیر مداحی و خدمت به اهل بیت علیهم السلام در خانواده ما، دلیلی بود که در مسیر عرض ارادت به این خاندان قرار گرفتم و چند سال بعد به طور تخصصی به دعاخوانی و مناجات
شاه گفت به جان مصدق آسیبی نرسد
که در آن ایام دکتر مصدق به هیچ وجه از منزل خود خارج نمی شد و حتی از رفت وآمد در حیاط و محوطه منزلش خودداری می کرد و بار ها اظهار داشته بود که جان من در مخاطره است. به هر حال آن شب تقریبا تا سه ساعت بعد از نیمه شب به بحث و مذاکره درباره برنامه روز بعد پرداختیم. بعد به دستور پدرم من به وسیله تلفن به عده ای از نزدیکان و آشنایان اطلاع دادم که ساعت 7 صبح به باغ آقای مقدم یعنی محل اقامت ما
خاطرات گلشائیان از قراردادی که بدون اطلاع احمدشاه بسته شد
طرفدارانش حادثه غیرمنتظره ای بود که بایستی هر چه زود تر جبران شود. همه درصدد بودند راه حلی برای این بن بست پیدا شود. جلسات در منزل رئیس الوزراء و طرفدارانش همه روزه دائر است. وزراء اعضاء وزارتخانه ها را تشویق می کردند به منزل رئیس الوزراء رفته ادای احترام نمایند. یک روز اعضاء دادگستری در رأس آن ها مرحوم حاج سیدنصرالله تقوی رئیس دیوان کشور و سایر قضات و اعضاء اداری عدلیه و اعضاء کابینه
علیزاده طباطبایی: نصف بودجه کشور صرف جنگ می شد
نکرد و جنگ را پیش نبرد. روش های کمک مالی به جنگ هم به شیوه های مختلف بود. یکی کمک های مردمی بود که حساب و کتاب نداشت و به طرف سپاه یا بسیج می رفت، یک بخشی بودجه های عمومی شفاف و غیرشفاف دولت بود، یکی هم مجوزهایی بود که از امام خمینی می گرفتند، خود فرماندهی جنگ آن را می گرفت. یک راه هم احتمالاً فروش نفتی بوده که از مجرای دولت نبود و به حساب جنگ و به شیوه های مختلف داده می شد. من نظامی
مرز تقیه تا کجاست - تقیه در آیات و روایات
قانونی است که عقل آن را می پذیرد، بلکه واجب می شمارد و در جهان سیاست بدون آن که نام آن را تقیه بگذارند آنرا می پذیرند. [3] تعریف صحیح تقیه، سپر به کاربردن است [4] برای حفظ نیروی مالی یا جانی یا اعتباری خود، که اگر صراحت به کار برده شود، طرف، ضربت خود را وارد می آورد. واژه ها با واژه ضد خود بهتر شناخته می شود. حضرت امام صادق (ع) در حدیثی، ضد تقیه را اذاعه فرموده که چنین است: وَ التَّقِیَّةُ
عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو/ خداوند می خواهد تو را در راه خویش کشته بیند
، عشق را در راهی که می رود ، تصدیق خواهد کرد ؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست . عبدالله بن جعفر طیار ، شوی زینب کبری(س) نیز دو فرزند خویش عون و محمد را فرستاد تا به موکب عشق بپیوندند و با آن دو ، نامه ای که در آن نوشته بود : شما را به خدا سوگند می دهم که ازاین سفر بازگردی. از آن بیم دارم که در این راه جان دهی و نور زمین خاموش شود . مگرنه اینکه تو سراج مُنیر راه یافتگانی ؟ ... و خود از عمروبن
زندگینامه امام حسین (ع)
) ابراز می داشت ، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، (8) قائم ایشان (امام زمان "عج ") می باشد. انس بن مالک روایت می کند
سقاخانه هایی که در محرم میزبان دلهای حسینی هستند
ایام محرم برپایی سقاخانه ها در منازل است به طوری که چند روز قبل از فرا رسیدن ایام محرم قسمتی از منزل خود را با پوشاندن پارچه های سیاه و سبز به یاد شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش سیاهپوش می کنند . بانوان بروجردی عصرها و شب های دهه محرم در سقاخانه ها حضور می یابند و به عزاداری می پردازند. بسیاری ازخانه های بروجرد در ایام محرم پذیرای عزادارن ابا عبدالله (ع) هستند و نصب پرچم سیاه نشانه
دکتر قنبری : محور حرکت امام حسین (ع) اصلاح کار مردم بود
. آنهایی که به ازدواج سفید دامن می زنند به ابا عبدالله علیه السلام خیانت می کنند. اینها حقایقی است که همه در آن سهم دارند. این کارها عزت را به تاراج دادن است. اشکال این است که وقتی بررسی می کنیم می بینیم محصول بی غیرتی و بی مسئولیتی مِهتران و بزرگ ترها است. عبدالله بن عباس 3 می گوید در وقعه جمل با امیرالمومنین علیه السلام وارد زیقار شدم و همه بودند. وقتی منزل کردیم و خیمه ها برپا شد به
قطعه زمینی که امام حسین(ع) برای زائرانش خرید
به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس ، روز سوم محرم سال 61 ه.ق. یک روز پس از آنکه امام به کربلا رسید، یعنی روز سوم محرم عمر سعد با چهار هزار سپاه به کربلا رسید. لشکر حربن یزید نیز به او پیوست و مجموعاً لشکری پنج هزار نفری را تشکیل دادند. امام پس از ورود به کربلا، زمین های اطراف محل قبرش را از اهل نینوا و غاضر به مبلغ 60 هزار در هم خریداری کرد؛ سپس زمین ها را به خود آنها بخشید مشروط بر
دلایل قیام نکردن امام حسین(ع) در روزگار معاویه
شما نمی طلبم مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش بیاید. بر این اساس است که ائمه علیهم السلام اهمیت این حکم الهی و قرآنی را بیان می داشته اند . سلیم بن قیس می نویسد: یک سال قبل از مرگ معاویه، حسین بن علی علیهما السلام با عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر برای حج به مکه رفتند. امام حسین علیه السلام مردان و زنان و یاران بنی هاشم و آن عده از انصار را که او و خاندانش را می شناختند، جمع کرد
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
حسین(ع) چه بود؟ 2. عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1. شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل
حرکت در عین غربت برای انجام تکلیف
های بسیاری از اندیشمندان اسلامی و غیر اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) نیز در تحلیل های گوناگونی که بر قیام عاشورا داشته اند، این وجه بارز حرکت انقلابی امام حسین (علیه السلام) را مورد توجه ویژه ای قرار داده اند: یکی دیگر از خصوصیات این حادثه غریبانه بودن آن است. (1) حسین بن علی در شرایطی به شهادت رسید که غربت بر آن حضرت و یارانش و بر تمام
از جانبازی در خرمشهر تا دِینی که ادا نشد
کوچه بن بست بوده و راه در رویی نداشت و با توجه به اینکه دشمن بر ما مسلط بود، در همان لحظهٔ اول مورد اصابت سه تیر از طرف دشمن واقع شدیم که به شکم و هر دوی پای من اصابت کرد و به روی زمین افتادم. در این لحظه بهروز و فیصل مرا به کناری کشیده و با هم زمزمه می کردند که محل اصابت تیر را محکم ببندند تا از خونریزی جلوگیری کنند و چون کوچه بن بست بود، آن دو تصمیم گرفتند تا من را از روی پشت بام به کوچه بعدی
چگونه اُمتی که افتخاراتی بزرگ رقم زد،به این موضع سست و خِفّت بار رسید؟
" رویکرد ": آنچه در زیر میخوانید ، سخنرانی امام موسی صدر در تاریخ 1969 میباشد که شاید خواندنش با توجه به شرایط کنونی حاکم بر جهان و منطقه و کشورمان ، خالی از لطف نباشد. “بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح التی حلّت بفنائک، علیک منی سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی
سید حسن نصرالله در شب اول محرم چه گفت؟
شما یکی به یک می شمارم و نام می برم، بگذارید این منطقه را در برابر دیدگان مان قرار دهیم و ببینیم در این منطقه چه داریم؟ یکی از این مسائل ادامه یافتن تهاجم سعودی و آمریکایی برضد یمن است، در این تجاوز همه چیز را مباح کرده اند، همه چیز و تحریم و محاصره یمن را انجام داده اند، شدت عمل و حملات بی رحمانه و دست زدن به قتل عام ها و مخالفت با هر گونه راه حل مناسب و معقول سیاسی ، در مقابل چه داریم ؟ ایستادگی
(اول و دوم محرم).ماه محرم رسید...ماه خون....ماه آزادی و آزادگی و ماهی که به بشریت درس استقامت وصبر داد
----باز نشر--- گردآوری و تنظیم: مجید کریمی /*/ محرم ماه شور و شعور و عشق و فریاد است.ای ماه خون، دوباره می آیی و سکوت تاریخ را در هم می شکنی و بغض ناله را از حنجره ها آزاد می سازی.بانگ کاروانت به گوش می آید و عاشقان را دوباره به مهمانی فرا می خوانی.سلام بر حسین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش. آن اصحاب شهادت طلبش که مصداق واقعی آگاهی و ایمان و شجاعت و فداکاری بودند، چه آن هایی که در رکابش به فیض شهادت رسیدند و چه آن هایی که پیش از عاشورا شهید شدند. با توجه به ورود امام حسین(علیه السلام) و یارانش در روز دوم محرم به کربلا و شهادتشان در روز دهم، شیعیان دهه اول این ماه را به یاد آنان و ذکر مصیبتشان به سوگواری و عزاداری ویژه ای می پردازند و در بزرگداشت شهدای کربلای سال 60 هجری هر روز از دهه اول ماه محرم اختصاص به یکی از بزرگان و شهیدان نهضت جاویدان و ماندگار عاشورا دارد. روز اول: مسلم بن عقیل (علیه السلام) روز دوم: ورود کاروان به کربلا روز سوم: حضرت رقیه (علیه السلام) روز چهارم: حضرت حر و طفلان حضرت زینب (علیه السلام) روز پنجم: حضرت عبدالله بن الحسن و اصحاب روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) روز هفتم: حضرت علی اصغر (علیه السلام) و روضه عطش روز هشتم: حضرت علی اکبر(علیه السلام) روز نهم: حضرت عباس(علیه السلام) روز دهم: حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و شام غریبان روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا روز دوازدهم: ورود کاروان به کربلا روزسیزدهم: مصائب امام سجاد و حضرت زینب(س) در کوفه و شام این ترتیب نامگذاری، معروف ترین شکل آن است که اکثر هیأت ها بر طبق آن عزاداری می کنند، ولی از آنجایی که این نوع نامگذاری دلیل خاصی ندارد، صورت های دیگری نیز برای آن دیده شده است، مثلاً جابجایی در روزها و یا ذکر مصیبت دیگر اصحاب امام مثل حبیب بن مظاهر و... و هدف از همه این برنامه ها زنده نگه داشتن حماسه ای است که آفریدند. روز هشتم ذی الحجه امام حسین(ع) از مکه معظمه عزم سفر کردند طی منازل مختلف از هشتم ذی حجه تا دوم محرم منازلی از قبیل : منزل صفاح –وادی عقیق و ذات عرق – وادی حاجز –خزیمیه – زرود –ثعلبیه – زباله ( و دیدار با هلا ل بن نافع و فرزدق -) - عقبه – شراف – ذوحسم – بیضه – عذیب هجانات – قصر مقاتل و دیداربا عمروبن قیس – قطقطانه را با کاروان حسینی طی نمودند. روز اول: به یاد مسلم بن عقیل - آغاز ایام حسینی -امام حسین علیه السلام در راه کربلا -قیام مردم مدینه بر علیه یزید مسلم پیشاهنگ نهضت کربلا و سفیر امام حسین (علیه السلام) به سوی مردم کوفه بود. او که در عرفه شهید شد تا دعای عرفه امامش را تفسیر کند و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند. مسلم بن عقیل اسوه همه کسانی است که در زندگی به هدف هایی والاتر از دنیا اعتقاد دارند و ارزش هایی متعالی را می جویند. او الگوی عمل به وظیفه، اطاعت از امام و بنده بودن و بندگی کردن است. نام مسلم یادآور همه خوبی ها، رشادت ها و جوانمردی هاست. در حدیثی از پیامبر (ص) خطاب به امیر المؤمنان (ع) آمده است: من عقیل را دوست دارم، یکی به خاطر خودش و یکی هم به خاطر این که پدرش ابوطالب او را دوست می داشت. فرزند او کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد، چشم مؤمنان بر او اشک می ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می فرستند به شهر کوفه گشتم بی کس و بی یار، می گریم غریبانه من سر بر دل دیوار، می گریم اگر این است رسم میهمانی کردن کوفی گذشت از من به حال سید ابرار می گریم ندای باغبان کاروان هر دم بگوش آید به حال زینب و این کوچه و بازار می گریم برای قتل من شوری به پا گردیده در کوفه به طفلان و جوانان شه ابرار می گریم نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه، میا کوفه ولی صد حیف بگذشت است کار از کار، می گریم روز دوم: کاروان اباعبداللَّه الحسین (ع) به کربلا رسید -ورود امام حسین علیه السلام به کربلا -نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه گرمای سوزان کویر، بدن های خسته کاروانیان را می آزارد و خورشید آرام، آرام خود را در تنگنای افق جای می دهد، کاروان توقف کرد، صدایی پرسید: این جا کجاست؟ پاسخ آمد: اینجا کربلاست! آری اینجا کربلاست، اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است، اینجا نگارخانه گل های پرپر است، اینجا حریم قرب شهیدان داور است. حسین(علیه السلام) آمد با اهل بیتش، عباس و زینبش، اکبر و اصغرش، رقیه و سکینه اش، ...، دل کویر در تب و تاب و چهره آسمان درهم شده است. زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات آرام و بی صدا اشک می ریزد. امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار “سید بن طاووس” نقل کرده است که: امام علیه السلام چون به کربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من داده است.2 در این روز “حر بن یزید ریاحی” ضمن نامه ای “عبیداللّه بن زیاد” را از ورود امام علیه السلام به کربلا آگاه نمود. . در این روز امام علیه السلام به اهل کوفه نامه ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه که مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به “قیس بن مسهّر” دادند تا عازم کوفه شود.3 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود: “اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی ءٍ قَدیرٌ؛ خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی.”4 در اوایل ماه محرم سال 61 قمری، لشکریان عبیداللَّه بن زیاد به فرماندهی حُرّ بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع پیش روی آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حرّ بن یزید، مأموریت داشت با امام حسین (ع) برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با امام بر رِفق و مدارا بود. از این رو حرّ و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین (ع) شرکت می کردند و به خطبه های دلنشین وی گوش جان می سپردند و این دو سپاه چند روز بدون هیچ گونه مشکلی در کنار هم بودند. امّا عبیداللَّه بن زیاد که در جنگ با اباعبداللَّه الحسین (ع) اصرار فراوان داشت، نامه ای به حرّ بن یزید نوشت و وی را مأمور سخت گیری بر امام حسین (ع) نمود. حرّ بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین (ع) و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصلی به نام کربلا هدایت کرد و در آن جا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین (ع) چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید: این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا. آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اَللّهمَّ اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاءِ. و سپس فرمود: این، موضع کَرْب و بَلا و محلّ محنت و عِنا است. فرود آیید که این جا منزل و محل خیمه های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدّم رسول خدا (ص) مرا به این امور خبر داد. به ناچار، آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حرّ بن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند. به گوشم می رسد هر لحظه آوای خدا اینجا مران ای ساربان محمل که باشد کربلا اینجا دلا حجاج بیت الله خون، احرام بر بندید که کامل می شود با زخم تن حج شما اینجا شما حجاج بیت الله خون هستید و می بینم که جای موی سر، سرتان گردد جدا اینجا نه تنها حج ما قربانی پیر و جوان دارد شود قربانی شش ماهه تقدیم خدا اینجا ز شمشیر هزاران قاتل خونخوار می بینم هزاران بار گردد اکبرم جانش فدا اینجا به موج خون میان قتله گه با پیکر بی سر زنم از حنجر ببریده خواهر را صدا اینجا به پاس اجر سقایی و قانون علمداری شود با تیر و خنجر حق عباسم ادا پیدا کند این امت گم کرده ره تا راه خود اینجا درخشد راس هفتاد و دو مصباح الهدی اینجا ندای ارجعی را در یم خون می دهم پاسخ که می آید به گوشم از خدا دائم ندا اینجا 1٫ الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10٫ 2٫ اللهوف، ص35٫ 3٫ مقتل الحسین مقرّم، ص 184٫ 4٫ بحارالانوار، ج44، ص381٫ گردآوری وتدوین:مجید کریمی ...
استاد صمدی آملی: ولایت علی (ع)، قبل از غدیر محقق شده بود/وقتی رقیه (س) با سر بریده مواجه شد
شاگردان زیادی که 4000 نفرشان شمارش شده اند و هرکدام از این شاگردان، برای خود شاگردانی داشته اند، داشتند. در آن مقطع 2 سال و نیم، نزدیک به 6000 جلد کتاب نوشته شد. یعنی مطالبی که شاگردان از حضرت فر اگرفته بودند، قریب به 6000 جلد کتاب شده است. تا به زمان امام رضا برسد، تعداد این کتاب ها، از 6000 جلد گذشت و به 6600 جلد رسید. سابقه مباحثه طلاب به زمان امام صادق باز می گردد سر منشأ
شاهد سهل اندیشی در مجلس شورای اسلامی بودیم
رسید که تقریباً ازنظر حرکت به طرف کوفه، یک نقطه بن بست بود. ورود کاروان سیدالشهدا (ع) به دشت کربلا وقتی به اینجا رسیدند، مرکب سیدالشهدا قدم از قدم برنداشت، وقتی ابی عبدالله نام این سرزمین را پرسیدند، جناب زهیر بن قین که به تمام منطقه آشنا بود، وقتی نام سوم این سرزمین را کربلا گفت، آقا ابی عبدالله فرمودند انا للله و انا الیه الراجعون، و الله مناخ رکابنا، هیهنا و الله سفک دمائنا
امام حسین(ع) در لحظه ورود به کربلا چه کرد؟/ وقایع منزل سیزدهم تا رسیدن به نینوا در دوم محرم
/> منزل سیزدهم نام منزل: زَرود (زُرود) وجه تسمیه: زرود یعنی بلعنده، این منطقه ریگذار و شنزار بود و آب را می بلعید. زمان ورود: احتمالاً 21 ذی الحجه (دوشنبه) معادل 31 شهریور 59 شمسی مدت توقف: احتمالاً امام شبی را در این منطقه گذرانده است. ویژگی و امکانات: 1. دارای حوض و برکه بوده است. 2. میان منطقه بنی عبس و بنی یربوع و متصل به جَدود بوده است
تصویب طرح مربوط به برجام در مجلس، سهل اندیشی بود/ توهین به موافقان و مخالفان برجام گناه است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد ، آیت الله سید احمد علم الهدی ظهر امروز در خطبه های سیاسی عبادی نماز جمعه که در جوار بارگاه منور رضوی برگزار شد، با اشاره به فرارسیدن سالروز ورود کاروان سیدالشهدا(ع) به دشت کربلا، در بیان علت استفاده حضرت از جملاتی که حاکی از رنج و مصیبت نزدیک بر اهل بیت(ع) بود، گفت: وجود مقدس ابا عبدالله(ع) این مطالب را برای اصحاب خود بیان فرمودند تا عمق فاجعه را برسانند و
حجت الاسلام طائب: در این دوره باید به عاشورای حی برسیم
به سوی مکه آمدند. سوم شعبان حضرت وارد مکه شدند و 8 ذی الحجه از مکه بیرون آمدند پس سه ماه و پنج روز حضرت در مکه بودند و در مدت اقامتشان هم به مردم می گفتند که با یزید بیعت نکنید و شرایط یک رهبر باید چنین و چنان باشد. حال این سوال پیش می آید چه شد ایشان از مکه بیرون آمدند؟ و سوال دیگر اگر مردم کربلا دعوتشان نمی کردند باز هم از مکه خارج میشدند؟ بله، اگر دعوت نامه مردم کربلا هم نبود ایشان از مکه خارج
علم الهدی:سهل اندیشی در نظام را مجلس به نمایش گذاشت
به گزارش نسیم ، آیت الله سید احمد علم الهدی ظهر امروز 24 مهرماه در خطبه دوم نماز جمعه این هفته مشهد مقدس در حرم امام رضا (ع)، با اشاره به روز ورود کاروان سیدالشهدا (ع) به دشت کربلا، گفت: امروز، روز دوم ماه محرم است، روز ورود سیدالشهدا و اهل بیت به سرزمین کربلاست، وجود مقدس ابی عبدالله با اصحاب و یاران و فرزندانشان امروز وارد سرزمین کربلا شدند، لشکر حر که دقیقاً امام حسین و اصحابش را محاصره کرده
این زمین، محلّ ریختن خون ما و قبرهایمان در آن واقع می گردد!
به مکه برگرداند. ولی تلاش و اصرار وی نیز بی فایده بود و امام حسین (ع) بدون اعتنا به تهدیدات او به حرکت خویش ادامه می داد. آن حضرت، از مکه تا توقف در سرزمین کربلا، چند منزل را طی کرد که برخی از آنها بدین نام می باشند: تنعیم، ذات عرق، حاجز، زرود، ثعلبیه، زباله، بطن عقبه، شراف، عذیب هجانات، قصر بنی مقاتل و کربلا. سفر آن حضرت از مکه معظّمه به سرزمین کربلا حدود بیست و پنج روز ادامه یافت و در روز دوم
حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سوی مکه
راندند. بدین جهت عبدالله بن زبیر در باطن، از آمدن امام حضرت سیدالشهدا (ع) به مکه معظه، ناخرسند بود و دلش می خواست که آن حضرت به هر بهانه ای، این شهر را ترک کند و زمینه را برای بلند پروازی های وی فراهم نماید. اما امام حسین (ع) بدون در نظر گرفتن جاه طلبی های عبدالله بن زبیر و سخت گیری های عاملان و مأموران یزید، به روشن گری مسلمانان در مکه پرداخت. آن حضرت از سوم شعبان تا هشتم ذی الحجه، به مدت چهار ماه و
بی توجهی به سؤالات نمایندگان در مسئله برجام، سهل اندیشی است
جمعه مشهد با اشاره به اینکه امام حسین(ع) و یاران ایشان در روز دوم محرم توسط لشکر عبدالله بن زیاد محاصره شده بودند، عنوان کرد: زمانی که امام حسین(ع) از زهیر بن قین سؤال کرد که اینجا کجاست؟ زهیر پاسخ داد که اینجا کربلا است، پس امام حسین(ع) فرمودند: اینجا همان جایی است که باید بار خود را بر زمین بگذاریم، قبرستان ما اینجا خواهد بود و زنان و کودکانمان نیز اینجا به شهادت خواند رسید . واقعه
حضرت رقیه (س) در مقاتل
گزاردند و دفن نمودند، که الان قبر او معلوم و مشهور است.(8) در کتاب وقایع الشهور و الأیّام مرحوم آیة الله بیرجندی آمده است که دختر کوچک امام حسین علیه السلام روز پنجم ماه صفر سال 61 وفات کرد. چنانکه همین مطلب در کتاب ریاض القدس نیز نقل شده است. و در قصیده ی شیوا و سوزناک سیف بن عَمیره (صحابی بزرگ امام صادق و امام کاظم علیهما السلام ) نیز در دو جا از این نازدانه سخن به میان
تصویب طرح سرنوشت ساز نظام در 15 دقیقه، سهل اندیشی مجلس بود/ چرا مجلس اجازه طرح 170 سؤال نمایندگان را ...
به گزارش تابناک خراسان رضوی، آیت الله سید احمد علم الهدی ظهر امروز 24 مهرماه در نماز جمعه این هفته مشهد مقدس در حرم امام رضا (ع)، با اشاره به روز ورود کاروان سیدالشهدا (ع) به دشت کربلا، گفت: مطالب امام حسین در امروز که روز اول بود در زمین کربلا، دو عکس العمل داشت، یک عکس العملش با رویکرد برخی اصحاب سیدالشهدا بود که این ها حساب کردند با این حرف هایی که امام حسین می زند، با آن قصد و نیتی که این ها
روز دوم محرم بر امام حسین و یارانش چه گذشت؟
در سرزمین کربلا، راه را بر امام حسین علیه السلام بست و از ادامه حرکت آن حضرت ، ممانعت به عمل آورد. امام حسین علیه السلام همین که متوجه شد، آن سرزمین ، کربلا است ، فرمود :اللهم انی اعوذبک من الکرب و البلاء پس فرمود: این موضع کرب و بلاء و محل محنت و عنا است ، فرود آئید که اینجا منزل و محل خیام ما است . این زمین جای ریختن خون ما است و در این مکان واقع خواهد شد قبرهای ما. خبر داد مرا جدم