سایر منابع:
سایر خبرها
تجاوز به زنان در پراید شیشه دودی
کیفری استان تهران که رسیدگی به پرونده را بر عهده دارد درباره آخرین جزییات آن گفت: از 17 زنی که تاکنون متهمان را شناسایی کرده اند، پنج نفر از آنها به جرم آزار و اذیت و 12 نفر دیگر نیز به جرم سرقت طلا و جواهرات و ضرب و شتم از آنها شکایت کرده اند. به تازگی دو همدست متهمان نیز دستگیر شده اند که یکی از آنها در سرقت ها همراه شان بوده اما تاکنون هیچ یک از شاکیان او را به عنوان متجاوز شناسایی نکرده اند.
مطهری: مزایای برجام بیشتر از معایبش است
انتخاب: علی مطهری نماینده تهران با اشاره به عدم فرصت برای ایراد نطق دفاعی خود برای تصویب کلیات طرح اقدام متناسب درباره برجام در جلسه علنی مجلس،این نطق را بر روی پایگاه اطلاع رسانی اختصاصی خود منتشر کرد. پایگاه اطلاع رسانی علی مطهری نوشت: در جلسه علنی مجلس که بحث کلیات طرح اقدام متناسب درباره برجام مطرح بود، من هم مثل بسیاری از نمایندگان به عنوان موافق ثبت نام کرده بودم.
نوجوانی روستایی با اینستاگرامی جنجالی+عکس
خواندند. من هم دوستان اهل سنت زیادی داشتم. بعد از شکل گیری داعش و حمله به سوریه و عراق دیدم که حربه اصلی که دامنگیر مسلمانان شده، اختلافات و تفرقه است و رسانه ها این جنگ ها را، جنگ بین شیعه و سنی معرفی می کنند. از طرفی احساس می کردم که اگر شیعه و سنی در ایران با هم متحد نباشند، همان مشکلی که برای سوریه و عراق رخ داده برای ما هم اتفاق خواهد افتاد. اسرائیل دشمن اصلی شیعه و سنی هم از این آب گل آلود
شهرام جزایری: مفلس فی امان الله هستم
زندان، وکیلش آقای سید محمود طباطبایی که اتفاقاسالهاست وکیل بنده هم هست ، به من زنگ زد و درباره ایشان باهم صحبت کردیم . همین مطلب موجب شد بعدها شایعه های بزرگی درست بشه که ... 13 دیگران را تحمل کردم؛ 20 سال مرا تحمل کنید بعد از گذشت 13 سال، تصور می کنید سیاسی با شما برخورد شد؟ دوست ندارم درباره آن صحبت کنم. 13 سال غیر از خودم دیگران را تحمل کردم و از شماها می خواهم 20 سال من را تحمل
اعلام ممنوعیت استفاده از رژ لب برای مردان/ پشت پرده تصویب برجام/ قایم شدن پشت پرده برای دست ندادن با ...
در پاسخ به سوالی درباره تصمیم گیری شورای نگهبان بر اساس تحقیقات محلی و استفاده از افراد محلی اظهار داشت: یکی از مشکلات جدی که تاکنون در رابطه با صلاحیت ها وجود داشته است و از انتخابات مجلس چهارم به بعد به وجود آمده است، تمسک دوستان شورای نگهبان به بررسی های محلی یا استفاده از روش هایی است که امکان نظارت بر آنها فراهم نیست.وی ادامه داد: تا زمانی که یک قانون فراگیر بر این حوزه حاکم نباشد٬ بحث اعمال
ماهان بهرام خان: آن همه انتظار، سرانجامِ خوبی داشت
قطعات هیت آلبوم اول و دومم باشد. اما متوجه شدم این طور نیست و لااقل در این کنسرت در یک حد و اندازه از آن ها استقبال شد. * حالا با بازخورد خوبی که از این کنسرت گرفته ای، برای جبران خلأ این هفت سال برنامه ریزی کرده ای؟ من این زمان طولانی را یک سرمایه گذاری معنوی برای ادامه فعالیت هایم می دانم. حالا انگیزه ی مضاعفی دارم. برای اجراهای بعدی هم برنامه ریزی شده و بعد از ماه های محرم و صفر قطعاً در
گفتگوی خواندنی با ستاره اسکندری + تصاویر
آقای میرباقری گفتم، 16 سال زمان گذشته و شاید من برای این نقش بزرگ باشم. ولی خوشحالتر شدم زمانی که آقای میرباقری گفتند، به جز تو هیچ کس نمی تواند نقش نیر را بازی کند. همین اعتمادی که آقای میرباقری به من کرد برایم خیلی مهم بود. تفاوت های 20 سالگی تا 40 سالگی آن موقع که دندون طلا را روی صحنه می بردیم، اوایل 20 سالگی بودم و حالا اوایل 40 سالگی. این زمان در من چه به لحاظ کاری و چه
رفتم خرید کردم(1نظر)
رفتم خرید کردم، جوراب و...خانم مغازه دار به اشتباه صدهزارتومن اضافه بر مبلغ مورد نظر از کارتم کشیدند. شب بود، دیروقت و هوا توفانی. روز بعد هم جمعه. رسید کارتخوان ماند توی کیف دخترم. اشتباه کردم رسید را نگاه نکردم. از آن طرف هم کارتخوان روی میز نبود که خودم کارت بکشم و طبق معمول آن طرف، پشت سر فروشنده بود! چند روز بعد نگاهی به رسید انداختم و متوجه شدم صد تومن اضافه تر از مبلغ خرید، کشیده اند
تست شخصیت شناسی: من چقدر خوشحالم؟
به گزارش ستاره ها، فکر می کنید غم و اندوه زندگی تان زیاد شده و دیگر رنگ و روی شادی را نمی بینید؟ شاید هم تیپ شخصیتی شما به گونه ای است که بیشتر به سمت غمگین بودن گرایش دارید و از زندگی لذت نمی برید. به هر حال این تست که توسط متخصصان مجله PSYCHOLOGIES طراحی شده به شما کمک می کند که بفهمید براساس تیپ شخصیتی تان چطور می توانید خاطرات لذت بخش تری بسازید و در زندگی شاد تر باشید. یکی از
ناگفته های مردی که کارش رضایت گرفتن است
؟ فراوان. همین 2 ماه قبل برای اخذ رضایت به دشت ارژن رفتم. پدر مقتول تا مرا دید شروع کرد به توهین و به سمت ماشین آجر پرتاب کرد. با این حال از رو نرفتم تا حالا که برخورد خوبی دارند و به رضایت آنها امیدوارم. ناگفته نماند باید به آنها حق داد چرا که داغ عزیزشان را دیده اند. در دقیقه نود هم موفق به گرفتن رضایت شده اید؟ در بهمن ماه سال گذشته با همکار محترم و سختکوش ام شهامت الله
این جایزه تقدیم به هادی | فوتبال ایران پرشده از برادران آب منگُل!
موردش بیشتر خواندم و با تک تک شخصیت های این فیلم ها از نزدیک آشنا شدم. برای ما که بچه پایین شهر بودیم، دیدن این فیلم، لذت فوق العاده ای داشت. ما با فیلم دیدن بزرگ شدیم. عاشق سینما بودم من از همان بچگی عاشق سینما بودم و بعدها هم این عشق را گسترش دادم. هر وقت فیلمی می آمد، اول می رفتم و آن را تهیه می کردم تا ببینم. در سینماهای پیوند، سایه، میلاد و مراد فیلم دیدم. در روز شاید بارها به
رسایی: صالحی پیش حسینیان گریه کرد/ لاریجانی من را هل داد
گذاشتم و در جلسه علنی هم خطاب به لاریجانی گفتم که شما در جلسه غیرعلنی مطالبی را به بیت رهبری منتسب کردید که قابل بررسی است. بعد از ظهر همان روز وقتی برای شرکت در مجلس ختم حجاج شهید فاجعه منا به دفتر رهبر معظم انقلاب رفته بودم، پس از پایان مجلس ختم به آقای حجازی مراجعه کردم و گفتم که در جلسه غیرعلنی امروز، آقای لاریجانی دو پهلو حرف زد، بطوری که مخاطب به اشتباه می افتاد و در پایان صحبت هایشان هم
قتل نگهبان بخاطر 40 هزار تومان
به سرقت از داخل شرکت گرفتم. تا اینکه روز حادثه همراه پسرعمه ام با موتورسیکلت وی به شرکت رفتیم. منتظر ماندیم تا خیابان خلوت شود. بعد از ورود به داخل حیاط در حالیکه رضا بیرون شرکت مراقب بود متوجه شدم که چراغ اتاق نگهبانی خاموش است و احتمالا نگهبان خواب است. برای همین به سراغ گاوصندوق رفتم. اما نگهبان بیدار شد و مرا دید. برای همین سعی کردیم او را به قتل برسانیم تا مرا لو ندهد. پسرعمه ام
محاکمه خارج از نوبت شیاطین پایتخت
منتظر تاکسی بودم، خودرویی خاکستری با شیشه های دودی جلوی پایم توقف کرد. دو پسر جوان سرنشینان آن بودند، من هم سوار شدم. در بین راه راننده تغییر مسیر داد، اعتراض کردم. ناگهان پسری که در صندلی جلو نشسته بود به عقب آمد و با چکش و فندک روشن مرا تهدید به مرگ کرد. سپس پول و طلاهایم را از من گرفت و آنها با تهدید چاقو مرا تسلیم خواسته های شومشان کردند. فرهاد و سعید 25 و 21 ساله در آخرین مرحله
افشای تخلفی بزرگ در فدراسیون پرورش اندام پرده برداشت
به پای این 4 معترض بسوزند؟ وی تاکید کرد: در همان روز ماموران ضد دوپینگ گفتند این دو ورزشکار تهرانی فردا به ستاد ملی دوپینگ جهت تست دادن مراجعه کنند. زیودار ادامه داد: هنگامی که آن 4 ورزشکار شهرستانی در حال تست دادن بودند، مسئولان فدراسیون به ما اعلام کردند که شما (من و نورالهی) می توانید به خانه هایتان بروید.در حیاط مجموعه بودم که پورعلی فرد رئیس فدراسیون بدنسازی و پرورش
زندگی های زیرپوستی درسرویس های بهداشتی
/> همان جا؛ دستشویی زنانه سودابه، کمی بعد، سر از بخش زنانه در می آورد. روسری اش را مدام باز و بسته می کند: چیزی نداری بخورم؟ این را به نجات می گوید. زن عرب زبانی که سنگینی بدنش را روی صندلی درب و داغانی انداخته و به موبایلش نگاه می کند: نه ندارم. با گوشه چشم نگاهش می کند، سودابه بی خود و بی جهت این طرف و آن طرف می رود: یه ساندیس دارم، ولی گذاشتم با شیشه بخورم، گشنمه. در دستشویی را باز می کند و
آیت الله شیرازی از نخستین حامیان امام خمینی در نجف بود
فرستادیم. پس از این حرکت ما بعضی ها جرئت پیدا کردند که به ایشان نزدیک شوند. خوشبختانه این حرکت در روزهای چهارشنبه بعد هم تکرار و دیوار خوف به طور کامل شکسته شد و ایشان با بدرقه صدها نفر و به طور آبرومندانه به حرم مشرف می شدند و به کوفه بازمی گشتند. مرحوم جد ما تابعیت عراقی نداشتند و هر لحظه رژیم بعث می توانست ایشان را به جرم دخالت در امور عراق زندان یا اخراج کند، ولی ایشان با شجاعت کامل ایستادگی می کردند
آخرین لحظه حیات آیت الله به روایت پسر
انقلاب و نیز حیات سیاسی آن عالم ربانی را به کار آید. *با تشکر از جنابعالی به لحاظ شرکت در این گفت و شنود، شاید برای آغاز، بهتر باشد تا از این نقطه شروع کنیم که از قدیمی ترین خاطرات مبارزاتی پدر بزرگوارتان، چه مواردی را به خاطر دارید؟ معمولاً حوادث ناگوار بیشتر به یاد انسان می مانند. در دوره ای که به کودکستان و بعد هم دبستان می رفتم، یادم هست که حاج آقا را مکرراً بازداشت می
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
خیر تو را از بغلم کرد جدا پشت و رو کرد تو را لحظۀ مردن دیدم زیر لب آه کشیدی و پر از درد شدم سهم از درد تنت برده ام و مرد شدم (محسن حنیفی) طاقت ندارم لحظه ای تنها بمانی من باشم و در حسرت سقا بمانی من عبد تو بودم که عبدالله گشتم نعم الامیری، عالی اعلا بمانی فریاد هل من ناصرت بیچاره ام کرد من مرده ام آقا مگر تنها
آمنه بهرامی: بعد از مرگم بیانیه دادن دردی از کسی دوا نمی کند
داد: بارها به دفتر رئیس جمهوری رفتم؛ مرتب من را از این میز به آن میز می فرستند و دو سال و نیم سرگردان شدم بدون اینکه نتیجه ای بگیرم. برای اینکه هزینه داروهایم و جراحی ها را تأمین کنم وام گرفتم و مجبور به پس دادن آن بودم و تعهد داده بودم؛ دولت قبل گفته بود کمکم می کند و نکرد. دولت آقای روحانی هم دو سال و نیم من را از یک میز به میز دیگر فرستاد بدون اینکه نتیجه ای بگیرم و همچنان مقروض هستم و وضعیت
بانوی اهل کوثر مجری توانمند شبکه یک شد
نزدیکان مان ناراحت شدند و می گفتند تو باید پزشکی بخوانی اما من تصمیمم را گرفته بودم. در مصاحبه هم بین 80 نفر، چهارم شدم. پس از قبولی در رشته کارشناسی علوم قرآنی والدین تان چه عکس العملی داشتند؟ آنها هم چندان راضی نبودند اما به مرور زمان وقتی علاقه من به کسب دانش در این رشته را دیدند، متقاعد شدند. آنها به من قدرت عمل و استقلال می دادند و مرا برای پیشرفت همراهی می کردند.
دانلود مداحی نزارالقطری به همراه ترجمه متن
همی .. وینه عمی کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟ لیش تأخر عباس؟ چرا عباس دیر کرد؟ هاک خذ مرسال منی ... وللقمر روح وتعنه ای پدر! این پیغام را از من بگیر و پیش ماه شب چهارده (قمر بنی هاشم) برو . انشد علیه الشریعه ... بلکی تسمع خبر عنه از نهر علقمه درباره او سؤال کن تا شاید خبری از او بگیری .
افشاگری های باورنکردنی جلال طالبی از تیم ملی
ها و خلاصه همه چیز را آتش می زدند. تمام ادارات تعطیل شده بود. من از اندونزی به آمریکا برگشتم و بعد از 6 ماه نامه ای به دستم رسید از طرف باشگاه بهمن که می خواستند سرمربی شان شوم. 150 بار گفتم چطور سرمربی تیم ملی شدم چند سالی در تیم بهمن بودم که یک روز صفایی فراهانی خواست که در فدراسیون من را ببیند. رفتم و ایشان گفتند که می خواهم عضو کمیته فنی باشی. منتهی سخت بود که در آن شرایط
ترکیب تیم ملی وزنه برداری برای مسابقات جهانی آمریکا
بودم تا شکست را جبران کنم. در حالیکه فقط ثانیه هایی تا پایان مبارزه مانده بود و او کار را تمام شده می دانست توانستم از اشتباهش استفاده کنم و او را غافلگیر کرده و به مدال طلا برسم. واقعا این پیروزی برایم بسیار شیرین بود و برای رسیدن به طلای جهان بسیار خوشحالم. البته این را بگویم رحیمی برای من یک حریف بزرگ و بسیار قابل احترام است. وی درباره برنامه خود برای حضور در المپیک 2016 نیز اظهار کرد: فعلا زود
همسر آیت الله مهدوی کنی: بعد از رفتن آیت الله در دانشگاه کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است/ زندگی عاشقانه ما ...
خانه تنها مانده بود و خدا می داند چه حالی بودم و نمی دانید چطور خیابان ها را طی کردم و چند ماشین را پیاده و سوار شدم و در میانه راه چقدر سرمان ریختند! بماند. هر جور بود خودم را به خانه رساندم. بچه را برداشتم تا به خانه پدرم برگردم. یکی از آشناها مرا دید و سوارم کرد. بعد از آن شاید شش هفت بار ماشین عوض کردم. یکمرتبه با چوب و چماق می ریختند و شیشه های ماشین را می شکستند و من پیاده می شدم و می رفتم
سال ها طول کشید تا بدانیم جنگ را ما شروع کردیم نه ایران
گیرایی قلم فوق العاده ای برخوردار است. در بخشی از آن می خوانیم: من چند روز بعد از شروع جنگ، 11 ساله شدم. کوچک تر از آن بودم که بفهمم جنگ یعنی چه... پدرم آن موقع خارج از کشور بود و تا چند هفته نتوانست برگردد. بنابراین وظیفه انطباق ما سه بچه با جنگ به دوش مادرم افتاد. اوایل حمله های هوایی زیاد بود و خیلی از دوستانم شب هایی را که آژیر به صدا درمی آمد، با پدر و مادرشان در راه پله ها می گذراندند. مادر
در زندان دموکرات شدم
گذشت. یکی از بایکوت اعضای حزب ملل در زندان توسط مجاهدین خلق سخن می گفت. دیگری به شکنجه ها و توپ بازی شدن میان چند شکنجه گر پرداخت. یکی شعرهای زندان را خواند که هنوز بعد از 50 سال آنها در دفترچه کوچکش حفظ کرده است. آن یکی از پرخوری هایش در زندان گفت و دیگران را به وجد آورد و یکی دیگراز واکنش علمای قم و نجف و مشهد سخن گفت و یادی کرد از نگرانی های امام خمینی درباره حکم اعدام کاظم موسوی بجنوردی. برخی
میرکریمی: باور کرده بودیم سینما برای ما نیست, محمد رسول الله(ص) معادلات را تغییر داد
تو بخواهی وجودت را پر کنی و جا برای چیز جدید نگذاری. به این می گویند تعصب. وقتی تعصب داری اصلا گوش نمی کنی به حرف جدید. این همان جاهلیت است. این همان مقطعی است که خداوند لازم می بیند پیامبری را مبعوث کند. خداوند می بیند این تعصب آن قدر ضخیم شده که باید یکی بیاید و آن را بشکند. باید بیاید و بگوید حواستان رفته به این بت ها و اصل قضیه را فراموش کرده اید. سؤال آخرم این است که شما دو نفر
دخترک 13 ساله
طلاق از وی شدم اما او موافق طلاق نبود با این حال، من به هر نحوی بود از او جدا شدم و بچه هایم را به شوهرم دادم. فکر می کردم با جدایی از او مشکلاتم پایان می یابد و هر طور که بخواهم می توانم زندگی کنم اما زهی خیال باطل؛ من که بعد از ازدواج پدر و مادرم را ندیده بودم پس از جدایی به سراغ آن ها رفتم اما متوجه شدم خانواده ام مدتی است که به یکی از شهرهای اطراف رفته اند. به ناچار در خانه پیرزنی
ثواب عزاداری و گریه بر مصائب امام حسین(ع)
مرگ در آن هنگام از مادری که نسبت به فرزند خود مهربان است، با تو مهربان تر خواهد بود. مسمع می گوید: سپس امام صادق گریان شد و من هم گریان شدم آن گاه آن حضرت فرمود: سپاس مخصوص آن خدایی است که ما را با رحمت خود، بر خلق خویش فضیلت و برتری داد و رحمت خود را به ما اهل بیت اختصاص داد. ای مسمع، از آن زمان که امیرالمؤمنین علی علیه السلام شهید شده است، زمین و آسمان برای ما گریه می کنند و ملائکه بیشتر