سایر منابع:
سایر خبرها
روانکاو می تواند منتقد ادبی باشد - شباهت - رویا - با داستان کوتاه
روانکاوی در حوزه فرهنگ عامّه است، نه بیان اصول نقد ادبی. با این پیش زمینه، می خواهم بپرسم می توان این گونه استنباط کرد که بیشترِ زوایا و وجوه متون ادبی و آثار هنریِ امروز را می توان با نظریه روانکاوی تحلیل کرد؟ چون شما هم به عنوان منتقد ادبی در جلسات نقد از نظریه های فروید، یونگ و... استفاده می کنید. روانکاوی فرهنگ عامّه کتابی است درباره مطالعات فرهنگی. همان طور که می دانید، مطالعات
رانندگی با تویوتا آریون، یک کمری با ذائقه استرالیایی
به واسطه وجود جلوپنجره بزرگ با ترکیب چراغهای افقی شاهد هستید، در عقب خودرو بخصوص در چراغ ها این شباهت به مدل ES لکسس ختم میشود تا نشان از همبستگی و هم خانواده بودن آنها با یکدیگر داشته باشد. در کناره های خودرو نیز به خوبی ردپای کمری را در آن خواهید دید که این بیشتر به واسطه استفاده مشترک از درها، مجموع قسمت های شیشه ای دورتادور کابین (Greenhouse) و سقف می باشد. در داخل خودرو همان گونه که انتظار
نحوه عضویت در تگرام برای موبایل و کامپیوتر
: با این گزینه می توانید یک گروه برای مکالمه جمعی ایجاد کنید. New Secret Chat : این گزینه امکان چت با امنیت بالا (رمزنگاری شده) را فراهم می کند. New Broudcast List : با استفاده از این گزینه می توانید افرادی که با آنها ارتباط بیشتری دارید را انتخاب کنید تا همیشه به راحتی به آنها دسترسی داشته باشید. Contacts : در این بخش تمام مخاطبین شما که در تلگرام عضو هستند نمایش داده می شوند. به صفحه ی
راههای محافظت از اطلاعات موبایلی
افزار هستند که مانند PC، لپ تاپ یا تبلت باید به روز نگهداشته شوند. محافظت های امنیتی به طور منظم ساخته و به روز می شوند. زمانی را صرف کنید تا مطمئن شوید که آخرین محافظت ها بر روی تمام دستگاه های همراه شما، قرار دارند. نرم افزارهای امنیتی را در تمام دستگاه های متصل به اینترنت به روز نگهدارید؛ به روز نگهداشتن نرم افزارهای امنیتی، مرورگر، سیستم عامل و برنامه های کاربردی تلفن همراه بهترین دفاع
زوم اپ: مکالمه ی تصویری و گروهی با اپلیکیشن OkHello
طوری که می توانید به صورت هزمان و گروهی با دوستان خود تماس ویدئویی داشته باشید که پیش از این نمونه ی آن را در فیلم های علمی تخیلی زیاد مشاهده کرده بودیم. حال نیز به لطف OkHello می توانید به صورت همزمان با دوستان خود مکالمه های ویدئویی تشکیل داده و با یکدیگر و به صورت همزمان به مکالمه بپردازید. برای دانلود می توانید از لینک های زیر استفاده کنید. اپلیکیشن های محبوب خود را از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در میان بگذارید. ...
این جایزه تقدیم به هادی | فوتبال ایران پرشده از برادران آب منگُل!
. کیمیا را ببینید سریالی از شبکه دوم سیما به نام کیمیا پخش می شود که از مردم می خواهم حتماً آن را دنبال کنند. این سریال شما را در آینده شگفت زده می کند چون بسیار زیباست. من هم این افتخار را دارم که از قسمت 80 به بعد، نقشی در آن داشته باشم. ولی می گویم بازی نیکی کریمی و حامد بهداد در ادامه سریال مثل قسمت های اول، شما را سورپرایز خواهد کرد. خدایا شکرت! مرحومِ پدرم همیشه
قمه زنی چماق دشمن برای کوبیدن بر سر تشیع است/ حتی اگر یک بچه شیعه را از دست بدهیم ضرر کرده ایم
باید پخته و بامحتوا صحبت کند. همانند حضرت امام خمینی(ره) یا رهبر معظم انقلاب که در عین سادگی و روان بودن صحبت هایشان، همه اقشار مردم و همه جامعه از این صحبت ها استفاده می کنند. هر کسی به اندازه فهم، صنف، شغل و سن خودش از این سخنرانی ها استفاده می کند و در حقیقت این هنر سخنران است که بتواند مخاطب را جذب کند. رسا به نظر شما آیا همه طلاب باید منبری شوند یا تنها کسانی که علاقه مند هستند در
نسخه جدید کتابخوان فیدیبو برای اندروید منتشر شد
نگاه کرد که تا چه اندازه کتاب ها مورد توجه دیگر کاربران قرار گرفته است. همچنین امکان دسترسی ساده تر به کتاب مهیا شده، به این معنی که شما در قسمت انتهایی مشخصات هر کتاب، با پیشنهادهای مرتبط درباره موضوع هر کتاب مواجه می شوید و می توانید کتاب های دیگر ناشر، کتاب های دیگر همان نویسنده و کتاب های دیگر خریداران را ببینید. مدیر رسانه ای فیدیبو در ادامه گفت: در این نسخه سرعت بارگذاری اطلاعات به
نقش و وظایف مهم مردان در بارداری همسرشان
این توصیه به 9 ما قبل و تمام اتفاقاتی که در آن روی داد توجه کنید. آیا از اینکه برای ماه ها در کانون توجهات قرار نداشتید ناراحت بودید؟ قطعا پاسخ منفی است. پس خیالتان راحت باشد که روزهای پس از تولد نوزاد نیز به شیرینی همان روزهای بارداری همسرتان است. 3. حتی به فرض اینکه خانه کوچکی دارید و حالا با باردار شدن همسر و در ادامه وضع حمل او و وارد شدن مهمانی کوچک به جمع کوچکتان، کوچکی خانه بیشتر
همدان صد و شست و سومین کتاب خوان را میزبانی کرد
نقشه برداری از ستاره ها. حکایت دولت فرزانگی نوشته مارک فیشر/ ارائه توسط: زهرا معظمی، رئیس دفتر مدیرکل زهرا معظمی به قسمت هایی از این کتاب اشاره کرد و بیان داشت: روزگاری جوانی هوشمند می زیست که می خواست دولتمند شود، او به ستاره بخت خود اعتقاد نداشت، آکنده از نومیدهای دیگر دست و دلش به کار نمی رفت. وی ادامه داد: این جوان در این فکر و رؤیا بود که به کارجدیدی دست بزند و
تاریخچه شکل گیری انجمن حجتیه
در خواب به من گفت برو از این کاشانی حمایت کن و من هم در این نهضت وارد شدم. بنده گفتم: خواب که حجت نیست به فرض آنکه خواب حجت باشد اگر شما این خواب را ندیده بودید به عنوان یک واعظ مشهور در برابر این واقعه احساس تکلیف نمی کردید؟ آیا اگر خواب ندیده بودید به معنای این بود که در مملکت اتفاقی نیفتاده است. شیخ محمود حلبی در نتیجه برخی مسائل و اختلافات در زمینه انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی
آخرین لحظه حیات آیت الله به روایت پسر
شفایت را گرفتی و حال ات خوب شده است! بلند شو برو! گفتم: حاج آقا! شما که این چیزها را بلد هستید، چرا یک فکری به حال خودتان نمی کنید؟ ایشان جواب دادند: مشیت الهی تعلق گرفته است که فعلاً همین جا بخوابم. ایشان تیپی نبود که از این نوع اصطلاحات استفاده کند و معلوم بود دارد عین واقع را نقل می کند. شبیه به این نکات متعدد بودند و بسیاری از کسانی که آنجا بودند و ما آنها را نمی شناختیم، برایمان
دیالوگ های جناب خان بداهه است
. با شروع سری دوم، با تجربه ای که در "کوچه مروارید" به دست آورده بودم، انتخاب محمد بحرانی از نظر هوشمندی و بداهه گویی بهترین گزینه و درجه یک بود. وی ادامه داد: باید بگویم 99 درصد تمام اتفاقاتی که "جناب خان" نشان می دهد و می بینیم بداهه است، بجز گفته هایی که با مهمان های برنامه داریم و تنظیم شده است. جوان به قسمت هایی که ضبط شد، اما به روی آنتن نرفت اشاره کرد و گفت: همانند فصل
اندروید یا iOS؛ آن چه شما گفتید
این براشون یعنی محدودیت. محمد جلیلی: مقایسه کردن iOS با اندروید کاملا کار بیهوده ایه. اونایی که میگن iOS محدودیت داره واسه اوناییه که بلد نیستن کار کنن شما که انحصاری بودن iOS به همه چیزه اندروید می ارزه. هادی: ... نداشتن سطح دانش کلی برای کار کردن با سیستم های عامل، چه اندروید و چه iOS، ربطی به شرکت نداره... وابسته بودن برای دانلود آهنگ و ویدیو به آی
امیدوارم پرسپولیسی ها را خوشحال کرده باشم
گل های ما تاکتیکی بود شاید خیلی ها بگویند استقلال اهواز تیم ضعیفی است اما آنها در 7 هفته فقط 6 گل خورده بودند اما ما در یک دیدار 5 گل به آنها زدیم. در کل بازی قوی ای بود. او در مورد گلی که به ثمر رساند ادامه داد: خدا را شکر توانستم در آخرین دقیقه بازی گل بزنم. تمام وجودم را برای این کار گذاشتم و خیلی دوست داشتم این اتفاق بیافتد. اصلا به این فکر نمی کردم که بخواهم گل بزنم فقط دوست داشتم
هفتمین نشست سبک زندگی
میکردند و چه حضرت ابراهیم (ع) که خلیل خداوند است . من معتقدم اگر حیات طیبه را آن هدف عالی و غایی را فرض کنیم خود بی نهایت است . من شک ندارم بزرگان دین و سیاست ما اینها با تمام وجود می خواهیم حیات طیبه را داشته باشیم . اکثریت مردم ناخود آگاه حیات طیبه را دوست دارند . اما فرموله کردن این موضوع را در هیچ سطوحی (سطح اول و دوم و سوم...) و مراحل رسیدن گام به گام آنرا به صورت کامل بیان نکردند . حداقل ما
در بررسی صلاحیت ها در مورد همه جناح های سیاسی مطابق قانون رفتار خواهد شد
شورای نگهبان در این زمینه ایجاد شبهه کند، به تشریح جهات مغایرت این مصوبه با قانون اساسی پرداخت و گفت: شورای نگهبان سه ایراد مهم به این طرح گرفت؛ اولاً اطلاق ممنوعیت به کارگیری افراد بازنشسته و پرداخت هرگونه وجه به آنان از نظر شورای نگهبان مغایر بند8 سیاست های کلی نظام اداری فرض شد. چرا که مطابق این سیاست ها باید به نحو مقتضی از تجربه اشخاص بازنشسته در نظام اداری ما استفاده بشود. بنابراین این ممنوعیت
نکته هایی که برای کار با گلکسی نوت 5 باید بدانید
. با نگه داشتن انگشت خود بر روی صفحه نمایش وارد حالت ویرایش شوید. در قسمت پایینی منوی بازشده، گزینه ای به نام Screen Grid وجود دارد که به شما گزینه استفاده از آیکون ها در قالب 4 4 یا 5 4 را خواهد داد. مدنظر داشته باشید که گزینه پیش فرض موجود، 5 5 است. یادداشت برداری با صفحه نمایش خاموش در گلکسی نوت 5 نیازی به روشن کردن صفحه نمایش گوشی و اجرای برنامه یادداشت برداری نخواهد بود
حریم رعیت!
اپلیکیشن، عین زن آدم است! تا می آیی اپلیکیشنی نصب کنی، ازت می پرسد آیا می تونم به عکس ها و ویدیوها و پیامک هایت دسترسی داشته باشم و شما هم مجبورید که بگویید بله! چون اگر بگویید نه باید قید آن اپلیکیشن را بزنید و با دست های تان بشمرید! هر روز می شنویم که حریم خصوصی ما توسط این نرم افزارها و اپلیکیشن ها و زن ها تهدید می شود و هی پلیس فتا هشدار می دهد که اینها را نصب نکنید، حریم خصوصی تان از
8 قابلیت کلیدی در گوگل ترنسلیت
Translate، می توانید اسناد و فایل های متنی خود را به کمک مترجم گوگل ترجمه نمایید. تنها کافی است برروی لینک "Translate a document” که در قسمت تکست باکس ظاهر می شود، کلیک کنید. 3- ترجمه محتوای متنی سایت ها – مخصوص نسخه "تحت وب” ممکن است برای شما پیش آمده باشد که در هنگام بازدید از سایت های خارجی (مثلا سایت هایی با زبان چینی برای دانلود برنامه های کرک شده گوشی های هوشمند) به
همسر آیت الله مهدوی کنی: بعد از رفتن آیت الله در دانشگاه کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است/ زندگی عاشقانه ما ...
که مرا به راه دور نبرند. شاید تمام اقوام و بستگان نزدیکم میل نداشتند به این کوچکی ازدواج کنم و ترجیح می دادند درسم را بخوانم، ولی مخصوصاً مادرم خیلی حاج آقا را دوست داشت و می گفتند: آن موقعی که ما به کن می رفتیم و ایشان می آمد، خیلی نوجوان خوبی بود، او را از آن موقع می شناسم که خیلی جوان مؤدب و سنگینی بود. شاید حاج آقا در آن موقعی که مادرم می گفتند، چهارده پانزده ساله بودند، شاید هم کمتر. پدرم هم
گفت و گو با فردین خلعتبری به دلیل فعالیت های اخیرش در حوزه آهنگسازی فیلم
/> دیگر الان تقریبا برای شخصیت های اصلی و تم مخصوص نوشته ام. موسیقی خیلی پرگوست و به جزییات اشازه می کند، سکانس ها استفاده می شود و در کنار تصویر است و جزیی از کارگردانی کار شده است. آقای میرباقری کاملا موقعی که دکوپاژ می کرده این صدا ها را فرض می کرده است. شما یک بار گفتید دل تان نمی خواهد موسیقی ای که روی فیلمی که برایش آهنگ ساخته اید، شنیده شود و چندان راغب نبودید که به عنوان یک
میرکریمی: باور کرده بودیم سینما برای ما نیست, محمد رسول الله(ص) معادلات را تغییر داد
اهمیت استفاده از سینما تأکید می کنند، اما کسی را نداریم که بیاید توضیح دهد چطور؟ به چه شیوه؟ وقتی سابقه مان در این عرصه محدود است و تجربه چندانی نداریم و این همه هم حساسیت در این زمینه وجود دارد، چطور باید بر مشکلات این عرصه غلبه کرد؟ سؤال اولم از شما دو نفر این است که بگویید به عنوان کسانی که هرکدام به نحوی درگیر شکل گیری فیلم نامه ی فیلمی درباره شخصیت بزرگی مثل پیامبر اسلام بوده اید، با چه مسائلی
من شخصیت امیرکبیر را به چالش می کشم
تمرینم را با این و آن تنظیم کنم. هیچ کس نبود وقت کامل خودش را در اختیار کار قرار بدهد. یا سریال بود یا نمایش یا فیلم و هیچ وقت هم این مشغله های دوم و سوم و چهارم برای بازیگر تمام شدنی نبود. جدا از این چندتا از بازیگران نقش های اصلی کار به دلیل عادت زیادشان در کارهای تلویزیونی و استفاده از میکروفن در اجراهای تلویزیونی صداهای خودشان را از دست داده بودند. بدن های خودشان را از دست داده بودند. تبدیل شده
انتقاد تند ثریا قاسمی از وضعیت سینما و بیمه هنرمندان
را از هم جدا فرض کرد. اما همه سینما را انتخاب می کنند. وی در خصوص وضعیت بیمه هنرمندان مطرح کرد: بیمه اهمیت ندارد چرا که چیزی به شما نمی دهند. زمانی که شما بیماری صعب العلاج می گیرید، بیمه چه کمکی به شما می کند؟ باید زیربنایی فکر کنیم و به یک نظام مندی برسیم وگرنه برای کسی که به سنی رسید و توانایی کار نداشت، بیمه چه آینده ای در نظر می گیرد؟ اصلاً بیمه معضل ما نیست. معضل اولیه و اصلی ما
مراقب برنامه های رایگان گوشی های هوشمند باشید
سرویس فناوری جوان ایرانی به نقل از ایتنا؛ بخش نرم افزار: جوان ایرانی- گوشی های هوشمند همانقدر که کارآمد هستند، همان اندازه نیز می توانند امنیت شما را به خطر بیندازند. رئیس پلیس فتا همدان در خصوص برنامه های رایگان گوشی های هوشمند هشدار داد. تلفن هوشمند امروزه یکی از مهم ترین ابزارهای مورد استفاده در کارهای روزمره انسان به شمار می رود. افزایش اپلیکیشن های
حسین(ع) از دیدگاه اهل سنت
رسول خدا(ص) فرمود: قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، هیچ کس با ما اهل بیت دشمنی نمی کند مگر اینکه خدا او را وارد جهنم کند. آلوسی یکی از مفسرین اهل سنت از این حدیث این نتیجه را می گیرد که محبت اهل بیت بر تمام مسلمانان فرض است. و به همین دلیلامام شافعی عقیده خود را در باره اهل بیت این گونه ابراز می کند: یا اهل بیت رسول الله حبکم/فرض من الله فی القرآن انزله کفاکم
اپرا وینفری از رازهای موفقیتش می گوید
اپرا شدن، دو دهه تلاش کرد. یک شبه حاصل نشد. 5- صبوری، ابتدایی ترین اصول موفقیت هست. 6- استفاده از رسانه های مختلف، حتی رسانه های مکتوب، حتی برای کسب و کار اپرا وینفری هم مؤثر هست. 7- مخاطبان بسیار باهوش هستند. بین شما و دیگران، یک کلیک یا یک دکمه "بعد" فاصله هست. 8- شاد بودن و انرژی مثبت بودن، چیزی است که همه تشنه آن هستند. این خصیصه را اپرا، 25 سال نشان داد. 9- نکته شماره 1 را دوباره بخوانید! گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ seemorgh.com/lifestyle منبع : زندگی ایده آل ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
فراخوان روحانی برای جهش اقتصادی
ترتیب فروش نفت را کاهش دادند و مسیر بانکی را با مشکلاتی مواجه و تحریم بانکی را اعمال کردند. وی اضافه کرد: درآمد ما در سال 90 از طریق فروش نفت حدود 119 میلیارد دلار بود و پس از اعمال تحریم در 91 این درآمد نزدیک 70 میلیارد دلار شد. البته در سالهای 90 و 91 قیمت نفت به صورت خیلی محسوس کاهش نیافته بود و حتی در 92و 93 نفت را بالای 100 دلار می فروختیم؛ بنابراین مقدار فروش را مانع شدند و استفاده از