سایر منابع:
سایر خبرها
به برکت حسین، زره بافی هنوز نفس می کشد
قیمت بالا ندارد و بیشتر کارهای ما به شهرستان های دیگر نظیر قم می رود، از قم هم راهی کربلا می شوند. با قیچی رشته سیم های فنر شده تکه تکه می کند و می افزاید: بازار اصفهان نیز طالب کارهای ماست و اصفهانی ها به دلیل آشنایی دیرینه با این هنر بیشتر خواستار سبک های سنگین هستند. همین طور که حلقه های تکه شده را دسته بندی می کند و در کیسه های روی میزش می ریزد، ادامه می دهد: همین چند روز
روزبه چشمی می توانست ستاره پرسپولیس باشد
شدم، بعد هم ماجراهای پرسپولیس پیش آمد. *ماجراهایی که باعث شد قید حضور در این تیم را بزنی... بازیکن تیم ملی جوانان بودم، در این تیم فیکس بازی می کردم، پرسپولیس با یحیی گل محمدی در فینال جام حذفی مغلوب سپاهان شد و علی دایی آمد، من با پرسپولیس قرارداد داشتم و آقای دایی از من خواست برای حضور در بزرگسالان تست فنی بدهم، در آن زمان احساس کردم برای بازیکنی که ملی پوش است خوب نیست
شهادت سیدالشهدا در مقاتل
رَسُولِ اللَّهِ وَأَسْکُنُ مَعَهُ فِی دارِهِ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ وَأَشْکُو إِلَیْهِ ما ارْتَکَبْتُمْ مِنِّی وَفَعَلْتُمْ بِی بلکه من بر جدم رسول خدا وارد می شلی وم و در خانه اش در بهشت جایگاه صدق و در جوار قرب خدای مقتدر ساکن می شوم و از جنایاتی که نسبت به من روا داشتید به او شکایت می برم . سپاه ابن سعد با شنیدن این سخن چنان به خشم آمدند که گویا
افزایش تبلیغ و ترویج اسلام در مکزیک
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، سوخوی شجری بانوی 36 ساله و مسلمان شده مکزیکی است او استاد دانشگاه زبان های خارجی دانشگاه تهران و مترجم معاونت برون مرزی صدا و سیما است با وی پیرامون تبلیغاتش در حوزه اسلام و معرفی صحیح اسلام به جوانان و شاگردانش به گفت و گو پرداختیم. لطفا خود را معرفی کنید و بفرمایید چند سال است که به دین مبین اسلام مشرف شدید؟ من حدود 18 سال پیش
این دل شده هیأت اباعبدالله(35) / ما گرفتار علمدار تو هستیم حسین
وارث: به نام آب، به نام فرات نام شما من آفریده شدم که کنم سلام شما نوشته اند به روی جبین ما دو نفر شما غلام حسین و منم غلام شما خوشا به حال پر و بال این کبوترها گهی به بام حسین و گهی به بام شما تو آن همیشه امامی و ما همان مأموم به قامتی که گرفتیم با قیام شما تو ماه بودی و نزدیک آب ها که شدی
نیت حلقه واسطی است که علم و عمل را مثمر ثمر قرار می دهد
به گزارش خبرگزاری فارس ، در ادامه بخش هایی از سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع برای نزدیک شدن به خدا را در ادامه می خوانید: ملاقات خدا هدف نهایی و قهری ماست؛ انتخابی نیست هر انسانی به مقتضای ظرفیت خودش و متناسب با شرایط خودش اگر فکر کند، خواهد دید که چیزی غیر از خدا ارزشش را ندارد که بخواهد به عنوان هدف تلقی کند. هدف نهایی ما قهراً ملاقات
شش فایده گریه و عزاداری برای امام حسین
اول طلوع آفتاب شروع می شد و تا ظهر ادامه داشت و منبری ها بلاحساب می آمدند و مردم زیادی از غریبه و آشنا، از اهل اراک و جاهای دیگر جمع می شدند، ایشان از اول روضه چندین دستمال جلوی خودش می گذاشت و دستمال ها را از گریه خیس می کرد، از اول روضه گریه می کرد تا آخر، من نمی دانم چه گریه ای بود که تمامی نداشت. روز عاشورا که می شد، معرکه بود، بکاء بود به تمام معنا. مانند پسر از دست داده. *در ایام
عاشورا تا بشریت را آزاد نکند، آرام نمی گیرد
شرایط خاص اوایل انقلاب و سختی های آن زمان با بیان اینکه دفاع از امام خمینی(ره) در سال 94 با سال 54 متفاوت است، اضافه کرد: آن روزهای اول انقلاب اگر یک اطلاعیه از یک دانشجو می گرفتند او را به 11 سال زندان محکوم می کردند و یا وقتی من به کمیته مشترک شاه رفته بودم و از سلول خود برای وضو بیرون رفتم، دیدم کفش مقابل در سلول پر از خون است، خونی که از شکنجه های ساواک بود، بعدها متوجه شدم این کفش ها را یک
آتیلا پسیانی از تلویزیون پول در می آورد و در تئاتر خرج می کند!
متوجه منظورشان می شود. من گاهی خودم هم متوجه منظور کارهایم نمی شوم. گاهی هم مضمون سیاسی نمای برخی کار ها، باعث جذب مخاطب بیشتر می شود. از صداقتت خوشم می آید. ولی شما هم در نمایش پروفسور بوبول که چهار، پنج سال پیش اجرا شد، نیش و کنایه های سیاسی کم نداشتید. به نظرم اجرای آن نمایش در حال وهوایی که جامعه داشت، بی حساب وکتاب نبود. هنوز هم همین عقیده را دارم. از سال 1362، در پی اجرای
امروز تاسوعای حسینی "یوم العباس" است/ زیارت نامه
السلام در پاسخ فرمود: إِنَّما أَرِدُ عَلی جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ وَأَسْکُنُ مَعَهُ فِی دارِهِ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ وَأَشْکُو إِلَیْهِ ما ارْتَکَبْتُمْ مِنِّی وَفَعَلْتُمْ بِی بلکه من بر جدم رسول خدا وارد می شوم و در خانه اش در بهشت جایگاه صدق و در جوار قرب خدای مقتدر ساکن می شوم و از جنایاتی که نسبت به من روا داشتید به او شکایت می برم. سپاه ابن سعد با شنیدن این سخن
عبرتهای عاشورا در کلام رهبر معظم انقلاب
گرفته ایم. بعد ببینیم کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل کرد که ضربه خورد؟ مواظب باشیم آن طور عمل نکنیم. فرض کنید شما در کلاس آموزش تاکتیک، شرکت کرده اید. در آن جا مثلاً جبهه ی دشمن فرضی را مشخّص می کنید، جبهه خودیِ فرضی را هم مشخّص می کنید. بعد متوجّه تاکتیک غلط جبهه ی خودی می شوید و می بینید که طراح نقشه ی خودی، فلان اشتباه را کرده است. شما دیگر در وقتی که می خواهید تاکتیک
شمرهایی که برای امام حسین گریه کردند
کند و در روضه کربلا روضه حضرت رقیه واقعا برایم سخت است. حسین حیدری 42 ساله آقای حیدری متولد 52 است و از دوران کودکی در شهرش تفرش که مهد تعزیه است تعزیه خوانی را آغاز کرده است و 22 سال است که به صورت حرفه ای تعزیه می خواند. حالا پسرش نیز راه پدر را ادامه داده و به گفته پدرش یکی از بهترین بچه خوان های کشور است. با آقای حیدری در حالی حرف زدیم که در اجرای روز قبلش زمین خورده بود و
خورش قیمه امام حسین 10 ساعت کار دارد
فاطمیه پخت داشتیم و من چون کنار پدر یاد گرفته بودم و بلد بودم کار را به دست ما هم می دادند. البته ذوق و سلیقه خودم هم در کار دخیل بود. به هرحال در میان برادرها من تنها وارث پدر در آشپزی شدم و همین باعث شد به طور ناخودآگاه از کار قبلی ام زده شوم. کار ساختمان را به خاطر آشپزی رها کردم زده شدن از کار ساخت و ساز ساختمان هم قصه جالبی دارد که به استخاره آیت الله جمال
روحانی در پیشه رانندگی تریلی/ روایتی که مرا صاحب شغل کرد
بعد از آن ادامه روایت ها را دنبال کردم و متوجه شدم در این باب روایات زیادی نقل شده است که حضرت40شب گریه کردند که خداوند متعال او را از بیت المال بی نیاز کند در قرآن هم آمده که خداوند می فرماید ما آهن را برای داود نرم کردیم و زره بافی به حضرت داوود تعلیم داده شد و ایشان هر روز یک زره می بافتند و با فروش آنها امرار معاش می کردند و از بیت المال بی نیاز شدند. حضرت داود تغییر شغل نداد بلکه به
اگر به رئال مادرید هم بروم شناسنامه من فولاد است - حرف های ناشایست در اینستاگرام برایم اهمیت ندارد
بچه ها توانستم کار را تمام کنم. دو، سه دفعه قبل از گلم نیز خیلی خوب به خط حمله اضافه شدم و دو، سه ضربه کاشته زدم اما بالاخره توانستم در نیمه دوم بازی کار را تمام کنم و آن گل را به ثمر برسانم. بالاخره بعد از آن مصدومیت و اتفاقاتی که افتاده بود و از میادین به دور بودم، توانستم گل بزنم سعی می کنم روز به روز بهتر از اینی که هستم بشوم. * قصد تو از زدن این گل دادن جواب به منتقدان و حاشیه سازان
خاطره نگاری زن موتورسوار از سفر به ایران
روبرو شدم و خودم را میان سخاوت و محبت زیاد ایرانیان دیدم و این اتفاق باعث شد ایرانی ها از تصاویر منفی که در ذهن داشتم فاصله بگیرند. این محبت ها از راننده کامیونی که انار می برد تا افراد کاملا غریبه ای که اصرار به پرداخت هزینه هتل من را داشتند، ادامه داشت. البته داستان تمام نشدنی تعارف چایی هم همیشه وجود داشت. پیکان از ماشین های قدیمی و محبوب ایرانی ها هر روز در میدان جنگ
آمدن شمر به کربلا/ ردّ امان نامه/ تحرک برای آغاز جنگ/ مهلت خواستن امام حسین(ع)
دلالت کند دیده نشده است و خود وی در جواب عزره هم نگفت: چنین بوده ام و اکنون برگشته ام. از سخنان او و همسرش هنگام پیوستن به اردوی حسینی استفاده می شود که او با مقام اهل بیت آشنا بوده است. 5-دیلمی بودن، کنایه از شدت دشمنی است. اخبار مرتبط این پیرزن تنها 11 سال سن دارد+تصاویر جلادان قرون وسطی چربی انسان می فروختند! طراحی نقشه سخنگوی سه بعدی+تصویر پرداخت وام ازدواج توسط یک بانک جدید اهواز و 9 شهرستان دیگر همچنان مدفون زیر خاک+تصاویر گرد و غبار، مدارس و دانشگاه های خوزستان را بست/ ادارات هنوز تعطیل نشده اند ...
محمود رحمانی از سرنوشت عجیب و غریب مُلفِ گند می گوید / وقتی سوژه فیلم را کارگردانی کرد
بی بی سی گوش می داد. مادرم تعریف می کرد که یک روز ناگهان پدر من رادیو به دست می رود توی آشپزخانه و هی اشاره می کند به رادیو. مادرم می گفت ترسیدم و گفتم ای وای زبانش بند آمده، که یک هو متوجه شدم رادیو دارد از تو حرف می زند و می گوید باید منتظر ماند و دید این جوان در فیلم های بعدی اش چه می کند. خلاصه پدرم بعد از آن اتفاق با من خوب شد و از کارم خوشش آمد. من آن زمان در اهواز مستاجر بودم که پدرم به من
حمایت امام خمینی (ره) از حماسه 30 مهر مردم همدان/غربت حماسه 30 مهر در تاریخ انقلاب
بیمارستان انتقال ندادند بلکه شهید را در صندوق عقب خودروی یکی از همسایگان مغازه گذاشتند و به باغ بهشت همدان منتقل کردند چراکه بازپس گیری جنازه شهید مستلزم توان زیادی بود. *درگیری مردم و ساواک تا چه زمانی طول کشید؟ بیات: درگیری از نخستین ساعات روز آغاز شد و تا ساعت سه بعد از ظهر ادامه یافت اما عصر با پراکنده کردن مردم سکوت عجیبی در شهر حاکم شد گویا آتش زیر خاکستری فراهم شده بود که
گزارشی از زندگی زنان ایرانی که با اتباع خارجی ازدواج می کنند
ندارد: یک روز دیدم خبری از محمد نیست. هرجا را گشتم پیدایش نکردم. فکر می کردم مرده یا تصادف کرده است. چند هفته دنبالش گشتم به این امید که پیدایش کنم ولی آخرسر همشهری هایش گفتند او به افغانستان رفته است. من هیچ وقت او را نمی بخشم. او مرا با دو بچه تنها گذاشت و رفت. خودم هیچ وقت نمی خواستم که زن یک افغان شوم ولی در روستای ما دخترها را زود شوهر می دهند. من تا چندسال صیغه محمد بودم و حتی قبول نمی کرد که
حُر بن یزید ریاحی تکبیرة الاحرام خون بست
پهنای آسمان ها و زمین، نورٌ علی نور تا غایت الغایات معراج نبی؛ و در قفا، گور تنگی تنگ تر از پوست تن، آن سان که گویی یکایک ذرات تن را در گوری تنگ تر از خود بفشارند. حُر بن یزید، لرزان گفت: والله که من نفس خویش را در میان بهشت و دوزخ مخیر می بینم و زنهار اگر دست از بهشت بدارم، هر چند پاره پاره شوم و هر پاره ام را به آتش بسوزانند! ... و مرکب خویش را هِی کرد و به سوی خیمه سرای حسین بن علی
عزاداران حسینی حضور "جک استراو" در یزد را محکوم کردند
ای به روی دسیسه های پلید آمریکا و انگلیس و رژیم غاصب صهیونیستی باز است؛ خیال نکنید فضای سیاسی حاکم بر ایران و پذیرش توافق هسته ای می تواند روزنه های نفوذ شما و یاران تان را به این نظام باز کند، سربازان خامنه ای این روزها به پیروی از رهبرشان صبر انقلابی می کنند و با جهاد فرهنگی و سیاسی خود راه های استحاله انقلاب امام خمینی را خواهند بست. جوانان انقلابی و عاشورایی یزد ادامه داده اند
مهریه متفاوت و عجیب یک دختر تحصیلکرده تهرانی
بقای جانداران به علت کاهش منابع آبی، از مشکلات اصلی این حوزه محسوب می شود. من که از شکل گیری ایده تعیین مهریه براساس دغدغه های محیط زیستی ام به وجد آمده بودم، همان موقع با همسرم تماس گرفتم و نظر او را در مورد ساخت آبشخور برای حیوانات به عنوان مهریه جویا شدم. همسرم نیز که در زمینه پرورش گل و گیاه فعالیت دارد و دوستدار محیط زیست است، از تصمیم من استقبال کرد و با من در عملی کردن این ایده
جزئیات فیلمبرداری صحنه شهادت حضرت عباس (ع) با بازیگر رستاخیز
آغاز فیلمبرداری و رسیدن به جشنواره فجر و حواشی و اتفاقات پس از آن تا امروز. این حس و حال فقط منحصر به دوران فیلمبرداری و ایفای نقش نبود من از همان زمان تا به امروز که اینجا هستم . من در دست های موجودیتی بازی می کنم، یک بازی سخت و شیرین. *لطفا بیشتر توضیح دهید. اینکه کسی را به قلب خود راه بدهید و محبوب شما شود به دلیل این است که او از خوبی خود استفاده کرده و محبوب شده؛ چرا
فرهنگ در رسانه
زمان به عنوان مدیر آموزش در آموزشگاه مستقر شدم. او یادآور شد: در آن مدت همه فعالیت ها زیر نظر خانم روستا انجام می شد. ایشان گاهی به آموزشگاه سر می زد اما گاهی به دلیل بیماری اش که شدت گرفته بود کمتر فرصت می کرد به اینجا سر بزند. در هر حال به خاطر سفارشی که خانم روستا داشت، مدیریت آموزشگاه را برعهده گرفتم و همچنان ادامه دادم. کارگردان مجموعه های درپناه تو و در قلب من با اشاره به دغدغه هما روستا برای
ستاره های فوتبال سیاه پوش شدند+عکس
یا همان غلامحسین پیروانی آغاز می شود و امسال هم مداحی جدیدی از غلامحسین پیروانی روی آنتن برنامه نود رفت. نکته مهم تمام این هیاتها این است که ورزشکاران خرج مراسم و شام و نذری ها و دیگر وسایل لازم را می دهند و کلی هم به نیازمندان کمک می کنند و فقرای زیادی به این هیاتها می آیند و تا از بازیکنان کمک بگیرند. معروف ترین هیات برای فرهاد کاظمی فرهاد کاظمی، مربی سرشناس و
بدون تنهایی نمی توانم زندگی کنم
. در من که این علاقه مندی به داستان ماندگار شد، حتی دوره دانشگاه، کلاس ها را مرتب می رفتم با اینکه رشته برق به ویژه در دانشگاه آریامهر سابق بسیار مشکل بود، ولی در کنار آن درس ها من داستان می خواندم، البته از فلسفه و روانشناسی و جامعه شناسی هم غافل نمی شدم، چون به اصطلاح از نظر ذهنی گرایش داشتم، ولی علاقه اصلی ام به داستان بود، برای اینکه فکر می کردم از طریق داستان من با انسان هایی آشنا می شوم که در
این دل شده هیأت اباعبدالله(36)/ باید که از نیزه سرت را پس بگیرم
/> دم وداع برای حسین، ساغر صبر کنارچشمه ی احلی من العسل ببرید نمی بُرَد اگر انگشت ،دل از انگشتر دل مرا به غنیمت از این محل ببرید تمام روز ندیدم به غیر زیبایی چه مانده غیر ندامت از این عمل ببرید؟ توان خار ندارد سه ساله ام، او را بدون سیلی از این راه لااقل ببرید بهانه گیری این طفل، راه حل دارد ولی
جویندگان کار در اسارت هرمی ها
فعالیت این شرکت هرمی برداشته شد. پسر دانشجو به بازپرس مدیرروستا گفت: 22 سال دارم و دانشجوی رشته دانش در دانشگاه سمنان بودم. اوایل مهرماه یکی از همکلاسی هایم با وعده کار در شرکت نفت اهواز مرا تشویق کرد. وسوسه کار در این شرکت بزرگ باعث شد بدون هیچ تحقیقی پیشنهادش را قبول کنم، به همین خاطر برای انجام مراحل کار به تهران آمدم. تا این که دوستم برای انجام مصاحبه من را به خانه ای در بریانک دعوت کرد
فرهاد آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم
در 5 سالگی به خاطر تصادف از دست دادم. در محله ای که شما پیاده از کوچه های آن عبور کردید بزرگ شدم. خانه ما مدرن ترین و شیک ترین خانه آن زمان بود و حالا قدیمی ترین خانه است. بچه ای بودم که مادرم اجازه می داد توی کوچه بازی کنم، به هرحال فضای آن دوره با الان فرق داشت، جالبه آن موقع کوچه معنا داشت، بچه ها باهم بزرگ می شدند و پدر و مادرها رابطه خانوادگی باهم داشتند، بنابراین هر محله ای برای