سایر منابع:
سایر خبرها
خاطرات تبلیغی حجت الاسلام قرائتی
: اتّفاقاً از نظر طبّ نیز این مطلب ثابت شده است که در سیستم بینایی چشم، دو نوع سلّول داریم؛ سلّول های مخروطی و سلّول های استوانه ای که روز و شب، شیفت عوض می کنند. سلّول هایی که غروب آفتاب می آیند، سلّول های سُست و تنبل هستند؛ لذا مطالعه در آن زمان به بینایی چشم ضرر می زند. کرامتی از پیرمرد حمال در کربلا در سفری به همدان، خدمت عالم بزرگوار آیت الله حاج ملاعلی همدانی(ره) رسیدم و از وی
اینفوگرافی هفت عامل مهم سعادت و شقاوت در عاشورا
علیهما السلام وقتی شب عاشورا سیدالشهدا علیه السلام اخبار فردا را به اصحابش فرمود، حضرت قاسم علیه السلام خطاب به عمویش گفت: آیا من هم در رکاب شما به شهادت می رسم؟ امام از او پرسیدند؟ مرگ در نظرت چگونه است؟ (کیف الموت عندک؟ ) حضرت قاسم علیه السلام در پاسخ عرض کرد: کشته شدن در رکاب شما از عسل شیرین تر است موسوعه تاریخ امام حسین علیه السلام ج 12 ص 218 عابس بن ابی شبیب
مرور 35 سال در 60 دقیقه با دروازه بان سرخابی ها
سربازی دوباره سرخپوش نشدید... نه. بعد از دو سال سربازی پرسپولیس از من خواست که به این تیم برگردم اما در آن زمان علی پروین کمتر به بازیکنان جوان میدان می داد. با خودم فکر کردم اگر به این تیم بازگردم، امکان دارد یک بازی فیکس باشم و یک بازی روی نیمکت. تصمیم گرفتم به جایی بروم که پیشرفت کنم. در آن زمان مسابقه ها به صورت لیگ یک و لیگ دو بود. در لیگ دو به تیم پیام رفتم و زیر نظر آقای
آن محرّم ماندگار در همدان
دستگیری امام و واقعه 15 خرداد خبر سفر محمدرضا پهلوی روز 18 خرداد به همدان منتشر شد. بهانه سفر شاه در ظاهر افتتاح مهمانسرای بوعلی در همدان بود، اما هدف اصلی آن وارونه جلوه دادن واقعه 15 خرداد بود. شهر را آذین بسته و طاق نصرت درست کرده بودند، آن هم در محرم که مردم در سوگ امام حسین(ع) هستند و بر در و دیوار پرچم سیاه و کتیبه زده اند. گفتم هر چه باداباد. تصمیم گرفتم و با توکل به خدا در منبری که در مسجد
فقر را تحمل کردم اما زیر بار فیلم فارسی نرفتم/ مکبر آیت الله دستغیب بودم/ رئیسعلی دلواری کمک کرد وارد ...
زاده (خدا بیامرزدش) بگویید بیاید. نجیب زاده آمد، از او پرسید: احمد، چندتا سناریو دستت هست؟ گفت: آقا سه تا. گفت: برای چه کسی نوشته ای؟ او هم اسم سه تا از بازیگران مطرح آن زمان را گفت. کوشان گفت: نمی خواهد ! هرسه تا را روی این بنویس. نجیب زاده گفت: چشم آقا. کوشان گفت: الان که فرستادمش بیرون، او را بهتر ببین. گفت: چشم آقا و رفت بیرون. من برگشتم و گفتم: معذرت می خواهم آقای دکتر، به من گفته اند به شما
خانواده شهدا جز احترام توقعی از مسئولین ندارند / خودشان زنگ زدند که می خواهند زیرگذر را بنام شهید حتملو ...
ماه به آرزویش رسید. وی گفت: ایشان وصیتی نداشتند ولی توصیه ای فرمودند مداوت در قرائت زیارت عاشورا بود و نماز حضرت زهرا که برخود واجب کرده بودند و در صبح روز شهادت نیزآن را ادا کردند. رفته بودیم که دلجویی کنیم ازخانواده شهید ، اما زمانی که فرزند شهید حتم لو را در آغوش گرفتم غمی توام با غرور مرا فرا گرفت که سید محمد طه نیز احسانی خواهدشد با تربیت پدر و مادر شهید که فرزند خود را
لذت یک پرواز سوئیت کلاس 23000 دلاری
احمقانه در سوئیت هستید، می توانید برای حفظ حریم خصوصی تان از دکمه “مزاحم نشوید” استفاده کنید. در طول تمام پرواز، مهماندارها تقریبا هر 3 دقیقه بدون ایجاد مزاحمت و آزار، به شما سر می زنند. آنها فقط به سرعت و با نگاهی سریع و لبخند زنان رد می شوند. بازدیدی هم از دستشویی برای تعویض لباس خواب داشتم. این یک سرویس بهداشتی است، چه چیز دیگری انتظار داشتید؟ صندلی ای
رابطه دختر و پسر؛ پسران حتماً بخوانند
اشکال نخواهد داشت اما باید دید مصادق فساد چیست ؟ مصادیق فساد در روابط دو نامحرم : در باب مصادیق مفسده در روابط دو فرد نامحرم باید ابتدا به حدیثی از حضرت موسی اشاره نمایم . این حدیث خیلی قابل دقت است .باید در آن تامل کرد . روزی شیطان به نزد موسی علیه السلام آمد . موسی از او پرسید چگونه بر فرزندان آدم تسلط پیدا می کنی ؟ شیطان گفت : من برای تسلط بر فرزندان آدم راهکارهای
نوحه خوان های جبهه دنبال ساز نبودند دنبال سوز بودند
زیارت عاشورا برقرار بود و در مسیر رفت و برگشت صبحگاه هم از ذکر و نام اهل بیت علیهم السلام مدد گرفته می شد و سینه زنی و نوحه خوانی در مسیر هم به این فضا کمک می کرد. شب ها برنامه های دعا و مناجات نیز برقرار می شد تا آن آمادگی های اولیه در رزمندگان به وجود بیاید. که این ها در طول سال در جبهه ها به صورت عادی برگزار می شد. اما بعضی از نوحه ها مثل برخی از نوحه های آهنگران مانند ای لشکر صاحب زمان آماده
آمادگی برای روانه شدن به پیشگاه خداوند سعادت است+فایل صوتی
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، متن زیر سخنرانی علامه محمدتقی جعفری با موضوع ابهام زدایی های عاشورا است که در شب نهم محرم سال 1374 ایراد شده است: دریافت یکی از مطالب بسیار قابل توجه و قابل دقت، آن جمله ای است که فرزند عزیز حسین(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) عرض کرد. موقعی که مسیر نینوا را در پیش گرفته بودند، حضرت سیدالشھداء در پشت اسب خود، به خواب سبکی
رزمنده ای که با نارنجک به شکار تانک می رفت
می کردی. لبخند تلخی زد و گفت: از سرماست که می لرزم نه از ترس. من دست هایش را میان دستانم گرفتم و شروع کردم به ماساژ دادن، او را بغل کردم، بعد گفتم: حالا راه بیفت تا عقب نیفتی. دیدم خم شد و دو گلوله آرپی جی را گرفت، گفتم: این دو تا را بنداز پایین، دستت یخ می زند. زیر چشمی مرا نگاه کرد و گفت: این دو تا گلوله با پول بیت المال خریداری شده، بندازم اینجا؟! در آن عملیات من مجروح شدم و دیگر
ماجرای نامه یک دختر به امام زمان (عج) و پاسخ یک مرجع به آن
به گزارش شیعه آنلاین، نامه گله مندانه دختری به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توسط مرجع عالیقدر، حضرت آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی پاسخ داده شده است. در ذیل متن کامل این نامه به همراه پاسخ معظم له را منتشر کرده ایم: این نامه را به امام زمان می نویسم و چون ایشان را نیافتم جواب آن را از شما (حضرت آیت الله صافی گلپایگانی) که نماینده ایشان می باشید می خواهم: من نمی
احسان پرسا :شبکه های اجتماعی برای کیفیت شعرِ شاعران، حکم سم دارد
شرح وضعیت عزاداران یا مربوط کردن عشق و عاشقی های انسانی به شعر عاشورا یا وصف حرم اباعبدالله علیه السلام و یا متأسفانه شرح چشم و ابروی حضرت بزرگوار شهید در واقعۀ عاشوراست. دو نکته وجود دارد. اول این که این نهادها در جذب شاعران عاشورایی، به خط و ربط ها بیش از تخصص ها توجه می کنند. به همین خاطر، نام های بزرگی را جا انداخته اند و افرادی که نمی توانند جریان ساز باشند را در نهادهای خود همراه
مرجعی که سفیر انگلیس را خوار کرد
از بین می رود. روایتی در این زمینه بیان شده که روایت خیلی عجیبی است. وجود مقدّس پیامبر اکرم، محمّد مصطفی(ص) این روایت شریفه را نقل می کنند. حضرت فرمودند: یُوشِکُ الاُمم تَداعی عَلَیْکُمْ تَداعِیَ الأکَلَةِ علی قَصْعَتِها ، زود باشد که دیگران بر شما هجوم می آورند، مثل گرسنگانی که یک ظرف غذا جلوی آن ها بگذارید. یک کسی بلند شد و سؤال کرد، قالَ قائلٌ مِنْهُمْ: مِنْ قِلّةٍ نَحْنُ
اشک ها و لبخندها/ اشک های شوق و لبخندهای رضایت بر چهره دانش آموزان دختر دبیرستان استثنایی کاوش
: وقتی تدارک این برنامه، یعنی دیدار امروز ازسوی اتاق بازرگانی و اتاق اصناف و خیراندیشان این دو مجموعه چیده شد، هرگز باور نمی کردم این مسئله به واقعیت بپیوندد و این را به همکارانم هم گفتم شاید تقریبا همه در ناباوری بودیم اما یک روز صبح که یکی از همکاران به دبیرستان آمد ولوله ای در میان همکاران برپا کرد، گفت: دیشب خواب دیدم که یاران حسین علیه السلام به یاری این بچه ها خواهند آمد لرزه
هنگام مرگ وقتی آقا آمد، پدرم دستم را فشرد
) وارد شده است دربندی ادامه داد: من در روضه ها از پدرم چیزهایی یاد می گرفتم؛ مثلاً وقتی وارد اتاق می شدیم و صاحبخانه هنوز نیامده بود، پدرم می گفت السلام علیک یا اباعبدالله و گریه می کرد؛ یک روز از او پرسیدم کسی در اتاق نیست که تو گریه می کنی، گفت پسرم تو یقین بدان که هرجا مداح اهل بیت(ع) وارد می شود قبلش رسول الله(ص) و حضرت زهرا(س) وارد شده اند، فلذا تو باید در مجلس روضه، دو زانو و مؤدبانه
نوری که از حسین(ع) می تراود+فایل صوتی
: یأبی الله ذلک : خدا نمی گذارد. من چه طور برای خودم اختیار قایل بشوم بگویم: حسین تو قبول کن و به خودت تلقین کن که بالاخره اگر تو جواب مثبت بگویی، تمام دنیا را در اختیار تو می گذارند، زیرا اولین شخصیت زمان ھستی و اگر اولین شخصیت یک بلی بگوید، کار تمام است. نخیر! اگر اختیار در دست من بود انجام نمی دادم، چه رسد به این که یأبی الله خدا امتناع می ورزد، و اجازه این کار را نمی دھد. شما ببینید در تحلیل تاریخ
این ساز با سوز دل کوک می شود
حراج کند، لبخند معصومه زیباترین عیدی بود. یک شب هم پدر یکی از هنرجویانم با من تماس گرفت و گفت به بیمارستان بروم و برای امیرحسین ساز بزنم تا دردهایش آرام شود. با اینکه شهر دیگری بودم، همان لحظه به سمت اصفهان حرکت کردم، وقتی رسیدم امیر حسین به کما رفته بود، ساز می زدم و اشک می ریختم، دلم می خواست دنیا دوباره تکرار شود و من امیرحسین شوم تا ذره ای از دردهایش را به جان بخرم. امیر حسین به خواب رفت و هیچ
معیارهای مستندسازی در پیاده روی اربعین/ مردم چرا روایت فتح را دوست دارند؟
به مخاطب داده ام که ظلم است. برای فیلم ابوعلی یک شخصیت ذهنی از یافته های سفر قبلی ام ساختم، بعد پیدایش کردم و می دانستم با او کجا بروم و چه بگویم و او را به سمت میزانسن خود بردم. وقتی شخصیتی در موکب خود متمرکز است دست و بال شما باز است و زندگی و جهان آن آدم را می بینید و به او نزدیک می شوید که این اتفاق در پیاده روی نمی افتد. آئین های عاشورایی و مستندسازی از ظاهر قدمی اندکی
روضه امام حسین(ع) را جهانی می کنیم
مطبوعاتی بگذارد و پاسخگوی سوالات باشد. تمام انتقادات از سر دلسوزی بوده است و بسیاری از انتقادات به ما کمک کرده است. مثلا ما در عملیات 10 شب برگزاری هیئت هستیم و در آن بین کسی می آید و حرفی به ما می زند و من بعدا فراموش می کنم و آن فرد که گفته متوقع می شود و بعدا هم می گوید ما که به شما گفتیم. الان دیگر به اون دوستان می گویم برای من ایمیل کنید. حالا حرف دیگری هم مطرح می شود که برخی می
اشعار روز دهم محرم؛ حضرت سیدالشهدا (ع)
آهسته برو نیمه جان گشتم تو هم این نیمه ی جان می بری (احسان محسنی فر) وقتی که کافرها تورا تکفیر کردند سرنیزه ها خواب تورا تعبیر کردند ظهر است اما اسبها روی تن تو چندین هلال ماه را تصویر کردند حالا که افتادست کارت دست اینها اوباش مرگ صعب را تقدیر کردند هرچه گذشت اوضاع تو غمبارتر شد حتی دعاهای شما تغییر کردند
اشعار روز نهم محرم؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)
گروه دین مشرق- به مناسبت برگزاری سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، 40 قطعه شعر از شاعران آئینی برجسته و به نام کشور را با موضوع "حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)"، به محبان آل الله (علیهم السلام) تقدیم می نماید. علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک کیسویِ دخترکِ
تاریخ نگاری اولین اقدام موثر در حفظ آثار دفاع مقدس/ لحظه به لحظه تا فتح الفتوح والفجر 8
جوش کاری. موقع جوش زدن، کمکش کردم. آهن را روی سقف سنگر ریختیم. شب چشم درد عجیبی گرفتم. چشمم سوز عجیبی داشت. ساعت 1 نصفه شب به بهداری رفتم. پس از برگشتن، درون کیسه خواب و بیرون از سنگر خوابیدم. چرا که چشمم داخل سنگر درد می گرفت. اما با طلوع صبح، دردِ چشمم خوب شد. ■■■ امروز 1364/09/18 است برادران همه جمع شده اند و سنگر درست کرده اند. خاک ها را داخل کیسه ریخته و پشت سنگر گذاشته
در این کشور طلا ریختند، کسی جمع نمی کند
ها مسافرکشی می کردم، درضمن درس هم می خواندم. همیشه به پدرم می گفتم دوست دارم آدم بزرگی شوم و از همان زمان دنبال سکه و سفال و قباله های قدیمی، دست نوشته و کتاب های قدیمی بودم. مردم به پدرم می گفتند: پسرت آشغال جمع می کند و او کتکم می زد و فلکم می کرد که این کار را نکنم. می گفت: آبرویم را می بری. اما من همیشه دوست داشتم روی پای خودم بایستم. چرا دسته دسته به آنها پول بدهیم از
گلایه های یک دختر به امام زمان علیه السلام و پاسخ زیبای یک مرجع تقلید
انگشتاشون پینه کرده. گفتم: حضرت آقا من شنیده بودم حاج شیخ عباس قمی انگشتاش پینه کرده بود گاهی... ولی نمی دانستم شما. بعد ایشان فرمود از قول آیت الله العظمی گلپایگانی. فرمود: آیت الله العظمی گلپایگانی می فرمود: شب های زمستان من می نشستم مطالعه می کردم، پیش خوانی حرم مرا به خود می آورد. می دونی یعنی چی، یعنی ده ساعت مطالعه، بعد این عالم بزرگوار یک نامه ای به من داد- می خوام خدمت به دین را
تعطیلی چوکا، دروغ است / گردن شکستن یک کاندید انتخابات مجلس!
مدیر عامل چوکا ترتیب دادیم که در ادامه می خوانیم: کمی از سابقه خودتان بگویید بنده محمد رضا وزوایی هستم، مهندسی برق ام را سال 53 از دانشگاه شریف تهران گرفته ام ، سال 1374 هم از دانشگاه مدیریت تهران فوق لیسانس مدیریت صنعتی گرفتم، الان هم دانشجوی دکترا هستم. تقریبا 43 سال است در صنعت شاغلم، از بعد از انقلاب هم در تمام صنایع بودم ، صنایع ملی ایران ، هم ملی کردیم ، هم
امپراطوری اپ (فصل پنجم/ بخش اول)
خوبی نباشد. صدای منفی باف درون ام را می شنیدم. دست پاچه و معذب پشت میز نشستم و شروع به صحبت در باره ی ایده ام کردم و توضیح دادم که چیزی درباره دنیای اپ نمی دانم؛ اما بسیار مشتاق یاد گرفتن هستم. کوین ، مدیر پروژه به من گفت: “جای نگرانی نیست، ما به شما کمک می کنیم.” بعد از چند دقیقه صحبت در باره ی این که اپلیکیشن ام چطور کار می کند و مدت زمان کار و هزینه ها، اعتماد به نفس ا م بیش تر شده بود
حاشیه های حضور رهبری در منزل شهید همدانی+تصاویر
متری تا درِ خروج چند دقیقه ای طول می کشد. مردها خودشان را می رسانند و دست یا عبای آقا را می بوسند. بیرون از خانه، کنجکاوی آن بچه های زبل کار خودش را کرده است و جمعیتی جمع شده اند. همه سیاهپوش. بچه هیئتی های پرشور صلوات می فرستند. شب پنجم محرم است، شب عبدالله بن الحسن علیه السلام. منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
خاطره ای از استقبال رهبر انقلاب از موعظه و مداحی بهتاش در بیت رهبری
دستگاه اهل بیت(علیهم السلام) صحبت کنید. عنوان نوکری در خانه اهل بیت علیهم السلام، عنوان بزرگی است. اما همان اندازه که این عنوان برای انسان ایجاد موقعیت می کند، در عین حال باید توجه داشت که نوکری در خانه این خاندان بزرگوار مسئولیت هایی هم برای انسان ایجاد می کند. هم روضه خوان ها لولو و مرجان را بخوانند نوکر در خانه حضرت سیدالشهدا (ع) به کسی گفته می شود که با خلوص به آن
کارشناس عراقی: کمتر از 30 درصد عراق تحت سلطه داعش است
فلسطینی ها با سنگ جنگیدند و می جنگند، شیعیان عراق سنگ هم نداشته باشند دیوار انسانی تشکیل می دهند تا تانک ها از رویشان رد شوند ولی آسیبی به اماکن مقدس ما مانند حرم امیر المونین و حرمین کربلا نرسد. این اتفاق نه در خواب نه در بیداری اتفاق نمی افتد. من چند وقت پیش یک حرفی زدم و بعضی ها ناراحت شدند من گفتم که عربستان مشکلش با علی (ع) و محمد (ص) نیست بلکه مشکلشان با خدا است در فتوای 12 ابن عبدالوهاب آمده که